فهرست مطالب

دانش گیاه پزشکی ایران - سال چهل و دوم شماره 2 (پاییز و زمستان 1390)
  • سال چهل و دوم شماره 2 (پاییز و زمستان 1390)
  • تاریخ انتشار: 1391/02/18
  • تعداد عناوین: 18
|
  • محسن فرزانه، مسعود احمدزاده، علیرضا قاسم پور، منصوره میر ابوالفتحی، محمد جوان نیکخواه، عباس شریفی تهرانی صفحه 191
    آفلاتوکسین به عنوان یکی از خطرناک ترین توکسین های قارچی برای انسان و دام محسوب می شود. آلودگی محصولات کشاورزی به آفلاتوکسین، سبب زیان اقتصادی در کشاورزی، صنایع غذایی و دامی می شود. در طبیعت میکروارگانیسم هایی وجود دارند که با مکانیسم های مختلف، قادر به کاهش این آلودگی در محصولات کشاورزی هستند. در این راستا نحوه تاثیر چهار جدایه از Bacillus subtilis در کاهش آفلاتوکسین Aspergillus flavus در شرایط آزمایشگاه مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد جدایه BsP1 با جلوگیری کامل از تولید بیومس قارچ در محیط کشت مایع PDB بیشترین تاثیر را نشان داده و جدایه های BsP4، BsP5 و BsP38 به ترتیب با 88/58، 41/27 و 03/29 درصد کاهش بیومس قارچ و متعاقبا باعث کاهش 85/86، 80/21 و 16/26 درصدی میزان آفلاتوکسین B1 نسبت به شاهد بدون باکتری شدند و به عبارتی همبستگی منفی معنی داری بین میزان کاهش بیومس قارچ با مقدار آفلاتوکسین B1 تولید شده مشاهده شد. تاثیر باکتری ها در پاک سازی آفلاتوکسین اضافه شده به محیط کشت نشان داد که هیچ یک از جدایه ها قادر به پاک سازی آفلاتوکسین B1 پس از سه روز نبوده اما پس از پنج روز جدایه BsP1 باعث پاک سازی کامل آفلاتوکسین شد. سلول های هیچ یک از چهار جدایه باکتری نقشی در جذب سطحی آفلاتوکسین B1 نداشتند و فقط متابولیت های خارج سلولی جدایه BsP1 در تجزیه آفلاتوکسین B1 نقش قابل توجه ای داشت. این نتایج نشان می دهد که جدایه های امید بخش B. subtilis عمدتا با دو مکانیزم آنتی بیوز و تجزیه در کنترل آفلاتوکسین محصولات کشاورزی موثر هستند.
    کلیدواژگان: تجزیه بیولوژیکی، آفلاتوکسین، آنتی بیوز
  • فائزه باقری، حمید روحانی، ماهرخ فلاحتی رستگار، روح الله صابری ریسه صفحه 199
    یکی از ویژگی های مهم سودوموناس های فلورسنت، که با توانایی بیوکنترل آنها در ارتباط است، قدرت و توانایی آنها در ایجاد تنوع فازی طی کلونیزاسیون ریزوسفر می باشد. برای بررسی این پدیده ابتدا 24 جدایه باکتریایی سودوموناس فلورسنت که در مقابل قارچ Ggt هاله بازدارندگی بین 67/14-3 میلی متر ایجاد کردند برای انجام آزمایش گلخانه ای انتخاب شدند. در آزمون گلخانه ای 12 جدایه باکتریایی که توانستند باعث کاهش بیماری پاخوره گندم به میزان 5/77%-5/47% شوند برای بررسی پدیده تنوع فازی در شرایط آزمایشگاه انتخاب شدند. این 12 جدایه باکتریایی بر روی محیط های SA و KB کشت داده شدند و در هفت جدایه باکتریایی Um141، Um11، Um138، Um70، Um115، UmCHN5 و Pseudomonas fluorescens F113 کلونی هایی با مورفولوژی متفاوت مشاهده گردید. نتایج بررسی پدیده تنوع فازی در این جدایه های باکتریایی طی کلونیزاسیون ریزوسفر هم در شرایط سترون و هم در حضور قارچ بیمارگر Ggt نشان داد که تنوع فازی در این هفت جدایه باکتریایی طی کلونیزاسیون ریزوسفر رخ داده و باکتری ها توانستند خود را با شرایط متفاوت رشدی ریشه سازگار نموده و به انتهای ریشه برسانند. مقایسه جمعیت باکتریایی در قسمت های مختلف ریشه در این آزمایش حاکی از آن بود که بیشترین جمعیت در قسمت انتهایی ریشه وجود داشت. نتایج بررسی پدیده تنوع فازی در حضور قارچ بیمارگر Ggt نیز گویای این مطلب بود که این پدیده توانایی کاهش بیماری پاخوره گندم را دارا می باشد.
    کلیدواژگان: کلونیزاسیون، Gaeumannomyces graminis var، tritici، _ گندم، سودوموناس های فلورسنت، تنوع فازی
  • رویا فرهادی، حسین اللهیاری*، آرش راسخ، مهسا الداغی، فرهاد فرهودی صفحه 209

    برای کسب اطلاعاتی دقیق در مورد توان تولیدمثلی کفشدوزک Hippodamia variegata Goeze و مقایسه آن با توان تولیدمثل شته سیاه باقلا، Scopoli Aphis fabae، جدول زیستی باروری این دو حشره در شرایط آزمایشگاهی کنترل شده (دمای Co1± 23) مورد مطالعه قرار گرفت. داده های خام جدول زندگی با مدل اویلر- لوتکا تجزیه شد. برای محاسبه خطای استاندارد پارامتر های رشدی جمعیت و تولید داده های کاذب برای این پارامترها از روش جک نایف استفاده شد. بر اساس مدل اویلر- لوتکا، نرخ ذاتی افزایش جمعیت کفشدوزک 002/0±197/0 در روز برآورد گردید، دیگر پارامترهای جدول زندگی شامل نرخ خالص تولیدمثل، میانگین مدت زمان نسل، نرخ متناهی افزایش جمعیت و زمان دو برابر شدن جمعیت به ترتیب 09/22±43/365 پوره، 37/0±96/29 روز، 002/0±218/1 در روز و 033/0±52/3 روز برآورد گردید. پارامتر های برآورد شده برای شته سیاه باقلا عبارتند از: نرخ ذاتی افزایش جمعیت 01/0±309/0 در روز، نرخ خالص تولیدمثل 6/4±98/41 پوره، میانگین مدت زمان نسل 21/0±1/12 روز، نرخ متناهی افزایش جمعیت 015/0±36/1 در روز و زمان دو برابر شدن جمعیت 078/0±24/2 روز. مقایسه آماری مقدار پارامتر های محاسبه شده با مدل اویلر- لوتکا برای شته و کفشدوزک نشان داد که بین آنها تفاوت معنی داری وجود دارد و توان تولیدمثلی شته بیش از کفشدوزک می باشد.

    کلیدواژگان: اویلر، لوتکا، نرخ ذاتی افزایش جمعیت، جدول زندگی، کنترل بیولوژیک
  • ریحانه درسویی، جواد کریمی، مهدی مدرس اول صفحه 217
    شته ها از آفات مهم کشاورزی هستند، اما گرایش تکاملی آنها به سمت کاهش ویژگی های مفید تاکسونومیک و تغییر پذیری صفات ظاهری به دلیل تاثیر عوامل محیطی و میزبان گیاهی، شناسایی مرفولوژیک آنها را در برخی مواقع دچار مشکل می نماید. مدیریت صحیح این آفات مستلزم شناسایی دقیق آنها است، لذا استفاده از روش های نوین شناسایی می تواند در زمینه کنترل این آفات راه گشا باشد. در مطالعه ای که به منظور شناسایی شته های درختان میوه دانه دار، طی سال های 1387تا 1389 در شهرستان مشهد انجام گرفت، علاوه بر روش های مورفولوژیک رایج از روش شناسه گذاری (بارکدینگ) DNA نیز استفاده گردید. در این بررسی گونه های Allocotaphis quaestionis، Aphis pomi، Dysaphis affinis، D. plantaginea و Nearctaphis bakeri از روی سیب، به و گلابی جمع آوری گردید که گونه A. quaestionis برای اولین بار از ایران گزارش می شود. بارکد DNA برای ناحیه cox1 این گونه ها تهیه و روابط تبارشناسی میان گونه های جمع آوری شده و سایر گونه های این خانواده بررسی گردید. براساس این شناسه، شناسایی ظاهری تایید شد و نتایج داده های مولکولی با مشخصات مرفولوژیک و گروه بندی کلاسیک انطباق داشت و گونه های مورد مطالعه بر اساس جنس و قبیله تفکیک شدند. استفاده از خط شناسه گذاری (DNA بارکد) به عنوان ابزاری برای شناسایی شته ها برای اولین بار در ایران انجام گرفت و نتایج این مطالعه موید این است که توالی cox1 می تواند در مطالعه تعیین هویت و بررسی روابط تبارشناسی شته ها به کار رود.
    کلیدواژگان: روش NJ، cox1، خط شناسه گذاری DNA، شته
  • پرستو مطلبی، محمد جوان نیکخواه، سیدمحمود اخوت، خلیل بردی فتوحی فر صفحه 227
    به منظور تعیین تنوع ژنتیکی Pyricularia grisea، 35 جدایه تک اسپور بر اساس انگشت نگاری DNA به روش rep-PCR و شناسایی گروه های سازگاری رویشی در این تحقیق استفاده شدند. جدایه ها در سالهای 1376-1378 از خوشه های آلوده به بیماری بلاست مزارع برنج استان گیلان جمع آوری گردید. برای تعیین تنوع ژنتیکی و شناسایی دودمان های کلونی پراکنده در جمعیت قارچ، از دو آغازگر طراحی شده بر اساس توالی نوکلئوتیدهای قطعه ERIC و BOX، استفاده گردید. قطعات DNA با طولی بین 400 تا 2500 جفت باز تکثیر شدند. چهار دودمان کلونی در بین جدایه ها شناسایی و با حروف A، B، C و D مشخص شدند. دودمان کلونی A با فراوانی حدود 28/74% دودمان کلونی غالب را تشکیل داد. برای شناسایی گروه های سازگاری رویشی، جهش یافتگان nit در محیط حداقل حاوی 5% کلرات جداسازی و آزمونهای مکمل سازی جهش یافته های nit در تمام حالات ممکن روی محیط حداقل انجام شد. چهار گروه سازگاری رویشی VCG1، VCG2، VCG3 و VCG4 در بین جدایه ها تشخیص داده شد. گروه VCG3 با 14 جدایه، گروه غالب بود. در این تحقیق نشان داده شد که نتایج جدایه های به دست آمده از برنج که چهار گروه سازگاری رویشی تشکیل دادند، در تعیین تنوع ژنتیکی به روش مولکولی از یکدیگر با بیش از 80 % شباهت تفکیک شدند و بیشترین تعداد جدایه های VCG3 در دودمان کلونی A قرار داشتند. هر دو روش نشان داد که تنوع ژنتیکی کمی در درون جمعیت قارچ بر روی برنج وجود دارد.
    کلیدواژگان: جهش یافتگان nit، هاپلوتیپ، بلاست برنج، دودمان کلونی
  • فاطمه حمزه وی، سعید محرمی پور، علی اصغر طالبی صفحه 241
    در این پژوهش سمیت تنفسی اسانس برگ گیاهان اکالیپتوس Eucalyptus camaldulensis Dehnh. و بطری شور Callistemon viminalis (Gaertn) روی حشرات کامل 1 تا 3 روزه شپشه آرد Jacquelin du Val. Tribolium confusum در ظروف خالی و در ظروف محتوی گندم و همچنین روی لاروهای 5 و 20 روزه آن بررسی شد. اسانس گیاهان با استفاده از دستگاه کلونجر به روش تقطیر با آب استخراج شد. آزمایش ها در دمای 1±27 درجه سلسیوس و رطوبت نسبی 5±60 درصد و در تاریکی انجام شدند. نتایج آزمایش ها حاکی از آن بود که با افزایش غلظت اسانس و زمان اسانس دهی مرگ ومیر افزایش می یابد. غلظت کشنده 50 درصد روی حشرات کامل برای اسانس اکالیپتوس 88/20 و برای اسانس بطری شور 06/20 میکرولیتر بر لیتر هوا به دست آمد که اختلاف معنی داری با هم نداشتند. LT50 حشرات کامل در غلظت های 71/35، 14/32، 57/28و 25 میکرولیتر بر لیتر هوا از اسانس اکالیپتوس به ترتیب برابر با 39/13، 35/14،14/15و 59/20 ساعت محاسبه شد، در صورتی که برای اسانس بطری شور در همین غلظت ها برابر با 72/10، 69/11، 46/14 و 57/17 ساعت به دست آمد. لاروهای 5 روزه نسبت به حشرات کامل و حشرات کامل از لاروهای 20 روزه حساسیت بیشتری به اسانس های به کار رفته نشان دادند. غلظت کشنده 50 درصد (LC50) در توده محصول برای اسانس اکالیپتوس و بطری شور به ترتیب 50/875 و 27/741 میکرولیتر بر لیتر هوا به دست آمدند که افزایش مقدار LC50 در توده گندم احتمالا به دلیل جذب مقدار قابل توجهی از اسانس توسط گندم بوده و یا اینکه قدرت نفوذ اسانس در توده کم بوده است.
    کلیدواژگان: سمیت تنفسی
  • عبدالله احمدپور، یوبرت قوستا، محمد جوان نیکخواه، محمدرضا فتاحی مقدم، کیوان غضنفری صفحه 251
    به منظور تعیین تخصص یافتگی و دامنه میزبانی جدایه های قارچ Wilsonomyces carpophilus، عامل لکه غربالی، تعدادی از نهال های بذری درختان میوه هسته دار شامل زردآلو، بادام، آلوچه، آلو، هلو، گیلاس و آلبالو، درختان میوه دانه دار (سیب، گلابی، زالزالک و ولیک) و گیاهان زینتی (رز، گل محمدی و نسترن) در شرایط گلخانه تحت آزمون های بیماری زایی قرار گرفتند. پنج جدایه از پنج میزبان مختلف (زردآلو، بادام، آلوچه، هلو و گیلاس) جهت بررسی تخصص یافتگی و دامنه میزبانی استفاده شد. آزمون بیماری زایی روی گیاهان مذکور در مرحله 10 برگی و با استفاده از سوسپانسیون اسپور با غلظت 105 کنیدی در هر میلی لیتر آب مقطر سترون و تحت شرایط دمایی C ̊2±20 و رطوبت نسبی بیش از 75 درصد انجام شد. نتایج نشان داد که تمامی نهال های بذری درختان میوه هسته دار در مقابل هر پنج جدایه حساس بودند و بین جدایه ها تخصص یافتگی میزبانی دیده نشد. به علاوه، روی برخی از برگ ها و سرشاخه های جوان گلابی و برگ های سیب و زالزالک بعد از چهار روز نشانه های بیماری به صورت لکه های قهوه ای کمرنگ تا تیره مشاهده گردید، اما لکه ها گسترش نیافته و ریزش نکردند و تا بعد از 20 روز هیچ اسپورودوکیومی روی این لکه ها تشکیل نشد. همچنین، نشانه ای روی ولیک و گیاهان زینتی مشاهده نگردید. به نظر می رسد که قارچ عامل بیماری محدود به درختان میوه هسته دار باشد. ظهور نشانه های بیماری روی میوه های بادام، آلوچه، آلو، هلو، شلیل و سرشاخه های زردآلو در شرایط طبیعی و نیز آلودگی سرشاخه های آلو، آلوچه و زردآلو در شرایط گلخانه و جداسازی عامل بیماری از این اندام ها برای اولین بار از ایران گزارش می گردد. مقاومت نسبی نه رقم هلو نسبت به سه جدایه قارچ W. carpophilus در طرح کاملا تصادفی در قالب فاکتوریل در سه تکرار و در شرایط گلخانه با دمای C ̊2 20 و رطوبت نسبی بیش از 75 درصد انجام شد. نتایج نشان داد که تفاوت معنی داری بین مقاومت نسبی ارقام هلو و بیماری زایی جدایه ها وجود دارد. رقم دیکسی رد حساس ترین و ارقام ردتاپ، اسپرینگ کرست و آلبرتای پیش رس مقاوم ترین ارقام بودند. ارقام انجیری، جی اچ هیل، آلبرتای دیررس و سان کرست متحمل ترین ارقام شناخته شدند.
    کلیدواژگان: مقاومت، گونه های هسته دار، حساسیت، ارقام هلو، جدایه
  • محمدرضا عتیقی، ابراهیم پورجم، سیدمحمود اخوت صفحه 261
    به منظور شناسایی نماتدهای انگل گیاهان باغی استان خراسان شمالی، طی سال های 1388 و 1389، تعداد 170 نمونه خاک و ریشه طی فصول مختلف جمع آوری و نماتدها با استفاده از روش الک و سانتریفوژ استخراج گردید. نماتدهای استخراج شده با استفاده از روش دگریسه به گلیسیرین خالص منتقل و پس از آن اسلایدهای دائمی تهیه و با استفاده از میکروسکوپ نوری مورد شناسایی قرار گرفت. در این تحقیق 12 گونه از جنسFilenchus، شامل گونه های F. afghanicus (Khan & Khan، 1978) Siddiqi، 1986، F. andrassyi (Szczygiel، 1969) Andrássy، 1979، F. baloghi (Andrássy، 1958) Siddiqi، 1986، F. cylindricaudus (Wu، 1969) Siddiqi، 1986، F. facultativus (Szczygiel، 1970) Raski & Geraert، 1987، F. misellus (Andrássy، 1958) Raski & Geraert، 1987، F. paravesiculosus Karegar & Geraert، 1998، F. polyhypnus (Steiner & Albin، 1946) Meyl، 1961،F. sandneri (Wasilewska، 1965) Raski & Geraert، 1987، F. vulgaris (Brzeski، 1963) Lownsbery & Lownsbery، 1985، F. elegantulus Raski & Geraert، 1986،F. longicaudatulus Zell، 1988 مورد شناسایی قرار گرفت که دو گونه آخر برای فون نماتد های ایران جدید هستند.
    کلیدواژگان: شناسایی، Filenchus، گیاهان باغی، خراسان شمالی، Tylenchidae
  • الهام اکبریان فیروزآبادی، بهزاد حبیب پور، حمید گله داری، پرویز شیشه بر صفحه 267
    موریانه Microcerotermes diversus (Isoptera: Termitidae) یک آفت مهم چوب در استان خوزستان بوده که خسارت های اقتصادی جدی را به لوازم سلولزی وارد می نماید. به منظور بررسی تنوع ژنتیکی این آفت، 13 جمعیت از نقاط مختلف استان خوزستان به علاوه 2 نمونه از جزیره خارک و بندرعباس جمع آوری گردید. بعد از استخراج ژنوم، یک قطعه با طول 486 جفت باز از ژن میتوکندریایی سیتوکروم اکسیداز دو (COII) تکثیر و سپس تعیین توالی گردید. آنالیز بیشینه پارسیمونی با استفاده از نرم افزار Mega4 انجام شد. مشخصات تبارنمای حاصل به این شرح بود: طول درخت: 237، شاخص ثبات: 7721/0 و شاخص نگهداری: 8666/0. در این تبارنما، 15جمعیت، به استثناء 2 گروه خارجی، در 2 شاخه فیلوژنتیکی قرار گرفتند. اختلاف ژنتیکی میان جمعیت ها با استفاده از مدل Kimura-2parameter از صفر تا 117/0 تخمین زده شد که سطح پایینی از تنوع ژنتیکی را بیان می کند و نشان می دهد که جمعیت های مورد بررسی از هم جدا نبوده و ارتباط بالایی بین آنها وجود دارد.
    کلیدواژگان: بیشینه پارسیمونی، اختلاف ژنتیکی، استان خوزستان
  • آرزو حیدرزاده، غلامحسین مروج، سعید هاتفی، جواد شباهنگ صفحه 275
    سمیت تنفسی اسانس گیاهان رازیانه Foeniculum vulgare Miller، کلپوره Teucrium polium Boiss. و مرزه Satureja hortensis L. روی سوسک چهار نقطه ای حبوبات Callosobruchus maculatus F.، در یک دوره زمانی 24 ساعته مورد بررسی قرار گرفت. اسانس ها با استفاده از دستگاه کلونجر به روش تقطیر با آب تهیه شد. آزمایش ها در شرایط دمای °C 2±28 و رطوبت نسبی 5±60 درصد و در تاریکی انجام شد. از هر اسانس 6 غلظت در 6 تکرار مورد آزمایش قرار گرفت. شناسایی ترکیبات اسانس ها با استفاده از روش GC-MS صورت گرفت. نتایج نشان داد که اصلی ترین ترکیبات در اسانس رازیانه، ترانس-انتول(61/60%) و فنچون (14/12%) و در اسانس کلپوره، پیپریتنون اکساید (72/21%)، آلفا پینن (33/11%) و کارون (29/11%) بود. کارواکرول (13/50%) و تیمول (77/27%) عمده ترین ترکیبات اسانس مرزه بودند. هر سه اسانس روی حشرات کامل سمیت تنفسی بالایی داشتند. مرگ ومیر حشرات کامل یک روزه در هر دو جنس نر و ماده با افزایش غلظت اسانس ها افزایش یافت. نسبت به کلیه اسانس ها، حشرات نر در مقایسه با حشرات ماده حساسیت بیشتری نشان دادند. اسانس رازیانه با LC50 معادل 31/21 و 45/29 میکرولیتر بر لیتر هوا به ترتیب علیه افراد نر و ماده، موثرتر از سایر اسانس های مورد بررسی بود. مقادیر LC50 برای اسانس کلپوره معادل 63/54 و 75/80 میکرولیتر بر لیتر هوا و برای اسانس مرزه معادل 36/74 و 66/156 میکرولیتر بر لیتر هوا به ترتیب علیه افراد نر و ماده بدست آمد. نتایج این بررسی، نشان دهنده پتانسیل بالای این اسانس ها به ویژه اسانس رازیانه در کنترل سوسک چهار نقطه ای حبوبات می باشد.
    کلیدواژگان: سوسک چهار نقطه ای حبوبات، مرزه، کلپوره، رازیانه، اسانس های گیاهی، سمیت تنفسی
  • سمیه فروزش، اسکندر زند، محمد علی باغستانی میبدی، فاطمه دستاران صفحه 285
    به منظور ارزیابی کارایی تعدادی از علف کش های ثبت شده در ایران برای کنترل علف هرز یولاف وحشی، دو آزمایش مجزا به صورت گلخانه ای، در بخش تحقیقات علف های هرز موسسه تحقیقات گیاه پزشکی کشور در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی انجام شد. در هر آزمایش یک جمعیت یولاف وحشی توسط 10 تیمار علف کشی با 12 تکرار مورد آزمایش قرار گرفت. تیمارهای آزمایشی عبارت بودند از: علف کش های کلودینافوپ - پروپارژیل 064/0 گرم ماده موثره در هکتار، مزوسولفورون + یدوسولفورون + مفن پایر (با و بدون روغن همراه) 525 گرم ماده موثره در هکتار، کلروسولفورون (به صورت پیش و پس رویشی) 15 گرم ماده موثره در هکتار، یدوسولفورون متیل + مزوسولفورون متیل + مفن پایر به صورت پیش رویشی 63/0 گرم ماده موثره در هکتار، مت سولفورون + سولفوسولفورون 36 گرم ماده موثره در هکتار، سولفوسولفورون 95/19 گرم ماده موثره در هکتار، دیکلوفوپ متیل (همراه با روغن و بدون روغن) 9/0 گرم ماده موثره در هکتار و شاهد بدون سم پاشی. اندازه گیری های انجام شده شامل ارزیابی چشمی بر اساس روش EWRC در 15 و 30 روز پس از سم پاشی، درصد کاهش تعداد یولاف وحشی باقیمانده بعد از سم پاشی نسبت به قبل از سم پاشی، درصد وزن خشک یولاف وحشی نسبت به شاهد بدون سم پاشی و درصد وزن تر یولاف وحشی نسبت به شاهد بدون سم پاشی بود. در مجموع بر اساس نتایج به دست آمده بهترین تیمارهای علف کشی به دست آمده برای هر دو توده یولاف وحشی عبارت بودند از: علف کش های کلودینافوپ پروپارژیل، مزوسولفورون + یدوسولفورون همراه با روغن، مزوسولفورون + یدوسولفورون + مفن پایر و مت سولفورون متیل + سولفوسولفورون. بر خلاف تیمارهای علف کشی فوق، علف کش های کلروسولفورون (به صورت پیش رویشی و پس رویشی)، مزوسولفورون + یدوسولفورون بدون روغن و دیکلوفوپ متیل در هر دو صورت مصرف (همراه با و بدون روغن) نتوانستند توده های یولاف وحشی مورد آزمایش را بخوبی کنترل کنند و از میزان رشد و نتیجتا وزن آنها بکاهند.
    کلیدواژگان: یدوسولفورون، مت سولفورون، سولفوسولفورون و کلودینافوپ پروپارژیل، مزوسولفورون
  • سمانه سماوات، مسعود احمدزاده، کیوان بهبودی صفحه 295
    در تحقیق حاضر، اثرات آنتاگونیستی جدایه های spp. Rhizobium علیه قارچ (AG-4) Rhizoctonia solani عامل مرگ گیاهچه لوبیا، تحت شرایط آزمایشگاه و گلخانه با یکدیگر مقایسه شد و توانایی آنها در تولید متابولیت های ثانویه ضد قارچی از جمله هیدروژن سیانید، سیدروفور و پروتئاز بررسی گردید. نتایج نشان داد که جدایه RH3در بازدارندگی از رشد قارچ بیشترین تاثیر را در شرایط آزمایشگاهی داشت. جدایه های RH4، RH3)، (RH6 و RH6 به ترتیب از بیشترین توانایی در تولید سیدروفور، پروتئاز و هیدروژن سیانید برخوردار بودند. با استفاده از خاک سترون در شرایط گلخانه تاثیر آغشته سازی بذور به جدایه های باکتریایی روی شدت بیماری، درصد کنترل بیماری و شاخص های رشدی مورد ارزیابی قرار گرفت. جدایه های RH4و RH5 در افزایش وزن خشک گیاه در حضور بیمارگر بیشترین تاثیر را داشتند. اگرچه هیچ یک از جدایه های باکتریایی نتوانستند به طور کامل از بیماری تحت شرایط گلخانه ممانعت نمایند ولی جدایه RH3بیماری را بیش از 80% کنترل نمود. نتایج نشان می دهد که توانایی بیوکنترل جدایه های Rhizobium نه تنها منجر به کاهش بیماری می شود بلکه رشد گیاه را نیز تحریک می کند. بنابراین چنین جدایه های باکتریایی می توانند به طور موفقیت آمیز در سیستم های تولید کشاورزی پایدار بکار گرفته شوند.
    کلیدواژگان: آنتاگونیست، Rhizoctonia solani، لوبیا سبز، کنترل بیولوژیک
  • آیت الله سعیدی زاده، فهیمه نیاستی صفحه 303
    در این آزمایش نمونه برداری از قارچ Verticillium dahliae سویه غیر برگریز (SS-4) از باغ های آلوده زیتون در ناحیه توشن واقع در جنوب شهر گرگان انجام گرفت. نماتد ریشه گرهی، Meloidogyne javanica، از نهال های زیتون آلوده جداسازی شده و بعد از شناسایی گونه، نماتد روی نشاءهای گوجه فرنگی رقم روتگرز تکثیر گردید. نهال های یکساله زیتون رقم زرد، روغنی، کرونیکی و مانزانیلا در بستری از خاک لومی شنی استریل به میزان 2000 گرم کشت شدند. آزمایش به صورت فاکتوریل بر اساس طرح کاملا تصادفی در پنج تکرار و با 32 تیمار شامل شاهد، نماتد به تنهایی، قارچ به تنهایی و قارچ + نماتد انجام گرفت. میزان مایه تلقیح نماتد با سه جمعیت (2000، 3000 و 4000) لارو سن دوم و در مورد قارچ 20000 عدد میکرواسکلروت برای هر گلدان (2000 گرم خاک شنی لومی) روی چهار رقم از زیتون انجام گرفت. گلدان ها در شرایط گلخانه با نور طبیعی و دمای 25-27 درجه سلسیوس نگهداری شدند. میزان فعالیت کمی پراکسیداز محلول و باند شده با دیواره سلولی با استفاده از گوئیکول، به عنوان پیش ماده، برحسب تغییر جذب مخلوط واکنش در 470 نانومتر در دقیقه در میلی گرم پروتئین، در مراحل زمانی یک، 10، 20 و30 روز پس از مایه زنی، مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که فعالیت آنزیم پراکسیداز محلول و پراکسیداز باند شده با دیواره سلولی در ارقام مورد آزمایش، در تیمارهایی که فقط قارچ دریافت کرده اند تا 30 روز پس از مایه زنی سیر صعودی داشته است. فعالیت این آنزیم ها در تیمارهای دارای نماتد در رقم کرونیکی تا 20 روز پس از مایه زنی افزایش و پس از آن کاهش معنی داری را نشان داده است (05/0p≤). این شرایط در مورد ارقام زرد، روغنی و مانزانیلا تا 10 روز پس از مایه زنی افزایش و پس از آن کاهش داشته است (05/0p≤). نتایج حاکی از آن است که نماتد قادر است فعالیت آنزیم پراکسیداز را در روزهای نخستین پس از مایه زنی افزایش و بعد از آن کاهش دهد.
    کلیدواژگان: آنزیم، ورتیسیلیوز، ایران، نماتد
  • فهیمه عمران زاده، نواز الله صاحبانی، حشمت الله امینیان صفحه 315
    بتا آمینو بوتیریک اسید به عنوان یک محرک القاء مقاومت در گیاهان علیه عوامل بیماری زای گیاهی معرفی شده است. در این تحقیق القاء برخی ترکیبات دفاعی از جمله آنزیم های پراکسیداز و پلی فنل اکسیداز توسط این ترکیب علیه نماتد مولد گره ریشه Meloidogyne javanica در گیاه خیار بررسی شده است. نتایج نشان داد که مایه زنی ریشه های خیار آلوده به نماتد مولد گره ریشه با ترکیب شیمیایی BABA، از روز اول بعد از مایه زنی با نماتد موجب افزایش فعالیت آنزیم پراکسیداز شده و در روز چهارم این فعالیت به حداکثر خود رسید. القاء فعالیت آنزیم پلی فنل اکسیداز نیز با اختلاف معنی دار نسبت به شاهد و گیاه سالم، افزایش تدریجی نشان داد و در روز چهارم به حداکثر میزان خود رسید. الکتروفورز آیزوزایم های پراکسیداز نشان داد که فرم های آیزوزایم پراکسیداز در ریشه های خیار که توسط BABA القاء می شود، نسبت به آیزوزایم های القاء شده توسط پاتوژن بسیار قوی تر می باشد. در گیاهان تیمار شده با نماتد به اضافه BABA دو آیزوزایم 31/0= Rf و 34/0= Rf بیان شده است که در مقایسه با شاهد (مایه زنی شده با نماتد) قوی تر می باشند.
    کلیدواژگان: بتا آمینو بوتیریک اسید، القاء مقاومت، پلی فنل اکسیداز، نماتد مولد گره ریشه، پراکسیداز
  • ترانه اسکو، فرزاد مجیدی شیلسر، سید اصغر دریاباری صفحه 325
    برنج از مهمترین محصولات غذایی در دنیا است. در میان ارقام و لاین های مختلف برنج، برنج هیبرید پتانسیل افزایش محصول را تا 30 درصد نسبت به ارقام بومی دارد. این رقم امروزه در دنیا نقش مهمی در مبارزه با گرسنگی ایفا می کند. برای جلوگیری از خسارت کرم ساقه خوار نواری، توسعه استراتژی مدیریت آفات ضروری است. در راستای رسیدن به این هدف، بکارگیری روش های کنترل (بیولوژیکی، بیولوژیکی- مکانیکی و شیمیایی) و اثر دو تاریخ کاشت بر آلودگی این آفت در برنج هیبرید (دیلم) در طرح بلوک کامل تصادفی در 4 تکرار در استان مازندران مورد بررسی قرار گرفت. برای ارزیابی، در مرحله رویشی درصد جوانه های مرکزی مرده و در مرحله زایشی درصد خوشه های سفید شده تعیین شد و مقایسه میانگین با استفاده از آزمون چند دامنه دانکن صورت پذیرفت. کمترین میزان آلودگی در مرحله رویشی (درصد جوانه های مرکزی مرده) با اعمال روش مکانیکی بیولوژیکی و در مرحله زایشی (درصد خوشه های سفید شده) در تیمارهای شیمیایی و بیولوژیکی مکانیکی مشاهده شد. همچنین مقایسه دو تاریخ کاشت بر میزان آلودگی برنج دیلم به ساقه خوار نواری نشان داد که زود کاشتی در مازندران می تواند عامل موثری در پایین آوردن خسارت این آفت در برنج دیلم باشد.
    کلیدواژگان: آلودگی، روش های کنترل، تاریخ کاشت
  • علی حیدری، غلام خداکرمیان * صفحه 331

    یونجه (Medicago sativa) از گیاهان مهم علوفه ای و استان همدان منطقه ای مناسب برای رشد آن است. پژمردگی باکتریایی یونجه که توسط Clavibacter michiganensis subsp. insidiosus ایجاد می شود، یکی از بیماری هایی است که سبب کاهش محصول در این استان می شود. این بیماری تاکنون به صورت جامع در استان همدان مورد بررسی قرار نگرفته است. در این بررسی از مناطق مختلف یونجه کاری استان همدان نمونه برداری و باکتری عامل بیماری پژمردگی جدا شد. بیماریزایی استرین های جدا شده روی یونجه تحت شرایط گلخانه با سه تکرار تایید شد. استرین های مورد بررسی پس از گذشت 40 روز در بوته ها علایم بیماری را ایجاد کردند. با بررسی ویژگی های فنوتیپی استرین های عامل بیماری پژمردگی یونجه به عنوان C. m. subsp. insidiosus تشخیص داده شدند. تاثیر استرین های جدا شده بر طول ساقه و ریشه، و وزن تر و خشک بوته های آلوده در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تکرار ارزیابی شد. داده ها توسط نرم افزار SAS و آزمون دانکن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که استرین های مورد بررسی سبب کاهش شاخص های طول و وزن بوته های یونجه شده و از نظر تاثیر روی کاهش این شاخص ها با هم تفاوت معنی دار دارند. برای بررسی تنوع ژنتیکی استرین ها، واکنش زنجیره ای پلیمراز با آغازگرهای تصادفی Opa-03، Opa-15، Opb-10، Opb-15، Opb-18، Opb-20، Ope-01، Ope-02، Ope-03، Ope-04، Ope-07، Ope-14، Ope-16 و Ope-19 به کار رفت و خوشه بندی انجام شد. بر مبنای این روش استرین های مورد بررسی چهار کلاستر تشکیل دادند. استرین های AH7، AH8، AH9 و AH6 در یک کلاستر، AH15 و AH2 در کلاستر دوم، AH10، AH11، AH12 و AH14 در کلاستر سوم و AH1 و AH3 در کلاستر چهارم قرار گرفتند. با هضم قطعه تکثیر شده با پرایمرهای CIRS-1 و CIRS-2 توسط آنزیم EcoRI استرین های مورد بررسی دو گروه شامل استرین هایAH1، AH2،AH3، AH7،AH8 AH11، AH12 و AH15 با داشتن دو باند و استرین های AH6، AH10 و AH14 با دارا بودن تنها یک باند را تشکیل دادند. داده های به دست آمده تنوع ژنتیکی استرین های C. m. subsp. insidiosus را در استان همدان نشان داد.

    کلیدواژگان: پژمردگی باکتریایی یونجه، تنوع ژنتیکی، RAPD، PCR، RFLP، Clavibacter michiganensis subsp، Insidiosus
  • حدیث یوسفی، نواز الله صاحبانی، لیلا فرآورده، وحیده مهدوی صفحه 339
    در این تحقیق کاربرد سالیسیلیک اسید و باکتری Bacillus subtilis روی بیماری پوسیدگی ساقه و ریشه خیار ناشی از Fusarium oxysporum f. sp. radicis-cucumerinum و القای مقاومت میزبان در مقابل پاتوژن مورد بررسی قرار گرفت. اثر غلظت های مختلف سالیسیلیک اسید (8-2 میلی مولار) بر رشد F. oxysporum f. sp radicis-cucumerinum و B. subtilis آزمایش شد. نتایج نشان داد که همه غلظت های سالیسیلیک اسید روی رشد باکتری اثر منفی داشتند، همچنین غلظت های بیشتر از 5 میلی مولار آن نیز به طور کامل از رشد قارچ عامل بیماری جلوگیری کرد. برای آزمایش های گلخانه ای سه غلظت 3، 5 و 7 میلی مولار انتخاب شدند. این آزمایش ها به دو روش، کاربرد باکتری و سالیسیلیک اسید قبل و یا بعد از آلودگی قارچی انجام شدند. نتایج آزمایشات گلخانه ای نشان داد که تیمار گیاهان خیار با باکتری و سالیسیلیک اسید، قبل از مایه زنی با قارچ عامل بیماری سبب کاهش شدت بیماری و افزایش برخی فاکتورهای رشدی در مقایسه با گیاهان شاهد آلوده می شود. همچنین فعالیت آنزیم فنیل آلانین آمونیالیاز در تیمار کاربرد تلفیقی باکتری و سالیسیلیک اسید در مقایسه با کاربرد هر کدام از آنها به تنهایی و نیز گیاهان شاهد سالم و آلوده افزایش یافته بود. بالاترین مقدار فعالیت این آنزیم در روز ششم بعد از کاربرد القاءکننده ها مشاهده شد. با توجه به نتایج به دست آمده، به نظر می رسد که کاربرد سالیسیلیک اسید به عنوان محرک شیمیایی و B. subtilis به عنوان عامل کنترل کننده بیولوژیک و نیز افزایش دهنده رشد گیاه، می تواند یک اقدام مفید و امیدبخش برای کنترل عوامل بیماریزای گیاهی از قبیل F. oxysporum f. sp. radicis- cucumerinum باشد.
    کلیدواژگان: خیار، Bacillus subtilis، القاء مقاومت، سالیسیلیک اسید
  • جواد کریمی، عباس مکرم حصار، مهناز حسنی کاخکی صفحه 353
    نماتودهای انگل حشرات از عوامل بسیار مهم در کنترل آفات می باشند. از میان گروه های مرتبط با این نماتودها، دو خانواده Steinernematidae و Heterorhabditidae نسبت به سایر گروه ها از اهمیت بیشتری برخوردار هستند. با توجه به کاربرد تجاری این عوامل در کنترل آفات، تحقیقات گسترده ای برای شناسایی گونه های مختلف این نماتودها در نقاط مختلف دنیا صورت می پذیرد. در طی یک بررسی در رابطه با وجود نماتودهای بیمارگر حشرات در منطقه مشهد، یک جمعیت از جنس Heterorhabditis از خاک جداسازی گردید. گونه مورد نظر با توجه به خصوصیات مرفولوژیکی و مرفومتریکی مورد بررسی قرار گرفت و بعنوان گونه H. bacteriphora شناسایی شد. ناحیه ژنی ITS rDNA این نماتود تکثیر و توالی یابی گردید. در گروه بندی به روش های MP و NJ، این ایزوله در کنار سایر جمعیت های مربوط به گونه H. bacteriphora قرار گرفت. باکتری جداسازی شده از این نماتود نیز براساس خصوصیات فنتیکی و همچنین اطلاعات مولکولی ناحیه ژنی 16S rDNA شناسایی گردید. نتایج نشان داد که این باکتری، زیرگونه Photorhabdus luminescens ssp. laumondii می باشد. این اولین گزارش جامع از وجود این نماتود و باکتری همزیست آن در ایران است.
    کلیدواژگان: 16S، شناسایی، نماتود بیمارگر حشرات، ITS، باکتری همزیست
|
  • Mohsen Farzaneh, Masoud Ahmadzadeh, Alireza Ghasempour, Mansoureh Mir-Abolfathi, Mohammad Javan Nikkhah, Abbas Sharifi-Tehrani Page 191
    Aflatoxin is one of the most hazardous mycotoxins injurious to both humans and animals. Aflatoxin contamination of crops is a serious economic loss inflicted upon agriculture, food and animal industry throughout the entire world. In nature, there are microorganisms able to alleviate aflatoxin contamination in crop products. In this work, the effects of four strains of Bacillus subtilis in reducing aflatoxin, induced by Aspregillus flavus, were investigated under in vitro conditions. The results indicated that strain BsP1 could completely inhibit the mycelial growth of A. flavus in PDB liquid medium. Strains BsP4, BsP5 and BsP38 caused a mass reduction of 58.88, 27.41 and 29.03% of fungal biomass, followed by 86.85, 21.80 and 26.16% reduction of aflatoxin B1 (AFB1), respectively. There also was a negative significant correlation observed between the decrease in fungal biomass and AFB1 production. Bioremediation studies revealed that the bacteria didn’t have the ability to remediate AFB1 after 3 days of incubation. However, the strain BsP1 could completely remediate AFB1 even after 5 days of incubation. Cell walls of these bacterial strains showed no sign of an ability for binding and removing of AFB1. The supernatant fluid of strain BsP1 was considerably able to degrade AFB1. The results finally suggest that the promising isolate of B. subtilis is of the potential to reduce aflatoxin in susceptible crops, possibly through antibiosis and degradation mechanisms.
  • Faezeh Bagheri, Hamid Rohani, Mahrokh Felahati Rastegar, Rouh-Allah Saberi Riseh Page 199
    One of the most importanat traits of fluorescent pseudomonads, a phenomenon also related to their biocontrol, is the ability to develop phase variation during their rhizosphere colonization. For an investigation of this phenomenon, at first 24 bacterial strains of Pseudomonas fluorescens that were able to cause an inhibiting zone within the range of 3-14.67 mm. against Gaeumannomyces graminis var. tritici (Ggt) were initially selected for greenhouse experiment. Following the greenhouse experiment, 12 bacterial strains, able to control the take-all disease within a range of %47.5-%77.5 were chosen for studying the phase variation phenomenon in laboratory conditions. The 12 bacterial strains were cultured on King B and SA media on seven of which, viz, Um141, Um11, Um138, Um70, Um115, UmCHN5 and Pseudomonas fluorescens F113 colonies of various morphologies were observed. Results of phase variation phenomenon during rhizosphere colonization in these bacterial strains (both in sterilized conditions and in the presence of Ggt), showed that phase variation had occurred in these strains during the process of rhizosphere colonization and these strains had been able to adopt themselves to root in various growing conditions and as well to penetrate to the end of the root. A comparison of bacterial population in different parts of the root indicated that the most population prevailed at the bottom of the root area. The results of the phase variation phenomenon in the presence of Ggt proved the fact that this phenomenon can lead to a reduction of the rate of take-all disease.
  • Roya Farhadi, Hossein Allahyari, Arash Rasekh, Mahsa Aldaghi, Farhad Farhoudi Page 209

    To provide reliable information concerning reproductive potential of Hippodamia variegata Goeze and its prey (Aphis fabae), their related life tables were studied under controlled laboratory conditions (at 23ºC). The unprocessed data of life tables were analyzed taking the Euler-Lotka as the basis model. Standard error of population growth parameters was calculated using the Jackknife re-sampling method. The Mann-Whitney U test was utilized to determine differences in population parameters of H. variegata and of A. fabae. The intrinsic rate of increase (rm) of ladybird was 0.197±0.002d-1. Other table parameters, including net reproductive rate (R0), mean generation time (T), the finite rate of increase (λ) and the Doubling Time (DT) were estimated as 365.43±22.09 offsprings, 29.96±0.37 d, 1.218±0.002 d-1 and 3.52±0.033 d, respectively. These parameters were estimated for A. fabae as: rm= 0.309.±0.01 d-1, R0= 41.98±4.6 offspring, T = 12.1±0.21 d, λ= 1.36±0.015 d-1 and DT=2.24±0.078 d. A comparison of the two life table parameters showed that there existed significant differences between life table parameters of H. variegata and those of A. fabae. In all cases, the aphid exhibited a more prominent reproductive trait.

  • Reyhaneh Darsouei, Javad Karimi, Mehdi Modarres Avval Page 217
    Aphids are among important agricultural pests. The pest's evolutionary tendency towards a loss of taxonomically useful characteristics, as well as morphological plasticity due to host type and as a result of environmental factors, make a morphological identification of aphids difficult, whereas exact identification is indispensable for managment of these pests. Thus, modern identification methods could help in managing these pests. In this study conducted during 2008-2010 on trees in pome fruit orchards in Mashhad region of Iran, classic method accompanied with DNA barcoding was employed for an identification of aphid pests. Aphis pomi, Dysaphis afiinis, D. plantaginea, Nearctaphis bakeri and Allocotaphis quaestionis were collected from apple, quince and pear trees, A. quaestionis being reported for the first time from Iran. DNA barcoding was provided for cox1 gene in these species and phylogenetic relationship investigated among the collected species as well as other species within the family. DNA barcoding confirmed the morphological identification. Results of molecular data were compatible with morphological characteristics and classic grouping, separating the studied species as based on genus and tribe. This is the first data gathered about aphid characterization in Iran while applying DNA barcoding. The results of this study indicate that cox1 sequence could be useful in aphid's identification and recognition of their internal relationships.
  • Parastou Motalebi, Mohammad Javan-Nikkhah, Seyed Mahmoud Okhovat, Khalil Berdi Fotouhifar Page 227
    Thirty five monoconidial isolates of the fungal culture collection Pyricularia grisea were examined, to identify the vegetative compatibility groups and characterize the genetic diversity of isolates as through rep-PCR genomic fingerprinting. The isolates were collected from ricefields during 1997-1999. Genetic diversity of P. grisea isolates was studied as based on DNA fingerprinting through rep-PCR using two primers previously designed based on the nucleotidal sequence in ERIC and BOX regions. They generated variable length fragments ranging from 400 to 2500 bp. Phenetic analysis let to differentiation of four distinct clonal lineages designated as A to D. Clonal lineage A with 74.28% frequency, constituted the largest fingerprinting group. For VCG analyses nit mutants were obtained from fast growing sectors on Minimal Medium (MM) containing 5% potassium chlorate. Complementation between nit mutants of isolates was tested on MM. Four vegetative compatibility groups were determined including VCG1, VCG2, VCG3 and VCG4. Group VCG3 comprised of 14 isolates was the dominant VC group among others. This study revealed that isolates obtained from rice were designated in the four VC groups forming heterokaryon with each other; however these isolates were separated with more than 80% similarity from each other using rep-PCR marker with most of isolates being VCG3 were determined in A clonal lineage. Both VCGs and rep-PCR analyses determined low genetic diversity in P. grisea population from rice.
  • Fatemeh Hamzavi, Saeid Moharramipour, Ali-Asghar Talebi Page 241
    Eucalyptus camaldulensis Dehnh and Callistemon viminalis (Gaertn) essential oils were tested against adults (1-3 day old) of Tribolium confusum Jacquelin du Val. in 280 ml glass vials either with or devoid of wheat grains. The oils were also examined for fumigant toxicity against, 5 and 20-day-old larvae. The essential oils were obtained through hydrodistillation, applying a modified Clevenger type apparatus. Experiments were carried out at 27±1°C and 65±5% R.H. under dark conditions. Results of fumigant toxicity tests indicated that mortality increased with increase in concentration and time. Lethal concentration of E. camaldulnsis and C. viminali 50% of adults (LC50) were estimated as 20.88 and 20.06 µL/L air, respectively. Lethal times to kill 50% of adults (LT50) at concentrations of 35.71, 32.14, 28.57, and 25 µL/L air lasted 20.59, 15.94, 14.35 and 13,39 h for E. camaldulnsis oil whereas 17.57, 14.46, 11,69, and 10.72 h for C. viminalis, respectively. The most sensitive stage was 5-day-old larvae followed by adults of T. confusum, while 20-day-old larvae were highly tolerant to the tested essential oils. The lethal effect activity of the essential oils decreased significantly in jars filled with wheat kernels. LC50 values of E. camaldulnsis, and C. viminalis to kill T. confusum adults were 878.50, and 741.27 µL/L air, respectively; showing the low fumigant efficacy of the oil in the presence of grain. This may be due to a considerable sorption of essential oil by wheat grains and insufficient permeation of the oil vapor into seed inter-spaces.
  • Abd-Allah Ahmadpour, Youbert Ghosta, Mohammad Javan-Nikkhah, Mohammadreza Fattahi, Keyvan Ghazanfari Page 251
    To determine the specificity and host range of Wilsonomyces carpophilus isolates, some stone fruit seedlings (Prunus armeniaca, Prunus dulcis, Prunus reuteri, P. vulgaris, P. domestica, P. persica, P. avium and P. cerasus), pome fruits (Malus communis, Pyrus communis, Crataegus azarollus and Crataegus monogyna) as well as ornamental plants (Rosa persica, Rosa sp. and R. damascena) were selected for pathogenicity tests under greenhouse conditions. Five isolates from five different hosts (apricot, almond, plum, peach and sweet cherry) were taken for pathogenicity tests on ten leaf-seedlings under 20±2˚C and relative humidity of more than 75%, using atomized 105 conidial suspensions. The results showed that all isolates caused disease on Prunus seedlings. No specificity was observed between isolates and hosts. Pale brown to black lesions were observed on some of the pear leaves and twigs, and as well on apple and hawthorn leaves after 4 days past of inoculation. Lesions did not expand or abscise and there was no sporodochium observed on leaves even after 20 days past, so that, pear, apple and hawthorn were not determined as important hosts of the fungus. In addition, symptoms were not observed on the ornamental plants and on whitethorn, raising the expectation that the fungus is limited to stone fruits. Appearance of disease symptoms on almond, plum, peach and nectarine, and on apricot twigs in orchards, infection of plum and apricot twigs in greenhouse and isolation of fungus from these are the first reports from Iran. To evaluate the relative resistance of nine peach cultivars to tree fungus isolates, as based on the number of lesions per 10 cm2 of leaf surfaces, tests were carried out under greenhouse conditions (20±2˚C and relative humidity of more than 75%). The results indicated that there were significant differences among relative resistance of cultivars and among isolate's pathogenicity. Redtop, Springcrest and Early Elberta cultivars were resistant, whereas, Dixired cultivar was recorded as highly susceptible.
  • Mohammadreza Atighi, Ebrahim Pourjam, Seyed Mahmoud Okhovat Page 261
    To identify the horticultural of plant parasitic nematodes in Northern Khorasan province, 170 soil and plant root samples were collected during different seasons of years 2009 and 2010. Nematodes were extracted through centrifugal-flotation method, specimens then being fixed according to modified Seinhorst method and transferred to glycerin before making measurements (De Grisse, 1969). Throughout the study 12 species from genus Filenchus namely: F. afghanicus (Khan & Khan, 1978) Siddiqi, 1986, Filenchus andrassyi (Szczygiel, 1969) Andrassy, 1979, F. baloghi (Andrássy, 1958) Siddiqi, 1986, F. cylindricaudus (Wu, 1969) Siddiqi, 1986, F. facultativus (Szczygiel, 1970) Raski & Geraert, 1987, F. misellus (Andrássy, 1958) Raski & Geraert, 1987, F. paravesiculosus Karegar & Geraert, 1998, F. polyhypnus (Steiner & Albin, 1946) Meyl, 1961, F. sandneri (Wasilewska, 1965) Raski & Geraert, 1987, F. vulgaris (Brzeski, 1963) Lownsbery & Lownsbery, 1985, F. elegantulus Raski & Geraert, 1986, F. longicaudatulus Zell, 1988 were identified from which the last two species are new /recirds for nematode fauna of Iran.
  • Arezou Heydarzade, Gholamhossein Moravej, Saeid Hatefi, Javad Shabahang Page 275
    Fumigant toxicity of essential oils from Foeniculum vulgare (Apiaceae), Teucrium polium (Lamiaceae) and Satureja hortensis (Lamiaceae) were evaluated against the adults of cowpea seed beetle, Callosobruchus maculatus exposed for 24h. Essential oils were obtained through steam-distillation using a Clevenger-type apparatus. Bioassays were conducted at 28±2 °C and 60±5% R.H. in dark conditions. Six concentrations of each oil were utilized each in six replications. Gas chromatography coupled with mass spectrometry was applied to identify the main components of the essential oils. The principal constituents of F. vulgare oil consisted of E-anethole (60.61%) and Fenchone (12.14%) while those of T. polium oil were piperitenon oxide (21.72%), α-pinene (11.33%) and carvon (11.29%). S. hortensis oil mainly consisted of carvacrol (50.13%) and thymol (27.77%). All the essential oils exhibited high fumigant activity against C. maculatus adults. The results indicated that mortality of 1-day-old adults increased with oil concentration. Males were more susceptible to the oils than females. The essential oil extracted from F. vulgare proved to be most toxicant with LC50 values of 21.31 and 29.45 µL L-1 of air against male and female pests, respectively. The LC50 values of T. polium oil were recorded as 54.63 and 80.75 µL L-1 of air, while the corresponding values of S. hortensis oil were 74.36 and 156.66 µL L-1 of air against male and female pests, respectively. The results demonstrated that the essential oils of these plants, especially those of F. vulgare can be considered as potentially effective control agents against cowpea seed beetle.
  • Somayeh Foroozesh, Eskandar Zand, Mohammad Ali Baghestani Meybodi, Fatehmeh Dastaran Page 285
    Two separate greenhouse experiments were conducted in the greenhouse of the Iranian Plant Protection Research Institute, Tehran, to compare the efficacy of some Acetyl CoA Carboxylase (ACCase) and Acetolactase Synthase (ALS) inhibiting herbicides in control of wild oat biotypes. In each experiment, populations were independently treated by 10 herbicides each in 12 replications. To evaluate the effects of treatments, different characteristics including percent damage as based upon EWRC scores within 15 and 30 days after spraying, percent survived plants after spraying relative to that before being sprayed, as well as percent dry and wet weights of individual plants, relative to control, were scrutinized. Results indicated that the biotypes of wild oat were best controlled by clodinafop propargyl, and among ALS inhibitors, iodosulfuron plus mesosulfuron plus mefen pyre sulfosulfuron+metsulforon could control biotypes of Avena ludoviciana. very effectively vs. semi-satisfactorily, respectively. Iodosulfuron plus mesosulfuron and sulfosulfuron plus metsulfuron could dramatically reduce the wet weight of individual plants as compared with control so that the plants were not damage inflicting any more.
  • Samaneh Samavat, Masoud Ahmadzadeh, Keyvan Behboudi Page 295
    The antagonistic effects of Rhizobium spp. isolates against Rhizoctonia solani (AG-4), the causal agent of bean damping-off were compared with each other in either of the in vitro and in vivo conditions. Also their potential to produce such secondary antifungal metabolites as HCN, siderophore and protease were evaluated. The results indicated that, isolate RH3 reduced mycelial growth of R. solani more than the others did in vitro conditions. Isolates RH4, (RH6, RH3) and RH6 produced the highest siderophore, protease and HCN, respectively. Under greenhouse conditions, strilized soil was used to evaluate the effect of seed coatings with bacterial isolates on disease incidence, percentage of disease control and as well on growth factors. Isolates RH5 and RH4 indicated the highest level of plant dry weight in the presence of pathogen. Although none of the bacterial isolates could suppress the disease completely under greenhouse conditions, RH3 isolate could control the disease to an extent more than 80%. The obtained results indicated that the biocontrol potential of Rhizobium isolates not only led to an alleviation of the disease but also promoted plant growth. Then such bacterial isolates can be successfully applied in sustainable agricultural production systems.
  • Ayat-Allah Saeedizadeh, Fahimeh Niasti Page 303
    The non-defoliant strain of Verticillium dahliae (SS-4) was isolated from olive groves showing disease symptoms in Toshan area of southern Gorgan city. Root-knot nematode, Meloidogyne javanica, was recovered from infested olive seedlings and following identification it was propagated on tomato seedlings cv. Rutgers. One-year-old seedlings of olive cultivars, Zard, Roghani, Koroneiki and Manzanilla, were transplanted to pots containing 2000g of sterilized sandy loam soil. The experiment was conducted in a completely randomized design of 32 treatments and five replications. The treatments included: control, nematode alone, fungus alone and fungus+nematode. Pots (containing 2000g of loam-sandy soil) were inoculated with J2 (2000, 3000, 4000 per pot) of nematode and/or microsclerotia (20000 per pot) of fungus according to the treatments for the cultivars. Pots were arranged on glasshouse benches with a temperature of 25-27°C, and under natural light. Quantitative activities of Soluble Peroxidase (SPOX) and ionically Cell-Wall-bound Peroxidase (CWPOX) were evaluated using guaiacol, as a substrate, and according to change in absorbance of the reaction mixture at 470 nm per minute per milligram of total protein on days 1, 10, 20 and 30 after inoculation. Results showed that SPOX and CWPOX activity increased in seedlings inoculated with only fungus reaching its maximum level at the 30th day in Koroneiki. The enzymes activity showed a significant increase in treatments inoculated with nematode and fungus until 20 days after inoculation and afterwards decrease until 30 days after inoculation as compared with the fungus alone treatments (p ≤ 0.05). Results indicated the nematode was able to limit induction of SPOX and CWPOX even against fungus.
  • Fahimeh Omranzadeh, Naz-Allah Sahebani, Heshmat-Allah Aminian Page 315
    The chemical compound DL-β-Amino-n-Butyric Acid (BABA) has been introduced as a promoter of induction of resistance in plants against plant pathogens. In this study, promotion of induction of some such defense compounds as peroxidase and polyphenol oxidase enzymes through DL-β-amino-n-butyric acid application against root knot nematode (Meloidogyne javanica) was investigated in cucumber. Results indicated that inoculation of cucumber by the nematode infected the plant's roots through BABA, stimulated peroxidase activity in root tissues one day after inoculation, enzyme activity reaching its maximum level in four days past nematode inoculation. Induction of polyphenol oxidase activity also showed significant difference in BABA treated plants in comparison control and with healthy plant's reaching its maximum level in four day after nematode inoculation. Native PAGE (Polyacrylamide Gel Electrophoresis) analysis indicated that the peroxidase isozymes in cucumber roots induced by BABA were different from those in roots infected with nematode. In BABA plus nematode inoculated plants, two isozymes (Rf= 0.31 and Rf= 0.34) were induced which were more condense in comparison with control (only inoculated with nematode).
  • Taraneh Osku, Farzad Majidi Shilsar, Seyed Asghar Daryabari Page 325
    Rice is among the most important food crops throughout the world. Hybrid rice benefits from about a 30 percent yield advantage over the conventional pure line varieties and this phenomenon can play an important role in fighting world hunger. To diminish the damage of rice pests, development of insect pest management strategies in hybrid rice is necessary. This study was aimed at evaluating the grain yield and stem borer infestation of hybrid rice (Daylam) grown in two planting times and when different control methods employed. The study is expected to provide the suitable needed information for implementing IPM in Mazandaran province. A randomized complete block design, involving four treatments (biological, biological-mechanical, chemical vs. control) and of three replications was adopted. To estimate the pest damage, dead hearts and whiteheads were respectively taken from central parts in each plot at the vegetative and reproductive stages respectively. Analysis were made using Duncan's multiple range test to separate means. Results indicated the least average contamination occurring in biological- mechanical control method at either one of the vegetative or reproductive stages. The least overall average contamination occurred in chemical and biological-mechanical control method. In a second trial, percentage of contamination in early planting time treatment was reported as lower than that in late planting time. Therefore, early planting is an effective measure to be taken for decreasing the damage of striped stem borer in Daylam rice in Mazandaran province.
  • Ali Heydari, Gholam Khodakaramian Page 331

    Alfalfa (Medicago sativa) is among a few of the most important forage crops for the growth of which Hamedan province benefits from a suitable climate. Alfalfa bacterial wilt disease induced by Clavibacter michiganensis subsp. insidiosus cause substantial economic crop losses. This disease has not been so far investigated extensively in Hamedan province. In the course of this survey affected plant samples were collected from alfalfa growing areas in Hamedan province, and causative bacterial agents isolated. Pathogenicity of the strains was confirmed on plants and their phenotypic features characterized as based on standard bacteriological methods. Bacterial strains induced symptoms on tested alfalfa plants after a passage of 40 days. Pathogenic strains were identified as C. m. subsp. insidiosus. Effect of the strains on shoot and root length, wet and dry weight of the plant parts were evaluated in a randomized design in four replicates. The obtained data were analyzed through SAS software. Results indicated that all the tested strains reduced the above-mentioned traits showing significant differences in this regard. To determine of the genetic diversity among the tested strains Opa-03, Opa-15, Opb-10, Opb-15, Opb-18, Opb-20, Ope-01, Ope-02, Ope-03, Ope-04, Ope-07, Ope-14, Ope-16 and Ope-19 primers were picked up and clustering was performed. Results revealed four clusters comparised of: AH7, AH8, AH9 and AH6 strains (first cluster), Ah15 and AH2 strains (second cluster), AH10, AH11, AH12 and AH14 strains (third), and AH1 and AH3 (fourth cluster). EcoR1 digestion of the amplified fragment using CIRS-1 and CIRS-2 primers revealed two groups of strains. All the obtained data revealed genetic diversity among the C. m. subsp. insidiosus strains collected from Hamedan province.

  • Hadis Yousefi, Navaz-Allah Sahebani, Leyla Faravardeh, Vahideh Mahdavi Page 339
    Some possible effects of exogenous application of Salicylic Acid (SA) and Bacillus subtilis on infection potential of root and stem rot disease and on induction of resistance against this pathogen were investigated in laboratory and as well under greenhouse conditions. In vitro, the effectiveness of SA concentrations (2-8mM) on growth of B. subtilis was observed as negative, while SA application completely inhibited the mycelial development of F. oxysporum f. sp. radicis-cucumerinum at concentrations exceeding 5mM. In pot experiments, application of SA (3, 5 and 7 mM) and B. subtilis post or/ and prior to inoculation with the pathogen demonestrated that disease index was reduced in cucumber plants treated by SA as a plant defense elicitor and inoculated with B. subtilis as a biocontrol agent, prior to fungal infection causing increase in some growth factors as compared with the infected control. Application of 7 mM of SA (foliar spray) and B. subtilis (soil drench), prior to fungal infection reduced the extent of fungal infection and induced plant growth as compared with control and with other treatments. An evaluation of phenylalanine ammonia lyase activity showed that, combined application of SA and B. subtilis significantly increased the activity of this enzyme as compared with SA and B. subtilis application alone and with control. Maximum level of phenylalanine ammonia lyase activity was observed on the 6th day after elicitor's application. In summary, results suggest that application of SA as a chemical elicitor and B. subtilis as a biocontrol agent plus plant growth promoter, can be a useful and promising measure for a control of such phytopathogens as F. oxysporum f. sp. radicis-cucumerinum.
  • Javad Karimi, Abbas Mokarm Hesar, Mahnaz Hassani Kakhaki Page 353
    Entomoparasitic Nematodes (EPN) are among the very important pest control agents. Among the related groups within these nematodes, two families namely Steinernematidae and Heterorhabditidae are more important than the others. Due to commercial application of these agents in pest control, extensive research has been carried out to identify the different species of these nematodes throughout the world. During a survery on the occurrence of EPN in Mashhad, a population of Heterorhabditis genus was isolated from the soil. Based upon morphological and morphometric traits, the isolated species was determined as H. bacteriophora. The ITS rDNA region in the nematode was amplified and sequenced. In a phylogenetic analysis as based on MP and NJ methods, this isolate stood with other populations of H. bacteriophora. The symbiotic bacterium associated with this nematode was characterized based on phenetic data as well as on 16S rDNA sequence. The results revealed this bacterium as Photorhabdus luminescens ssp. laumondii. This presents the first comprehensive repot of this bacto-helminthic complex in Iran.