فهرست مطالب

عرفان اسلامی - پیاپی 30 (زمستان 1390)
  • پیاپی 30 (زمستان 1390)
  • 298 صفحه، بهای روی جلد: 20,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1391/04/10
  • تعداد عناوین: 11
|
  • علی اکبر افراسیاب پور صفحه 13
    «مثنوی های عطار»، پدری معنوی و الگویی عملی برای مثنوی مولوی به شمار می رود. این حکایت که عطار، یک مثنوی خود را به مولوی نوجوان هدیه می دهد، تمثیلی برای جانشینی و دست به دست دادن پرچم معنوی عرفان و تصوف عاشقانه ایرانی و اسلامی، از مرشدی روحانی به شاگردی که آتش در سوختگان عالم زد، می باشد. چنانکه این پرچم را عطار از سنایی گرفته بود و به همین دلیل مولوی گفته:عطار روح بود و سنایی دو چشم او ما از پی سنایی و عطار آمدیماندیشه ها و تمثیل های عطار در افکار عرفانی و قالب و محتوای مثنوی مولوی تاثیری روشن داشته است که در این مقاله پس از بیان مشترکات اساسی آن دو، در بخش تعلیمی، به استفاده مشترک از زبان دیوانگان و همچنین تاثیرهای لفظی و مضمونی و حکایت های مثنوی های عطار در مثنوی مولوی پرداخته و احصا نموده است.
    کلیدواژگان: عطار، مولوی، عطار، مثنوی، زبان دیوانگان
  • قاسم انصاری صفحه 51
    غرض از این نوشته شرح مختصر احوال و آثار فخر رازی (544606 ه‍) و نقل متن «کتاب فی الحب» او از مجموعه «سفینه تبریز»و ترجمه آن است که در میان «رساله العشق ها» مطالبی نو و آرائی ویژه دارد؛ امام فخر رازی، تعبیر و تعریف لفظی عشق را که در فکر بشری جولان و در خیال انسانی دوران دارد و موجب سلب اختیار و محور سوم و آثار می شود و به اضمحلال حب در محبوب و طلب در مطلوب می گردد، غیرممکن می داند و بر این عقیده است که محب در حب و عاشق در عشق غرق می شود و اگر الهی باشد به عالم مثال صعود می کند و اثر و خبری از محب یا عاشق باقی نمی ماند، باید عشق را متوجه خدای یگانه کرده و از التفات به زاینده و زاده و هر آنچه مادی است خودداری نمود؛ چون عشق حالتی است که در دوران آدمی پدید می آید و دارنده این پدیده را از تشخیص و تمیز میان رنج و راحت و تاریکی و روشنایی بازمی دارد و گاهی باعث مرگ او می شود.
    کلیدواژگان: فخر رازی، محبت، عشق، محب، عاشق
  • علی فتح اللهی، محمدرضا حسنی جلیلیان صفحه 59
    محبت یا عشق، موهبتی الهی و از جمله احوال عرفانی و مختص انسان است که فرشتگان از آن نصیبی نمی برند. به عقیده ی عارفان مسلمان، سالک با مهرورزی و معاشقه ی با حق سریع تر می تواند به مطلوب خویش نائل آید. به زعم آنان راه عشق هولناک، مصیبت آفرین و درتنیده با آلام و رنج های بی شمار است و تا انسان تلخ کامی ها و ترشرویی های عشق را تجربه نکند از شیرینی های معنوی آن کام بر نمی گیرد. پس عاشق نه تنها باید آسایش، مصلحت اندیشی و عافیت طلبی را ترک گوید؛ بلکه باید مهیای محنت کشیدن، بلا چشیدن، جانفشانی و جان سپردن نیز باشد.
    در این نوشتار می کوشیم تا ضمن شناخت محبت و مراتب آن، مفهوم رنج و درد را نزد عرفا شرح دهیم. در ادامه به بیان دیدگاه بزرگان عارفان درباره ی فلسفه ی جفاها و غایت بلایای معاشقه و سبب راحت انگاری فتن و رحمت پنداری محن از سوی عشاق و چگونگی رابطه ی آن با محبت خواهیم پرداخت.
    کلیدواژگان: عشق ورزی، عایت محنت، محبت، شفقت، عرفان
  • محمدرضا ساکی صفحه 89
    انگیزه اصلی و اساسی مولوی در سرودن مثنوی، آموزش و تعلیم است. وی به عنوان شاعری واقع گرا، از واقعیت های پیرامونی خویش بسیار تاثیر پذیرفته است و آنها را برای بیان نکات عالی اخلاقی، عرفانی و الهی به کار گرفته است. در این میان از طنز و هزل نیز به عنوان واقعیتی انکار ناپذیر و وسیله ای برای جذب مخاطبان مثنوی بهره برده است.
    در این جستار تلاش می کنیم تا ابتدا طنز و هزل را از دیدگاه برخی صاحب نظران تعریف کنیم و سپس این نکته را باز نماییم که مولانا جلال الدین بلخی با توجه به واقعیات جامعه و شناخت درست مخاطبان خویش، از طنز و هزل برای آموزش اخلاق و عرفان و. .. به خوبی استفاده نموده است.
    کلیدواژگان: واقع گرایی، طنز و هزل، مثنوی مولوی
  • تورج عقدایی، خدیجه بهرامی رهنما صفحه 113
    موضوع مقاله حاضر مقایسه و بررسی کارکردهای داستانی و غیر داستانی حکایت های پیر چنگ نواز در مثنوی با پیر تنبورنواز در اسرار التوحید است. مقایسه ی دیدگاه های شاعران و نویسندگان از مهم ترین شاخه های تحلیل و بررسی متون نظم و نثر فارسی و از مباحث عمده در نقد ادبی است.در این پژوهش،حکایت های مورد نظر از لحاظ ساختار و محتوا با هم سنجیده شده-اند. در بررسی ساختاری حکایت ها به شیوه ی داستان-پردازی محمدبن منور و مولانا توجه شده است و نشان داده ییم که هر دو حکایت، ساختاری منسجم دارد و در آن ها برای برجسته کردن پیام اصلی از عنصرهای داستانی در حد نیاز استفاده شده است. در بررسی محتوایی این دو حکایت دیده می شود که افق گسترده اندیشه، عواطف رقیق و انسانی و تخیل دورپرداز مولانا نسبت به اندیشه و عواطف محمدبن منور برجستگی خاصی دارد.
    کلیدواژگان: مثنوی، اسرارالتوحید، حکایت، موسیقی، نماد، تقابل، توصیف، گفت و گو، فقر، توبه
  • محمدمهدی اسماعیل پور صفحه 149
    واژگان اسرارآمیز و مضامین حیرت آفرینی که در شعر حافظ گرد آمده، قرن هاست که دوستداران و پژوهندگان شعر فارسی را به خود جذب کرده است. «کام»، «کامبخشی»، «کامروایی»، «کامرانی»، «کام طلبی» و «کامگاری» ساحت هایی از این واژگانند که هر کدام در جای خود باز تابنده درونمایه های دلفروزی از خدا، هستی و انسان است. حافظ، صورت و معنی «کامبخشی» را -که به شیوه تاویل عرفا از کلام وحی اخذ کرده – در مطلع غزلی آورده است:طریق کامبخشی چیست ترک کام خود کردن کلاه سروری آن است کز این ترک بردوزیمصراع اول - که هم کامبخشی حق به سالکان و هم کامبخشی سالک به دیگران است – به دو بخش تقسیم می شود: 1- طریق کامبخشی چیست؟ 2- ترک کام خود کردن چگونه است؟ حافظ، جهان عرفا را – که گردونه ای است از یک سیر نزولی و سیر صعودی – در این مصراع گرد آورده است. ما «طریق کامبخشی چیست» را که بر بنیان سیر نزولی است، «کامبخشی ازلی»، و «ترک کام خود کردن» را که حکایت از سیر صعودی آفرینش به سوی خدا دارد، «کامبخشی ابدی» نام می نهیم. در مصراع دوم، هم کامبخشی ازلی و هم ابدی جریان دارد، بعبارت دیگر، راهکار سروری و سرافرازی حافظ، هم صورت دنیا رادر بر می گیرد و هم معنی آخرت.
    کلیدواژگان: حافظ، کام، کام بخشی، عرفان اسلامی، خدا، آفرینش، انسان
  • الهام غزازایی صفحه 173
    در این مقاله سعی شده تا دیدگاه های عرفانی یکی از عرفای بزرگ قرن ششم اسپانیا، به نام یوحنای صلیبی مورد بررسی قرار گیرد. یوحنای صلیبی یکی از آن عرفای بزرگی است که به روشنی ویژگی های واقع گرایانه، ریاضتمندانه و بی باکانه عرفان اسپانیایی را جلوه گر ساخته است. آغاز تجربیات عرفانی وی در زندان و بر اثر اشراقاتی که به او دست داد آغاز شد و سعی کرد این تجربیات زیبا و گوهربار را در آثار و نوشته های خود منعکس نماید بنابراین با مطالعه آثار واشعار وی به روشنی می توان با خط مش فکری او درباب عرفان آشنا شد،از عمده اهداف وی دراین راه تزکیه نفس و رسیدن به اتحادی الهی است که ازآن با نام نکاح روحانی یاد می کند. باید عنوان کرد که هیچ عارف دیگری تا آن زمان، نمی توان یافت که با قدرت یوحنا در رودررو ساختن ما با واقعیات روشن حیات معنوی برابری کند. اومی خواهد، هدف واحدی که در پیش این حیات معنوی قرار دارد و بهایی را که می طلبد به ما نشان دهد، او از معدود عارفانی است که این چنین آرمان محبت را، بی نهایت دقیق، فرا طبیعی و مستحکم برما تجلی می سازد اگر چه نوشته های وی در ظاهر تعلیمی و شخصی است اما هیچ تردیدی باقی نمی گذارد که در پس آن، عمیق ترین تجربیات شخصی نهفته است و شکی نیست که او خود حقانیت گفته خویش را به اثبات می رساند «خداوند یک تلاش شخصی ما را بیش از کوششهای بسیار دیگران که به نفع ما انجام می دهند، ارج می نهد.» از آنجایی که عرفان دارای بن مایه های مشترک در میان تمام ادیان است بنابراین دیدگاه های یوحنا قابل قیاس با برخی از عرفای اسلامی از جمله ابن عربی و رابعه عدویه است در این مقاله سعی شده به مقایسه اجمالی آنها بپردازد.
    کلیدواژگان: تزکیه نفس، نکاح روحانی، اتحاد با خداوند
  • محمدجعفر اسدی صفحه 193
    غرض از این نوشته شرح مختصر احوال و آثار فخر رازی (544606 ه‍) و نقل متن «کتاب فی الحب» او از مجموعه «سفینه تبریز»و ترجمه آن است که در میان «رساله العشق ها» مطالبی نو و آرائی ویژه دارد؛ امام فخر رازی، تعبیر و تعریف لفظی عشق را که در فکر بشری جولان و در خیال انسانی دوران دارد و موجب سلب اختیار و محور سوم و آثار می شود و به اضمحلال حب در محبوب و طلب در مطلوب می گردد، غیرممکن می داند و بر این عقیده است که محب در حب و عاشق در عشق غرق می شود و اگر الهی باشد به عالم مثال صعود می کند و اثر و خبری از محب یا عاشق باقی نمی ماند، باید عشق را متوجه خدای یگانه کرده و از التفات به زاینده و زاده و هر آنچه مادی است خودداری نمود؛ چون عشق حالتی است که در دوران آدمی پدید می آید و دارنده این پدیده را از تشخیص و تمیز میان رنج و راحت و تاریکی و روشنایی بازمی دارد و گاهی باعث مرگ او می شود.
    کلیدواژگان: تناسخ، مسخ، مسخ ملکی، مسخ ملکوتی، روح و جسم، حشر و نشر
  • جمشید صدری، غلامرضا رحمانی صفحه 215
    انسان به عنوان یک موجود ذی خرد ودر راستای نیل به سعادت وزیبایی از طریق سیر وسلوک معنوی وبا کسب فضایل، جهت رسیدن به موطن اصلی خویش که از آن جا هبوط نموده حرکت خود را آغاز می کند.صعود وعروج انسان در سفر معنوی به معنای جدا شدن روح از بدن نیست بلکه به معنای جدا شدن از همه متعلقات دنیا ومافی هاست در این سیرو سلوک، نفوسی می توانند به لقای ذات فوق هستی توفیق یابند که همه ویا بیشتر حقایق عالم معقول را قبل ازهبوط شهود کرده باشند واز عالم معقول به سوی محسوس وارد شده باشند از جمله فیلسوفان،موسیقیدان وعشاق،که هر یک باطی مراحلی وبا هدایت وراهنما یی مرشدی آگاه سیرخود را آغاز وبه انجام می رسانند.مقاله مزبوردرصددتبیین شرایط ومراحل وچگونگی سیرمعنوی انسان ورسیدن به سعادت حقیقی ازمنظرفلوطین می باشد.
    کلیدواژگان: سعادت، سفر معنوی، فلوطین، زیبایی، روح
  • فاطمه مسلمی صفحه 235
    این مقاله، برگرفته از پژوهشی در باب زبان صوفیانه نثر بحرالحقیقه شیخ احمد غزالی است. در این مقاله برآنیم که نحوه انتقال مفاهیم عرفانی شیخ را از رهگذر کلام بلیغ و هم چنین سبک و شیوه نگارشی او را در این متن بررسی کنیم.
    بنابراین، پس از نگاهی کوتاه به زبان صوفیانه و ویژگی های آن، صورت های خیالی متن بحرالحقیقه در پیوند با انتقال معانی، در ساختارهای تشبیه، استعاره، کنایه و برخی از آرایه و از آن جمله پارادوکس و اغراق، استخراج و طبقه بندی شده است. در تمام متن کوشیده ایم پیوند میان معنی و لفظ در کلام شیخ گسسته نشود، تا کارکرد نقش ارتباطی و زیبایی آفرین زمان، در کنار هم؛ در این متن، نموده شود.
    کلیدواژگان: بحرالحقیقه، زبان و بیان، صوفی، مفاهیم عرفانی، صور خیال
  • بهمن د. خیابانی صفحه 255
    تعریف لغوی و اصطلاحی خیال با مراجعه به فرهنگهای ادبی،فلسفی و عرفانی و بیان اینکه خیال خزانه دار حس مشترک و حس مشترک نظم بخش همه ی حواس است و آنچه از صور و معانی در آن رسم شود،خیال آنرا حفظ می کند آشکار می گردد؛ خیال،طیفی گسترده دارد،ظریف،ژرف،دورگرد،آسمان سیر و عنصر اصلی شعر است. عرفا،آنرا هیولای (صورت) همه ی عوالم و جوهر و اصل وجود ذاتی می دانند که کمال ظهور معبود در آن است. جهان خیال با وجود اینکه غیر از عالم عقل شناخته می شود ولی هم عقل و هم خیال از لایه های ذات و حقیقت آدمی بوده و همه ی آنچه از این لایه ها ظاهر می شود در آسمان گسترده و فراگیر جان انسان آرمیده است.عرفا نیز از خیال به عنوان یکی از مهمترین قوای بشری بحث نموده و به شرح و تفصیل آن پرداخته اند.مولوی نیز همچون دیگر عرفا از خیال در آثار خود بحث نموده که در این مقال به خیال در مثنوی او پرداخته ایم.از نظر فلاسفه اسلامی نیز چون ابن سینا،فارابی،سهرودی خیال دارای معانی متعددی است که هریک به تبیین و شرح دیدگاه خود در آثار خویش دست زده اند و همچنین است از نظر فلاسفه غربی چون دکارت و افلاطون اما با تفاوت بسیار.
    امام محمد غزالی،سهروردی،مولوی،ابن عربی،حافظ و ملاصدرا در توسع میدان خیال و اهمیت آن در جهان هستی اتفاق نظر دارند.
    کلیدواژگان: خیال، حس مشترک، حواس، تخیل، عشق، عرفان، مولوی، مثنوی معنوی
|
  • Dr. Ali Akbar Afrasiabpour Page 13
    "Attar's Masnavi (rhyming couplets)" is known to be the spiritual father and a practical role model for Maulana's Masnavi. The story of Attar who presents his Masnavi to the young Maulana as a gift is an allegory of the substitution and submission of the spiritual flag of the Islamic and lovely Iranian mysticism and Sufism from a spiritual mentor to a student who revolutionized the whole world, just like the flag taken from Sansyee by Attar, for which Maulana had said that:The spirit, Attar, the eyes, SanayeeFollowing we are, Attar, SanayeeAttar's beliefs and allegories have had a clear impact on the mystical mindset and the form and content of Maulana's Masnavi for which the paper deal with a common use of frenzied language, after explaining their essential commonalities in the learning section, as well as the implicit and verbal and effective impacts and Attar's Masnavi relations mentioned in Maulana's Masnavi.
    Keywords: Attar, Maulana, Attar's impact, Masnavi, Frenzied languages
  • Dr. Ghasem Ansari Page 51
    The purpose of this paper is a brief explanation of the biography and works of Fakhr Razi (544-606 AH) and an analysis of his book called "A Book on Love", out of a series called "Safinaye Tabriz"(Vessel of Tabriz), and its translation, which among 'love book's it presents something new with specific ideas. Imam Fakhr Razi deems it impossible for the interpretation and denotation of love which strolls in the mind of mankind and roams in the imagination, taking over the will and creating symptoms so that it shrinks the love force in the lover and request in the beloved. He believes that the beloved and the lover will drown in love, but if it is divine it will ascend to the world of ideas so that there would be no trace of lover and beloved. Love has to be directed toward God whereas any reliance on the creator and creature or whatever found materialistic has to be abandoned. Because love is a situation which happens for human beings and prevents the owner of love from distinguishing and identifying sufferings and comfort, dark and light, even sometimes it may cause him death.
    Keywords: Fakhr Razi, compassion, love, beloved, lover.n
  • Dr. Ali Fathollahi, Dr. Mohammadreza Hosseini Jalilian Page 59
    Affection or love is a merit of God and is one of the mystical features and exclusive to human beings that are not bestowed to angels. According to Muslim mystics, the journeyman can rapidly achieve his desires through showing affection and love making with the Almighty. In their opinions, the path of love is something horrible, disastrous and interwoven with numerous pains and sufferings, and as long as a man is not experiencing the bitterness and sulkiness of love, he would not be able to enjoy the spiritual sweetness of that. Thus, the lover should not only abandon the comfort, prudence, and health, but he also should be prepared for sufferings, disaster, self-sacrifice, and death.This paper tries to explain the concept of suffering and pain pertained to mystics while trying to identify affection and its levels. As continued, the perspectives of great mystics on the philosophy of cruelties and the ultimate love making disasters, the cause of taking conspiracies for granted and taking sufferings to be merits by lovers, and how it relates with affection will be explored.
    Keywords: love sharing, ultimate sufferings, affection, kindness, mysticism
  • Mohammad Reza Saaki Page 89
    The main and rudimentary purpose of composing Masnavi (rhyming couplets) by Maulana was training and education. As a realistic poet, he was highly impressed by his surrounding happenings that he has applied them to explain the excellent ethical, mystical, and divinely points. Accordingly, he has best used satire and humor as undeniable realities and means of attracting the readers toward Masnavi.This paper seeks to define satire and humor by some experts at first and then emphasize the point that Maulana Jalaloddin Balkhi has accurately made use of satire and humor to teach ethics and mysticism according to the realities of society and true identification of his readers.
    Keywords: Realism, satire, humor, Maulana's Masnavi
  • Dr. Touraj Aghdayee, Khadidjeh Bahrami Rahnama Page 113
    The title of the paper deals with a comparative studies of the fictional and non-fictional applications of relations on Maulana's harp player old man with that of tamboura player in Assraroltohid. Comparing the poet's and writer's views is one of the most important branches of analyzing the Persian prose and poetry as well as major discussion in literary criticism. In this paper, the targeted relations are compared in terms of their content and structure. Concerning the structure of the relations, the focus is on the story telling methods of Mohammad ibn Monavvar and Maulana in which it is illustrated that both relations have coherent structure and that to highlight the main theme, adequate number of elements of storytelling are utilized. In terms of the content, it is obvious that the broadness, lightheartedness, and humane emotions and highflying imagination of Maulana have special outstanding in comparison with those of Mohammad ibn Monavvar.
    Keywords: Masnavi, Assraroltohid, relation, music, symbol, contrast, narration, dialog, inadequacy, repentance
  • Mohammad Mehdi Esmaeelpour Page 149
    The words of mystery and wonder found in Hafez's poetry have been appealing for centuries for Persian poetry lovers and researchers. Aspiration, aspiring, gratification, successfulness, success seeking, and fortunate are some areas of the above words which per se reflect the heartfelt themes from God, existence, and human being. Hafez has used the word 'aspiring' and its meaning in a lyric poem, through mystic's way of interpreting divinely revelation:What is aspiration but to quit one's ownLordly crown is obtained if quitting is The first line which include God aspiring spiritual journeymen and then journeymen's aspiration to others, is divided into two parts: 1- what is aspiration? 2- How is it possible to leave one's own aspirations? Hafez has amassed the mystic's world in this line, which is a sphere of ascending and descending journey. 'what is aspiration' is recognized as 'no beginning aspiration' since it's based on descending journey, and 'leaving one's own aspiration' which declares ascending journey of the creation toward God is called 'no end aspiration'. As for the second line, both the no-beginning and no-ending aspirations are streamlined; in other words, the techniques of being lord and honor by Hafez include both this world and the next one.
    Keywords: Hafez, aspiration, aspiring, Islamic mysticism, God, Creation, human being
  • Elham Ghazazani Page 173
    This paper tries to discuss the mystical views of one of the grand mystics of 6th century Spain called John of the Cross. He is one of major mystics who have clearly manifested the realistic, ascetic, and valorous Spanish mysticism in their works. His mystical experience began when he was in jail and through the revelations he perceived, trying to reflex his beautiful and valuable experience in his works and writings. Thus, after going through his works one can clearly get to know his mentality over mysticism. Out of his major objectives in this regard is sublimation of spirit and achieving union with God which is known to be as spiritual marriage. It should be mentioned that none of other mystics of the time could make us come up with the clear realities of spiritual life except John of the Cross. He wanted to show us a unified goal that exists prior to this spiritual world and the cost it requires. He is one of few mystics that manifest such an affectionate goal in an extremely careful manner, extraterrestrial and vigorous. Though his writings are apparently pedantic and personal, there is no doubt that there are personal experiences lying behind, undoubtedly trying to prove his just words that "God understands that value of our endeavors more than other's efforts to do good to us".Since mysticism has joined basis among the whole religions, as a result, John's views could be compared with those of some of Islamic Mystics including Ibn Arabi and Rabeah Adoviah. This paper seeks to have a brief comparison of them.
    Keywords: Sublimation of soul, spiritual marriage, union with God
  • Dr.Jamshid Sadri, Gholamreza Rahmani Page 215
    As a creature having wisdom and in line with achieving felicity and beauty through spiritual journey and obtaining merits, human being begins with returning to his original home land from which he had set out. The ascent and descent of mankind in the spiritual journey doesn’t mean detachment of soul from body, rather, it means detaching from the whole earthly belongings and above. Only those bodies can reach the extraterrestrial Almighty that have intuition over the overall or most of rational world before descend, coming down into the world of tangibles, including philosophers, musicians, and lovers, each of whom will begin their journey through the instructions of their mentors and some procedures and achieve their goals. This paper seeks the explanation of conditions and the procedure of spiritual journey of human being and achieving authentic felicity from platonic point of view.
    Keywords: Felicity, spiritual journey, platonic followers, beauty, soul
  • Fatemeh Moslemi Page 235
    This paper is a research on the Sufi language of Sheik Ahmad Qazali's Bahrolhaghighah. It seeks to examine the way mystical concepts of Sheik are getting across through his rhetorics and writing styles.Therefore, after skimming through Sufi's jargon and their characteristics, the figures of speech of Bahrolhaghighah in connection with meaning transfer through simile, metaphor, and some other figures such as paradox and exaggeration are explored and classified. Throughout the text it is endeavored to keep the relation between meaning and word of sheik so that the function of the relation and aesthetic role of time would be highlighted together.
    Keywords: Bahrolhaghighah, jargon, rhetoric, Sufi, mystical concepts, figures of speech
  • Mohammad. D. Khiabani Page 255
    The literary and literal meaning of imagination is disclosed if one refers to literary, philosophical, and mystical dictionaries explaining that imagination is the storage of a common sense so that common sense is the regulator of the whole senses and whatever drawn out of the figures and meanings. Imagination has a broad spectrum: delicate, profound, farsighted, the heaven and the major element of poetry. Mystics take it as the monster of the overall heavens and the essence and origin of an existence which is the manifestation of the creator from within. The world of imagination though assumed as something away from rational world together with wisdom is the existing and reality layer of human being so that whatever revealed out of it has been shinning onto the broad and ever present heaven for mankind. Mystics also discuss about imagination to be one of the most important human vigor. Maulana has also talked about imagination just like other mystics which in this paper imagination in Masnavi will be studied. From Islamic philosopher's point of views such as Ibn Sina, Farabi, and Sohrevardi imagination has multiple meanings that each of whom has strived to explain their own opinions in their own works; the same is true with western philosophers such as Descartes and Plato, totally different from others.Imam Mohammad Qazali, Sohrevardi, Mowlavi, Ibn Arabi, Hafez, and Mollasadra have all agreed on the broad scope of imagination and its importance in the existence.
    Keywords: Imagination, common sense, five senses, fancy, love, mysticism, Maulana, Masnavi Manav