فهرست مطالب

بلور شناسی و کانی شناسی ایران - سال بیستم شماره 1 (بهار 1391)
  • سال بیستم شماره 1 (بهار 1391)
  • تاریخ انتشار: 1391/04/10
  • تعداد عناوین: 16
|
  • حبیب الله قاسمی، علیرضا خانعلی زاده صفحه 3
    توده ی گرانیتوئیدی تویه دروار، واقع در جنوب باختر دامغان، در دامنه ی جنوبی زون البرز خاوری قرار دارد. این توده، علی رغم ظاهر یکنواخت در صحرا، دارای طیف ترکیبی دیوریت، مونزودیوریت، مونزونیت، کوارتزمونزونیت و گرانودیوریت با برتری بخش مونزونیتی- کوارتزمونزونیتی است. برخلاف گزارش های قبلی مبنی بر نفوذ این توده در سازند جیرود و سن دونین بالایی برای آن، یافته های این پژوهش نشان می دهند که توده ی نامبرده در داخل سازندهای بایندر، سلطانیه، باروت، زاگون و لالون وابسته به پرکامبرین پسین- کامبرین، نفوذ کرده است. نبود دگرگونی همبری چشمگیر، حاکی از کمبود شاره ها و طبیعت نسبتا خشک ماگما، حجم کم توده و صعود دیاپیری آن در حالت نسبتا جامد و سرد، در اعماق خیلی کم پوسته است. وجود رگه های معدنی از اکسیدها و هیدرواکسیدهای آهن و منگنز، فلوریت، باریت، سرب و روی در سنگ های میزبان، غالب بودن بافت های دانه ای ریزبلور واکنشی هیپرسالووس تا ساب-سالووس (پرتیتی، میرمکیتی، گرافیک و گرانوفیری)، طبیعت ماگمای قلیایی، غنی شدگی از عناصر نادر خاکی سبک و ناسازگار (LILE)، مقادیر نسبتا بالای عناصر با شدت میدان بالا (HFSE) در مقایسه با دیگر گرانیتوئیدها، داشتنCaO و MgO پائین، مقدار بالای نسبت FeOT/MgO (غالب بودن کانی شناسی مافیک غنی از آهن)، بالا بودن نسبت Ga/Al و قرارگیری در موقعیت گرانیتوئیدهای نوع A در نمودارهای تمایز محیط زمین ساختی، حاکی از آن است که این توده از نوع گرانیتوئیدهای ناکوهزایی زیرگروهA1 (وابسته به ماگماتیسم کافتی درون ورقه ای) است. شواهد مختلف حاکی از وابستگی نزدیک توده ی گرانیتوئیدی تویه دروار به ماگماتیسم محیط کافتی پالئوزوئیک زیرین (اردوویسین- سیلورین) در سرزمین یکپارچه گندوانایی ایران در آن زمان، در ارتباط با آغاز تشکیل حوضه ی اقیانوسی پالئوتتیس است که در مناطق مختلفی از ایران، به خصوص البرز و ایران مرکزی و نیز در کشورهای مجاور گزارش شده است.
    کلیدواژگان: گرانیتوئید، نوع A، پالئوتتیس، پالئوزوئیک، دامغان، البرز
  • اکبر مهدیلو، مهدی ایران نژاد صفحه 25
    کانسار قره آغاج واقع در 36 کیلومتری شمال-غرب ارومیه، از جمله ذخایر تیتانیم و فسفات محسوب می شود. پی جوئی های اولیه حاکی از وجود 102 میلیون تن کانسنگ فسفات با عیار متوسط 3/2 درصد P2O5 در این کانسار است. در این پژوهش بررسی های نمونه ی معرف تهیه شده با استفاده از XRD، XRF، میکروسکوپ نوری و میکروسکوپ الکترونی مجهز به EDX انجام شد. این بررسی ها نشان داد که کانی های ایلمنیت، منیتیت و آپاتیت کانی های با ارزش موجود در کانسنگ هستند. کانی های گانگ همراه شامل کلینوپیروکسن، ارتوپیروکسن، اولیوین، آمفیبول و برخی از کانی های ثانویه مانند کلریت و آکتینولیت حاصل از دگرسانی پیروکسن و اولیوین هستند. آپاتیت موجود در نمونه از نوع فلوئور-آپاتیت بوده و از نظر بافت به دو شکل دیده می شوند، نوع اول که بخش غالب را تشکیل می دهد، آپاتیت های درگیر با کانی های ایلمنیت، منیتیت و گانگ هستند که درجه ی آزادی آن ها حدود 60 میکرون است. نوع دوم آپاتیت هایی هستند که به صورت درونگیر در کانی های ایلمنیت و منیتیت قرار گرفته و دارای ابعاد کوچک تر از 20 میکرون بوده و به راحتی قابل بازیابی نیستند. آزمایش های جدایش با آبگون های سنگین نشان داد که چگالی کانی آپاتیت در حدود 9/2 تا 3 است. بنابراین بخش عمده ی آپاتیت های نوع اول در فرآیند جدایش ثقلی کانسنگ به منظور تولید ایلمنیت و منیتیت پرعیار، به بخش باطله منتقل می شوند. این آپاتیت ها را که بیشتر همراه کانی های گانگ سیلیکاتی هستند، می توان به روش شناورسازی مورد بازیابی قرار داد. به عبارت دیگر کنسانتره آپاتیت به عنوان محصول جانبی فرآیند تولید کنسانتره ایلمنیت محسوب می شود.
    کلیدواژگان: فسفات، تیتانیم، آپاتیت، ایلمنیت، فلوتاسیون
  • فاطمه نریمانی، محمد خرامش، علیرضا بدیعی، فرامرز طوطی صفحه 37
    هیدروکسی داوین، آلومینوسیلیکات آبدار با ساختار مشابه با گروه کانیایی کانکرینیت است ولی با توجه به دمای پایین محیط تشکیل هیدروکسی داوین و وجود آب در ساختار این کانی، پژوهشگران آن را جزء زئولیت ها رده بندی می کنند. وجود گروه [Ca.Cl]+ به جای گروه [Na.H2O]+ در قفس های ساختاری از ویژگی های برجسته ی این کانی است. دگرسانی خاکسترهای آتشفشانی بر اثر گرمابی ها با قلیائیت بالا، یکی از فرایندهای معمول تشکیل زئولیت های مختلف است. از این رو در این کار پژوهشی تلاش شده است تا با اثردهی آبگون های قلیایی بر خاکسترهای آتشفشانی در شرایط گرمابی روند تغییرات فازی ایجاد شده و امکان تشکیل هیدروکسی داوین مورد بررسی قرار گیرد. نتایج این بررسی ها نشان داده اند که هیدروکسی داوین می تواند در دمای 150 درجه ی سانتی گراد و در حضور آبگون های قلیایی با غلظت بالای یون های سدیم، پتاسیم و کلر در شرایط گرمابی تشکیل شود.
    کلیدواژگان: هیدروکسی داوین، تغییر فاز، شرایط گرمابی، خاکستر آتشفشانی
  • محمدحسین یوسف زاده، مسیب سبزه ئی صفحه 43
    برونبوم های آمفیبولیتی فراوان ترین برونبوم گنبد داسیتی مارکوه واقع در شمال شرقی بیرجندند. این داسیت حاوی پلاژیوکلاز، کوارتز، هورنبلند سبز، بیوتیت و مگنتیت و برونبوم های آمفیبولیتی دارای هورنبلندهای سبز و قهوه ای، پلاژیوکلاز ± بیوتیت ± کوارتز ± پیروکسن هستند. براورد دما و فشار بر پایه ی مقدار Al موجود در آمفیبول ها نشان می دهد که هورنبلندهای سبز سنگ میزبان در دمای C 804-784 و فشار Kbar 6- 5 در اعماق Km 52/23- 44/20 و هورنبلندهای سبز و قهوه ای موجود در برونبوم آمفیبولیتی در دمای C 845-777 و فشار Kbar 50/7- 5 در عمق Km 30- 20 تشکیل شده اند. دلیل گسترده تر بودن گستره ی دما و فشار برای برونبوم نسبت به سنگ میزبان، این است که برونبوم های آمفیبولیتی حاوی هورنبلند سبز و پلاژیوکلاز نخست از دگرگونی دماجنبشی واحدهای بازی پی سنگ افیولیتی منطقه، در رخساره ی آمفیبولیت تشکیل شده اند. در ادامه با افزایش دما و فشار در اواخر این رخساره و اوایل رخساره ی گرانولیت هورنبلند سبز به هورنبلند قهوه ای تبدیل، پلاژیوکلازها کلسیم دارتر شدند، حتی کلینوپیروکسن هم به وجود آمده است. در نهایت، با سقوط آمفیبولیت های وابسته به پی سنگ منطقه به داخل ماگما، جائی که شرایط برای تشکیل هورنبلند سبز در سنگ میزبان فراهم بوده، هورنبلندهای قهوه ای برونبوم نیز دوباره به هورنبلند سبز تبدیل شده-اند. نتایج آنالیز نقطه ای و شواهد میکروسکوپی تایید کننده این فرایند است. پلاژیوکلازهای برونبوم ها نسبت به پلاژیوکلازهای داسیت کلسیم دارند.
    کلیدواژگان: زمین دما، فشارسنجی، داسیت، آمفیبولیت، برونبوم، بیرجند
  • ملیحه قورچی، محمدحسن کریم پور، خسرو ابراهیمی صفحه 53
    منطقه ی هلاک آباد در 30 کیلومتری جنوب سبزوار واقع شده است. بازالت، آندزیت و هورنبلند آندزیت قدیمی ترین مجموعه رخنمون یافته در منطقه ی مورد بررسی است. مونزونیت، کوارتز دیوریت، کوارتز مونزودیوریت، کوارتز مونزونیت و هورنبلند کوارتز مونزودیوریت در سنگ های آتشفشانی نفوذ کرده اند. تجزیه و تحلیل مولفه های اصلی (Principal component analysis) یکی از روش هایی است که می تواند به هدف آشکارسازی الگوهای پی جوئی در درون مجموعه ای از متغیرها کمک کند. در پی جوئی های معدنی، از رایج ترین کاربردهای روش تحلیل چند متغیره، شناسایی و به نقشه درآوردن روابط داده های ژئوشیمی سطحی در حجم بالا است. این روش برای آشنایی با تغییرات ژئوشیمیایی در منطقه هلاک آباد مورد بررسی قرار گرفته است. تحلیل مولفه های اصلی نمونه های ژئوشیمی آبراهه ای منطقه ی هلاک آباد، به طور کلی تغییرات عناصر را در پنج مولفه مشخص می کند. نتایج بررسی ها حاکی از آن است که مولفه ی اول در مورد عناصر Cu، Zn، Co، V و نیز Sr، Cs، Li و Th وزن (بار) مثبت، و عناصر Ba، Rb، Nb، Pb و نیز نیکل-کروم وزن منفی نشان می دهد. مولفه ی دوم برای عناصر Rb، Sr، Th، Ba وزن منفی و برای عناصر دیگروزن مثبت دارد. همراهی روی با سرب و فلوئور می تواند گویای نوع دیگری از پاراژنز کانیایی در منطقه باشد. مولفه ی PC3 وزن مثبتی برای عناصر Ni، Zn، Cr، Co دارد. این گستره مقادیر بالای مولفه دوم با گستره های دگرسانی گرمابی و توده های شبه آتشفشانی منطقه همبستگی بالایی نشان می دهند. تحلیل مولفه های اصلی در ناحیه ی هلاک آباد نشان داد که حداقل در مورد عناصر مس و روی دو نوع همراهی عناصر کانه ساز مطرح اند.
    کلیدواژگان: تحلیل مولفه های اصلی، ژئوشیمی، دگرسانی، سبزوار، هلاک آباد
  • سمانه فضلی، غلامحسین شمعانیان، بهنام شفیعی صفحه 67
    کانسار های روی و سرب عمارت و موچان در جنوب غرب اراک و در بخش میانی کمربند ملایر- اصفهان واقع شده اند. این کانسار ها به صورت لایه کران درون سنگ های کربناتی وابسته به کرتاسه زیرین تشکیل شده اند. کانی سازی در این کانسار ها بیشتر از نوع پر-کننده ی فضای خالی و شامل اسفالریت، گالن، پیریت و مقادیر کمتر کالکوپیریت است که همرا با سیلیسی شدن سنگ دیواره رخ داده است. اسفالریت فراوان ترین کانی سولفیدی است که در دو مرحله تشکیل شده است. گالن به صورت فرعی همراه با اسفالریت و پس از آن تشکیل شد. بر اساس شواهد بافتی، سیلیسی شدن در دو مرحله مجزا رخ داده است. در مرحله ی اول، کوارتز های ریز بلور به طور کامل جانشین سنگ میزبان کربناتی شده است. در طول مرحله ی دوم، فضای خالی و شکاف های بین سنگ دیواره سیلیسی با کوارتز-های درشت بلوری که همرا با کانی سازی بوده پر شد. داده های ایزوتوپی گوگرد نشان داد که مقادیر 34Sδ کانی های سولفیدی از 8/4+ تا 6/11+ در هزار تغییر می کند. بر اساس این نتایج، به احتمال زیاد گوگرد مورد نیاز برای کانی سازی سولفید ها از آب دریای کرتاسه زیرین تامین شده است. دمای ایزوتوپی دو جفت گالن- اسفالریت در کانسار عمارت از ̊C1/121 در مرحله اول تا ̊C8/112 در مرحله ی دوم تغییر می کند که از دمای ایزوتوپی کانسار موچان ( ̊C4/134) کمتر است. تلفیق نتایج زمین شناسی، کانی شناسی و ایزوتوپی گوگرد نشان می دهد که آب، فلزات و سیلیکا از دیاژنز شیل و ماسه سنگ های ژوراسیک مشتق شده اند. احیای گرمایی - شیمیایی سولفات، بر هم کنش محلول با سنگ دیواره و سرد شدن آن از مهم ترین ساز و کار های نهشت کانسنگ بوده اند.
    کلیدواژگان: روی و سرب، سیلیسی شدن، ایزوتوپ گوگرد، ملایر، اصفهان، عمارت، موچان
  • کاظم رنگزن، عادل ساکی، حسین حسن شاهی، برات مجردی صفحه 81
    روش های طیف سنجی بازتابی و ترکیب آن با داده های سنجش از دور ما را در امکان شناسایی و جدایش عوارض سطح زمین یاری می کند. بکارگیری این روش ها در شناسایی واحدهای سنگ شناختی به طور مستقل و بدون آگاهی از رفتار طیفی سنگ ها در طول موج های الکترو مغناطیسی نمی تواند چندان ثمر بخش باشد. بر این اساس و برای دستیابی به هدف های این پژوهش، 65 نمونه سنگ از توده ی الوند همدان و پیرامون آن جمع آوری شدند، و با استفاده از طیف سنج فیلدسپک3 (Fieldspec) در محیط آزمایشگاه مورد طیف سنجی قرار گرفتند. طیف های بازتابی حاصل بر اساس شکل و محل نوارهای جذب پردازش شدند. آنالیزهای سنگ نگاری نیز در تفسیر چگونگی جذب نمونه های طیفی مورد استفاده قرار گرفتند و سرانجام طیف ها براساس الگوی نهایی طیفی رده بندی شدند. این سنجش هم سطوح تازه و هم درمورد سطوح برونزد انجام شد. جدا از چند نمونه جزئی، دو مجموعه طیف سطوح تازه و برونزد تغییر چشمگیری نداشتند. در پایان برای بررسی امکان تفکیک اهداف مورد نظر، طیف های نماینده با نوارهای دو سنجنده ی فراطیفی و چندطیفی شبیه سازی و مقایسه شدند. بررسی نمودارهای طیفی شبیه سازی شده، شناسایی سنگ های منطقه مورد بررسی را که از برونزد خوبی برخوردار باشند با استفاده از سنجنده های با قدرت جدایش طیفی بالا مانند هایپریون (Hyperion) به درستی مقدور می سازد. همچنین به نظر می آید سنجنده ی استر (Aster) نیز برای شناسایی و جدایش گروه های اصلی سنگ های منطقه نتایج قابل قبولی را ارائه دهد.
    کلیدواژگان: طیف سنجی، فیلدسپک3، جذب، شبیه سازی، همدان
  • حمید احمدی پور، نادیه محمدی صفحه 97
    هر سه چندریختی سرپانتین (لیزاردیت، کریزوتیل و آنتی گوریت) در سرپانتینیت های آمیزه ی افیولیتی بافت دیده می شوند و از نظر بافت و ترکیب شیمیایی، تفاوت هایی با یکدیگر دارند. لیزاردیت با ساختار ورقه ای در زمینه ی پریدوتیت ها دیده می شود، در حالی که آنتی گوریت به صورت تیغه ای در رگه ها یا در محل زون های برشی تشکیل شده و گسترش کریزوتیل به صورت رشته های شفاف و طلایی، فقط محدود به شکاف های ریز است. پریدوتیت های منطقه، بر اساس درجه ی سرپانتینیتی شدن به سه گروه پریدوتیت های نسبتا سرپانتینیتی شده (حداکثر 50 درصد)، پریدوتیت های بیشتر سرپانتینیتی شده (90-50 درصد) و پریدوتیت های کاملا سرپانتینیتی شده (100-90 درصد) تقسیم می شوند. سه مدل برای سرپانتینیتی شدن الیوین در سرپانتینیت های منطقه، تشخیص داده شدند. مدل اول، سرپانتینیتی شدن در پیرامون دانه های الیوین و باقی ماندن الیوین سالم در وسط که در پریدوتیت های نسبتا سرپانتینیتی شده منطقه، گسترس یافته است. مدل دوم، گسترش سرپانتینیتی شدن دوباره در الیوین های باقی مانده از مدل اول و مدل سوم، و گسترش سرپانتینیتی شدن تا ازبین رفتن کامل دانه های الیوین. مدل دوم و سوم در پریدوتیت های بیشتر سرپانتینیتی-شده و پریدوتیت های کاملا سرپانتینیتی شده ی منطقه، دیده می شوند. به نظر می رسد که لیزاردیت و کریزوتیل موجود، محصول دگرسانی استاتیک وابسته به محیطی مانند کف اقیانوس هستند، در حالی که آنتی گوریت های تیغه ای، از دگرگونی دینامیکی شکل گرفته اند. ممکن است تشکیل آنتی گوریت وابسته به فرورانش پوسته ی اقیانوسی نائین-بافت و بسته شدن آن، به فرارانش پریدوتیت-های سرپانتینیتی شده در زمان های بعدی وابسته باشد، اما لیزاردیت و کریزوتیل، احتمالا پیش از بسته شدن اقیانوس کوچک نائین-بافت تشکیل شده اند.
    کلیدواژگان: آمیزه ی افیولیتی بافت، آنتی گوریت، سرپانتینیت، لیزاردیت، کریزوتیل
  • رضوان مهوری، موسی نقره ئیان، محمدعلی مکی زاده صفحه 111
    نهشته ی مس کالچویه در 110 کیلومتری شرق اصفهان، در پهنه ی ایران مرکزی و در کمربند ولکانوپلوتونیک ارومیه- بزمان واقع شده است. سنگ میزبان این نهشته سنگ های آتشفشانی با ترکیب پیروکسن آندزیت و توف های ائوسن با سنگ شناسی توف ماسه ای و توف سنگی است. توف های ماسه ای سنگ میزبان اصلی این نهشته هستند. کانه زایی به شکل رگه ای و رگچه ای بوده و کوارتز گانگ اصلی کانه زایی است. کانه های اولیه (هیپوژن) شامل دوفاز سولفیدی کالکوپیریت، گالن و فاز اکسیدی مگنتیت و کانه زایی سوپرژن سولفیدی شامل کوولیت و کالکوسیت است. بررسی های ریزدماسنجی شاره های درگیر در کانی کوارتز نشان می دهد که دمای همگن شدن بین 101 تا 312 درجه سانتی گراد و درجه شوری از 7/0 تا 3/7 درصد وزنی معادل نمک طعام متغیر است. فرایند جوشش در شاره های کانه ساز در 400 متر زیر سطح قدیمی آب رخ داده است. این مطالعات بیانگر وجود محلول کانه ساز با دمای کم تا متوسط، شوری پایین و قدرت کانه سازی کم می باشد. همچنین بررسی های انجام شده حاکی از آن است که کانه زایی فلزی کالچویه از نوع کانسارهای وراگرما با سولفیدی شدن پایین است.
    کلیدواژگان: شاره های درگیر، وراگرما، کوارتز، کالچویه، نایین
  • محسن نصرآبادی، فدریکو روزتی، حسین معین وزیری، سید محمدحسین رضوی، محمد محجل صفحه 123
    مجموعه ی دگرگونی سلطان آباد در شمال شرق افیولیت های سبزوار رخنمون دارد. در این مجموعه شیست های آبی به صورت آمیزه ی زمین ساختی در یک زمینه ی سرپانتینیتی دارای برونزدهای گسترده ای هستند. بررسی های صحرایی، سنگ نگاری و محاسبات دما - فشارسنجی نشان داد که این سنگ ها دستخوش دو فاز دگرگونی شده اند. پاراژنز فاز اول دگرگونی شامل آمفیبول سدیک (گلوکوفان و ریه بکیت)، اپیدوت، فنژیت های جهت یافته و گارنت های نسل اول است که طی تدفین و فرورانش حاصل شده و شرایط فشار و دمای آن به ترتیب 11 تا 14 کیلوبار و 350 تا 420 درجه ی سانتیگراد بوده است. دومین فاز دگرگونی که حاصل تزریق توده های ترونجمیتی است سبب تبلور پورفیروبلاست های درشت آلبیت، گارنت و اپیدوت نسل دوم و نیز تبلور آمفیبول های کلسیک - سدیک در اطراف آمفیبول های سدیک شده است. شرایط دگرگونی در این مرحله فشار 4 تا 7 کیلوبار و دمای 500 تا 580 درجه سانتیگراد به دست آمده است. بنظر می رسد برخورد صفحه عربستان با خرده قاره ی ایران مرکزی و حرکت این خرده قاره به سمت شمال شرقی، منجر به فرورانش حوضه ی اقیانوسی سبزوار و ذوب بخشی و نیز تشکیل توده های ترونجمیتی در پالئوسن میانی شده باشد. همچنین در نتیجه تزریق این توده ها، شیست های آبی موجود در منشورهای بهم افزوده، دستخوش دگرگونی برگشتی شده اند.
    کلیدواژگان: شیست آبی، مجموعه دگرگونی سلطان آباد، افیولیت های سبزوار، شمال شرق ایران
  • محمد خانه باد، رضا موسوی حرمی، اسدالله محبوبی صفحه 141
    بخش 2 سازند شیشتو به سن کربونیفر پیشین در ناحیه ی مورد بررسی از یک توالی به سمت بالا کم عمق شونده تشکیل شده است. بیوکلست پکستون های این رسوب ها اغلب دارای خرده های اسکلتی کرینوئید، براکیوپود، بریوزوآ، تریلوبیت، مرجان و مقداری فرامینیفر است. سنگ های کربناتی این سازند تحت تاثیر تاریخچه ی دیاژنتیکی پیچیده ای قرار گرفته اند که مهم ترین آن ها، فرایند سیلیسی شدن و پیریتی شدن است. پیچیدگی سیلیسی شدن در این سنگ های آهکی بیشتر به خاطر سیلیسی شدن انتخابی جانداران مختلف است. از نظر ریخت شناسی، سیلیسی شدن خرده های اسکلتی این ناحیه بیشتر از نوع میکروکوارتز، کلسدونی و مقداری مگاکوارتز است. ارتباط مشاهده شده ی بین انواع خرده اسکلتی و نوع کوارتز جانشینی بیانگر آنست که ریزساخت خرده اسکلتی کنترل کننده ی نوع کوارتز جانشینی است. سیلیسی شدن خرده های اسکلتی این سازند در راستای غشاهای انحلالی نازک رخ داده است که در این حالت خرده کلسیتی انحلال یافته و سیلیس نهشته شده است. خرده های براکیوپود، مرجان و کرینوئید در این رسوب ها بیشترین حساسیت برای سیلیسی شدن را داشته اند. وجود ناخالصی هایی مانند منیزیم در ترکیب خرده های اسکلتی مانند براکیوپودها و کرینوئیدها از عوامل کنترل کننده ی حساسیت این اجزا به سیلیسی شدن است. پیریت دیاژنتیکی در این سنگ های آهکی به صورت بلورهای منفرد شکلدار دیده می شوند. این فرایند بعداز مرگ جاندار در طی دیاژنز تدفینی رخ می دهد. پیریتی شدن به شدت به شرایط احیایی و در دسترس بودن یون های Fe و S در محیط دیاژنتیکی تدفینی وابسته است.
    کلیدواژگان: سیلیسی شدن، پیریتی شدن، کانی شناسی اولیه، ریزساخت، خرده های فسیلی، سازند شیشتو، طبس
  • مریم آهنکوب، ناهید شبانیان بروجنی، علیرضا داودیان دهکردی، محمد علی مکی زاده صفحه 153
    سنگ های گابرویی مورد بررسی در اطراف گنبد نمکی ده بید در استان چهارمحال و بختیاری و در فاصله ی حدود 130 کیلومتری جنوب شهرکرد رخنمون یافته اند. ناحیه ی مورد بررسی در پهنه ی ساختاری زاگرس قرار دارد. بررسی های شیمیایی کانی های کلینوپیروکسن توده ی نفوذی گابرویی همراه گنبد نمکی دره بید نشان می دهند که این کلینوپیروکسن ها دارای ترکیب دیوپسید و اوژیت بوده و در گستره ی کلینوپیروکسن های با فشار پایین قرار می گیرند. ماگمایی که این کلینوپیروکسن ها از آن ها متبلور شده اند در حدود 10 درصد آب داشته و فشار حاکم بر محیط تبلور کمتر از 5 کیلوبار است و غنی از تیتانیم بوده و ماهیت مورب داشته است. میزان آهن فریک در کلینوپیروکسن ها نشان دهنده ی گریزندگی بالای آکسیژن ماگماست. ترکیب کلینوپیروکسن ها این گستره دمایی 650-800 درجه ی سانتی گراد رانشان می دهد.
    کلیدواژگان: کلینوپیروکسن، گابرو، گنبد نمکی، دره بید
  • سید محمد باقر قرشی، عباس بهجت، مینا نقابی، غضنفر میرجلیلی صفحه 169
    نخست چهار نمونه از نانوساختارهای رسانای شفاف سه لایه ای ZnS/M/ZnS، (M = Au، Ag، Cu، Al) با بهینه سازی ضخامت لایه های فلزات طلا، نقره، مس و آلومینیوم و نیمرسانای سولفید روی شبیه سازی شدند. در این شبیه سازی نظریه ی ماتریس انتقال لایه های نازک و توابع ثابت های اپتیکی مواد مورد بررسی، به کاربرده شدند. سپس ساختارهای سه لایه ای بهینه شبیه سازی شده به روش تبخیر گرمایی روی بستری شیشه ای لایه نشانی شدند. ویژگی های بلوری ساختار ها از قبیل اندازه ی دانه ها و ثابت های شبکه از الگوی پراش پرتو ایکس محاسبه شدند. همچنین طیف های اپتیکی تراگسیلی و جذب نشان دادند که این گونه نانوساختار ها امواج فرابنفش و فروسرخ را جذب می کنند ولی در برابر ناحیه مرئی طیف خورشید شفاف هستند. اندازه گیری ها و محاسبات نشان داد، ساختار ZnS/Au/ZnS جهت استفاده در سطوح رسانای شفاف و ساختار ZnS/Ag/ZnS برای صفحات شفاف ضد بازتاب نسبت به ساختارهای دیگر مناسبت ترند.
    کلیدواژگان: سولفید روی، لایه ی نازک، سه لایه ای نانو ساختار، شبیه سازی، تبخیر گرمایی
  • سهراب منوچهری، جمشید عمیقیان، مرتضی مظفری، محمدحسن یوسفی صفحه 179
    نانوذرات مغناطیسی فریت کبالت-روی Co1−xZnxFe2O4، که در آن 8/0، 6/0، 4/0، 2/0، 0= x است، به روش هم رسوبی با نمک های محلول در آب کبالت، روی و آهن در هیدروکسید سدیم و در دمای ̊C 80 تهیه شدند. ساختار فازی با پراش پرتو ایکس تعیین و میانگین اندازه ی بلورک ها با رابطه ی شرر محاسبه شد. نتیجه ها نشان می دهند که همه ی نمونه ها تک فاز هستند و با افزایش x از مقدار 0 تا 8/0، میانگین اندازه ی بلورک ها از حدود nm 13 به حدود nm 8 کاهش می یابد. ریخت شناسی و اندازه ی ذرات با میکروسکوپ الکترون عبوری بررسی شد. نتایج این بررسی ها نشان می دهد که ذرات شکل کروی دارند و میانگین اندازه ی ذرات پیرامون nm 5/13 است که با میانگین اندازه ی بلورک ها هم خوانی دارد. بستگی دمای بستن TB به بسامد و رفتار ابرپارامغناطیسی نمونه ها از نمودار پذیرفتاری بر حسب دما در گستره ی Hz 300 تا kHz 100 به دست آمد و با قانون وگل- فولچر برازش شد.
    کلیدواژگان: روش هم رسوبی، نانوذرات، ابرپارامغناطیس، قانون وگل، فولچر
  • مرتضی زرگرشوشتری، سیدابراهیم موسوی قهفرخی، راهیل کلانترهرمزی صفحه 187
    در این مقاله، چگونگی ساخت نانوذرات Au به روش محلولی و نیز تاثیر این نانوذرات بر چگالی جریان بحرانی، مقاومت نمونه ها در دمای اتاق، انرژی فعال سازی و ریزساختار ابررسانای پایه ی بیسموت گزارش شده است. چگالی جریان بحرانی، مقاومت نمونه ها در دمای اتاق و انرژی فعال سازی به روش چهار میله ای اندازه گیری شده اند. ریزساختار و ریخت شناسی نمونه ها نیز با استفاده از XRD و SEM بررسی شدند. نتایج حاصل از الگوهای پراش نشان می دهند که درصد فاز 2223 –Bi در نمونه های ابررسانای Bi1.6Pb0.4Sr2Ca2Cu3Oy با درصد کم نانوذرات طلا (Au = 1%) و زمان پخت 72 ساعت افزایش می یابد. همچنین در بررسی-های انجام شده روی نمونه های ساخته شده، مشخص شد که نانوذرات طلا باعث افزایش نسبی چگالی جریان بحرانی و انرژی فعال-سازی می شوند.
    کلیدواژگان: نانوذرات طلا، Au، چگالی جریان بحرانی، انرژی فعال سازی
  • ژانت سلمان نژاد، مینا نصیبی پور، فروزان همتی صفحه 1
|