فهرست مطالب

  • سال بیست و ششم شماره 1 (بهار 1391)
  • تاریخ انتشار: 1391/02/13
  • تعداد عناوین: 14
|
  • سیما سهرابی، محمدحسن راشد محصل صفحه 1
    به منظور ارزیابی اثر غلظت های مختلف عصاره کود دامی، کود استریل و غیر استریل بر سرعت، درصد و متوسط تعداد جوانه زنی بذر علف های هرز دو گیاه تاج خروس ریشه قرمز و سوروف، آزمایشی در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تکرار در شرایط آزمایشگاهی انجام شد. تیمارها شامل غلظت های عصاره کود دامی (3/14%،20% و33 %)، کود دامی استریل و کود دامی غیر استریل بود. طی این بررسی مشاهده شد که با افزایش غلظت عصاره، سرعت و درصد جوانه زنی درهر دو نوع بذر کاهش یافت. در ضمن بین تیمارهای کود استریل و غیر استریل تفاوتی وجود نداشت.
  • بیژن سعادتیان، گودرز احمدوند، فاطمه سلیمانی صفحه 8
    تحقیق حاضر با هدف بررسی عملکرد و اجزای عملکرد دو رقم گندم در شرایط تداخل با دو گونه علف هرز باریک برگ و پهن برگ به صورت دو آزمایش فاکتوریل مجزا، در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با 3 تکرار در سال زراعی 88-1387 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه بوعلی سینا همدان انجام شد. در هر دو آزمایش، ارقام گندم الوند و سایسون با تراکم ثابت450 بوته در مترمربع کشت شدند. در آزمایش اول، بذور علف هرز چاودار با تراکم های هدف 0، 20، 40، 60 و 80 بوته در مترمربع در بین ردیف های گندم کشت شد. در آزمایش دوم، سطوح تراکم علف هرز خردل وحشی 0، 8، 16، 24 و 32 بوته در مترمربع بود. نتایج آزمایش نشان داد که افزایش تراکم هر دو گونه علف هرز سبب کاهش معنی دار عملکرد بیولوژیک و دانه، تعداد سنبله و تعداد پنجه بارور در واحد سطح، تعداد دانه در سنبله، وزن هزار دانه و شاخص برداشت گندم شد. در تراکم-های مورد بررسی برای هر دو علف هرز، تک بوته خردل وحشی نسبت به چاودار، خسارت بیشتری بر ارقام گندم وارد کرد. به طورکلی، گرچه رقم سایسون در شرایط عدم تداخل از عملکرد و اجزای عملکرد بالاتری نسبت به رقم الوند برخوردار بود، ولی بیشتر از رقم الوند تحت تاثیر هر دو گونه علف هرز قرار گرفت.
  • ابوذر اسماعیلی، سعید مودی، محمدرضا طارقیان، محمود عالیچی صفحه 20
    سوسک بذرخوار Bruchidius fulvus پتانسیل کنترل بیولوژیک علف هرز خارشتر (Alhagi camelorum) در منطقه ی بیرجند را دارد. به منظور بررسی کارآیی این سوسک بذرخوار جهت کنترل بیولو‍‍‍‍ژیک علف هرز خارشتر، آزمایشات جداگانه ای در شرایط آزمایشگاهی و طبیعی (مزرعه دانشکده کشاورزی دانشگاه بیرجند) در قالب طرح کاملا تصادفی در سال 1388 انجام شد. بدین منظور در شرایط طبیعی نمونه هایی از 50 بوته خارشتر در سه فصل از سال شامل بهار و پائیز (با حشره) و تابستان (بدون حشره یا شاهد) به طور تصادفی گرفته شد. نتایج نشان داد که در نمونه برداری بهار (اواسط اردیبهشت ماه) و پائیز (اواسط آبان ماه) به ترتیب 15/1±35 و 04/1±48 درصد از بذور در نیام ها به طور میانگین تخریب شدند. همچنین درصد جوانه زنی بذور در شرایط آزمایشگاهی در دمای 15:25 درجه سانتی گراد روز: شب، رطوبت نسبی50 درصد و دوره روشنایی: تاریکی 12:12 ساعت به ترتیب در شرایط بدون حشره (شاهد)، نمونه برداری بهاره و نمونه برداری پائیزه به طور میانگین 8/2±65، 13/2±5/33 و 59/2±27 درصد بود. نتایج این مطالعه نشان داد که فعالیت این سوسک بذرخوار سبب کاهش معنی دار (001/0 ≥p) بذور خارشتر و میزان جوانه زنی (قوه نامیه) آن در مقایسه با شاهد شده است. میانگین فعالیت پارازیتوئیدها در نمونه برداری های بهاره و پائیزه به ترتیب 52/0±1/12 و 42/0±16/15 درصد بود، که می تواند کارآیی کنترل بیولوژیک خارشتر توسط B. fulvus را کاهش دهد. نتایج آزمایشات ترجیح میزبانی که در دمای ثابت 1±25 درجه سانتی گراد و رطوبت نسبی 5±65 درصد با استفاده از روش شرات و هاروی (19) انجام شد، نشان داد که B. fulvus احتمالا گونه ای تک میزبانه بوده و تنها بر روی علف هرز خارشتر خسارت زا است.
  • فاطمه خدادادی، محمد مهدی امینایی، نادر درکی صفحه 29
    گونه های جنس آسپرژیلوس روی مواد غذایی مورد استفاده انسان و دام رشد کرده و با تولید متابولیت های ثانویه از جمله آفلاتوکسین ها خسارات زیادی را باعث می شوند و از ارزش غذایی آن ها می کاهند. در این مطالعه اثر غلظت های مختلف اسید سیتریک و اسید پروپیونیک و عصاره گیاه آلوئه ورا روی رشد پرگنه قارچ های Aspergillus flavus و Aspergillus parasiticus مورد بررسی قرار گرفت برای این منظور غلظت های مورد نظر از این ترکیبات تهیه و به محیط کشت چاپک دوکس آگار اضافه شد، این محیط ها سپس بوسیله یک دیسک پنج میلی متری حاوی کشت تازه Aspergillus parasiticus تلقیح گردیده و نتایج حاصله نشان داد که اسید پروپیونیک در غلظت های 5/0، 8/0، 1، 5/1 درصد به طور کامل از رشد پرگنه جلوگیری کرد. اسید سیتریک در غلظت های 5/0، 8/0، 1 درصد، خواص ضد قارچی متوسط داشت و در غلظت 5/1درصد تاثیری در کاهش قطر پرگنه نداشت. عصاره گیاه آلوئه ورا با غلظت 6، 4، 2 درصد اثر بازدارندگی نشان داد. در بررسی رابطه بین تولید اسکلرت و آفلاتوکسین، جدایه-های Aspergillus parasiticus و Aspergillus flavus در محیط کشت چاپک کشت داده شدند، و با روش کروماتوگرافی مایع با فشار بالا میزان آفلاتوکسین تولید شده اندازه گیری شد، در مقایسه با میزان کل آفلاتوکسین تولید شده توسط جدایه های مزبور، گروه دارای اسکلرت کوچک آفلاتوکسین بیشتری در مقایسه با گروه فاقد اسکلرت و دارای اسکلرت بزرگ تولید کردند.
  • راضیه صالحی بابرصاد، بهزاد حبیب پور، محمد سعید مصدق صفحه 37
    موریانهMicrocerotermes diversus (Silvestri) به علت تغذیه از کلیه مواد حاوی سلولز، مخرب ترین آفت ساختمان ها و تعداد زیادی از محصولات زراعی و درختان در استان خوزستان می باشد. استفاده از طعمه های مسموم به طور گسترده به عنوان یک روش نوین و بی خطر برای محیط زیست در کنترل موریانه های زیر زمینی توصیه شده است. در این تحقیق سمیت طعمه حاوی ایمیداکلوپرید با غلظت های 25، 50 و 100 پی پی ام در آزمایشگاه در قالب آزمون های انتخابی و غیر انتخابی روی موریانه M. diversus مورد ارزیابی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها به روش پروبیت نشان داد که با افزایش غلظت، زمان مرگ و میر (LT50 و(LT90 کاهش یافت. در هیچ یک از غلظت ها ممانعت تغذیه ای مشاهده نشد اگرچه با افزایش غلظت، میزان تغذیه نسبت به تیمار شاهد کاهش پیدا کرد. ترجیح غذایی موریانه ها روی طعمه مسموم به طور معنی داری نسبت به کاغذ صافی و چوب راش بیشتر بود. در آزمون های صورت گرفته با افزایش غلظت، مرگ و میر موریانه ها افزایش یافت و در غلظت 100 پی پی ام به 97 درصد در شرایط تغذیه اجباری و 89 درصد در شرایط انتخابی رسید. به طور کلی نتایج نشان داد که طعمه ایمیداکلوپرید راه حل مناسبی برای کنترل موریانه M. diversus بوده و روش طعمه گذاری می تواند حفاظت موثری از ساختمان ها در برابر حمله موریانه ها در ایران داشته باشد.
  • محمد کاظم زاده، علی روستایی، فریدون پاداشت، غلام خداکرمیان صفحه 44
    از میان160 نمونه جمع آوری شده از مزارع برنج استان گیلان شامل گیاه برنج، بذر، ریزوسفر، خاک مزارع برنج، آب شالیزار و اسکلروت قارچ عامل بیماری سوختگی غلاف برگ برنج ناشی از قارچ Rhizoctonia solani تعداد 610 استرین باکتری جداسازی شد. تعداد 71 استرین (64/11درصد) توانایی بازدارندگی از رشد قارچ عامل بیماری مذکور در آزمون کشت متقابل (Dual culture) در محیط غذایی PDAرا داشتند. تعداد 37 استرین آنتاگونیست بر اساس دو ویژگی هاله بازدارندگی در آزمون کشت متقابل و درصد بازداری از رشد رویشی قارچ عامل بیماری درآزمون تولید مواد فرار ضدقارچی تجزیه کلاستر و گروه بندی شدند. استرین های قرار گرفته در بالاترین گروه از نظر قدرت آنتاگونیستی شناسایی شده و برای آزمایشات بعدی انتخاب شدند. شدت بیماری سوختگی غلاف برگ برنج در شرایط گلخانه با روش های مختلف تیمار بذر، خاک و گیاه با استرین های آنتاگونیست ارزیابی گردید. نتایج نشان داد که تیمار گیاه با سایر روش های کاربرد تفاوت معنی دار داشته و استرین های152 (Pseudomonas aeruginosa) وS 7 (Pseudomonas fluorescens bv3) به ترتیب با 59/26 درصد و 54/33 درصد کاهش در شدت بیماری، بیشترین اثر را نشان داده و نسبت به شاهد در گروه جداگانه ای قرار داشتند. در بین سه روش به کار رفته، استرین152 (Pseudomonas aeruginosa) با 46/14 درصد کاهش بیماری نسبت به شاهد، کمترین شدت بیماری را نشان داد.
  • محمد حاجیان شهری، مجید عباس پور، علی گزنچیان، علی مختاریان صفحه 55
    در این تحقیق 37 جدایه قارچ عامل بیماری سفیدک سطحی انگور(Erysiphe necator) برای امکان وجود مقاومت به قارچ کش های پنکونازول(توپاس) و هگزاکونازول(انویل) که به طور گسترده ای برای کنترل شیمیایی این بیماری به کار می روند، ارزیابی شدند. جدایه ها از سطح موستان های سه ناحیه عمده انگورکاری استان شامل نه شهرستان در طی سال 1388 در دو مرحله زمانی از اوایل خرداد ماه تا تیرماه و از اواخر مرداد تا اوایل مهر ماه جمع آوری شدند. ارزیابی مقاومت این قارچ به قارچ کش های فوق براساس پنج غلظت از هر کدام از قارچ کش (هگزاکونازول در غلظت های ppm300، 30، 3، 3/0، 0) و (پنکونازول در غلظت های ppm125، 5/12، 25/1، 125/0، 0) و با روش زیست سنجی دیسک های برگی(Leaf Disk Bioassay) انجام گرفت. بروز مقاومت بر اساس مقادیر EC50 بدست آمده از برازش منحنی های لگاریتم لجستیک دز- پاسخ ارزیابی شد. نتایج بدست آمده نشان داد بیشترین میزان EC50 (بیشترین مقاومت) در بین جدایه ها نسبت به پنکونازول و هگزاکونازول به ترتیب مربوط به شهرستان های درگز (93/0± 932/0 میلی گرم در لیتر) و قوچان (39/0± 15/3 میلی گرم در لیتر) بود. در مورد هگزاکونازول مقادیر EC50 جدایه های به دست آمده از مرحله آسکوسپوری عامل بیماری بیشتر از مرحله کنیدیایی آن و در مورد پنکونازول مقادیر EC50 جدایه های به دست آمده از مرحله کنیدیایی عامل بیماری بیشتر از مرحله آسکوسپوری بود. نتایج این بررسی بروز مقاومت Erysiphe necator به قارچ کش های پنکونازول و هگزاکونازل را در سطوح متفاوتی در برخی از شهرستان های استان خراسان رضوی نشان داد.
  • افشار آزادبخت، سهراب محمودی، سید وحید اسلامی صفحه 64
    به منظور بررسی تاثیر نیتروژن بر دوره بحرانی کنترل علف های هرز در آفتابگردان (Helianthus annuus L.)، آزمایشی در سال 1388 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه بیرجند، به صورت کرت های خرد شده (اسپلیت پلات) در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 24 تیمار و 3 تکرار به اجرا در آمد. فاکتور اصلی، شامل 3 سطح کود نیتروژن (صفر، 100 و 200 کیلوگرم نیتروژن خالص در هکتار) و فاکتور فرعی، دوره رقابت آفتابگردان با علف هرز بر مبنای مراحل رشدی آفتابگردان بود. این دوره ها شامل سه سطح عاری از علف های هرز تا مراحل دو برگی، چهار برگی و ظهور طبق آفتابگردان و سه سطح آلوده به علف های هرز تا مراحل مذکور در آفتابگردان بود. دو سطح دیگر شامل کرت های عاری از علف هرز و آلوده به علف هرز تا پایان دوره رشد آفتابگردان نیز به عنوان شاهد در نظر گرفته شدند. دوره بحرانی کنترل علف های هرز در سه سطح نیتروژن مورد مطالعه، بر مبنای 5، 10 و 15 درصد کاهش عملکرد قابل قبول، از طریق برازش توابع گامپرتز و لجستیک به داده های مربوط به عملکرد نسبی، به ترتیب در تیمارهای عاری و آلوده به علف های هرز تعیین شد. افزایش دوره تداخل و کاهش دوره عاری از علف های هرز، وزن خشک آن ها را افزایش ولی تراکمشان را کاهش داد. بیشترین وزن خشک و رقابت علف های هرز و در نتیجه کمترین عملکرد آفتابگردان در تیمارهای رقابت، در سطح 100 کیلوگرم در هکتار کود نیتروژن بدست آمد. طولانی ترین دوره بحرانی علف های هرز آفتابگردان نیز متعلق به این سطح کود نیتروژن بود. بر اساس نتایج طول این دوره برای 5 درصد کاهش عملکرد قابل قبول در سطوح کودی صفر، 100 و 200 کیلوگرم در هکتار به ترتیب 66-1 روز پس از سبز شدن (سبز شدن تا اواخر پر شدن دانه)، 91-3 روز پس از سبز شدن (سبز شدن تا قهوه ای شدن پشت طبق ها) و 76-2 روز پس از سبز شدن (سبز شدن تا شروع زرد شدن پشت طبق ها) محاسبه شد.
  • عصمت مهدیخانی مقدم، حمید روحانی صفحه 75
    در این تحقیق اثر دو محلول بیولوژیک تریکودرمین و سوبتیلین به ترتیب با ماده موثره قارچ Trichoderma harzianum Bi و باکتری Bacillus subtilis S و همچنین قارچ T. virens VM1 جداشده از مزارع چغندر قند مشهد، به دو صورت آغشته سازی بذر و اضافه کردن پودر آن ها به بستر کاشت روی کنترل بیولوژیک نماتد سیستی چغندرقند Heterodera schachtii در شرایط مزرعه مورد بررسی قرار گرفت. برای یکسان سازی جدایه VM1 T. virens با دو محلول ذکر شده، این جدایه روی محیط کشت PDA کشت داده شد و پس از 10 روز اسپورهای تولید شده در هر پتری دیش با 10 میلی لیتر آب مقطر استریل شسته شد و با میزان لازم پودرتالک به نحوی مخلوط شد که پودری با غلظت 107 پروپاگل در هر گرم تهیه شود و از این نظر شبیه دو محصول تجاری ذکر شده گردید. برای انجام آزمایش، مزرعه ای آلوده به نماتد سیستی چغندرقند از مزارع جلگه رخ در تربت حیدریه در استان خراسان رضوی در نظر گرفته شد و جمعیت اولیه نماتد درآن تعیین گردید. آزمایش در این مزرعه در سال 1389 در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با نه تیمار و چهار تکرار انجام شد. تجزیه واریانس داده ها و مقایسه میانگین ها با آزمون چند دامنه ای دانکن نشان داد که بین تیمارهایی که عوامل بیوکنترل به کاررفته از نظر جمعیت نماتد در زمان برداشت محصول، میزان آلودگی و وزن تر غده اختلاف معنی داری≤ 0.05) P) با تیمار شاهد وجود دارد. در این آزمایش قارچT. virens VM1 جداشده از مشهد در هر دو شکل پوشش دادن بذر و اضافه کردن به بسترکشت به ترتیب با 52 و 51 در صد کاهش آلودگی اثر بهتری نسبت به دیگر تیمارها نشان داد و در مقایسه با رقم مقاوم پاولینا با 68 درصد کاهش آلودگی اثر مناسبی را در کنترل نماتد سیستی چغندرقند از خود نشان داد.
  • سید محمد سید ی، رضا قربانی، پرویز رضوانی مقدم، مهدی نصیری محلاتی صفحه 82
    رقابت علف های هرز با سیاهدانه بر سر منابعی مانند عناصر پر مصرف از جمله مهم ترین عوامل در کاهش عملکرد این گیاه دارویی می باشد. به منظور بررسی تاثیر دوره های تداخل علف های هرز بر کارایی جذب و مصرف فسفر و پتاسیم در سیاهدانه، آزمایشی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سال زراعی 89- 1388 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه فردوسی مشهد اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل دو سری عاری از علف هرز (صفر، 14، 28، 42، 56 و70 روز پس از سبز شدن سیاهدانه، علف های هرز کنترل شدند و سپس تا زمان برداشت سیاهدانه اجازه رشد به علف های هرز داده شد) و آلوده به علف هرز (از زمان سبز شدن تا دوره های ذکر شده به علف های هرز اجازه رشد داده شد و سپس تا زمان برداشت کنترل شدند) بودند. نتایج آزمایش حاکی از افزایش معنی دار مقدار فسفر و پتاسیم در زیست توده جامعه علف های هرز در نتیجه افزایش دوره حضور آن ها بود. از سویی دیگر با افزایش دوره های تداخل علف های هرز با سیاهدانه، درصد و مقدار فسفر و پتاسیم در زیست توده سیاهدانه بطور معنی داری کاهش یافت. بطوری که تداخل علف های هرز در تمام فصل رشد سیاهدانه، مقدار فسفر و پتاسیم زیست توده آن را به ترتیب بیش از 7 و 8 برابر کاهش داد. همچنین اثر دوره های کنترل و تداخل علف های هرز در کاهش کارایی جذب و مصرف فسفر و نیز پتاسیم سیاهدانه معنی دار بود. کاهش کارایی جذب عناصر ذکر شده در سیاهدانه نشان دهنده رقابت ضعیف این گیاه دارویی در تداخل با جامعه علف های هرز بود.
  • محمد بهرآبادی، محمود رضا کریمی شهری، مجید هاشمی صفحه 92
    یکی از مهم ترین و مهلک ترین بیماری های قارچی مو، بیماری اسکا می باشد. بیماری اسکا تحت عنوان زوال مو (سکته مو) نیز نامیده می شود و معمولا انگورهای با بیش از 10 سال سن را آلوده می نماید. نمونه برداری در طی سال های 1386 و 1387 از تاکستان های شهرستان های بجنورد و فاروج(خراسان شمالی) صورت گرفت و قارچ های parasiticum Phaeoacremonium، Phaeoacremonium aleophilum، Phaeomoniella chlamydospora و Fomitiporia mediterranea جداسازی گردیدند. جدایه هایی که بیشترین تنوع را در خصوصیات ریخت شناسی داشتند انتخاب شده و چند شکلی DNA جدایه ها با استفاده از 10 آغازگر تصادفی RAPD-PCR مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از آنالیزRAPD در این تحقیق نشان داد که تنوع ژنتیکی قابل توجهی در بین گونه Fomitiporia mediterranea وجود دارد و تقریبا یکنواختی ژنتیکی در بین گونه Phaeomoniella chlamydospora مشاهده شد. همچنین به منظور مطالعه تفکیک بین سه جنس Phaeoacremonium، Phaeomoniella و Fomitiporia از میان ده آغازگر مورد استفاده، پنج آغاز گر تصادفی انتخاب شدند. بر اساس نتایج آنالیز کلاستر جدایه ها به چهار گروه ژنوتیپی تفکیک شدند. با توجه به نتایج این آزمایش می توان بیان کرد که نشانگر RAPD-PCR پتانسیل نسبتا بالائی در تعیین تنوع ژنتیکی قارچهای مولد اسکای مو دارد. این اولین گزارش از تنوع ژنتیکی عوامل مولد اسکای مو در ایران می باشد.
  • رباب قهرمان زاده، سید حسن مرعشی، کلمنس ون دی ویل، سعید ملک زاده، فرج الله شهریاری، رنه اسمالدرز صفحه 101
    در مطالعه حاضر 81 نمونه متعلق به 13 گونه مختلف از جنس مریافیلوم مورد بررسی قرار گرفت که از مناطق بین ژنی هسته ای ITS1 و ITS2، مناطق کلروپلاستی matK، rbcL و trnH-psbA برای تشخیص گونه های بومی و مهاجم متعلق به این جنس استفاده گردید. نتایج نشان داد که توالی ITS1 و ITS2با اینکه حاوی جایگاه های متغیر متعددی بودند که باعث تفکیک گونه ها از همدیگر شدند ولی به دلیل درصد تکثیر پایین آنان در میان نمونه های مورد بررسی به عنوان بارکد مناسب انتخاب نشدند. اگرچه matK درصد تکثیری بالائی داشت ولی به دلیل وجود ساختار ثانویه در توالی این ژن و همچنین طول بلند آن توالی یابی مناسب آن ممکن نگردید. بر اساس نتایج به دست آمده در این مطالعه منطقه غیر کدکننده trnH-psbA و قسمتی از منطقه کدکننده ژن rbcL بخاطر دارا بودن درجه عمومیت بالای تکثیر و نیز قدرت بالای تفکیک در بین گونه های مورد بررسی مریافیلوم، به عنوان بارکد ایده آل برای تشخیص گونه های مریافیلوم معرفی شدند. بنظر می رسد که سرمایه گذاری روی تکنیک بارکدگذاری DNA می تواند ابزار قوی برای تشخیص و تفکیک نمونه های گیاهی را در اختیار پژوهشگران قرار دهد. بویژه زمانیکه از لحاظ مورفولوژیکی تشخیص گونه ها از یکدیگر مشکل باشد می توان از بارکدگذاری DNA بهره جست.
  • حسین صادقی نامقی، قربانعلی اسدی صفحه 110
    در سال 1384، طی بررسی فون تاکینیدهای پارازیتوئید آفات محصولات زراعی در منطقه شیروان در خراسان شمالی، از لاروهای آگروتیس (Agrotis sp. (Lepidoptera: Noctuidae جمع آوری شده از مزرعه چغندرقند دانشکده کشاورزی شیروان سه عدد مگس تاکینید بدست آمد. نمونه ها به نام Gonia ornata Meigen،1829 شناسایی شدند. وجود این گونه در ایران برای اولین بار گزارش می شود.
  • بهروز جعفرپور، محمدعلی سبک خیز صفحه 113
    ویروس پیچیدگی برگ زرد گوجه فرنگی (TYLCV) عضو جنس Begomovirus و خانواده Geminiviridae می باشد. با توجه به مشاهده علایم مشکوک به وجود این ویروس در استان خراسان رضوی در تابستانهای 1387 و 1388 به ترتیب 526 و 253 نمونه بوته گوجه فرنگی مشکوک به آلودگی ویروس مذکور از مزارع مختلف استان جمع آوری شد و با آزمون سرولوژیکی تاس- الایزا (TAS-ELISA) مورد بررسی قرار گرفت. پس از انجام آزمون ها مشخص شد که تعداد 11 نمونه در سال 1387 و 25 نمونه در سال 1388آلوده به TYLCV بودند. پس از استخراج DNAی کل از نمونه های آلوده، آزمون PCR نیز آلودگی نمونه ها را در محدودهbp 570 اثبات کرد.
|
  • S. Sohrabi, M.H. Rashed Mohassel Page 1
    This experiment was conducted to evaluate the effect of different concentrations of manure aqueous extract (14.3, 20, 33%), sterile manure and non sterile manure on rate, percentage and mean germination of redroot pigweed and barnyardgrass seeds. The experiment was done in a CRD with 4 replications under laboratory condition. The treatments were include concentrations of manure aqueous (14.3, 20 and 33%),sterile and non-sterile manure. The results indicated that germination rate and percentage, were decreased with increasing concentration of manure aqueous extracting in these two weeds. Between sterile and non-sterile manure treatment did not observe differentiatio.
  • B. Saadatian, G. Ahmadvand, F. Soleymani Page 8
    This research was investigated to evaluate yield and yield components response of two wheat cultivars in interference with two narrow leaf and broad leaf weed species in two separated experiments based on a randomized complete block design with 3 replications at Agricultural Faculty of Bu-Ali Sina University, in 2008-2009 growing season. In both Experiments, Alvand and Sayson cultivars were planted with densities of 450 plants m-2. In the 1st experiment, rye with target densities of 0, 20, 40, 60 and 80 plants m-2 were planted in between wheat rows. In the 2nd experiment, wild mustard density was 0, 8, 16, 24 and 32 plants m-2. The results showed that increasing plant density of both weed species reduced significantly biologic and grain yield, number of spikes and reproductive tillers per unit area, grain number per spike, 1000 seed weight and harvest index. In weed density treatments for both weeds, individual plant of wild mustard damaged more than rye individual plant on wheat cultivars. Overall, however in non-interference condition Sayson had higher yield and yield components than Alvand, but was affected more than Alvand by both weed species.
  • A. Esmaili, S. Moodi, M. R. Tareghyan, M. Alichi Page 20
    Bruchidius fulvus Allard is a biological control agent of camelthorn weed (Alhagi camelorum Fisch.) in Birjand region. Efficiency of B. fulvus for biological control of Camelthorn weed was studied by separate experiments in laboratory and natural conditions based on CRD in 2009. So in average, 35±1.15 and 48±1.04% of the seeds in the legumes destroyed in the spring sampling (Early of May) and in fall (Early of November), respectively. Also the percent of seed germination was 65±2.8, 33.5±2.13 and 27±2.59% in average under the laboratory conditions and control and in spring and fall sampling, respectively. The results of this study indicated that the activity of this seed beetle caused a significant decrease (p≤ 0.001) in the seeds camelthorn and percent of seed germination (viability) rather than the control. The mean percents of parasitism for spring and fall sampling were 12.1±0.52 and 15.16±0.42%, that it can be decrease the efficiency of B. fulvus in biological control programs in natural conditions. The results of host preference experiments that studied under constant temperature of 25±1˚C and relative humidity 65±5% based on Sherratt and Harvey (1993) method indicated that B. fulvus is probably a monophagous species and only hurt to the camelthorn weed
  • F. Khodadadi, M. M. Aminaee, N. Doreki Page 29
    Different species of Aspergillus growth on food and feed and by producing of secondary metabolites including aflatoxin, cause a lot of damage and reduce the value of their food. In this study the effect of different concentrations of citric acid, propionic acid and aloe vera extract on colony growth of the Aspergillus flavus and Aspergillus parasiticus were evaluated, for this purpose, the desired concentration of the compounds prepared and was added to to Czapek media. Then this environment was inoculated by five-millimeter discs containing fresh culture Aspergillus parasiticus, and the results showed that propionic acid at concentrations of 0.5, 0.8, 1 and 1.5 % completely prevented the growth of the colonies. Citric acid at concentrations of 0.5, 0.8, and 1 % has moderate anti-fungal properties, and the concentration of 1.5 % had no effect on reducing the diameter of the colony. Aloe vera plant extract with a concentration of 2, 4 and 6 % showed a deterrent effect. The relationship between aflatoxin production and sclerotia formation, isolates of Aspergillus flavus and Aspergillus parasiticus were cultured in medium Chapk, And high-pressure liquid chromatography was used to measure aflatoxin level. Compared with the total amount of aflatoxin produced by the isolates, a small sclerotium group produced more aflatoxin than the group without sclerotium and large sclerotium.
  • R. Salehi Babarsad, B. Habibpour Mosadegh Page 37
    Microcerotermes diversus (Silvestri) is a major pest of buildings and a wide variety of crops and trees in Khouzestan province, because of consuming on materials containing cellulose. One new environmentally safe tactic for the control of subterranean termites is baiting world-wide. In laboratory bioassays, toxicity of imidacloprid bait at concentrations of 25, 50 and 100 ppm, was evaluated under choice and non-choice feeding conditions. A probit analysis of the data using time instead of dosage indicated that the level of mortality and the speed of death were dependent on dose. An inverse relationship between time mortality (LT50 and LT90) and dose was observed. Total feeding inhibition was not observed in any concentration although feeding decreased with increasing of imidacloprid concentration. In choice trials, termites preferred baits over wood and filter paper. cellulose bait impregnated with imidacloprid at a concentration of 100 ppm elicited high mortalities after 7 days in non-choice and choice trials (97% and 89%, respectively). Overall, the results indicated that imidacloprid bait is effective for controlling M. diversus and the baiting tactic may present a suitable approach for protecting structures from termite attack in Iran.
  • M. Kazemzadeh, A. Roustaii, F. Padasht, Kh. Khodakaramian Page 44
    Among 160 samples collected from rice paddy of the Guilan province including rice plant, seed, rhizospher, paddy's soil, paddy's water and sclerotium of the causal agent of rice sheath blight (Rhizoctonia solani), 610 bacterial strains were isolated. 71 bacterial strains (11.64%) had the ability of inhibition mycelial growth fungus in dual culture test on PDA medium. According to two characteristics of inhibition zone in dual culture and the inhibition percent from vegetative growth of causal agent of sheath blight in antifungal volatile metabolites production test, 37 antagonist strains were grouped in cluster analysis. The strains of antagonist which placed in the highest group on the based of antagonistic ability, identificated and selected for next experiments. Disease severity of sheath blight were evaluated under greenhouse conditions by the seed, soil and plant treatments at the presence of the antagonist strains. Results showed that there was significant difference between the plant treatment to other methods. The 152 (Pseudomonas aeruginosa) and 7S (Pseudomonas fluorescens bv3) strains with 26.59% and 33.59% on the reduction of disease severity respectivility showed the highest effect and placed in seperated group in comparison with control. Among three methods used, 152 (Pseudomonas aeruginosa) strain with 14.46% on the reduction of disease in comparison with control showed the lowest disease severity
  • M. Hajian Shahri, M. Abbaspoor, A. Gazanchian, A. Mokhtarian Page 55
    Thirty seven isolates of Erysiphe necator were collected from different vineyards from three regions and nine cities Khorasan Razavi province within two time periods i.e. May to June and August to September 2009. A leaf disk bioassay was carried out to determine the resistance of powdery mildew isolates on the basis of EC50 values derived from log-logistic dose-response curves. Treatments were consisted of penconazole at doses of 0, 0.125, 1.25, 12.5 and 125 ppm and hexaconazole at doses of 0, 0.3, 3, 30 and 300 ppm. The results showed that maximum values of EC50 (maximum resistance) for penconazole and hexaconazole on E. necator subcultures were 0.932 mg/l in Dargaz and 3.15 mg/l in Qoochan, respectively. For hexaconazole EC50 values for early-formed ascospores were higher than that of conidia. In other words early-formed ascospores were more resistant than conidia to both fungicides. However, penconazole EC50 values for conidia were higher than that of early-formed ascospores. Results revealed the occurrence of resistance of Erysiphe necator to penconazole and hexaconazole in different levels and cities
  • A. Azad Bakht, S. Mahmoodi, S. V. Eslami Page 64
    In order to study of nitrogen effect on critical period of weed control in sunflower (Helianthus annuus L.) in Birjand region, a split plot experiment based on randomized complete block design was conducted with 24 treatments and 3 replications in research farm of college of agriculture of Birjand University in 2010. The main factor was three levels of nitrogen (0, 100 and 200 Kg.ha-1) and the sub factor was different weed competition periods containing of three levels of weed free, 3 levels of weed infested until phonological stages of V2, V4 and VR with two control (all season weed free and weed infested) treatments. The critical periods of weed control based on 5%, 10% and 15% of acceptable yield loss, were estimated by fitting of Gompertz and Logestic functions to driven data of respective yield of sunflower in weed free and weed infested treatments respectively. Results showed that increasing of weed infested period and decreasing of weed free periods, increased weed dry weight but decreased their density. The most weed dry weight and competition and so the least yield of sunflower was observed in 100 Kg ha-1 nitrogen. So, the longest period of weed control was obtained at this level of nitrogen fertilizer. The critical periods of weed control based on 5% of acceptable yield loss were 1-66, 3-91 and 2-76 DAE for 0, 100 and 200 Kg ha-1nitrogen, respectively
  • E. Mahdikhani Moghadam, H. Rouhani Page 75
    In this survey, the effect of two commercial products Trichodermin (Trichoderma harzianum Bi) and Subtilin (Bacillus subtilis S) along with one strain of T. virens VM1 isolated from sugar beet farms of Mashhad were used for controlling Heterodera schachtii in field conditions. T. virens VM1 was formulated as two other commercial products. In this order, this strain was sub cultured on P.D.A. Then, spores of each petridish was washed in 10 ml distilled water after 10 days and was mixed with Talk powder for preparing the powder containing 107 propaguel/ g. The three products were applied as seed coating and dispersal in furrow with cucupit. An infested field to H. schachtii was selected in Jolgeh Rokh in Torbat Hydarieh area in Razavi Khorasan province and initial population of nematodes were detected. The experiment was conducted as Randomized Complete Blok Design with nine treatments and four replications in 2010 in field conditions. Analysis of variance for the bio control potential of isolates, final population of nematodes, reproductive factor of beet cyst nematode, fresh root and leaves weight was carried out. The results revealed a significant difference (P < 0.05) between treatments and control according to Duncan’s Multiple Range Test. Treatments T. virens VM1, separated from Mashhad, decreased significantly (P < 0.05) the population of nematode at the rate of 52% and 51% in seed coating and dispersing in the furrow, respectively. The resistant check, Paulina, decreased population of nematodes by 68% compared with the control. It seems two treatments that the mentioned could be used for decreasing population of nematode
  • S.M. Seyyedi, R. Ghorbani, P. Rezvani Moghaddam, M. Nassiri Mahallati Page 82
    One of the most problems in black seed yield reduction is weed interference with this medicinal plant for resources such as macro nutrients. A field experiment was conducted at Agricultural Research Station, Ferdowsi University of Mashhad, Iran, during 2009-2010 growing season. The experiment was laid out in Randomized Complete Block Design (RCBD) with 12 treatments and three replications. Two sets of treatments consisting of weed-infested and weed-free periods were used. In the first set of treatments, weeds compete with black seed until 0, 14, 28, 42, 56 and 70 day after emergence (weed-infested periods). In the second set, plots were kept free of weeds until the mentioned stage (weed-free periods). Results indicated the contents of phosphorus and potassium in weed biomass significantly increased by increasing weed competition durations. However, the percentage and content of phosphorus and potassium in black seed biomass significantly showed a decreasing trend as the weed-black seed competition periods increased. Weed interference with black seed for full growth season decreased contents of phosphorus and potassium in black seed biomass more than 7 and 8 times, respectively. In addition, effects of weed-free and weed-infested periods on decreasing uptake and phosphorus and potassium use efficiency in black seed were significant. Reduction in phosphorus and potassium uptake efficiency of black seed was indicating weak competitiveness of this medicinal plant with its relative weed community.
  • M. Bahrabadi, M. R. Karimi Shahri, M. Hashemi Page 92
    One of the most important and elusive diseases of grapevine is Esca disease. Esca is a complex disease that comprises a combination of symptoms caused by various fungi including growth retardation, decrease in productivity and decline of the plant and usually affecting adult plants (8 to 10 years and older). The purpose of this research was to study the genetic variations of fungal agents associated with Esca disease in Khorasan province which was performed by using the molecular marker PAPD. Sampling carried out done from the grapevines of Bojnourd (North Khorasan) and Phaeoacremonium parasiticum, Phaeacremonium aleophilum, Phaeomoniella chlamydospora were isolated from wood brown decay while Fomitiporia mediterranea was isolated from wood white decay. The isolates with the most variability in morphology were selected and DNA polymorphism of the isolates was studied by RAPD-PCR. For this purpose after extracting DNA, RAPD _PCR was performed in 25 microliter reactions with 10 random primers. The results of RAPD analysis demonstrated that remarkable genetic variations existed in F. mediterranea while rather uniformity in Pa. chlamydosporare.. The results showed that RAPD-PCR technique have a great potential in determining genetic variations of the fungi associated with Esca disease. This is the first study of genetic variability in Iranian isolates of fungal agent of Esca using RAPD molecular markers in the populations of this species.
  • R. Ghahramanzadeh, S. H. Marashi, C. Van De Wiel, S. Malekzadeh, F. Shahriari, R. Smulders Page 101
    This study included 81 samples which belonged to 13 speices from Myriophyllum genus. Both nrDNA ITS1 and ITS2 and cpDNA matK, rbcL and trnH-psbA loci were used for diagnose of invasive from native plant. The nrDNA ITS1and ITS2 data proved highly variable and could differentiate between all but had low PCR amplification success,based on these result they would not recommend as a suitable barcode in Myriophyllum genus. Although matK had high amplification success but had low sequencing success which could not be ideal barcode among studied species. Based on result Non-coding trnH-psbA spacer region and a portion of the coding rbcL gene are recommended as ideal barcode that provide the necessary universality and species discrimination among Myriophyllum species. a limited investment in DNA barcoding can generate an identification tool for plant material, specifically useful for cases where morphology is inadequate to assess species identity
  • H. Sadeghi Namaghi, Gh. Asadi Page 110
    During 2005, in a faunistic survey of Tachinidae associated with pests of field crops which carried out in Shirvan region (North Khorasan province), 3 adult tachinids emerged from Agrotis sp. (Lepidoptera: Noctuidae) larvae collected in sugar beet field of Agricultural college of Shirvan. The specimens were identified as Gonia ornata Meigen 1826. This is the first record of the occurrence of this species in Iran.