فهرست مطالب

تحقیقات مرتع و بیابان ایران - سال نوزدهم شماره 1 (پیاپی 46، بهار 1391)
  • سال نوزدهم شماره 1 (پیاپی 46، بهار 1391)
  • 190 صفحه، بهای روی جلد: 30,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1391/04/20
  • تعداد عناوین: 14
|
  • علی احسانی، حسین ارزانی، مهدی فرحپور، حسن احمدی، محمد جعفری، مرتضی اکبرزاده صفحه 1
    گیاهان در مراحل رشد و تولید، آب را در فرایند تعرق مصرف می نمایند. چه بسا تبخیر از سطح خاک نیز صورت می گیرد. مجموع این فرایندها تحت عنوان تبخیر و تعرق نام برده می شود. تبخیر و تعرق یکی از بخشهای مهم چرخه هیدرولوژی است. سهم تعرق از میزان تبخیر و تعرق بطور مستقیم تولید را تحت تاثیر قرار می دهد. امروزه تخمین دقیق این عامل علاوه بر مطالعات بیلان آبی و مطالعات هیدرولوژیکی حوزه های آبخیز، مدیریت و طراحی سیستم های آبیاری و مدیریت منابع آب و تعیین نیاز آبی گیاهان در برنامه ریزی و اعمال مدیریت احیاء و اصلاح مراتع به ویژه برای برآورد تولید علوفه بلندمدت مرتع برای تعیین ظرفیت چرا، در قالب مدل تعادل آب (Water Balance) از سوی محققان و فائو مورد کاربرد قرار گرفته است. یکی از مهمترین فاکتور محدودکننده تولید علوفه در مراتع در مناطق خشک و نیمه خشک کمبود بارندگی محسوب می گردد. در این مناطق بازدهی مصرف آب عبارت است از نسبت آب ذخیره شده در ناحیه توسعه ریشه در اول فصل رویش به علاوه آب ناشی از بارندگی در فصل رویش که بصورت تبخیر و تعرق مورد استفاده گیاه قرار می گیرد. اغلب واژه بازدهی مصرف آب به صورت نسبت تولید محصول به تبخیر و تعرق بیان می شود. البته مبنای برآورد نیاز آبی گیاهان محاسبه مقادیر تبخیر و تعرق پتانسیل است که با استفاده از داده های آب و هوایی درازمدت به روش های مختلف ازجمله پنمن - مانتیث (فائو)، بلانی- کریدل و هارگریوز- سامانی محاسبه می شود. در این مطالعه مقادیر تبخیر و تعرق پتانسیل و واقعی با استفاده از روش پنمن- مانتیث (فائو) با استفاده از داده های آب و هوایی ایستگاه سینوپتیک ساوه و خصوصیات گیاه (مرتع) و خصوصیات خاک به کمک برنامه نرم افزار Cropwat.8.0 محاسبه شده است. نتایج نشان داد که میزان تبخیر و تعرق پتانسیل در دوره فصل رویش در منطقه 16/6 برابر میانگین تبخیر و تعرق واقعی است. بدین ترتیب میزان تبخیر و تعرق واقعی 18/1 برابر میانگین بارندگی دوره آماری فصل رویش بوده است. مفهوم آن این است که گیاه از رطوبت ذخیره شده برای تبخیر و تعرق واقعی استفاده نموده است. در نتیجه با توجه به محاسبه تبخیر و تعرق واقعی دوره ده ساله (ترسالی و خشکسالی)، مدل برآورد تولید علوفه مرتع تعیین شد (Ya = 74.30+2/698(ETact)). براین اساس میانگین تولید علوفه سایت مورد مطالعه 257 کیلوگرم در هکتار برآورد گردید. بنابراین می توان بیان داشت که تبخیر و تعرق واقعی به عنوان شاخص عملکرد اقلیمی یکی از فاکتورهای اساسی در بهبود کارایی مصرف آب است. کاربرد این شاخص اقلیمی می تواند در مدلهای مختلف برآورد تولید بلندمدت تولید علوفه با توجه به بروز پدیده خشکسالی و ترسالی به منظور تعیین ظرفیت چرایی دام در مراتع و توسعه صنعت بیمه مراتع جایگزین روش های معمول که ارزش یکسال برآورد تولید را دارد گردد.
    کلیدواژگان: تبخیر و تعرق، رطوبت خاک، مرتع، روش پنمن مانتیث فائو، مدل Cropwat 8.0، منطقه استپی استان مرکزی و ایستگاه تحقیقات رودشور
  • طیبه سادات سهرابی، غلامرضا زهتابیان صفحه 17
    کشور ایران با موقعیت جغرافیایی ویژه خود بطور عمده دارای اقلیم خشک و نیمه خشک می باشد، به طوری که با میانگین بارش سالانه در حدود 240 میلی متر که معادل یک چهارم بارش متوسط جهان است یکی از کشورهای خشک محسوب می-شود. علاوه بر این، پراکنش نامنظم بارش از نظر مکانی و زمانی نیز باعث بروز مشکلاتی در زمینه منابع طبیعی و کشاورزی شده است و سالانه حجم عظیمی از منابع آب و خاک ما از بین می رود. از زمان پیدایش فعالیتهای کشاورزی تا عصر حاضر تامین نیازهای انسان متکی به فعالیتهای زراعی بوده است. باتوجه به رشد روزافزون جمعیت کشور و وقوع تحولات اجتماعی و اقتصادی، اراضی بیشتری از حالت مرتع خارج و بصورت زمینهای زراعتی دیم و یا اراضی رهاشده بر روی سطح شیبدار درآمده اند. بنابراین برای جلوگیری از تخریب هرچه بیشتر خاک این مناطق باید تحقیقاتی بر روی اراضی کشاورزی و نحوه بهره برداری انجام گیرد. بدین منظور منطقه طالقان به عنوان منطقه مورد مطالعه انتخاب شد. سپس نقشه های مختلف منطقه شامل نقشه خاک، تیپهای اراضی و کاربری فعلی اراضی به کمک سیستم اطلاعات جغرافیایی تهیه شد. آنگاه با تعیین تیمارهای اصلی، در هر قسمت از منطقه و اراضی کشاورزی منطقه، نمونه برداری از خاک انجام شد و فاکتورهای خاک در دو گروه فاکتورهای اصلاح خاک شامل ازت، فسفر، پتاسیم، هوموس و آهک و فاکتورهای تخریب خاک شامل اسیدیته، نسبت جذب سدیم و شوری در دو عمق 10-0 و10< سانتی متر اندازه گیری شدند. مطالعه فاکتورها در قالب طرح پلاتهای خردشده انجام شد. مطالعات نشان داد که بین تیمارها اختلاف معنی داری وجود دارد. همچنین بررسی فاکتورهای اصلاحی و تخریبی خاک نشان داد که اراضی باغی و مرتعی از شرایط ایده آلی برخوردار هستند و تیمار اراضی آبی تک کشتی باعث کاهش عملکرد محصولات می شوند؛ بنابراین نامطلوبترین تیمار می باشد.
    کلیدواژگان: تخریب اراضی، بیابان زایی، عملیات کشاورزی، طرح پلاتهای خرد شده، طالقان
  • اسماعیل شیدای کرکج، جواد معتمدی، کیوان کریمی زاده صفحه 32
    تناسب استفاده از مرتع در حوزه های آبخیز به منظور استفاده بهینه از اراضی، از اهمیت خاصی برخوردار است که این امر با استفاده از روش تجزیه و تحلیل سیستمی انجام می شود. در این روش، توان اکولوژیکی سرزمین برای هر یک از کاربری های مرسوم مشخص می شود. به همین منظور در حوزه آبخیز خانقاه سرخ، پس از شناسایی منابع اکولوژیکی، واحد های همگن اکولوژیکی مشخص و توان کاربری مرتع در کل حوزه تعیین گردید. براساس نتایج بدست آمده؛ 18 واحد زیست محیطی در مقیاس 1:25000 در منطقه تشخیص داده شد که بخشهای وسیعی از آن به اراضی مرتعی با کلاسهای 2 تا 3 اختصاص دارد. قابلیت و توان اکولوژیک بالفعل اراضی مورد مطالعه برای کاربری مرتع با کلاس1 کم می باشد. در این خصوص؛ 24 درصد از سرزمین، به لحاظ ساختار زمین شناسی و به ویژه به واسطه تندی شیب، اکوسیستم حفاظتی قلمداد و برای چرای حیات وحش پیشنهاد می شود. ضمن اینکه 8/3 درصد از اراضی مرتعی دارای توان کلاس 1؛ 11 درصد دارای توان کلاس 2 و 5/19 درصد دارای توان کلاس 3 می باشد. نتایج بدست آمده از این مطالعه به منظور مکان یابی برنامه های اصلاح مرتع و طبقه بندی مراتع از لحاظ روش مرتع داری، کاربرد دارد. بر این اساس در 8/3 درصد (76 هکتار) از مراتع منطقه که دارای توان کلاس 1 می باشند، روش مرتع داری تعادلی و در 6/54 درصد (1091 هکتار) که دارای توان کلاس 2 و 3 می باشند، روش مرتع داری طبیعی پیشنهاد می شود. بنابراین عملیات اصلاح مرتع یا مرتع داری مصنوعی، برای 7/41 درصد (833 هکتار) اراضی و به منظور تبدیل دیمزارهای کم بازده به مراتع دست کاشت، پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: روش سیستمی، واحدهای همگن اکولوژیک، مکان یابی، اصلاح مراتع، روش مرتع داری
  • جلال عبدالهی، حسین ارزانی، محمدحسین ثواقبی، مژگان سادات عظیمی، حسین نادری صفحه 45
    مراتع کشور ما به طور عمده در مناطق خشک و نیمه خشک واقع شده اند. با توجه به محدودیت رطوبتی بالای این مناطق، بارندگی به عنوان مهمترین شاخص اقلیمی در تعیین میزان تولید و ترکیب گیاهی این عرصه های مرتعی مورد توجه می باشد. این مطالعه طی 9 سال (1386- 1378) و با هدف بررسی تاثیر نوسانهای دوره های مختلف بارش بر پوشش و تولید گونه های مهم گیاهی، در مراتع نیمه استپی یزد واقع در منطقه خودسفلی انجام شد. به این منظور هر ساله درصد پوشش تاجی گیاهان در داخل پلات های ثابت و تولید، درون پلاتهای تصادفی اندازه گیری شد. آمار بارندگی نیز از نزدیک ترین ایستگاه باران سنجی موجود در منطقه تهیه گردید. براساس داده های بارندگی ماهانه، مقادیر تجمعی باران در دوره های مختلف محاسبه گردید. رابطه بین شاخصهای گیاهی و مقادیر بارش بوسیله تجزیه رگرسیون گام به گام در نرم افزار SPSS 13 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که گونه های گیاهی اغلب به نوسانهای بارندگی واکنش نشان می دهند. با این حال واکنش پوشش و تولید به نوسانهای بارندگی در گونه های مختلف متفاوت بود. کل تاج پوشش و پوشش گونه Artemisia aucheri همبستگی منفی و معنی داری با میزان بارش زمستان داشت. در حالی که بارش دی تا فروردین ماه و سال قبل بیشترین تاثیر را بر تاج پوشش گونه های Iris songarica و Stipa barbata داشتند. تولید علوفه نیز تحت تاثیر نوسانهای فصلی بارش قرار داشت. بر طبق این نتایج، تولید کل به همراه تولید گونه های Artemisia aucheri و Lactuca orientalis و Stipa barbata براساس داده های بارش قابل برآورد می باشند. ولی دستیابی به مقادیر تولید علوفه سالانه گونه Iris songarica در جمع گیاهان عرصه تحت بررسی، با روابط حاصل از بارندگی کافی به نظر نمی رسد.
    کلیدواژگان: نسانهای بارندگی، تاج پوشش گیاهی، تولید علوفه، مراتع نیمه استپی، استان یزد
  • صدیقه محمدی، علی سلاجقه، محمد مهدوی، رضا باقری صفحه 60
    از آنجا که خصوصیات آب های زیرزمینی در مقیاس مکانی و زمانی عمل کرده، نمی توان این خواص را در طول زمان و مکان ثابت فرض کرد. بنابراین این تحقیق به منظور بررسی تغییرات مکانی و زمانی سطح آب زیرزمینی دشت کرمان در یک دوره آماری ده ساله (85-1375) به کمک بهترین روش تخمین گر زمین آماری انجام شد. در این راستا، ابتدا منابع آماری موجود سطح آب زیرزمینی دشت (شامل 67 حلقه چاه مشاهده ای)، جمع آوری و بانک اطلاعاتی تهیه شد. پس از کنترل کیفیت و صحت آمار و اطمینان از همگنی و نرمال بودن آنها، از روش های مختلف میان یابی شامل روش کریجینگ(OK)، لوگ کریجینگ(OK-LOG)، کوکریجینگ با استفاده از متغیر کمکی(OK-CO) و روش عکس فاصله(IDW) با توان های یک تا 5 استفاده شد و بعد انتخاب بهترین روش میان یابی با استفاده از دو معیار MAE، MBE بعمل آمد. سپس نقشه های پهنه بندی مکانی در ابتدا و انتهای دوره مطالعه تهیه و نهایتا نقشه هم افت سفره در محیط نرم افزاری Arc-GIS 9.1 ترسیم شد. نتایج نشان داد که واریوگرام مدل گوسی به عنوان بهترین مدل برازش شده به ساختار فضایی داده ها و روش عکس فاصله به توان 5 در ابتدای دوره و عکس فاصله به توان 4 در انتهای دوره بهترین روش میان یابی عامل سطح آب می باشد. نتایج بدست آمده از پهنه بندی، حکایت از افت سطح آب زیرزمینی در بیشتر نقاط دشت دارد. به طوری که حداکثر این افت معادل 32 متر در خروجی شمالی دشت (دامنه موثر چاه 17 و 62) و خروجی غربی دشت (دامنه موثر چاه 8) است. همچنین نتایج حکایت از بالا آمدگی آب در محدوده شهر کرمان، حداکثر معادل 7 متر، در دامنه موثر برخی از چاه ها (شماره 50 و52)، به علت واقع شدن آنها در زون آب برگشت شهری و فاضلاب شهر کرمان داشت.
    کلیدواژگان: تغییرات مکانی، سطح آب زیر زمینی، زمین آمار، دشت کرمان
  • رسول خطیبی، یاسر قاسمی آریان، اسفندیار جهانتاب، محمدرضا حاجی هاشمی صفحه 72
    یکی از عوامل موثر در پراکنش پوشش گیاهی بخصوص در مناطق خشک و نیمه خشک، خصوصیات خاک می باشد. به طور ی که تاثیر عوامل زمین شناسی، توپوگرافی و اقلیمی در خصوصیات خاک پدیدار می گردد. در این تحقیق خصوصیات خاک تیپ های رویشی مرتع دجینگ خاش، در حاشیه جنوبی تفتان بررسی گردید. نمونه برداری از خاک و پوشش گیاهی در مناطق معرف هر رویشگاه به روش تصادفی- سیستماتیک انجام شد. اندازه پلات ها از روش سطح حداقل تعیین گردید. همچنین تعداد و اندازه ترانسکت جهت نمونه برداری با توجه به نوع گونه ها و تغییرات پوشش گیاهی تعیین گردید. خصوصیات فیزیکی وشیمیایی خاک شامل بافت، اسیدیته، هدایت الکتریکی، آهک و ماده آلی اندازه گیری شد. پس از اندازه-گیری فاکتورهای خاک و گیاه، تجزیه و تحلیلهای آماری در مورد تیپ ها، گونه های گیاهی و فاکتورهای خاکی با نرم افزار Spss انجام گردید. درنهایت بهترین معادله و میزان همبستگی بین تیپ های گیاهی با عاملهای خاکی مشخص گردید. نتایج بدست آمده حکایت از آن دارد که درصد مواد آلی، درصد رس و پتاسیم قابل جذب از مهمترین عوامل موثر در پراکنش گونه-های شاخص مرتعی در منطقه مورد مطالعه می باشد. به طور کلی گونه درمنه (Artemisia sieberi) با پتاسیم و رس، گونه Salsola nitraria با pH خاک و گونه چوبک (Acanthophyllum microcephalum) با نیتروژن کل در سطح 95% دارای ارتباط معناداری می باشند. همچنین در پراکنش گونه Hammada Salicornia جز فسفر و EC، بقیه فاکتورها دارای نقش موثری در سطح معنی داری 95% می باشند.
    کلیدواژگان: خصوصیات خاک، تیپ رویشی، همبستگی، تفتان
  • میرطاهر قائمی، مرتضی اکبرزاده، شهرام عابدی صفحه 82
    مطالعه تاثیر قرق در تغییرات پوشش گیاهی تحت شرایط چرا و عدم چرای دام در عرصه های مرتعی، در پروژه های احیاء و اصلاح مراتع از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این بررسی در منطقه نیمه استپی بیله وار خوی، از سال 1376 تا 1384 انجام شد. هرساله پوشش گیاهی در داخل پلاتهای ثابت در طول ترانسکت، اندازه گیری گردید. نتایج نشان داد که در قرق بیله وار خوی، در طی 9 سال بررسی، کل پوشش تاجی در داخل قرق افزایش یافت و بیشترین افزایش در گندمیان دائمی (بیش از 5/3 برابر) و پهن برگان علفی دائمی (بیش از 5/2 برابر) مشاهده شد. در بیرون قرق پوشش کل تقریبا ثابت ماند و تغییرات در پوشش فرمهای رویشی به مراتب کمتر بود. در داخل قرق گونه های مرغوب ظاهر شده و حدود 19 درصد ترکیب پوشش را به خود اختصاص دادند. به طوری که سهم گونه های زیاد شونده در ترکیب به بیش از دو برابر افزایش و گونه های نامرغوب به نصف کاهش یافت. در حالی که در بیرون قرق گونه های مرغوب نایاب و سهم پوشش گونه های کلاس زیاد شونده 28% افزایش یافت. متوسط پوشش یکساله ها در دوره بررسی در داخل قرق بیشتر از بیرون و متوسط پوشش فورب ها، در داخل و بیرون قرق بیشتر از یکساله های گندمی است. البته در قرق بیله وار با 9 سال بررسی، همبستگی بین تغییرات بارندگی و پوشش تاجی در بیشتر گونه ها معنی دار بود.
    کلیدواژگان: قرق، پوشش تاجی، تغییرات گونه ها، بیله وار خوی، آذربایجان غربی
  • رضا یاری، حسین آذرنیوند، محمدعلی زارع چاهوکی، جلیل فرزادمهر صفحه 95
    در این تحقیق رابطه بین تنوع گونه ای و عوامل محیطی موثر بر آن در مراتع سرچاه عماری بیرجند بررسی شد. بدین منظور، پس از تیپ بندی پوشش گیاهی به روش فیزیونومی نمونه برداری از پوشش گیاهی و عوامل محیطی در منطقه معرف هر تیپ گیاهی به روش تصادفی- سیستماتیک انجام گردید. اندازه پلات های نمونه برداری به روش سطح حداقل و تعداد پلات به روش آماری تعیین شد. سپس در منطقه معرف هر تیپ گیاهی 3 ترانسکت 300 متری مستقر و در طول هر ترانسکت 15 پلات به فواصل 20 متر قرار داده شد. نمونه برداری از پوشش گیاهی در کلیه پلات ها و نمونه برداری از خاک در پلات ابتدا و انتهایی هر ترانسکت و از دو عمق 30-0 و 80-30 سانتی متر انجام شد. در هر پلات فهرست گیاهان موجود و درصد تاج پوشش ثبت شد. از خصوصیات خاک درصد سنگریزه، رس، سیلت، شن، رطوبت اشباع، اسیدیته، آهک، ماده آلی، گچ، هدایت الکتریکی و املاح محلول (سدیم، پتاسیم، کلر و منیزیم) و همچنین از خصوصیات توپوگرافی (شیب، جهت و ارتفاع از سطح دریا) اندازه گیری شد. تنوع گونه ای با شمارش کل گونه ها در هرتیپ به عنوان غنای گونه ای و شاخصهای سیمپسون و شانون-وینر به عنوان شاخصهای ناهمگنی گونه ای و همچنین شاخصهای سیمپسون، کامارگو و اسمیت- ویلسون به عنوان شاخصهای همگنی گونه ای محاسبه گردید. برای تعیین مهمترین عوامل تاثیر گذار بر تغییرات تنوع گونه ای از تجزیه به مولفه های اصلی استفاده شد. البته نتایج نشان داد که هدایت الکتریکی، مقدار گچ، ماده آلی، شیب و درصد شن بیشترین تاثیر را بر تنوع گونه ای منطقه مورد مطالعه دارد.
    کلیدواژگان: تنوع گونه ای، عوامل محیطی، تجزیه به مولفه های اصلی، مراتع سر چاه عماری، بیرجند
  • اصغر فرج الهی، محمدعلی زارع چاهوکی، حسین آذرنیوند، رضا یاری، بهرام قلی نژاد صفحه 108
    در این تحقیق رابطه بین پراکنش اجتماعات گیاهی منطقه حفاظت شده بیجار با عوامل محیطی بررسی شده است. البته اجتماعات گیاهی به روش نمود ظاهری تعیین شدند. سطح مناسب پلات نمونه برداری با توجه به نوع و پراکنش اجتماعات گیاهی به روش سطح حداقل و تعداد پلات بعد از نمونه برداری اولیه با توجه به تغییرات پوشش گیاهی به روش آماری تعیین شد. در هر اجتماع گیاهی، نمونه برداری در طول 4 ترانسکت 300 متری انجام شد و در طول هر ترانسکت، 15 پلات 1 مترمربعی به فاصله 20 متر از هم قرار داده شد. در هر پلات نوع و تعداد گونه های گیاهی موجود و درصد آنها تعیین شد. در هر اجتماع 6 پروفیل خاک در توزیع یکسانی در داخل واحد نمونه برداری حفر شد که با توجه به مرز تفکیک افق ها در منطقه و نوع گیاهان موجود از دو عمق 0-20 و 20 - 100 سانتی متری، نمونه خاک برداشت شد. از خصوصیات فیزیوگرافی، ارتفاع، شیب و جهت در نظر گرفته شد و از خصوصیات خاک رس، سیلت، شن، آهک، اسیدیته، هدایت الکتریکی، ماده آلی و سنگریزه اندازه گیری شد. بعد از جمع آوری داده ها، به منظور تعیین عوامل تاثیرگذار بر پراکنش پوشش گیاهی، از روش تجزیه مولفه های اصلی (PCA) با استفاده از نرم افزارPC-ORD استفاده شد. نتایج نشان داد که بین عوامل مورد بررسی و پراکنش پوشش گیاهی رابطه وجود دارد و مهمترین خصوصیات محیطی موثر بر پراکنش اجتماعات گیاهی منطقه، درصد رس، سیلت، شن، سنگریزه، آهک، ارتفاع و شیب است.
    کلیدواژگان: عوامل محیطی، تجزیه مولفه های اصلی، اجتماع گیاهی، مراتع بیجار
  • حسین بابازاده، الناز نوروزی اقدم، حسین عقیقی، سیدامیر شمس نیا، داوود خدادادی دهکردی صفحه 120
    رطوبت لایه سطحی خاک و تغییرات زمانی و مکانی آن از مهمترین متغیرهای محیطی است که به دلیل اندازه گیری های دشوار، پرهزینه و وقت گیر میدانی، تاکنون به طور گسترده در مدلهای اقلیمی استفاده نشده است. امروزه با پیشرفت روزافزون علم، جایگزینی فنآوری های جدید برای مدیریت صحیح منابع محدود آب و خاک ضروری می باشد. هدف از این تحقیق بررسی کاربرد داده های سنجنده MODIS برای برآورد رطوبت لایه سطحی خاک اراضی مرتعی مناطق خشک و نیمه خشک، دارای پوشش گیاهی افمرال، با استفاده از شاخص دما و پوشش گیاهی (TVX) می باشد. برای تخمین رطوبت لایه سطحی خاک در این تحقیق از داده های میدانی رطوبت خاک و داده های هواشناسی سه ایستگاه مشهد، نیشابور و گلمکان در استان خراسان، در دوره آماری سالهای 2005-2003 استفاده شد. شاخص NDVI، دمای درخشندگی باندهای 31 و 32 و دمای سطح زمین از تصاویر ماهواره ای MODIS استخراج شده و شیب رابطه TVX بین NDVI، دمای سطح زمین و همچنین مقادیر دمای درخشندگی محاسبه گردید. مدل های مختلفی برای بررسی ارتباط بین شیب رابطه TVX و مقادیر رطوبت خاک برازش داده شد. به طوری-که نتایج حاصل از این تحقیق، همبستگی خوبی بین شیب رابطه TVX (NDVI و LST) و مقادیر رطوبت لایه سطحی خاک نشان داد.
    کلیدواژگان: رطوبت خاک، MODIS، مرتع، TVX، استان خراسان، LST
  • سیدجعفر سیداخلاقی، ناصر انصاری، سعید یوسف کلافی صفحه 133
    اگرچه عوامل موثر بر تخریب منابع طبیعی کم و بیش شناسایی و معرفی شده اند، اما این عوامل از منظر اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی، کمتر مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته است. بنابراین به نظر می رسد که قبل از هر اقدامی باید تخریب منابع طبیعی متوقف شود و برنامه ای برای قطع تخریب منابع طبیعی تنظیم در سطح «قطع تخریب منابع طبیعی» شود. در این پژوهش با استفاده از شیوه های اسنادی پیمایشی و کار ستادی با استفاده از ابزارهای مشاهده، مصاحبه و تکمیل پرسشنامه در استان اردبیل نتایج بدست آمده مورد بحث و نتیجه گیری قرار گرفته است. در سطح کل استان تعداد 10 منطقه نمونه با مساحتی معادل 122020 هکتار (حدود 10 درصد عرصه های منابع طبیعی استان) متشکل از 68 سکونتگاه روستایی و عشایری و 273 خانوار نمونه تعیین و انتخاب گردید. نتایج نشان داد که در مجموع 19 عامل اصلی در قالب سه گروه عوامل مربوط به دام و دامداری، عوامل مربوط به قطع و برداشت و عوامل مربوط به تغییرکاربری و طرحها در تخریب منابع طبیعی استان موثر بوده اند. از جمع بندی نظرات بهره برداران و کارشناسان مشخص شد که گروه عوامل دام و دامداری 9/45 درصد، گروه قطع و برداشت 6/20 درصد و گروه تغییرکاربری ها و طرحها 5/33 درصد در تخریب عرصه های منابع طبیعی موثر بوده اند. در این بررسی تعیین سهم عوامل تخریب به تفکیک نواحی رویشی، نتایج قابل اتکایی را برای برنامه ریزان استانی منابع طبیعی ارائه داده است.
    کلیدواژگان: اجتماعی اقتصادی، عوامل تخریب منابع طبیعی، نواحی رویشی، شاخص تخریب، استان اردبیل
  • ابراهیم فراهانی، امرعلی شاهمرادی، سمیرا ادیبی صفحه 149
    گونه Stipa hohenackeriana Trin & Ruprگیاهیست پایا و از خانواده گندمیان (Gramineae) می باشد. این گونه سطح وسیعی از رویشگاه های استان تهران را می پوشاند. به منظور بررسی خصوصیات اکولوژیک این گونه ویژگی های رویشگاهی شامل پراکنش، پستی و بلندی، اقلیم و خصوصیات خاک، گونه های همراه، چگونگی حضور گونه مورد مطالعه در پوشش گیاهی، سیستم ریشه و فنولوژی گیاه بررسی شد. نتایج نشان داد که رویشگاه های این گونه در دامنه ارتفاعی 880 تا 2400 متر واقع شده اند. میانگین بارندگی در رویشگاه ها از 150 میلی متر در رودشور تا حداکثر 378 میلی متر در فیروزکوه بود. دمای متوسط سالانه c5/15 تا c4/24، دمای حداقل سالانه از دما 2- تا c12، دمای حداکثر سالانه از c32 تا c42 می باشد. مطالعات خاکشناسی نشان داد که این گونه از خاکهای بسیار کم عمق تا عمیق و از شیب 5/0 درصد به بالا پراکنش دارد. میزان اسیدیته خاک از حداقل 1/8 تا حداکثر 71/8 و میزان هدایت الکتریکی خاک از حداقل ds/m 19/0 در گیلاوند تا حداکثر ds/m98/0 در اشتهارد می باشد. در بیشتر رویشگاه ها، این گونه بصورت غالب ظاهر شده است. بطور متوسط، پوشش تاجی در رویشگاه های مختلف 02/5 درصد، تراکم 9050 پایه در هکتار، فراوانی 90% و نسبت وزن ریشه به ساقه 226/0 تعیین گردید. این گونه دارای سیستم ریشه افشان است و ریشه به شدت منشعب و در عین حال دارای وضعیت متراکم در نزدیک یقه می باشد. بررسی فنولوژیکی این گیاه در رویشگاه های مختلف نشان می دهد که شروع رشد رویشی از اواسط اسفند تا اواسط فروردین ماه، مرحله تولید غلاف تا اواخر اردیبهشت ماه، مرحله گلدهی از اواخر اردیبهشت تا اواخر خردادماه، مرحله بذردهی بلافاصله پس از گلدهی در گیاه انجام شده و بعد در مدت یک هفته تا 10 روز بذرها به مرحله خمیری می رسند. از اواخر خرداد تا هفته سوم تیرماه، با توجه به شرایط اقلیمی منطقه، بذرهای گیاه رسیده و ریزش می کنند. از اوایل شهریور تا اوایل مهرماه گیاه در مرحله خواب تابستانی است. بنابراین بررسی ترکیبات شیمیایی نشان داد که در اوایل رشد میزان پروتئین خام و چربی خام حداکثر است، ولی به تدریج با افزایش سن گیاه کاهش می یابند.
    کلیدواژگان: Stipa hohenackeriana Trin & Rupr، آت اکولوژی، مرتع، استان تهران
  • فاضل امیری، حسین ارزانی صفحه 159
    ارزیابی اراضی مرتعی به معنی شناسایی و ارزیابی تولید بالفعل و بالقوه به منظور بهره برداری بهینه از این منبع با ارزش طبیعی می باشد. در این تحقیق، اولویت مناطق مناسب زنبورداری در مراتع نیمه استپی قره آقاچ سمیرم به منظور بهره برداری پایدار از این مراتع مورد توجه قرار گرفت. مدل شایستگی زنبورداری از تلفیق سه معیار پوشش گیاهی، عوامل محیطی و دسترسی به منابع آب با استفاده از روش پیشنهادی فائو (1991) و سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) تعیین و با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی (Analytical Hierarchy Process; AHP)، اولویت تیپ های گیاهی جهت استفاده زنبورداری مشخص گردید. نمونه برداری در تیپ های گیاهی منطقه (به عنوان واحدهای کاری) به روش تصادفی با استقرار 3 ترانسکت 200 متری و اندازه گیری داده های حضور و عدم حضور گیاهان شهدزا و گرده زا، درصد پوشش گیاهی شهدزا وگرده زا، تراکم و درصد ترکیب پوشش گیاهی مورد علاقه زنبورعسل در پلات های 1 مترمربعی برداشت شد و به منظور تعیین اولویت واحدهای کاری معیارهای موثر در هر مدل از طریق پرسشنامه، وزن دهی گردید. نتایج اولویت بندی نشان داد که شایستگی زنبورداری تیپ های گیاهی مراتع منطقه متفاوت می باشد. نتیجه درجه اهمیت تیپ های گیاهی، در شرایطی که ارزش شاخص پوشش گیاهی (وزن 687/0) بیشتر از شاخص عوامل محیطی (وزن 244/0) و دسترسی به منابع آب (وزن 069/0) است، تیپ های گیاهی As.ad-Ag.tr-Da.mu و Co.ba-As.sp با وزن نهایی 092/0 و تیپ Ag.tr با وزن نهایی 028/0، در مقایسه کلی مجموعه معیارهای موثر، به ترتیب بیشترین و کمترین شایستگی را از جنبه زنبورداری دارند. نتایج کلی اولویت بندی در مدل زنبورداری نشان داد که 29 درصد از واحدهای کاری مورد مطالعه دارای شایستگی عالی و خوب (1S)، 59 درصد دارای شایستگی متوسط (2S)، 6 درصد دارای شایستگی کم (3S) و 6 درصد غیرشایسته (N) برای استفاده زنبورداری است. بنابراین، در برنامه ریزی استفاده از مراتع منطقه جهت زنبورداری توجه به شایستگی و اولویت مناطق مناسب جهت زنبورداری در بهبود وضعیت مراتع منطقه بسیار حائز اهمیت است.
    کلیدواژگان: زنبورداری، فائو، درجه اهمیت، فرایند تحلیل سلسله مراتبی و سیستم اطلاعات جغرافیایی
  • مصطفی زارع، محمد فیاضی، غلامرضا گودرزی، علی فرمهینی فراهانی صفحه 178
    ارزش رجحانی عبارت از انتخاب گونه های در دسترس در چرای آزاد توسط دام می باشد. این مطالعه در مراتع نیمه استپی دامنه کوه های انجدان اراک واقع در 35 کیلومتری شرق اراک، انجام شد. مراتع انجدان یکی از مراکز مهم دامداری در استان مرکزی به ویژه شهرستان اراک می باشد که تحت چرای شدید دام قرار گرفته و به همین سبب روز به روز مراتع منطقه فقیرتر می گردد و گونه های مرتعی خوشخوراک و با ارزش در معرض خطر و نابودی قرار دارند. خاک منطقه لومی و با درصد سنگ و سنگریزه بالا و متوسط بارندگی منطقه حدود350 میلی متر در سال می باشد. این تحقیق به منظور تعیین ارزش رجحانی گونه های گیاهی با اهمیت مراتع منطقه توسط دام (گوسفند) صورت گرفت تا در طرحهای مرتع داری از گونه های خوشخوراک حمایت شود. بررسی ترجیح چرایی گونه ها توسط دام از طریق (مشاهده مستقیم) زمان صرف شده برای چرای گونه ها در طول فصل چرا و حضور دام به مدت 3 ماه (اردیبهشت، خرداد و تیرماه) در طی 3 سال انجام شد. سپس داده های بدست آمده در هر سال به کمک نرم افزار SAS در محیط طرح آزمایشی بلوک های کامل تصادفی مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت و مقایسه میانگین ارزش رجحانی و گروه بندی آنها با استفاده از آزمون چند دامنه ای دانکن انجام شد. نتایج نشان داد که ارزش رجحانی بین گونه ها در ماه های فصل چرا (اردیبهشت، خرداد وتیر) و در کل فصل چرا اختلاف معنی داری در سطح 1 درصد (P<0.01) وجود دارد. در کل، گندمیان و پهن برگهای یکساله Annual grass&forbs دارای بیشترین ارزش رجحانی می باشد و بعد لاشبرگ گیاهان (Litters) در رتبه دوم قرار گرفته و بعد از آن گونه های Bromus tomentelus، Artemisia aucheri وBuffonia kcoelzii به ترتیب در رتبه های بعدی از لحاظ ارزش رجحانی قرار دارد.
    کلیدواژگان: ارزش رجحانی، روش زمان سنجی، گونه های مرتعی، گوسفند
|
  • Ehsania., Arzanih., Farahpourm., Ahmadih., Jafarim., Akbarzadeh, M Page 1
    In this study, potential and actual evapotranspiration were estimated by Penman- Matis using climatic data of Saveh Station, and plant and soil characteristics were estimated by Cropwat 8.0 software. Our results showed that potential evapotranspiration in growing season was 6.16 times greater than the average of actual evapotranspiration. Actual evapotranspiration was 1.18 times greater than the average precipitation of growing season. It means that plant species have used the stored moisture for actual evapotranspiration. According to the estimation of actual evapotranspiration in a ten-year period, a model was provided for forage production as Ya= 74.30+ 2.698 (ETact). Accordingly, average forage production of the studied site was estimated as 257 kg/hec. It could be said that actual evapotranspiration as an index for climate yield is one of the fundamental factors in improving water use efficiency. Application of the mentioned climate index in different estimation models of long term forage production could be considered in order to determine the rangeland grazing capacity and developing rangeland insurance as a replacement for the usual methods of production.
    Keywords: evapotranspiration, soil moisture, rangeland, Penman, Matis, Cropwat 8.0, steppe, Roodshore Research Station
  • Sohrabit., Zehtabian, Gh Page 17
    Iran with its special geographical position mainly has an arid and semi-arid climate. The average annual rainfall in Iran is about 240 mm equivalent to one-fourth of the world average rainfall. In addition, irregular spatial and temporal distribution of rainfall has caused problems in natural resources and agriculture and annually huge amount of our water and soil resources are degraded. Since the advent of the farming activities until the present, human needs have been based upon farming activities. Considering the growing population and the social and economic developments, most of rangelands have been subject to rainfed cultivation. Therefore, to prevent further degradation of soil in these regions research should be conducted on agricultural lands and the exploitation methods. For this reason, Taleghan was selected as the study area. Map of the area, including soil maps, land types and the current land use were produced by GIS. After determining the main treatments, soil samples were taken in every part of the area and in agricultural area and soil factors were measured within two groups of soil improvement factors including nitrogen, phosphorus, potassium, humus and lime and soil degradation factors including acidity, sodium adsorption ratio (SAR) and salinity in two depths of 0-10 and >10 cm. These factors were studied in a split-plot design. The results showed significant differences among treatments. According to the results of soil improvement and degradation factors, orchards and rangelands are in an ideal condition and monoculture treatment decreases the performance of the products.
    Keywords: Land degradation, Desertification, Agricultural process, Split, plot design, Taleghan
  • Sheidaye Karkaje., Motamedij., Karimizadeh, K Page 32
    Suitability of rangeland application in watersheds for optimum use of land is of particular importance which is done with using systemic analysis method. In this method, ecological capability of land is determined for each common land uses. Therefore, in Khanghah Sorkh watershed, homogenous unites were determined after identifying the ecological resources and then land capability for rangeland use was assessed in whole watershed. According to the results, 18 ecological homogenous units were distinguished in a scale of 1:25000 as large parts of the lands were devoted to the land use classes of 2-3. Potential and actual ecological land capability of the study area was low for class 1 of rangeland use. In this regard, 24 percent of the land, in terms of geological structure, especially due to the sharp slope, was considered as ecosystem conservation and was offered for wildlife grazing. Meanwhile, 3.8 percent of the rangeland was determined as class1, 11 percent class2, and 19 percent class3. Accordingly, balanced range management and natural range management methods are respectively offered for 3.8 percent (76 ha) of rangelands in the watershed with class 1, and 54.6 percent (1091 ha) with classes 2 and 3. Range improvement practices or artificial range management method is also offered for 41.7 percent (833 ha) of the lands in order to convert inefficient dryland farming to cultivated rangelands.
    Keywords: Systemic method, ecological homogenous units, locating site, rangeland improvement, range management method
  • Abdolahij., Arzanih., Savaghebi, M.H., Azimi (Ms), Naderi, H Page 45
    Our country’s rangelands are mainly located in arid and semi-arid regions. Due to the low amount of precipitation and high rate of evapotranspiration, water stress is considered as the most crucial environmental stress for vegetation in this region. This study was conducted at Khud-e-sofla rangelands for nine years (1378- 1386) to investigate the effect of precipitation fluctuation on canopy cover and production of important plant species. For this purpose, four dominant species were selected and their canopy cover and production were monitored every year in permanent and random plots, respectively. Precipitation data were collected from the nearest synoptic station. According to the data of precipitation, cumulative rain amount was calculated at various periods. The relationship between variables of plant parameters and cumulative rain amount was analyzed by step wise regression method in SPSS 13. The results showed that plant species often reacted to the precipitation fluctuations. However, various species reacted differently to the precipitation fluctuation in terms of cover and production. The total vegetation cover as well as canopy cover of Artemisia aucheri hada negative and significant correlation with winter precipitation.Whereas, precipitation of January to April and the past year precipitation exhibited a high correlation with canopy cover of Iris songarica and Stipa barbata. The forage production was also influenced by seasonal precipitation. According to the results, total yeild and the yield of Artemisia aucheri, Lactuca orientalis, Stipa barbata could be estimated by precipitation data While, estimation of forage production through the precipitation data was not enough accurate for Iris songarica.
    Keywords: precipitation fluctuations, canopy cover, forage production, semi, steppe rangelands, Yazd province
  • Mohamadis., Salajegheha., Mahdavim., Bagheri, R Page 60
    Due to the variation of ground water properties in temporal and spatial scale, these properties can not be assumed constant over time and space. This research was conducted to assess spatial and temporal variations of ground water table in Kerman plain during a 10-year period (1375-1385) by using the best geostatistical estimator. Firstly, available statistical resources related to the ground water table of this plain (including 67 wells) were collected. After controlling for quality, accuracy and normality of the data, different interpolation techniques were used including kriging (with and without logarithm), cokriging, inverse distance (with exponents of 1 to 5). The best technique was selected based upon MAE and MBE criteria and provided spatial zonation maps in the beginning and end of the period. Spatial zonning maps were prepared at the beginning and end of the study and ultimately, iso-falling map was provided in Arc GIS 9.1 package. Our findings showed that Gaussian variogram model was the best for spatial structure of these data and inverse distance method with exponents of 5 and 4 were the best interpolation methods in the beginning and end of the period, respectively. Zonation maps showed a falling trend of the ground water level in majority of the plain. Maximum falling data (32 meters), was recorded respectively for the northern outlet of the plain with an effective range of 17 and 62 pizometers and western outlet with an effective range of 8 pizometers. Also, the results showed an upward trend of water, as 7 meters, in effective range of some wells with 50 and 52 pizometers in Kerman city due to being located in sewage and waste water zone of the city.
    Keywords: spatial variation, ground water table, geostatistics, Kerman plain
  • Khatibir., Ghasemi Ariany., Jahantabe., Haji Hashemi, M.R Page 72
    Soil properties are of the effective factors in distribution of vegetation, especially in arid and semi arid regions as the effect of geology, topography and climatic factors appeare in soil properties. In this study, soil properties of rangeland vegetative types was studied in Dejinak-e-Khash in the southern of Taftan. Soil and vegetation sampling were done in key areas of each site by random- systematic method. Plot size was determined with minimal area method. Also, the size and number of transects for sampling were determined according to species and vegetation changes. Physicochemical properties of soil including soil texture, pH, electrical conductivity, lime and organic matter were measured. After measuring soil and plant factors, statistical analysis was performed on plant species, vegetation types and soil factors by SPSS software. Finally, the best equation and correlations were determined between vegetation types and soil parameters. Results showed that the percentage of organic matter, clay and absorbable potassium were the most important factors in distribution of key range species in the study area. In general, the results showed a significant relationship at 95% probability level for Artemisia siberi with potassium and clay, for Salsola nitraria with soil pH, and for Acanthophyllum microcephalum with total nitrogen. Also, the distribution of Hammada salicornia was significantly affected by all factors except P and EC at 95% probability level.
    Keywords: soil characteristics, vegetative type, correlation, Taftan
  • Ghaemi, M.T., Akbarzadehm., Abedi, S.H Page 82
    Study of exclosure effects on vegetation changes under grazing and no grazing conditions in rangelands is of particular importance in range improvement programs. The reseach was performed in Semi- Steppe area of Bilehvar, Khoy from 1998 to 2006. The vegetation cover was measured every year inside fixed plots along the transacts. The results indicated the increase of total canopy cover inside the exclosure occurred during 9 years of the study, where the highest increase rates were observed with perennial cereals (>3.5 times), and with perennial broad-leaf forbs (>2.5 times). Outside the exclosure, the total canopy cover approximately remained unchanged and vegetative forms showed less changes. Inside the exclosure, favorable species appeared with a vegetation composition of about 19%. The proportion of increasers in the vegetation composition increased to more than double, however non-favorable species decreased to half. Outside the exclosure, desirable species were rare and the proportion of increasres increased to 28%. Average vegetation cover of annual plants inside the exclosure was higher than that of the outside, while average vegetation cover of the forbs compared to annual cereals were more predominant inside and outside the exclosure. During the study (9 years) in Bilehvar, a significant correlation was found between precipitation changes and canopy cover of the most species.
    Keywords: Exclosure, Canopy cover, Species changes, Bilehvar Khoy, West Azerbaijan Province
  • Yarir., Azarnivandh., Zare Chahouki, M.A., Farzadmehr, J Page 95
    In this study, the relationship between species diversity and environmental factors in the pastures in the Sarchah Amari ranglands of Birjand was investigate. For this purpose, after classification of vegetation types through physiognomy method, sampling from vegetation and environmental factors were accomplished in the key area of each vegetation type by random-systematic sampling. Plot size and the number of plots were respectively determined by minimal area and statistical methods. Afterward, in the key area of each vegetation type, three 300 m transects were established and 15 plots with 20 m intervals were located along each transect. Sampling of vegetation was carried out in all plots while soil samples were taken at the beginning and end of each transect from two depths of 0-30 and 30-80 cm. The list of plant species and canopy cover percentage were recorded in each plot. Percentage of soil gravel, clay, silt, sand, moisture saturation, pH, lime, organic matter, gypsum, electrical conductivity and soluble salts (sodium, potassium, chloride and magnesium) and topographic features (slope, aspect and altitude) were measured. For data analysis, species richness and evenness were calculated using different diversity indices (Simpson and Shannon -Wiener index of heterogeneity, Kamargov and Smith- Wilson as the homogeneity index). To determine the most important factors influencing variations of species diversity, principal components analysis was used. The results showed that electrical conductivity, gypsum, organic matter, slope, and sand were the most effective factors on diversity in the study area.
    Keywords: Species diversity, Environmental factors, Principal Component Analysis, Sarchah Amari rangelands, Birjand
  • Farajollahia., Zare Chahouki, M.A., Azarnivandh., Yarir., Gholinejad, B Page 108
    In this study, the relationship between environmental factors and distribution of plant communities in rangelands of Bijar protected region was investigated. Vegetation types were determined by using physiononmy method. Plot size was determined with minimal area method and after primary sampling the number of plots was determined by statistical method. In each vegetation type, sampling was done along four transects of 300 m length. 15 plots of 1m2 were established along each transect at 20 meter intervals. The type and the amount of existing species and the percentage of vegetation cover were determined in each plot. In each community, 6 profiles were dug within sampling unit. Soil samples were taken from 0-20 and 20-100 cm according to the boundary of separated horizons and type of existing plant species in study area. physiographic features including altitude, slope and aspect were measured and among soil properties, clay, silt, sand, lime, pH, EC, organic mater and gravel were measured. After collecting data, the Principal Component Analysis (PCA) was used to determine relationship between vegetation cover and environmental factors by PC-ORD software. The results indicated that there were relationships between measured factors and distribution of vegetation. Texture, gravel, lime, altitude and slope had the most influence on distribution of plant communities.
    Keywords: Environmental factors, Principal Component Analysis, Plant community, Rangelands of Bijar
  • Babazadehh., Norouzi Aghdame., Aghighih., Shamsnia, S.A., Khodadadi Dehkordi, D Page 120
    Soil surface moisture and it's spatial and temporal variability is one of the most importantenvironmental variables. Due to the difficult, costly and time consuming measurements of field studies, this parameter has not been used widely in climate models. Nowadays, with the increasing development of science, adoption of new technologies for proper management of limited water and soil resources is necessary. The objective of this research was to analyze the application of MODIS images for estimating the soil surface moisture in arid and semiarid rangelands with ephemeral vegetation cover using TVX. Field data measurments of soil surface moisture and some daily meteorological parameters in three station of Mashhad, Golmakan and Neyshaboor of Khorasan province were used for more accurate estimate of soil surface moisture from 2003 to 2005. NDVI, Brightness Temperature of the bands (BT31, BT32) and Land Surface Temperature (LST) were derived from MODIS images and TVX slope was calculated. Different regression models were fitted to assess the relationship between TVX slope and soil surface moisture. According to the results, soil surface moisture in arid and semiarid climate showed a good correlation with TVX slope.
    Keywords: Soil surface moisture, MODIS, Rangeland, TVX, Khorasan province, LST
  • Seyed Akhlaghi, S.J., Ansarin., Yusof Kalafi, S Page 133
    Although the factors affecting the degradation of natural resources have been more or less identified and introduced, little research has been done on these factors from the view point of socio economic and cultural features. It seems that before any action, degradation of natural resources must be stopped through a cessation program for natural resources degradation. This research was based upon documental, field and desk research method through three types of study including documents surveying, collecting information and field study using observation, companionship and questionnaires in Ardebil province. Ten sampling regions with a surface area of 122020 ha including 68 rural and nomad settlements and 273 households were selected. Our results showed that totally 19 main factors in three groups of livestock (45.9 %), harvesting (20.6 %) and land use change (33.5 %) were effective in degradation of natural resources of Ardebil province. In this research, determination of the destructive factors on the basis of separate vegetation regions gave valid results for natural resoures provincial managers.
    Keywords: Socio, economic factors, Natural resources degradation, Degradation index, Ardebil province
  • Farahanie., Shahmoradi, A.A., Adibi, S Page 149
    Stipa hohenackeriana Trin & Rupr is a perennial plant of the gramineae family. This species covers a wide range of habitats in Tehran province. The habitat characteristics of this species including topography, climate, vegetation type, soil, associated species, plant phenology and root system were investigated. The results showed that these habitats were located in altitudes of 880 to 2400 m above sea level. The average rainfall in the habitats was 150 mm to 378 mm. The annual average temperature, annual minimum temperature and annual maximum temperature were 15.5 to 24.4°C, -2 to 12°C and 32 to 42 °C, respectively. This plant was observed in a range of shallow to very deep soils at slopes of more than 0.5 percent. Soil acidity measurement showed levels of 8.1 to of 8.71 and the electrical conductivity of the soil were 0.19 to 0.98 ds/m. In most habitats, this species has emerged as the dominant. Average canopy cover, density and frequency were 8.43%, 9050 plants / ha and 90%, respectively. The ratio of root to shoot weight was 0.226. This plant has a highly branched root system. Phenology of the species in different habitats showed that the growth started from mid-March to mid April. Production stage of pods was in late May. Flowering was from late May to late June. Seed production occured from late May to late July. According to regional climatic conditions, the seeds were matured. From early September to early October the plant was in summer dormancy. This study showed that chemical compounds of crude protein and crude fat were maximum at early growth stage but gradually decreased in the coming stages.
    Keywords: Autecology, Rangeland, Stipa hohenackeriana Trin, Rupr, Tehran province
  • Amirif., Arzani, H Page 159
    Rangeland evaluation is defined as identification and assessmnet of actual and potential production in order tohave a sustainable utilization ofthisvaluable resource. One of the important indirect applications in multiple use of rangelands is Apiculture. In this study, site priority for apiculture was investigated in rangelands of Ghareh Aghach at Semirom in order to have a sustainable utilization of these rangelands. Suitability model for apiculture was formed from integration of three criterias of vegetation cover, environmental factors and water resources availability using FAO method (1991) and Geographic Information System. Afterward, priority of the vegetation types for apiculture was determined through AHP method. Samples were randomly collected along threetransects of two hundred meters longin each vegetation type. Presence and absence, cover percentage, diversity and vegetation composition of pollen and nectar plants were measured using 1m2 quadrates. To determine the priority of the factors, question sheets were used. The results of priority indicated that apiculture suitability of the vegetation types was different. According to the results, index weight of vegetation cover factor (0.687) was more than that of environmental factors(0.244) and water resource availability (0.069). As.ad-Ag.tr-Da.mu and Co.ba-As.sp vegetation types with a weight of 0.092 showed the highest priority in terms of apiculturalwhileAg.tr with a weight of 0.028 had the lowest priority among vegetation types. Generally, the results of apiculture model showed that 29% of land units (vegetation type) was classified as high suitable (S1), 59% with moderate suitability (S2), 6% with low suitability (S3) and 6% non suitable for apiculture. Considering the suitability and priority areas for apiculture is very important in improvement of range condition.
    Keywords: Apiculture, FAO, Priority rate, Analytical Hierarchy Process (AHP), GIS
  • Zarem., Fayyazm., Goudarzi, Gh, Farmahini Farahani, A Page 178
    The preference value is defined as selection of available species by livestock in the free grazing. This study was conducted in semi steppe rangelands of Anjedan located 35 Km far from east Arak. These rangelands are of important centers for keeping livestock which is under heavy grazing with a poor condition. The soil of the study area is loamy with high stone and gravel. This study was performed to determine the preference value of important species for sheep to support palatable species in range management plans. Direct observation (timing) method was used to calculate the time spent on livestock grazing and presence during grazing season for 3 years. Afterward, data were analyzed by SAS software in a complete random block design and Duncan test was used for mean comparisons. The results showed the preference value in different season grazing months significantly differed (p<0.01). Generally, annual grasses and forbs showed maximum preference value. Plant litters, Bromus tomentelus, Artemisia aucheri, Buffonia koelzii respectively ranked next in terms of preference value.
    Keywords: Preference value, direct observation, range species, sheep