فهرست مطالب

پژوهشهای علوم دامی ایران - سال چهارم شماره 1 (1391)
  • سال چهارم شماره 1 (1391)
  • تاریخ انتشار: 1391/05/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • تغذیه طیور
  • مجید الله یاری شهراسب، حسین مروج، یوسف باغچقی، محمود شیوازاد صفحه 1
    این آزمایش به منظور بررسی تاثیر سطوح و دوره های مختلف مصرف مکمل ویتامینی بر عملکرد و سیستم ایمنی جوجه های گوشتی تغذیه شده با جیره های بر پایه گندم و جو در مرحله پایانی پرورش (29 تا 42 روزگی) بر روی بستر انجام گرفت. تعداد 504 قطعه جوجه گوشتی نر (راس 308) در قالب طرح کاملا تصادفی به 28 گروه 18 قطعه ای با هفت تیمار و چهار تکرار تقسیم شدند. تیمارها شامل: چهار جیره غذایی حاوی سطوح صفر، 33/33، 66/66 و 100 درصد مکمل ویتامینی توصیه شده از سن 29 تا 42 روزگی و سه تیمار حاوی سطوح 33/33، 66/66 و 100 درصد مکمل ویتامینی توصیه شده از 29 تا 35 روزگی و در ادامه از 35 تا 42 روزگی، میزان این سطح از ویتامین در جیره آن ها حذف گردید. در سنین 35 و 42 روزگی، وزن زنده و مصرف خوراک هر یک از تکرارها اندازه گیری و میانگین مصرف خوراک روزانه، افزایش وزن روزانه و ضریب تبدیل غذایی محاسبه گردید. در دو مقطع زمانی 35 و 42 روزگی پس از کشتار وزن لاشه، ارگان های بورس فابرسیوس و طحال اندازه گیری شد و سیستم ایمنی براساس شاخص های SRBC،IgG و IgM با روش هماگلوتیناسیون در سن 42 روزگی آزمون شد. نتایج نشان داد که پرنده های تغذیه شده با جیره های حاوی سطوح مختلف ویتامینی طی دوره پایانی تفاوت معنی داری از نظر صفات عملکردی نداشته و همچنین تفاوتی از نظر شاخص های سیستم ایمنی مشاهده نشد، لذا به نظر می رسد امکان حذف مکمل ویتامینی طی دوره پایانی پرورش جوجه های گوشتی وجود داشته باشد.
  • حجت صنوبر کلاتی، محمود شمس شرق، بهروز دستار، سعید زره داران صفحه 8
    به منظور بررسی تاثیر سطوح مختلف مکمل آلی سلنیوم و ویتامین E بر عملکرد و کیفیت گوشت بلدرچین، آزمایشی با استفاده از 480 قطعه بلدرچین ژاپنی در قالب طرح کاملا تصادفی با دو سطح سلنیوم (2/0 و 4/0 میلی گرم در کیلوگرم) و 3 سطح ویتامین E (18، 90 و 180 میلی گرم در کیلوگرم) با 4 تکرار و 20 قطعه در هر تکرار انجام شد. نتایج حاصله نشان داد افزایش وزن، خوراک مصرفی و ضریب تبدیل غذایی تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت. با افزایش مکمل ویتامین E جیره، ظرفیت نگهداری آب گوشت ران به طور معنی داری افزایش یافت ولی اختلاف بین سطح 90 و 180 میلی گرم در کیلوگرم ویتامین E معنی دار نبود. درصد ماده خشک و اسیدیته گوشت تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت. مقدار مالون دی آلدهید گوشت تحت تاثیر رابطه متقابل سلنیوم با ویتامین E قرار گرفت. تیمارهای حاوی 2/0 و 4/0 میلی گرم در کیلوگرم سلنیوم آلی و 180 میلی گرم در کیلوگرم ویتامین E، کمترین میزان مالون دی آلدهید را داشتند. با افزایش مدت زمان نگهداری گوشت، میزان مالون دی آلدهید تولید شده افزایش یافت. نتایج این تحقیق نشان می دهد که افزودن مقادیر بالای سلنیوم و ویتامین E (تیمار حاوی 4/0 میلی گرم در کیلوگرم سلنیوم آلی و 180 میلی گرم در کیلوگرم ویتامین E) به عنوان آنتی اکسیدان به جیره بلدرچین، پایداری اکسیداتیو، مدت زمان نگهداری و کیفیت گوشت را بهبود می بخشد.
  • مهران مهری، حسن نصیری مقدم، حسن کرمانشاهی، محسن دانش مسگران صفحه 17
    دو آزمایش همزمان به منظور تعیین احتیاجات ترئونین بر اساس قابلیت هضم استاندارد شده در دو سویه تجاری راس 308 و کاب 500 از سن 15 تا 28 روزگی انجام پذیرفت. جیره پایه حاوی گندم، تریتیکاله و کنجاله گلوتن ذرت برای مقادیر کافی همه مواد مغذی به جز ترئونین براساس توصیه های Quick Chick (2006) تنظیم گردید. سطوح افزایشی مکمل ترئونین به جیره پایه افزوده شد تا شش تیمار آزمایشی در دامنه 46/0 تا 81/0 درصد ترئونین قابل هضم تامین گردد. جوجه ها بصورت تصادفی در 48 پن آزمایشی (4 تکرار و در هر تکرار 12 پرنده) در قالب طرح کاملا تصادفی قرار گرفتند و هر واحد آزمایشی یکی از شش سطح اسید آمینه را از 15 تا 28 روزگی دریافت نمود. افزایش وزن بدن، مصرف خوراک، ضریب تبدیل غذایی، میزان مصرف ترئونین قابل هضم در طی دوره آزمایشی اندازه گیری شدند. این صفات عملکردی به سطوح افزایشی ترئونین بصورت غیرخطی پاسخ دادند و اثر متقابل میان ترئونین و سویه به جز برای افزایش وزن بدن برای سایر فراسنجه های عملکردی معنی دار بود. سویه تاثیر معنی داری بر ضریب تبدیل غذایی نداشت و هر دو سویه با راندمان یکسانی از خوراک مصرفی برای رشد استفاده نمودند. میزان احتیاجات ترئونین قابل هضم با استفاده از مدل های خطوط شکسته خطی و خطوط شکسته درجه دو برآورد شدند. در سویه راس 308 میزان احتیاجات ترئونین قابل هضم با استفاده از مدل خطوط شکسته خطی برای افزایش وزن بدن و ضریب تبدیل غذایی به ترتیب 69/0 و 76/0 درصد برآورد گردید. با برازش مدل خطوط شکسته درجه دو روی داده های افزایش وزن بدن میزان احتیاجات ترئونین 79/0 درصد جیره بر اساس قابلیت هضم استاندارد شده برآورد شد. در سویه کاب 500، با استفاده از مدل خطوط شکسته خطی میزان احتیاجات ترئونین برای افزایش وزن بدن و ضریب تبدیل غذایی به ترتیب 69/0 و 71/0 درصد برآورد گردید. با برازش مدل خطوط شکسته درجه دو میزان احتیاجات مذکور به ترتیب 79/0 و 81/0 درصد جیره برآورد شد. با توجه به مدل و پاسخ رشد مورد استفاده برای برآورد احتیاجات، تفاوت چشمگیری در احتیاجات ترئونین دو سویه تجاری مشاهده نمی شود و در دوره رشد دو سویه احتیاجات تقریبا یکسانی دارند.
  • اکبر یعقوب فر، سارا میرزایی گودرزی، حمید ولی زاده، علیرضا صفا مهر صفحه 25
    میانگین ترکیبات شیمیایی 19 رقم گندم تولیدی در کشور ایران شامل: ماده خشک، پروتئین خام، الیاف خام، چربی خام، خاکستر، عصاره عاری از ازت، قند، نشاسته و انرژی خام به ترتیب 95/95، 69/14، 75/2، 25/1، 66/1، 64/79، 15/5، 34/70 درصد و 8/4206 کیلوکالری بر کیلوگرم می باشد. میانگین انرژی قابل متابولیسم ظاهری تصحیح شده برای ازت 46/3020 کیلوکالری بر کیلوگرم، انرژی قابل متابولیسم حقیقی و تصحیح شده برای ازت به ترتیب 53/3422 و 46/3422 کیلوکالری بر کیلوگرم ماده خشک می باشد که بین 19 ارقام گندم اختلاف آماری وجود دارد. میانگین نشاسته قابل هضم ارقام گندم 27/96 درصد و ویسکوزیته فضولات حاصل از ارقام گندم cps 52/1 تعیین گردید. نتایج نشان داد که میانگین نشاسته کل، نشاسته مقاوم و نشاسته غیرمقاوم به ترتیب 08/65، 66/0 و 187/63 درصد و مقدار آمیلوز، آمیلوپکتین و آرابینوزایلان ها به ترتیب 54/20، 46/79، 84/4 درصد در ماده خشک می باشد. مقدار بتاگلوکان کل، محلول و نا محلول ارقام مختلف گندم به ترتیب 58/0، 024/0 و 56/0 درصد است. مقدار کربوهیدرات های غیر نشاسته کل، محلول و نامحلول در 19 رقم مختلف گندم به ترتیب 39/18، 21/16 و 011/1 درصد در ماده خشک می باشد.
  • علی نوبخت، فرید مهینی، صابر خدایی صفحه 32
    این آزمایش به منظور ارزیابی اثر استفاده از سه آنزیم تجاری سافیزیم، کمبو و کمین بر عملکرد و کیفیت لاشه جوجه های گوشتی تغذیه شده با جیره های بر پایه گندم، جو و سویا و مقایسه آن با جیره های تجاری انجام گرفت. تعداد 405 قطعه جوجه گوشتی از سویه راس 308 در قالب یک طرح کاملا تصادفی، با 9 تیمار، 3 تکرار و 15 قطعه جوجه در هر واحد آزمایشی به مدت 42 روز روی بستر پرورش داده شدند. تیمارهای آزمایشی عبارت بودند از: 1) جیره شاهد بر پایه ذرت و سویا بدون آنزیم، 2) جیره بر پایه گندم، جو و سویا بدون آنزیم،3) جیره بر پایه گندم، جو و سویا با آنزیم سافیزیم، 4) جیره بر پایه گندم، جو و سویا با آنزیم کمبو، 5) جیره بر پایه گندم، جو و سویا با آنزیم کمین، 6) جیره بر پایه گندم، جو و سویا با آنزیم های سافیزیم و کمبو، 7) جیره بر پایه گندم، جو و سویا با آنزیم های سافیزیم و کمین، 8) جیره بر پایه گندم، جو و سویا با آنزیم های کمبو و کمین، 9) جیره بر پایه گندم، جو و سویا با آنزیم های سافیزیم، کمبو و کمین. جیره های غذایی دارای انرژی و پروتئین یکسانی بوده و تمامی جوجه ها به صورت آزاد به آب و دان دسترسی داشتند. در دوره آغازین بالاترین مقادیر خوراک مصرفی و افزایش وزن روزانه، در دوره رشد بالاترین مقدار خوراک مصرفی روزانه و در کل دوره آزمایش بیشترین مقادیر مربوط به خوراک مصرفی و افزایش وزن روزانه در گروه آزمایشی حاوی جیره بر پایه گندم، جو و سویا با آنزیم های سافیزیم و کمبو مشاهده گردید. در خصوص ترکیبات لاشه، بالاترین درصد سینه و پایین ترین درصدهای کبد و ران در گروه آزمایشی جیره بر پایه گندم، جو و سویا با آنزیم های کمبو و کمین، بالاترین درصد ران در گروه آزمایشی جیره بر پایه گندم، جو و سویا با آنزیم سافیزیم و پایین ترین درصدهای سینه و بالاترین درصد کبد در گروه آزمایشی جیره بر پایه ذرت و سویا بدون آنزیم، مشاهده گردیدند. کمترین هزینه خوراک به ازای هر کیلوگرم از افزایش وزن زنده را گروه آزمایشی جیره بر پایه گندم، جو و سویا با آنزیم کمین به خود اختصاص داد.
  • تغذیه نشخوار کنندگان
  • فاطمه حسینی، علیرضا هروی موسوی، محسن دانش مسگران صفحه 39
    به منظور بررسی اثرات جایگزینی کنجاله سویا با کنجاله کانولا بر مصرف ماده خشک، تولید و ترکیب شیر و برخی از فراسنجه های خونی گاوهای شیری تازه زای هلشتاین از 12 راس گاو تازه زای هلشتاین در قالب طرح کاملا تصادفی استفاده شد. تیمارهای آزمایشی عبارتند بودند از جیره حاوی کنجاله سویا (6=n) و یا جیره حاوی کنجاله کانولا (6=n). برای تجزیه و تحلیل آماری داده های تکرار شده در زمان از رویه Mixed به صورت تکرار در زمان و برای سایر داده ها از رویه GLM نرم افزار آماری SAS استفاده شد. نتایج نشان داد که تولید شیر، پروتئین، چربی و لاکتوز در بین خوراک های مورد استفاده مشابه بود. خوراک دارای کنجاله کانولا، درصد چربی شیر را به طور معنی داری افزایش داد. اثر خوراک های مختلف بر روی مصرف ماده خشک معنی دار نبود. سطوح گلوکز، کلسترول، نیتروژن غیر آمینی و آنزیم آسپارتات آمینو ترانسفراز (AST) سرم خون تحت تاثیر تیمارها قرار نگرفت. اثر زمان بر روی همه مولفه های مورد بررسی به استثنای درصد چربی معنی دار بود. نتایج این آزمایش نشان داد که جایگزینی کنجاله سویا با کنجاله کانولا اثر معنی داری بر مصرف ماده خشک، تولید و ترکیبات شیر (به استثنای درصد چربی)، غلظت های گلوکز، کلسترول، نیتروژن اوره ای خون و آنزیم آسپارتات آمینو ترانسفراز در خون نداشت. بنابراین می توان کنجاله کانولا را بدون داشتن اثرات مضر بر روی فراسنجه های تولیدی و متابولیت های خونی، جایگزین کنجاله سویا در جیره گاوهای شیرده کرد.
  • احمد هدایتی پور، محمد خوروش، غلامرضا قربانی، عباس المدرس صفحه 46
    هدف از این تحقیق، مطالعه ی اثرات جایگزینی سیلاژ ذرت با سیلاژ سورگوم شیرین بر قابلیت هضم، عملکرد تولیدی، فراسنجه های شکمبه ای و رفتارهای تغذیه ای گاوهای شیری بود. بدین منظور، سیلاژ سورگوم شیرین در نسبت های صفر (شاهد)، 3/33، 6/66 و 100 درصد ماده خشک جایگزین سیلاژ ذرت شد. تیمارها به طور تصادفی به 8 راس گاو هلشتاین با میانگین تولید شیر 5/35 کیلوگرم در روز در قالب طرح آزمایشی مربع لاتین 4×4 (تکرارشده در 4 دوره ی 21 روزه) اختصاص داده شدند. در این مطالعه مصرف ماده خشک، پروتئین خام و الیاف نامحلول در شوینده های خنثی و اسیدی بین تیمارها تفاوت معنی داری نداشت؛ ولی همه سطوح جایگزینی باعث کاهش قابلیت هضم این ترکیبات شد. با این وجود، تفاوت تولید و ترکیبات شیر معنی دار نشد. در تیمار شاهد، مقدار اسیدهای چرب فرار تولیدی شکمبه بالاتر بود، ولی مقدار pH و نیتروژن آمونیاکی شکمبه بین تیمارها تفاوت معنی داری نداشت. همچنین، جایگزینی باعث افزایش معنی دار زمان نشخوار کردن در تیمار 100 درصد سیلاژ سورگوم شیرین نسبت به تیمار شاهد شد. نتایج این تحقیق نشان داد که سیلاژ سورگوم شیرین پتانسیل جایگزینی با سیلاژ ذرت را بدون اثرات منفی بر مصرف خوراک و تولید شیر داشت.
  • امیر مختارپور، عباسعلی ناصریان، رضا ولی زاده، عبدالمنصور طهماسبی صفحه 55
    به منظور ارزیابی تاثیر سیلو کردن و اضافه کردن پلی اتیلن گلیکول (PEG) و اوره بر ترکیب شیمیایی، ترکیبات فنولی و تولید گاز محصولات فرعی پسته و تاثیر این عمل آوری بر عملکرد گاوهای شیری هلشتاین دو آزمایش طراحی شد. در آزمایش اول محصولات فرعی پسته به ترتیب با 1 و 5/0 درصد ماده خشک PEG و اوره عمل آوری شد و در 12 عددکیسه نایلونی با ظرفیت 3 کیلو گرم به مدت 60 روز سیلو شدند. عمل آوری محصولات فرعی پسته، ترکیبات فنولی، تانن و تانن های متراکم را به طور معنی داری (05/0>P) کاهش داد. اضافه کردن PEG به سیلاژ محصولات فرعی پسته، تولید گاز را بعد از 96 ساعت کشت افزایش داد و مقادیر انرژی قابل متابولیسم و قابلیت هضم ماده آلی با اضافه کردن PEG و اوره افزایش پیدا کرد (05/0>P). در آزمایش دوم از 8 راس گاو شیری هلشتاین چند شکم زایش در قالب طرح مربع لاتین4×4 تکرار شده استفاده شد. تیمارهای آزمایش شامل: 1) سیلاژ ذرت (15 درصد ماده خشک جیره)، 2) سیلاژ پوست پسته، 3) سیلاژ پوست پسته عمل آوری شده با 5/0 درصد وزن ماده خشک اوره و 4) سیلاژ پوست پسته عمل آوری شده با 1 درصد وزن ماده خشک PEG، بودند. میزان تولید و ترکیبات شیر تحت تاثیر تیمارها قرار نگرفت. pH شکمبه تغییر نکرد ولی، غلظت نیتروژن آمونیاکی برای تیمار اوره نسبت به سایر تیمارها بیشتر بود (05/0>P). می توان نتیجه گرفت که در اثرعمل آوری محصولات فرعی پسته اثر منفی تانن ها بر قابلیت هضم ماده آلی کاهش، انرژی قابل متابولیسم افزایش و درنتیجه ارزش تغذیه ای آن بهبود پیدا کرد.
  • ژنتیک و اصلاح دام
  • رضا سیدشریفی، مراد پاشا اسکندری نسب، جمال سیف دواتی، نجات بادبرین صفحه 63
    در این تحقیق به منظور مقایسه همبستگی ارزش ارثی دوره های ناقص و کامل شیردهی در صفات تولید شیر و تداوم شیردهی، تعداد 13699 رکورد روزآزمون تولید شیر مربوط به 2716 راس گاو هلشتاین زایش اول که دختران 167 راس گاو نر بودند، بر اساس مدل تابعیت تصادفی (Random Regression) و روش حداکثر درست نمایی محدود شده (REML) تجزیه و تحلیل شد. همبستگی دوره ناقص شیردهی 5 تا 90 روز صفت تولید شیر نسبت به دوره کامل شیردهی (305 روز) 67/0 و برای دوره ناقص شیردهی 5 تا 120 روز 72/0 بود. با پیشرفت مرحله شیردهی میزان همبستگی ها افزایش یافت و در دوره ناقص شیردهی 5 تا 240 روز به 91/0 رسید. برای صفت تداوم شیردهی و دوره ناقص شیردهی 5 تا 150 روز این همبستگی 68/0 بود و با پیشرفت مرحله شیردهی مقدار آن برای دوره ناقص 5 تا 240 روز، معادل 91/0 برآورد شد. این همبستگی برای رکوردگیری دو ماه در میان (رکوردگیری 3 ماهه) صفت تولید شیر 88/0 و در مورد صفت تداوم شیردهی 59/0 بود. همچنین این همبستگی برای رکوردگیری یک ماه در میان (رکوردگیری 2 ماهه) صفات تولید شیر و تداوم شیردهی به بالاتر از 90/0 رسید.
  • مهدی نافذ، سعید زره داران، سعید حسنی، رحمت سمیعی صفحه 69
    در این تحقیق به منظور برآورد پارامترهای ژنتیکی و روند ژنتیکی و فنوتیپی صفات تولیدی و تولید مثلی در گاو های هلشتاین شمال کشور از اطلاعات زایش اول 11398 راس گاو شیری نژاد هلشتاین در 290 گله استانهای گلستان و مازندران مربوط به سال های 1367 تا 1386 استفاده شد. صفات تولیدی شامل رکوردهای تصحیح شده 305 روز دو بار دوشش شیر، تولید چربی و صفات تولید مثلی شامل سن زایش اول، فاصله دو زایش و طول دوره خشکی بود. پارامترهای ژنتیکی با استفاده از مدل حیوانی تک صفتی و دو صفتی و به کمک نرم افزارASREML برآورد شد. در آنالیز تک صفتی وراثت پذیری تولید شیر 02/0± 27/0، تولید چربی 02/0± 19/0، سن زایش اول 02/0± 1/0، فاصله دو زایش 01/0± 04/0 و طول دوره خشکی 02/0± 10/0 برآورد شد. همبستگی ژنتیکی صفت تولید شیر با تولید چربی 82/0 به دست آمد. همچنین همبستگی ژنتیکی صفات تولید شیر و تولید چربی با سن زایش اول به ترتیب 2/0- و 23/0- و با فاصله دو زایش31/0 و 4/0 برآورد شد. در این تحقیق روند ژنتیکی تولید شیر 4/0± 8/2 کیلوگرم، تولید چربی 01/0± 05/0 کیلوگرم، سن اول 01/0± 28/0- روز، فاصله دو زایش (002/0±) 02/0 روز و طول دوره خشکی 004/± 03/0- روز در سال برآورد گردید. روند فنوتیپی برای صفات فوق به ترتیب 9/2± 24/113 و 1/0± 3/2 کیلوگرم و 1/0± 66/2-، 14/0± 37/0 و 05/0± 36/0- روز در سال به دست آمد. با توجه به همبستگی نامطلوب صفات تولیدی و تولید مثلی، برنامه اصلاح نژادی بایستی بر اساس انتخاب همزمان برای صفات مذکور از طریق یک شاخص انتخاب صورت گیرد.
  • مهدی ناقوس، عباس پاکدل، رسول واعظ ترشیزی صفحه 78
    برای بررسی منحنی رشد طیور گوشتی در سطح لاین، به ترتیب از 154 و 144 قطعه جوجه گوشتی از دو خط پدری (A و B) سویه ی تجاری گوشتی آرین استفاده شد. خط پدری A برای نسل های متمادی در جهت کاهش ضریب تبدیل خوراک و خط پدری B برای نسل های متمادی در جهت افزایش وزن بدن انتخاب شده اند. وزن بدن تمامی پرندگان در روزهای 1، 4، 7، 10، 14، 17، 21، 28، 35، 42، 49و 54 دوره پرورش اندازه گیری و منحنی رشد با استفاده از مدل گمپرتز برای آنها برازش گردید. علاوه بر این ضریب تبدیل خوراک در فاصله بین 23 تا 54 روزگی در 20 درصد از پرنده ها به صورت انفرادی اندازه گیری شد. پس از کشتار، وزن سینه، جگر و چربی محوطه بطنی تمامی پرندگان جمع آوری و توزین شد. نتایج این تحقیق نشان داد که ثابت رشد و سن رسیدن به نقطه عطف در جنس نر خط پدری B به طور معنی داری (05/0P)
  • بیژن سلیمانی، برومند چهارآیین، قدرت الله رحیمی میانجی صفحه 85
    هدف از تحقیق حاضر شناسایی میزان پلی مورفیسم در نشانگر های ریزماهواره ای BM6444، INRA135 و oarhh35 مرتبط با ژن اینهیبین در گوسفند سنجابی بود. برای این منظور به طور تصادفی از 100 راس (78 میش و 22 قوچ) ایستگاه تحقیقات دامپروری مهرگان کرمانشاه خونگیری به عمل آمد. با استفاده از روش نمکی بهینه یافته نمونه های DNA استخراج شدند. از واکنش زنجیره ای پلی مراز و جفت آغازگرهای اختصاصی جایگاه های ریز ماهواره ای برای تکثیر قطعه های مورد آزمایش استفاده گردید. در این آزمایش برای شناسایی ژنوتیپ های حاصل از روش رنگ آمیزی نیترات نقره و ژل پلی اکریل آمید با درصدهای مختلف برای هر نشانگر استفاده گردید. ژنوتیپ های مشاهده شده به کمک نرم افزارهای Popgene نسخه 32/1 و Cervus نسخه 2 آنالیز گردیدند. نتایج نشان دادند که نشانگر BM6444چند شکل بوده و 4 آلل و 4 ژنوتیپ به ترتیب با فراوانی های (12/0D:، 31/0C:، 38/0B:، 18/0A:) و (38/0BC:، 12/0AB:، 18/0CD:، 32/0AD:) را در بر می گیرد. شاخص چندشکلی (PIC) و تعداد آلل های موثر در این جایگاه به ترتیب 62/0 و 42/3 بودند. برای نشانگر ریز ماهوارهای INRA135، 6 آلل با فراوانی های (19/0F:، 11/0E:، 09/0D:، 21/:0C، 25/0B:، 21/:0A) و سه ژنوتیپ با فراوانی های (42/0AB:، 27/0CD:، 29/0 BD:) مشاهده گردید. شاخص چندشکلی (PIC) و تعداد آلل های موثر در این جایگاه به ترتیب 72/0 و 21/5 بودند. در ریزماهواره oarhh35 نتایج نشان دادند که این نشانگر نیز چند شکل بوده و 3 آلل با فراوانی های (42/0C:، 28/0B:، 29/0A:) و دو ژنوتیپ با فراوانی های (68/0BC:، 32/0AB:) را در بر می گیرد. شاخص چندشکلی (PIC) و تعداد آلل های موثر برای oarhh35 نیز به ترتیب 71/0 و 48/2 بودند.
|
  • M. Alahyari Shahrasb, H. Moravej, Y. Baghcheghi, M. Shivazad Page 1
    The purposes of this study were to estimate the effect of levels and different periods of vitamin premix consumption during finisher period (29-42 d) on performance and immunocompetence of broiler chicks fed wheat and barley based diet in floor system. A total of 504 male broiler chicks (Ross 308) were allocated to 7 treatment groups, with 4 replicates per treatment group and 18 birds per replicate pen, and all data were analyzed in a randomized complete design. The dietary treatments were: T1) the basal diet with no vitamin premix during 29-42 days; T2) the basal diet 33.33% vitamin premix during 29-42 days; T4) the basal diet 66.66% vitamin premix during 29-42 days and T6) 100% vitamin premix during 29-42 days and treatments 3, 5 and 7, similar treatments 2, 4 and 6 grespectively and fed during 24-35 day and the vitamin premix was with drawn from all these lates diets (35 and 7) during 36-42 day of age. Feed intake and weight gain were measured at 3 and 42 days of ages and feed conversion ratio was calculated. At 35 and 42 days of ages, after slaughtered and determine carcass weight and the organs bursa of fabricius and spleen were weighed and immunocompetence was evaluated at 42 day of age, based on SRBC, IgG and IgM titers by hemagglutination method. Results showed that different levels of vitamin premix did not impair performance and immunocompetence response during the final period of broilers (29-42d). In conclusion, it is possible to withdraw vitamin premix from finisher diets.
    Keywords: Broiler, Vitamin premix, Wheat, barley, Performance, Immunocompetence
  • H. Senobar, M. Shams Shargh, B. Dastar, S. Zerehdaran Page 8
    The present study was conducted to evaluate the effect of different levels of organic selenium and vitamin E on performance and meat quality in Japanese quail. Four hundred eighty quails were carried out in a completely randomized design with two levels of organic selenium (0.2 and 0.4 mg/kg) and three levels of vitamin E (18, 90 and 180 mg/kg). Four replicates with 20 quails were allocated to each experimental treatment. The results showed that there were no significant differences in weight gain, feed intake and feed conversion ratio among experimental treatments. Water holding capacity was affected by level of vitamin E and it was significantly increased, with increasing dietary vitamin E supplementation, but the difference between 90 and 180 mg/kg vitamin E was not significant. Percentage of dry matter and acidity of meat were not affected by experimental treatments. The amount of malondialdehyde in thigh meat samples were influenced by interaction of vitamin E and selenium. Treatments which was containing 0.2 and 0.4 mg/kg organic selenium and 180 mg/kg vitamin E had the lowest malondialdehyde among experimental treatments. By increasing storage time, produced malondialdehyde was increased. Results shows that adding high levels of selenium and vitamin E (treatments which was containing 0.4 mg/kg organic selenium and 180 mg/kg vitamin E) as antioxidants in quail diet, improves oxidative stability, storage time and meat quality.
    Keywords: Japanese quail, Vitamin E Organic selenium, Meat quality
  • M. Mehri, H. Nassiri Moghaddam, H. Kermanshahi, M. Danesh Mesgaran Page 17
    Two experiments were conducted to determine threonine (Thr) requirements of two commercial strains, Ross 308 and Cobb 500, based on standardized ileal digestibility from 15 to 28d of age. Basal diet consisted of wheat, triticale, and corn gluten meal was formulated according to Quick Chick (2006) to be adequate in all nutrients except for Thr. Incremental levels of supplemental Thr were added to the basal diet generating six experimental treatments in a range from 0.46 to 0.81% digestible Thr. Birds were randomized across 48 floor pens (replicates and 12 birds in each replicate) in a completely randomized design and each pen was fed one of the six amino acid levels from 15 to 28d of age. Body weight gain, feed intake, feed conversion ratio, and digestible Thr intake were measured during the experimental period. Performance traits responded quadratically to graded levels of digestible Thr, and interaction effects between Thr and strain were significant for all performance traits except for body weight gain. Strain did not affect the feed conversion ratio and feed efficiency was the same in two strains. Digestible Thr requirements were estimated using broken-line linear and broken-line quadratic models. In Ross 308, digestible Thr requirements for body weight gain and feed conversion ratio were estimated at 0.69 and 0.76% of diet, respectively, by broken-line linear model. Digestible Thr need for body weight gain was optimized at 0.79% of diet using broken-line quadratic model. In Cobb 500, Thr requirements for body weight gain and feed conversion ratio were estimated at 0.69 and 0.71% of diet, respectively, by broken-line linear model. Digestible Thr need for body weight gain and feed conversion ratio were optimized at 0.7 and 0.81% of diet using broken-line quadratic model. Regarding response criterion and statistical model to estimate the requirements, no differences were observed in Thr requirements of two strains during the grower period.
    Keywords: Digestible threonine, Strain, Requirement, Broken, line model
  • A. Yaghobfar, S. Mirzaei, H. Valizadeh, A. Safamehr Page 25
    Chemical composition and metabolism energy of Iranian varieties of wheat including dry matter, crude protein, crude fiber, crude fat, ash, nitrogen extract-free, sugar, starch and gross energy, were 95., 14.69, 2.75, 1.25, 1.66, 79.64, 5.15, 70.34 percent and 4206.8 kcal per kg, respectively. The means of MEn, TME and TMEn of 19 Iranian varieties of wheat were 3020.46, 3422.53 and 3422.46 kcal/kg DM, respectively. Starch digestibility of wheat was 96.27 percent and excreta viscosity was 1.52 cps, and was significantly different. Results of experiment showed that the mean values of carbohydrates in 19 Iranian wheat including total starch, resistant starch, nonresistant starch, amylase, amylopectin and arabinoxylan were 65.08, 0.66, 63.1, 20.54, 79.46 and 4.84 percent, respectively. Total beta glucan, soluble and non soluble were 0.58, 0.024 and 0.56 percent. However, the average of non-starch polysaccharide, soluble and non-soluble, for 19 Iranian varieties of wheat were 18.39, 16.21 and 1.011 percent, respectively.
    Keywords: Metabolizable energy, Non, starch polysaccharides (NSPs), Wheat, Arabinoxylan, Viscosity
  • A. Nobakht, F. Mahini, S. Khodaei Page 32
    This experiment was conducted to investigate the effects of using three commercial enzymes on performance and carcass quality of broiler chickens fed with wheat-barley-soy based diets. In a completely randomized design 405 of broiler (Ross308) in nine treatments, three replicates (with 15 bird in each replicate) were used. The experimental diets included 1) diet based on corn–soybean meal (with no enzyme), 2) diet based on wheat– soybean meal (with no enzyme), 3) diet based on wheat–soybean meal (with safizim), 4) diet based on wheat– soybean meal (with kombo), 5) diet based on wheat–soybean meal (with kemin), 6) diet based on wheat– soybean meal (with safizim+kombo), 7) diet based on wheat–soybean meal (with safizim+ kemin), 8) diet based on wheat–soybean meal (with kombo+kemin), 9) diet based on wheat–soybean meal (with safizim+ kombo+ kemin). In starter period the highest amounts of daily feed intake and weight gain, in grower period the highest amount of feed intake, in the end of experiment the highest amounts of daily feed intake and daily weight gain have recorded in experiment group based on wheat–soybean meal (safizim+kombo). About carcass composition the highest percent of breast and the lowest percents of liver and thigh were observed in experiment group based on wheat–soybean meal (kombo+kemin), the highest percent of thigh was observed in experiment based on wheat–soybean meal (with safizim), and the lowest percent of breast and highest percent of liver were observed in experiment group based on wheat–soybean meal (with no enzyme). The lowest price for productionper kilogram of body gain was resulted in experiment diet based on wheat–soybean meal (with kemin).
    Keywords: Barley, Broilers, Carcass quality, Enzyme, Performance, Wheat
  • F. Hosseini, A. Heravi Moussavi, M. Danesh Mesgaran Page 39
    To study the effect of using canola meal instead of soybean meal on dry matter intake, milk yield and composition and some blood metabolites twelve cows after calving were used. Design treatments were two diets containing soybean meal (SBM; n = 6) or canola meal (CM; n=6). Data were analyzed using PROC MIXED of SAS software. Results of this study showed that diets had no effect on dry mater intake, milk production and composition. Diets containing canola meal increased milk fat. Plasma glucose, cholesterol, Blood urea nitrogen and aspartate transaminase concentrations were similar among diets. In conclusion results from this experiment demonstrate that substituting CM with soybean meal in the diet of early lactating cows had no adverse effect on milk production and composition and blood metabolites, therefore using CM could be better in terms of reducing the diet expenses.
    Keywords: Canola meal, Soybean meal, Holstein cows
  • A. Hedayati Pour, M. Khorvash, Gh. Ghorbani, A. Almodares Page 46
    The objective of this experiment was to study the effects of replacing corn silage with sweet sorghum silage on digestibility, productive performance, rumen parameter and feeding behavior of dairy cows. For this purpose, corn silage was substituted by sweet sorghum silage at levels of 0 (control group), 33.3, 66.6 and 100 percent of dry matter. Treatments were randomly assigned to eight Holstein dairy cows with average of 35.5 kg/d milk production in a 4×4 Latin square design (replicated in four periods that were 21 days). In this experiment, intake of DM, CP, NDF and ADF were not significantly different among treatments, but replacing at all levels reduced digestibility of these components. However, milk yield and milk composition were not significantly different. Rumen volatile fatty acids were higher in control treatment, but pH and ammonia nitrogen contents of the rumen were not significantly difference among treatments. Also, replacing corn silage significantly increased rumination time in 100 percent sweet sorghum silage treatment than control treatment. Results of this experiment showed that corn silage could be replaced by sweet sorghum silage without any detrimental effect on DM intake and milk production.
    Keywords: Sweet sorghum silage, Corn silage, Performance, Digestibility, Dairy cows
  • A. Mokhtarpour, A.A. Naserian, R. Valizadeh, A. Tahmasbi Page 55
    Two experiments were conducted to evaluate the effect of ensiling and addition of polyethylene glycol (PEG) and urea on chemical composition, phenolic compounds and cumulative in vitro gas production of fresh pistachio by-products (PB) and effect of this treating on Holstein dairy cows performance. In the first experiment, PB was supplemented with 1 and 0.5% of DM, PEG and urea, respectively and ensiled in 12 plastic bags with the capacity of 3 kg each for 60 days. Ensiling PB treated with PEG and urea decreased total phenolics, total tannins and condensed tannins (P<0.05). Addition of PEG and urea to PB silages increased the gas production after 96h incubation, ME and OM digestibility (P<0.05). In the second experiment, eight multiparous Holstein dairy cows were used in a 4×4 replicated Latin square design. Treatments were as follows: 1) corn silage (15% of diet DM), substitution of corn silage with: 2) PB silage, 3) PB silage supplemented with 0.5% of DM, urea, 4) Pistachio-by products silage supplemented with 1% of DM, PEG. Milk yield and composition were not affected by treatments. The pH was unchanged among treatments, but N-ammonia concentration was higher for urea treated PB silage (P<0.05). It was concluded that negative effects of tannins on OMD decreased, ME increased and consequently nutritional value of PB improved by PEG and urea treatment.
    Keywords: Pistachio by, products, Urea, Polyethylene glycol, Tannin
  • R. Seyedsharifi, M. Pasha Eskandari Nasab, J. Seifdavat, N. Badbarin Page 63
    In this investigation 13699 data related to milk production from 2716 Holstein first calving and daughter from 167 sire cows were analyzed based on random regression model (RR/CF) and REML Method incomplete lactating (5-90 days) and (5-120 days) in correlations to complete lactating were 0.67 and 0.72, respectively with progress in complete 5-240 day was 0.91 the correlation value for lactating persistency trait for incomplete lactating period (5-150 days) were 0.68 and as increase in milk production period this value reaches to 0.91 for incomplete period (5-240 days). Also this correlation for two months milk production and lactating persistency were 0.88 and 0.59, respectively, and for one month milk production and lactating persistency reached higher than 0.90.
    Keywords: Breeding value correlation, Milk production, persistency, Random Regression Model
  • M. Nafez, S. Zerehdaran, S. Hassani, R. Samiei Page 69
    In the present study, to estimate genetic parameters and genetic and phenotypic trends in Holstein dairy cows in the north of Iran, the records from first lactation of 11398 collected from 1989 to 2006 were used. Records were collected from 290 herds. Productive traits were 305 day-2x adjusted milk and fat yield and reproductive traits were age at first calving, calving interval and dry days. Genetic parameters were estimated by univariate and bivariate animal model using ASREML software. Estimated heritabilities for 305 day-2x milk, fat, age at first calving, calving interval and dry days gathered from univariate analysis were 0.27 (±0.02), 0.19 (±0.02), 0.1 (± 0.02), 0.03 (±0.01) and 0.1 (±0.02) respectively. Genetic correlation between milk and fat yield was 0.82. Genetic correlations of milk and fat production with age at first calving were -0.2 and -0.23 and with calving interval were 0.31 and 0.40, respectively. Genetic trends for milk and fat yield were 2.8 (±0.4) and 0.05 (±0.01) kg/year and for age at calving, calving interval and dry days were -0.28 (±0.01), 0.02 (±0.002) and -0.03 (±0.004) days/year, respectively. Phenotypic trends for these traits were 113.24 (kg/year), 2.3 (kg/year), -2.66 (days/year), 0.37 (days/year) and -0.36 (days/year). Based on unfavorable genetic correlations between productive and reproductive traits, using a selection index including both of these traits is necessary for Holstein dairy cows.
    Keywords: Genetic parameters, Genetic trend, Productive traits, Reproductive traits, Holstein
  • M. Naghous, A. Pakdel, R. Vaez Torshizi Page 78
    In order to investigate the growth curve of broiler chickens at line level, respectively 154 and 144 birds from two paternal lines A and B of a commercial broiler line were used. Line A were selected several generations for low feed conversion rate and line B were selected several generation for high body weight. Body weight was measured at 1, 4, 7, 10, 14, 17, 21, 28, 35, 42, 49 and 54 days of age and the growth curve were fitted by Gompertz model. Moreover, feed conversion rate were evaluated just for 20% of birds within 23 and 54 day of age. At the end of experiment, all birds were slaughtered and some carcass traits like breast weight, liver and abdominal fat were assayed. The results of current study showed that mature index and the age at inflection point in male birds of line B were higher than that in line A. Female broilers in line B showed higher hatch weight, mature index and age at the inflection point than that in line A. The hatch weight, mature index and age at the inflection point were similar between male and female birds in both paterntal lines. Liver weight, abdominal fat and feed conversion rate among male birds in paterntal lines were no significant, but the difference in breast weights in male broilers was significant. Breast weight, Liver weight and abdominal fat in female broilers in line B were significant and higher than female broilers line A but food conversion rate was no significant. Liver weight and abdominal fat were significant between males and females in parental line but, only breast weight between male and female in line B was significant. The growth rate of birds in line B during 17 to 35 day of age was higher than that in line A. Moreover the growth rate in male birds during 17 to 54 day of age was higher than that in female birds.
    Keywords: Growth curve, Parental line, Mathematical functions, Arian broiler line
  • B. Solimani, B. Chaharaein, Gh. Rahimi Mianji Page 85
    The purpose of this study was to identify the rate of polymorphism in BM6444, INRA13 and orahh35 microsatellite markers associated with Inhibin gene in Sanjabi sheep. For this purpose, blood samples were taken randomly from 100 Sanjabi sheep (78 females and 22 males) at Mehregan Breeding Station at Kermanshah. Modified salting out method was employed for extracting DNA. Subsequently, Polymerase Chain Reaction (PCR) was carried out with specific primers pairs for amplification of microsatellite marker sites. The PCR products were electrophoreses on acryl-amid gel. For detecting genotypes within the population, silver staining method was used. Genetic analyses on genotypic data were carried out using POPGEN 1.32 and Cervus 2.0 softwares. Results showed, three alleles (C: 0.42, B: 0.28, A: 0.29), and 2 genotypes respectively, (AB: 0.32,BC: 0.68) for oarhh35 marker. For this marker, PIC index was 0.71, and the effective number of allele was 2.48. INRA13 had six alleles (A: 0.21, B: 0.25, C: 0.21, D: 0.09, E: 0.11 and F: 0.12) and three genotypes (AB: 0.42, BD: 0.29 and CD: 0.27) with a PIC index of 0.72 and an effective number of allele as 5.21. For BM644 marker, four alleles (A: 0.18, B: 0.38, C: 0.31 and D: 0.12) and four genotypes (AD: 0.32, CD: 0.18, AB: 0.12 and BC: 0.38) were identified. For this marker, the PIC index and the effective number of allele were 0.62 and 3.42, respectively.
    Keywords: Sanjabi Sheep, Microsatellite Markers, Inhibin, Oarhh35, BM6444, INRA135