فهرست مطالب

کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی - پیاپی 24 (بهار و تابستان 1391)
  • پیاپی 24 (بهار و تابستان 1391)
  • تاریخ انتشار: 1391/05/07
  • تعداد عناوین: 9
|
  • محمد طاهری صفحه 9
    ارسطو و افلاطون با آنکه درباره ماهیت محاکاتی هنر، و بویژه صناعت شاعری اتفاق نظر دارند، اما درباب نحوه تبیین این ماهیت ونیز در مورد ارزیابی آثار هنری کاملا با یکدیگر در تقابل هستند. افلاطون به اقتفای استادش سقراط و برای برپایی عدالت در مدینه فاضله، محاکات را نوعی الهام ماوراءالطبیعی تلقی کرده و شاعران را از دریافت حقیقت اصلی، که به زعم او در عالم مثل است، ناتوان می بیند و آثارشان را در تضاد با خرد و اخلاق و آموزه هایشان را مایه تباهی و گمراهی جوانان می داند؛ بدین روی هنرمندان وشاعران را در جمهوری او راهی نیست. در تقابل با نقد اخلاقی افلاطون، ارسطو نقد زیبایی شناسانه را مطرح می نماید و با کمرنگ کردن عنصر الهام در خلق شعر، شاعری را صناعتی با قواعد منطقی معرفی می کند و درصدد است به روشی دست یابد تا بدان وسیله ارزش های زیبایی شناسی یک اثر هنری را مشخص نماید. از دید ارسطو، شعر به دلیل توجه به کلیات، از تاریخ، فلسفی تر و والاتر است و خطایایی که در بعضی از سروده های شاعران بزرگ دیده می شود، از منظر زیبایی شناسی قابل توجیه است. هر دو فیلسوف متفق القولند که شعر تاثیر قابل توجهی برروحیات افراد دارد؛ با این تفاوت که افلاطون این تاثیر را عامل روان پریشی وانحراف اخلاقی می داند و آن را تحقیر می کند؛ اما ارسطو با تحسین این تاثیر، آن را عامل مهم پالایش روان می انگارد.
    کلیدواژگان: افلاطون، ارسطو، محاکات، خلاقیت ادبی، نقد اخلاقی
  • فرزاد کریمی، غلام حسین غلامحسین زاده، قدرت الله طاهری صفحه 43
    سبک شناسی روایت، بخصوص برای تحلیل روایی شعری که صرفا به قصد قصه گویی و داستان پردازی سروده نمی شود، ابزاری کارآمد در اختیار منتقد قرار می دهد و تا حدود زیادی از تاثیر سلیقه های شخصی در نقد می کاهد. در این مقاله ابتدا شعر مهدی اخوان ثالث را از منظر نشانه شناسی بررسی کرده ایم و سپس برمبنای کمیت و کیفیت نشانه ها و رمزگان به کاررفته در متن، ساختار روایی آن را تحلیل نموده ایم. علت انتخاب اخوان ثالث برای نقد روایی آن بوده است که وی شاعری تاثیرگذار و نیز قصه گوست. بررسی ما نشان می دهد که اخوان از سمبولیسم برای بیان مقاصد خود بخوبی بهره برده است و برخلاف هم عصرانش، سمبولیسم مورد استفاده او نه در حیطه معنا، که بیشتر در حیطه فرم، شکل می گیرد. او در روایت گری به بهترین نحو عمل کرده و از توالی تصاویر و توالی فضاسازی به عنوان دو شگرد روایتی بهره برده است. اخوان توانسته است برخلاف جریان رایج روزگار خود، نمادسازی شکلی را بر نمادسازی مفهومی ارجحیت داده و با به اشتراک گذاردن عینیت با مخاطب خود، ذهنیت وی را در برداشت و تاویل آزاد بگذارد. به این ترتیب قضاوت از روایات شعری او حذف شده و متن از تبدیل شدن به بیانیه های سیاسی و اجتماعی به دور مانده است. نتیجه این نوع نمادپردازی، ارائه روایت به شکل پرداخت تصویری است که گاه به دلیل نوع استعاره های به کار رفته در آن به سمت روایات نمایشی نیز میل کرده است. در این روایات، هرجا نمادگرایی تضعیف شده، تمثیل های مستحکم و پرمایه ای جایگزین آن گردیده است و مجموع این عوامل سبب شده اشعار او پس از سال ها همچنان در اذهان باقی بماند. در شعرهای اخوان گاه اندک مایه هایی از رمانتیسم، رئالیسم و حتی سوررئالیسم نیز وارد شده است، اما وجهه بارز و شاخص روایتگری وی، همان سمبولیسم پخته و بیشتر اجتماعی است.
    کلیدواژگان: سبک شناسی روایت، مهدی اخوان ثالث، نشانه شناسی، نمادگرایی شکلی، نمادگرایی محتوایی
  • زهرا کریم زاده شوشتری نژاد، عطامحمد رادمنش صفحه 73
    ردیف، به عنوان عنصری کمال بخش، همواره مورد توجه سخنوران سخن سنج بوده است و از جهات ضرب آهنگ موسیقایی و بلاغی، شعر را شنیدنی تر و گوش نوازتر می کند؛ البته مشروط بر آن که از نظر معانی، ارتباط تام با بافت سخن داشته و شعر، بدان نیازمند باشد.
    خاقانی، علاقه فراوانی به استفاده از ردیف در اشعارش دارد پیش از او، کمتر کسی را می شناسیم که به این وسعت، به عنصر ردیف و گونه های مختلف زبانی آن روی آورده باشد. ردیف های شعر خاقانی، غالبا بر اساس مفهوم کلی شعر انتخاب شده اند و بدین سان، هماهنگی بین لفظ و معنا، برقرار شده است.
    ردیف بیشتر اشعار او، با بافت و محتوای شعر، از لحاظ معنایی، تناسب دارد و گویای حال و هوای احساسی آن است. اغلب اشعار دیوان خاقانی، مردف هستند که اکثر این ردیف ها، در قالب های مختلف شعری، از نوع فعلی هستند، هر چند انواع دیگر کلمه: اسم، حرف، ضمیر، صفت، قید، جمله و شبه جمله نیز در ردیف های اشعار مشاهده می شود.
    ردیف های او در یک شعر، گاه هم معنی نیستند و از لحاظ دستوری نیز، ساختار همانند و همسو ندارند. ردیف هر بیت او، با اجزای دیگر بیت، تشکیل دهنده آرایه ادبی است که جز جنبه بلاغی آن، موسیقی زاست و می تواند برانگیزاننده احساس درونی خواننده باشد.
    کلیدواژگان: ردیف، خاقانی، موسیقی شعر
  • مسعود فروزنده صفحه 103
    داستان ضحاک، یکی از داستانهای اساطیری شاهنامه فردوسی، است که به لحاظ ساختار ویژه ای که دارد، از منظر دیدگاه های جدید نقد ادبی شایسته بررسی است. بنابراین، داستان مذکور براساس دیدگاه های گریماس، نظریه پرداز ساختارگرا نقد و تحلیل شده است. بر طبق الگوی گریماس: شناسنده(ضد قهرمان): ضحاک است؛ موضوع شناسایی: پادشاهی؛ فرستنده: اهریمن؛ گیرنده: ضحاک؛ نیروهای یاریگر: اهریمن و...؛ نیروهای مخالف: فریدون، کاوه و... به شمار می روند زنجیره های روایی در این داستان عبارتنداز: زنجیره پیمانی که بیانگرپیمانی بین فرستنده و گیرنده است؛ اجرایی که شامل آزمونها و ماموریتهای شناسنده است و انفصالی: که حاکی از سیر داستان از وضعیت نامتعادل و منفی به وضعیت مثبت است. بنابراین کارکردهای ویژه روایت دراین داستان شامل پیمان، آزمون و داوری است. در روایت این داستان، ساختار «قرار داد (یا ممنوعیت) نقض مجازات»، به کارگرفته شده است؛ یعنی شناسنده (ضحاک) قراردادها و ممنوعیت ها را نقض می کند و سرانجام مجازات می شود.
    کلیدواژگان: شاهنامه، داستان ضحاک، ساختارروایت، عناصر روایی، گریماس
  • ویدا دستمالچی، رحمان مشتاق مهر صفحه 121
    بحث برانگیزترین مکتب ادبی قرن بیستم، سوررئالیسم، باتمام تاثیراتی که در ادبیات جهان گذاشت، در ادبیات فارسی، بی سابقه و غریب نبوده است. تجربیات فراحسی عارفان وشطحیات آنان گویی سرچشمه های سوررئالیسمی بودند که قرن ها بعد در اروپا ظاهرشد. جستجوی عرفان در روح و جان آدمی، همان ژرف کاوی های سوررئالیسم در ذهن و ناخودآگاه انسان است. جلوه گاه حقیقت برتر هستی برای عارف دل و روح است و برای سوررئالیست عمق ذهن و ناخودآگاه، که بایدکشف شود. نتایج حاصل از سلوک طولانی مدت عرفانی و تلاش های کوتاه و زودگذر سوررئالیسم نیز تا مسیری می توانند با تسامح همگام تلقی شوند. اما اتکاء عرفان به اعتقاد اصیل دینی و عدم چنین اعتقادی در سوررئالیسم، غنای عرفان را در برابر سوررئالیسم آشکار می سازد. با وجود تشابهات و روابط نزدیک بین عرفان و سوررئالیسم، ورود عرفان در زندگی عملی عرفا، پویایی و رشد و تکامل شگفت آوری به آن بخشید که سوررئالیسم به دلیل کناره گرفتن از صحنه زندگی واقعی، از چنین امتیاز تضمین کننده ای محروم ماند.
    کلیدواژگان: عرفان، سوررئالیسم، حقیقت برتر، روح، ذهن
  • ابراهیم کنعانی، عبدالله حسن زاده میرعلی صفحه 143
    پدیدارشناسی (Phenomenology)، یکی از نظریه های برجسته در نقد ادبی معاصر است، به طوری که پیروان نقد ادبی خواننده محوری (reader-response theory)، اساس تئوری های خود را بر پایه آن نهاده اند. اساس نظریه ادموند هوسرل (Edmond Husserl)، پدیدارشناس برجسته، بر این اصل استوار است که پدیده های موجود در جهان، تنها در فهم و درک ادراک کننده آنها دارای مفهوم اند و ذهن انسان منشاء همه معانی است. کلید درک این دلالت، نشانه ها و کلید واژگان زمینه ای این نشانه ها، نگاه شهودی است. اساس نظام پدیدارشناختی هوسرل، رویکردی ناب و تازه به پدیده ها برای رسیدن به «اصل چیزها»ست که در این حالت، نوع رابطه حسی- ادراکی با پدیده ها، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این دریافت حسی- ادراکی، زمینه ساز تحول نشانه شناسی کلاسیک (semiology) به نشانه- معناشناسی سیال و هستی مدار (sémiotique) است. این رویکرد، روشی کارآمد برای تجزیه و تحلیل است. تحلیل پدیدارشناسانه آثار ادب فارسی، می تواند افق های نوی بر روی تحلیل شعر فارسی بگشاید و زمینه ساز خوانشی تازه از آنها شود.
    سپهری، به عنوان شاعری تاثیر گذار و صاحب سبک، برای تبیین حالات شهودی خود، به نگاهی نو و نامتعارف دست یافته؛ به طوری که عنوان شاعر «نگاه تازه و شهودی»، شایسته اوست. نگاه سپهری به جهان هستی، نگاهی پدیداری و مکاشفه ای است. او در گفتمانی تاویلی و هستی مدار، نگاه خود را از موجودیت عینی و ذهنی پدیده ها به ساختار تاویلی و نشانه شناختی آنها انتقال می دهد و در فرایندی حسی- ادراکی، آن را به پدیداری معنا دار تبدیل می کند. کشف چنین ساختاری، در پرتو نقد پدیدار شناختی امکان پذیر است. این مقاله با روش تحلیلی و توصیفی و در ارتباطی تعاملی با نشانه- معنا شناسی، نمونه هایی از اشعار سهراب سپهری را مورد بررسی و ارزیابی قرار داده و گفتمان جدیدی را در شعر سپهری، معرفی و ارائه کرده و در پرتو نگاهی نو و سیال، به برداشت تازه ای از اشعار زایشی او دست یافته است.
    کلیدواژگان: پدیدارشناسی، سهراب سپهری، نشانه، معناشناسی، خواننده محوری، تاویل، هوسرل
  • زهرا قرقی، اصغر دادبه صفحه 167
    «توضیح الاخلاق» اثر «خلیفه سلطان»، وزیر کاردان و دانشمند سه تن از پادشاهان صفوی، است. این متن، بازنویسی «اخلاق ناصری» به زبان ساده رایج در عصر صفوی است که به فرمان شاه صفی صورت گرفته است. مقدمه این اثر، همانند دیگر متون عصر صفوی، به نثری فنی نگاشته شده است، اما نثر متن اصلی به دلیل پرداختن به مسائل علمی و اخلاقی نثری ساده است. خلیفه سلطان در این اثر از لحاظ محتوا نظر تازه ای ابراز نداشته است، و در نهایت امانت داری آنها را به زبانی ساده تر بیان کرده است.
    خلیقه سلطان با افزودن عبارتهای توضیحی و آوردن مترادفات برای بعضی از واژه ها، دگرکون سازی بعضی تغییرات در جهت مفهوم سازی بیشتر و عدم استفاده از لغات ترکی و مفعولی، متنی ساده از اخلاق ناصری پدید آورده است.
    مقاله حاضر نتیجه پژوهش در متن «توضیح الاخلاق» و بررسی آن از لحاظ سبک شناسی است. تصحیح و مقابله نسخه های خطی این اثر به دست نگارنده این گفتار به انجام رسیده است.
    کلیدواژگان: توضیح الاخلاق، اخلاق ناصری، سبک شناسی، نثر دوره صفوی
  • مرضیه میدانی، علیرضا بخشایش صفحه 189
    گلستان سعدی از جمله آثار کلاسیک فارسی است که هم در داخل و هم در خارج از ایران مورد اقبال مردم قرار گرفته است. شاید به این علت که سعدی «انسان» را در مرکزیت قرار می دهد و به همه جنبه های مربوط به او توجه خاص دارد. در گلستان سعدی می توان مفاهیم و مسائلی را یافت که شاخه های مختلف علوم انسانی از جمله فلسفه و روان شناسی متاثر از آن است. به گونه ای می توان گفت سعدی انسان گرایی است که لحظاتی که سوار بر مرکب خیال در وادی حقایق حرکت می کند، بخش ناهشیار وجود او الگوی جامعی از انسان را در اشعار و نوشته هایش ارائه داده است. روان شناسان انسان گرا نیز از هنر انسان شدن سخن به میان می آورند و معتقدند که هرگاه شخصی از مکانیسم های دفاعی، مسئولیت پذیری، سخت کوشی، شیوه های نوین آزمودن و نیازهای درونی خود آگاه باشد و آنها را بشناسد به سوی کمال انسانی راه می یابد.
    در این مقاله سعی شده است علاوه بر ایجاد ارتباط میان دو علم ادبیات و روان شناسی و قرابت زیاد بین اندیشه های سعدی با اندیشه های روان شناسان انسان گرا، به بررسی تطبیقی مفاهیم انسان گرایی در گلستان سعدی با الگوهای ارائه شده از سوی روان شناسان انسان گرا پرداخته شود. شیوه پژوهش کتابخانه ای و اسناد پژوهی است. یافته های این طرح بیشتر در حوزه شباهت های فکری سعدی و روان شناسان انسان گرا است. نتیجه این گونه پژوهش ها بازکاوی نو از متن و طرح همسانی های اندیشگی میان اندیشمندان است که می تواند زمینه ای خوب برای هم اندیشی فرهنگ ها و مکاتب فکری باشد.
    کلیدواژگان: سعدی، انسان گرایی، گلستان سعدی، روان شناسی انسان گرا
  • محمدرضا برزگر خالقی صفحه 221
    سید معین الدین علی تبریزی معروف به شاه قاسم انوار از بزرگان و شاعران بنام دوره تیموری است و از عارفان قرن نهم به شمار می آید.
    به جرات می توان گفت که شخصیت شاه قاسم انوار بسیاری از معاصران خود را تحت تاثیر قرار داده و اغلب تذکره نویسان معاصر از او به نیکی نام برده اند.
    در این مقاله، افزون بر معرفی شاه قاسم انوار، از تحصیلات، مقام و جایگاه علمی وی، شعر قرن نهم، مسافرت ها و دیدارهای وی با بزرگان عصر خود، آثار منظوم و منثور او و واقعه احمد لر و ارتباط وی با حروفیه (ماجرای سوء قصد به جان شاهرخ میرزا به سال 830 هجری قمری) نیز سخن به میان می آید؛ ماجرایی که تاثیر مستقیمی بر زندگی شاه قاسم داشته است. همچنین نکاتی مهم پیرامون مقام عرفانی وی بیان می گردد.
    کلیدواژگان: شاه قاسم انوار، شعر دوره تیموری، حروفیه
|
  • Mohmmad.Taheri (Phd), Bu, Ali Sina University Of Hamedan Page 9
    Plato and Aristotle agree about the mimetic nature of art; however, they have different ideas about art, poetry and mimesis. Aristotle following his master, Socrates, and for justice in utopia, introduces the mimesis as a kind of inspiration, and finds the poets unable to understand the Truth, which is in the World of Forms and believes that their works are immoral and misleading for young peoples. So the artists and poets have no way in his utopia. In contrast to moral criticism of Plato, Aristotle presents Aesthetic criticism and rejects the World of Forms and ignoring the inspiration, introduces the poetry as a technique with logical rules and is seeking a way to achieve aesthetic values of an art work. In Aristotle's view, poetry is more philosophic and superior than history because of its attention to generalities and the faults which may be found in poetic works. Both philosophers believed that the poetry has a great influence on human mind. The difference is that Plato scores this influence as the cause of psychosis; however, Aristotle considering the influence as a mental refinement and praises it.
    Keywords: Plato, Aristotle, Mimesis, Poetic, Literary criticism
  • Farzad Karimi (Phd), Gholamhosein Gholamhosein Zadeh, Ghodratolahe Taheri Page 43
    Narrative stylistics, especially for narrative analysis of a poem which is not used merely to narrate or write a story, will be an efficient instrument for the critics helping them to reduce considerably their personal involvement in criticism. In this paper we have studied the poem of Mahdi Akhavan Salles from the view point of semiology; then we have analyzed its narrative structure based on the quality and quantity of the applied signs and codes. We chose Akhavan Salles for narrative critic because he has been an influent poet and story teller. The findings show that he has applied symbolism to express his intents perfectly and despite of his contemporaries, he used symbolism not in meaning but in form. He has narrated in the best way and used images and space making successions as two narrative techniques. Wherever he added the description to the narration he has used appropriately two kinds of description, i.e. dynamic and static ones. All these factors have led to survival of his poems in minds of the readers after many years. There are some traces of romanticism and realism in Akhavan’s poems; however, the obvious and excellent aspect of his narration lies in his perfect and highly social symbolism.
    Keywords: Narrative Stylistics, Mahdi Akhavan Sales, Semiology, Formal Symbolism, Conventional Symbolism
  • Zahra Karimzadeh Shooshtarinezhad, Ata Mohammad Radmanesh Page 73
    Whole word rhyming or "Radeef" has always attracted meticulous rhetoricians as a perfect element in poetry; it makes poetry more pleasing to the ear by adding to its eloquence and rhythm provided that it is perfectly in line with the semantic structure of the work and that the work needs it in fact. Khaghani is expressly fond of using whole word rhyming schemes in his poetry; few before him are known to have drawn so extensively upon the element of radeef and its various linguistic types.The radeefs in Khaghani's works have usually been selected by the poet based on the general meaning of the work; thus, there is a harmony between the speech and meaning. The radeefs of most of his works are semantically congruous with his poems’ texture and contents and represent their emotional atmosphere. Most of his verses have whole word rhymes the larger part of which consists of verbs in various poetic frameworks, although other parts of speech, such as nouns, postpositions, pronouns, adjectives, adverbs, sentences and semi-sentences are also found as radeef in his Diwān. His radeefs in a single work are sometimes not synonymous, nor do they have similar grammatical structures. The radeef in each verse, along with other elements in the verse, constitutes the literary “array” which, in addition to its rhetorical function, is musical and rouses deeper feelings.
    Keywords: Radeef, Khaghani, Diwān, Linguistic, Musical Structures of Radeef
  • Masuood Forouzandeh (Phd) Page 103
    This article considers structure and elements of narration in the story of Zahak one of the mythical stories in the Firdausi’s Shahname. Because of its special structure, the story of Zahak must be taken into consideration in the new literary critical points of view. Structural criticizer, Greimas, has analyzed this story. According to Greimas model, subject (Anti Hero) is Zahak, object is kingship, sender is devil and receiver is Zahak. Continuums of narrative are: contractual circle which is about a contract between sender and receiver; performance circle which consist of experiments and missions of subject; and disjunctive circle which is about the itinerary from unbalanced and negative condition to positive one. So, the special functions of narration in the story are contract, experiment and judgment. In the narration of story, the model is: contract-violation-punishment. In the other words, subject (Zahak) violated the rules (prohibitions) and finally was punished.
    Keywords: The story of Zahak, Narration Structure, Narrative elements, Greimas
  • Vida Dastmalchi, Rahman Moshtagh Mehr Page 121
    The most debatable school of literature in twentieth century, Surrealism, by onsidering all of its influences on the world of literature, has not been ignored in ersian literature. It seems that the sursensuous experiences of Gnostics and their Shathyyat " are the origins of Surrealism, which appeared in Europe later. Seeking for Mysticism in human's soul, is as the same as seeking for Surrealism in the unconscious mind, which has used a lot from Frauid's ideas in this case. For Gnostic, the manifestation of the superior reality of the life are soul and heart, and for Surrealist it's the depth of mind and the unconscious mind, which should be discovered. The results of long-term mystical inspiration, and the short and transient struggles of Surrealist, to some extent, can be considered equal. But the gnostic's assurance to real religious believes, and the lack of such a belief in Surrealism, caused the Mysticism's wealth in comparing with Surrealism. By considering the close similarities between Surrealism and Mysticism, we can see that the entrance of Mysticism into the practical gnostic's life, led to it's growth and development. Surrealism has been deprived from this wonderful development because of its isolation from the real life.
    Keywords: Mysticism, Surrealism, Superior reality, Soul, Mind
  • Ebrahim Kanani, Abdollah Hasanzadeh Mir Ali (Phd) Page 143
    Phenomenology is one of the outstanding theories in contemporary literary criticism so literary criticism followers of reader-response theory have based all their theories on it. Husserl's theory, belongs to eminent phenomenologist Husserl, is mainly based on existing phenomenon in the world that are only meaningful from observer's point of view and man's mind is the origin of all conceptions. The only way of understanding symbols and their meanings is an evidenced-view. Base of Husserl's phenomenological aspect is new point of view over the phenomena in order to reach the essence of objects that in the case sense understanding with phenomena deserves special importance. This conception, will lead to flowing semantic and universe-based one. This approach, for analysis method is efficient. Phenomenological analysis of Persian literature works can open new horizons to the analysis of Persian poetry and brings a new reading of them. Sepehri, as the poet and the owner of influencing style, explains his intuitive scenarios, and possesses a new and unusual look at the findings which deserves him to be considered as an intuitive poet. Sepehri's look at the universe is an "Emerging and Revelation" look. Sepehri retells his interpretation of naturally objective existence of events and gives them their semi logically impressive structure. This paper in a descriptive and analytical way and in interactive communication with phenomenological view and semio- semantics, offers a sample of his poems and evaluates and shows a new discourse in Sepehri's poems. In the light of the new look, the article presents a new interpretation of his poems.
    Keywords: Phenomenology, Sepehri's poems, Semio, semantics, Readerresponse theory, Interpretation
  • Zahra Ghoroghi, Asghar Dadbeh (Phd) Page 167
    The present study describes the style of the text of Towzih-al-Akhlagh. The researcher has tried to collate, compare and verify some different manuscripts of Towzih-al-Akhlagh which was written by Caliph Soltan, the scholarly minister of three of the Safavid kings. This work is actually a revised version of Akhlagh-e - Nasiri, in a simple, standard language of the Safavid period, which was performed by King Safi’s command. The introduction of this work, like the other Safavid texts, is written in a rather technical prose; yet, the style of the main text, as it is dealing with scientific and moral issues, is quite simple. As far as the content is considered, Khalifah Soltan has not stated any new comment, and while having some objections towards some parts of Akhlagh-e- Nasiri, remains quite loyal to the main text, and has expressed them in a simpler language. This article first introduces the author of the book, and then, the text itself. After paying attention to the prose writing style of the Safavid period, the stylistic features of the text will be explained in detail.
    Keywords: Towzih, al, Akhlaq, Akhlagh, i, Nasiri, Stylistic, Safavid Prose, Prose of Towzih, al, Akhlaq
  • Marziyeh Meydani, M. Ali R. Bakhshayesh Page 189
    Golestan of Saadi is one of the classical Persian literature works which has been warmly accepted both inside and outside Iran; it is perhaps because Saadi sets human at the center and pays special attention to all of his aspects. There can be found some concepts and issues in Golestan which have influenced different branches of humanities such as philosophy and psychology. Therefore, it can be said that Saadi is a person who moves in reality while is "on the horse-back of imagination",i.e., the unconscious part of his being presents a general pattern of human in his poetry. Humanistic psychologists also talk about the art of “becoming human” and believe that whenever one is aware of his defensive mechanisms, responsibility taking, hard-working qualities, new means of evaluations, and internal requirements he can find his way to human perfection. In this paper an attempt has been made to compare humanistic concepts in Golestan with the patterns suggested by the humanistic psychologists, in addition to the development of a relation between literature and psychology and approximation of Saadi’s ideas to those of humanistic psychologists. The results of this study show the similarities of the Saadi's ideas to the psychological studies of human which prepare the way to see the amount of relationship between different cultures and schools of thought among nations in terms of understanding human.
    Keywords: Humanism, Golestan of Saadi, Humanistic psychology
  • Mohammad R. Barzegar Khaleghi (Phd) Page 221
    Sayyed Moein-Aldin Ali Hosseini Tabrizi known as Shah Ghasem Anvar is one of the celebrated poets and noblemen of the Teymorid Period and is also considered as a mystic of the ninth century. Shah Ghasem Anvar‘s personality could rightly be said to have influenced his contemporaries insomuch as most of the contemporaneous biographers have praised him excessively. The present article introduces him and talks about his attributes, personality and his education. It also explains his travels and his visit with his contemporary wise men and the the story of Ahmad Lor that describes an attempted assassination of Shahrokh Mirza in 830 A.H. which greatly influenced Shah Ghasem‘s life. His poetic and prosaic works are also included in this description.
    Keywords: Shah Ghasem Anvar, Literature of the Teymorid Period, Mysticism in ninth century