فهرست مطالب

Journal of Studies in Medical Sciences
Volume:23 Issue: 2, 2012
- تاریخ انتشار: 1391/05/10
- تعداد عناوین: 14
-
-
صفحه 105پیش زمینه و هدفانفارکتوس میوکارد ناشی از اختلال در گردش خون بافت قلب است که موجب مرگ سلول های آن می گردد. این بیماری، عضله قلب را از خون و اکسیژن محروم می کند و باعث ایجاد ئرد قلبی و احساس فشار در ناحیه می شود. هدف از این پژوهش بررسی تاثیر آموزش بر میزان اضطراب و افسردگی بیماران مبتلا به انفارکتوس میوکارد در بیمارستان های منتخب دانشگاه علوم پزشکی ارومیه در سال 1388 می باشد.مواد و روش کاراین مطالعه یک پژوهش نیمه تجربی بود که، واحدهای مورد پژوهش آن 124 بیمار واجد شرایط بودند که به دو گروه شاهد و آزمون تقسیم شدند. گروه آزمون از طریق آموزش چهره به چهره و ارائه کتابچه آموزشی مورد آموزش قرار گرفتند و در مورد گروه کنترل هیچ مداخله ای صورت نگرفت. سطوح اضطراب و افسردگی بیماران در سه فاصله زمانی 48 ساعت پس از بستری شدن، روز ترخیص و دو ماه پس از ترخیص با استفاده از HADS مورد اندازه گیری قرار گرفتند.یافته هانتایج نشانگر نگرانی بیماران در مورد نقش اجتماعی، ارتباطات بین فردی و سلامت فردی بودند که این نگرانی می توانست علایم بیماری را وخیم تر و انجام مراقبت در آینده از آنان را دشوارتر نماید. بعد از مداخله میزان اضطراب و افسردگی در گروه آزمون به طور معنی داری از گروه شاهد کم تر و میانگین اضطراب و افسردگی در دو گروه شاهد و آزمون به ترتیب در زمان ترخیص و دو ماه بعد از ترخیص بود (05/0>p).بحث و نتیجه گیریبا توجه به نتایج سودمند حاصل از مداخله آموزش بر کاهش اضطراب و افسردگی بیماران مبتلا به انفارکتوس قلبی، ایمن مورد باید جزو اهداف مراقبتی کادر درمانی قرار گیرد تا بدین وسیله از مدت اقامت کاسته و احتمال بازگشت بیماران پیشگیری شده و کیفیت زندگی آنان افزایش یابد.
کلیدواژگان: اضطراب، افسردگی، انفارکتوس میوکارد -
صفحه 115پیش زمینه و هدفداشتن خوش بینی و خود کارآمدی و اضطراب کم تر در موقعیت های اجتماعی نقش تعیین کننده ای در بهزیستی روان شناختی افراد جامعه دارد. در همین راستا هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه اضطراب اجتماعی، خوش بینی و خودکارآمدی با بهزیستی روان شناختی در دانشجویان بود.مواد و روش کاراین پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه تبریز می باشند که از این تعداد 400 نفر (200 دختر و 200 پسر) به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه اضطراب اجتماعی واتسون، آزمون سبک های اسنادی پترسون، مقیاس خودکارآمدی شرر و پرسش نامه بهزیستی روان شناختی ریف استفاده شد. داده های پژوهش با روش آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیری توسط SPSS.16 تجزیه تحلیل شدند.یافته هانتایج نشان داد بین اضطراب اجتماعی و بهزیستی روان شناختی رابطه منفی معناداری وجود دارد ولی بین خوش بینی و بهزیستی روان شناختی و همچنین بین خودکارآمدی و بهزیستی روان شناختی رابطه مثبت معنی داری وجود دارد. از سویی نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که متغیرهای خوش بینی، خودکارآمدی و اضطراب اجتماعی 33 درصد از واریانس بهزیستی روان شناختی را تبیین می کنند.بحث و نتیجه گیریبر اساس یافته ها، با افزایش دیدگاه های خوش بینانه و خودکارآمدی و تدوین برنامه هایی برای کاهش اضطراب اجتماعی می توان بهزیستی روان شناختی افراد را بهبود بخشید.
کلیدواژگان: اضطراب اجتماعی، خوش بینی، خودکارآمدی، بهزیستی روان شناختی -
صفحه 123پیش زمینه و هدفامروزه پیوند سلول های بنیادی از روش های متداول برای درمان ضایعات نخاعی (SCI) به شمار می رود. مطالعات نشان داده اند که پیوند سلول های بنیادی عصبی (NSCs) برای درمان SCI علی رغم ایجاد بهبود حرکتی موجب ایجاد دردهای نوروپاتیک می شود. از آنجا که سلول های بنیادی مغز استخوان (BMSCs) کاربرد فراوانی در درمان SCI دارند لذا هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر پیوند سلول های مذکور در ایجاد دردهای نوروپاتیک می باشد.مواد و روش کاردر این مطالعه از 24 رت بالغ از نژاد ویستار استفاده شد پس از ایجاد مدل آسیب نخاعی contusion، موش ها به سه گروه کنترل، شم و آزمایش تقسیم شدند. در گروه کنترل تنها لامینکتومی در سطح T8-9 انجام گرفت در گروه آزمایش (105 × 3) سلول BMSC در محل ضایعه و 7 روز پس از ضایعه تزریق شد در گروه شم تنها سرم تزریق گردید. سلول های پیوندی BMSCs کشت و سپس توسط نشانگر Brdu جهت ردیابی سلول در مطالعات ایمونوهیستوشیمی نشان دار گردیدند. بررسی وضعیت حرکتی حیوان ها با تست BBB و ارزیابی درد نوروپاتیک با تست withdrawal threshold test هر هفته و به مدت 8 هفته بعد از ضایعه انجام شد.یافته هاافزایش معنی داری در نمرات BBB حیوانات گروه آزمایش در مقایسه با حیوان های گروه های sham و کنترل دیده شد (05/0>P) ونیز اختلاف معنی داری در میزان withdrawal threshold mean بین گروه های آزمایش و sham مشاهده گردید (05/0>P).بحث و نتیجه گیریمطالعه حاضر نشان داد که اولا پیوند سلول های BMSC برای درمانSCI به طور موثری سبب بهبود عملکرد حرکتی شده ثانیا موجب ایجاد دردهای نوروپاتیک می شود لذا ضروری است مطالعات سل تراپی در آینده همراه با روش هایی برای کاستن دردهای نوروپاتیک باشد.
کلیدواژگان: سلول بنیادی مغز استخوان، ضایعه نخاعی، درد نوروپاتیک، پیوند سلولی، withdrawal threshold test -
صفحه 133پیش زمینه و هدف
مطالعات گذشته نشان داده است که تعدیل ایمنی شاید یک روش مناسب برای درمان دیابت نوع یک باشد. ال-گلوتامین، القاء کننده غیر سمی پروتئین های شوک حرارتی (HSP)، اثرات تعدیل کننده ایمنی دارد. هدف این مطالعه هم ارزیابی اثرات این دارو روی سطح قند خون ناشتا و ضایعات هیستوپاتولوژیکی پانکراس در موش های نر دیابتی شده C57BL/6 می باشد.
مواد و روش هادیابت در موش های نر C57BL/6 القاء شد و موش ها به طور تصادفی در چهار گروه قرار گرفتند (N=5). (کنترل مثبت، دریافت دارو قبل القاء بیماری، دریافت دارو بعد القا بیماری، گروه نرمال). هفت روز بعد از آخرین دز القایی استرپتوزوتوسین (STZ)، نمونه های خون از موش ها جمع آوری شدند و برای تعیین سطح قند خون ناشتا توسط دستگاه گلوکومتر خودکار ارزیابی شدند، همچنین 14 روز پس از آخرین دز القایی STZ، موش ها نخاعی شده و پانکراس های آن ها جمع آوری شد و توسط روش H&E رنگ آمیزی شدند؛ و سپس لام ها جهت بررسی ارتشاح لکوسیتی، ادم، پرخونی، دژنراسیون و ضخیم شدن دیواره عروق خونی پانکراس ارزیابی شدند. جهت تجزیه و تحلیل داده هایی پاتولوژیکی از روش آنالیز واریانس یک طرفه (ANOVA) Scheffe test، نرم افزار SPSS19 و بقیه داده ها از روش Turkey’s test استفاده گردید.
یافته هاموش هایی که ال-گلوتامین را دریافت کرده بودند به طور برجسته ای سطح قند خونشان و ضایعات پاتولوژیکی آن ها پایین آمده (به طور میانگین 199 در گروه دارو قبل درمان و 218 در گروه دارو بعد درمان) بود (P<0.05).
بحث و نتیجه گیریال-گلوتامین اثرات مثبتی در درمان دیابت نوع 1 دارد و شاید در آینده ای نزدیک برای درمان دیابت نوع یک در انسان هم استفاده شود.
کلیدواژگان: دیابت نوع یک، ال، گلوتامین، موش نر C57BL -
صفحه 141پیش زمینه و هدفبروز اسیدوز متابولیک در حین کاردیوپولمونری بای پس در طی عمل جراحی پیوند عروق کرونر می تواند منجر به عوارض مختلفی شده و اثر سوء بر نتایج عمل داشته باشد. نوع محلول پرایم مورد استفاده نیز می تواند در این خصوص موثر باشد. به همین دلیل بر آن شدیم تا تاثیر دو محلول رینگرو رینگرلاکتات را بر روی تغییرات اسید و باز در بیماران تحت عمل جراحی پیوند عروق کرونر مورد ارزیابی قرار دهیم.مواد و روش کاردر یک مطالعه مقطعی تصادفی دوسوکور در بیمارستان سیدالشهدا ارومیه، 50 بیمار در دو گروه رینگر و رینگر لاکتات به عنوان محلول اولیه پمپ قلبی - ریوی، مورد بررسی قرار گرفتند. مقادیر لاکتات، فشار دی اکسید کربن، بیکربنات، pH و کلر در دو گروه در سه زمان مختلف یعنی پس از بیهوشی بیمار t1)) پ نج دقیقه پس از بای پس (t2) و در هنگام گرم کردن مجدد بیمار در انتهای بای پس (t3) ا ندازه گیری و داده ها آنالیز شدند.یافته هاکاهش مقادیر pH در هر دو گروه مشاهده شد و اختلاف بین آن ها در زمان t2)) معنی دار بود (05/0±38/7 در گروه رینگر در مقایسه با 05/0 ±41/7 در گروه رینگر لاکتات p =0.02). همچنین اختلاف معنی داری در سطوح لاکتات (mmol/L 9/0±44/2 در گروه رینگر در مقایسه با mmol/L 4/0±2/3 در گروه رینگر لاکتات p=0.02) و کلراید (mEq/L 08/3±6/116 در گروه رینگر در مقایسه به mEq/L 97/3±4/113 در گروه رینگر لاکتات p =0.002) دو گروه وجود داشت.بحث و نتیجه گیرییافته های ما نشان داد که محلول رینگر لاکتات در مقایسه با رینگر تغییرات اسید- باز کم تری در عمل جراحی پیوند عروق کرونر تحت کاردیوپولمونری بای پس ایجاد می کند.
کلیدواژگان: اسیدوز متابولیک، رینگر، رینگر لاکتات، محلول پرایم، بای پس قلبی، ریوی، پیوند عروق کرون -
صفحه 148زمینه و هدفاختلال کارکرد جنسی زنان می تواند توسط دامنه ای از عوامل که از فردی به فردی دیگر متفاوت است، به وجود آید. خستگی، مسئولیت های روزمره، نقش های جنسی متعدد، مشکلات روان شناختی فردی از جمله افسردگی و اضطراب می توانند عملکرد جنسی زن را تحت تاثیر قرار دهند. بنابراین هدف مطالعه حاضر بررسی ارتباط کژکارکردی جنسی زنان با افسردگی، اضطراب و استرس است.مواد و روش کارپژوهش حاضر در قالب یک طرح همبستگی است. شرکت کنندگان 330 نفر زن بودند که به طور تصادفی از میان بیمارانی که به کلینیک های خصوصی زنان و زایمان مراجعه کرده بودند، انتخاب شدند. جهت گردآوری اطلاعات از پرسش نامه های شاخص عملکرد جنسی زنان و مقیاس استرس، افسردگی و اضطراب لویندا استفاده شد. بعد از بررسی آلفای کرانباخ، تحلیل اکتشافی و تاییدی آزمون ها، داده های به دست آمده به وسیله روش های آماری توصیفی و استنباطی از جمله میانگین، انحراف استاندارد و درصد فراوانی، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون مورد تحلیل قرار گرفتند.یافته هانتایج نشان داد که بین کژکارکردی جنسی زنان، استرس، افسردگی و اضطراب رابطه معنی دار وجود دارد. افسردگی و اضطراب، قوی ترین پیش گویی کننده کژکارکردی عملکرد جنسی زنان است (000/0= P).نتیجه گیریافسردگی، اضطراب و استرس عامل تاثیر گذار بر اختلال عملکرد جنسی زنان می باشند. بنابراین در درمان اختلالات جنسی زنان مشاوره های روانی توصیه می شود. همچنین گزارشات و ارزیابی های علمی از جمله تحقیقات طولی مورد نیاز است
-
صفحه 155پیش زمینه و هدف
چاقی دوران کودکی و نوجوانی علاوه بر عوارض حاد، نقش مهمی در ابتلا به سندرم متابولیک، دیابت نوع 2 و بیماری های قلبی عروقی دارد. این موضوع به درستی ثابت شده است که عوامل خطرزای قلبی - عروقی دوران کودکی و نوجوانی می تواند خطر بیماری های قلبی- عروقی بزرگ سالی را پیش بینی کنند و فعالیت ورزشی موجب تغییراتی در این عوامل خطرزا می شود. بدین منظور هدف ما بررسی مقایسه پاسخ پلاسمایی TNFα، CRP، I L-6 و لکوسیت های پسران چاق و معمولی نابالغ نسبت به یک جلسه فعالیت ورزشی کوتاه مدت می باشد.
مواد و روش کاربه همین منظور 20 دانش آموز پسر (14-11 ساله) که کاملا سالم بودند به طور تصادفی منظم انتخاب شدند و به دو گروه آزمودنی های چاق و آزمودنی های معمولی تقسیم شدند. آزمودنی ها پس از 5 دقیقه گرم کردن، با 65-75 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی خود به مدت 40 دقیقه بر روی دوچرخه کارسنج به فعالیت پرداختند. از آزمودنی ها در 3 مرحله قبل، بلافاصله و 1 ساعت بعد از برنامه فعالیت ورزشی نمونه خونی گرفته شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آماری تی تست مستقل و تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر و آزمون تعقیبی LSD استفاده شد.
یافته هایافته های حاصل از مقایسه متغیرها در دو گروه چاق و معمولی در مراحل مختلف تفاوت معنی داری در مقادیر لنفوسیت، مونوسیت، نوتروفیل و ائوزینوفیل نشان نداد (05/0< p). ولی مقادیر TNFα، CRP و IL-6 گروه چاق در مقایسه با گروه معمولی در هر سه زمان به طور معنی داری بالاتر بود (05/0> p).
نتیجه گیرییک دوره فعالیت ورزشی با شدت 65 تا 70 درصد VO2max باعث افزایش پاسخ زیرگروه های گلبول سفید، افزایش عوامل التهابی نظیر IL-6 کودکان چاق و معمولی نابالغ می شود.
کلیدواژگان: کودکان نابالغ، فعالیت ورزشی کوتاه مدت، چاق، اینترلوکین 6، پروتئین واکنش دهنده c، فاکتور نکروز دهنده تومور آلفا، لکوسیت ها -
صفحه 164پیش زمینه و هدفاز پژوهش حاضر مقایسه خستگی عصبی بین چهار نوع بیماری مالتیپل اسکلروزیس است.مواد و روش کاراز آبان 1388 تا 1389 با یک روش علی- مقایسه ای پس رویدادی و با استفاده از نمونه گیری تصادفی از بین تمام بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیسی که در مرکز ام.اس بیمارستان الزهرا اصفهان بودند 167 نفر به عنوان گروه بیمار انتخاب شدند و در چهار گروه: ام.اس یک بار حمله ی تخریب میلین، عود کننده/ تخفیف یابنده، پیش رونده ی اولیه و پیش رونده ی ثانویه قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش؛ پرسش نامه روان عصب شناختی بیمار و سه خرده مقیاس (شناختی، فیزیکی و روانی اجتماعی) اثر اصلاح شده خستگی بود. برای تحلیل داده ها از نرم افزار آماری spss استفاده شد.یافته هانتایج حاصل از تحلیل عوامل و تحلیل واریانس چند متغیره حاکی از آن بود که بین سنتروئیدهای خستگی عصبی در چهار نوع بیماری ام.اس تفاوت معنی داری وجود دارد (0001/0 p<).بحث و نتیجه گیریاز آنجایی که شکایت عمده ی اغلب بیماران یک خستگی مزمن همراه با هیجانات منفی فرسوده کننده است، با ریزتر کردن این مقوله می توان کمک زیادی به تشخیص و بهبود این احساس خستگی مزمن کرد. آسیب هایی مثل خستگی عصبی در کنار ماهیت تحلیل برنده یک بیماری مادام العمر نظیر ام.اس می تواند مشکلات عدیده ای را برای بیمار، خانواده اش و اجتماع به همراه بیاورد. در این راستا دانش نوروسایکولوژی (روان شناسی عصب پایه) به دنبال درک ماهیت این واکنش ها و جستجوی درمان های موثر برای تخفیف علایم و نشانه های آن ها است. از جمله رویکردهای موثر که توانسته نتایج مفیدی را به دنبال داشته باشد، ارزیابی خستگی عصبی با ابزارهای ساده و در دسترس و بازخور دادن منظم به بیماران است.
کلیدواژگان: خستگی عصبی، مالتیپل اسکلروزیس، ام، اس یک بار حمله ی تخریب میلین، عودکننده، تخفیف یابنده، پیش رونده ی اولیه و پیش رونده ی ثانویه -
صفحه 172پیش زمینه و هدفنفروکلسینوز عبارت است از رسوب کلسیم در پارانشیم کلیه که علل آن بر حسب شرایط جغرافیایی و ژنتیکی، سن جمعیت مورد بررسی و روش مطالعه متفاوت است. هدف این مطالعه بررسی علل نفروکلسینوز در کودکان مراجعه کننده به بیمارستان کودکان تبریز می باشد.مواد و روش کاردر این مطالعه توصیفی، پرونده 62 کودک با تشخیص سونوگرافیک نفروکلسینوز که طی 10 سال (88-1378) به سرویس نفرولوژی بیمارستان کودکان تبریز مراجعه کرده بودند، از نظر مشخصات دموگرافیک، یافته های بالینی و آزمایشگاهی، علل زمینه ای نفروکلسینوز و سرانجام بیماران مورد بررسی قرار گرفت.یافته هامتوسط سن بیماران در زمان اولین مراجعه 2/36±4/23 ماه (1 ماه تا 12 سال) بود. سی و پنج بیمار (4/56%) مذکر و 27 بیمار (6/43%) مونث بودند. مدت پیگیری بیماران 6 ماه تا 5/9 سال (متوسط 9/2±4/4 سال) بود. اختلال رشد در 8/54درصد، پر ادراری در4/48درصد و پر نوشی در2/45درصد از بیماران وجود داشت. علل شایع نفروکلسینوز به ترتیب عبارت بودند از: اسیدوز توبولار کلیوی دیستال (6/30%)، هیپرویتامینوز D (16%)، هیپراگزالوری (8%)، کلیه با مدولای اسفنجی (8%) و سندرم بارتر (5/6%). علت زمینه ای در 5/6درصد بیماران مشخص نگردید. در پایان مدت مطالعه، میزان فیلتراسیون گلومرولی در 48 بیمار (4/77%) طبیعی و در13 بیمار (9/20%) کاهش یافته بود. چهار نفر (با تشخیص هیپراگزالوری) به نارسایی پیشرفته کلیه رسیده و یک بیمار (6/1%) با سندرم بارتر فوت نموده بود.بحث و نتیجه گیریمشخصات دموگرافیک و علل زمینه ای نفروکلسینوز در بسیاری از جهات مشابه با سایر بررسی های موجود است ولی کاهش میزان فیلتراسیون گلومرولی در این بررسی بیشتر است.
کلیدواژگان: نفروکلسینوز، هیپرکلسیوری، اسیدوز توبولر کلیه، هیپرویتامینوز D -
صفحه 178مقدمه
استفاده از رزکسیون پروستات از طریق مجرا در بیماران با سطح بالای PSA و علایم ادراری تحتانی که بیوپسی های منفی قبلی داشته اند محل اختلاف می باشد. این مطالعه در نظر دارد ارزش تشخیصی رزکسیون پروستات از طریق مجرا را در تشخیص سرطان پروستات در این بیماران بررسی نماید.
روش کاراین مطالعه مقطعی به بررسی 40 بیمار با علایم ادراری تحتانی و افزایش PSA که مورد بیوپسی پروستات ده تا دوازده گانه با گاید سونوگرافی ترانس رکتال قرار گرفته بودند و نتیجه بیوپسی ایشان منفی بود، انجام شد. پس از ثبت اطلاعات دموگرافیک، علایم (بر اساس IPSS) معاینه توشه رکتال سطح PSA و نتیجه سونوگرافی ترانس رکتال، بیماران مورد پیگیری قرار گرفتند و PSA آن ها 3 و 6 ماه بعد کنترل شد و بیمارانی که همچنان PSA بالا داشتند مورد بیوپسی دوازده تا هجده گانه ترانس رکتال تحت گاید سونوگرافی قرار گرفتند. در نهایت بیمارانی که طی دو نوبت بیوپسی منفی داشتند مورد TURP قرار گرفتند و نمونه های حاصل جهت بررسی آسیب شناسی ارسال شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از t-test استفاده شد.
نتایجاز بین 40 بیمار مورد بررسی پس از انجام TURP، 14 مورد سرطان گزارش شد (35%) که چهار نمونه (87/25%) گرید بالا و شش نمونه (85/42%) امتیاز گلیسون 4+3 و چهار نمونه (87/25%) امتیاز گلیسون 3+2 داشتند. داده های حاصل از دو گروه دارای سرطان و فاقد سرطان از نظر سن PSA اولیه و 3 و6 ماه بعد، امتیاز IPSS و حجم پروستات اختلاف آماری نداشت.
نتیجه گیریانجام TURP در تشخیص سرطان پروستات در بیماران با سطح بالای PSA و علایم ادراری تحتانی مثبت که دو نوبت بیوپسی منفی قبلی داشته اند می تواند موثر باشد.
یافته هادر بیماران مشکوک به سرطان پروستات که علیرغم بیوپسی منفی همچنان شک بالا به سرطان وجود دارد TURP می تواند در تشخیص بسیار مفید باشد. در مطالعه حاضر میزان تشخیص TURP در بیماران با دو نوبت بیوپسی منفی قبلی 35 درصد بوده است.
کلیدواژگان: سرطان پروستات، رزکسیون پروستات از طریق مجرا، آنتی ژن اختصاصی پروستات -
صفحه 183مقدمه و هدفرتینوپاتی نارسی (ROP) از مهم ترین علل جداشدگی شبکیه و کوری است. گرچه در زمینه پاتوفیزیولوژی رتینوپاتی نارسی تاکنون مطالعات بسیاری صورت پذیرفته، ولی مکانیسم دقیق آن هنوز مشخص نیست. هدف از این مطالعه بررسی نقش فاکتور رشد اندوتلیال عروقی (VEGF)، فاکتور رشد شبه انسولین (IGF-I)و رسپتور آن IGFBP-3 و لپتین در رتینوپاتی نارسی است.مواد و روش هادر این مطالعه مورد-شاهدی، 30 نوزاد نارس مبتلا به رتینوپاتی نارسی (گروه مورد) و 41 نوزاد نارس بدون رتینوپاتی نارسی (گروه شاهد) طی مدت 18 ماه ارزیابی گردیدند. سطح سرمی VEGF، IGF-I، IGFBP-3 و لپتین به روش ایمونواسی در هفته 8-6 پس از تولد اندازه گیری و بین دو گروه مقایسه گردید.نتایجمتوسط سطح سرمی VEGF، لپتین، IGF-I و IGFBP-3 در گروه مورد به ترتیب 43/103±35/267 پیکوگرم در میلی لیتر، 41/0±64/0 نانوگرم در میلی لیتر، 79/11±48/18 میکروگرم در لیتر و 85/472±51/592 نانوگرم در میلی لیتر و در گروه شاهد به ترتیب 92/130±52/237 پیکوگرم در میلی لیتر، 83/0±79/0 نانوگرم در میلی لیتر، 74/13±75/16 میکروگرم در لیتر و 19/422±46/995 نانوگرم در میلی لیتر بود که در دو گروه تفاوت معنی دار ی نداشت (p به ترتیب 305/0، 392/0 و 580/0). میانه IGFBP-3 در گروه مورد به طور معنی دار ی کمتر بود (9/622 در برابر 2/868 نانوگرم در میلی لیتر، 001/0= p). بهترین نقطه برش IGFBP-3 در تمایز دو گروه مورد و شاهد 45/770 نانوگرم در میلی لیتر ≥ با حساسیت و ویژگی به ترتیب 85/65 و 67/66 درصد بود.نتیجه گیریبر اساس یافته های این مطالعه، تجویز آنالوگ های IGFBP-3 ممکن است در پروفیلاکسی و درمان رتینوپاتی نارسی نقش داشته باشد.
کلیدواژگان: رتینوپاتی نارسی، عامل رشد آندوتلیال عروقی، عامل رشد شبه انسولینی، پروتئین متصل شونده به عامل رشد شبه انسولینی، لپتین -
تاثیر اگزوزوم های مشتق از سلول های بنیادی مزانشیمال بر جهت گیری پاسخ ایمنی لنفوسیت های T کمکی و سیمای بالینی انسفالومیلیت آلرژیک خودایمنصفحه 191پیش زمینه و هدفانسفالومیلیت تجربی خودایمن به عنوان مدل حیوانی بیماری Multiple Sclerosis، محور بسیاری از تحقیقات مربوط به این بیماری قرار گرفته است. رهیافت های معمول در درمان این بیماری عمدتا شامل القاء تحمل ایمنی و یا شیفت پاسخ های التهابی لنفوسیت های خود واکنشگر زیر رده TH17،TH1 به زیر رده TH2 است. هدف از مطالعه حاضر، ارزیابی کارایی درمانی اگزوزوم های مشتق از سلول های بنیادی مزانشیمال در مهار پاسخ های التهابی لنفوسیت های خود واکنشگر زیر رده های TH1،TH17 و تخفیف شدت علائم بالینی بیماری است.مواد و روش کارمتعاقب القاء بیماری در موش های C57BL/6 ماده و ظهور علائم بیماری، موش ها در سه گروه مجزا، تحت سه تزریق وریدی به فاصله یک هفته با بافر فسفات سالین، سلول های بنیادی مزانشیمال (105×5 سلول) و اگزوزوم های مشتق از آن (gμ50) قرار گرفتند. علائم بالینی بیماری به صورت روزانه ثبت گردید. سه هفته پس از بروز علائم بیماری، موش ها تشریح گردیده و لنفوسیت های طحالی آن ها در حضور سلول های بنیادی مزانشیمال و اگزوزوم ها جهت بررسی تغییرات پروفایل سایتوکاینی (TGF-β1، IL-10،IFN-γ، IL-17) به روش الایزا مورد بررسی قرار گرفتند. آزمون ((MTT (3-(4، 5-dimethylthiazolyl-2)-2، 5-diphenyltetrazolium bromide، جهت بررسی تاثیر مهاری اگزوزوم ها بر تکثیر آنتی ژنیک لنفوسیتی انجام پذیرفت.یافته هاداده ها نشان دادند که سلول های بنیادی مزانشیمال و اگزوزوم های مشتق از آن، از طریق کاهش ترشح سایتوکاین های التهابی IFN-γ، IL-17، افزایش ترشح سایتوکاین های ضد التهابی TGF-β1، IL-10 (p<0.001) و مهار تکثیر آنتی ژنیک در لنفوسیت های T خود واکنشگر (p<0.001)، قادر به تخفیف شدت علائم درمانگاهی بیماری می باشند.بحث و نتیجه گیریپژوهش حاضر نشان داد که کاربرد درمانی اگزوزوم های مشتق از سلول های مزانشیمال می تواند به عنوان یک روش درمان غیر سلولی در درمان بیماری های خودایمن مورد توجه قرار گیرد.
کلیدواژگان: انسفالومیلیت آلرژیک خودایمن، لنفوسیت خود واکنشگر، TH1، TH17، سلول بنیادی مزانشیمال، اگزوزوم -
صفحه 202زمینه و هدف
ناشتا بودن بعد اعمال جراحی شکم یک سنت مرسوم جراحان به دلیل ترس از عوارض شروع تغذیه خوراکی قبل از برگشت حرکات روده ای می باشد. در عین حال شواهد علمی حمایت کننده از این روش تغذیه وجود ندارد. هدف ما در این مطالعه معرفی تغذیه خوراکی زودرس به عنوان روش روتین درمانی و در نتیجه کاهش زمان ناشتائی بیماران می باشد.
مواد و روش کاربیمارانی که تحت آناستاموز کولون قرار گرفته اند به طور تصادفی به دو گروه (گروه مورد 38 نفر و گروه کنترل 40 نفر) تقسیم شدند. گروه 1 روز بعد از عمل، رژیم مایعات شروع و کم کم به رژیم جامدات تغییر یافت در گروه 2 تغذیه پس از رفع ایلئوس شروع شد؛ و در نهایت دو گروه از نظر استفراغ، حرکات روده ای، عوارض، زمان شروع تغذیه خوراکی، حجم سرم دریافتی و طول مدت بستری مورد بررسی قرار گرفتند.
یافته ها78 بیمار از سال 1388 تا 1390 وارد مطالعه شدند. 38 بیمار در گروه 1 و 40 بیمار در گروه 2. تفاوت معنی داری بین دو گروه از نظر عوارض کلی وجود داشت. در گروه 1 کاهش واضحی در طول مدت بستری، حجم سرم دریافتی، ایلئوس استفراغ و اتساع شکمی بعد عمل، زمان دفع گاز، گذاشتن لوله معده موربیدیته، عوارض زخم وپنومونی وجود داشت.
بحث و نتیجه گیریتغذیه خوراکی زودرس روشی بی خطر و قابل تحمل توسط بیماران می باشد. با توجه به کاهش طول مدت بستری و ایلئوس، می توان تغذیه زودرس را یک روش درمانی موثر و روتین در این بیماران در نظر گرفت. مطالعات بیشتری لازم است تا بر جنبه های اقتصادی و رضایت و تغییرات فیزیولوژیک بیماران متمرکز شوند.
کلیدواژگان: آناستوموز کولون، تغذیه زودرس، مراقبت بعد از عمل -
صفحه 209پیش زمینه و هدفبومادران در طب سنتی برای درمان اختلالات گوارشی استفاده می شود. هدف مطالعه حاضر بررسی اثر پیشگیری کننده بومادران (Achillea wilhelmsii) بر زخم معده ناشی از ایندومتاسین و همچنین فاکتورهای بیوشیمیایی موثر در زخم معدی نظیر میزان ترشح اسید، موکوس، ترکیبات سولفیدریل غیر پروتئینی NP-SH)) و نیز لیپیدپراکسیداسیون است.مواد و روش هااین مطالعه یک بررسی مداخله ای بوده که روی شش گروه هشت تایی از رت های نر نژاد ویستار انجام گرفت. سه دوز عصاره بومادران (mg/kg 800 و 400، 200) به سه گروه از حیوانات به مدت 3 روز به صورت خوراکی داده شد. سپس ایندومتاسین (30 mg/kg) به حیوانات خورانده و 6 ساعت بعد حیوانات بیهوش شده و پس از بستن دریچه پیلور به مدت 1 ساعت، شیره معده استخراج و میزان برون ده اسید معده با روش تیتراسیون با (0.01 N) NaOH مشخص شد. سپس شاخص پیشگیری محاسبه و میزان ترشح موکوس، ترکیبات سولفیدریل غیر پروتئینی (NP-SH) و میزان پراکسیداسیون لیپیدی در مخاط معدی اندازه گیری گردید.یافته هابومادران در هر سه دوز بکار رفته به طور موثری موجب جلوگیری از بروز زخم معده شد. برون ده اسید در دوزهای mg/kg 400 و 800 بومادران در مقایسه با گروه کنترل ایندومتاسین کاهش معنی داری نشان داد. افزایش ترشح موکوس در دوز mg/kg 800 معنی دار بود. مقدار NP-SH در دوزهای mg/kg 200 و 800 در مقایسه با گروه کنترل ایندومتاسین افزایش معنی داری نشان داد. عصاره در هر سه دوز بکار رفته موجب کاهش مشخص و معنی دار پراکسیداسیون لیپیدی در مخاط معدی شد.بحث و نتیجه گیریعصاره بومادران به طور قابل توجهی از بروز زخم معده ناشی از ایندومتاسین جلوگیری کرد. به نظر می رسد که علاوه بر اثر مهاری در ترشح اسید معدی و افزایش ترشح موکوس نقش اصلی در این اثر مربوط به توان بومادران در اثر آنتی اکسیدانی باشد.
کلیدواژگان: زخم معده، ایندومتاسین، بومادران، پراکسیداسیون لیپیدی
-
Page 105Background and AimsThe myocardial infarction is the interruption of blood circulation heart that causes its cells to die. This deprives the heart muscle of blood and oxygen, and causes chest pain, and pressure sensation. Hypertension and other risk factors like high cholesterol, cigarette smoking, and physical inactivity can lead to coronary heart diseases with symptoms of depression and anxiety that predict subsequent mortality. The purpose of this study was to determine the effect of education on anxiety and depression in patients with myocardial infarction in selected hospitals of Urmia, in 2009.Materials and MethodsThis study was a quasi-experimental study that comprised 124 patients that were selected randomly and divided into two groups. The experimental group was educated by a face to face training and educational booklet. Control group did not receive any intervention. The level of anxiety and depression was evaluated by using HADS questionnaire at three intervals. After 48 hours of admission, discharge day and 2 months after discharge.ResultsThe findings suggest that MI patients worried about their social role, interpersonal relations and personal health, which can exacerbate symptoms and complicate their future care. There was no significant difference between control and experimental groups before the intervention. But after the intervention, anxiety, and depression in the experimental group was significantly less than control group (P<0. 05).ConclusionConsidering the beneficial effects of intervention on reducing anxiety and depression in such patients, the patient’s education should be one of the health care goals. Most researches may also be required to confirm the results in other groups of patients.Keywords: Education, Anxiety, depression, Myocardial infarction
-
Page 115Background and AimsHaving optimism, self-efficacy, and less anxiety in social situation is very determinant in psychological well-being. The purpose of the present study was to in investigate the relationship between social anxiety, optimism, and self-efficacy with psychological well-being in students.Materials and MethodsThis descriptive-correlative study included 400 students (200 male and 200 female) that were selected by cluster sampling in Tabriz University. Data gathering tools were Watson’s social anxiety questionnaire, Petterson test attributive style, Sherer’s self-efficacy scale and Ryff psychological well-being questionnaire. The results were analyzed in the Pearson correlation coefficient and multiple regression model (stepwise) by SPSS.16.ResultsThe finding showed that there was a negative and significant relationship between social anxiety and psychological well-being. And there was a positive significant relationship between optimism and psychological well-being and likewise between self-efficacy and psychological well-being. On the other hand, the result of regression analysis showed that variables optimism, self-efficacy and social anxiety are explanation 33% of psychological well-being variance.ConclusionBased on finding, with increased of optimistic views and self-efficacy and development programs for decrease social anxiety can be improved psychological well-being of people.Keywords: Social anxiety, Optimism, Self, efficacy, Psychological well, being
-
Page 123Background and AimsNowadays stem cell therapy is the common methods for treatment of spinal cord injury (SCI). Studies have shown that although transplantation of Neural Stem Cells (NSCs) in injured spinal cord promotes motor function but leads to development of neuropathic pain (NP). Since bone marrow stromal cells (BMSCs) are commonly used in treatment of SCI, we sought to investigate whether intraspinaly injection of these cells develop NP.Materials and MethodsAdult female wistar rats (n=24) were used. BMSCs were cultured and prelabeled with Brdu. Contusion model of SCI was performed at T8-9 level using New York University Device. The rats were divided into the three groups of 8 animals including: a control group, an experiment group and a sham group. In control group only a laminectomy was performed, the experiment group received (3×105 BMSCs) intraspinaly seven days after injury. The sham group received serum in the same way. Locomotion was assessed using BBB test and NP was assessed by withdrawal threshold test weekly and for eight weeks.ResultsSignificant improvement was observed in the BBB scores in experiment group (P<0.05) compared to sham group and there was a significant difference in withdrawal threshold means between sham and experiment groups (P< 0.05).ConclusionThe present study has shown that intraspinaly transplantation of BMSCs can improve significantly locomotor recovery and also lead to developing of NP, so it is required for development of methods for attenuation of NP in cell therapy studies in futureKeywords: Bone marrow stromal cell, Spinal cord injury, Neuropathic pain
-
Page 133Background and Aims
Previous studies demonstrated that immunomodulation maybe a helpful approach for treatment of diabetes type 1. L-glutamine, a non toxic inducer of heat shock proteins (HSP), has immunomodulatory effects. The aim of this study was to evaluate the effects of this drug on the level of fasting blood sugar and pancreases lesions in male C57BL/6 diabetic mice.
Materials and MethodsDiabetes was induced in male C57BL/6 mice. Mice randomly allocated in 4 groups (N=5) (positive control, pre induction treatment, post induction treatment, normal group). Seven days after final streptozotocin (STZ) induced dosage, blood sample collected from mice and evaluated for fasting blood sugar by automatic Glucometer. In addition, 14 days after final STZ induced dosage, mice were euthanized and pancreases were collected and stained with H&E. The slides were evaluated for leukocytic infiltration, edema, congestion, degeneration and ticknessing of blood vessels in pancreatic langerhans islets. For statistical analysis, we used one-way analysis of variance (ANOVA), Scheffe test, SPSS 19 (for pathological data), and Tukey’ test for other data.
ResultsMice that received L-glutamine showed significantly decreased levels of fasting blood sugar (199 for preinduction group and 218 for post induction) and histopathological lesions of pancreases (p<0.05).
ConclusionL-glutamine has an effective role in treatment of diabetes type1 and maybe used in new future for treatment of human diabetes type1.
Keywords: Diabetes type1, L-glutamine, Male C57BL, 6 mice -
Page 141Background and AimsMetabolic acidosis can be harmful and can complicate cardiopulmonary bypass (CPB) during coronary artery bypass graft surgery. We hypothesized that the pump prime can cause this disturbance. We compared effects of Ringer solution with Ringer Lactate, two types of priming fluid in producing metabolic acidosis in patients undergoing coronary artery bypass graft (CABG). ..Materials and MethodsIn a prospective, double-blind, randomized clinical trial 50 patients undergoing CABG were evaluated at Seiedalshohada hospital of Urmia-Iran. Sampling of arterial blood was performed at three time intervals: Before CPB (t1), 5 minutes after initiation of CPB(t2), and at rewarming period (t3). Measurement of pH, HCO3, PaCO2, Lactate and Cl at each collection point were performed and the results were analyzed.ResultsThe decrease in pH was seen in both groups and was significant between two groups in the second interval (Ringer: 7.38±0.05 vs. Ringer Lactate: 7.41±0.05, p=0.02). Also in this interval, Lactate had significant difference (Ringer: 2.44±0.9 mmol/L vs. Ringer Lactate: 3.2±0.4 mmol/L, p=0.02) and serum level of chloride was higher in Ringer group (Ringer: 116.6±3.08 mEq/L vs. Ringer Lactate: 113.4±3.9 mEq/L, p: 0.0002)ConclusionOur findings showed that Ringer Lactate solution in comparison with Ringer had fewer effects on acid-base changes during cardiopulmonary bypass in patients under coronary artery bypass graft.Keywords: Metabolic acidosis, Rringer, Ringer lactate, Prime solution, Cardiopulmonary bypass, Coronary artery bypass
-
Page 148Background and AimsFemale sexual dysfunction can be caused by a range of factors, which vary from one individual to the next. Fatigue, daily responsibilities and multiple roles of women, personal psychological problems including depression, anxiety disorders, and guilt feeling can impact a woman's sexual function. The present study was conducted in order to investigate the relationship between female sexual dysfunctions with depression, anxiety, and stress.Materials and MethodsThe present study is a project of correlation method. Participants were 330 women who were randomly selected among patients of gynecology clinics. The questionnaires of female sexual dysfunctions and depression, anxiety and stress Lewinda scale were used as instruments for data collection. After exploratory and confirmatory factor analysis of the tests, the data were analyzed by mean, standard deviation, Pearson correlation,and regression analyses.ResultsIn general, this study demonstrated that female sexual dysfunction was associated with depression, anxiety, and stress. The results of regression analysis showed that depression and anxiety were significant predictors of female sexual dysfunction (p= 0. 000).ConclusionDepression and anxiety are factors influencing women's sexual dysfunction. So psychological counseling may be recommended. There is a need for more research and scientific reporting of women's sexual dysfunction including long-term outcome studies.Keywords: Female sexual dysfunction, Depression, Anxiety, Stress
-
Page 155Background and Aims
Obesity during childhood and adolescence in addition to acute symptoms plays a central role in a major component of the metabolic syndrome, the multiplex risk factor for type 2 diabetes and cardiovascular diseases. It has been established that cardiovascular risk factors in childhood and adolescence may predict risk of affection on cardiovascular disease in adults and exercise influence on these risk factors. The purpose of this study was to compare the response of plasma TNFα, CRP, IL-6 and leukocytes in immature overweight and normal boys to a single acute exercise
Materials and MethodsFor this reason, 20 healthy male students (11-14 years-old) were selected randomly from volunteer subjects and divided into two groups (obese group, normal group). Then, after 5 min warming, every subject on ergometer cycle started cycling with 65-70% VO2 ax for 40 min. Blood samples were collected before, after, and one hour after exercise. Data were analyzed using independent T-test and analysis of variance with repeated measures (R-ANOVA) and post hoc LSD test.
ResultsThe data that resulted from comparing two groups showed that there was no significant difference between leukocyte subclass (p> 0.05) but the level of Crp, TNFα, and IL-6 in overweight compared to normal group were significantly higher in three times (p< 0.05).
ConclusionA period of intense exercise 65 to 70 percent VO2 max increased white blood cell subgroups response and increased inflammatory factors such as IL-6 in obese and normal immature boys.
Keywords: Immature boys, Acute exercise, Obesity, INTERLOKIN-6, CRP, TNFα Leukocyte -
Page 164Background and AimsThe aim of the present study was to compare neural fatigue between four types of patients with multiple sclerosis (MS).Materials and MethodsIn a retrospective method with an accidental sampling we chose 176 M.S. patients between all patients presenting to M.S clinic in Alzahra hospital in Isfahan city, during October 2009 to May 2010. They were then divided into four groups, including clinically isolated syndrome (CIS), relapsing remitting MS (RR MS), secondary progressive MS (SPMS), and primary progressive MS (PP MS). Data gathering tools were MS Neuropsychological Screening Questionnaire (MSNQ) for patient and three subscales of Modified Fatigue Impact Scale (MFIS). The data were analyzed using SPSS.ResultsThe findings from covarriate and multivariate analysis showed that there was a significant difference between the centroids of the neural fatigue in four subtypes of patients with multiple sclerosis (p < 0.0001).ConclusionSince the main complaint of MS patients is chronic fatigue with negative emotion, it was with analyzing this factor that we could help these patients more effectively. Degenerative features like neural fatigue in MS patients can produce many problems for these patients and their families, so neuropsychology tries to comprehend these reflexes and is seeking for effective treatment to reduce these symptoms. Neural fatigue appraisal with simple and in handed instrument is one of the effective approaches to help these patients.Keywords: Neural fatigue, Multiple sclerosis, MS with clinically isolated syndrome, Relapsing remitting, Secondary progressive, Primary progressive
-
Page 172Background and AimsNephrocalcinosis is defined as calcium deposition in renal parenchyma. Etiology of nephrocalcinosis varies depending on geographic and genetic conditions, age of study population and methods of different studies. The aim of this study is to evaluate the etiology of nephrocalcinosis in children's Hospital of Tabriz.Materials and MethodsIn this descriptive study, the profiles of 62 children with ultrasound diagnosis of nephrocalcinosis in Children's Hospital of Tabriz during the last 10 years (1999-2009) were reviewed. Patients’ demographics, clinical and laboratory findings, underlying etiology of nephrocalcinosis and outcome were documented.ResultsThe mean age at presentation was 23.4±36.2 months (1 month to 12 years). Thirty five (56.4%) patients were male and 27 patients (43.6%) were female. Failure to thrive was found in 54.8%, polyuria in 48.4% and polydipsia in 45.2% of patients. The most frequent underlying causes of nephrocalcinosis were distal renal tubular acidosis (30.6%), hypervitaminosis D (16%), medullary sponge kidney (8%), hyperoxaluria (8%) and bartter syndrome (6.5%). The cause of nephocalcinosis remained unknown in 6.5% of the cases. At the end of follow-up period 48 patients (77.4%) had normal glomerular filtration rate and 13 patients (20.9%) had decreased GFR that 4 of them (with diagnosis of hyperoxalluria) progressed to end-stage renal disease. One patient (1.6%) with barter syndrome died.ConclusionDemographic features and etiologies of nephrocalcinosis in this study are similar to the other studies. While in comparison with literature, rate of GFR reduction is higher at the end of follow up period.Keywords: Nephrocalcinosis, Hypercalciuria, Renal tubular acidosis, Hypervitaminosis D
-
Page 178Background and Aims
The use of TURP in detecting prostate cancer in patients with elevated PSA levels and positive lower urinary tract symptoms (LUTS) is controversial. In the present study we evaluated the role of TURP in detecting prostate cancer in these patients.
Materials and MethodsIn this cross-sectional study a total of 40 patients with elevated PSA levels, positive LUTS and negative 10-12 core TRUS biopsies were evaluated. After a six month follow up, the patients with persistently elevated PSA levels and a second negative biopsy underwent TURP. All data including demographic, IPSS, DRE, PSA levels, TRUS biopsy and also TURP results were analyzed using T-Test.
ResultsAfter evaluating TURP results, 14 patients (35%) were diagnosed with prostate cancer (4 of which developed high grade prostate cancer, 6 had Gleason score 3+4 and 4 had Gleason Score 2+3). According to their age, PSA, IPSS and prostate size, there were no significant differences between the groups with and without cancer.
ConclusionsTURP is beneficial in detecting prostate cancer in patients with previously negative TRUS biopsies who have positive LUTS and elevated PSA level.
Keywords: Prostatic Neoplasms, Transurethral Resection of Prostate, Prostate, Specific Antigen -
Page 183Background and AimsRetinopathy of prematurity (ROP) is one of the most causes of retinal detachment and blindness. Although many studies have been conducted on the pathophysiology of ROP, the exact mechanism is yet under investigation. This study aimed at evaluating the role of serum vascular endothelial growth factor (VEGF), insulin like growth factor-I (IGF-I), and its binding protein (IGFBP-3), and leptin in ROP.Materials and MethodsIn this case-control setting, 30 premature neonates with ROP (case group) and 41 premature without ROP (control group) were recruited during an 18-month period in Tabriz Alzahra Teaching Hospital. Patients with congenital or chromosomal anomalies were excluded. Serum VEGF, IGF-I, IGFBP-3 and leptin were measured by immunoassay method one month after birth. Finally, these serum parameters were compared between two groups..ResultsThe mean levels of serum VEGF, leptin, IGF-I and IGBFP-3 were 267.35±103.43 pg/ml, 0.64±0.41 ng/ml, 18.48±11.79 µg/l, and 592.51±472.85 ng/ml in the case group and 237.52±130.92 pg/ml, 0.79±0.83 ng/ml, 16.75±13.74 µg/l, and 995.46±422.19 ng/ml in the control group, respectively. The mean levels of serum VEGF, leptin and IGF-I were comparable between the two groups (p=0.305, 0.392 and 0.580, respectively). The median of serum IGFBP-3 was significantly lower in the case group (622.9 ng/ml vs. 868.2 ng/ml, p=0.001). The best cut-off point of serum IGFBP-3 in indiscriminating between the case and controls was ≤770.45ng/ml, with sensitivity and specificity of 65.9% and 66.7%, respectively.ConclusionBased on our findings, supplementation with IGFBP-3 analogues may be beneficial in prophylaxis against or treatment of ROP.Keywords: Retinopathy of prematurity, Vascular endothelial growth factor, Insulin, like growth factor I, Insulin, like growth factor binding protein 3, Leptin
-
Page 202Background and Aims
Fasting following abdominal surgery is a traditional surgical practice based on fears of causing postoperative complications if oral intake begins before bowel function returns. However, supporting scientific evidence for this traditional practice is lacking and there are potential benefits from early postoperative of oral intake compared with parenteral nutrition. The aim of this study was to assess the safety, tolerability, and outcome of early oral feeding after elective colon anastomosis.
Materials and MethodsAll patients who underwent elective colon anastomosis between 2009 – 2011were randomized to one of the following two groups: Group one: early oral feeding, patients received a clear liquid diet on the first postoperative day followed by a regular diet. Group two: feeding (delay) only after the resolution of their postoperative ileus. The patients were monitored for vomiting, bowel movements, time of regular diet consumption, complications, amount of serum received, and length of hospitalization.
ResultsSeventy-eight patients were studied, 38 patients in group one and 40 patients in group two. There were significant differences between the early and regular feeding groups in the overall complications and significant reduction of length of hospitalization, serum reception, postoperative ileus, vomiting, and abdominal distension, time of presence of flatus, postoperative nasogastric tube placement, morbidity, wound complications, and pneumonia in group one.
ConclusionEarly oral feeding is safe and can be tolerated by patients. Reduced length of ileus and shorter hospitalization may occur with multimodal protocols. Thus, it may become a routine feature of postoperative management in these patients. Further studies should focus on the cost effectiveness, patient's satisfaction, and other physiological changes.
Keywords: Colon anastomosis, Oral feeding, Postoperative care -
Page 209Background and AimsAchillea is a plant widely used in traditional medicine for gastrointestinal disorders. The aim of this study was to investigate the preventive effect of Achillea wilhelmsii hydro-alcoholic extract on indomethacine-induced gastric ulcer in rats.Materials and MethodsIt was an interventional study and done on six groups of male Wistar rats (n=8 in each group). Three doses of Achillea wilhelmsii extract (200, 400 and 800 mg/kg) were given orally to three groups for three days. After the third day the indomethacine in methyl cellulose (1%) suspension were given orally to the rats and the animals were anesthetized after 6 hours and the pylorus ligatated for one hour. Then the gastric juice extracted and gastric acid titrated by NaOH. The preventive ratio, gastric mucus secretion, NP-SH compounds and lipid peroxidation were measured.ResultsAchillea wilhelmsii extract clearly prevented indomethacine- induced ulcer. The Achillea wilhelmsii extract reduced gastric acid secretion by 400 and 800 mg/kg doses compare to the indomethacine group. The extract increased gastric mucus which was significant by 800 mg/kg dose. NP-SH compounds increased significantly by 200 and 800 mg/kg doses in comparison the indomethacine group. Lipid peroxidation noticeably reduced by all three doses.ConclusionThe Achillea wilhelmsii extract showed obviously preventive effect on indomethacine-induced gastric ulcer. Although the potency of the extract on inhibition of gastric acid secretion and increase of gastric mucus secretion are important in this preventive effect but antioxidant effect of the extract is more prominent.Keywords: Achillea wilhelmsii, Gastric ulcer, Indomethacine, Lipid peroxidation