فهرست مطالب

سلول و بافت - سال دوم شماره 4 (زمستان 1390)
  • سال دوم شماره 4 (زمستان 1390)
  • 90 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1391/05/15
  • تعداد عناوین: 8
|
  • ناصر پارسا صفحه 365
    در سی سال گذشته، پژوهشگران پیشرفت های قابل توجه ای در شناخت علل بیولوژیکی (ویروس ها و باکتری ها)، بیوشیمیایی (مواد شیمیایی)، بیوفیزیکی (اشعه های یونی و غیریونی) سرطان های انسان نموده اند. واژه «سرطان» به بیش از 277 نوع بیمارهای سرطانی اطلاق می گردد. دانشمندان مراحل تولید سرطان ها را تعیین کرده که چندین ژن موتاسیون دار در آن دخالت دارند. این تغییرات ژنتیکی باعث از هم گسیخته شدن نظم طبیعی تقسیم و تمایز سلول ها می شود. اختلالات ژنتیکی از طریق وراثتی و غیروراثتی موجب تحولات جدیدی در کنترل رشد سلولی می شود. چهار گروه از ژن ها که بطور مکرر ناهنجاری پیدا می کنند نقش به سزایی در تولید سلول سرطان بازی می کنند: 1- آنکوژن ها که ازدیاد فعالیت آنها باعث رشد غیرقابل کنترل سلول ها می شود، 2- ژن های مهار کننده تومور، 3- ژن های ترمیم کننده DNA، 4- ژن های آپوپتوتیک در سلولهای سوماتیک بدن انسان میلیون ها ژن وجود دارد. بعد از اتمام پروژه ژنتیک انسانی در2003 مشاهده کردیم که فقط23500 ژن فعال وجود دارد که 400000 نوع پروتئین های مختلف را می سازند. 9/99 درصد ژن ها در همه انسان ها یکسان هستند و فقط 1/0درصد ژن های انسان ها با همدیگر فرق دارد که باعث تنوع های ظاهری انسان ها می شود. در حدود 93 درصد سرطان ها نتیجه تاثیرات عوامل محیطی است و فقط 7 درصد آنها جنبه وراثتی دارد. به کمک پیشرفت های تکنولوژی در بیوانفورماتیک و تکنیک های مولکولی، اطلاعات زیادی بدست آمده که در شناخت زودرس بیماری سرطان کمک خواهد کرد و همچنین غربالگری به موقع برای بعضی از سرطان ها کمک موثری در تشخیص زودرس آن می نماید. اثرات داروها را روی بیماری های سرطان می توان مدیریت و حتی عوارض جوانبی آنها را پیش بینی کرد. در سال های اخیر مطالعات ژنتیک مولکولی اساس مکانیسم تولید سرطان ها را توجیح کرده است. نتیجه کل این مطالعات مولکولی منجر به این شد که سرطان ها جز بیماری های ژنتیکی هستند.
    کلیدواژگان: کارسینوژن های بیولوژیکی، سرطان های انسان
  • افشار جعفری، جوادنیک خرد، علی اکبر ملکی راد صفحه 377
    هدف
    با توجه به نتایج متناقض مربوط به اثرات مکمل های خوارکی بر پاسخ های التهابی ناشی از ورزش، این مطالعه به منظور تعیین تاثیر مکمل دهی 14 روزه ی کافئین بر پاسخ پروتئین واکنش گر-C (CRP) و گلبول های سفید خون محیطی مردان غیر ورزشکار متعاقب دویدن در سرازیری انجام شد.
    مواد و روش ها
    18 مرد غیر ورزشکار داوطلب (سن3±25 سال، درصد چربی بدن 2±13% و اکسیژن مصرفی بیشینه ی 4±50 میلی لیتر/کیلوگرم/دقیقه) در قالب طرح نیمه تجربی و دوسویه کور به طور تصادفی در دو گروه همگن مکمل و شبه دارو (پنج میلی گرم/کیلوگرم/روز) جایگزین شدند. پس از مکمل دهی 14 روزه، آزمودنی ها روی یک نوارگردان با شیب منفی 15% به مدت نیم ساعت با شدت 65% اکسیژن مصرفی بیشینه دویدند. تغییرات CRP سرمی و تعداد گلبول های سفید خون طی چهار مرحله (حالت پایه، بعد از دوره ی مکمل سازی، بلافاصله و 24 ساعت پس از ورزش) اندازه گیری شد. داده های نرمال با استفاده از آزمون های تحلیل واریانس مکرر، پس تعقیبی بونفرونی و تی مستقل در سطح معنی داری 05/0 بررسی شد.
    نتایج
    نتایج حاکی است که مکمل دهی کافئین بر شاخص های التهابی پایه تاثیر معنی داری نمی گذارد (05/0P>). میزانCRP سرمی و تعداد گلبول های سفید خون بلافاصله پس از ورزش به طور معنی داری (05/0P<) افزایش پیدا کرد و تا 24 ساعت، از سطوح پایه ی قبل از فعالیت بیشتر بود. با این حال، تغییرات CRP سرمی و تعداد گلبول های سفید خون گروه شبه دارو نسبت به گروه کافئین بیشتر بود (05/0P<).
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج تحقیق می توان نتیجه گیری کرد که 14 روز مکمل دهی کافئین احتمالا می تواند از پاسخ التهابی (افزایش CRP و لکوسیتوز) مردان غیر ورزشکار متعاقب نیم ساعت دویدن در سرازیری بکاهد.
    کلیدواژگان: دویدن در سرازیری، پروتئین واکنش گر، C، لکوسیتوز، کافئین
  • کاظم بیابانی، احمد زارع شحنه، حمید کهرام، مهدی خدایی مطلق صفحه 387
    هدف
    هدف از این مطالعه بررسی اثر غلظت های مختلف ملاتونین در کاهش تنش اکسیداتیو ناشی از هیدروژن پراکسید بر بلوغ هسته ای اووسیت های نابالغ گوسفند بود.
    مواد و روش ها
    تخمدان ها از کشتارگاه جمع آوری و استحصال اووسیت به روش استاندارد انجام گرفت، کشت اووسیت ها در الف: TCM199 به علاوه 10 درصد FBS، 5 میکرو گرم در میلی لیتر FSH، 01/0 واحد بین المللی در میلی لیتر LH، 100 واحد بین المللی در میلی لیتر پنی سیلین و 100 واحد بین المللی در میلی لیتر استرپتومایسین، ب: الف + H2O2300 میکرو مولار با دمای 5/38 درجه سانتی گراد، پ: ب + 1 میکرو مولار ملاتونین و ت: ب + 10 میکرو مولار ملاتونین انجام شد.
    نتایج
    این مطالعه نشان داد که H2O2، بلوغ هسته ای را بطور معنی داری (05/0P<) نسبت به گروه کنترل کاهش می دهد (7/14در مقابل 9/84). ملاتونین با غلظت صفر، 1 و 10 میکرو مولار توانست هنگام تنش اکسیداتیو میزان اووسیت هایی که به متافاز-2 می رسند را افزایش دهد (به ترتیب 7/14 در مقابل 29/43 و 12/54)، اما با افزایش غلظت ملاتونین از 1 به 10 میکرو مولار، تاثیر معنی داری روی بلوغ اووسیت ها نداشت.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد که ملاتونین هنگام تنش اکسیداتیو بلوغ آزمایشگاهی اووسیت های گوسفند را بهبود می بخشد.
    کلیدواژگان: تنش اکسیداتیو، ملاتونین، اووسیت گوسفند
  • مرضیه پاییزی، منصور شریعتی صفحه 395
    هدف
    با توجه به اینکه در گیاهان و جلبک ها اولین محل تاثیر تنش سرما در فتوسیستم II هنوز بطور کامل مشخص نیست لذا در این تحقیق اثر دمای پایین (8 درجه سانتی گراد) بر فعالیت بخش های مختلف فتوسیستم II گونه D.salina به عنوان مدل سیستم گیاهی با استفاده از کینتیک فلوئورسنس کلروفیل a بررسی شد.
    مواد و روش ها
    در این تحقیق از جلبک سبز تک سلولی گونه D.salina سویه 200UTEX استفاده گردید. این جلبک در دماهای 8 و 25 درجه سانتی گراد در غلظت 1 مولار NaCl در سه تکرار کشت داده شد. سپس پارامتر های مربوط به فلوئورسنس کلروفیل a در زمان های مختلف پس از تنش سرما اندازه گیری شدند.
    نتایج
    نتایج نشان داد که در دمای 8 درجه سانتی گراد میزان شاخص های FV/Fo، φPo، ψo، φEo، φRo و PIABS در گونه D.salina در مقایسه با شاهد (25 درجه سانتی گراد) کاهش یافت. در حالی که میزان شاخص های φDo و ABS/RC افزایش نشان داد.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج به نظر می رسد، کاهش کارایی کمپلکس تجزیه آب در اثر کاهش دما، احتمالا نقش عمده ای در کاهش میزان انتقال الکترون به پذیرنده های الکترون فتوسیستم II دارد و به ایجاد اختلال در فعالیت زنجیره انتقال الکترون فتوسیستم II منجر می شود. تنش سرما با تاثیر بر کمپلکس تجزیه آب باعث کاهش میزان انتقال الکترون به فئوفایتین و QA و پس از آن، انتقال الکترون از QA به QB، مخزن پلاستوکوئینون و در نهایت احیای پذیرنده های نهایی در سمت پذیرنده فتوسیستم I می شود. به طورکلی می توان گفت، کمپلکس تجزیه آب اولین بخش در فتوسیستم II سلول های جلبک D.salina است که تحت تاثیر تنش سرما قرار می گیرد.
    کلیدواژگان: تنش سرما، دونالیه لا، فتوسیستم II، کینتیک فلوئورسنس کلروفیل a
  • احسان رومیانی، رحیم عبدی، حسین ذوالقرنین، احمد سواری، حسن مروتی صفحه 407
    هدف
    بافت شناسی نفرون های کلیوی بچه ماهی هامور معمولی (Epinephelus coioides) و مکان یابی آنزیم Na+/ K+- ATPase در خلال تنظیم اسمزی و تطابق با محیط های هیپو و هایپراسموتیک (ppt60 و 10) با استفاده از روش ایمونوهیستوشیمی.
    مواد و روش ها
    به منظور بافت شناسی نفرون های کلیوی از رنگ آمیزی هماتوکسیلین- ائوزین استفاده شد. مکان یابی ایمن یایی آنزیم Na+، K+- ATPase نیز با استفاده از آنتی بادی های اولیه (IgGα5) و ثانویه FITC انجام شد.
    نتایج
    مطالعات بافت شناسی نشان داد نفرون های کلیوی بچه ماهی هامور معمولی شامل جسمک کلیوی، قطعه گردنی، توبول پروکسیمال اولیه و ثانویه، توبول دیستال و جمع کننده می باشند. نتایج مطالعات ایمونوهیستوشیمیایی نیز نشان داد که در تیمار کنترل آنزیم مذکور در سمت قاعده ای- جانبی سلول های اپیتلیال توبول های کلیوی بچه ماهی هامور حضور داشته اما در گلومرول ها حضور ندارد. در محیط های هیپواسموتیک و هیپراسموتیک نیز به مانند تیمار کنترل آنزیم در سمت قاعده ای- جانبی سلول های اپیتلیال توبول ها حضور دارد اما در ساختار گلومرول ها حضور ندارد.
    نتیجه گیری
    با توجه به اطلاعات بدست آمده در این تحقیق می توان به این نتیجه رسید که ساختار نفرون ها در کلیه ماهی هامور معمولی شبیه ساختار آن در سایر گونه های ماهیان یوری هالین می باشد. همچنین، حضور آنزیم در سمت قاعده ای- جانبی سلول های اپیتلیال کلیوی نشان دهنده حضور فعال این آنزیم در فرایند تنظیم اسمزی می باشد.
    کلیدواژگان: هامور معمولی، نفرون های کلیوی، Na+، K+، ATPase، مکان یابی ایمنیایی، تنظیم اسمزی
  • حمیدرضا مومنی، فائزه دانش پژوه صفحه 415
    هدف
    بررسی اثر ویتامین E بر روی پارامترهای اسپرم رت های بالغ تیمار شده با پارا نونایل فنل هدف این پ‍ژوهش بود.
    مواد و روش ها
    رت های بالغ به چهار گروه تقسیم شدند: کنترل، پارا نونایل فنل، ویتامینE و پارا نونایل فنل+ویتامین E. تیمارها بصورت دهانی به مدت 56 روز انجام گرفت. در پایان دوره تیمار، وزن بدن و بیضه چپ ثبت و ناحیه دمی اپی دیدیم چپ در محیط کشت به قطعات کوچکی بریده شد. اسپرم های آزاد شده جهت بررسی پارامترهای اسپرم از جمله تعداد، قابلیت حیات، مورفولوژی و قابیلت تحرک مورد استفاده قرار گرفت. بررسی کیفیت کروماتین از طریق رنگ آمیزی هسته بوسیله آکریدین اورنژ و آنیلین بلو انجام شد.
    نتایج
    وزن بدن، وزن بیضه چپ و مورفولوژی اسپرم طبیعی هیچگونه تغییر معنی داری در چهار گروه مورد آزمایش نشان نداد. کاهش معنی داری درتعداد اسپرم، قابلیت حیات و قابلیت تحرک اسپرم ها در رت های تیمار شده با پارانونایل فنل در مقایسه با گروه کنترل مشاهده گردید که این کاهش در گروه پارا نونایل فنل+ویتامین E در مقایسه با گروه پارا نونایل فنل بطور معنی داری توسط ویتامین E جبران شد. کاربرد ویتامین E به تنهایی توانست قابلیت حیات و قابلیت تحرک اسپرم را در مقایسه با گروه کنترل بطور معنی داری افزایش دهد. در این دوره زمانی تیمار و با غلظت بکار رفته پارا نونایل فنل نتوانست تغییر معنی داری در تمامیت DNA و همچنین جایگزینی پروتامین بجای هیستون در مقایسه با گروه کنترل ایجاد نماید.
    نتیجه گیری
    ویتامین E بعنوان یک آنتی اکسیدانت قوی قادر است اثر محافظتی در مقابل اثرات مخرب پارا نونایل فنل بر روی برخی از پارامترهای اسپرم رت بالغ اعمال نماید.
    کلیدواژگان: پارا نونایل فنل، پارامترهای اسپرم، تمامیت DNA، جایگزینی پروتامین با هیستون
  • محمد نبیونی، جواد بهارآرا، الهه امینی، هانیه جلالی صفحه 425
    هدف
    اخیرا محققین گزارش کردند زهر زنبور عسل دارای اثر قوی ضد التهابی، ضد توموری و ضد سرطانی است. از طرفی از اهداف مهم درمان سرطان، راه اندازی آپوپتوزیس است. هدف این پژوهش، تعیین غلظت آپوپتوزی القا شونده توسط زهر زنبور (پاییزه، از منطقه سمنان) بر سلول های HL-60 می باشد.
    مواد و روش ها
    در این پژوهش تجربی رده ی سلولی HL-60 از انستیتو پاستور تهیه و در محیط RPMI 1640 حاوی 10 درصدFBS و 1 درصد پنی سیلین- استرپتومایسین کشت شد. 2ساعت بعد کشت، سلول ها تحت تاثیر غلظت های مختلف زهر 5/2، 5، 5/7، 12 و 15 میکروگرم بر میلی لیتر به مدت 24،48،72 ساعت قرار گرفتند. سپس مورفولوژی سلول ها توسط میکروسکوپ معکوس، درصد بقا توسط سنجش MTT و مرگ سلولی توسط رنگ آمیزی هوخست و فلوسیتومتری بررسی شدند.
    نتایج
    آنالیز مورفولوژیکی و نتایج حاصل از رنگ آمیزی هوخست و داده های فلوسیتومتری آنتی بادی آنکسین5 نشان داد مرگ القا شده توسط زهر آپوپتوزیس بوده و دوز 12 میکروگرم بر میلی لیتر موجب القا 50 درصد آپوپتوزیس می شود.
    نتیجه گیری
    داده های این تحقیق نشان داد به کارگیری غلظت های پایین زهر زنبور طی دوره تیمار 48 ساعت اثر مهار تکثیر وابسته به دوز و زمان داشته و دوزهای بالاتر از 15 میکرو گرم بر میلی لیتر باعث لیز شدن سلول ها و نکروزیس می شود. نتایج این پژوهش نشان داد که دوز 12 میکرو گرم بر میلی لیتر القا کننده آپوپتوزیس بر سلول های HL-60 است.
    کلیدواژگان: زهر زنبور عسل، آپوپتوزیس، آنکسین5
  • مهری عسکری، میترا نوری، فاطمه بیگی، فریبا امینی صفحه 435
    هدف
    نفت خام ترکیب پیچیده ای از هزاران ترکیب هیدروکربنی و غیرهیدروکربنی از جمله فلزات سنگین است که می توانند سرطان زا و جهش زا باشند. مشخص شده که گیاه پالایی جهت خروج و کاهش آلاینده های نفتی موثر و کارآمد است ولی انتخاب گیاهان جهت گیاه پالایی مشکل می باشد.
    مواد و روش ها
    اثرات آلودگی نفتی خاک (0 درصد، 1 درصد، 2 درصد، 3 درصد و 4 درصد حجمی/وزنی) بر مقدار پرولین (روش Bathes)، پروتئین کل (روش برادفورد) و مقادیر سرب، کادمیم و روی (جذب اتمی) موجود در برگ های اقاقیای 90 روزه مورد بررسی قرار گرفت. آنالیز آماری داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS11 و تست دانکن انجام شد.
    نتایج
    نتایج نشان می دهد که مقدار پرولین و پروتئین به طور معنی داری (05/0≥p) همراه با افزایش آلودگی، افزایش یافته است. بیشترین مقدار پرولین در گیاهان تیمار 4 درصد اندازه گیری شد. تجمع پرولین، یک پاسخ فیزیولوژیک عمومی بسیاری از گیاهان در پاسخ به محدوده وسیعی از تنش های زیستی و غیرزیستی است. نتایج نشان داد که روی و سرب در برگ های اقاقیا تجمع زیستی داشته اند. مقدار سرب برگ بطور قابل توجهی در گیاهان تحت تیمار 1 درصد افزایش داشته، بطوری که در تیمار 1 درصد غلظت سرب 8/20 برابر افزایش را نشان می دهد. هیچ اختلاف معنی داری در خصوص مقدار کادمیم بین تیمارها و گیاهان کنترل وجود نداشت.
    نتیجه گیری
    براساس نتایج فوق، اقاقیا را می توان به عنوان یک انباشتگر در آلودگی نفتی استفاده نمود و در تحقیقات بعدی آن را برای گیاه پالایی خاک های آلوده به سرب انتخاب نمود.
    کلیدواژگان: اقاقیا، آلودگی نفت خام، فلزات سنگین، گیاه پالایی
|
  • Parsa N Page 365
    During the past 30 years, researchers have made a remarkable progress in identifying the biological (bacteria, viruses), biochemical (chemical compounds) and biophysical (ionizing radiation) cause of human cancer. The term ˝Cancer˝ refers to 277 forms of cancer diseases. Scientists have determined the process of cancer formation from a consequence of accumulating multiple mutations in human genome. These genetic disruptions would eventually change the normal process of cellular proliferations and differentiation.The genetic alterations are frequently indicative of poor prognosis for most human cancers.Both nonhereditary and hereditary cancers are caused by genetic disorders that change the cellular growth control system. Genes associated with human cancer formation include four classes of genes: 1. Oncogenes (which increasing their activities end to uncontrollable growth of cells), 2. Tumor suppressor genes, 3. DNA repairing genes, 4. Apoptotic genes.Over activated oncogenes which cause cellular proliferation. In contrast, inactivated tumor suppressor genes lose their inhibitory effect which is crucial to prevent inappropriate growth. DNA repairing proteins fix the damage and apoptotic proteins cause the pre-cancer cell to commit suicide. We have over millions of genes in each somatic cell of our body. After sequencing all human genome in 2003, we noticed that Only 23,500 genes are active which encode over 400,000 proteins needed for physiological functions. 99.9% of genome is identical in all humans worldwide. Only 0.1% of the whole genome differ which cause the genetic variations. Up to 93% of all human cancers are non-hereditary and the remaining 7% are hereditary. A wealth of information has been indicated by the potential use of bioinformatics and molecular techniques for cancer screening, prognosis and monitoring of the efficacy of anticancer therapies. In recent years, molecular genetics have greatly increased our understanding of the basic mechanisms in cancer development. The essential outcome of these molecular studies is that the cancer can be considered as the genetic disease.
    Keywords: Biological carcinogens, Human cancers
  • Jafari A., Nik, Kherad J., Malekirad Aa Page 377
    Aim
    In accordance with conflicting results about the effect of dietary supplements on exercise-induced inflammatory responses, this study was conducted to identify the effect of 14-day caffeine supplementation on the response of serum C-reactive protein (CRP) and peripheral blood leucocytes by following one bout downhill running in male non-athletes.
    Material And Methods
    Eighteen male volunteer non-athletes (aged 25±3 years, body fat 13±2 and VO2max 50±4 ml/kg/min) in a semi-experimental, randomized and double-blind process were allocated equally into supplement and placebo groups.Each subject received caffeine or dextrose (5 mg/kg body weight/day) for 14 consecutive days. After the supplementation (14 days), all subjects were participated in one bout downhill running on a treadmill (-15% incline) for 30 minutes with 65% VO2max.Changes in serum CRP and peripheral blood leukocytes were counted and determined in four phases (the base line, after the supplement period, immediately and 24 hours after the exercise).The normal data were analyzed by repeated measure ANOVA, Bonferroni and independent t test at α≤0.05.
    Results
    The results show that the caffeine supplementation has no significant effect (P>0.05) on the basal inflammatory indices. The serum CRP and peripheral blood leukocytes were counted and significantly increased after following the exercise protocol and higher than the baseline levels until 24 hours later (P<0.05). However, the change of serum CRP and peripheral blood leukocyte counts in placebo group was significantly higher than in caffeine group (P<0.05).
    Conclusion
    Based on the findings we can conclude that 14-day caffeine supplementation can probably decrease exercise-induced inflammatory response (CRP elevation and Leukocytosis) following 30 min downhill running in male non-athletes.
    Keywords: Downhill running, C, reactive protein, Leukocytosis, Caffeine
  • Biabani K., Zare Shahneh A., Kohram H., Khodaei Motlagh M. Page 387
    Aim
    The aim of this study was to determine the effect of stress oxidative (H2O2) and different concentrations of melatonin on nuclear maturation of immature oocytes in sheep.
    Material And Methods
    Ovary collection and oocyte recovery was carried out by standard method. Oocytes culture was in the following conditions: A: TCM199+10% FBS, 5µg/ml FSH, 0.01IU/ml LH, 100 IU/ml penicillin and 100 IU/ml streptomycin, B: A + H2O2 (300 µM) at 38/5 C˚, C: B + 1 µM melatonin and D: B + 10µM melatonin.
    Results
    This study showed that H2O2 significantly (P<0.05) decreases nuclear maturation in compare to control (14.7 vs. 84. 9). 0, 1 and 10 µM melatonin could improve oocytes to reach to metaphase-II stage (respectively 14.7 vs. 43.29, 54.12). But increasing melatonin dose from 1 to 10 µM, did not have any significant effect on oocytes maturation.
    Conclusion
    The results of this study showed that melatonin improves sheep oocytes maturation during oxidative stress.
    Keywords: Stress oxidative, Melatonin, Sheep oocyte
  • Paeizi M., Shariati M. Page 395
    Aim
    The first location of cold stress effect on PSII in plants and algae is not fully clear. Therefore, the effect of low temperature (8°C) on the activity of different parts of PSII were investigated in D. salina as plant model system is investigated using chlorophyll a fluorescence kinetics.
    Material And Methods
    In this study unicellular green alga, D. salina, 200 UTEX strain was used. The Algae were cultured in the medium containing 1M of NaCl at 8°C or 25°C in triplicates. Then the parameters of Chl-a fluorescence was measured in various interval after cold stress.
    Result
    The results showed that at temperatures 8°C, the rate of parameters FV/Fo, φPo, ψo, φEo, φRo and PIABS in the species D.salina were decreased in comparison with the control (25°C). Whereas, the rate of parameters φDo and ABS/RC were decreased.
    Conclusion
    According to the results, decreasing of efficiency of water-splitting complex under low temperature stress probably has a significant effect on electron transport to the PSII electrons acceptors and creates imbalance in activity of PSII electron transport chain. The effect of cold stress on water-splitting complex, in turn, seems to decrease the rate of electron transport to Pheophytin and QA and from QA to QB, plastoquinone pool and finally reduction of end acceptor at photosystem I electron acceptor side. It could be finalized that the water-splitting complex is the first site that is affected by cold stress in PSII of D.salina cells.
    Keywords: Cold stress_Dunaliella_Photosystem II_Chlorophyll a fluorescence kinetics
  • Roomiani E., Abdi R., Zolgharnein H., Savari A., Morovvati H Page 407
    Aim
    Histological study of kidney nephrons of Epinephelus coioides Juveniles and Immunolocalization of Na+, K+- ATPase during osmoregulation and adaptation with hypo- and hyper-osmotic (10 and 60 ppt) conditions.
    Material And Methods
    H & E staining and IgGα5 and FITC as primary and secondary antibodies were used for kidney nephrons histological studies and Immunolocalization of Na+, K+- ATPase, respectively.
    Results
    Results of microscopic study indicated that kidney nephrons of juvenile grouper were consisted of Glomerulus, Neck segment, Proximal, Distal and Collecting tubules. Immunolocalization of control group showed that Na+, K+- ATPase was distributed in all part of nephron structure but glomeruli. In hypo- and hyper-osmotic environments similar to control condition the enzyme distributed into the epithelial cells of proximal, distal and convoluted tubules but was not presence in glomeruli.
    Conclusion
    The results of present study indicated that, the structure of kidney nephrons of E. coioides was similarto that of other euryhaline species and presence of Na+, K+- ATPase in basolaterl portion of cell membrane indicated its active role in osmotic and ionic regulation in kidney.
    Keywords: Grouper, Kidney Tubules, Histology, Na+ K+, ATPase, Immunolocalization, Osmoregulation
  • Momeni Hr, Daneshpajoh F Page 415
    Aim
    The aim of this study was to investigate the effect of vitamin E on sperm parameters in adult rat treated with para-nonylphenol.
    Material And Methods
    Adult male rats were divided into four groups: Control, para-nonylphenol, vitamin E and para-nonylphenl+vitamin E. Oral treatments were performed till 56 days. At the end of treatments, body and left testis weight were recorded and left caudal epididymis was cut in a medium. Released spermatozoa were used to analyze sperm parameters such as sperm number, viability, morphology and motility. Sperm chromatin quality was assessed by nuclear staining using acridine orange and aniline blue.
    Results
    Body and testis weight as well as normal sperm morphology showed no significant change in four groups. A significant decrease in the number, viability and motility of the sperm was found in rats treated by para-nonylphenol compared to the control. This decrease was significantly compensated by vitamin E in para-nonylphenol+vitamin E group compared to para-nonylphenol group. The application of vitamin E alone could significantly increase sperm viability and motility as comared with the control. Para-nonylphenol had no effect on sperm DNA integrity and histon-protamine replacement compared to the control.
    Conclusion
    Vitamin E, as a potent antioxidant, could protect the adverse effect of para-nonylphenol on certain sperm parameters in adult rats.
    Keywords: Para, nonylphenol, sperm parameters, DNA integrity, histon, protamine replacement
  • Nabiuni M., Bahar Ara J., Amini E., Jalali H Page 425
    Aim
    Recently, researchers have reported that BV (Bee Venom) has a potent anti inflammatory, anti tumor and anticancer effects. Besides, one of the essential aim in cancer therapy is restoring apoptosis. The Objective in this study was determination of apoptotic concentration induced by BV (Autumn, Semnan) on HL60 cancer cells.
    Material and Methods
    In this study, HL60 cells were purchased from the Pasteur Institute in Tehran and were grown in RPMI-1640 medium supplemented with 10% FBS and 1% antibiotics (including penicillin and streptomycin) in the plate. After 2 hours, the cells were exposed by BV concentrations (2.5, 5, 7.5,12,15 µg/ml) for 24, 48, 72 hours. After passing desired time, the morphology of cells was determined under inverted microscope and cell viability was studied by MTT assay and determination of cell death was evaluated by flow cytometery assay and Hoescht staining.
    Result
    The morphological analysis and the results from Hoescht staining & flowcytometery Annexin V antibody exhibited that the cell death induced by BV was significantly apoptosis and bee venom by concentration of 12 µg/ml results in %50 of apoptosis cell death.
    Conclusion
    Our findings from this study showed that using lower dosage of BV during 48h treatment period cause inhibition of proliferation in time and dose dependent manner and higher dosage of 15 µg/ml cause cell lysis and necrosis. Experimental data showed that 12 µg/ml is inducer of apoptosis in HL60 cells.
    Keywords: Bee Venom, Apoptosis, Annexin V
  • Askary M., Noori M., Biegi F., Amini F Page 435
    Aim
    Petroleum is a complex mixture of thousands of hydrocarbon and non-hydrocarbon compounds, including heavy metals which potentially are carcinogenic and mutagenic. Phytoremediation has been shown to be effective for degradation or removing petroleum contaminants. Selection of plant species for phytoremediation, however, is complicated.
    Material And Methods
    The effects of petroleum pollution of soil (0%, 1%, 2%, 3% and 4% V/W) on the proline, total protein, lead, cadmium and zinc contents in Acacia leaves were investigated using methods of Bathes, Bradford and Atomic Absorption, respectively. The data were statistically analyzed using SPSS v11 and Duncan’s test.
    Results
    The results showed that the total protein and proline contents increased significantly (p≤0.05) as the level of pollution increased. The highest proline content was measured at 4% treated plants. Proline accumulation is a common physiological response in many plants against a wide range of biotic and abiotic stresses. The results showed that lead and zinc accumulated by leaves. The leaf lead values were markedly, 20.8-fold, enhanced in 1%. There was not significant differences among cadmium levels in treatments and the control plants.
    Conclusion
    Based upon these results, Robinia pseudoacacia L. can be used as bioaccumulator in petroleum pollution and were selected for the further investigation of the phytoremediation of pb-contaminated soil.
    Keywords: Heavy Metals, Petroleum pollution, Phytoremediation, Robinia pseudoacacia L