فهرست مطالب

تاریخ ایران - سال سوم شماره 4 (پیاپی 66، پاییز 1389)
  • سال سوم شماره 4 (پیاپی 66، پاییز 1389)
  • تاریخ انتشار: 1389/09/16
  • تعداد عناوین: 7
|
  • حسن باستانی راد صفحه 1
    واژه استان و استان بندی در ایران پیشینه ای کهن دارد و همین پیشینه باعث شده است که واژه ها و مفاهیم در ارتباط با آن، در تاریخ و فرهنگ ایران، گوناگون و گسترده باشد: ساتراپ (خشثرپاون)، کوست، استان، ایالت، ولایت، مملکت، بلد و دیگر واژگان در این معنای مکانی. پژوهش در انواع، معنا، و گستردگی این واژگان برای شناخت بنیادی و سیر تحولات استان در ایران ضروری است. ازاین رو مساله اصلی این پژوهش آن است که چه واژگانی با چه پیشینه ای به معنی استان در ایران به کار رفته اند؟ تعدد این واژگان و کاربرد برخی از آن ها نشان می دهد که از طریق واژه شناسی تاریخی استان می توان اهمیت استان بندی در تاریخ اداری ایران و عوامل تاثیرگذار بر کاربرد اصطلاحات اداری را در سطح کلان بررسی کرد. این پژوهش با بهره گرفتن از روش توصیفی در تحقیق تاریخی و واژه شناسی تاریخی، انجام گرفته است.
    کلیدواژگان: ساتراپ، کوست، استان، ولایت، ممالک، استان بندی، تقسیمات کشوری، واژه شناسی تاریخی
  • احمد خاتمی، آرزو عرب اف صفحه 27
    اهمیت تاریخ جهانگشای جوینی، به لحاظ تاریخی، بر کسی پوشیده نیست. قطعا اصلی ترین ماخذ تاریخی برای بیان وقایع حمله مغول به ایران، تاریخ جهانگشای است. نقل حوادث ناگوار و مصائب بی شماری که بر ایرانیان آن روزگار رفته است، خوانندگان این کتاب را به گونه ای تحت تاثیر قرار می دهد که آتش آن دامن نویسنده کتاب را نیز می گیرد و او را متهم به همکاری با مغولان می کند. این مقاله بر آن است تا اثبات کند که عطاملک با هوشیاری و تیزبینی، به خلق و ایجاد نوعی از گفتار دست زده است که به وسیله آن، در عین فرمانبرداری از مخدومان خویش، وقایع حمله مغول را نیز، به دقت، ثبت و نگهداری کند و از سفاکی ها و خشونت های ایشان در ویرانی سرزمینش سندی معتبر بر جای گذارد. وی در ضمن نقل تاریخ، پرده از چهره مغولان برداشته و به شیوه های گوناگون، مغول ستیزی خود را نشان داده است. نویسندگان این مقاله کوشیده اند تا با مطالعه دقیق تاریخ جهانگشای جوینی، نگرانی ها و انتقادهای عطاملک را شناسایی و استخراج کنند و با طبقه بندی آنها ذیل دو محور «گزارش ها» و «روش ها» به بررسی و تحلیل این اثر بپردازند.
    کلیدواژگان: مغول، تاریخ جهانگشای، عطاملک جوینی، مغول ستیزی
  • غلامحسین زرگری نژاد، محمدامیر احمدزاده صفحه 49
    یکی از مسائل مهم تاریخ ایران عصر ناصری شکل گیری تقابل دانش و فن آوری جدید در مقابل حفظ تلقی سنتی ایرانی از علم و عکس العمل عالمان علم سنتی بود. دستاوردهای علمی تمدن جدید مبتنی بر مبانی معرفت شناسی جدید و متکی بر روش تجربی در علوم طبیعی از طریق ترجمه ها در تضاد با درک سنتی از علم به معنای هرگونه دانستنی و تداوم جهان بینی سنتی ایرانی به همراه روش استقراء گرایی به عنوان روش کسب معرفت قرار گرفت. تقابل در عرصه های گوناگون علوم در عصر قاجاریه ابعاد و نمونه های متعدد داشت؛ درگیری منجم الدوله ها در مقابل مترجم مولفان، مدارس سنتی در برابر دارالفنون و ردیه های سنتی در قبال مقالات ترجمه ای و تالیفی روزنامه های جدید، مواردی از این دست بودند که عصری جدید را در موضوع مدرنیته علمی برای ایران رقم زد. تلاش گروه های اجتماعی در دو عرصه مذکور فضای چالش آمیز علمی و عقیدتی را به وجود آورد که در قالب ترجمه های علم جدید و رساله های سنتی قابل بررسی است. این مسائل به عنوان تقابل ستاره شناسی جدید و قدیم و در جریان ترجمه علوم جدید در عصر ناصری (1313 1264 ق)، موضوع مقاله حاضر بوده است. در این بررسی ضمن مطالعه محتوای متون ترجمه شده و متون ستاره شناسی متعلق به گفتمان سابق که رویکرد غالب عصر قاجار هم بوده است، به چالش هایی پرداخته می شود. در این بررسی، روش تحقیق تاریخی است و با اتکای به منابع خطی چاپ شده در موضوع مقاله در جهت کشف روابط علی بین شرایط تاریخی و رویکرد اندیشگی دو طیف مقابل و متضاد موافقان و مخالفان علم و روش علمی جدید بوده است
    کلیدواژگان: علم سنتی، ستاره شناسی، ترجمه، علوم جدید، مترجمان، تقابل علمی، دوره ناصرالدین شاه
  • حسن شجاعی مهر صفحه 71
    از سال 31 قمری که نخستین مهاجمان عرب وارد خراسان شدند تا سال 86 قمری که قتیبه بن مسلم باهلی از طرف حجاج بن یوسف ثقفی عامل خراسان گردید، هر چند اعراب بر تمامی خراسان تسلط یافته بودند، ولی در فراسوی جیحون کاری از پیش نبرند. اقدامات انجام گرفته تا این زمان در فرارود چیزی بیش از یکی دو حمله کوتاه مدت توسط عبیدالله بن زیاد و سعید بن عثمان نبود که البته برخی پژوهشگران در آن هم تردیدهای جدی دارند. حکومت های محلی (دولت شهرهای) تخارستان، چغانیان، بخارا، سمرقند، خوارزم، چاچ و فرغانه با یک وضعیت چند فرهنگی، ادیان مختلف بودایی، زرتشتی، مانوی، نستوری و یهودی را در خود جای داده و دهقانان و بازرگانان نیرومندترین قشرهای اجتماعی این جامعه بودند. در این تحقیق، مساله اصلی این است که اعراب در فتح فرارود، به عنوان مهم ترین سرزمین ایران شرقی، با توجه به ویژگی های جغرافیایی، فرهنگی و اجتماعی این منطقه، چه راهبرد نظامی را به کار بستند. پژوهش حاضر با بهره گیری از روش تحقیق تاریخی و مبتنی بر اسناد و مدارک اصلی انجام گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد که حجاج و قتیبه دارای راهبرد نظامی چند جانبه با ابعاد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بودند که در یک دهه با تکیه بر سیاست مدبرانه حجاج و قدرت نظامی قتیبه شرایط را برای سلطه اعراب مسلمان و تثبیت حاکمیت اسلا می در فرارود فراهم آوردند.
    کلیدواژگان: فرارود، راهبرد نظامی، فتوح عرب، سغد، بخارا، حجاج بن یوسف ثقفی، قتیبه بن مسلم
  • کشواد سیاه پور صفحه 97
    کردان فارس و خوزستان، از مهمترین گروه های ساکن در جنوب غربی ایران در سده های نخستین اسلامی بودند. این گروه که به زندگی عشایری مشغول بودند، در دوران فتوح اسلامی در برابر مسلمانان مقاومت کردند و حتی برای جلوگیری از پیشروی مسلمانان و سقوط ولایات داخلی ایران، اجتماع یکپارچه و متحد تشکیل دادند. تداوم و ثبات مقاومت و مبارزه کردان، از آغاز فتوح مسلمانان در خوزستان و فارس، تا پایان زمامداری خلفای راشدین ادامه یافت و حتی آنان در سده های نخستین اسلامی تاثیرگذاری خودرا در تاریخ سیاسی اجتماعی غرب و جنوب غربی ایران حفظ کردند. این مقاله، براساس روش تحقیق تاریخی و با رویکرد تحلیلی، به بررسی و تبیین نقش کردان فارس و خوزستان در دوره فتوح اسلامی، پرداخته و این مساله را مطرح می کند: چرا کردان فارس و خوزستان به رغم نارضایتی از جامعه طبقاتی ساسانی، در برابر اعراب ایستادگی کردند و در دوران فتوح اسلامی چه نقش در مقاومت علیه مسلمانان داشتند؟ بر مبنای آگاهی های اندکی که منابع ارائه می دهند، این مساله روشن می شود که کردان ولایات فارس و خوزستان تا قرن ها مقابل مسلمانان ایستادند و به تدریج سر تسلیم فرود آوردند و تلاش زیادی کردند که فرهنگ پیشین خود را تا حد ممکن حفظ کنند. اما شرایط تازه زندگی و حضور حاکمان جدید عرب و ایرانی تحت امر خلافت، فرهنگ و آیین جدیدی را که هرچند در مواردی با اسلام واقعی فاصله داشت به آنان عرضه کرد.
    کلیدواژگان: کردها، فارس، خوزستان، فتوح اسلامی
  • سید احمد عقیلی صفحه 117
    روی کار آمدن صفویان در ایران، تحولاتی را در سیر تصوف و عملکرد آن در جامعه ایرانی موجب شد؛ به ویژه آنکه در نیمه دوم این حکومت تصوف جایگاه پیشین خود در آن حکومت را از دست داد. پس از سقوط صفویان و در جریان حکومت کوتاه مدت افغانان و افشاریان، متصوفه در تکاپوی موقعیت و حتی قدرت سیاسی و اجتماعی و کسب جایگاهی چون گذشته در جامعه باشند. صوفیان در اوضاع بی ثبات پس از سقوط صفویان تلاش های خود را پی گرفتند. حکما و فقها از اواخر عصر صفویه به عرفان نظری یا تصوف علمی توجه کردند و در نتیجه تصوف توانست در تحولات سیاسی و فکری این دوران حضور موثر خود را ادامه دهد. مقاله حاضر بر آن است تا با روش توصیفی در تحقیق تاریخی، تحولات سیاسی و علمی تصوف در سال های 1135 تا 1163 قمری، را بررسی کند. یافته ها نشان می دهد به رغم فعالیت سیاسی صوفیان، آنان در این راه، موفق نبودند و این امر در دوران بعدی تداوم داشت.
    کلیدواژگان: تصوف، افغانان، افشاریه، ذهبیه، قطب الدین نیریزی، عرفان نظری
  • سیمین فصیحی صفحه 147
    این مقاله در صدد است تا نشان دهد که می توان شکوائیه های زنان دوره مشروطه، مبتنی بر اسناد به جامانده از دوره های دوم و سوم مجلس شورای ملی را با ارجاع به ارکان چهارگانه حقوق شهروندی، یعنی برابری، آزادی، امنیت و مالکیت، تحلیل کرد. در جهت اثبات چنین ادعایی و یا روشن ساختن چنین تحلیلی، مقاله در دو بخش سامان داده شده است، در بخش نخست بحثی عرضه تاریخی نظری درباره چیستی و تاریخ شهروند و حقوق شهروندی شده است و از آن دو نتیجه اصلی برکشیده شد: نخست این که اهم حقوق شهر وندی مبتنی بر بند دوم اعلامیه 1793 حقوق انسان و شهروند در چهار حق اصلی، یعنی حق برابری، حق آزادی، حق امنیت و حق مالکیت قابل تلخیص هستند؛ دوم اینکه حقوق فردی و حقوق شهروندی هم به لحاظ ذاتی و هم همانگونه که از عنوان «اعلامیه حقوق انسان و شهروند» بر می آید، حقوقی درهم تنیده هستند. تا حدی که می توان گفت هر حقی در این حوزه ها هم فردی و خصوصی است و هم در عین حال حقی شهروندی. مبتنی بر چنین نتایجی، به ویژه نکته دوم است که قسمت دوم مقاله سامان یافته است: در این قسمت برجنبه هایی از شکوائیه های زنان تاکید شده است که در آنها پی گیری حقوق خصوصی صراحتا یا تلویحا در متن بزرگتری یعنی در متن حقوق شهروندی نهاده شده است. آنچه از بخش دوم این مقاله حاصل شده است این است که خطاب هایی مانند«امنای ملت،» «نمایندگان محترم و حافظین حقوق ملت» و به کار گیری اصطلاحاتی نظیر «حقوق ملت،» «خدمت به عالم انسانیت،» «تجویز قانون،» «عموم ملت،» تابعیت ایرانی،» «تساوی تمام افراد در حقوق،» «ضرورت سلب آزادی از حکام ستمگر،» تاکید بر حق مالکیت و امنیت و اصطلاحاتی مشابه که در متن عریضه ها به کار گرفته شده است، که همگی نشانه آشنایی زنان با مفاهیم حقوق شهروندی بوده است.
    کلیدواژگان: عریضه های زنان، عصر مشروطه، حقوق شهروندی، برابری، آزادی، امنیت، مالکیت
|
  • Hasan Bastani Rad Page 1
    The word “province” and division of province has an ancient background in Iran and this background has caused its related words and concepts to be various and widespread: Satrap (Xašathrapāvan), Kust, Ostān (Province), Valayat, Mamlekat (mamleke), Balad and other toponymical terminology. Research about the types, meaning and diversity of these words is essential in order to understand fully the process of province changes in Iran. Therefore, the main question of this research is to find out what words with what kinds of backgrounds have been used to mean «Ostān (province)». The number of these words and their usages illustrates the fact that by the means of historical etymology of the word “province”, we can interpret the role of the administrative history of Iran and the major factors in utilizing the administrative terminology on a large scale. This research is a descriptive study of the etymological issues in history.
    Keywords: Satrap (Xašathrapāvan), Kust, Ostān (Province), Valayat, Mamlekat (mamleke), division of Province, Country division, Historical Etymology
  • Ahmad Khatami, Arezou Arabof Page 27
    The importance of the historical side of Joveyni’s Jahangoshay, is clear to everybody. Definitely, the main historical reference that indicates the tragedies of Mongol’s invasion to Iran is Jahangoshay. Mentioning the numerous grievous and disastrous events which falls on those days Iranians, impresses the readership in the way that making the author guilty in accuse of assisting Mongols in their oppression.This article is trying to make clear that, the polyhedral language helps Atamalek to do what his masters want and taking side of them and at the same time, saves and records the tragic events of Mongol’s invasion by his cleverness and awarness. He disgraces the black veil of Mongols, meanwhile history narration, by using several tricks. The authors of this article are trying to identify and draw out Joveyni’s anxieties and his criticisms, by subtle studying and classifying under two main subjects: Reports and Methods.
    Keywords: Mongol, Jahangoshay history, Atamalek Joveyni, Emnity with Mongols
  • Gholam Hosein Zargarinejad, Mohamadamir Ahmadzade Page 49
    One of the important issues in the history of Iran (in Nasser-al-din Shah Qajar Era) is the opposition between the formation of new knowledge and technology and the preservation of the traditional knowledge and the reaction of the traditional science scholars. Epistemological foundations of a new civilization based on new scientific findings and on empirical methods in natural sciences through translations, with the traditional understanding of science and traditional means any knowledge and inductive method as a method for knowledge discovery was in contrast to the continuation of the Iranian traditional scientific approach. This contrast in various fields of science had occurred due to various aspects of Qajar era: clash between the traditional astronomers named “Monajem -al Dawlah” against the translators of the new science, traditional schools against the Dar-al-Fonun, and, traditional rejection of translation and writing in modern newspapers. These clashes marked a new era in the field of scientific modernity in Iran. Attempts made by social groups in the challenging field of science and ideology in the form of translations of modern science and traditional treatises can be investigated. The opposition between the new and the old astronomy and the new translation in the Nazareth era (18451896- A.C.), has been the subject of the present article. In this study, the content of translated texts on astronomy and the astronomy texts belonging to the dominant discourse of Qajar era will be challenged. In this essay, the historical method is the main method for the research. Based upon the sources published in the subject area, we are in search of the causal relations within historical conditions and we implement the history of ideas approach towards the opponents and the proponents of science and scientific methods.
    Keywords: Traditional Science, Astronomy, Translation, New Science, Translators, Scientific Opposition, Nasser, al, din, shah Era
  • Hassan Shojaeemehr Page 71
    Since 31 (A.H) that the first Arab conquerors entered Khorasan state until the year 86 (A.H) that Ghotaybah Ibn Muslem Baheli was appointed as the governor on behalf of Hajaj Ibn Yoosef Thaghafi in Khorasan, the Arabs had ruled over the Khorasan, but they did not succeed in ruling over the Oxus. All of the endeavors that have been made up to this period were nothing except one or two short-time attacks by Obaydollah Ibn Ziyad and Saeed Ibn Othman, that even some researchers have some serious doubt about it. Local governments have encompassed (city states) of Takharestan, Choghanian, Bokhara, Samarghand, Kharazm, Chach and Farghaneh with different multi-cultural situations, and religions such as Buddhist, Zoroastrian, Manichean, Nastoari, and Jewish. Head farmers and merchants were the most powerful strata in this society. The main focus of this article—considering the geographic, cultural and social characteristic of Transoxiana—is to determine which military strategy has been applied by the Arabs in the conquest of this area. This research applies the method of historical analysis and is based upon the original and first-hand scripts and documents. The findings of this research prove this important point that Hajaj and Ghotaybeh had different multi-lateral military strategy accompanied by political, social, cultural and economical dimensions; and during one decade of thoughtful politics of Hajaj and also the military power of Ghotaybah they could provide the necessary conditions to stabilize the Islamic sovereignty and the dominance of Muslim Arabs over Transoxiana.
    Keywords: Transoxiana, Military strategy, Arabs conquest, Soghd, Bokhara, Hajaj Ibn Yoosef Thaghafi, Ghotaybah Ibn Muslim Baheli
  • Keshvad Siahpour Page 97
    Kurds of Fars and Khuzestan were the most important ethnic groups, residing in the southwest Iran during the early Islamic centuries. This group that had a tribal nomadic life resisted against Muslims throughout the Islamic conquest era and even established an integrated and united community to deny the Muslims’ progress, and prevent the fall of the inner provinces of Iran. The perseverance and stability of their resistance and struggle continued from the beginning of the Muslims’ conquests in Khuzestan and Fars, up to the end of the rule of the Righteous (Rashedun) Caliphs. They even preserved their influence on the socio-political history of the west and southwest Iran throughout the early Islamic centuries. This article, using an analytical approach, aims to explore and explain the role of Fars and Khuzestan Kurds, on the basis of a historical research method, and then raise this question: Why did Fars and Khuzestan Kurds, despite their dissatisfaction with the Sassanid’s class distinctions, resist against the Arabs and what role did they play in the resistance against the Muslims? On the basis of the little information that the sources provide, it is clarified that the Kurds of Fars and Khuzestan Provinces opposed the Muslims for centuries, but gradually gave up, while making a lot of endeavor to maintain their precedent cultural identity as much as possible. The new living conditions and the presence of the new Arab and Iranian rulers under the caliphate imposed upon them a new culture and faith - which were different from the real Islam in some cases.
    Keywords: Kurds, Fars, Khuzestan, Islamic conquests
  • Seyed Ahmad Aghili Page 117
    With the rise of the Safavid in Iran, Sufism and its performance in the Iranian society underwent some changes, especially in the second half of the Safavid period where Sufism lost its former position in the government. After the fall of the Safavid and the short reign of the Afghans and Afsharians, Sufism struggled for political power and social position, and even a place in the society like their previous position. Sufis, in the unstable situation after the fall of the Safavid, continued their efforts. During the last days of the Safavid, scholars came to pay attention to theoretical mysticism, and the result was that the mysticism could survive. This article is to describe the methods of historical research, political science and mysticism in the years 1761 to 1761 AD. Results show that, despite the political activities of Sufis, they were not successful, and this continued in the next period.
    Keywords: Sufism, Afghans, Afsharids, Zahabiye, Ghotbodine Neirizi, Theoretical Mysticism
  • Simin Fasihi Page 147
    This paper aims to shed lights on many petitions that were submitted by women to the first and second Majlis in the early Constitutional period, by referring to four elements of citizenship rights, namely, Equality, Liberty, Security and Property. To do so, the paper has been organized in two separate and simultaneously correlative sections. The first section has been devoted to analyzing the nature and history of citizen and citizenship, and two substantial conclusions have been drawn. The first is that, based on the second article of the Declaration of the Rights of Man and Citizen from the Constitution of Year I (1793), the rights of Man and Citizen are equality, liberty, security, and property. Second is that the rights of Man and Citizen are extremely indivisible or better to say incapable of being separated and applied to either to Man or to the citizen. In other words, they belong to Man and Citizen at the same time. Drawing upon the issues discussed in the first part of the paper, and highlighting the fact that little research has been done to analyze the content of women’s petitions in terms of citizenship rights, the second part of the paper will analyze the content of these petitions and will demonstrate that, despite the specific content of these petitions – largely centered on financial claims, property disputes, defense of individual and family rights, their form of presentation and in particular the content of these petitions point to their significance in women’s perceptions of their own position as citizens of a new form of government. The paper will conclude with some reflections about the position of women in this period as modern subjects demanding their equal citizenship rights and recognition – an unfinished project.
    Keywords: Women's petitions, Constitutional Period, Citizenship rights, Equality, Liberty, Security, Property