فهرست مطالب

تحقیقات دامپزشکی - سال شصت و هفتم شماره 2 (پیاپی 270، بهار 1391)
  • سال شصت و هفتم شماره 2 (پیاپی 270، بهار 1391)
  • تاریخ انتشار: 1391/06/01
  • تعداد عناوین: 13
|
  • بهنام رستمی، امیر نیاسری نسلجی، مهدی وجگانی، داراب نیکجو ممقانی، حمید امانلو صفحه 101
    زمینه مطالعه
    آنستروس پس از زایش در گاوهای شکم اول نسبت به گاوهای چند شکم زا شدیدتر است.
    هدف
    هدف مطالعه حاضر بررسی فعالیت تخمدانی در این گاوها با استفاده از اولتراسونوگرافی و تغییرات روزانه پروژسترون بود.
    روش کار
    مطالعه روی 7 راس دام سالم انجام شد. خون گیری و سونوگرافی روزانه، از روز 6 تا سومین تخمک گذاری پس از زایش، انجام شد.
    نتایج
    فولیکول های تخمدانی با قطرmm10£ حاصل از اولین موج فولیکولی، در فاصله 48‎/1 ± 5‎/11 روز پس از زایمان در تمام دام ها مشاهده شد. اولین فولیکول غالب پس از زایش در هیچ یک از دام ها تخمک گذاری نکرد. هیچ یک از دام ها قبل از روز20 پس از زایش تخمک گذاری نکردند. تفاوتی در قطر و میزان رشد فولیکول تخمک گذار قبل از اولین، دومین و سومین تخمک گذاری پس از زایش مشاهده نشد (05‎/0 p>. ) فاصله زایش تا اولین تخمک گذاری 89‎/6 ± 1‎/48 روز محاسبه گردید. میانگین قطر جسم زرد اولین(mm94/ 0±8‎/18) نسبت به دومین سیکل فحلی(mm89‎/0±24) کوچکتر بود (05‎/0 p<. ) میانگین غلظت پروژسترون در اولین(ng/mL24‎/0 ± 2) در مقایسه با دومین سیکل(ng/mL36‎/0 ± 6‎/3) کمتر بود (05‎/0p<. ) نتیجه گیری نهایی: بطور خلاصه، طولانی بودن فاصله زایش تا اولین تخمکگذاری در گاوهای شیری شکم اول در اثر عدم تخمک گذاری و تحلیل فولیکول غالب اولین موج فولیکولی پس از زایش بوده و بدلیل تاخیر یا عدم تشکیل این فولیکول نمی باشد.
    کلیدواژگان: آنستروس پس از زایش، پروژسترون، گاوهای شیری شکم اول، اولتراسونوگرافی
  • حسن مروتی، حسین ذوالقرنین، محمدحسین نوری موگهی، رحیم عبدی، امیر قاضی لو صفحه 109
    زمینه مطالعه
    ماهیان یوری هالین ساکن مصب همانند ماهی زروک (Scatophagus argus L)‎ در محیط طبیعی زندگی، به طور پیوسته با تغییرات شوری مواجه می باشند.
    هدف
    مطالعه ی حاضر به منظور ارزیابی ظرفیت تنظیم اسمزی در گونه ی بومی از ماهیان یوری هالین در شوری های مختلف انجام گرفت.
    روش کار
    برای این منظور انتقال مستقیم ماهی زروک از آب شیرین به آب شور با شوری های معین(g/L30، g/L20، g/L10 وg/L 5)، در طول یک دوره ی آزمایش سی روزه انجام و سپس مراحل روتین تهیه لام بافت شناسی بر روی آبشش ها صورت گرفت.
    نتایج
    انتقال مستقیم ماهیان از آب شیرین به شوری های معین، با افزایش قابل ملاحظه ای در تعداد کل سلول های کلراید موجود در فضای بین تیغه ای و تلفات قابل ملاحظه ای در شوری های بالاتر همراه گردید. از طرفی نتایج حاصل از آنالیز الگوی تغییر تعداد سلول های کلراید، حاکی از کاهش تعداد سلول های کلراید در موضع تیغه ای و افزایش بالقوه تعداد این سلول ها در موضع رشته ای بود.
    نتیجه گیری نهایی: با توجه به نتایج بدست آمده از مطالعه اخیر ماهی زروک به عنوان یک مدل مناسب جهت بررسی روند تنظیم اسمزی در ماهیان آب شیرین پیشنهاد نمی گردد.
    کلیدواژگان: ماهی زروک، یوری هالین، مصب، تنظیم اسمزی
  • حسینعلی عرب، جهانگیر کبوتری کتج، صادق رهبری، صدیقه نبیان، علیرضا سلطان محمدی، خداداد پیرعلی خیر آبادی صفحه 119
    زمینه مطالعه
    افزایش مقاومت نسبت به داروهای رایج ضد کوکسیدیوز وعوارض سوء ناشی از باقیمانده آنها، جستجوی ترکیبات جدید را ضروری ساخته است. تحقیقات اولیه، اثرات ضد کوکسیدیوزی گیاه درمنه را تا حدی نشان داده است، اما مطالعات تکمیلی در این خصوص ضروری است.
    هدف
    گرانوله کردن عصاره درمنه سیبری و بررسی اثر ضد کوکسیدیوزی آن در مقایسه با آرتمیزینین خالص.
    روش کار
    از گیاه درمنه توسط پترولیوم اتر عصاره گیری انجام شد و سپس، عصاره تولید شده به روش استاندارد و به صورت گرانول مرطوب فرموله گردید. 75 قطعه جوجه در 5 گروه15 تایی (هر گروه شامل 3 تکرار) در سن 21 روزگی از طریق خوراندن 250000 اووسیست آیمریا تنلا به ازای هر جوجه، به کوکسیدیوز آلوده شدند. یک گروه 15 تایی از جوجه ها به عنوان شاهد منقی انتخاب شدند. اثر ضد کوکسیدیوزی گیاه درمنه با تجویز mg/kg 1 آرتیمیزینین خالص در یک گروه و به میزان 1، 5‎/2و mg/kg5 از عصاره درمنه گرانوله شده در 3 گروه و به مدت 5 روز مورد بررسی قرار گرفت. گروه پنجم آلوده شده به عنوان کنترل و گروه شاهد منفی دارویی دریافت نکردند. از روز 6 تا 11 پس از آلودگی، مدفوع هر گروه جمع آوری شد و میزان اووسیست موجود در هر گرم مدفوع (OPG)‎ به عنوان شاخص اثر ضد کوکسیدیوزی تعیین گردید.
    نتایج
    عصاره درمنه گرانوله شده در هر 3 دوز به صورت معنی داری (001‎/0>p)‎باعث کاهش دفع اووسیست در حالت غیر وابسته به دوز شد. آرتمیزینین خالص نیز به طور معنی داری باعث کاهش دفع ااووسیست شد، لیکن تفاوت معنی داری با اثرات ناشی از گرانول درمنه نداشت.
    نتیجه گیری نهایی: این مطالعه نشان داد که گرانول تهیه شده از عصاره درمنه می تواند به عنوان یک داروی جدید ضد کوکسیدیوزی موثر و ایمن مطرح شود.
    کلیدواژگان: عصاره گرانوله شده درمنه، کوکسیدیوز، درمنه سیبری
  • عماد چنگیزی، محمدرضا سلیمی بجستانی، عباس جواهری وایقان صفحه 127
    زمینه مطالعه
    کریپتوسپوریدیوم، انگل اجباری داخل سلولی است که موجب اسهال شدید درگوساله ها می گردد. موارد متعددی از ابتلا به کریپتوسپوریدیوزیس در مناطق مختلف ایران گزارش شده است.
    هدف
    هدف از این تحقیق مطالعه اپیدمیولوژیکی کریپتوسپوریدیوزیس در گاوداری های شهرستان سمنان بود.
    روش کار
    در این مطالعه در مجموع از 200 راس گاو و گوساله، نمونه مدفوع جمع آوری شد تا علل اسهال از جمله کریپتوسپوریدیوزیس در گاوداری های شهرستان سمنان بررسی شود. پس ازمطالعه نمونه ها، اووسیست کریپتوسپوریدیوم از مدفوع گاوها جدا گردید.
    نتایج
    اووسیست جدا شده شبیه به کریپتوسپوریدیوم پاروم ولی بسیار کوچک تر بود. ابعاد40 عدد از اووسیست های مشاهده شده اندازه گیری گردید. میانگین طول و عرض به ترتیبm06‎/0 ±44‎/3 و06‎/0 ± 55‎/3 و نسبت طول به عرض آنها 03‎/1 بود. با توجه به ابعاد بسیار کوچک این اووسیست ها و در مقایسه با دیگر اووسیست های مطالعه شده، به نظرمی رسد که اووسیست جدا شده در این مطالعه کریپتوسپوریدیوم رایانی می باشد. هر چند که بایستی مطالعات تکمیلی مولکولی بر روی آن انجام شود. میزان شیوع کلی کریپتوسپوریدیوم در نمونه های اخذ شده 5‎/17% و در گوساله های مبتلا به اسهال، تعداد نمونه های مثبت به صورت معنی داری بیشتر از بقیه گاوهای تحت مطالعه بود و در مقایسه بین دام های غیر اسهالی، میزان آلودگی در گاوها بیشتر از آلودگی تلیسه ها و گوساله ها بود. هیچگونه ارتباط معنی داری میان ابتلا به انگل و نوع گاوداری، منبع تامین آب و ساختمان کف اصطبل و جنسیت گاوها وجود نداشت. اما میان متغیرهای وضعیت نظافت کف اصطبل، نحوه ضد عفونی آن و تعداد گاو با ابتلا به انگل ارتباط معنی داری مشاهده شد.
    نتیجه گیری نهایی: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد کریپتوسپوریدیوم رایانی موجب بروز اسهال کریپتوسپوریدیایی در گاوداری های شهر سمنان شده و مدیریت صحیح به همراه نظافت اصطبل، قابلیت کنترل بیماری را دارد.
    کلیدواژگان: کریپتوسپوریدیوم رایانی، اووسیست، اسهال، گاو
  • مجتبی علیشاهی، مهدی سلطانی، مهرزاد مصباح، اشکان زرگر صفحه 135
    زمینه مطالعه
    بهبود کارایی سیستم ایمنی ماهی یکی از روش های مهم پیشگیری از بیماری ها و تحریک رشد می باشد. در بین محرک های ایمنی، انواع طبیعی بویژه عصاره های گیاهی، به علت ایجاد آسیب کمتر به ماهی و محیط زیست اخیرا بیشتر مورد توجه بوده اند.
    هدف
    در این تحقیق اثرات تحریک رشد و ایمنی دو ماده ارگوسان و لوامیزول با سه عصاره گیاهی سرخارگل Echinacea purpurea، کندر thurifera Boswellia و آویشن Zataria multiflora در ماهی کپور معمولی مورد بررسی قرار گرفت.
    روش کار
    بدین منظور تعداد 450 قطعه ماهی کپور معمولی (وزن g22‎/1±12‎/11) به 6 تیمار در سه تکرار تقسیم گردیدند: 1– اکیناسه 2– لوامیزول، 3– آویشن، 4– ارگوسان، 5– کندر و 6– کنترل. مواد مورد استفاده بصورت همگن با خوراک ماهی کپور مخلوط شده و به مدت 6 هفته ماهی ها با خوراک مخصوص هر تیمار تغذیه گردیدند. شاخص های رشد در انتهای دوره بین تیمارهای مقایسه شده و بعد از خونگیری انتهای دوره فاکتورهای هماتولوژیک شامل هماتوکریت، هموگلوبین، تعداد گلبول های قرمز و سفید و اندیس های گلبولی MCH)‎، MCV و (MCHC بین تیمارها مقایسه گردید. ماهی های باقی مانده در روز 42 تحقیق با باکتری زنده آئروموناس هیدروفیلا چالش داده شده و درصد تلفات بعد از چالش ثبت گردید.
    نتایج
    تفاوت معنی داری در نرخ رشد ویژه و ضریب تبدیل غذایی در تمام تیمارها به جز تیمار آویشن، نسبت به تیمار شاهد وجود داشت (05‎/0p) تعداد گلبول های سفید خونی در تیمار های اکیناسه، ارگوسان و لوامیزول به ترتیب برابر mL500 ±7750، 590 ±7830 و810±7380 بود که بطور معنی داری از تیمار کنترل(mL123±6380) بیشتر بود. سایر فاکتورهای خونی تحت تاثیر مواد مصرفی در تحقیق قرار نگرفتند.
    نتیجه گیری نهایی: دو عصاره گیاهی اکیناسه و کندر اثرات تحریک رشد و ایمنی قابل رقابت با ارگوسان و لوامیزول می باشند ولی عصاره آویشن تاثیری در رشد و مقاومت ماهی کپور معمولی ندارد.
    کلیدواژگان: ارگوسان، لوامیزول، سرخارگل، آویشن، کندر
  • بهنام قربان زاده، علی شهریاری، سید رضا فاطمی طباطبایی صفحه 143
    زمینه مطالعه
    طب سنتی می تواند به عنوان روشی برای کاهش چاقی تغذیه ای مورد استفاده قرار گیرد.
    هدف
    هدف از انجام این مطالعه بررسی اثر محافظتی چای سبز و سیاه ایرانی بر چاقی تغذیه ای بود.
    روش کار
    بیست و چهار سر موش صحرایی نر نژاد ویستار g(20±180) به چهار گروه تقسیم شدند. گروه کنترل با جیره معمول موش صحرایی (4% چربی) و سه گروه دیگر با جیره غنی از چربی (25% چربی) تغذیه شدند. گروه کنترل (C)‎ و یکی از گروه هایی که با جیره غنی از چربی تغذیه شد (HF)‎ بدون محدودیت به آب و دو گروه دیگری که جیره غنی از چربی داشتند به جای آب بدون محدودیت به چای سیاه (HF+BT)‎ و چای سبز (HF+GT)‎ دسترسی داشتند. پس از 8 هفته کلیه حیوانات آسان کشی و وزن شدند و اندام ها و چربی های بطنی آنها جدا و وزن شد.
    نتایج
    اضافه نمودن چربی به جیره گروه HF در مقایسه با گروه کنترل باعث کاهش مقدار غذای مصرفی g/day)‎ 03‎/12±25‎/99 در مقابل g/day 408‎/14±59‎/113) شد، ولی دریافت انرژی (kcal/day 09‎/55±54‎/454) در مقابل kcal/day 43‎/51 ±52‎/405) و وزن بدنg 84‎/13±33‎/283 در مقابل g11‎/15±33‎/223) را افزایش داد. چای سبز و سیاه ایرانی افزایش وزن بدن را در مقایسه با گروه کنترل کاهش دادند g 61‎/1±67‎/71 و g95‎/12±57 در مقابل g75‎/21±33‎/104؛ 05‎/0
    کلیدواژگان: چاقی، چای سیاه، چای سبز، موش صحرایی
  • اردشیر محیط، حسین صادقپور، علیرضا حسابی، فرهنگ روز مهر صفحه 149
    زمینه مطالعه
    تعیین نیاز انرژی مرغان بومی کشور و بخصوص تاثیر آن برسیستم ایمنی از اولویت های پژوهشی در جهت استفاده بهینه محسوب می شود.
    هدف
    هدف از این مطالعه تعیین اثر سطوح مختلف انرژی متابولیسمی جیره بر توانایی تولید و ایمنی مرغان بومی بوده است.
    روش کار
    از طرحی کاملا تصادفی با 6 تیمار، 5 تکرار و 10 مشاهده در هر واحد آزمایشی استفاده شد. تیمارها جیره هایی با مقادیر kcal/kg2900، 2800، 2700، 2600، 2500، 2400 انرژی متابولیسمی بودند. تولید تخم مرغ و مصرف غذا به طور روزانه و هفتگی اندازه گیری شد. ایمنی هومورال از طریق اندازه گیری آنتی بادی تولیدی در روزهای 6و12بعد از تزریق درون ماهیچه ای گلبول قرمز گوسفند و با آزمون مهار هماگلوتیناسیون (HI)‎ تعیین شد. ایمنی سلولی از پاسخ های (cutaneous basophil hypersensitivity(CBH به تزریق فیتوهماگلوتنین تعیین گردید. داده ها با روش GLM مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    انرژی جیره تاثیر معنی داری بر مصرف خوراک داشت وبا افزایش انرژی، مصرف به صورت خطی کاهش پیدا کرد (05‎/0p). بین تیمارها، تفاوت معنی داری در آنتی بادی علیه sheep red blood cells)SRBC)‎ کل، IgG و IgM مشاهده نشد) 05‎/0 (p> هر چند IgM، 12روز بعد از تزریق، تحت تاثیر تیمار ها قرار گرفت(05‎/0 < p) و بیشترین پاسخ مربوط به تیمار kcal/kg 2800 بود. پاسخ CBH در24 و 28 ساعت بعد از تزریق به طور معنی داری با افزایش سطوح انرژی متابولیسمی جیره تحت تاثیر قرار گرفت و حداکثر پاسخ CBH در تیمار kcal/kg 2900 مشاهده شد (05/p<0). نتیجه گیری نهایی: نتایج این آزمایش نشان داد انرژی متابولیسمی جیره مرغان بومی در فواصل kcal/kg2800 تا 2900 بیشترین تاثیر را درافزایش ایمنی آنها دارد.
    کلیدواژگان: پاسخ های ایمنی، مرغان بومی خراسان، انرژی متابولیسمی، فیتو هماگلوتنین، عملکرد تولیدی
  • محمد عبدالشاه، سید علی پوربخش، سید مصطفی پیغمبری، بهرام شجاعدوست، رضا ممیز، زهره مجاهدی صفحه 159
    زمینه مطالعه
    بیماری نیوکاسل(ND)‎توسط سروتیپ یک پارامیکسو ویروس های طیور ایجاد می شود. سویه های ویروس نیوکاسل را به چهار پاتوتیپ به نام های ولوژنیک، مزوژنیک، لنتوژنیک، و غیربیماریزای روده ای گروه بندی می نمایند.
    هدف
    هدف از این مطالعه، بررسی شاخص های بیما ریزایی ویروس های بیماری نیوکاسل جداشده از گله های طیور ایران بود.
    روش کار
    نمونه های فراوانی از گله های مختلف از استان های مختلف کشور تهیه شدند و برای جداسازی ویروس نیوکاسل آماده سازی شدند. از میان تعداد زیادی ویروس نیوکاسل جدا شده، 12 جدایه متعلق به 10 استان کشور که بیشترین تراکم پرورش طیور را دارند مورد بررسی قرار گرفتند. از این جدایه ها دودمان ژنتیکی خالص(Clone)‎ به روش Limiting dilution تکثیر و تولید شد. سپس شاخص های بیماریزایی(MDT، ICPIو IVPI)ویروس های کلون شده برای هر یک از این جدایه ها تعیین و با شاخص های بیماریزایی دو سویه شناخته شده استاندارد 56‎/33 Herts و Texas GB مقایسه شدند.
    نتایج
    نتایج نشان داد که مقادیر شاخص های بیماریزاییجدایه های مورد مطالعه برای MDT از 6‎/41 تا 60 ساعت، برای ICPI از 76‎/1 تا 91‎/1 و برای IVPI از 68‎/2 تا 88‎/2 متفاوت بودند و این نشان می داد جدایه های مذکور در پاتوتیپ ولوژنیک جای دارند.
    نتیجه گیری نهائی: یافته های این مطالعه نشان داد ویروس های نیوکاسل بسیار حاد که از لحاظ حدت نزدیک و یا حتی بالاتر از سویه های حاد استاندارد قرار دارند در مرغداری های ایران در چرخش هستند. لذا جداسازی، شناسایی، تعیین پاتوتیپ، و بررسی خصوصیات ملکولی جدایه های ویروس نیوکاسل در ایران، مسئولان ذیربط را در اتخاذ تصمیمات صحیح برای کاهش خطرات ناشی از بیماری نیوکاسل که صنعت طیور ایران را تهدید می کند، یاری خواهد نمود.
    کلیدواژگان: ایران، پاتوتیپ، ویروس بیماری نیوکاسل، طیور، شاخص های بیماریزائی
  • عبدالعلی موحدی نیا، احمد سواری، امیرپرویز سلاطی صفحه 165
    زمینه مطالعه
    سلول های غنی از میتوکندری MRC() از سلول های تخصص یافته اپیتلیومی می باشند که نقش فعال و موثری در تنظیم یونی ایفا می کنند. این سلول ها در اپیتلیوم آبشش ماهیان به اشکال و انواع مختلف وجود دارند.
    هدف
    در این مطالعه شوری های مختلف مصنوعی برای تعیین الگوی تغییرات دهانه های راسی سلول های غنی از میتوکندری در کوتاه مدت و بلندمدت استفاده شد.
    روش کار
    ماهی شانک زردباله Acanthopagrus latus() برای مدت 21 روز علاوه بر شوری طبیعی محیط در خور موسی ppt(42) در شوری های موردنظر (آب شیرین ppt 60، 20، 5) با سه تکرار برای هر کدام نگهداری شدند. 1، 7 و 21 روز پس از شروع دوره آزمایشی، نمونه های آبشش ماهی جهت مطالعه تحت میکروسکوپ الکترونی، در گلوتارآلدهید 2+ % پارافرمالدهید 2% در بافر فسفات (pH=7.4) در دمای oC4 تثبیت شد.
    نتایج
    بر اساس مشاهدات تحت میکروسکوپ الکترونی نگاره در اپی تلیوم آبششی، سه نوع MRC در شوری های محیطی مختلف تشخیص داده شد: سلول های دارای دهانهی عمیق(deep hole)‎، کم عمق shallow basin() و برآمده. (wavy convex)‎ بیشتر MRCها در آب دریا و تمامی آن ها در ppt60 از نوع کم عمق بود. پس از کاهش شوری به ppt20 غشای راCسی MRCها به سرعت شروع به بالا آمدن کرد و در روز 7 بسیاری از سلول ها از نوع کم عمق و برآمده بودند. ولی در روز 21، MRCها به حالت قبل از تغییر شوری بازگشتند. در اثر انتقال به محیط های هایپواسموتیک (ppt 5 و آب شیرین) تغییرات سریع در غشای راسی مشاهده شد و پس از 21 روز همه ی انواع MRC در فیلامنت وجود داشت.
    نتیجه گیری نهایی: MRC های کم عمق به عنوان فرم تیپیک آب شور، نیاز فیزیولوژیکی شانک در تنظیم اسمزی در آب دریا و محیط های غلیظ تر را فراهم می کند، ولی در محیط های هایپواسموتیک، عملکرد تمامی انواع MRC برای تنظیم اسمزی لازم است.
    کلیدواژگان: شانک زردباله، Acanthopagrus latus، سلول غنی از میتوکندری، فراساختار، تنظیم اسمزی
  • نیما سیاح، سارنگ سروری، ثریا صالح گرگری، محمد ملازم، داود فسخودی صفحه 175
    زمینه مطالعه
    درخواست برای سقط جنین، متعاقب جفتگیری های ناخواسته حیوانات، یکی از متداولترین مراجعات تولید مثلی به دامپزشکان است.
    هدف
    در تحقیق حاضر سعی شد تا با ایجاد ایست قلبی در جنین سگ های آبستن، تعداد جنین ها کاهش داده شود.
    روش کار
    برای این منظور از 6 قلاده سگ آبستن با نژاد مخلوط که بین روزهای 36 تا 54 آبستنی قرار داشتند استفاده شد. مرگ جنینی با تزریق کلرید پتاسیم به داخل حفرات قلبی جنین ها تحت هدایت اولتراسوند و از طریق جدار شکم انجام گرفت.
    نتایج
    سقط انتخابی در 4 سگ (6‎/66% از نمونه ها) با موفقیت به انجام رسید و در 2 مورد دیگر (4‎/33%)به سقط کامل آبستنی منجر گردید؛ در هیچ یک از سگ ها عوارض جانبی متعاقب انجام عملیات رویت نشد.
    نتیجه گیری نهایی: اطلاعات موجود در این تحقیق نشان از امکان القا انتخابی سقط در جنین ها دارد و به نظر می رسد ایجاد مرگ جنینی تحت هدایت اولتراسوند روشی عملی و بی خطر برای کنترل جمعیت در سگ ها بوده و نیز بستر جدیدی برای تحقیقات تولید مثلی در آنان فراهم آورد.
    کلیدواژگان: سگ، سقط، جنین، آبستنی، اولتراسونوگرافی
  • محمدرضا کلباسی، اسماعیل عبدالله زاده، حمید سالاری جو صفحه 181
    زمینه مطالعه
    با توسعه روزافزون نانوتکنولوژی نگرانی های زیادی در خصوص خطرات احتمالی رهایش مواد محتوی ذرات نانو به محیط زیست بوجود آمده است. بطوریکه رهایش این مواد به اکوسیستم های آبی می تواند تاثیرات نامطلوبی روی زیستمندان آنها به همراه داشته باشد. نانو ذرات نقره به دلیل خصوصیات ویژه ضد میکروبی خود، 56% از نانو مواد تولید شده را در سطح جهان به خود اختصاص می دهند.
    هدف
    بررسی اثر نانو ذرات نقره کلوئیدی، بر فلور باکتریایی روده ماهی قزل آلای رنگین کمان است.
    روش کار
    ابتدا با استفاده از روش های طیف سنجی پلاسمای جفت شده القایی(Zetasizer،(ICP و میکروسکوپ الکترونی عبوری (TEM)‎ کیفیت نانو ذرات نقره مورد استفاده ارزیابی گردید و سپس این آزمایش بر روی ماهیان 25 گرمی که به مدت 14 روز در معرض غلظت های mg/L1 و صفر نانو ذرات نقره قرار گرفتند، انجام پذیرفت. سپس تعداد باکتری های مزوفیل، سرمادوست، انتروباکتریاسه و باکتری های اسید لاکتیک روده ماهیان و همچنین باکتری های سرمادوست و مزو فیل آب آکواریوم ها به روش کشت آمیخته مورد شمارش قرار گرفت.
    نتایج
    باکتری های اسید لاکتیکی (LAB)‎، مزوفیل و انتروباکتریاسه روده ماهیان و همچنین باکتری های مزوفیل و سرمادوست آب آکواریوم ها از لحاظ آماری تاثیر پذیری معنی داری در برابر نانو ذرات نقره از خود نشان نداده اند. با این وجود تفاوت آشکاری در اندازه و رنگ کلنی های سرمادوست آب وجود داشت که نشان دهنده تغییر فلور باکتریایی آب است. روده ماهیان در تیمار ppm 1 نانو ذرات نقره جمعیت سرمادوست بیشتری(log cfu/g 02‎/0±49‎/6) نسبت به گروه شاهد(log cfu/g 17‎/0±72‎/5) داشتند05‎/0 < p)‎)نتیجه گیری نهایی: با توجه به اینکه باکتری های سرمادوست نسبت به تیمار نانو ذرات نقره حساسیت پذیری معنی داری داشته اند(05‎/0 p<)، احتمالا می توان از آنها به عنوان شاخصی در پایش رهایش و حضور نانو ذرات نقره در اکوسیستم های آبی بهره برد.
    کلیدواژگان: نانو ذرات نقره، فلور باکتریایی روده، رهایش، قزل آلای رنگین کمان، اکوسیستم آبی
  • مصطفی اخلاقی، زهرا مینوش سیاوش حقیقی، هادی منصوری صفحه 191
    زمینه مطالعه
    بیماری ویبریوزیس یکی از بیماری های مهم در صنعت آبزی پروری است که با واکسیناسیون قابل پیشگیری می باشد.
    هدف
    در این تحقیق به منظور بررسی موقعیت قرار گرفتن لیپوپلی ساکارید دیواره سلولی باکتری ویبریو آنگوئیلاروم به عنوان آنتی ژن تزریقی در سطح سلولی بافت های کبد، طحال و قسمت قدامی روده ماهی قزل آلای رنگین کمان ایمن شده مورد مطالعه ایمونوسیتوشیمی در سطح میکروسکپ الکترونی قرار گرفت.
    روش کار
    یک ساعت پس از تزریق آنتی ژن فوق به روش داخل صفاقی، از بافت های مورد نظر نمونه گیری و مقاطع آماده شده به روش رنگ آمیزی ایمنی غیرمستقیم با استفاده از آنتی بادی پلی کلونال خرگوش علیه لیپوپلی ساکاراید باکتری، نشاندار شده با پروتیئن A متصل به طلا تهیه شدند. مقاطع بوسیله میکروسکوپ الکترونی مورد مطالعه قرار گرفته و محل تلاقی آنتی ژن و آنتی بادی نشاندار شده بعنوان مکان های انتشار لیپوپلی ساکاراید در سطح سلول مشخص گردید. در کنترل نوع اول از آنتی بادی خرگوش متصل به آنتی ژن ویبریو آنگوئیلاروم (ترکیب آنتی ژن و آنتی بادی) و در کنترل نوع دوم از سرم پیش ایمن خرگوش که فاقد آنتی بادی بر علیه آنتی ژن های مورد نظر بود بعنوان کنترل های منفی استفاده شد.
    نتایج
    در بررسی مقاطع تهیه شده به روش ایمونوسیتوشیمی، مشخص شد که نشان ها در سرتاسر سطوح سلولی بافت های مذکور اعم از سیتوپلاسم، هسته، فضای بین سلولی، غشاء پایه و بافت همبند توزیع یافته اند. در اکثر موارد تراکم نشان ها در سیتوپلاسم بیشتر از هسته بود. در مورد کنترل های منفی نیز همچنان که انتظار می رفت، هیچ گونه نشانی در سطح سلول مشاهده نشد.
    نتیجه گیری نهایی: در این مطالعه نشان داده شد که لیپوپلی ساکاراید ویبریو آنگوئیلاروم در تمامی سطوح سلولی کبد، طحال و روده قدامی ماهی قزل آلای رنگین کمان ایمن شده گسترش یافته بود.
    کلیدواژگان: ایمونوسیتوشیمی، ایمن سازی، قزل آلای رنگین کمان، ویبریو آنگوئیلاروم
  • فرهنگ ساسانی، تقی زهرایی صالحی، ا حمدرضا جباری، فریبا خاکی صفحه 199
    درتاریخ11‎/3/ 1389در یک کانون پرورش سگ در استان تهران که 82 قلاده سگ در آن نگهداری می گردید، 7 مورد بیمار شده و 5 مورد تلف گردیدند. علائم بالینی بیماری عبارت بودند از اسهال، اسهال خونی، تب، افسردگی، علائم عصبی و مرگ ناگهانی. یافته های کالبد گشایی عبارت بودند از انتریت هموراژیک، گاستریت موکوسی، وجود کانون های نکروز گرد در حدود cm 0‎/5 در کورتکس مغز به همراه پرخونی و خونریزی. 4 قلاده سگ مورد کالبد گشایی قرار گرفتند. محتویات روده مورد آزمایشات باکتری شناسی قرار گرفت و در نهایت پس از مشخص شدن کلستریدیوم پرفرنژنس به منظور تعیین تیپ آزمایش PCR انجام شد و باکتری کلستریدیوم پرفرنژنس تیپ A مشخص گردید. در 4 قلاده سگ با توجه به ضایعات انتریت هموراژیک، آزمایش سریع آنتی بادی برای بررسی بیماری های ناشی از پارواویروس و دیستمپر انجام گردید که 2 مورد از توله سگ ها از نظربیماری دیستمپر مثبت اعلام گردیدند. با توجه به وجود انسفالیت غیر چرکی، گلیوز همراه با گنجیدگی داخل هسته ای در آستروسیت ها، PVC و پنومونی بینابینی نتیجه گیری گردید که احتمالا ابتدا بیماری دیستمپر عمل کرده، ضایعات اولیه و مهم را به وجود آورده و آنگاه به طور ثانویه ضایعات انتریت هموراژیک و اسهال در اثر باکتری کلستریدیوم پرفرنژنس تیپ A ایجاد شده است.
    کلیدواژگان: سگ، انتریت هموراژیک، دیستمپر، کلستریدیوم پرفرنژنس تیپ
|
  • Behnam Rostami, Amir Niasari, Naslaji, Mahdi Vojgani, Darab Nikjou, Mamaghani, Hamid Amanlou Page 101
    Background
    Postpartum anestrus is a major problem in primiparous dairy cows.
    Objectives
    The objective of this study was to investigate postpartum ovarian activity in primiparous Holstein dairy cows.
    Methods
    Seven primiparous Holstein dairy cows were monitored for ovarian activity using a combination of ultrasound examination and alteration in progesterone concentrations. Daily blood sampling and ultrasound examination were conducted starting from day 6 until the third ovulation postpartum.
    Results
    First wave dominant follicles (>10 mm in diameter) were detected on day 11.5±1.48 postpartum. This follicle did not ovulate in any of the experimental cows. Moreover, none of the cows ovulated within 20 days postpartum. There was no difference in the follicular growth rate and the diameter of ovulatory follicles between the first, the second and the third ovulations postpartum (p>0.05). Interval from calving to the first postpartum ovulation was 48.1±6.89 days. Mean diameter of corpus luteum and progesterone concentrations of the first cycle (18.8±0.94 mm and 2.0±0.24 ng/mL) were significantly less than those of the second cycle (24.0±0.89 mm and 3.6±0.36 ng/mL; p<0.05).
    Conclusions
    In conclusion, increased interval from parturition to the first ovulation is not due to the delayed or lack of the first wave dominant follicle formation after parturition; but is due to the regression of this follicle.
    Keywords: postpartum anestrus, ultrasonography, progesterone, primiparous dairy cows
  • Hassan Morovvati, Hossein Zolgharnein, Mohammad Hossein Noori Moghahi, Rahim Abdi, Amir Ghazilou Page 109
    Background
    Estuarine euryhaline teleosts as reared spotted scat will be continnously encounterd with alterations to water salinities.
    Objectives
    The aim of the present study was to evaluate osmoregulatory capacity of the spotted scat in response to different salinities.
    Methods
    120 fish were categorized into 4 groups of 30 fish each. The fish were transferred from the freshwater to different salinities (5, 10, 20, and 30 g/L) and kept for one month. Tissue sections of the secondary lamella and gill branches were staind using hematoxyline eosin and studied by the light microscope.
    Results
    Transfer from freshwater to different salinities made significant increase (p<0.05) in total chloride cells of the secondary lamella. Furthermore, while chloride cells alterations have been accompanied with decrease in the chloride cell numbers of the lamella such changes made an increase in chloride cell numbers of the gill branches.
    Conclusions
    It can be concluded that the mentioned species has limited osmoregulatory capacity when encountering abrupt salinity changes.
    Keywords: estuarine, osmoregulation, euryhaline, Scatophagus argus L
  • Hossein Ali Arab, Jahangir Kaboutari Katadj, Sadegh Rahbari, Sedigheh Nabian, Ali Reza Soltan Mohammadi, Khodadad Pirali Kheirabadi Page 119
    Background
    Increasing resistance against conventional anticoccidial drugs and the consequence of their residues has paid the attention toward more effective and safe compounds. Artemisia plant is a potential candidate that its anticoccidial effect has been previously discussed.
    Objectives
    This study aimed to produce a granule from the extract of Artemisia siberi and evaluate its anticcocidial effects compared to pure Atremisinin.
    Methods
    Artemisinin was extracted from Artemisia by petroleum ether and then formulated into a wet granule. Experimental coccidiosis was induced in chicks (n=75) by oral administration of 250000 oocysts/chick. chicks were divided into 5 groups of three replicates each (n=15) and one uninfected group (n=15). The infected chicks were treated by oral administration (1mg/kg) of pure artemisinin and granule formulation with three different doses (1, 2.5 and 5mg/kg artemisinin) as feed additive. The treatment was conducted for 5 successive days towever. The fifth infected group and uninfected group did not receive any medication. At the end of treatment, fecal samples of each group were collected for 5 days and the OPG (oocyst per gram) was determined as anticoccidial index.
    Results
    The granule formulation of Artemisia and pure artemisinin significantly (p<0.001) decreased the OPG values in treated groups (30% in treated groups Vs 8% in control). However, there wasnt significant difference between granule formulation and pure artemisinin on OPG reduction (30.39% and 30.35%, respectively).
    Conclusions
    This study showed that the Artemisia siberi granulated extract can be considered as a new effective and safe anticoccidial drug.
    Keywords: coccidiosis, granulated extract, Artemisia sieberi
  • Emad Changizi, Mohammad Reza Salimi Bejestani, Abbas Javheri Vayeghan Page 127
    Background
    Cryptosporidium as an intracellular parasite causes severe diarrhea in calves. Several cases of cryptosporidiosis have been reported in different Iranian regions.
    Objectives
    The aim of this study was to follow cryptosporidiosis occurrence in cattle husbandries of Semnan city in Iran.
    Methods
    Fecal samples were collected from 200 cows and calves, stained by modified Ziehl-Neelsen method and the cryptosporidium oocysts, size were determined.
    Results
    While the collected oocysts (n=40) showed a morphology similar to cryptosporidium parvum they were smaller than this parasite. In this respect, their mean length, width and length to width ratio were 3.44±0.06 µm, 3.55±0.06 µm and 1.03, respectively. By considering these characteristics and the small size of Cryptosporidium ryanae (as a key characteristic for this species) infection with this species has been suggested. However, further molecular studies would be necessary. The mean prevalence of cryptosporidiosis was 17.5%. However, in diarrheal calves, numbers of positive samples were significantly more than the other cattle. In non diarrheal cases, the infection rate was remarkably higher in cattle when compared with heifers and calves. There was not any relation between number of positive cases and type of husbandry, source of water, base of stable and sex of cattle. However, there was positive correlation between number of infected cattle and quality of basement sanitation, the way of using detergents and number of cattle in husbandry.
    Conclusions
    It can be concluded that cryptosporidium ryanae may affect cattle of husbandries in some Iranian regions as Semnan. Hence, improvement of management and good sanitation of husbandry should be considered as control measures.
    Keywords: diarrhea, Iran, cattle, Cryptosporidium ryanae, oocyst
  • Mojtaba Alishahi, Mahdi Soltani, Mehrzad Mesbah, Ashkan Zargar Page 135
    Background
    Enhancement of the immune system seems to be the most promising method of preventing fish diseases and increasing growth rate. Biodegradable and biocompatible immunostimulants obtained from natural sources (particularly herbal extracts) have received great attention for fish.
    Objectives
    In this study the immunostimulatory and growth stimulation effects of herbal extracts (Echinacea purpurea, Boswellia thurifera, Zataria multiflora), Ergosan and Levamisole were evaluated in common carp.
    Methods
    450 fish (11.12±1.22 g) were randomly divided into 6 groups in triplicate and fed with experimental diet for 6 weeks. Fish in groups 1 to 5 were fed by food supplemented with E. purpurea, B.thurifera, Z.multiflora, Ergosan and Levamisole, respectively. Group 6 was fed with basal food without supplementation. The Growth performance indices were evaluated at the end of study and blood samples were collected from 6 fish in each group. packed cell volume, haemoglobin concentration, red blood cell counts, white blood cell counts mean corpuscular hemoglobin, mean corpuscular volume and mean corpuscular hemoglobin concentration were compared among the groups. In each group, thirty fish were challenged with live Aeromonas hydrophila on day 42 and mortality rate was studied.
    Results
    Mortality rate showed no significant difference among groups (p>0.05). Specific growth rate (SGR) and food conversion rate (FCR) showed significant increase in all groups except (Zataria multiflora) compared to the control. Post challenge mortality rate decreased in all groups except (Zataria multiflora) compared to the control (p<0.05). WBC values in Ergosan, E. purpurea and levamisole groups were 7830±590, 7750±500 and 7380±810 per mL respectively which, showed significant (p<0.05) increased compared to the control group (6380±123mL), However no significant changes were seen in the other haematological parameters (p>0.05).
    Conclusions
    It can be concluded that extract of E. purpurea and B.thurifera have immunostimulatory and growth stimulation effects in common carp which are comparable with the effects of two well documented fish immunostimulants, Ergosan and Levamisole.
    Keywords: Boswellia thurifera, Zataria multiflora, levamizol, ergosan, Echinacea purpurea
  • Behnam Ghorbanzadeh, Ali Shahriari, Seyed Reza Fatemi Tabatabaei Page 143
    BACGROUND: Traditional medicine can be considered as a method to reduce dietary obesity. OBJECTIVS: The aim of the present study was to assess the protective effect of Iranian green and black tea on diet induced obesity.
    Methods
    Twenty four male Wistar rats (180±20 g) were divided into four groups. Control group was fed with rat regular diet (4% fat), and the three reminder groups were fed by high fat diet (25% fat). While control (C) and a high fat group (HF) had ad libitum access to water, the rest high fat groups had free access to drinking black tea (HF+BT) or green tea (HF+GT) instead of water. Eight week later rats were euthanized, weighed and their abdominal fat and organs separated and weighed.
    Results
    While Feed intake showed significant decrease in HF group compared with the control group (99.25±12.03 vs. 113.59±14.40 g/day; p<0.05), the levels of energy intake (454.54±55.09 vs. 405.52±51.43 kcal/day; p<0.05) and weight showed increase (283.33±13.84 vs. 223.33± 15.11g; p<0.05). Green and black tea made decrease in body weight gain compared to the HF group (71.67±1.61g and 57±12.95 vs. 104.33±21.75 g; p<0.05). However, the abdominal fat was just lower in HF+BT group than the HF group (2.90±0.56 vs. 4.19+.77g; p<0.05).
    Conclusions
    Consumption of Iranian black and green tea may help to regulate body weight and reduce weight gain induced by high caloric food.
    Keywords: green tea, black tea, obesity, rat
  • Ardeshir Mohit, Hossein Sadeghpoor, Ali Reza Hesabi, Farhang Roozmehr Page 149
    Background
    Determination of energy requirement and its effect on the immune system is one of the most important research topics in poultry and avian research area.
    Objectives
    To determine the effect of different levels of metabolizable energy (ME) on the production performance and immune responses of Iranian native hens.
    Methods
    The experiment was conducted based on a completely randomized design with 6 treatments (2400, 2500, 2600, 2700, 2800 and 2900 kcal/kg ME) and 5 replicates of 10 samples each. Egg production and feed intake were measured both daily and weekly. Humoral immune function was measured by hemagglutination inhibition (HI) test on the 6th and 12th days after intramuscular injection of sheep red blood cells (SRBC). Cellular immunity was determined using responses of cutaneous basophil hyper-sensitivity (CBH) to phytohemagglutinin injection. Data were analyzed using GLM procedure.
    Results
    The results showed that dietary energy had a significant effect on the feed intake in such a way that increasing dietary energy linearly decreased the feed intake (p<0.05). There was no significant difference among the treatment groups in egg production, egg mass and egg weight (p>0.05). There were not significant difference among groups in terms of total antibodies against SRBC, IgG and IgM. However, IgM showed increase in response to different levels of energy on day 12 of injection (p<0.05) with the highest response for the diet contained 2800 kcal/kg ME. The CBH response showed a gradual increase based on increasing the dietary ME levels over 24 and 28 h after injection. Meanwhile diet contained 2900 kcal/kg ME showed the maximum CBH response at 24 and 28 h (0.28± 0.017 and 0.34±0.026mm, respectively).
    Conclusions
    The results of this experiment showed that the dietary ME in the range of 2800 to 2900 kcal/kg made the highest effect on immune responses of Iranian native hens.
    Keywords: production performance, immune response, phytohemagglutinin, hens, metabolizable energy
  • Mohammad Abdoshah, Seyed Ali Pourbakhsh, Seyed Mostafa Peighambari, Bahram Shojadoost, Reza Momayez, Zohreh Mojahedi Page 159
    Background
    Newcastle disease (ND) is caused by serotype I of avian paramyxoviruses. The ND virus (NDV) strains are conveniently grouped as velogenic, mesogenic, lentogenic, and nonpathogenic-intestinal pathotypes.
    Objectives
    The purpose of this study was to determine the pathogenicity indices of the isolated NDVs from poultry flocks in Iran.
    Methods
    Samples were provided from poultry flocks in different provinces of Iran and prepared for NDV isolation. From many isolated NDVs, 12 isolates belonged to 10 provinces with highly populated poultry farms which were selected for this study. A clone for each of these virus isolates was generated using limiting dilution procedure. Then, the mean death time (MDT), intracerebral pathogenicity index (ICPI), and intravenous pathogenicity index (IVPI) were determined for each virus clone and compared with those of standard virulent strains such as Hertz 33.56 and Texas GB.
    Results
    The results showed that the pathogenicity indices of the NDVs in the present study ranged from 41.6 - 60 hr for MDT, 1.76 - 1.91 for ICPI, and 2.68 - 2.88 for IVPI indicate which the velogenic type of our viruses.
    Conclusions
    The findings of this study suggested that the very virulent NDVs currently circulating in Iranian poultry flocks are close to and even more virulent than standard virulent NDVs. Isolation, identification, pathotype determination, and molecular characteriz-ation of Iranian NDVs may help authorities to make right decisions to reduce the risks posing the Iranian poultry industry.
    Keywords: Iran, poultry, Newcastle disease virus, pathogenicity indices, pathotype
  • Abdol Ali Movahedinia, Ahmad Savari, Amir Parviz Salati Page 165
    BACKGROUNGD: Alterations to mitochondria-rich cells (MRC) in the fish gill epithelium have been previously reported.
    Objectives
    To specify the variation pattern of apical openings in mitochondria- rich cells in short and long terms exposure to different salinities.
    Methods
    Yellowfin seabream, (Acanthopagrus latus) was subjected to different salinities (freshwater, 5, 20 and 60ppt) besides the normal environmental salinity in the Musa creek (42ppt) over 21days, with three replicates for each condition. Samples were collected at the 1st, 7th and 21st days of experiment. Dissected gill arches were fixed in 2% glutaraldehyde+2% paraformaldehyde (pH=7.4) at 4°C and studied using scanning electron microscopy.
    Results
    Three subtypes of mitochondria-rich cells (shallow basin, deep hole and wavy convex) were detected in the gill epithelium based on different environmental salinities. While most of mitochondria-rich cells were present in seawater group, all of them were detected as the shallow basin subtype in 60 ppt group. Meanwhile, decrease in salinity to 20ppt, made morphological changes in the apical membrane of the mitochondria-rich cells on day 7, so that most of these cells have been detected as wavy convex or shallow basin subtypes. On the other hand, on day 21 they showed a pattern similar to the basal status. Furthermore,when they were transferred to hypoosmotic medium (5ppt and FW), rapid changes were exhibited in the apical membrane of mitochondria-rich cell which were stabilized after 21 days so that all subtypes of mitochondria-rich cells were observed in photomicrographs of gill filaments.
    Conclusions
    Shallow basin mitochondria-rich cells as typical cells in seawater fish species, would be able to do osmoregulation in hyperosmotic environment in yellowfin seabream, yet in hypoosmotic conditions all sub- types of the mitochondria-rich cells would be required.
    Keywords: ultrastructure, osmoregulation, mitochondria rich cell, Acanthopagrus latus, yellowfin seabream
  • Nima Sayyah, Sarang Soroori, Soraya Saleh Gargari, Mohammad Molazem, Davod Faskhoodi Page 175
    Background
    Unwanted pregnancy termination is a big issue for dog owners.
    Objectives
    In this study we attempted to reduce the number of fetuses in pregnant bitches through ultrasound-guided induced fetal death.
    Methods
    The study was performed on 6 privately owned crossbred pregnant bitches, in the second and third trimester of pregnancy, with variable number of fetuses (n=2 to 8). Fetal death was induced by transabdominal injection of potassium chloride (KCl) into the fetal cardiac chamber under ultrasonographic guidance.
    Results
    While selective fetal reduction was successfully achieved in 4 bitches (66.6%) 2 bitches showed complete pregnancy termination.
    Conclusions
    Data presented in this research provide evidence for possible use of this technique in order to selectively reduce the number of fetuses without whole pregnancy termination in the bitch. Ultrasound-guided induced fetal death seems to be a safe procedure and a viable method for reducing the number of fetuses with no side effect in the bitch.
    Keywords: fetus, abortion, pregnancy, ultrasound, bitch
  • Mohammad Reza Kalbassi, Esmaeel Abdollahzadeh, Hamid Salari, Joo Page 181
    Background
    Increasing developments in nanotechnology in recent years have raised the possible risk of release of nanoparticles into the aquatic environment, which could adversely affect organisms. Silver nanoparticles possess antibacterial activities and constitute almost 56% of total manufactured nanoparticles which are currently in use.
    Objectives
    The aim of this study was to evaluate the effects of colloidal silver nanoparticles on bacterial flora of rainbow trout gut.
    Methods
    The Induced Coupled Plasma (ICP), Zetasizer and Transmission Electron Microscope (TEM) methods were used in order to ensure the quality of silver nanoparticles. 90 Fish (25±0.5 g) in Faculty of Marine Sciences were exposed to zero and 1 mg/L of silver nanoparticles over 14 days. Total viable bacterial counts and psycrotrophic bacteria, entrobacteriaceae and lactic acid bacteria counts of fish,s gut and total viable bacterial counts and psycrotrophic bacteria counts of water were determined.
    Results
    There was not any effect of nonoparticles on the bacterial counts (lactic acid bacteria, psycrotrophic and enterobacteriaceae) of the fish,s gut and bacterial counts (psycrotrophic and total viable of the water. However, there were significant differences between control and 1 ppm treatments based on the size and color of psycrotrophic colonies. Furthermore, the psycrotrophic bacterial counts of fish,s gut in the 1 ppm treatment showed significant increase (6.49±0.02 log cfu/g) compared to the control group (5.72 ± 0.17 log cfu/g) (p<0.05).
    Conclusions
    The psycrotrophic bacteria represented the most sensitivity to nanoparticles among all studied bacterial groups (p<0.05); so, changes in the number of these bacteria may be considered as an indicator in monitoring the release and presence of silver nanoparticles in aquatic ecosystems.
    Keywords: releasing, aquatic ecosystem, rainbow trout, silver nanoparticles, gut bacterial flora
  • Mostafa Akhlaghi, Zahra Meinoosh Siavosh Haghighi, Hadi Mansouri Page 191
    Background
    Vibriosis has been recognized as a major bacterial disease in aquaculture industry. The development of effective vaccines has significantly reduced the impact of this disease.
    Objectives
    The aim of this study was to follow distribution of the antigenic Vibrio anguillarum cell wall lipopolysaccharide (LPS) in liver, spleen and anterior intestinal cells of rainbow trout (Oncorhynchus mykiss) using immunocytochemistry.
    Methods
    Rainbow trout was intraperitoneally injected with V. anguillarum LPS. One hour later, liver, spleen and anterior intestine samples were collected to study the LPS distribution in the tissue sections using immunocytochemistry and Transmission Electron Microscope. Rabbit polyclonal antibody against the protein-A gold (pAg) labeled-LPS was applied to show electron density of the pAg using an indirect immunocytochemical method at the site of antigen- antibody interaction on the fish tissues. A pre-absorbed immune rabbit antibody and a pre-immune rabbit serum were considered as negative controls.
    Results
    Results showed that the labels were evenly distributed over cell cytoplasm, nucleus, intracellular spaces, basal membrane and connective tissue in the liver, spleen and anterior intestine. In most cases, more labels were detected in cytoplasm than nucleus while no label was observed in negative controls.
    Conclusions
    Immunocytochemical study of tissues and cells in the immunized fish with V. anguillarum LPS showed extensive distribution of the antigen in hepatocytes, splenocytes and enterocytes.
    Keywords: immunization, Vibrio anguillarum, immunocytochemistry, rainbow trout
  • Farhang Sasani, Taghi Zahraie Salehi, Ahmad Reza Jabbari, Fariba Khaki Page 199
    On June 2010, inTehran province 7 out of 82 dogs in a kennel, showed clinical signs of enteritis which resulted in death (n=5). Clinical findings were diarrhea, dysentery, fever, depression, neural sings and sudden death. Necropsy findings revealed hemorrhagic enteritis, catarrhal gasteritis, multifocal necrosis up to 0.5cm in diameter in cerebral cortex with hyperemia and hemorrhage. Necropsy was done on 4 cases and intestinal contentes were cultured to characterize Clostridium perfringens type using PCR. Rapid test antibody for parvovirus and distemper virus showed that 2 out of 4 puppies were positive against distemper virus. According to nonsup- purative encephalitis, gliosis, intranuclear inclusion bodies in astrocytes, packed cell volume, interstitial pneumonia and positive reaction to distemper virus it can be concluded that primary distemper disease has been followed by, hemorrhagic enteritis and diarrhea as a secondary infection to Clostridium perfringens type A.
    Keywords: distemper, dog, hemorrhagic enteritis, Clostridium perfringens type A