فهرست مطالب

چغندر قند - سال بیست و هفتم شماره 2 (پاییز و زمستان 1390)
  • سال بیست و هفتم شماره 2 (پاییز و زمستان 1390)
  • تاریخ انتشار: 1390/11/18
  • تعداد عناوین: 8
|
  • محمدرضا میرزایی، محمد عبداللهیان نوقابی صفحه 117
    پژوهش حاضر به منظور بررسی روند رشد گیاه چغندرقند در شرایط اقلیمی همدان و شناخت عوامل موثر بر کمیت و کیفیت محصول و هم چنین شاخص های فیزیولوژیک اجراء گردید. دو آزمایش تاریخ کاشت در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار و 11 مرحله برداشت انجام شد. نمونه برداری از کرت ها به روش تخریبی و تجزیه رشد به روش رگرسیونی و براساس تغییرات شاخص سطح برگ، وزن خشک برگ و ماده خشک کل که مبنای تجزیه رشد هستند، انجام شد. نتایج نشان داد حداکثر سرعت رشد گیاه زراعی (CGR) در تاریخ کاشت اول 90 روز پس از کاشت و به ترتیب معادل 2/20 و 3/23 گرم در مترمربع در روز در سال 1381 و 1382 اندازه‪گیری شد. بیشترین سرعت رشد محصول در تاریخ کاشت دوم در سال 1381 و 1382 به ترتیب پس از 110 و96 روز از زمان کاشت به 5/29 و0/25 گرم در مترمربع در روز رسید. بیشترین شاخص سطح برگ (LAI) تاریخ کاشت اول در حدود سه ماه پس از کاشت در سال 1381 به 5/2 و در سال 1382 معادل 6/2 شد که از لحاظ زمانی منطبق بر حداکثر میزان سرعت رشد محصول بود ولی در اواخر دوره رشد میزان سطح برگ به آرامی کاهش یافت. سرعت رشد نسبی (RGR) در اوایل دوره رشد در بیشترین مقدار خود بود و در طول دوره رشد چغندرقند به صورت رابطه خطی سیر نزولی داشت. تغییرات سرعت جذب خالص (NAR) در ابتدا به صورت بطئی افزایش و سپس با بزرگ شدن برگ ها و سایه اندازی آن ها روند نزولی پیدا کرد. بیشترین سرعت رشد ریشه چغندرقند (CGR-r) در تاریخ کاشت اول در سال 1381 و 1382 به ترتیب 94 و 92 روز پس از کاشت به 1/10 و 0/20 گرم در مترمربع در روز اتفاق افتاد و پس از آن روند نزولی داشت. در تاریخ کاشت دوم بالاترین میزان CGR-r نیز 0/14 و 3/17 گرم در مترمربع در روز بود که به ترتیب 108 و 95 روز پس از کاشت در سال 1381 و 1382 به دست آمد. به طور کلی عملکرد بالقوه ریشه در شرایط اقلیمی همدان در کشت زود نسبت به کشت تاخیری طی دو سال اجرای آزمایش برتری قابل توجهی داشت و شاخص های فیزیولوژیکی مربوط به روند رشد چغندرقند طی فصل رشد به خوبی با پتانسیل عملکرد محصول همخوانی داشت. لذا با توجه به تغییرات اقلیمی و پدیده گرم شدن کره زمین، کشت چغندرقند در اولین فرصت ممکن در منطقه از لحاظ شاخص های فیزیولوژیکی و هم چنین عملکرد چغندرقند قابل توجیه و توصیه می باشد.
    کلیدواژگان: تاریخ کاشت، درجه روز رشد، روند رشد، شاخص رشد، شاخص سطح برگ، عملکردریشه
  • علی جلیلیان، وحید دبیری، علی خورگامی، جهانشاه بساطی، ولی الله یوسف آبادی صفحه 135
    به منظور شناخت بیشتر از جوانه‪زنی و سبزشدن ارقام منوژرم چغندرقند در شرایط تنش رطوبت این تحقیق به‪صورت سه آزمایش اجرا گردید. در آزمایش اول کیفیت جوانه‪زنی بذر سه رقم منوژرم (رایزوفورت تولید داخل، رسول و زرقان) در پنج سطح تنش رطوبت (0، 2-، 4-، 6- و 8- بار) در داخل ژرمیناتور با دمای 15 درجه سانتی‪گراد و به روش بین کاغذ (B.P) مورد بررسی قرار گرفت. در این آزمایش با شروع جوانه‪زنی هر روز بذرهای جوانه‪زده شمارش گردید و در پایان، درصد جوانه‪زنی و سرعت جوانه‪زنی تعیین شد. آزمایش دوم، مشابه آزمایش اول بود اما در این آزمایش در 14 روز بعد از کاشت درصد گیاهچه های نرمال و غیرنرمال تعیین و سپس طول ریشه‪چه، طول ساقه‪چه و نسبت آن‪ها و هم‪چنین وزن‪خشک ریشه‪چه و ساقه‪چه و نسبت آن‪ها در هر تیمار اندازه‪گیری شد. در آزمایش سوم سه رقم ذکر شده در داخل اتاقک رشد و در داخل خاک لومی تحت تنش رطوبت 5/17، 20، 5/22 و 25 (شاهد) درصد رطوبت وزنی خاک مورد ارزیابی قرار گرفت در این بخش نیز با شروع سبز شدن هر روز تعداد بذرهای سبز شده شمارش گردید و سرعت سبز شدن، زمان رسیدن به 50 درصد سبز شدن و هم‪چنین درصد سبز نهائی در هر رقم و تیمار تعیین شد. طرح آماری برای همه آزمایش‪ها به‪صورت آزمایش فاکتوریل دو عاملی (سطوح هر فاکتوردر هر آزمایش باتوجه به تعداد تیمارها متفاوت بود) و در قالب طرح کرت‪های کاملا تصادفی با چهار تکرار بود. محل اجرای طرح، آزمایشگاه های مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی کرمانشاه بود. نتایج آزمایش اول نشان داد تاثیر تنش رطوبت روی صفات درصد جوانه‪زنی و زمان رسیدن به 50 درصد جوانه‪زنی معنی‪دار است به‪طوری‪که با افزایش تنش رطوبت درصد جوانه‪زنی کاهش می‪یابد. هم‪چنین نتایج نشان داد که درصد جوانه‪زنی رقم رایزفورت بیشتر از درصد جوانه‪زنی دو رقم رسول و زرقان بود. نتایج آزمایش دوم حاکی از آن بود که اثر تنش رطوبت روی گیاهچه های نرمال و بذرهای جوانه نزده در سطح احتمال یک درصد معنی‪دار است. نتایج آزمایش سوم نیز نشان داد که تنش رطوبت بر صفات درصد سبزشدن، سرعت سبزشدن و زمان رسیدن به 50 درصد سبزشدن تاثیر معنی‪داری دارد، بر اساس نتایج این آزمایش در رطوبت وزنی خاک کمتر از 5/17 درصد(مکش خاک 6- بار)، سبزشدن بذر چغندرقند به‪شدت کاهش می‪یابد و از 20 تا 25 درصد رطوبت وزنی (مکش معادل 3- تا 3/0- بار) خاک رس تفاوت معنی‪داری از نظر درصد سبزشدن بذر چغندرقند وجود ندارد.
    کلیدواژگان: بذر منوژرم، تنش رطوبت، جوانه‪زنی، چغندرقند، ژرمیناتور
  • حمید زارع ابیانه، الهام فرخی، مریم بیات ورکشی، محمود احمدی صفحه 153
    به‪منظور تعیین نیاز آبی گیاه چغندرقند و تاثیر تغییرات آب مصرفی بر برخی مولفه های تولید، آزمایشی به‪مدت چهار سال (1373 الی 1376) در ایستگاه تحقیقات کشاورزی اکباتان همدان اجرا گردید. بدین منظور، نیاز آبی بهینه، عملکرد ریشه و قند، کارایی مصرف آب بر پایه عملکردریشه، درصدقند و بازده مصرف آب براساس عملکردقند در شرایط عدم محدودیت آب و مواد غذایی به روش بیلان آبی طی چهار دوره رشد 130، 134، 152 و 162 روزه اندازه‪گیری و مقایسه شدند. هم‪چنین به‪طور هم‪زمان نیاز آبی گیاه مرجع (چمن) با استفاده از لایسیمتر اندازه‪گیری گردید تا روند تغییرات ضریب گیاهی چغندرقند بررسی گردد. نتایج بررسی ها، حجم آب مصرفی چغندرقند را طی چهار سال به ترتیب 8427، 7328، 10256 و 9026 مترمکعب در هکتار با میانگین 8759 مترمکعب در هکتار نشان داد. میانگین چهار ساله حداکثر ضریب گیاهی در مرحله میان فصل 04/1 و حداقل آن در مرحله آغازین برابر 42/0 به‪دست آمد. بیشترین عملکردریشه، قند و درصد قند با طول دوره رشد 162 روزه، به ترتیب 8/116، 36/20 تن در هکتار و 43/17 درصد به‪دست آمد. کمترین مقدار عملکردهای ریشه، قند و درصد قند در دوره رشد 130 روزه به ترتیب برابر 21/52، 5/8 تن در هکتار و 26/16 درصد اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که در دوره رشد 130 روزه ضمن کاهش عملکردریشه، کارآیی مصرف آب برای عملکردریشه و عملکردقند نیز به‪ترتیب به 1/7 و 2/1 کیلو گرم به ازای هر مترمکعب آب مصرفی کاهش یافت. در دوره رشد طولانی‪تر مقدار کارآیی مصرف آب برای عملکرد‪ریشه و عملکردقند به ترتیب 4/11 و دو کیلوگرم بر مترمکعب آب مصرفی بدست آمد.
    کلیدواژگان: چغندرقند، ضریب گیاهی، عملکرد، کارآیی مصرف آب، لایسیمتر، نیازآبی
  • علی سلیمانی، پیام نجفی، مهرداد دهنوی، محمد حسام شاهرجبیان صفحه 169
    روش هارگریوز- سامانی از جمله روش های محاسبه تبخیر و تعرق گیاه بوده که به حداقل داده های هواشناسی نیازمند است. به منظور ارزیابی مدل ET-HS در تعیین نیاز آبی محصول چغندرقند در منطقه اصفهان، تحقیقی در سال 1384 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان اصفهان اجرا درآمد. آزمایش تحقیق به صورت طرح بلوک های کامل تصادفی با شش تیمار مدیریت آبیاری در سه تکرار اجرا شد. تیمارهای آبیاری شامل: 50، 75، 100، 125، 150 درصد نیاز آبی گیاه براساس مدل ET-HS و شاهد براساس 90 میلی متر تبخیر از طشتک تبخیر کلاس A در طول فصل رشد بود. نتایج نشان داد که اثر تیمارهای آبیاری بر مقدار ماده خشک کل و عملکردریشه معنی دار بود. هم‪چنین در تیمار آبیاری معادل 150 درصد نیاز آبی عملکردریشه افزایش پیدا کرد ولیکن درصدقند تا 100 درصد نیاز آبی گیاه افزایش (هر چند غیرمعنی‪دار) و پس از آن کاهش یافت. عملکرد شکرسفید تا 125 درصد نیاز آبی گیاه به میزان 7/8 تن در هکتار به صورت معنی داری افزایش و پس از آن با افزایش مصرف آب کاهش یافت. بالاترین کارایی مصرف آب برای عملکرد ریشه در تیمار 50 درصد نیاز آبی حاصل شد. با توجه به دقت مدل ET-HS در تیمار شاهد می توان از این مدل برای آبیاری محصول چغندرقند در مناطقی مشابه اصفهان در طی فصل زراعی استفاده کرد و بدون استفاده از داده های تبخیر و تعرق و یا داده های تخلیه رطوبتی خاک و فقط براساس اطلاعات درجه حرارت هوا نسبت به تعیین نیاز آبی چغندقند اقدام کرد به طوری‪که محصول کاهش نداشته و با مصرف حداقل ممکن آب عملکرد مناسب شکر قابل استحصال را برداشت نمود.
    کلیدواژگان: چغندرقند، مدل ET، HS، مناطق نیمه خشک، نیاز آبی
  • اکبر سهرابی، محمدعلی چگینی صفحه 185
    این تحقیق در اراضی دانشکده کشاورزی دانشگاه لرستان بین طول شرقی و عرض شمالی انجام گرفت. براساس اطلاعات نزدیک ترین ایستگاه هواشناسی سینوپتیک، منطقه مورد مطالعه، جزء اقلیم نیمه خشک می باشد. میانگین حداکثر درجه حرارت روزانه منطقه در تیرماه برابر با 5/29 و میانگین حداقل درجه حرارت روزانه در دی ماه 5/5 درجه سانتی گراد ثبت شده است. متوسط بارندگی منطقه 509 میلی متر در سال است. چهار نیمرخ شاهد از تعداد 30 نیمرخ حفر شده انتخاب گردید. خاک ها در دو رده اینسپتی سول و انتی سول قرار گرفتند و در مجموع چهار فامیل و 12 واحد اراضی خاک تشخیص داده شد. هدف از این تحقیق مقایسه ارزیابی کیفی تناسب اراضی و پتانسیل تولید تابشی– حرارتی به روش فائو در دو منطقه خرم آباد و دشت سیلاخور بود. نتایج نشان داد که پتانسیل تولید چغندرقند در خرم آباد برابر با 67590 کیلوگرم در هکتار و کلاس های تناسب اراضی به روش پارامتریک S2 و S3 می باشد. در صورتی که در دشت سیلاخور کلاس تناسب اراضی S2، S3 و Ns به دست آمد. محدودیت های اصلی خاک در خرم آباد شامل کربنات کلسیم، پستی و بلندی و سنگریزه است، در صورتی که در دشت سیلاخور زهکشی، پستی و بلندی، بافت خاک، سنگریزه، واکنش خاک و درصد سدیم تبادلی می باشند. بنابراین عملکرد کشاورزان می تواند با رفع محدودیت های قابل اصلاح خاک و ارتقاء مدیریت افزایش یابد. در این روش به جای نمونه برداری از کلیه پروفیلها از نیمرخ های انتخابی نمونه گیری کردند، لذا هزینه های آزمایش های شیمیایی، فیزیکی و مینرالوژیکی نمونه های خاک در این روش کمتر است.
    کلیدواژگان: ارزیابی اراضی، پتانسیل تولید تابشی - حرارتی، چغندرقند، روش فائو، روش پارامتریک
  • بابک بابایی، محمد عبداللهیان نوقابی، حمید نوشاد، سعید واحدی صفحه 197
    سلولز یکی از مواد اولیه مورد نیاز صنایع می‪باشد که به‪طور وسیع در تهیه رنگ‪ها، کاغذ، نساجی، کشاورزی، محصولات آرایشی و بهداشتی کاربرد دارد. تفاله و مازاد خمیر چغندرقند در مرحله عیارسنجی یکی از منابع سلولز به‪شمار می‪آید. این طرح با هدف بررسی امکان تولید سلولز از تفاله یا مازاد خمیر چغندرقند در مرحله عیارسنجی به‪صورت آزمایش فاکتوریل (2×3×3) بر پایه طرح کرت‪های کاملا تصادفی در سه تکرار انجام شد. به این منظور ابتدا مازاد خمیر چغندرقند نمونه های عیارسنجی شده جمع آوری، شسته، خشک و آسیاب شد. سپس نمونه آسیاب شده توسط اسید کلریدریک 6/0 نرمال در دمای 45 درجه سانتی‪گراد به مدت 48 ساعت هیدرولیز و با آب در دمای 70 درجه سانتی‪گراد به مدت یک ساعت مخلوط گردید تا پکتین و ترکیبات پکتینی موجود به‪صورت محلول از مخلوط جدا شدند. باقی‪مانده تفاله در این مرحله را پس از شستشو و خشک کردن به نسبت یک گرم تفاله و 100 میلی‪لیتر محلول سود در سه سطح با غلظت 5/2، 5 و 5/7 درصد (w/v)، در سه مدت زمان تاثیر سود شامل هشت، 10 و12 ساعت و دمای تاثیر سود در دو سطح 25 و 45 درجه سانتی‪گراد تیمار گردیدند تا پلی‪ساکاریدهای محلول در محیط قلیایی از سلولز جدا شوند. صفات اندازه‪گیری شده در این تحقیق شامل خلوص نسبی، ویسکوزیته و جرم ملکولی سلولز استخراجی بودند. نتایج نشان داد اثر غلظت سود و مدت هم‪زدن و اثر متقابل این دو عامل بر صفت خلوص نسبی در سطح احتمال پنج درصد معنی‪دار است. به‪علاوه مشخص گردید که بین تیمارهای مورد بررسی سلولز استخراج شده توسط تیمار سود و غلظت پنج درصد در مدت همزدن 12 ساعت و دمای 45 درجه سانتی‪گراد به‪طور معنی‪داری از شرایط کیفی بهتری برخوردار است به‪طوری که میانگین صفات خلوص نسبی 2/95 درصد، ویسکوزیته 9/15 میلی‪پاسکال در ثانیه و جرم‪ملکولی 255000 گرم بر مول به‪دست آمد که از سایر تیمارهای مورد بررسی به‪طور معنی‪داری بیشتر بود. بنابراین با این روش می‪توان سلولزی با خلوص نسبی 2/95 درصد از تفاله چغندرقند به‪دست آورد.
    کلیدواژگان: استخراج، تفاله چغندرقند، خلوص نسبی، سلولز، مازاد خمیر عیارسنجی، ویسکوزیته
  • مجید احمدیان، امیر محمدی نژاد، رضا رحیمی صفحه 211
    چغندرقند یکی از محصولات صنعتی بخش کشاورزی است که نقش مهمی در تامین شکر موردنیاز داخل دارد. با توجه به بالا بودن سهم شکر وارداتی از شکر مصرفی، یکی از راه کارهای تامین قند و شکر موردنیاز کشور، استفاده از سیاست های حمایتی است. یکی از این سیاست ها، سیاست بهبود تکنولوژی می باشد. به منظور ارزیابی اثر این سیاست، معادلات عرضه و تقاضای چغندرقند طی سال های 87-1350، با استفاده از روش حداقل مربعات دو مرحله ای(2SLS)، برازش و سپس تاثیر بهبود تکنولوژی بر رفاه تولیدکنندگان و مصرف کنندگان و در نهایت رفاه اجتماعی در قالب سه سناریوی یک، چهار و 10 درصد کاهش قیمت، ناشی از بهبود تکنولوژی بررسی گردید. نتایج نشان می دهد کشش قیمتی تقاضا 02/0- و کشش قیمتی عرضه 013/0 می باشد. هم چنین یافته ها حاکی از آن است که در تمامی سناریوها با توجه به سهم مازاد رفاه مصرف کننده از کل مازاد رفاه اجتماعی، اجرای این سیاست مصرف کنندگان را بیشتر مورد حمایت قرار می دهد.
    کلیدواژگان: چغندرقند، حداقل مربعات دو مرحله ای، رفاه اجتماعی، سیاست حمایتی، عرضه و تقاضا
  • حمید محمدی، محمود صبوحی صابونی، براتعلی سیاسر، بهروز میر صفحه 225
    افزایش آگاهی فنی و تخصصی اعضاء تعاونی های تولیدی کشاورزی از نقاط قوت آن ها برای کارکرد موفقیت آمیز در راستای اهداف کلان توسعه، به حساب می آیند. عدم ارتقای سطح دانش فنی اعضاء به عنوان یکی از مهم ترین موانع برای گسترش و موفقیت تعاونی ها تلقی شده است. دراین مطالعه نقش تعاونی های تولید استان فارس در ارتقای سطح دانش فنی چغندرکاران مورد ارزیابی قرار گرفت. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه بود که روایی آن از طریق نظرخواهی از متخصصان و کارشناسان و پس از چند مرحله اصلاح و بازنگری به دست آمد. ضرایب آلفای کرونباخ (a) برای به دست آوردن پایایی در بخش های مختلف پرسشنامه بین 71/0 تا 82/0 محاسبه شد که نشان از اعتبار بالای این ابزار داشت. داده های این مطالعه از پرسشنامه های 148 زارع چغندرکار عضو و غیرعضو تعاونی های تولید استان که به روش نمونه گیری طبقه بندی شده ی تصادفی چند مرحله ای انتخاب شده بودند، جمع آوری شد. به منظور تحلیل داده های به دست آمده از روش تحلیل واریانس عاملی استفاده گردید. نتایج مطالعه نشان داد که عوامل فردی شامل سطح سواد و سن زارعین در کنار اندازه مزرعه آن ها، تاثیری بر ارتقای سطح دانش کشاورزان نداشته اند. علاوه بر این، عضویت در شرکت های تعاونی نیز به تنهایی عامل تاثیرگذار بر افزایش سطح دانش فنی کشاورزان نبود. این درحالی است که تاثیر منطقه و در پی آن، اثرات متقابل منطقه کشت و عضویت در شرکت تعاونی بر سطح دانش فنی کشاورزان معنی دار بود. در عین‪حال، استفاده از خدمات ترویجی دلیل برتری شاخص سطح دانش چغندرکاران شهرستان های مختلف نبود. بنابراین، نیروی محرکه‪ی خدمات ترویجی به صورت کارا در تمام شهرستان ها برای ارتقای سطح دانش فنی عمل نکرده است.
    کلیدواژگان: چغندرقند، خدمات ترویجی، تعاونی تولید، تحلیل واریانس عاملی، دانش فنی
|
  • M.R. Mirzaei, M. Abdollahian, Noghabi Page 117
    The current study was carried out to examine sugar beet growth pattern in climatic conditions of Hamedan, Iran and to recognize the factors affecting its quantity and quality as well as the physiological indices. Two sowing date experiments were conducted on the basis of a Randomized Complete Block Design with four replications and 11 harvests. The plots were destructively sampled and the growth was analyzed by regression method on the basis of the variations of leaf area index, leaf dry weight and total dry weight which are the basis of growth analysis. Results revealed that the maximum crop growth rate of the earlier sowing date reached to 20.2 and 23.3 g.m-2.d-1 90 days after planting in 2002 and 2003, respectively. In the second sowing date, maximum crop growth rate reached to 29.5 and 25.0 g.m-2.d-1 110 and 96 days after planting in 2002 and 2003, respectively. Maximum leaf area index of the earlier sowing date was obtained about three months after planting approximately concurrent with the realization of maximum crop growth rate and reached to 2.5 in 2002 and to 2.6 in 2003, but it started to slowly decrease at later growth period. Relative growth rate was the highest at the early growth period and linearly decreased during growth period. Net assimilation rate firstly increased slowly, but as the leaves grew and shaded each other, it started to decrease. The highest root growth rate in the earlier sowing date reached to 10.1 and 20.0 g.m-2.d-1 94 and 92 days after planting in 2002 and 2003, respectively. The highest root growth rate in the second sowing date reached to 14.0 and 17.3 g.m-2.d-1 108 and 95 days after planting in 2002 and 2003, respectively. In total, root potential yield was considerably higher in the earlier than in the delayed sowing date under climatic conditions of Hamedan in both years. The sugar beet growth pattern-related physiological indices were greatly consistent with crop yield potential during growing season. Therefore, given the climate changes and global warming, sugar beet sowing in the earliest possible date in Hamedan is recommended in terms of physiological indices and yield.
    Keywords: GDD, Growth index, Growth pattern, Leaf area index, Root yield, Sowing date
  • A. Jalilian, V. Dabiri, A. Khurgami, J. Basati, V. Uosefabadi Page 135
    In order to further understand the emergence and germination of sugar beet monogerm cultivars under moisture stress, the current study was carried out at three stages. At the first stage, the quality of germination of three monogerm cultivars (Rizofort, Rasoul and Zarghan) were studied under five moisture stress levels (0, -2, -4, -6 and -8 bars) in germinator at 15°C by between-paper method. At this stage, after the onset of the germination, the number of germinated seeds was daily counted and at the end, germination percentage and rate was determined. The second stage was similar to the first one with the difference that at this stage, the percentage of normal and abnormal seedlings was determined 14 days after sowing and then, radicle length, coleoptile length and their ratio as well as radicle and coleoptile dry weight and their ratio were measured for each treatment. At the third stage, the studied cultivars were evaluated in clay soil in growth chamber under moisture stress of 17.5, 20, 22.5 and 25% (control) of soil volumetric moisture. At this stage, when emergence started, the number of emerged seeds was daily counted and then, emergence rate, days to 50% emergence and final emergence percentage were determined for each cultivar and treatment. The statistical design of all stages was a two-factor factorial (the levels of the factors were different at each stage depending on the number of treatments) based on a Randomized Complete Block Design with four replications. The studies were carried out in the laboratories of Agricultural and Natural Resources Research Center of Kermanshah, Iran. Results of the first study showed that moisture stress significantly impacted germination percentage and days to 50% germination, so that as moisture stress was intensified, germination percentage decreased. Also, results revealed that germination percentage of cv. Rizofort was higher than that of Rasoul and Zarghan. Results of the second study indicated that moisture stress significantly affected normal seedlings and ungerminated seeds at 1% probability level. According to the results of the third study too, moisture stress significantly influenced emergence percentage, emergence rate and days to 50% emergence. Results showed that the emergence of sugar beet seeds dramatically decreased at soil volumetric moisture level of lower than 17.5% (-6 bars soil tension) and the emergence percentage of sugar beet seeds did not significantly change with the increase in clay soil volumetric moisture level from 20 to 25% (soil tension of -3 to -0.3 bars).
    Keywords: Germination, Germinator, Moisture stress, Monogerm seed, Sugar beet
  • H. Zare Abyaneh, E. Farrokhi, M. Bayat Varkeshi, M. Ahmadi Page 153
    To determine sugar beet water requirement and the effect of changing the quantity of applied water on some production components, a study was carried out in Ekbatan Agricultural Research Station of Hamedān, Iran in four years (1994-1997) during which optimum water requirement, root and sugar yield, water use efficiency on the basis of root yield, sugar percentage and water use efficiency on the basis of sugar yield under no water and nutrients limitation conditions were measured and compared by water balance method for four growth periods of 130, 134, 152 and 162 days. At the same time, the water requirement of reference crop - poa - was measured by lysimeter in order to study the pattern of the variations of sugar beet crop coefficient. It was found that the amount of applied water for sugar beet was 8427, 7328, 10256 and 9026 m3.ha-1 in the four studied years, respectively with the average amount of 8759 m3.ha-1. Average four-year maximum crop coefficient was 1.04 at mid-growing season and the minimum one was 0.42 at early-growing season. The highest root yield, sugar yield and sugar percentage was obtained from 162-day growth period (116.8 t.ha-1, 20.36 t.ha-1 and 17.43%, respectively). The lowest ones were obtained from 130-day growth period (52.21 t.ha-1, 8.5 t.ha-1 and 16.26%, respectively). Results revealed that in 130-day growth period, root yield decreased and meanwhile, water use efficiency on the basis root yield and sugar yield was decreased to 7.1 and 1.2 kg.m-3 applied water, respectively. In the longer growth period, water use efficiency on the basis of root yield and sugar yield was 11.4 and 2 kg.m-3 applied water, respectively.
    Keywords: Crop coefficient, Lysimeter, Sugar beet, Water use efficiency, Water requirement, Yield
  • A. Soleymani, P. Najafi, M. Dehnavi, M.H. Shaherjabiyan Page 169
    Hargraves-Samani method is one of the methods for calculating plant evapotranspiration that needs minimum meteorological data. In order to evaluate ET-HS model in determining sugar beet crop water demand in Isfahan, an experiment was conducted at research field of Department of Agriculture, Khorasgan Branch, Islamic Azad University, Isfahan, Iran in 2005. The study was based a Randomized Complete Block Design with three replications and six irrigation treatments. Irrigation treatments included irrigation to supply 50, 75, 100, 125 and 150% of crop water demand on the basis of ET-HS model and control on the basis of 90 mm evaporation from Class A evaporation pan during growing season. Results showed that the effect of irrigation treatment was significant on total dry matter and root yield. In addition, root yield increased in the treatment of irrigation to supply 150% of crop water demand. But, sugar percentage increased up to irrigation to supply 100% of crop water demand albeit insignificantly, and then started to decrease. White sugar yield significantly increased to 8.7 t.ha-1 up to irrigation to supply 100% of crop water demand and then, started to decrease with further increase in irrigation level. The highest water use efficiency for root yield was obtained from the irrigation to supply 50% of crop water demand. Given the precision of ET-HS model in control treatment, it can be used for irrigating sugar beet in such regions as Isfahan and sugar beet water demand can be determined only on the basis of the daily temperature data without using the data of evapotranspiration or soil water depletion, so that the yield does not decrease and the appropriate white sugar yield is obtained by the application of minimum irrigation level.
    Keywords: ET, HS model, Semi, arid regions, Sugar beet, Water demand
  • A. Sohrabi, M.A. Chegini Page 185
    The study was carried out in the fields of Department of Agriculture, University of Lorestan, Iran (Lat. 32°18´ N., Long. 45°22´ E.). According to the data gathered in the nearest synoptic meteorological station, the studied region is classified under semi-arid climates. Mean maximum and minimum daily temperatures have been recorded in July and January as 29.5 and 5.5°C, respectively. Mean annual precipitation is 509 mm. Four control profiles were selected out of 30 dug profiles. The soils were in two categories of Inceptisols and Entisols. In total, 4 families and 12 soil field units were recognized. The objective of the current study was to compare the qualitative evaluation of land suitability and radiation-thermal production potential of sugar beet in two regions of Khorramabad and Silakhoor Plain, Iran, by FAO method. Results showed that sugar beet production potential was 67950 kg.ha-1 in Khorramabad and the land suitability classes were determined as S2 and S3 by parametric method, whereas land suitability classes were S2, S3 and Ns in Silakhoor Plain. The main soil constraints included CaCO3, relief and detritus in Khorramabad, while they were drainage, relief, soil texture, detritus, soil reaction and exchangeable Na percentage in Silakhoor. Therefore, farmers can improve the productivity by removing the modifiable limitations and improving management. But, the expenses of physical, chemical and mineralogical analysis of soil samples were low in this study.
    Keywords: FAO method, Land evaluation, Parametric method, Radiation, thermal production potential, Sugar beet
  • B. Babaei, M. Abdollahian, Noghabi, H. Noshad, S. Vahedi Page 197
    Cellulose is a raw material which is extensively used in the manufacture of paints, papers, textiles, agricultural products and cosmetics. The waste of sugar beet pulp after titration is a source of cellulose. The current study was carried out to study the possibility of cellulose production from sugar beet pulp waste at titration stage as a 3×3×2 factorial study on the basis of a Randomized Complete Block Design with three replications. So, firstly the waste of titrated sugar beet pulp was collected, washed, dried and ground. Then, the ground sample was hydrolyzed by hydrochloride acid 0.6 N at 45°C for 48 hours and was mixed with water at 70°C for one hour in order to isolate dissolved pectin and pectic compounds. Then, the remaining waste was washed, dried and treated with soda solution with the ratio of 1 g waste:100 ml soda solution at three levels with the concentrations of 2.5, 5 and 7.5% (w/v) at three lengths of soda impact including 8, 10 and 12 hours and two levels of temperature of soda impact including 24 and 45°C in order to isolate the basic medium-dissolved polysaccharides from cellulose. The measured traits included relative purity, viscosity and cellulose molecular mass. Results showed that the effect of soda concentration and stirring length as well as their interaction was significant on relative purity at 5% probability level. In addition, it was revealed that out of the studied treatments, the cellulose extracted through treating with 5% soda stirred for 12 hours at 45°C had significantly higher quality given that it enjoyed 95.2% relative purity, 15.9 mPa.s-1 viscosity and 255000 kg.mol-1 molecular mass which were significantly higher than those of other treatments. Therefore, this method allows extracting cellulose with 95.2% relative purity from sugar beet waste.
    Keywords: Cellulose, Extraction, Relative purity, Sugar beet waste, Titration pulp waste, Viscosity
  • M. Ahmadian, A. Mohammadinejad, R. Rahimi Page 211
    As an industrial crop, sugar beet plays an important role in meeting domestic demand for sugar. Given the higher level of imported sugar in Iran, the application of protectionist policies is an approach for supplying required sugar. One of these policies is technological improvement. In order to study the effect of this policy, sugar beet supply and demand equations in 1971-2008 were fitted by two-stage least squares method and then, the impact of technological improvement on the welfare of producers, customers and finally, on social welfare was examined under three scenarios of 1, 4 and 10% reduction of prices resulting from technological improvement. Results show that price elasticity of demand is -0.02 and of supply is 0.013. Furthermore, we found that this policy provides more protecttion for the consumers under all studied scenarios given the share of consumer's welfare surplus from total social welfare surplus.
    Keywords: Protectionist policy, Social welfare, Sugar beet, Supply, demand, Two, stage least squares
  • H. Mohammadi, M. Sabouhi Sabouni, B.A. Siasar, B. Mir Page 225
    A strength of agricultural production cooperatives is improving the technical knowledge of their members which is along with their function in large-scale development. One of the main obstacles to the success of cooperatives is their inability in improving the technical knowledge of their members. The current study evaluates the role of production cooperatives of Fars province, Iran in improving sugar beet growers’ technical knowledge level. Questionnaire was used for information collection. The questionnaire was validated after some revisions following consulting with professionals and experts. To realize the reliability of the questionnaire, Cronbach’s coefficient α was calculated as to be in the range of 0.71-0.82 for different sections of the questionnaire which was a proof of its high reliability. The data were collected from 148 questionnaires filled out by member and non-member sugar beet growers in production cooperatives. The farmers were selected by multi-stage stratified random sampling method. Factorial analysis of variance was used for analyzing the data. Results showed that personal factors including literacy level, age and field size did not impact farmers’ technical knowledge improvement. Furthermore, membership in cooperatives did not by itself affect technical knowledge improvement, whereas the effect of region and the interaction between region and membership in cooperatives were significant on farmers’ technical knowledge level. However, using extension services was not the reason for the superiority of sugar beet growers’ technical knowledge index in different cities. Therefore, the driving force of extension services did not efficiently work in improving technical knowledge level in all cities.
    Keywords: Extension services, Factorial analysis of variance, Production cooperative, Sugar beet, Technical knowledge