فهرست مطالب

پترولوژی - پیاپی 8 (زمستان 1390)
  • پیاپی 8 (زمستان 1390)
  • تاریخ انتشار: 1391/07/05
  • تعداد عناوین: 7
|
  • فریماه آیتی، موسی کلیمی نقره ئیان، محمود خلیلی صفحات 1-20
    منطقه بررسی شده در امتداد کمربند ماگمایی ارومیه- دختر قرار دارد. مجموعه سنگ های آذرین منطقه شامل آندزی بازالت، آندزیت، داسیت، دیوریت و کوارتز دیوریت با بافت پورفیری است که به صورت آتشفشانی و نیمه آتشفشانی مشاهده می شود. مجموعه کانی های تشکیل دهنده این مجموعه شامل پلاژیوکلاز، آمفیبول، بیوتیت، کوارتز به همراه پیروکسن و آثاری از فلدسپات پتاسیم است. رخداد دگرسانی پتاسیک و فیلیک و دگرسانی پروپیلیتیک به صورت گسترده، حضور سیالات گرمابی را در منطقه نشان می دهد. آمفیبول های سنگ های آذرین بررسی شده، معمولا غنی از منیزیم بوده و محدوده ترکیبی وسیعی از منیزیوهورنبلند تا اکتینولیت دارند. بیوتیت ها نیز حاوی منیزیم بالایی هستند که نشان دهنده تشکیل آن ها در شرایط فوگاسیته بالای اکسیژن است. این ویژگی ها بیانگر آمفیبول ها و بیوتیت های مربوط به نفوذی های حاوی مس پورفیری است. بررسی شیمی بیوتیت ها نشان می دهد که ترکیب سیالات گرمابی مربوط به پهنه پتاسیک و پهنه فیلیک متفاوت است. زمین دماسنجی کلریت ها و بیوتیت های نهشته بررسی شده، به ترتیب، حرارت بین 275 تا 323 درجه سانتیگراد و 402 تا 450 درجه سانتیگراد را برای پهنه پتاسیک و حرارت 249 تا 256 درجه سانتیگراد و280 تا 344 درجه سانتیگراد را برای پهنه فیلیک نشان می دهند که قابل مقایسه با سایر نهشته های مس پورفیری در جهان است.
    کلیدواژگان: دگرسانی گرمابی، دماسنجی، سلفچگان
  • اعظم زاهدی، محمد بومری صفحات 21-38
    کانسار خوت در 40 کیلومتری غرب تفت در استان یزد و در کمربند ولکانوپلوتونیک ایران مرکزی واقع شده است. نفوذ زبانه هایی از توده گرانودیوریتی خوت به درون سنگ های کربناته سازند نایبند به تشکیل مرمر، اسکارن و کانه زایی مس منجر شده است. اسکارن خوت در مرمر تشکیل شده و از نوع کلسیک است که به دو زون گارنت اسکارن و گارنت- پیروکسن اسکارن تقسیم می شود. فرآیندهای اسکارن زایی به دو مرحله مجزای پیش رونده و پس رونده تقسیم می شود. مرحله پیش رونده توسط کانی های کالک سیلیکاته بی آب نظیر گارنت و پیروکسن مشخص می شود. در مرحله پس رونده بخشی از مرمر و کانی های کالک سیلیکاته بی آب توسط کانی های کالک سیلیکاته آبدار، سولفیدها، اکسیدها و کربنات ها جانشین شده است. مقایسه ترکیب شیمیایی گارنت با جایگاه ترکیبی گارنت در سایر اسکارن های کلسیک نشان داد که گستره ترکیبی گارنت های کانسار خوت، منطبق با گستره ترکیبی گارنت در اسکارن های مس، آهن و طلای جهانی است. همچنین کانی شناسی و ژئوشیمی گرانیتویید خوت مشابه گرانیتوییدهای همراه با کانسارهای اسکارن است.
    کلیدواژگان: کانسار، کانی شناختی، ژئوشیمی، خوت، یزد
  • سمیه کریمی، قدرت ترابی، یورگن کوپکه صفحات 39-54
    گدازه های بالشی و دایک های دیابازی کرتاسه پایینی در چندین نقطه از شمال حاجی آباد رخنمون دارند که جزو ایران مرکزی است. بهترین رخنمون این سنگ ها در کوه دم کلاغ دیده می شود. در بررسی های صحرایی به خوبی مشخص است که دایک های دیابازی به گدازه های بالشی ختم شده و فاصله بین گدازه های بالشی توسط رسوبات پر شده است. تمام مجموعه را چرت ها و سنگ آهک های تشکیلات بیابانک با سن کرتاسه پایینی پوشانده اند. کانی های تشکیل دهنده گدازه های بالشی و دایک های دیابازی فوق، پلاژیوکلاز (لابرادوریت تا آلبیت)، کلینوپیروکسن (دیوپسید)، الیوین، کلریت، ایلمنیت، ترمولیت- اکتینولیت، اپیدوت، پرهنیت، سریسیت، کلسیت، کلریت، پیریت و مگنتیت است. مطالعه شیمی کلینوپیروکسن ها بیانگر ماگمای والد با آب کم، TiO2 بالا و فوگاسیته اکسیژن بالا است. بر اساس شیمی سنگ کل، ماگمای اولیه گدازه های بالشی دارای ترکیب آلکالن و ماگمای اولیه دایک های دیابازی دارای ترکیب تولئیت است. دما سنجی و فشارسنجی کلینوپیروکسن ها دمای تشکیل 750 تا 850 درجه سانتیگراد و فشار 13 تا 16 کیلوبار را نشان می دهد. ترمومتری کلریت ها دمای 190 تا 240 درجه سانتیگراد را نشان می دهد که بیانگر رخداد دگرگونی کف اقیانوس گدازه های بالشی در رخساره پرهنیت- پومپلئیت است. بررسی ها نشان می دهد که در این منطقه در زمان کرتاسه پایینی، یک سیستم کافت نارس ایجاد شده است. این بررسی نشان می دهد که کافتی شدن مرتبط با باز شدگی نئوتتیس، فقط مختص زمین درز زاگرس و اطراف خرده قاره شرق ایران مرکزی نیست.
    کلیدواژگان: سنگ شناسی، گدازه بالشی، دایک دیابازی، کرتاسه پایینی، ایران مرکزی، بیاضه
  • محمدعلی مکی زاده، بتول تقی پور صفحات 55-68
    سنگ های آتشفشانی منطقه جنوب کرکس تحت تاثیر فرآیندهای تاخیری و نفوذ سیالات دگرسان کننده دچار دگرسانی گرمابی شده اند. سنگ های آتشفشانی ائوسن در این منطقه ترکیب غالب اسیدی تا حدواسط دارند و ماگمای سازنده آن ها نیز ماهیت کالک آلکالن دارد. دگرسانی در این منطقه نظم خاصی را دنبال نمی کند. پهنه پروپلیتیک به صورت پراکنده بیرونی ترین زون دگرسانی را تشکیل می دهد. در بیشتر موارد پهنه پروپلیتیک و آرژیلیک مرز واضحی دارند. پهنه آرژیلیک با وفور کائولینیت و رگچه هایی از اکسید آهن (پیریت های اکسید شده) شاخص است. پهنه آرژیلیک پیشرفته با رخنمون دایک مانند در درون پهنه آرژیلیک دیده می شود. پهنه آرژیلیک پیشرفته با رخداد کانی آلونیت شاخص است. بر اساس نتایج ژئوشیمیایی EDS، ترکیب کانی های دگرسانی نوع اسید- سولفات بر اساس نمودار سه گوش K- Na- Ca، آلونیت تا ناتروآلونیت است. رخداد صحرایی زون سیلیسی به صورت محدود در همراهی زون آرژیلیک پیشرفته دیده شده است. بررسی رفتار عناصر نادر خاکی (REE) در پهنه های دگرسانی نسبت به سنگ های آتشفشانی میزبان در این منطقه نشان می دهد که زون سیلیسی از تمامی عناصر نادر خاکی تهی شدگی دارد، که نشان دهنده نسبت بالای آب/ سنگ و فعالیت بالای یون سولفات است. پهنه آرژیلیک پیشرفته غنی شدگی از عناصر خاکی سبک (LREE) و تهی شدگی آشکاری از عناصر خاکی سنگین (HREE) نشان می دهد که به دلیل فراوانی کانی آلونیت در این پهنه و جانشینی عناصر نادر خاکی سبک به جای کاتیون پتاسیم در شبکه ساختاری این کانی است. پهنه آرژیلیک از تمام عناصر نادر خاکی غنی شدگی نشان می دهد. به طور کلی پهنه آرژیلیک سامانه قلیایی داشته و تحرک عناصر نادر خاکی به کم ترین مقدار می رسد.
    کلیدواژگان: کرکس، دگرسانی گرمابی، آرژیلیک، آرژیلیک پیشرفته، سیلیسی شدن
  • حسین فاتحی چنار، حمید احمدی پور، عباس مرادیان شهربابکی صفحات 69-84
    در جنوب شرقی کمربند ماگمایی ارومیه- دختر، واقع در جنوب شرق شهرستان بردسیر (استان کرمان) تعداد بسیار زیادی توده نفوذی گابرویی، دیوریتی و تونالیتی به صورت استوک و دایک دیده می شوند که گدازه های بازالتی، آندزیت بازالتی و آندزیتی و سنگ های پیروکلاستیک به سن ائوسن را قطع کرده اند. پراکندگی وسیع توده های نفوذی در منطقه، شباهت کانی شناسی این توده ها با گدازه های منطقه و انطباق کامل ترکیبی توده ها با گدازه ها در نمودارهای مختلف ژئوشیمیایی و نمودارهای تشخیصی تکتونوماگمایی، بیانگر این است که ممکن است سری های آتشفشانی و نفوذی منطقه، منشا مشترکی داشته باشند. ویژگی های ژئو شیمیایی، نشان می دهد که توده های نفوذی منطقه در قلمرو کالک آلکالن قرار می گیرند. همچنین غنی شدگی LREE در مقایسه با HREE و بالا بودن مقدار عناصر ناسازگار LILE نسبت به HFSE و همچنین بی هنجاری شاخص Nb، Ti و P در توده های نفوذی منطقه، نشان دهنده این است که سنگ های منطقه، به ماگماتیسم وابسته به فرورانش تعلق دارند. تمامی شواهد نشان می دهد که ماگمای مادر سنگ های نفوذی و آتشفشانی منطقه، احتمالا محصول ذوب بخشی یک گوه گوشته ای است. گوشته مورد نظر در اثر ورود سیالات مشتق شده از پوسته اقیانوسی فرورونده، از عناصر کمیاب غنی شده است.
    کلیدواژگان: کمربند ماگمایی ارومیه، دختر، بردسیر، گابرو، نوار دهج ساردوئیه
  • سودابه فتحی، حسین مصدق صفحات 85-98
    مطالعات پتروگرافی سنگ های کربناته به سن ژوراسیک (سازندهای دلیچای و لار) در منطقه آهوانو (شمال دامغان) به شناسایی و تفکیک پنج نوع دولومیت شامل: 1- دولومیت های شکل دار، پراکنده در ماتریکس (Rd1) 2- دولومیت های موزاییکی متوسط بلور شکل دار (Rd2) 3- دولومیت های ریز تا متوسط بلور بدون شکل (Rd3) 4- سیمان دولومیتی درشت بلور شکل دار تا نیمه شکل دار (Cd1) 5- سیمان دولومیتی درشت بلور زین اسبی (Cd2) منجر شده است. دولومیت های تیپ Rd1، Rd2 و Rd3 از نوع جانشینی و دولومیت های تیپ Cd1 و Cd2 از نوع سیمان هستند. بر اساس مطالعه مقاطع نازک، صیقلی و همچنین بررسی های صحرایی، دولومیت های تیپ Rd3میزبان نهشته های سرب و روی است. این دولومیت ها حاوی O18 39/5- تا 85/4- درصد (به طور میانگین 34/5- درصد) و O18 33/2- تا 86/1 درصد (به طور میانگین 437/0 درصد) هستند. در این پژوهش از داده های ایزوتوپ های پایدار برای تفکیک محیط های دیاژنتیکی دریایی، جوی و تدفینی استفاده شد که بر اساس آن در نمونه های کربناته میزبان کانسار سرب و روی آهوانو، تاثیر دیاژنز جوی غالب است. در ضمن از عناصر فرعی جهت تشخیص کانی شناسی اولیه نمونه های کربناته استفاده شد و مشخص شد که کانی اولیه آن ها کلسیت بوده است.
    کلیدواژگان: دولومیت، پتروگرافی، پاراژنز، ایزوتوپ های پایدار، سرب و روی آهوانو، شمال دامغان
  • علیخان نصر اصفهانی، به آفرین شجاعی صفحات 99-114
    توده نفوذی وش، در شمال غرب نطنز واقع شده است و بخشی از کمربند ماگمایی ارومیه- دختر است. این پلوتون با سن احتمالی الیگومیوسن در نتیجه فعالیت های شدید ماگمایی در طی و پس از کوه زاد آلپی تشکیل شده است. ترکیب توده نفوذی از گرانودیوریت تا تونالیت تغییر می کند. کانی های اصلی تشکیل دهنده این توده شامل کوارتز، پلاژیوکلاز و آلکالی فلدسپار است و کانی های فرومنیزین آن بیوتیت و آمفیبول است. این توده حاوی انکلاوهای دیوریتی با ابعاد مختلف است. بر اساس مطالعات ژئوشیمیایی، سنگ های این توده در محدوده ساب آلکالن،کالک آلکالن و متاآلومین قرار گرفته اند و از گرانیت های منیزیمی نوع I است. توده نفوذی وش با غنی شدگی از عناصر با شعاع یونی بزرگ (LILE) همچون Ce، K، Ba و RB و تهی شدگی از عناصر با پتانسیل یونی بالا (HFSE) همچون Nb، Y و Zr مشخص می شود. الگوهای REES به هنجار شده نسبت به کندریت نشانگر غنی شدگی متوسط تا زیاد از LREES]17/13-93/7[(La/Yb)N= و الگوی تفریق نیافته در توزیع HREES را عرضه می کند]88/1-09/1.[(Gd/Yb)N= Eu آنومالی منفی نسبتا کمی از خود نشان می دهد](16/1-69/0Eu/Eu*=)[. گرانودیوریت ها با کم ترین مقدار تفریق HREE، آنومالی منفی Eu نسبتا ضعیفی دارد (16/1-69/0Eu/Eu*=). این ماگما احتمالا می تواند از ماگمای اولیه در پوسته زیرین حاصل شده باشد که منشا آن ذوب بخشی پروتولیت های پوسته ای و ماگماهای بازالتی حاصل از ذوب بخشی گوه های گوشته ای است. ویژگی های ژئوشیمیایی و ترکیبات کانی شناسی نفوذی وش نشانگر تعلق آن به گرانیتوییدهای نوع کوه زایی قوس آتشفشانی در یک حاشیه فعال قاره ای است. محیط تکتونیکی گرانیتویید وش با فعالیت های ماگمایی هم زمان با فرورانش یا فازهای کششی پس از تصادم خردقاره لوت و صفحه عربی منطبق است.
    کلیدواژگان: وش، نطنز، گرانیت نوع I، الیگومیوسن، کالک آلکالن
|
  • Farimah Ayati, Moussa Kalimi Noghreyan, Mahmoud Khalili Pages 1-20
    The study area which lies along the Uromieh-Dokhtar volcanic belt, comprises andesibasalt,andesite, dacite, diorite and quartz-diorite with porphyry texture exposing as volcanic and subvolcanic bodies. The essential minerals of these rocks are plagioclase,amphibole, biotite and quartz accompanied by pyroxene and traces of K-feldspar. The propyllitic, potassic and phyllic alteration zones point to the occurrence of hydrothermal fluids. The studied amphiboles are Mg-enriched which ranges in composition from Mg-hornblende to actinolite. The biotites are also enriched in Mg, pointing to their formation in high oxygen fugacity conditions. The chemical features of these minerals are characteristics of porphyry Cu bearing intrusive rocks. The investigation of biotite chemistry shows that the fluid composition in the phyllic and potassic zones is different. The geothermometry of chlorites and biotites shows the temperatures of 275-323, 402-450 °C and 249-256, 280-344 °C for the potassic and phyllic zones respectively. These data are consistent with those of many worldwide porphyry Cu deposits.
    Keywords: Hydrothermal Alteration, Thermometry, Salafchegan
  • Azam Zahedi, Mohammad Boomeri Pages 21-38
    The Khut deposit is located 40 Km west of Taft in the Yazd province and in the central Iranian volcano-plutonic belt. The intrusion of apophyses of granodiorite intrusion into the carbonate rocks of the Nayband Formation has led to the formation of marble، skarn and copper mineralization. The Khut skarn which is formed in the marble is calcic type and is divided into the garnet skarn and garnet-pyroxene skarn zones. Skarnification processes can be divided into the two distinct stages prograde and retrograde. The prograde stage is characterized by anhydrous calc-silicate minerals such as clinopyroxene and garnet. During retrograde stage، part of marble and anhydrous calc-silicates have been replaced by hydrous calc-silicates، sulfides، oxides and carbonates. The calc-silicate minerals in the Khut deposit were analayzed by electron microprobe. The comparison of chemical composition of garnet with the composition position of other calcic skarns show that the composition range of garnets in the Khut deposit is consistent with the composition range of garnet in the world''s gold، iron and copper skarns. Also، the mineralogy and geochemistry of the Khut granitoid is similar to that of granitoids associated with skarn deposits. In this paper،by using petrographic and geochemical studies، the conditions of skarn formation in the Khut copper deposit is investigated.
    Keywords: Deposit, Mineralogy, Geochemistry, Khut, Yazd
  • Somayeh Karimi, Ghodrat Torabi, JÜrgen Koepke Pages 39-54
    The Lower Cretaceous pillow lavas and diabasic dykes are cropped out in several points in the North of Hajiabad belonging to Central Iran. The best exposure of these rocks is seen in Dum Kalagh Mountai. Field studies reveal that dykes intrude the pillow lavas and the space between the pillow lavas is filled by sediments، and the whole suite is covered by thr Lower Cretaceous cherts and limestones of the Biabanak Formation. Minerals of these rocks are plagioclase (labradorite to albite)، clinopyroxene (diopside)، chloritized olivine، ilmenite، termolite -actinolite، epidote، prehnite، sericite، calcite، chlorite، pyrite and magnetite. Mineral chemistry of clinopyroxenes reveal a parental magma، with low H2O، high TiO2 content and high oxygen fugacity. Based on the geochemical studies، the primary magma of the pillow lavas is alkali basalt and that of the diabasic dykes is tholeiitic basalt. Geothermometry and barometry based on clinopyroxene chemistry display 750-850 °C and 13-16 kbar. Geothermometry of chlorites shows 190-240 °C and sub -sea floor metamorphism in the prehnite-pumpellyite facies. We conclude in this region، an aborted rift system developed during Lower Cretaceous. This study shows that rifting related to the opening of Neotethys is not exclusively limited to the Zagros geosuture and the surrounding area of the Central-East Iranian microcontinental (CEIM).
    Keywords: Petrology, Pillow Lava, Diabasic Dyke, Lower Cretaceous, Central Iran, Bayazeh
  • Mohammad Ali Mackizadeh, Batoul Taghipour Pages 55-68
    The Eocene volcanic rocks in the south of Karkas region have been subjected to alteration by hydrothermal and the late magmatic fluids. These volcanics are acidic to intermediate in composition and they show calc-alkaline magmatic affinity. A regular distribution pattern is not observed in the alteration zones. The propylitic zone forms the outermost part of the alteration facies. The propylitic and argillic have mostly a sharp boundary. The latter zone is characterized by kaolinite and veinlets of iron oxide (oxidized pyrite). The advance argillic zone، as dyke outcrop، occurs within argillic zone. It is also characterized by widespread alunite occurrences. On the base of EDS analysis and using K، Na، and Ca discrimination diagram، the acid-sulfate minerals are alunite to natroalunite in composition. The silicic zone is exposed the vicinity of advance argillic zone. The geochemical studies of rare earth elements in the studied altered zones indicate that silicic zone is depleted in REE، which may be deduced by high water/rock ratio and high activity of ion sulfate. The advance argillic zone displays LREE enriched and depletion in HREE which may be due to the presence of abundant alunite and the replacement of K by LREE in its structure. The REE-enrichment in argillic zone is notable. This can be related to the low acidity and immobility of these elements in this zone.
    Keywords: Karkas, hydrothermal alteration, argillic, advanced argillic, silisification
  • Hossein Fatehi Chenar, Hamid Ahmadipour, Abbas Moradian Shahrbabaki Pages 69-84
    In the southeast of Uromieh-Dokhtar volcanic belt، southeast of Bardsir (Kerman province)، there are numerous gabbroic، dioritic and tonalitic intrusive bodies crosscutting the basaltic، andesitic lava flows and the pyroclastics of the Eocene age. The widespread distribution of intrusive rocks in the studied area، mineralogical similarity between these plutons and the volcanics as well as very similar chemical compositions of these two groups of rocks in different geochemical and tectonomagmatic discrimination diagrams suggest that the plutonic and the volcanic rocks may have been originated from the same origin. Geochemical characteristics indicate that the ntrusives are calcalkaline and LREE-enrichment as compared with HREE، high contents of LILE relative to HFSE and the significant anomalies of Nb، Ti and P reveal that they belong to a subduction-related magmatism. All these evidences show that in the studied area parental agmas of both plutonic and volcanic rocks، have been originated from partial melting of a metasomatized mantle wedge. The mantle probably enriched in incompatible elements by the slab derived fluids.
    Keywords: Uromieh, Dokhtar volcanic belt, Bardsir, Gabbro, Dehaj, Sarduiyeh
  • Soudabeh Fathi, Hossein Mosaddegh Pages 85-98
    The petrographical studies of carbonate rocks of Jurassic Dalichai and Lar Formations in Ahvanu region (North of Damghan) resulted in recognition and separation of five different types of dolomite including 1- Fine to medium planar dolomite rhombs،scattered in matrix; Rd1; 2- Coarse crystalline، euhedral mosaic dolomite، Rd2; 3- Medium to coarse crystalline، anhedral mosaic dolomites، Rd3; 4- Coarse-crystalline، euhedral to subhedral dolomite cements، Cd1; and 5- Coarse to very coarse crystalline، saddle dolomite cements، Cd2. Rd1، Rd2 and Rd3 dolomite textures are replaced in origin، whereas Cd1 and Cd2 dolomites are commonly as cements. Thin and polished section studies along with field observation indicated that ore is hosted by Rd3 dolomite. δ18O (PDB) and δ13C (PDB) values vary from -4. 95 to -5. 95% (average -5. 53%) and 2. 32 to 1. 68% (average 0. 072%)، respectively. Considering petrography، paragenesis and stableisotope data، the dolomites in the Dalichai Formation of Ahvanu area are interpreted to have been formed in the subsurface during mechanical compaction at shallow to intermediate burial depths. Also، based on minor elements study، calcite is the primary mineral in the studied carbonates.
    Keywords: Dolomite, Petrography, Paragenetic sequence, Stable isotope, Ahvanu Pb, Zn, North of Damghan
  • Ali Khan Nasr Esfahani, Behafarin Shojaei Pages 99-114
    The Vash granitoid is located in NW Natanz and is a part of Uromieh-Dokhtar magmatic belt in Central Iran. This pluton is probably of Oligo-Miocene age and is the result of extensive magmatism which occurred during and post of the Alpine Orogeny.The composition of the pluton ranges from granodiorite to tonalite. The main minerals are quartz, plagioclase, alkali-feldspar and ferromagnesian minerals are biotite and amphibole. It contains a number of dioritic enclaves with different sizes. Based on geochemical studies, the Vash granitiod is similar to those of the subalkaline, calcalkaline series, metaluminous, and displays typical features of magnesian I-type granites. The pluton is characterized by enrichment in large ion lithophile elements (LILE) such as Rb, Ba, K, Ce and depletion in high field strength elements (HFSE) such as Y, Nb and Zr. The chondrite normalized REE patterns are characterized by moderate to high LREE enrichment [(La/Yb)N=7.93-13.17] and unfractionated HREE [(Gd/Yb)N=1.09 to 1.88]. Granodiorites show least fractionated in HREE and a weak negative Eu anomalies (Eu/Eu*=0.69-1.16). The studied magma was likely derived from primary magma in the lower crust originated by partial meling of crustal protoliths as well as basaltic magmas formed by partial melting of mantle wedges. The Vash granitoid displays mineralogical and geochemical characteristics typical of volcanic arc granites related to an active continental margin. Tectonic setting of Vash granitoid may be syn-subduction magmatism or post-collisional magmatism due to extensional phases after collision of Lut microcontinent and Arabic plate.
    Keywords: Vash, Natanz, Granitoid, I, type, Oligo, Miocen, Calc, alkaline