فهرست مطالب

متن پژوهی ادبی - پیاپی 49 (پائیز 1390)
  • پیاپی 49 (پائیز 1390)
  • 172 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1391/06/20
  • تعداد عناوین: 7
|
  • ابراهیم محمدی، یونس تیموریان، محمد بهنام فر صفحه 9
    امروزه به لطف پیشرفت مطالعات ساختارگرا و نظریه های روایت شناسی، امکان بازشناسی گونه های مختلف روایی به شکل دقیق تری فراهم آمده است. شناخت قوانین روایی حاکم بر هریک از گونه ها و تفاوت-های ساختاری میان آن ها، به درک بهتر تمایزهای میان ژانرهای گوناگون کلام کمک شایانی خواهد کرد. «حماسه» گونه ای است که بر اثر تکامل جنبه هایی از روایت اسطوره ای به وجود آمده است. هدف ما در این جستار، هم سنجی یک روایت اسطوره ای مشخص (در اوستا و متون پهلوی) با ساخت همان روایت در شاهنامه است. مقصود از چنین مقایسه ای، بررسی این مساله است که ساخت این روایت اسطوره ای پس از انتقال و بازسرایی در شاهنامه، چه تفاوت هایی کرده است. با وجود شباهت برخی رئوس اصلی داستان جمشید در اسطوره و حماسه، تفاوت های مهمی نیز میان این دو وجود دارد که در این مقاله تلاش می کنیم به بررسی برخی از آن ها بپردازیم.
    کلیدواژگان: جم، روایت شناسی، اسطوره، حماسه، شاهنامه، رولان بارت
  • اسماعیل نرماشیری صفحه 31
    نشانه- معناشناختی از جمله نظریه هایی است که موجب می شود نظام ایستا و مکانیکی نشانه شناسی ساخت گرا به نظامی سیال تبدیل گردد. این نظریه برپایه ی اصول پدیدار شناختی و جریان یابی نشانه ها قرار دارد و می کوشد تا تبیین کند که چگونه نشانه ای با برخورداری از نظام های معنایی، در روند نشانه پذیری و معنایابی متکثر قرار می گیرد. همچنین آشکار می سازد که عامل انسانی چطور و چگونه تاثیری را در رابطه سازی بین دال و مدلول به وجود می آورد.
    این مقاله از رهگذر این نظریه تلاش می کند تا پاسخ مناسب این پرسش ها را بیابد که: چگونه فرهاد در مسیر نشانه پذیری متکثر و معنایابی های عمیق واقع می شود؟ و خسرو در این رویکرد چگونه شرایطی دارد؟ و چرا فرهاد پایگاهی مرجع و اسطوره ای می یابد؟ و خسرو به نشانه ای نازل و فرو کاسته تبدیل می شود؟
    کلیدواژگان: تحلیل، فرآیند، نشانه پذیری، معنایابی، منظومه ی خسرو و شیرین
  • شهلا خلیل اللهی، غفار برجساز صفحه 53
    هدف مقاله حاضر تبیین یکی از مفاهیم تمثیل «آینه» در غزلیات بیدل و تحلیل پیوند آن با تمثیل های به کار رفته در افکار و آراء ابن عربی است. مساله اصلی این مقاله بررسی جایگاه آینه در غزلیات بیدل به مثابه منعکس کننده بالاترین نقطه اندیشه عرفانی ابن عربی، یعنی وحدت وجود است. روشن نمودن این مساله که بیدل در این چشم انداز تا چه حد، تحت تاثیر آراء و افکار ابن عربی بوده، ضرورت این بررسی را فراهم نموده است. این مقاله به روش کتابخانه ای و تحلیل محتوا انجام گرفته است؛ ابن عربی نقش آدمی به عنوان مرتبه جامع را با یکی از تمثیل ها، یعنی آینه، تبیین می کند و با به کارگیری این تصویر در پی توضیح سر «انعکاس حقیقت در آینه خیال» برمی آید. باید توجه داشت که در این تمثیل دو عامل حضور دارد، یکی آینه و دیگری ناظر یا شاهدی که صورت خود را چون شیئ ای در آینه می بیند. در این فرایند انعکاسی، انسان هم حلقه اتصالی و هم عامل شناسایی است، پس هم نماینده آینه و هم عامل شیء مشهود است. آینه، نماد انعکاس پذیری ماهیت هستی و شیء مشهود است و شاهد هم خود الله است. از این رو، ابن عربی انسان را «عین اصل انعکاس» توصیف می کند. بیدل شاعر فارسی زبان و عارف دلباخته ی اندیشه عرفانی به خصوص عرفان وحدت وجودی مکتب ابن عربی است و از پیروان و سخنگویان برجسته اندیشه ابن عربی به شمار می رود و یکی از تمثیل های مورد علاقه او نیز آینه است. نتیجه ی بررسی موتیو آینه در غزلیات بیدل، افکار عرفانی او را در مورد خدا، انسان و جهان روشن می سازد، همچنین جایگاه والای او را در میان شاعران سبک هندی و چگونگی پیوند اندیشه هایش با امکانات زبان و تجربه شاعرانه را مشخص می کند.
    کلیدواژگان: وحدت وجود، آینه، ابن عربی، غزلیات بیدل
  • محبوبه مباشری، الناز خجسته صفحه 73
    «فرایند تفرد»، عاملی روانی است که رشد ذهنی و انکشاف درونی و ناخودآگاهانه ی بشر را در طول حیات او به تصویر می کشد و حتی هنگام رسیدن فرد به نقطه ی کمال و باروری، بر نحوه ی اتخاذ تصمیمات ارادی او تاثیر می گذارد. این فرایند روانکاوانه به عنوان محور مرکزی شخصیت فردی، راهنمای درونی و حتی مرشد ناخودآگاه ذهن محسوب می شود و با گذر زمان، تفکر وی را به تکامل می رساند.
    باید در نظر داشت که غزلیات سنایی بازتابی از مفهوم شعر ناب (pure poetry) و سیری ناخودآگاهانه از اندیشه های شاعر است که به اوج جوشش و جلا می رسد؛ بنابراین با بررسی سیر تکامل روانی در غزل سنایی، به این نکته می رسیم که اندیشه های عرفانی موجود در آن ها حالات دلالتمندی از این فرایند روحی- روانی را به تصویر می کشد.
    این پژوهش بر آن است تا با بهره گیری از روش توصیفی، میزان تاثیر قالب غزل و مفاهیم عرفانی را در تکامل روانی این حکیم و شاعر برجسته آشکار سازد. از این رو به نظر می رسد که کاربرد چندمنظوره ی مفاهیم و زبان شطح آمیز، درونی سازی کهن الگوی «پیر دانا»، استحاله ی مفهوم آنیما در برخی غزل ها و تاثیر همه جانبه ی دین و عرفان در روان شاعر از عوامل مهمی است که روان وی را مرحله به مرحله به مرز تکامل نزدیک می سازد.
    کلیدواژگان: فرایند تفرد، تکامل روانی، غزل، عرفان، سنایی
  • اسماعیل تاج بخش، هیوا حسن پور صفحه 91
    گلشن راز شیخ محمود شبستری، یکی از ارزنده ترین آثار عرفان نظری برپایه ی اندیشه های ابن عربی است که شیخ، آن را در پاسخ به پانزده و به روایتی، هفده سوال امیر حسین هروی، به نظم آورده و در آن به اصول عرفان و تصوف اسلامی پرداخته است. در این مقاله، از دید منبع شناسی به بررسی احادیث آن پرداخته شده است و نشان داده شده که کدام یک از احادیث موجود در گلشن راز در منابع بیشتری آمده و مورد اعتنای گردآورندگان بیشتری قرار گرفته است که این دسته از احادیث، بیشتر ناظر به اندیشه های عرفانی و کشف و شهود است خاصه خود شیخ نیز، با فلسفه میانه ی خوبی نداشته و عقل و استدلال را در راه شناخت حقایق ضعیف و ناتوان می-دانسته است. و همچنین، نشان داده شده که کدام یک از احادیث، ابیات بیشتری از این منظومه را به خود اختصاص داده که این احادیث نیز، بیشتر بیانگر اندیشه ی وحدت وجودی است.
    کلیدواژگان: گلشن راز، احادیث، منابع و مآخذ، عرفان و تصوف، وحدت وجود
  • رامین محرمی، رقیه ممی زاده صفحه 127
    تقابل خیر و شر از مضامین اصلی شاهنامه است. اعتقاد به وجود دو قطب اهورایی و اهریمنی، ریشه در باورهای اساطیری ایرانیان دارد و این عقیده در سرتاسر شاهنامه نیز انعکاس یافته است. در شاهنامه هر جا که نیروهای خیر، مانند فریدون و ایرج که نماد خرد و خیر هستند، حضور دارند، نیروهای تاریکی، مانند ضحاک و تور نیز، که نماد شر و نابخردی هستند، به ستیزه با آنان مشغولند. دیوها نماد ضد ارزش ها، و قهرمانان نماد ارزش ها هستند. این دو نیرو همواره در حال جدالند. نیروی شر به اندازه ی نیروی خیر تواناست، تا جایی گاه گاهی غلبه با این نیروست؛ اما سرانجام نیروی خیر بر شر سیطره می یابد. با وجوداین، ستیز میان روشنایی و تاریکی در هزاره ی سوم هرگز پایانی نخواهد داشت، زیرا این ستیز، سبب تداوم هستی است و اگر چنان چه یکی از این دو نیرو به طور مطلق بر دیگری غلبه یابد، هستی پایان خواهد پذیرفت.
    کلیدواژگان: شاهنامه، اسطوره، ستیز خیر و شر، نمادهای خیر و شر
|
  • Ebrahim Mohammadi, Younes Teimourian, Mohammad Behnamfar Page 9
    The developed studies on structuralism and theories of narratology provide the grounds for accurate recognition of different narration types. Knowledge on narrative rules in each type and the structural difference between them is useful in better understanding of distinctions between different discourse genres. Epic is a genre emerged as a result of evolution of some aspects of mythical narration. This paper aims at comparing a specific mythical narration (in Avesta and Pahlavi texts) with the structure of the same narration in Shahnameh. The ultimate purpose of such comparison is to see how the structure of this mythical narration changed when it was transferred to and recounted in Shahnameh. Though some main subjects in Jamshid story are similar in myth and epic, there are also significant differences which are discussed in this paper.
    Keywords: Jam, narratology, myth, epic, Shahnameh, Roland Barthes
  • Esmail Narmanshiri Page 31
    Semantic-semiotics is one of the theories which turn the static and mechanic system of structural semiotics into a fluid one. The theory is based on the principles of phenomenology and signs’ trends, and attempts to explain how a sign with semantic systems is involved in the process of gaining manifold semanticity and semioticity. It also makes clear what effect the human factor creates in the link between signifier and signified. Based on the said theory, this paper attempts to answer the following questions: how is Farhad involved in gaining manifold semioticity and profound semanticity? What is Khosrow’s situation in this approach? Why is Farhad given a principal and mythical stance? Why does Khosrow turn into a degraded and lowered sign?
    Keywords: Analysis, process, semioticity, semanticity, Khosrow, Shirin poem
  • Shahla Khalilollahi, Ghaffar Borjsaz Page 53
    The present paper aims at explaining one of the concepts of “mirror” as an allegory in Bidel’s ghazals and analyzing the link between this allegory and the ones used in thoughts and beliefs of Ibn Arabi. This paper mainly deals with the status of mirror in ghazals by Bidel as reflection of the highest point of Ibn Arabi’s mystical thoughts, i.e. oneness of existence. It is essential to carry out such study in order to explain how Bidel had been under the influence of Ibn Arabi’s thoughts and beliefs in this regard. As for methodology, the present paper is a library research conducted by using content analysis. Ibn Arabi explains the role of human, whose mind and spirit have fully matured and reached the highest rank, with an allegory like mirror, and describes the mystery of “truth reflection in mirror of imagination”. It should be pointed out that two factors are present in this allegory: mirror and the observer or witness who sees his face like an object in the mirror. In this reflective process, human being is both a linking loop and an identification factor, so he is both representative of the mirror and agent of the observed object. Mirror is a symbol of reflectivity of world’s nature and the observed object, and the observer is Allah Himself. Therefore, Ibn Arabi describes human being as “the original reflection”. Bidel, the Persian poet is a mystic who’s fond of mystical thoughts, particularly oneness of existence present in Ibn Arabi’s school of thought. He is considered as a follower and prominent speaker of Ibn Arabi’s thoughts, whose favorite allegory is mirror. The result of investigation into mirror as a motif in the ghazals by Bidel indicates his mystic thoughts about God, human and the world. Bidel’s high status among poets with Indian style, and how his thoughts are joined with language and poetic experiences are also shown.
    Keywords: oneness of existence, mirror, Ibn Arabi, Bidel's ghazals
  • Mahboubeh Mobasheri, Elnaz Khojasteh Page 73
    Individualization process is a psychological factor which presents the mental growth and internal and unconscious discoveries of human being during his life. It also affects his voluntary decisions, even when the individual reaches a maturity point. This psychoanalytic process is considered as the central axis of individual personality, an internal guide and even the unconscious instructor of the mind, with the help of which his thoughts mature in time. It should be pointed out that Sana’i’s ghazals reflect the concept of pure poetry and are the unconscious excursion of the poet’s enthusiastic and effervescent thoughts. Therefore, by investigating into the path of psychological development in the ghazals by Sana’i, one can conclude that the mystical thoughts in the poems present states of being, which are indicative of this spiritual and psychological process. The present paper, which is a descriptive study, aims at revealing the influence of ghazal as a poetry form and also the mystical concepts in the psychological development of this wise and prominent poet. Thus, it seems that the multipurpose application of concepts and paradoxical language of Sufism, internalization of the “old wise” archetype, transformation of Anima concept in some ghazals and the effect of religion and mysticism in all aspects of the poet’s psychology are important factors which cause his sprit to mature stage by stage.
    Keywords: individualization process, psychological development, ghazal, mysticism, Sanai
  • Esmail Tajbakhsh, Hiva Hassanpour Page 91
    One thousand and one nights is a multi-national book which has been written during the consecutive years and has experienced several languages and cultures. It enjoys a particular status among its hometown communities and even among the western countries. Narrators and storytellers of this story either intentionally or unintentionally, have chosen the characters’ names of the story in a way that absolutely coordinates with their actions and personalities. Hence, the women’s naming, in a book which has been compiled through the effective presence of women and has been strongly connected with a mysterious and symbolic universe, is considered extremely important and worthy. The study of the names, in this book, extends our knowledge of the book and reveals the women’s identity during their lost history. This study is an attempt to examine and present the women’s names and their descriptive worthiness through one thousand and one nights based on a feminine approach and considering the women’s social class. The statistical group of this study consists of the anecdotes of one thousand and one nights; the first volume of it has been translated by Abd-Al-Latif Tasooji and published by Hermes publications. The results indicate that the women’s naming in this book has a particular status. It also phonetically, semantically, and symbolically has an inseparable and meaningful connection with their personality and actions. Several examples of different methods that narrators have adopted for naming confirm this idea.
    Keywords: One thousand, one nights, women's classes, women's naming
  • Ramin Moharami, Roqayeh Mamizadeh Page 127
    The opposition between good and evil is one of the main themes of Shahnameh. Belief in two poles of Ahura (good) and Ahriman (evil) is rooted in mythological beliefs of Iranians, which have been reflected throughout Shahnameh. In this epic, wherever there are good forces such as Fereydoun and Iraj, i.e. symbols of wisdom and goodness, dark forces such as Zohak and Tour, who are symbols of foolishness and evilness, fight with them. Immorality is represented by demons, and values by heroes. These two forces are always in a fight. The evil forces are as strong as the good ones to the extent that they sometimes win the battle; however, it is the good force which overpowers the evil one at the end. Nonetheless, the battle between illumination and darkness will never end in the third millennium, for the world continues to exist by it, and if one of these two forces achieves an absolute victory over the other, the world shall end.
    Keywords: Shahnameh, myth, battle between good, evil, good, evil symbols
  • Reza Rezalou Page 145
    Different places are mentioned in Shahnameh, one of which is a devil fortress called “Bahman” located around Ardebil during Kianian era. This fortress is named in the story about the dispute arisen among Iranian commanders over succession of Kavous. Some of the commanders wanted Fariborz to succeed, and some others tended to have Keykhosrow as the successor of Kavous. Kavous came up with a solution that considered the one who conquers the magical Bahman fortress as his successor. The present paper deals with the topography of Bahman fortress by resorting to archeological studies.
    Keywords: Shahnameh, Kianian, Bahman fortress, Qonāq Qirān Castle