فهرست مطالب

  • سال بیست و پنجم شماره 3 (پیاپی 119، مرداد و شهریور 1391)
  • تاریخ انتشار: 1391/07/20
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مریم ثابت زاده، روح الله باقری، مریم شهریاری کاهکشی صفحه 171
    رفتار مکانیکی نانوکامپوزیت های پلی اتیلن سبک نشاسته گرمانرم با استفاده از سامانه استنتاج فازی عصبی تطبیقی بررسی شده است. بدین منظور، کامپوزیت های پلی اتیلن سبک نشاسته گرمانرم حاوی مقادیر مختلف)صفر تا 3 درصد وزنی(نانوخاک رس) Cloisite 15A (با استفاده از فرایند اکستروژن تهیه شد. در عمل، انجام آزمون های مختلف برای تشخیص ارتباط میان پارامترهای فرایندی اکستروژن و خواص مکانیکی نانوکامپوزیت ها بسیار مشکل است. در این پژوهش، سامانه استنتاج فازی عصبی تطبیقی) ANFIS (برای ایجاد نگاشت غیرخطی میان پارامترهای فرایندی و خواص مکانیکی نانوکامپوزیت ها به کار گرفته شد. مدل انفیس به دلیل داشتن قابلیت استنتاج و استدلال سامانه های فازی و خاصیت یادگیری شبکه های عصبی، می تواند به عنوان مدل چندورودی چندخروجی برای پیش بینی خواص مکانیکی نانوکامپوزیت ها مانند استحکام کششی نهایی، ازدیاد طول تا پارگی، مدول یانگ و استحکام ضربه ای نسبی به کار رود. در مدل پیشنهادی گشتاور فرایندی، دما و مقدار نانوخاک رس کلویزیت 15A به عنوان پارامترهای ورودی برای پیش بینی خاصیت مکانیکی مدنظر استفاده شدند. نتایج به دست آمده در این پژوهش نشان می دهد، مدل انفیس پیشنهادی روش موثر و هوشمندی برای پیش بینی خواص مکانیکی نانوکامپوزیت های پلی اتیلن سبک نشاسته گرمانرم با دقت خوبی است. کیفیت آماری مدل انفیس به دلیل داشتن معیار میانگین مجذور مربع خطای قابل قبول و ضریب همبستگی خوب)مقادیر R2 بیشتر از 8/ 0(بین خروجی های تجربی و شبیه سازی شده، مورد پذیرش است.
    کلیدواژگان: پیش بینی، نانو خاک رس، دما، گشتاور، خواص مکانیکی
  • میراسد میرزاپور، حسن رضایی حقیقت، زهرا اسلامی صفحه 181
    مواد فداشونده نقش بسیار مهمی در صنایع هوافضا دارند. این ترکیبات سامانه محافظ گرمایی ایجاد می کنند که از سازه ها، سطوح آیرودینامیکی، محموله ها و فضا پیماها طی پرواز با سرعت فراصوت محافظت می کند. در این پژوهش، اثر افزودن تاخیرانداز شعله زیرکونیم اکسید بر خواص فداشوندگی کامپوزیت های فنولی الیاف پنبه نسوز بررسی شد. کامپوزیت های فداشونده فنولی الیاف پنبه نسوز با درصدهای متفاوت پرکننده زیرکونیا، با اندازه ذرات حدود 7 μm، از 7 تا % 21 و تعداد لایه های الیاف پنبه نسوز 3 تا 6 لایه با فرایند اتوکلاو ساخته شد. چگالی کامپوزیت های ساخته شده در محدوده 68 / 1 تا 1/88 g/cm3 قرار داشت. خواص مکانیکی، گرمایی و فداشوندگی کامپوزیت های ساخته شده و نیز خواص فداشوندگی کامپوزیت ها با آزمون اکسی استیلن بررسی شد. زمان لازم برای سوراخ شدن کامپوزیت ها، سرعت خوردگی خطی آنها و دمای پشت کامپوزیت ها در 20 ثانیه اول آزمون محاسبه شد. پایداری گرمایی کامپوزیت ها با گرما وزن سنجی در جو نیتروژن یا هوای خشک تا دمای 100 °C انجام شد، وزن نمونه ها 20 mg بود و سرعت گرمادهی آزمون برابر 10°C/min تنظیم شد. نتایج نشان داد، وقتی مقدار زیرکونیا از 7 به % 21 افزایش می یابد. سرعت خوردگی و دمای پشت قطعه کامپوزیت ها به ترتیب 24 و 26% کاهش می یابد، در حالی که ظرفیت گرمایی قطعه % 85 افزایش می یابد. وقتی تعداد لایه های تشکیل دهنده کامپوزیت ها از 3 به 6 و ضخامت کامپوزیت از 2/ 4 به 10/1 mm افزایش می یابد، زمان لازم برای سوراخ شدن کامپوزیت % 226 افزایش می یابد. بررسی استحکام خمشی سه نقطه ای این کامپوزیت ها نشان داد که استحکام خمشی این سازه های کامپوزیتی وقتی به حداکثر مقدار می رسد که مقدار زیرکونیای به کار رفته در حدود 14 % باشد.
    کلیدواژگان: فداشونده، کامپوزیت فنولی، مدت زمان سوختن، پایداری گرمایی، سرعت خوردگی
  • لیلا سادات احمدی، احمدرضا بهرامیان، مهردادکوکبی صفحه 193
    مواد تغییردهنده فاز موادی با گرمای ذوب زیاد هستند که با ذوب یا انجماد در دمای معین قابلیت ذخیره و آزادکردن مقادیر زیادی انرژی را دارند. از این پدیده می توان در کاربردهای حفاظت گرمایی یا ذخیره انرژی گرمایی استفاده کرد. از روش هایی که برای جلوگیری از نشت مواد تغ ییردهنده فاز به بیرون از ساختاری که در آن قرار گرفته اند، استفاده می شود، آمیخت هکردن آنها با پلیمرهاست. مسئله مهم در این زمینه انتخاب پلیمر مناسب و سازگار با این مواد به عنوان نگه دارنده، درصد بهینه مواد تغ ییردهنده فاز در بستر پلیمر و چگونگی ریزساختار مناسب پلیمر و مواد تغ ییردهنده فاز برای کارایی بهتر سامانه حفاظت گرمایی است. در این پژوهش، اثر پلی اتیلن گلیکول به عنوان ماده تغ ییردهنده فاز در بستر اپوکسی، بر حفاظت گرمایی بررسی شده است. آزمون کاربردی ویژه ای برای بررسی و مقایسه رفتار دما زمان نمونه ها طراحی شد و آزمون های DSC و SEM برای تعیین و مطالعه گرمای ذوب نمونه ها و ریزساختار آمیخته ها به کار گرفته شد. نتایج نشان می دهد، درصد بهینه برای پلی اتیلن گلیکول 60 درصد وزنی است. همچنین، نتایج آزمون کاربردی نشان می دهد، افزایش درصد مواد تغییردهنده فاز سبب بهبود حفاظت گرمایی می شود. شیب اولیه افزایش دما در نمونه های حاوی مواد تغ ییردهنده فاز در مقایسه با نمونه اپوکسی کمتر است. در ناحیه ذوب مواد تغ ییردهنده فاز، افزایش دما بسیار کاهش میی ابد و یک ناحیه جلگ های در نمودار دما زمان ایجاد می کند. اختلاف دما با نمونه اپوکسی در این ناحیه برای نمونه 60 درصد وزنی پلی اتیلن گلیکول در حدود 15° C است و زمان تاخیر افزایش دما)تا 60° C (نسبت به نمونه اپوکسی در حدود 22 min است
    کلیدواژگان: مواد تغییردهنده فاز، اپوکسی، پلی اتیلن گلیکول، حفاظت گرمایی، رسانندگی گرمایی موثر
  • مازیار پروین زاده گشتی، سیامک مرادیان، ابوسعید رشیدی، محمد اسماعیل یزدانشناس صفحه 203
    در این پژوهش، برخی از خواص نانوکامپوزیت پلی اتیلن ترفتالات به عنوان یکی از مهم ترین پلیمرهای مصنوعی مورد استفاده در صنعت نساجی مطالعه شده است. نانوکامپوزیت های بر پایه پلی اتیلن ترفتالات حاوی سه نوع ذرات سیلیس اصلاح شده به روش مخلوط مذاب تهیه شدند. اثر نوع و مقدار نانوسیلیس بر خواص مختلف نانوکامپوزیت با روش های طیف سنجی زیرقرمز، میکروسکوپی الکترونی پویشی، اندازه گیری زاویه تماس، میکروسکوپی نوری، گرماسنجی پویشی تفاضلی، آزمون تجزیه گرمایی و دینامیکی گرمامکانیکی بررسی شده است. نتایج طیف سنجی ATR نشان داد، برهمک نش های بین ذرات نانوسیلیس آب دوست عمدتا در سطح نانوکامپوزیت ها ایجاد می شوند. آزمون میکروسکوپی الکترونی برای بررسی وجود سیلیس در سطح کامپوزیت ها انجام شد که نشان داد خواص سطح بستگی به درجه آب دوستی سیلیس استفاده شده دارد. بررسی انرژی سطحی نانوکامپوزیت ها نشان داد، نانوذرات سیلیس اصلاح شده تمایل بیشتری به باقی ماندن در بستر پلیمر در مقایسه با نوع اصلاح نشده نشان می دهند. تصاویر میکروسکوپ نوری از نانوکامپوزیت های حاوی سیلیس نشان دهنده افزایش تعداد گویچه ها در بستر پلی اتیلن ترفتالات با افزایش درصد سیلیس است. گرماسنجی پویشی تفاضلی از نانوکامپوزیت های تهیه شده کاهش کمی در دمای ذوب را در مقایسه با پلی اتیلن ترفتالات خالص نشان می دهد. نتایج آزمون مقاومت گرمایی حاکی از آن است، بهبود در مقاومت گرمایی پلی اتیلن ترفتالات بستگی به نوع سیلیس به کار رفته و مقدار پراکنش ذرات در بستر پلی اتیلن ترفتالات دارد. مقدار برهمک نش بین ذرات نانوسیلیس و زنجیرهای پلی اتیلن ترفتالات در افزایش مقاومت کامپوزیت در برابر گرما موثر است.
    کلیدواژگان: نانوکامپوزیت، پلی اتیلن ترفتالات، نانوسیلیکای آب دوست، نانوسیلیکای آب گریز، خواص گرمایی
  • لیلا مظاهری، سیدمجتبی میرعابدینی، مسعود اسفنده، شهلا پازکی فرد صفحه 221
    ابتدا نانوذرات سیلیکا با ترکیب تیتانیم تتراایزوپروپوکسید به روش دو مرحل های سل ژل اصلاح شد. نانوذرات اصلاح شده با انجام آزمون های طیف سنجی FTIR، تجزیه گرماوزن سنجی) TGA (و تجزیه عنصری EDAX ارزیابی و شناسایی شد. فعالیت نورکاتالیزوری نانوذرات اصلاح شده با بررسی مقدار تخریب نوری و بی رنگ شدن ماده رنگزای رودامین Rh.B) B (، به عنوان ترکیب مدل فعال نوری در آب مقطر بررسی شد. کاهش غلظت Rh.B با انجام طیف سنجی UV-Vis و مشاهدات چشمی اندازه گیری و ارزیابی شد. نتایج آزمون های طیف سنجی FTIR، ایجاد پیوند شیمیایی Ti-O-Si را روی سطح نانوذرات سیلیکا تا یید کرد. نتایج آزمون TGA نشان داد، کاهش وزن نمونه اصلاح شده، به دلیل تخریب گروه های آلکوکسید ایجاد شده روی سطح SiO2 است. مطابق با نتایج حاصل از تجزیه عنصری EDAX، وجود عناصر کربن و تیتانیم در ساختار نمونه اصلاح شده و همچنین کاهش مقدار اکسیژن دلیلی بر انجام برهم کنش های شیمیایی اصلاح سطح است. وجود کربن در ترکیب را می توان به وجود ترکیب ایزوپروپوکسید در ترکیب تیتاناتی مربوط دانست. بررسی ها نشان داد، با پیوندزنی TiO2 روی سطح نانوذرات سیلیکا، جذب در ناحیه UV آنها افزایش میی ابد. نانوذرات سیلیکای اصلاح شده با ترکیب تیتاناتی، دارای خاصیت نورکاتالیزوری شده و در معرض تابش UV قابلیت تخریب نوری ماده رنگزای Rh.B را دارند. بدین ترتیب، با کاربرد نانوذرات سیلیکای اصلاح شده در پوشش های پلیمری، می توان خواص نورکاتالیزوری را در پوشش ایجاد کرد. نانوذرات سیلیکای اصلاح شده در مقایسه با نانوذرات TiO2، خاصیت نورکاتالیزوری کمتری دارند، اما آسیب کمتری به ماتریس پلیمری وارد می کنند.
    کلیدواژگان: نانوذرات سیلیکا، فعالیت نورکاتالیزوری، تیتانیم دی اکسید، اصلاح سطح، رودامین B
  • سیداسماعیل زکیان، محمدحسین نویدفامیلی، محمد آکو صفحه 231
    در این پژوهش، نخست پیش فرض نظری سازوکار اثر اندازه نانو ذرات بر هسته گذاری سلول در زمینه پلی استیرنی نسبت به حالت اسفنج پل یاستیرنی خالص با انداز هگیری ضریب ناهمگنی در محدوده کامل از زاویه ترشوندگی 0 تا °180 بررسی شد. با ترکیب روش در محلول و مذاب نانوکامپوزیت پلی استیرن نانوسیلیکا با اندازه و غلظت های متفاوت از نانوسیلیکا تهیه شد. از دستگاهی با قابلیت کارایی در دما و فشار زیاد، کاهش آنی فشار و سرعت تثبیت زیاد در تهیه اسفنج پلی استیرن نانوسیلیکا در حالت مذاب استفاده شد. برای ایجاد شرایط تولید اسفنج، مخزن با یخ خشک در دمای مشخص به فشار رسانده شد. پس از ایجاد شرایط فرایندی، نمونه ها به مدت 8 h با کربن دی اکسید ابربحرانی سیرشده و سپس فشار، به طور ناگهانی به کمک شیرهای قطع و وصل آزاد شد. برای بررسی اثر نانوسیلیکا بر پارامترهای اساسی ساختاراسفنج)چگالی سلول و اندازه سلول(میکروسکوپ الکترونی پویشی به کار گرفته شد. نتایج نشان داد، وجود مقدار کمی نانوسیلیکا در افزایش چگالی سلول و کاهش اندازه سلول اثر بسزایی دارد. همچنین، افزایش غلظت نانوذرات این اثربخشی را افزایش می دهد. علاوه بر این، کیفیت و ساختار اسفنج نانو کامپوزیتی نسبت به اسفنج پل یاستیرنی بهبود می
    کلیدواژگان: هسته گذاری ناهمگن، اسفنجی شدن ناپیوسته، چگالی سلول، نانو سیلیکا، پل یاستیرن
  • غلامحسین صدیفیان، حمیددرضا نیکوآمال، علی اکبر یوسفی صفحه 241
|
  • Maryam Sabetzadeh, Rouhollah Bagheri, Maryam Shahriari Kahkeshi Page 171
    The changes in the behaviour of mechanical properties of low density polyethylene-thermoplastic corn starch (LDPE-TPCS) nanocomposites were studied by an adaptive neuro-fuzzy interference system. LDPE-TPCS composites containing different quantities of nanoclay (Cloisite®15A، 0. 5-3wt%) were prepared by extrusion process. In practice، it is difficult to carry out several experiments to identify the relationship between the extrusion process parameters and mechanical properties of the nanocomposites. In this paper، an adaptive neuro-fuzzy inference system (ANFIS) was used for non-linear mapping between the processing parameters and the mechanical properties of LDPE-TPCS nanocomposites. ANFIS model due to possessing inference ability of fuzzy systems and also the learning feature of neural networks، could be used as a multiple inputs-multiple outputs to predict mechanical properties (such as ultimate tensile strength، elongation-at-break، Young’s modulus and relative impact strength) of the nanocomposites. The proposed ANFIS model utilizes temperature، torque and Cloisite®15A contents as input parameters to predict the desired mechanical properties. The results obtained in this work indicated that ANFIS is an effective and intelligent method for prediction of the mechanical properties of the LDPE-TPCS nanocomposites with a good accuracy. The statistical quality of the ANFIS model was significant due to its acceptable mean square error criterion and good correlation coefficient (values > 0. 8) between the experimental and simulated outputs.
    Keywords: prediction, nanoclay, temperature, torque, mechanical properties
  • Mir Asad Mirzapour, Hasan Rezaei Haghighat, Zahra Eslami Page 181
    Ablative materials play a strategic role in aerospace industry. These materialsproduce a thermal protection system which protects the structure، theaerodynamic surfaces and the payload of vehicles and probes duringhypersonic flight through a planetary atmosphere. In this work، we investigatedthe effect of refractory zirconium oxide on mechanical، heat stability and ablationproperties of asbestos/phenolic/zirconia composites. The asbestos/phenolic/zirconiacomposites were produced with different percentages of zirconia filler from 7 to 21%with average size of 7 μm and different number of layers of asbestos، say 3 to 6layers. These ablative composites were made by an autoclave curing cycle process. The densities of the composites were in the range of 1. 68 to 1. 88 g/cm3. Ablation properties of composites were determined by oxy-acetylene torch environment and burn-through time، erosion rates and back surface temperature in the first required 20 seconds. Thermal stability of the produced materials was estimated by means of thermal gravimetric analysis، in both air and nitrogen which consisted of dynamic scans at a heating rate of 10°C/min from 30 to 1000°C with bulk samples of about 20±1 mg. The results showed that when the amount of zirconia was raised from 7% to 21%، the erosion rate and the back surface temperature of composites increased by about 24% and 26% respectively، and the heat capacity of the composites increased byabout 85%. Also، the result showed that when the thickness of composites of 4. 2 mm was increased to 10. 1mm the burn-through time raised by about 226% and erosion rate dropped by about 41%. These composites displayed the maximum flexural strength when the amount of zirconia was about 14%.
    Keywords: ablative, phenolic composite, burn, through time, thermal stability, erosion rate
  • Leila Sadat Ahmadi, Ahmad Reza Bahramian, Mehrdad Kokabi Page 193
    Phase change materials (PCM) are substances with a high heat of fusion which، through melting and solidifying at certain temperatures، are capable to store or release a large amount of energy. This phenomenon can be utilized in designing heat protective materials as well as in thermal energy storage systems. One of the approaches to avoid materials leaching from a structure، where PCMs are incorporated، is to blend them with suitable polymers. To have a proper blend it is necessary to choose a compatible polymer with a PCM. It is important to assess the optimized concentration of PCM in polymer matrix and the phase structure and morphology of the blend، which causes the best heat protection. In this work، the influence of polyethylene glycol (PEG) as PCMs in epoxy resin matrix on heat protection was investigated. A special performance test was designed to study timetemperature behavior of the prepared samples and DSC and SEM tests to observe the melting point، heat of fusion and morphology of the samples. The results indicated that increases in PCM content led to better heat protection and the best concentration for PEG was found to be 60% wt. Time-temperature curves show that increases of temperature for PCM samples is very slow compared with net epoxy sample. PCM samples curves show plateau in melting region. In this region، they show nearly 15°C temperature lower than a net epoxy sample. The plateau region makes a delay time in temperature increment، which is about 22 min for PEG samples compared with a net epoxy.
    Keywords: phase changing material, epoxy, polyethylene glycol, thermal protection, effective thermal conductivity
  • Mazeyar Parvinzadeh Gashti, Siamak Moradian, Abosaeed Rashidi, Mohammad, Esmail Yazdanshenas Page 203
    This research is carried out to study some properties of polyethylene terephthalate (PET) as one of the most important synthetic polymers used in textile industry. PET based nanocomposites containing three differently modified silica particles were prepared by melt compounding. The influence of type and amount of nanosilica on various properties of nanocomposite was studied by Fourier transform infrared spectroscopy، scanning electron microscopy، contact angle determination، optical microscopy، differential scanning calorimetry، thermal gravimetry analyzer and dynamic mechanical thermal analyzer. ATR results indicated that the interactions of hydrophilic nanosilica mainly occur at the surface of nanocomposites. SEM was used to confirm the presence of silica on the surface of nanocomposites and it showed that surface properties depend on hydrophilicity of nanosilica. Studies on surface tension of nanocomposites showed that modified nanosilica particles have higher tendency to remain in bulk polymer as compared with unmodified one. Optical microscopy images from nanocomposites-containing silica illustrated the increment of the number of spherulites in the PET matrix with increases in silica percentage which were dependent on nano-silica type and content. Differential scanning calorimetry results of the nanocomposites showed a slight drop in the melting temperature compared to pure PET. The results obtained from thermal stability test showed that any improvement in thermal stability depends on the type of silica and dispersion of particles in polyethylene terephthalate. Moreover، the extent of interactions between nanosilica particles and polyethylene terephthatale chains affects on thermal stability of the composite.
    Keywords: nanocomposite, polyethylene terephthalate, hydrophilic nanosilica, hydrophobic nanosilica, thermal properties
  • Leila Mazaheri, Sayed Mojtaba Mirabedini, Masoud Esfandeh, Shahla Pazokifard Page 221
    Silica nanoparticles were modified with titanium tetraisopropoxide (TTIP) via a two-step sol-gel route. The modified silica nanoparticles were characterized using FTIR spectroscopy، thermal gravimetric analysis (TGA) and EDAX elemental analysis. Photocatalytic activity of the modified nanocomposites was evaluated by photo-activated degradation of Rhodamine B (Rh. B) dyestuff، as a colorant model، in distilled water. Reduction in Rh. B concentration in aqueous solution was evaluated by UV-visible spectroscopy and with the aid of visual observations. The FTIR spectroscopy results confirmed the formation of Ti-O-Si chemical bond on the surface of silica nanoparticles. TGA test results showed that the weight loss of the modified sample is due to deterioration of the alkoxy groups of the SiO2 surface. According to the results of EDAX elemental analysis، the presence of carbon and titanium in the structure of the modified samples and also reduction in oxygen levels are attributed to the chemical interactions due to surface chemical modification. Carbon detection in the composition can be attributed to the presence of isopropoxide in titanium tetraisopropoxide compound. The results also revealed that، with TiO2 grafting on the silica nanoparticles surface، absorption in UV region is increased and that the silica nanoparticles modified with titanate compound show photocatalytic characteristics and degradation ability of Rh. B dyestuff under UV light irradiation. It became also evident that the photocatalytic activity of the modified nanoparticles is less than TiO2 nanoparticles. However، by inclusion of modified silica nanoparticles into the polymeric coating، the photocatalytic properties of the coating can be established. Although modified silica nanoparticles have less photocatalytic activity compared to TiO2 nanoparticles، but they cause less damage to the polymer matrix.
    Keywords: silica nanoparticles, photocatalytic activity, titanium dioxide, surface modification, Rhodamine B
  • Seyed Esmaeil Zakiyan, Mohammad Hossein N. Famili, Mohammad Ako Page 231
    Atheoretical hypothesis was put forward on the effect of nanoparticle size on cell nucleation in polystyrene (PS) matrix foam. At first the heterogeneous factor was calculated in different wetting angles from zero to 180º. Then، to verify this hypothesis a combination of the solution and melting methods was used to prepare PS-nanosilica nanocomposites at different concentrations and different sizes of nanosilica. In this regard a novel apparatus، including a high-pressure/ high-temperature vessel capable of instantaneous pressure release and stabilization control، was used to prepare a polystyrene-nanosilica nanocomposite foam in its melt state. To reach the foaming conditions، the vessel was pressurized with dry ice at the specified temperature. After reaching the foaming conditions، the sample was saturated with supercritical carbon dioxide (CO2) for 8 more hours. Then، the pressure was released with an on/off valve and the temperature was instantaneously dropped to below glass transition temperature. The scanning electron microscopy pictures were used to calculate the effect of nanosilica on the main foaming parameters including cell density and cell size. The results showed that a small amount of nanosilica has substantial effect on decreasing cell size and increasing the cell density. Moreover، the foam quality and structure was improved by addition of the nanoparticle.
    Keywords: heterogeneous nucleation, batch foaming, cell density, nanosilica, polystyrene
  • Gholamhossein Sodeifian, Hamid Reza Nikooamal, Ali Akbar Yousefi Page 241
    The effect of mixing on rheological behavior of 6% wt epoxy-clay nanocomposites was studied. The mixing processes were carried out by low shear mixer، homogenizer and ultrasonic and combination of different mixing techniques at medium and maximum power. All these methods led to intercalated structure. The XRD results showed that the ultrasonic has the best effect on dispersion while a low shear mixer has the least positive effect. Opposite to an ultrasonic mixing method، the homogenization process through maximum power does not change the dispersion state significantly. The best condition would be to use an ultrasonic mixer after a homogenizer، otherwise the reverse process may result in lower dispersion. Small amplitude oscillatory measurements were carried out on linear regime over 0. 1-100 Hz. According to the fact that rheological responses are very sensitive to polymerparticle interactions and accessible surface area، the slope of storage modulus and shear thinning exponent of viscosity are proportional to the level of dispersion. This implies that more increases in intergallary height may lead to less terminal slope. The continuous relaxation profile and zero shear viscosity were generated by experimental data via computer software based on neural network approach. To check the validity of software، the experimental data were recovered with very low deviation using relaxation spectrum. The experimental observations showed that a solid-like behavior، as a result of better dispersion، can prevent the profile from falling especially at longer times.
    Keywords: mixing, epoxy resin, nanocomposite, rheology, continuous relaxation spectrum