فهرست مطالب

  • سال هشتم شماره 1 (پیاپی 15، 1391)
  • تاریخ انتشار: 1391/07/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • نوشا ناهید*، عزت الله کرمی صفحه 1
    مدیریت بقایای گیاهی یکی از جنبه های مهم کشاورزی حفاظتی می باشد و شامل هر نوع عمل و تصمیمی است که بر روی پس ماندهای محصول برداشت شده انجام می گیرد تا بهترین محیط ممکن برای کشت محصول بعدی فراهم گردد. این پژوهش با هدف بررسی و شناخت تعیین کننده های شیوه مدیریت بقایای گیاهی در بین کشاورزان گندمکار شهرستان مرودشت و بر پایه تئوری سرمایه «Capital Theory» انجام شد. در این تحقیق از ترکیب پژوهش کمی و کیفی به دو روش پیمایش و مطالعه موردی استفاده شد. برای انتخاب نمونه مورد نظر در پیمایش با بکارگیری روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده چند مرحله ای تعداد 330 کشاورز گندمکار موردمطالعه قرار گرفته شد. به منظور نمونه گیری در مطالعه موردی از روشExtreme Sampling و بکارگیری تکنیک مشاهده و مصاحبه عمیق در دو شیوه متفاوت مدیریت بقایای گیاهی (آتش زدن و آتش نزدن بقایای گیاهی) در طولانی مدت استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد که سرمایه اقتصادی و سرمایه نمادی حاصل از فعالیتهای کشاورزی، مهمترین تعیین کننده های رفتار مدیریت بقایای گیاهی می باشند و عوامل دیگری چون سطح تکنولوژی مزرعه، بهره مندی از خدمات ترویجی، مالکیت دام و سیاستهای تشویقی و تنبیهی نیز در رده های بعدی قرار دارند. در انتها نیز به منظور ترغیب کشاورزان به سمت روش های پایدار و حفاظتی مدیریت بقایای گیاهی و ممانعت آنان از بکارگیری شیوه آتش زدن راهکارهایی ارائه شده است.
    کلیدواژگان: مدیریت بقایای گیاهی، سرمایه اقتصادی، سرمایه نمادی
  • محسن مهدیان بروجنی، مصطفی احمد وند* صفحه 17
    بهره مندی تولیدکنندگان بخش کشاورزی از خدمات مشاوره ای از اساسی ترین راهبردهای توسعه در این بخش محسوب می گردد. برای این منظور، یکی از تدابیر اتخاذ شده از سوی برنامه ریزان و سیاستگذاران توسعه کشاورزی کشور به کارگیری دانش آموختگان کشاورزی در قالب شرکت های خدمات مشاوره ای فنی و مهندسی کشاورزی است. هدف این پژوهش شناسایی تعیین کننده های فعالیت شرکت های خدمات مشاوره ای، فنی و مهندسی کشاورزی در شهرستان بروجن بود. از روش پیمایش برای گردآوری داده ها استفاده شد. جامعه آماری پژوهش 10 شرکت فعال و 20 شرکت غیرفعال یا نیمه فعال بود که با استفاده از نمونه گیری تصادفی طبقه ای تعداد 5 شرکت فعال و 10 شرکت غیرفعال انتخاب و اعضای آن ها مورد مطالعه قرار گرفتند. در مجموع از 81 عضو این شرکت ها مصاحبه به عمل آمد. ابزار پژوهش، مصاحبه ساختارمند با استفاده از پرسش نامه ای حاوی سئوالات باز و بسته بود که روایی صوری آن تایید و پایایی آن نیز با انجام یک مطالعه راهنما و مقدار آلفای کرونباخ 63/0 تا 94/0 برای متغیر های گوناگون به دست آمد. واکاوی مقایسه ای یافته های پژوهش نشان داد مناسب بودن شرایط محیطی و فرهنگی-اجتماعی از تعیین کننده های بارز فعالیت این شرکت ها در مرحله شکل گیری بودند. همچنین یافته ها حاکی از آن بود که وضعیت مطلوب اقتصادی، فردی، ساختاری، محیطی، و فرهنگی-اجتماعی در مرحله ثبات حائز اهمیت بوده و در فعال شدن شرکت ها نقش بسزایی داشته اند. این در حالی است که مناسب بودن شرایط محیط روستا، برخورداری شرکت از حمایت های دولت، و اعتماد اعضاء به یکدیگر از مهمترین سازه های مرحله استمرار شرکت ها به شمار می روند. تحلیل مدل رگرسیون لجستیک نیز نمایان ساخت که از میان سازه های مورد مطالعه، سازه اقتصادی نخستین و دومین، فرهنگی-اجتماعی نخستین و دومین، مدیریتی، و اعتماد بین اعضاء به عنوان سازه های پراهمیت و معنادار در پیش بینی فعالیت شرکت خدمات مشاوره ای کشاورزی شناسایی شده اند.
    کلیدواژگان: توسعه کشاورزی، ترویج خصوصی، خدمات کشاورزی، شرکت مشاوره ای، دانش آموختگان، بروجن
  • پریوش غلامی رضا*، کیومرث زرافشانی، علی اصغر میرک زاده صفحه 35
    کارآموزی ریشه در یادگیری تجربی داردو یکی از ابزارهای آموزش عملی برای دانشجویان کشاورزی محسوب می شود که دانشجو به کمک آن می تواند آموخته های دوره تحصیلی را در زمینه کاری خود به کار گیرد و بهبود و ساماندهی آن، نقش مهمی در ارتقای یاددهی – یادگیری مهارت های شغلی خواهد داشت. در این راستا، توجه به اثربخشی دوره کارآموزی به معنای میزان دسترسی به اهداف از پیش تعیین شده از اهمیت بسزائی برخوردار است. به عبارت دیگر، تا چه اندازه اهداف دوره کارآموزی برای کنشگران (اساتید، کارفرمایان و کارآموزان) حاصل شده است. هدف پژوهش حاضر، تحلیل مولفه های اثربخشی دوره های کارآموزی دانشجویان رشته ترویج و آموزش کشاورزی در دانشگاه های غرب کشور بوده است.این تحقیق از نوع مطالعات توصیفی – پیمایشی است که جامعه آماری این مطالعه را سه گروه کنشگران تشکیل دادند. گروه اول شامل 18 نفر از اساتید گروه های ترویج وآموزش کشاورزی در دانشکده های کشاورزی غرب کشور (دانشگاه رازی کرمانشاه، دانشگاه بوعلی همدان، دانشگاه آزاد ایلام) می باشند که با روش سرشماری انتخاب شدند و گروه دوم را کارفرمایان بخش کشاورزی در استان های همدان، ایلام و کرمانشاه تشکیل دادند. حجم نمونه در این گروه 150 نفر به صورت هدفمند برآورد گردید. گروه سوم، دانشجویان رشته ترویج و آموزش کشاورزی که دوره کارآموزی را گذرانده بودند با استفاده از روش تصادفی100 نفر انتخاب شدند. ابزار گرد آوری داده ها پرسشنامه بود که روایی آن به روش صوری و پایایی آن با محاسبه آلفای کرونباخ برای هر سه پرسشنامه بطور جداگانه سنجیده شد (اساتید: 0/77 = α، کارفرمایان: 0/88 = α، کارآموزان:0/88 = α)که گویای پایایی ابزار تحقیق بود. نتایج نشان داد که، هشت عامل در اثربخشی دوره کارآموزی نقش دارند که عبارتند از: شفافیت وظایف کنشگران، آمادگی کارآموز، محیط کارآموزی، مدرس کارآموزی، فراهم بودن شرایط یادگیری، هماهنگی و برنامه ریزی، تعامل کنشگران و مدت زمان دوره. این عوامل در مجموع 69/5 درصد واریانس اثربخشی را تبیین نمودند. برگزاری کلاس های توجیهی برای کنشگران قبل از شروع دوره کارآموزی، فرستادن کارآموزان به ادارات و یا نهادهای مرتبط با رشته تحصیلی آنان، امضاء تفاهم نامه ای بین دانشگاه و کارفرما به منظور همکاری و دستیابی به اهداف دوره کارآموزی، نظارت استاد درس کارآموزی در طول دوره، تبیین جایگاه و اهمیت دوره برای کارآموزان در جهت آمادگی برای ورود به بازار کار توسط دانشگاه و افزایش طول دوره کارآموزی توصیه هایی است که می تواند در اثربخشی دوره های کارآموزی رشته ترویج و آموزش کشاورزی موثر واقع گردد.
    کلیدواژگان: کارآموزی، اثربخشی، ترویج و آموزش کشاورزی، تحلیل مولفه ها، غرب کشور
  • مهدی نوری پور *، مرتضی نوری صفحه 53
    اهمیت پژوهش در مورد تقویت کننده ها و تسهیل کننده های مشارکت و توجه به آن ها در برنامه های بخشی و منطقه ای غیر قابل انکار است. پاسخ گویی به این سوال که چه عواملی بر گرایش افراد به مشارکت در فعالیت های مشارکتی و گروهی تاثیر دارند و اولویت آن ها چگونه است، به برنامه ریزان کمک می کند تا در طراحی برنامه های توسعه، با دید وسیع تری مسیر را برای رشد و توسعه مشارکت ذی نفعان هموار نمایند. در مطالعه حاضر به بررسی ارتباط بین سرمایه اجتماعی و مشارکت آب بران در مدیریت و بهره برداری از شبکه آبیاری و زه کشی دشت لیشتر گچساران پرداخته شده است. این پژوهش به روش پیمایش و با استفاده از ابزار پرسشنامه انجام گرفت. روایی پرسشنامه به وسیله کارشناسان و متخصصان مربوطه مورد تایید قرار گرفت و پایایی آن با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ از 0/73تا 0/90 برآورد شد. همچنین از مجموع کشاورزان تحت پوشش شبکه آبیاری و زه کشی دشت لیشتر، تعداد 190 بهره بردار با استفاده از جدول نمونه گیری پاتن به صورت تصادفی طبقه بندی شده انتخاب گردیدند. یافته های این پژوهش نشان داد که بین سرمایه اجتماعی و مشارکت آب بران رابطه مستقیم و مثبتی وجود دارد. همچنین رابطه معنی دار و منفی بین سرمایه اجتماعی و عضویت در تعاونی آب بران وجود دارد. افزون بر این، تحلیل رگرسیونی نشان داده است که متغیرهای مستقل سرمایه اجتماعی، عضویت در تعاونی تولید، عضویت در تعاونی آب بران، تجربه ی کشاورزی و نگرش نسبت به نهادهای مربوط به امور آب و آبیاری در حدود 33 درصد از تغییرات متغیر میزان مشارکت در شبکه ی آبیاری و زه کشی را تبیین می کنند.
    کلیدواژگان: سرمایه اجتماعی، مشارکت آب بران، شبکه آبیاری و زه کشی، دشت لیشتر
  • زیبا نجفی قرقانی *، داریوش حیاتی صفحه 73
    به منظور افزایش بازدهی آب کشاورزی و استفاده بهینه از مقدار آب مصرفی در بخش کشاورزی، امروزه راهکار مدیریت مشارکتی آبیاری از طریق شکل گیری تشکل های آب بران به منظور درگیر نمودن بهره برداران در مدیریت آب، پیشنهاد گردیده است. تشکل های آب بران به عنوان یکی از راهکارهای مناسب و کارآمد در جهت افزایش مشارکت بهره برداران در مدیریت آب کشاورزی، بسیار مورد توجه است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی سازه های موثر بر نگرش اعضاء اتحادیه تشکل های آب بران نسبت به عملکرد تشکل در محدوده کانال اردیبهشت درودزن در استان فارس به روش کمی و با استفاده از فن پیمایش و ابزار سنجش پرسشنامه انجام گرفته است. برای تعیین روایی صوری، پرسشنامه در اختیار افراد صاحب نظر قرار گرفت و براساس نظرات آنان اصلاحات لازم اعمال شد. برای تعیین پایایی، مطالعه راهنما بر روی 30 نفر از بهره برداران خارج از نمونه آماری انجام گرفت و با استفاده از نرم افزار SPSSضرایب آلفا در آزمون کرونباخ آلفا برای مقیاس های تحقیق بین0/72 تا 0/87 به دست آمد. آزمودنی های این پژوهش با استفاده از جدول تعیین تعداد و حجم نمونه آماری کرجسی و مورگان شامل 245 نفر از اعضاء اتحادیه تشکل های آب بران بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده از بین جامعه آماری پژوهش انتخاب شدند. یافته های پژوهش نشان داد که از بین چهار دسته سازه های فردی- نگرشی، اجتماعی، زراعی- موقعیتی و اقتصادی، متغیرهای سن، سطح تحصیلات، اندازه خانوار، نگرش نسبت به سازمان آب و شرکت بهره برداری، نگرش نسبت به وجود روابط عادلانه در تشکل، وضعیت تاهل، مسئولیت اعضاء در تشکل، میزان آگاهی فرد در مورد اهداف، حدود اختیارات و مسئولیت های تشکل، میزان مشارکت در فعالیت های اجتماعی، میزان مشارکت در فعالیت های تشکل، میزان استفاده از کانال های ارتباطی و منابع اطلاعاتی آب و آبیاری، رعایت اصول اخلاقی در بین اعضاء، نوع تشکل و درآمد اعضاء، رابطه معنی داری با نگرش نسبت به عملکرد تشکل داشته اند. ضمنا نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که در مورد نگرش نسبت به عملکرد تشکل، شش متغیر نگرش نسبت به سازمان آب و شرکت بهره برداری، میزان استفاده از آب کانال، میزان مشارکت در فعالیت های تشکل، سطح زیرکشت محصولات شتوی، سطح تحصیلات و میزان درآمد 7/69 درصد از تغییرات آن را تبیین کردند. در ادامه، با توجه به یافته های پژوهش، پیشنهادهایی به منظور بهبود نگرش اعضاء نسبت به عملکرد تشکل ارائه شده است.
    کلیدواژگان: تشکل های آب بران، ارزیابی عملکرد، کانال اردیبهشت، درودزن، فارس
  • مسعود یزدان پناه*، نوذر منفرد صفحه 87
    خشکسالی یکی از پیچیده ترین و در عین حال آرام ترین بلاهای طبیعی است که در ایران به طور مداوم رخ داده و دارای تاثیر منفی بر منابع طبیعی و زندگی انسانی می باشد. درحالی که می توان نتایج خشکسالی را پیش بینی نمود، اما معمولا فعالیت هایی که از اثرات شدید خشکسالی جلوگیری کند در تمام دنیا خصوصا ایران اعمال نمی گردد. به نظر می رسد عدم وجود یک درک مناسب درباره مدیریت خشکسالی به عنوان یک مانع بزرگ در مقابل فعالیت های مدیریت خشکسالی می باشد. شواهد موجود نشان می دهد، درک مناسب امکان پذیری مدیریت خشکسالی عامل مهمی در موفقیت مدیریت خشکسالی می باشد. لذا، درک عمیق سازوکارهایی که باعث شود افراد تمایل به مدیریت خشکسالی داشته باشند، بسیار مهم است. هدف این پژوهش بررسی درک امکان پذیری خشکسالی از دید کارشناسان سازمان جهاد کشاورزی استان بوشهر بوده که با استفاده از فن پیمایش انجام شده است. نمونه این تحقیق 120 نفر از کارشناسان سازمان جهاد کشاورزی استان بوشهر بودند که با استفاده از نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. آزمون توصیفی نشان داد هنجار اجتماعی در رابطه با مدیریت خشکسالی نسبت به سایر متغیرها در بین کارشناسان سازمان بیشتر بوده است. همچنین در این تحقیق از تحلیل مسیر برای تعیین اثرات مستقیم و غیر مستقیم متغیرهای تحقیق بر درک امکان پذیری مدیریت خشکسالی استفاده شد. در پایان مقاله به منظور بهبود درک مدیریت خشکسالی از دید کارشناسان پیشنهادهایی ارائه گردیده است.
    کلیدواژگان: مدیریت خشکسالی، درک امکان پذیری، کارشناسان جهاد کشاورزی، تحلیل مسیر
  • حوریه مرادی*، مسعود بیژنی، مسعود برادران، حسین شعبانعلی فمی، عبدالعظیم آجیلی صفحه 101
    مدیریت ترویج کشاورزی یکی از بخش های مهم جامعه است که وجود کارکنان کارآفرین خلاق درآن، برای رسیدن به توسعه ضروری است، از این رو در این تحقیق به بررسی میزان کارآفرینی و نیز تحلیل نقش مولفه اطلاعاتی ارتباطی توسعه حرفه ای در کارآفرینی سازمانی مدیریت ترویج کشاورزی استان کرمانشاه پرداخته شد. کلیه کارگزاران ترویج کشاورزی استان کرمانشاه به تعداد 456 نفر جامعه آماری این پژوهش را تشکیل دادند. پژوهش از نوع کاربردی و روش پژوهش از نوع توصیفی پیمایشی بود. حجم نمونه براساس جدول مورگان 210 نفر تعیین گردید. روش نمونه گیری، تصادفی طبقه ای با انتساب متناسب از پاسخگویان انتخاب گردید. ابزار پژوهش پرسشنامه بود که روایی صوری آن براساس نظر جمعی از اساتید و صاحبنظران تایید گردید و پایایی آن با استفاده از پیش آزمون مشخص گردید. ضریب آلفای کرونباخ برای کارآفرینی سازمانی و عامل اطلاعاتی ارتباطی توسعه حرفه ای به ترتیب 0/87 و 0/90 محاسبه شد که بیانگر مناسب بودن ابزار پژوهش بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های همبستگی و رگرسیون انجام شد. براساس نتایج تحقیق، بین مولفه های اطلاعاتی ارتباطی توسعه حرفه ای کارگزاران ترویج با کارآفرینی سازمانی رابطه مثبت و معنی داری در سطح یک درصد خطا برقرار می باشد. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که متغیرهای بکارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات، به روز بودن اطلاعات تخصصی و حرفه ای و مهارت های ارتباطی کارکنان، تاثیر معنی داری بر توسعه کارآفرینی سازمانی داشته و توانایی تبیین 55/1 درصد از تغییرات متغیر کارآفرینی سازمانی را دارند.
    کلیدواژگان: کارآفرینی سازمانی، مولفه اطلاعاتی، ارتباطی، توسعه حرفه ای، مدیریت ترویج کشاورزی، استان کرمانشاه
  • رضا رسولی، مجتبی رجب بیگی *، صمد داداشی، میترا سعیدعصر صفحه 115
    این تحقیق به منظور بررسی تاثیر مدیریت مشارکت جو در پایداری منابع آب و خاک طرح حبله رود (روستای آرو) صورت گرفته است.جامعه آماری این تحقیق 36 نفر از مدیران و کارشناسان دخیل در طرح حبله رود بودند که از طریق مصاحبه بسته و پرسشنامه مورد آزمون قرار گرفتند. روش تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر نوع، پیمایشی بود. با استفاده از ضریب همبستگی وتحلیل رگرسیون آزمون آماری انجام گرفت. نتایج آزمون مشخص می کند که در طرح حبله رود بین مدیریت مشارکت جو با پایداری منابع آب، پایداری منابع خاک، بهبود برنامه ریزی نهادهای سنتی محلی و حفظ محیط زیست رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
    کلیدواژگان: مدیریت مشارکت جو، توسعه پایدار، حبله رود، پایداری منابع آب و خاک
|
  • Nosha Nahid *, Ezat Allah Karami Page 1
    The crop residues management is one of the important aspects of the conservation agriculture and includes every kind of action and decision, which is done on the residues of the harvested crop in order to provide the best possible medium for the subsequent crop cultivation. This research used capital theory to investigate the determinants of crop residues management by farmers. Mixed quantitative and qualitative methods were used. A sample of 330 wheat growers in Marvdasht County selected through a multi stage classified random sampling was used in the survey part of the study. In the qualitative part of the study an extreme sampling method was used in order to select the two cases that were using different methods of crop residues management (burning and not burning crop residues) for a long time. The findings of study indicated that economic capital and the symbolic capital achieved through agricultural activities are the most important determinants of crop residues management behavior. Factors such as farm's technology, access to extension services, ownership of domesticated animals and government policies are other determinant factors, respectively. The case studies confirmed the findings of the survey. Based on the findings of the study recommendations are offered to promote more sustainable crop residual management.
    Keywords: Crop Residues Management, Economical Capital, Symbolic Capital
  • Mohsen Mahdian Broujeni, Mostafa Ahmadvand * Page 17
    Benefiting agricultural producers of advisory services is one of the most fundamental development strategies. For this purpose, one of the measures taken by the country's agricultural development planners and policymakers is using agriculture graduates in agricultural engineering and technical consulting services firms (AETCSFs). The purpose of this survey was to identify determinants of the activities of the AETCSFs in Broujen County. For this purpose the stages of establishing, stability, and durability of the firms were considered. Survey method was used to gather data. The statistical population of this study included 10 active and 20 non-active firms. A stratified random sampling technique was used for selecting 5 active and 10 no-active firms. Therefore, a total of 81 members of two types of firms were interviewed with the aid of a questionnaire containing open-ended and closed questions. Face validity was confirmed by experts, and the questionnaire was subjected to reliability testing by using data collection in the pilot study with Cronbach’s Alpha value of 0.63 to 0.94. Comparative analysis revealed that suitable environmental and socio-culture condition were the key determinants for the establishing stage. Findings also showed that the desirable economic, personal, structural, environmental, and socio-cultural situations were important in stabling stage. This is while, the good village, governmental supports, and within group member's trust were key determinants in the durability stage. Logistic regression modeling results showed that economic, socio-culture, management, and within group member's trust were the most important significant factors to predict firm's activity.
    Keywords: Agricultural Development, Private extension, Agricultural Services, Consulting firm, College graduates, Broujen
  • Parivash Gholamireza *, Kiyomars Zarafshani, Aliasghar Mirakzadeh Page 35
    Internship program has it roots in experiential learning. As a hands-on learning experience for agricultural extension and education students, internships integrate theory with practice which in turn develop employment skills. Therefore, the effectiveness of internship programs can enhance teaching and learning process. This descriptive-survey study sought to investigate the effectiveness of internship programs across universities in western provinces (Kermanshah, Hamedan, Ilam). Objectives of internship programs were used as criteria for measuring effectiveness. Moreover, three groups of stakeholders (students, instructors, employees) participated in this study. A census of 19 instructors were interviewed across three universities. A purposive sample of 150 employees were selected based on their experience with interns. Finally, a random sample of 100 former interns were selected from all three universities. A researcher-made questionnaire was developed to collect data from three groups of internship stakeholders. Content validity was confirmed using experts in the field and alpha coefficient was used to test reliability of research instrument. An alpha coefficient of 0.77, 0.88, and 0.88 was estimated for instructors, employees, and students respectively. Results revealed that effective components of internship programs can be categorized into eight components: 1) stakeholders’ responsibilities being made clear, 2) Interns’ preparedness, 3) internship environment, 4) internship instructor, 5) appropriate learning condition, 6) planning and coordination, 7) stakeholders’ interaction, and 8) internship duration. Overall explaining power of these components estimated at 69%. The result of this study has implications for stakeholders involved in agricultural extension and education internship programs. For example, an orientation meeting for all stakeholders before the start of internship can clarify the objectives of such programs. Moreover, placing potential interns in appropriate government and private sector can enhance the program. In addition, signing a bilateral agreement between universities and employment could improve the internship effectiveness. Finally, extending internship duration can also improve the overall effectiveness of internship programs.
    Keywords: Internship, Effectiveness, Agricultural Extension, Education, Internship Components, Western Iran
  • Mehdi Nooripoor *, Morteza Noori Page 53
    Research on factors reinforcing and facilitating participation is an inevitable part of regional and sectorial development programs. Answer to the question that which factors really influence participation, will help the planners to design more effective development programs. In this study, the relationships between social capital and water users’ participation in irrigation and drainage management and exploitation were analyzed. Survey research method with pre-designed questionnaire was used in the study area named Lishter plain. The validity of the questionnaire was verified using face validity procedure and the reliability score of the questionnaire was calculated between 0.73 to 0.90 using Cronbach's Alfa coefficients. The sample consisted of 190 farmers that were selected based on stratified random sampling technique. The results showed that there is a positive and significant relationship between social capital and farmer’s participation, while the relationship between social capital and cooperatives membership was also significant but negative. Regression analysis showed that independent variables such as social capital, cooperatives membership, farming experience and attitudes towards official organizations explain about 33 percent of the variation of dependent variable (participation).
    Keywords: social capital, Water User's Participation, Irrigation, Drainage Network, Lishter Plain
  • Ziba Najafi Ghareghani *, Dariush Hayati Page 73
    In order to increase agricultural water productivity and water use efficiency in agriculture, participatory irrigation management strategy through the formation of the water users associations to engage farmers in water management, has been recommended. Water users associations as an effective and appropriate strategy to increase participation of farmers in agricultural water management are greatly considered. However, transferring responsibility to water users associations without investigation of farmers’ opinion could lead to failure. Therefore, investigating factors affecting water users associations union members’ attitude toward development responsibilities was the main objective of this study. A questionnaire survey method was used in this study. Face validity of the questionnaire was validated by a panel of experts. A pilot study was conducted on 30 cases that were out of research statistical population and Cronbach’s Alpha analysis was calculated by SPSS software to measure reliability by estimating the Alpha coefficients. Those were between 0.72 and 0.87. Farmers who were members of water users associations union of Ordibehesht Canal in Doroodzan district were the research statistical population. 245 of them were selected as sample group by using simple random sampling method. Findings revealed that through four groups of independent variables (individual-attitudinal, social, farming-situational, and economic), age, level of education, household size, attitude toward Regional Water Organization and Local Water Utilization Company, attitudes toward fair relationships in the association, marital status, member’s responsibility in the association, knowledge toward objectives, authority and responsibilities of the association, level of participation in social activities, level of participation in the association activities, amount use of communicational channels and kind of information resources toward water and irrigation, respect to ethical principles among members of the association, kind of association, and income had a significant relationship with attitude toward performance of water users association. The results of multiple regression analysis revealed that six variables (attitudes toward Regional Water Organization and Local Water Utilization Company, amount of canal water usage, level of participation in association activities, cultivation area of wintertime crops, level of education, and annual income) could predict about 69.7 percent changes of attitude toward water use association performance. Some recommendations presented to enhance associations’ performance and augment members’ attitude toward water users associations at the end of the article.
    Keywords: Water Users Associations, Performance Assessment, Ordibehesht Canal, Doroodzan, Fars
  • Masoud Yazdanpanah *, Nozar Monfared Page 87
    Drought is one of the most complex and a slow-onset natural disaster with frequent repetition in Iran's climate which affecting natural resources and human development recurrently. While the consequences of droughts can usually be predicted, preventive action is frequently absent or insufficient to prevent serious impacts in many regions of the world particularly in Iran. We believe that lack of a perception of what is drought management is stands in the way of cohesive anti-drought action. Evidences suggest that positive perception to feasibility of drought management is critical to its success, and major barrier to drought management approaches has been a lack of good perception. As such, an in-depth understanding of the mechanisms that lead people to be supportive of alternative water sources is critically important. Therefore, analysis of perception to feasibility of drought management was the main objective of the research. Jehad-Keshavarzi specialists in Boushehr provinces were the statistical population. Simple random sampling was used to choose 120 specialists at Jehad-keshavarzi organization using survey research method. The result reveals that specialists have favorable social norm about drought management more than other variables. We use, also, a path analysis for determine direct and indirect effects of other variables on perception to feasibility of drought management. Based on the research findings some applicable recommendations have been presented toward specialists’ drought management perception, at the end of the article.
    Keywords: Drought Management, Perception of Management feasibility, specialists of Jehad-Keshavarzi, Path Analysis
  • Horiyeh Moradi *, Masoud Bijani, Masoud Baradaran, Hosein Shabanali Fami, Abdolazim Ajili Page 101
    Agricultural extension agency is one of the important organizations in society in which the existence of creative entrepreneurial staff is highly essential for achieving development goals. Therefore, this study was conducted to investigate the entrepreneurship in agricultural extension agency of Kermanshah province and analyze the role of information- communicative component of professional development in organizational entrepreneurship development of this agency. All the agricultural extension agents in Kermanshah province equal to 456 persons formed the population of this study. This research was conducted in descriptive-survey research method. Based on Morgan table, 210 agents were chosen as the sample using classification a stratified random sampling method. Questionnaire was used as a research tool and its face validity was confirmed based on the collective opinion of the university professors and experts of Ramin and Tehran Universities. The reliability of the questionnaire was calculated using Cranach’s alpha test for organizational entrepreneurship development and information- communicative component of professional development was 0.87, and 0.90, respectively and this calculation and results indicate that the research tools were chosen correctly, for data analysis, correlation and regression indicated method was used (SPSS15). The research findings showed that there was positive and significant relationship between organizational entrepreneurship development variables and information communicative component of professional development. Regression analysis also indicated that variables such as application of ICT, up-to-datedness of specialized information and professional and communication skills of staff, have great influence on the development of organizational entrepreneurship and abilities so that have explained 55.1 percent of the variation of organizational entrepreneurship.
    Keywords: Organizational Entrepreneurship, Professional Development, Information-Communicative Component, Agricultural Extension Management, Kermanshah province
  • Reza Rasouli, Mojtaba Rajab-Baigy *, Samad Dadashi, Mitra Saeedasr Page 115
    This research was conducted to find the impacts of participatory management on sustainability of soil and water resources in Hableh Roud Basin. The statistical population of research included 36 managers and experts who were involved in Hableh Roud project. Structured interview and a questionnaire was used to collect data. The findings of the research showed that there are positive significant relationships between sustainability of water resources, sustainability of soil resources, improvement of rural traditional institutions, and environmental conservation with participatory management as the dependent variable of study.
    Keywords: Participatory Management, Sustainable development, Hableh Roud Basin, Soil, Water Sustainability