فهرست مطالب

  • پیاپی 91 (مرداد 1391)
  • تاریخ انتشار: 1391/09/15
  • تعداد عناوین: 12
|
  • قربان گوهری، عبدالکریم مهروز، حدیث موسوی، مهریار زرگری، سیدمحمدباقر هاشمی، محمود عابدینی، احد علیزاده صفحات 2-9
    سابقه و هدف
    بر اساس مطالعات اپیدمیولوژیک، استروک به یکی از مشکلات اساسی در منطقه خاورمیانه تبدیل شده است. با توجه به نقش آنزیم پاراکسوناز سرم (PON1) در استروک، مطالعه حاضر طراحی گردید تا اهمیت پروگنوستیک نسبت فعالیت های پاراکسونازی به آریل استرازی (Para/Aryl) و نسبت این فعالیت ها به HDL را مورد ارزیابی قرار دهد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه مورد- شاهدی، 85 بیمار مبتلا به استروک ایسکمیک (46 مرد و 39) و 71 نفر کنترل (38 مرد و 33 زن) وارد مطالعه شدند. فعالیت های پاراکسونازی و آریل استرازی آنزیم PON1 با روش اسپکتروفتومتری مورد سنجش قرار گرفتند. پروفایل لیپیدی با کیت های آزمایشگاهی اندازه گیری شدند. داده ها با استفاده از آزمون های t-test، Chi-square و همبستگی پیرسون آنالیز شدند.
    یافته ها
    در مقایسه با کنترل، مقادیر apoA1 در بیماران به طور معنی داری از کنترل ها پایین تر بود (000/0=p). در مقایسه بین بیماران و کنترل ها، بیشترین اختلاف از نظر آماری به نسبت Para/Aryl تعلق داشت (16/0=p). نسبت های Para/HDL (097/0= P) و Aryl/HDL (57/0=p) در بیماران از کنترل ها بالاتر بودند. در بیماران، بین فعالیت آریل استرازی و apoA1 ارتباط مثبت معنی دار وجود داشت (015/0=p و 268/0= r).
    استنتاج
    در ارزیابی وضعیت PON1 در بیماران غیردیابتی مبتلا به استروک ایسکمیک سنجش نسبت های Para/Aryl و Para/HDL از اندازه گیری فعالیت های آریل استرازی یا پاراکسونازی به تنهایی، شاخص های مناسب تری هستند. مقادیر افزایش یافته Para/Aryl، Para/HDL و Aryl/HDL و مقادیر کاهش یافته Aryl را می توان در بیماران مورد مطالعه به عنوان بیومارکرهای پروگنوستیک در نظر گرفت.
    کلیدواژگان: پاراکسوناز سرم، استروک ایسکمیک، پروفایل لیپیدی، Para، Aryl، Para، HDL، Aryl، HDL
  • ابوذر قربانی، وحید حسینی، ابوالقاسم عجمی، علیرضا رفیعی، زهرا حسینی خواه، قاسم جان بابایی صفحات 11-20
    سابقه و هدف
    سرطان معده یکی از شایع ترین سرطان های دستگاه گوارشی در دنیا می باشد که در ایران نیز از شیوع بسیار بالایی برخوردار است. اینترلوکین -17 (IL-17) یک سایتوکاین پیش التهابی می باشد است که توسط سلول های Th-17 ترشح می شود و از طریق القای فاکتورهای مختلف باعث ایجاد و تقویت التهاب می شود. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط پلی مورفیسم IL-17 در بیماران مبتلا به سرطان معده و مقایسه آن با گروه شاهد می باشد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه مورد- شاهدی بر روی 332 نفر انجام گردید که شامل 161 بیمار مبتلا به سرطان معده با میانگین سنی 6/12 ± 14/62 سال (89 مرد و 72 زن) و 171 فردسالم با میانگین سنی 2/14 ± 93/58 سال (74 مرد و 87 زن) بودند. DNA ژنومی با استفاده از روش تغییر یافته رسوب پروتئین با کمک غلظت بالای نمک استخراج شد و ژنوتیپ های حاصل از پلی مرفیسم IL-17F (rs 7488T/C) در ژن IL-17F با روش RFLP-PCR مورد بررسی گرفت و نتایج بین گروه بیمار و شاهد مقایسه گردید.
    یافته ها
    فراوانی آلل G در بیماران مبتلا به سرطان معده بیشتر (1/12 درصد) از فراوانی آن در گروه سالم (15/9 درصد) بود ولی این تفاوت از نظر آماری معنی دار نشد (22/0 =p). همچنین فراوانی ژنوتیپ هموزیگوت موتان GG در بیماران مبتلا به سرطان معده به مراتب از افراد سالم بیشتر بود (3/4 درصد در مقابل 8/1 درصد) با این وجود این تفاوت هم از نظر آماری قابل توجه نبود (182/0= p). ارتباط معنی داری بین حضور آلل 7488G با مراحل بالینی تومور (28/0=p)، درجه بدخیمی تومور (36/0=p) و عفونت هلیکوباکتر پیلوری (89/0=p) دیده نشد.
    استنتاج
    عدم وجود ارتباط معنی داری بین پلی مرفیسم A7488G در پروموتور ژن IL-17F و سرطان معده بیان می نماید که آلل G نمی تواند به تنهایی به عنوان یک فاکتور خطر ژنتیکی در تعیین استعداد ابتلاء به سرطان معده نقش داشته باشد.
    کلیدواژگان: سرطان معده، پلی مورفیسم ژن، اینترلوکین 17، F، Th17
  • مریم سیدمجیدی، سپیده سیادتی، آزاده غلامی، علی بیژنی، کامران نصرتی، رامین فروغی، محمد مهدی زاده صفحات 22-29
    سابقه و هدف
    با توجه به اهمیت ضایعات مرتبط با تروما در نسج نرم دهان و شباهت بالینی آن ها به ضایعات نئوپلاستیک، مطالعه حاضر با هدف تعیین فراوانی ضایعات مذکور در جمعیتی از شمال ایران انجام شد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه توصیفی گذشته نگر با استفاده از پرونده های بیماران موجود در بایگانی دو بخش پاتولوژی ارجاع ضایعات دهانی در دانشگاه علوم پزشکی بابل انجام شد. مشخصات دموگرافیک بیماران، محل و خصوصیات ضایعات مرتبط با تروما به همراه تشخیص بالینی و هیستوپاتولوژیکی استخراج شد.
    یافته ها
    چهار صد و چهل و شش مورد ضایعه مرتبط با تروما یافت شد. تمامی ضایعات مرتبط با تروما در نسج نرم پدید آمده بودند. متوسط سنی بیماران 9/0±82/36 سال بود. 185 بیمار(5/41 درصد) مذکر و 261 بیمار (5/58 درصد) مونث بودند. شایع ترین محل بروز ضایعات، لثه (3/45 درصد) و بعد از آن، لب(9/24 درصد) بود. شایع ترین ضایعه، پیوژنیک گرانولوما (6/25 درصد) بود. میانگین سنی مبتلایان به کراتوز اصطکاکی و اپولیس فیشوراتوم از سایر موارد بیشتر و در مورد موکوسل از سایر ضایعات کمتر بوده است. 62 مورد از ضایعات (4/14 درصد) در افراد زیر 15 سال دیده شد. شایع ترین محل درگیری در افراد زیر 15 سال، لب و لثه با شیوعی برابر و شایع ترین ضایعه موکوسل بود. تطابق تشخیص هیستوپاتولوژیکی با تشخیص بالینی در 7/54 درصد موارد دیده شد.
    استنتاج
    به نظر می رسد ضایعات مرتبط با تروما شیوع نسبتا بالایی در دهان و در جنس مونث دارند. ضایعات مرتبط با تروما در بافت نرم شیوع بیشتری نسبت به بافت سخت دارند که شاید به دلیل تماس بیشتر آن ها با عوامل محرک موضعی باشد. همچنین نتایج این مطالعه به عنوان مدرک اپیدمیولوژیک ارزشمند بوده، اهمیت این دسته ازضایعات را در حرفه دندانپزشکی مشخص می نماید.
    کلیدواژگان: تروما، بافت نرم، بافت سخت، بیوپسی
  • محمد شکرزاده، نعمت الله آهنگر، محمد عبدالهی، امیر شادبورستان، محمود امیدی، سکینه سادات حسینی پیام صفحات 30-38
    سابقه و هدف
    استفاده وسیع از آفت کش ها در کشاورزی و بهداشت باعث آلودگی محیط زیست و افزایش خطر مسمومیت به شکل حاد و مزمن در افراد شده است. دیازینون یکی از پرکاربردترین ترکیبات ارگانوفسفره در جهان است. مطالعات مختلفی حاکی از این است که ترکیبات ارگانوفسفره باعث ایجاد استرس اکسیداتیو و پراکسیداسیون لیپیدی می شوند.
    مواد و روش ها
    این مطالعه روی موش های آزمایشگاهی نر نژاد ویستار در محدوده ای وزنی gr250-200 انجام گرفت. نمونه ها به طور تصادفی به 15 گروه (5 تایی) تقسیم می شوند و به مدت 4 هفته مواد شیمیایی (سم دیازینون، ال- کارنیتین و سلنیوم) را به صورت داخل صفاقی(IP) دریافت می کنند. (گروه های 1- نرمال سالین، 2- روغن سویا (حلال دیازینون)، 3- دیازینون mg/kg20، گروه های 4، 5 و 6 – دوزهای mg/kg 50 و 100، 50 ال- کارنیتین، گروه های 7، 8 و 9- دوزهای mg/kg 150 و 100، 50 ال کارنیتین+ دیازینون mg/kg 20، 10، 11 و 12- دوزهای mg/kg 2 و 1، 5/0 سلینت سدیم و 13، 14 و 15- دوزهای mg/kg 2 و 1، 5/0 سلینت سدیم+ دیازینون mg/kg 20). 24 ساعت پس از آخرین تزریق با بیهوش نمودن حیوانات به وسیله کتامین بافت کبد خارج و گلوتاتیون (GSH) احیاء با استفاده از روش المن اندازه گیری شد.
    یافته ها
    نتایج حاصل از اثر دیازینون و دوزهای مختلف ال-کارنیتین بر سطح گلوتاتیون احیاء نشان می دهد که دیازینون در مقایسه با گروه کنترل باعث کاهش سطح گلوتاتیون می شود و از طرفی ال-کارنیتین به صورت وابسته به دوز سطح GSH را افزایش می دهد. تجویز سلنیوم با دوز mg/kg 5/0 باعث افزایش معنی دار آنزیم فوق نسبت به گروهی- که دیازینون تنها دریافت کرده بودند، شد (05/0 p>).
    استنتاج
    سلنیوم و ال-کارنیتین باعث بهبود وضعیت آنتی اکسیدانتی بدن در مقابل سم ارگانوفسفره دیازینون می شوند و از طریق افزایش گلوتاتیون احیا در سمیت زدایی از رادیکال های آزاد ناشی از دیازینون موثر هستند.
    کلیدواژگان: ارگانوفسفره، گلوتاتیون(GSH)، ال، کارنیتین، سلنیوم
  • ارزیابی اثر آنتی اکسیدانی و کاهندگی برخی فاکتورهای انعقادی عصاره هیدروالکلی موسیر (Allium hirtifolium Boiss) در خرگوش های هایپرکلسترولمیک
    صدیقه عسگری، رویا انصاری سامانی، بتول پورقیصر ی، فاطمه دریس، نجمه شاهین فرد، مریم سلیمی، سیف الله مرتضایی، سمیرا اصغرزاده، هدایت الله شیرزاد، محمود رفیعیان کوپایی صفحات 39-48
    سابقه و هدف
    بالا بودن سطح سرمی و فعالیت فاکتورهای انعقادی از ریسک فاکتورهای مهم در بروز بیماری های قلبی- عروقی به شمار می رود. برخی از گزارشات حاکی از اثر حفاظتی موسیر برسیستم قلب وعروق می باشند. لذا در این مطالعه ضمن اندازه گیری ظرفیت آنتی اکسیدانی موسیر، اثر آن بر میزان فیبرینوژن و فاکتور VII در خرگوش های مصرف کننده کلسترول بالا مورد بررسی قرار گرفت.
    مواد و روش ها
    در یک مطالعه مداخله ای تعداد 24 سر خرگوش نر به طور تصادفی به سه گروه آزمایشی هشت تایی تقسیم شدند. طی یک دوره 60 روزه، گروه اول غذای معمولی، گروه دوم غذای پر کلسترول (1 درصد)، گروه سوم غذای پر کلسترول به همراه موسیر (g/kg BW 1) دریافت نمودند. میزان فاکتور VII و فیبرینوژن سرم در زمان قبل از شروع آزمایش و بعد از پایان ماه دوم تعیین و در گروه های مختلف با یکدیگر مقایسه شدند. ظرفیت آنتی اکسیدانی موسیر نیز با روش مدل بتاکاروتن لینولئات اندازه گیری شد.
    یافته ها
    پس از دو ماه مصرف رژیم های خاص، میزان فیبرینوژن و فاکتور VII در گروه پرکلسترول به ترتیب mg/dl 7/26 ± 22/329 و1/17 ± 7/277 بودکه نسبت به رژیم پایه (به ترتیب mg/dl 7/13 ± 25/287 و 2/18 ± 0/230) افزایش معنی داری پیدا کرده بودند (05/0 p<). این دو فاکتور در گروه پرکلسترول با موسیر به ترتیب mg/dl 9/23 ± 00/180 و 3/53 ± 0/237 بود که نسبت به رژیم پرکلسترول کاهش معنی داری داشتند (05/0 p<). در این مطالعه ظرفیت آنتی اکسیدانی عصاره موسیر با غلظت g/L 2/0 معادل 3/3 ± 1/52 درصد حاصل گردید. همچنین میزان ظرفیت آنتی اکسیدانی پلاسما در گروه موسیر+ پرکلسترول μM 51/249 ± 907/943 به مراتب بیشتر از گروه پایه (معمولی) μM 73/130 ± 675/629 به دست آمد.
    استنتاج
    موسیر در خرگوش های هیپرکلسترولمیک باعث کاهش فاکتور VII و فیبرینوژن می شود و احتمالا با کاهش عوامل انعقادی می تواند اثرات مفیدی در کاهش ریسک فاکتورهای بیماری های قلبی- عروقی داشته باشد. در ضمن این اثرات باید در بیمارانی که کم یا زیاد شدن ظرفیت انعقادی آن ها حائز اهمیت است، مد نظر قرار گیرد.
    کلیدواژگان: خرگوش، فاکتورهای انعقادی، موسیر، هایپرکلسترولمی
  • المیرا بیرامی، شهربانو عریان، فرهاد ولی زادگان، محمدرضا زرین دست صفحات 50-59
    سابقه و هدف
    سیستم آدرنرژیک دارای تاثیرات تنظیمی بر رفتارهای مرتبط با اضطراب در انسان و حیوانات می باشد. هیپوکامپ پشتی جایگاه مهمی در تنظیم نوروترانسمیتری و نورواندوکرینی اضطراب در نظر گرفته می شود. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثرات سیستم آدرنرژیک هیپوکامپ پشتی بر اضطراب و تداخل آن با سیستم اوپیوئیدرژیک در تنظیم رفتارهای اضطرابی می باشد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه از 156 رت نر نژاد ویستار با محدوده وزنی 250-200 گرم استفاده شد.حیوانات در 26 گروه 6 تایی قرار گرفته و با استفاده از دستگاه استرئوتاکسی به صورت دوطرفه در ناحیه CA1 هیپوکامپ کانول گذاری شده و با دستگاه Elevated plus-maze تست شدند. درصد زمان گذرانده شده در بازوهای باز و درصد ورود به بازوهای باز این دستگاه به عنوان اندکس هایی جهت تعیین میزان اضطراب مورد محاسبه قرار گرفتند.
    یافته ها
    تزریق درون صفاقی مورفین6mg/kg)) سبب افزایش معنی داری در درصد زمان گذرانده شده در بازوی باز (open arm time(OAT%)گردید،که نشان دهنده پاسخ شبه اضطراب زدایی می باشد. تزریق سالبوتامول (4μg/rat)، آگونیست رسپتور 2β-آدرنرژیک، در ناحیه CA1، نیز تاثیر اضطراب زدایی داشت. به علاوه تزریق توام دوز موثر سالبوتامول (4μg/rat)، به همراه دوز بی اثر مورفین (4mg/kg;i.p) اثر سینرژیستی مورفین و سالبوتامول را در کاهش اضطراب نشان داد.تزریق پروپرانولول (4μg/rat)، آنتاگونیست غیرانتخابی رسپتور 2β-آدرنرژیک، در ناحیهCA1، سبب بروز رفتار شبه اضطرابی گردید. همچنین تزریق توام پروپرانولول (4μg/rat)، به همراه دوز موثر مورفین 6mg/kg;i.p.)) موجب افزایش OAT% شد، که نشان از اثر اضطراب زدایی دارد.تزریق توامان دوز بی اثر مورفین 4mg/kg;i.p)) و پروپرانولول (1μg/rat) به همراه دوز موثر سالبوتامول (4μg/rat)، نشان داد که پروپرانولول سبب بازگشت اثرات ضد اضطرابی سالبوتامول و مورفین گردید. لازم به ذکر است که تغییر معنی داری در مورد فعالیت حرکتی حیوان در هیچ یک از موارد فوق مشاهده نگردید.
    استنتاج
    نتایج نشان می دهند که مورفین با سیتم نورآدرنرژیک هیپوکامپ پشتی میان کنش داشته و با ایجاد یک سری تغییرات سازشی در نورون های نورآدرنرژیک این ناحیه سبب تغییر در اثرات سیستم β-آدرنرژیک بر روی اضطراب می شود.
    کلیدواژگان: اضطراب، سیستم نورآدرنرژیک، مورفین، هیپوکامپ پشتی
  • احترام سادات ایلالی، علی مهدوی، یدالله جنتی، جمشید یزدانی، جواد ستاره صفحات 61-68
    سابقه و هدف
    بیماران همودیالیزی، سطوح بالایی از تنش روانی را تجربه می کنند. این مطالعه به منظور تعیین تاثیر آرام سازی بنسون بر میزان استرس این بیماران انجام شد.
    مواد و روش ها
    پژوهش حاضر، یک مطالعه تجربی دو گروهی شاهددار است که 40 بیمار همودیالیزی از بیمارستان های امام خمینی (ره) و فاطمه زهرا (س) ساری در گروه مداخله و 40 بیمار همودیالیزی دیگر در گروه کنترل با روش نمونه گیری در دسترس در سال 1390 قرار گرفتند و تمرینات آرام سازی بنسون پس از آموزش اولیه با نوار ویدئویی، به مدت 15 دقیقه دو بار در روز و به مدت یک ماه انجام شد. ابزار گردآوری شامل پرسشنامه ویژگی های جمعیت شناختی و پرسشنامه استرس همودیالیز بالدری بود که قبل از مداخله و یک ماه بعد از آن اندازه گیری شد. سپس داده ها با استفاده آزمون های آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین و انحراف معیار نمره استرس در گروه مداخله قبل از آرام سازی بنسون 17/18 ± 75/64 و بعد از آرام سازی بنسون 47/9 ± 2/36 بوده است. تجزیه و تحلیل داده ها بین میانگین امتیازات استرس نمونه های پژوهش قبل و بعد از مداخله در گروه آزمون تفاوت معنی داری را نشان داد (001/0p<). درحالی که این تفاوت درگروه کنترل معنی دار نبود.
    استنتاج
    انجام تمرینات کم هزینه و ساده آرام سازی بنسون با بهبود کیفیت زندگی بیماران همودیالیزی همراه است و می توان با به کارگیری این تمرینات در راستای بهبودی و پیشگیری از مشکلات روانشناختی این بیماران و همچنین سایر بیماری های مزمن گام برداشت.
    کلیدواژگان: همودیالیز، آرام سازی بنسون، استرس، تنش روانی
  • پروین فرزانگی، نسیم محمدی ریش سفید، معصومه حبیبیان، هدایت جعفری صفحات 70-80
    سابقه و هدف
    هنگام ورزش های شدید و طولانی مدت، گونه های واکنش پذیر اکسیژن تولید می شود که آسیب سلولی را به دنبال دارد. به نظر می رسد استفاده از مکمل های آنتی اکسیدانی از فشار اکسایشی ناشی از این گونه تمرینات می کاهد. هدف از پژوهش حاضر تعیین اثر مصرف امگا- 3 برمیزان استرس اکسیداتیو کاراته کارهای حرفه ای بود.
    مواد و روش ها
    بدین منظور 16 کاراته کار مرد نخبه به طور تصادفی به دو گروه تجربی (مکمل) و کنترل (دارونما) تقسیم شدند. آزمودنی ها روزانه به میزان 1200 میلی گرم امگا- 3) 720 میلی گرمEPA و480 میلی گرم DHA (و دارونما به مدت 4 هفته مصرف کردند. هر دو گروه در برنامه تمرینات فزاینده کاراته (3 روز در هفته به مدت یک ماه) شرکت کردند. نمونه گیری خونی قبل و پس از دوره تمرین جهت ارزیابی شاخص استرس اکسایشی (مالون دی آلدئید) و شاخص ضداکسایشی (سوپراکسیددیسموتاز) و پروفایل لیپیدی (کلسترول و تری گلیسرید) انجام شد. برای تجزیه و تحلیل داده های بین دو گروه از آزمون t استفاده شد.
    یافته ها
    مصرف امگا- 3 منجر به کاهش قابل توجه درسطوح استراحتی مالون دی آلدئید درگروه تجربی (38/2= t، 045/0= P) و عدم تغییر معنی دار درگروه دارونما شد (708/0 t= 506/0 (P=. همچنین بین دو گروه تفاوت معنی دار مشاهده نشد(2،t= 065/0 (P=. میزان سوپراکسی دیسموتاز درگروه تجربی و دارونما افزایش غیر معنی دار یافتند (به ترتیب 272/0= t، 792/0= P، 39/1= t، 186/0= P). همچنین بین دو گروه تفاوت معنادار مشاهده نشد(39/1،t= 186/0 (P= غلظت کلسترول درگروه تجربی کاهش معنی دار یافت (97/2= t، 018/0= P). درگروه دارونما کاهش معنی دار نبود (694/0= t، 514/0= P). همچنین بین دو گروه تفاوت معنی دار مشاهده نشد(44/1،t= 172/0 (P=. غلظت تری گلیسرید درگروه تجربی و دارونما کاهش غیرمعنی دار یافت (به ترتیب 835/0= t، 428/0= P، 38/1= t، 217/0= P). همچنین بین دو گروه تفاوت معنی دار مشاهده نشد(04/1، t= 315/0(P=.
    استنتاج
    مصرف امگا- 3 باعث افزایش سطوح سرمی بیومارکر ضداکسایشی و کاهش سطوح استراحتی بیومارکر اکسایشی و پروفایل لیپیدی در افراد تمرین کرده می شود، اما به نظر نمی رسد برای تعدیل استرس اکسیداتیو ناشی از ورزش کافی باشد. از این رو برای نتیجه گیری دقیق تر در ارتباط با اثر ورزش به همراه مصرف امگا-3 بر عوامل اکسیدانی / آنتی اکسیدانی افراد تمرین کرده نیاز به تحقیقات بیشتری می باشد.
    کلیدواژگان: استرس اکسیداتیو، امگا، 3، تمرین با شدت فزاینده، کاراته کار حرفه ای
  • صدیقه خلیلی شومیا، محبوبه صفوی، سید حسین یحیوی، حجت الله فراهانی صفحات 82-88
    سابقه و هدف
    جاگذاری کاتتر وریدی (آنژیوکت) یکی از رایج ترین اقدامات تهاجمی دردناک پرستاری به شمار می آید، لذا یافتن روش هایی برای کاهش درد مرتبط با ورود آنژیوکت بسیار اهمیت دارد. این مطالعه به منظور تعیین تاثیر پماد بی حس کننده املا (EMLA) بر شدت درد ناشی از رگ گیری با آنژیوکت وعوارض احتمالی کوتاه مدت آن در بیماران تحت عمل سزارین انجام شد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه از نوع کار آزمایی بالینی،یک سو کور، تصادفی و کنترل با پلاسبو می باشد. نمونه ها، شامل60 نفر از زنانی که جهت عمل جراحی سزارین انتخابی، به بیمارستان امام علی (ع) شهرستان آمل که از تاریخ 20 اردیبهشت 1389 تا 20 خرداد 1389 مراجعه کرده بودند به صورت تصادفی تدریجی انتخاب و به دو گروهE (املا) و P (پلاسبو) تقسیم شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه شامل اطلاعات فردی، مقیاس دیداری (VAS) جهت اندازه گیری شدت درد ناشی از ورود آنژیوکت و چک لیست عوارض جانبی احتمالی پماد املا و پماد وازلین می باشد. داده های به دست آمده در هر مرحله به وسیله آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که میزان درد ناشی از رگ گیری با استفاده از پماد املا به طور معنی داری کمتر از شدت درد رگ گیری با پماد وازلین است (001/0> P). در ضمن با استفاده از پماد املا در 20 درصد از واحدهای مورد پژوهش در گروهE عوارض جانبی کوتاه مدت، بی رنگی در ناحیه استعمال دیده شد.
    استنتاج
    پماد املا، درد ناشی از رگ گیری با آنژیوکت را نسبت به پماد وازلین به طور معنی داری کاهش می دهد لذا این مطالعه استفاده از کرم املا را در یک ساعت قبل از رگ گیری پیشنهاد می کند
    کلیدواژگان: رگ گیری، پماد املا، کنترل درد
  • مهدی خزلی، علی رمضانخانی، محمود بختیاری صفحات 89-101
    سابقه و هدف
    اجرای برنامه های آموزشی برای ارتقاء دانش سالمندان در زمینه تغذیه مناسب و اصلاح الگوی مصرف غذای آن ها ضروری است. الگوی مراحل تغییر، یکی از روش های شناسایی و تغییر رژیم غذایی است. این پژوهش با هدف تعیین تاثیر آموزش بر مراحل تغییر مصرف میوه و سبزیجات و دانش تغذیه ای سالمندان شهرستان گیلان غرب در سال 1389 انجام شد.
    مواد و روش ها
    مطالعه نیمه تجربی حاضر، با مشارکت 150 نفر سالمند 60 سال و بالاتر انجام شد. افراد به روش نمونه گیری منظم انتخاب و به تعداد مساوی در دو گروه آزمون و شاهد تقسیم شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل دو پرسشنامه بود: 1- پرسشنامه دانش تغذیه ای و 2- پرسشنامه مراحل تغییر مصرف میوه و سبزیجات. پس از انجام پیش آزمون، افراد بر اساس مراحل تغییر در 5 گروه تقسیم شدند و مداخله آموزشی به روش های بحث گروهی و سخنرانی با استفاده از پمفلت و پوستر برای گروه های مختلف (دو جلسه برای مراحل پیش تفکر، تفکر و آمادگی و یک جلسه برای مراحل عمل و نگهداشت) در مراکز بهداشتی درمانی انجام شد. داده ها توسط نرم افزار SPSS 17 و با استفاده از شاخص های مرکزی، آزمون های تی زوج و مستقل، آنالیز واریانس یک طرفه و مربع کای تحلیل شدند.
    یافته ها
    میانگین سن افراد در گروه آزمون 12/4 ± 2/65 و در گروه شاهد 91/3 ± 4/65 بود که اختلاف معنی داری بین دو گروه مشاهده نشد. قبل از مداخله آموزشی، بین متغیرهای جمعیت شناختی، نمره دانش و مراحل تغییر مصرف میوه و سبزیجات در دو گروه مداخله و شاهد اختلاف معنی داری وجود نداشت. میانگین نمره دانش در گروه آزمون پس از مداخله آموزشی (از 4/2 ± 83/7 به 34/2 ± 4/10) افزایش نشان داد (001/0>p). مراحل تغییر مصرف میوه و سبزیجات نیز افزایش داشت و در مقایسه با قبل از مداخله، به سوی مراحل انگیزشی (آمادگی) و فعال تر (عمل) سوق داده شد.
    استنتاج
    بر اساس نتایج پژوهش حاضر اجرای برنامه آموزشی بر اساس الگوی مراحل تغییر، تاثیر مثبتی در ارتقاء آگاهی تغذیه ای و مراحل تغییر مصرف میوه و سبزیجات داشته است. از آن جا که سلامت سالمندان از اولویت های بهداشتی جامعه است، طراحی و اجرای چنین برنامه آموزشی جهت ارتقاء رفتارهای تغذیه ای این قشر ضروری می باشد.
    کلیدواژگان: لگوی مراحل تغییر، آموزش تغذیه، سالمندان
  • منیرالسادات حسینی طبقده، افتخارالسادات حاجی کاظمی، فاطمه حسینی صفحات 102-107
    سابقه و هدف
    اختلال عملکرد جنسی در زنان شایع و دارای اتیولوژی متعددی است که بر سلامت جسمی و روانی، اعتماد به نفس و کیفیت زندگی تاثیر می گذارد. این مطالعه با هدف تعیین فراوانی اختلال عملکرد جنسی و برخی عوامل باروری مرتبط با آن در زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر ساری سال 1385 انجام گرفت.
    مواد و روش ها
    پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی– مقطعی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان متاهل 53-16 ساله مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر ساری سال 1385 بود. از میان مراجعه کنندگان تعداد 899 خانم به صورت نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب و اطلاعات با روش مصاحبه و ابزار پرسشنامه که شامل پرسشنامه FSFI (Female Sexual Function Index) و عوامل مرتبط بوده استخراج گردید. تجزیه و تحلیل آماری از طریق آزمون کای دو و تی مستقل انجام شد.
    یافته ها
    پژوهش حاضر نشان داد که 2/45 درصد از زنان دارای اختلال عملکرد جنسی بودند برحسب هر یک از حیطه ها به ترتیب اختلال درد جنسی 3/47 درصد، اختلال ارگاسم 7/42 درصد، اختلال لوبریکاسیون 8/39 درصد، اختلال میل جنسی 6/39 درصد و اختلال تحریک 5/35 درصد بوده است. در این پژوهش اختلال عملکرد جنسی با سن اولین قاعدگی و ترس از حاملگی ارتباط معنی داری داشته است و با تعداد حاملگی، فاصله بین دو قاعدگی، طول مدت خونریزی قاعدگی و روش پیشگیری از بارداری ارتباط معنی داری نداشته است.
    استنتاج
    طبق یافته های پژوهش، فراوانی اختلال عملکرد جنسی در جامعه نسبتا بالا است پیشنهاد می شود مراکز مشاوره و آموزش مسائل جنسی در مراکز بهداشتی ایجاد گردد.
    کلیدواژگان: اختلالات فعالیت جنسی زنان، درد جنسی، عوامل مرتبط
  • مریم نباتی، کاملیا اردوان، علیرضا سلیمی نیا، احمد بابایی صفحات 111-114
    وقتی که ارگان های شکم و قفسه سینه بر عکس قرار گرفته باشند وضعیت را سایتوس اینورسوس و اگر بیشتر ارگان ها به طور غیر طبیعی و هتروژن در شکم و قفسه سینه قرار گرفته باشند وضعیت را سایتوس آمبیگوس (سندرم هتروتاکسی) که یک نقص مادرزادی نادر است (بروز 44/1 مورد در 10000 تولد زنده) می نامند. در این توزیع غیر نرمال گرایش ارگان ها می تواند به راست و یا به چپ باشد (ایزومریسم راست/ ایزومریسم چپ) یکی از زیر شاخه های اصلی آن شامل سندرم آسپلنی (ایزومریسم راست) که همراهی دارد با موقعیت کبد در مرکز، عدم وجود طحال و وجود دو ریه که از نظر مورفولوژی هر دو ریه راست هستند. مورد معرفی شده بیمار خانم 19 ساله که کبودی دور لب ها و انتهای دست و پا و کلابینگ، همراه با سابقه عفونت های مکرر تنفسی از سال های کودکی داشته است. سابقه انجام PA banding نیز بعد از تولد داشت. در رادیوگرافی قفسه سینه، سونوگرافی شکم و اکوکاردیوگرافی انجام شده، دکستروکاری، عدم وجود طحال و ناهنجاری های قلبی مشاهده شد. درمان این ناهنجاری معمولا در صورت امکان تصحیح جراحی آنومالی ها و همچنین جلوگیری از بروز عفونت ها به علت نداشتن طحال در این بیماران است که با انجام واکسیناسیون و آنتی بیوتیک پروفیلاکسی صورت می گیرد.
    کلیدواژگان: سایتوس آمبیگوس، سندرم هتروتاکسی، ایزومریسم راست، سندرم آسپلنی
|
  • Ghorban Gohari, Abdolkarim Mahrooz, Hadis Musavi, Mehryar Zargari, Mohammad-Bagher Hashemi, Mahmoud Abedini, Ahad Alizadeh Pages 2-9
    Background and
    Purpose
    Based on the epidemiologic studies، stroke has become one of the fundamental problems in the Middle East. Considering to the role of serum paraoxonase (PON1) in stroke، the present study designed to evaluate the prognostic importance of paraoxonase to arylesterase activity ratio (Para/Aryl) and ratios of the activities to HDL in nondiabetic patients with ischemic stroke.
    Materials And Methods
    In this case-control study، 85 patients with ischemic stroke (46 men and 39 women) and 71 control individuals (38 men and 33 women) were enrolled. Paraoxonase and arylesterase activities were determined spectrophotometrically using paraoxon and phenylacetate as the substrates، respectively. Lipid profile was assayed using laboratory kits. The statistical analysis was performed by t-test، Chi-square and Spearman Correlation tests.
    Results
    Compared with the control group، apo A1 levels were significantly decreased (P=0. 000). Among three ratios of Para/Aryl، Para/HDL and Aryl/HDL، the greatest statistical difference belonged to Para/Aryl (P=0. 016). Para/HDL and Aryl/HDL ratios were higher in patients than controls (P=0. 097 and P=0. 57، respectively). There was a significant positive correlation (r= 0. 268، P= 0. 015) between arylesterase activity and apo A1 levels in patients.
    Conclusion
    It concluded that in the evaluation of PON1 status in nondiabetic patients with ischemic stroke، the assay of Para/Aryl and Para/HDL ratios are better indicators of measuring the activity alone. Increased amounts of Para/Aryl، Para/HDL and Aryl/HDL and reduced levels of Aryl may be considered as prognostic biomarkers in the study patients.
    Keywords: Serum paraoxonase, ischemic stroke, lipid profile, Para, Aryl, Aryl, HDL, Para, HDL
  • Aboozar Ghorbani, Vahid Hosseini, Abulghasem Ajami, Alireza Rafiei, Zahra Hosseini-Khah, Ghasem Janbabai Pages 11-20
    Background and
    Purpose
    Gastric cancer is one of the most common gastrointestinal cancers in the world. Gastric cancer is the most common cancer in north of Iran. Interleukin-17F (IL-17F) is a pro-inflammatory cytokine expressed by a novel subset of CD4+ Th cells (Th-17)، and it causes the occurrence and strengthening the inflammatory response. This study aimed to assess the association between IL-17F- A7488G polymorphism and potential susceptibility to gastric cancer.
    Materials And Methods
    A case-control study consisting of 161 gastric cancer patients with mean age 62. 14 ± 12. 6 and 171 healthy controls with mean age 58. 93 ± 14. 2 was conducted. Genomic DNA was extracted and genotypes of - A7488G polymorphism were assessed through polymerase chain reaction-restriction fragment length polymorphism (PCR-RFLP).
    Results
    The frequency of G allele was higher in gastric cancer patients (12. 1%) compared with the control group (9. 15%)، but these differences were not significant (P═0. 22). In addition، the distribution of GG genotype was not significantly differed between the patients and the controls (4. 3% vs. 1. 8%، P=0. 182). Furthermore، logistic regression analysis revealed no significant association between the presence of 7488G allele and clinical stages (P=0. 28)، tumor grade (P=0. 36) and H. pylori infection (P=0. 89).
    Conclusion
    These results suggest that IL-17F A7488G polymorphism in the promoter of IL-17F gene is not directly assumed as a genetic risk factor in the predisposition to gastric cancer.
    Keywords: Gastric cancer, gene polymorphism, IL, 17F, Th, 17
  • Maryam Seyed Majidi, Sepideh Siadaty, Azadeh Gholami, Ali Bijani, Kamran Nosrati, Ramin Foroughi, Mohammad Mehdizadeh Pages 22-29
    Background and
    Purpose
    Given the importance of trauma associated oral soft tissue lesions and their clinical similarities to neoplastic lesions، this study was performed to determine the frequency of these lesions in a population of northern Iran.
    Materials And Methods
    This retrospective study was done using existing patient records in the archives of two referral pathology department for oral lesions in Babol. Patients'' demographic criteria، location and characteristics of trauma-related lesions with clinical and histopathological diagnosis were obtained.
    Results
    Four hundred and forty-six cases associated with trauma were found. All lesions associated with trauma were created in soft tissues. The mean age of patients was 36. 82 ± 0. 9 years. 185 (41. 5%) patients were male and 261 patients (58. 5%) were female. Most common location of lesions was gingiva (45. 3%) and lip (24. 9%)، respectively. The most common lesion was pyogenic granuloma (25. 6%). The mean age of patients with frictional keratosis and epulis fissuratum was more than other lesions and in cases with mucocele was less than other patients. 62 cases of lesions (14. 4%) were seen in people less than 15 years. The most common site of involvement in people less than 15 years was the lips and gums with the same prevalence and the most common lesion was mucocele. Concordance between histopathological and clinical diagnosis in were seen in 54. 7%.
    Conclusion
    It seems that the trauma associated lesions have a relatively high prevalence in the oral cavity and in the female patients. Trauma associated soft-tissue lesions are more common than hard tissue، probably due to more contact with local stimulus factors. The results of this study is valuable as epidemiological evidence، the importance of these lesions is determined for dental professionals.
    Keywords: Trauma, soft tissue, hard tissue, biopsy
  • Mohammad Reza, Shokrzadeh, Nematollah Ahangar, Mohammad Abdollahi, Amir Shadboorestan, Mahmood Omidi, Sekineh Sadat Hosseinipayam Pages 30-38
    Background and
    Purpose
    The wide spread use of pesticides in public health and agricultural programs has caused environmental pollution and increased risk of acute and chronic of human poisonings. Diazinon after malathion is one of the most commonly used OPCs in the world. Several studies suggest that organophosphate compounds that cause oxidative stress and lipid peroxidation.
    Materials And Methods
    The study was performed on the male Wistar rats. Animals were randomly divided into 15 groups and 4 weeks Chemicals (Diazinon، L-carnitine، and selenium) recived intraperitoneally. Group 1 (normal saline)، 2 (soya oil)، 3 (Diazinon 20 mg/kg)، 4، 5 and 6 groups (doses 50، 100 and 150 mg/kg L-carnitine)، 7، 8 and 9 groups (doses 50، 100 and 150 mg/kg L-carnitine + Diazinon 20 mg/kg)، group 10، 11 and 12 (doses 0. 5، 1 mg/kg 2 sodium selenite)، 13. 14 and 15 groups (doses 0. 5، 1 mg/kg 2 sodium selenite + Diazinon 20 mg/kg). 24 hours after last injection، the animals received ketamine anesthesia and liver tissue was removed. After liver tissue homogenization، glutathione (GSH) level were determined by Elman method. Data was analyzed by SPSS software using one-way variance analysis and Tukey’s test.
    Results
    Diazinon in compared with the control group decreased glutathione level and L-carnitine in a dose-dependent manner increases GSH levels. Selenium with 0. 5 mg/kg dose resulted in a significant increase in GSH level compared with diazinon alone (P> 0. 05).
    Conclusion
    Diazinon induced the production of free radicals and oxidative stress. The depleted GSH content is indicator of oxidative tissue injury. Selenium and L-Carnitine improved the body''s antioxidant status against organophosphate pesticide، such as diazinon
    Keywords: Organophosphates, Glutathione (GSH), L, Carnitine, selenium
  • Antioxidant Activity and the Lowering Effect of Hydroalcoholic Extract of Allium Hirtifolium Boiss on Some Haemostatic Factors in Hypercholesterolemic Rabbits
    Sedigheh Asghari, Roya Ansari-Samani, Batool Pourgheisari, Fatemeh Deris, Najmeh Shahinfard, Maryam Salimi, Seifollah Mortazaei, Samira Asgharzade, Hedayatollah Shirzad, Mahmood Rafiean Kopaei Pages 39-48
    Background and
    Purpose
    Hypercholesterolemia may enhance haemostatic factors which are considered as cardiovascular risk factors. Allium hirtifolium Boiss (Mosir) has been shown to have cardioprotective effect. This study، therefore، aimed to evaluate the effects of Allium hirtifolium Boiss on factor VII and fibrinogen blood levels. Its antioxidant activity was also measured.
    Materials And Methods
    In an experimental study، 24 New Zealand male rabbits were randomly designated into 3 groups of 8 and were fed for 60 days as follows: normal diet، hypercholestrol (1%) diet، hypercholestrol (1%) diet + Allium hirtifolium. At the beginning and 60 days after the start of the study، the blood fibrinogen and factor 7 were measured and compared in different groups. Allium hirtifolium antioxidant capacity was measured using the beta-carotene linoleate.
    Results
    Fallowing two months، the blood fibrinogen and factor 7 were higher in hypercholesterolemic group (26. 7 ± 329. 22 and 17. 1 ± 277. 7 mg/dl) compared to normal diet group (13. 7 ± 287. 25 and 18. 2 ± 230. 0 mg/dl، respectively) (P<0. 05). The amount of blood fibrinogen and factor 7 were decreased in hypercholesterol + Allium hirtifolium Boiss group (23. 9 ± 180. 00 and 53. 3 ± 237. 0 mg/dl) compared to hypercholesterol diet group (P<0. 05). The antioxidant activity of Allium hirtifolium extract was 52. 1 ± 3. 3%.
    Conclusion
    Allium hirtifolium Boiss may have beneficial effect on heart by decreasing blood fibrinogen and factor 7 as cardiovascular risk factors. These effects of Mosir should be considered carefully in patients with hemostatic disorders.
    Keywords: Rabbit, fibrinogen, factor 7, hypercholesterolemia, Allium hirtifolium Boiss
  • Elmira Beirami, Shahrbanoo Oryan, Farhad Valizadegan, Mohammadreza Zarrindast Pages 50-59
    Background and
    Purpose
    The adrenergic system is known to have modulatory influence on anxiety-related behaviour both in human and animals. Dorsal hippocampus is an important brain site in modulation of neurotransmittery and neuroendocrinology of anxiety. The present study، was designed to evaluate the interactions between adrenergic and opioidergic systems in dorsal hippocampus on anxiety.
    Materials And Methods
    The male Wistar rats، weighting 200-250 grams، were used. At the time of surgery the animals were anesthetized and placed in the stereotaxic apparatus and were cannulated bilaterally. The elevated plus-maze was used to measure the anxiety. Percentage of open arm time (OAT%) and open arm entry (OAE%) was used for evaluation of anxiety.
    Results
    Intra peritoneal administration of morphine (6mg/kg) increased the percentage of open arm time (OAT%) in anxiety test، indicating anxiolytic-like effect. Intra dorsal hippocampus infusion of salbutamol، β2-adrenergic receptor agonist، (4μg/rat) increased OAT% in anxiety test، demonstrating anxiolytic-like effect. While co-administration of intra dorsal hippocampus salbutamol (4μg/rat) and ineffective dose of morphine (4mg/kg) showed significant increase of OAT% in anxiety test، thus presenting anxiolytic response. Intra dorsal hippocampus administration of propranolol، β2-adrenergic receptor non-selective antagonist، (4μg/rat) decreased OAT%، indicating of decrease anxiety-like behaviour. While co-administration of intra dorsal hippocampus propranolol (4μg/rat) and effective dose of morphine (6mg/kg) showed a significant increase of OAT%، presenting anxiolytic response. Co-administration of ineffective doses of morphine (4mg/kg) and propranolol (1μg/rat) with the effective dose of salbutamol (4μg/rat)، showed that propranolol could reverse the anxiolytic-like effect of morphine and salbutamol. It should be noted that there are no significant changes in locomotor activity.
    Conclusion
    The results indicate that morphine creates the compromise changes in adrenergic neurons of dorsal hippocampus by changing the effects of β-adrenergic system on anxiety.
    Keywords: Anxiety, noradrenergic system, morphine, dorsal hippocampus
  • Ehteram Sadat Elali, Ali Mahdavi, Yadollah Jannati, Jamshid Yazdani, Javad Setareh Pages 61-68
    Background and
    Purpose
    Hemodialysis patients undergo high levels of psychological stress. Therefore، the present study has been conducted to determine the effect of Benson relaxation on stress among in Hemodialysis patients.
    Materials And Methods
    The present research is a two-group experimental controlled trial done in 2011، in which 40 Available Hemodialysis patients were selected from ImamKhomeini and Fatemeh Zahra Sari Educational hospital as the interventional group، and 40 Hemodialysis patients in the same hospital as the control group، and Benson relaxation training with video tape to intervention group and were performed by experimental group for 15 minute twice a day during one months، after primary training with video tape by the researcher. Data-collecting instruments included demographic information forms and a specific hemodialysis stress scale questionnaire (HSS-Baldree1982)، which were evaluated before and one month after the intervention. Data were analyzed by SPSS18 statistical software using descriptive statistics، T test، Chi-square، co-variate analysis.
    Results
    Mean stress value in case group before intervention was 64. 75 ± 18. 173 and after intervention was 36. 2 ± 9. 471. Analysis between the mean stress values of the study participants showed significant difference before and after the intervention in the case group (P<0. 001). While this difference was not significant in the control group.
    Conclusion
    Performing the low-costand simple Benson relaxation is accompanied by Improving living conditions of Hemodialysis patients، and a positive step can be taken toward Improvement and prevention of the patients'' psychological problems as well as other chronic disorders through applying these practices.
    Keywords: Hemodialysis, benson relaxation, stress
  • Parvin Farzanegi, Nasim Mohammdi Rish Sefid, Masumeh Habibian, Hedayat Jafari Pages 70-80
    Background and
    Purpose
    During intense and prolonged exercise، generate the reactive oxygen species that leads to cell damage. It seems that the use of antioxidant supplements reduces exercise-induced oxidative stress. The purpose of this study was to determine the effect of omega-3 supplementation on oxidative stress in elite karate athletes.
    Materials And Methods
    Sixteen elite male karate athletes were randomly divided into two experimental groups (supplement) and control (placebo) groups. Subjects was consumed 1200 mg omega 3 (720 mg EPA and 480 mg DHA) and the placebo daily for 4 weeks. Both groups participated in increased karate training programs (3 days a week for a month). Blood sampling were performed pre and post the training period to analyze oxidative stress index (malondialdehyde) and anti-oxidative index (superoxide dismutases) and lipid profile (cholesterol and triglycerides). The student’s t-test was used to analyze of the two groups
    Results
    Taking omega 3 led to a significant reduction in resting malondialdehyde levels in experimental group (t = 2. 38، p =0. 045) and no significant change in the placebo group (t = 0. 708، p =0. 506). There was no significant difference between the two groups (P=0. 065،t=2). Superoxide dismutases rate were no significant increases in experimental group and the placebo (respectively p = 0. 792، t = 0. 272، p = 0. 186، t=1. 39). There was no significant difference between the two groups (P=0. 186،t=1. 39). Cholesterol concentration was significantly lower in experimental group (P=0. 018، t=2. 97) and no significant change in the placebo group (P=0. 514، t=0. 694). There was no significant difference between the two groups (P=0. 172،t=1. 44). Concentration of triglyceride decreased significantly in experimental and placebo groups (respectively، P=0. 428، t=0. 835، P=0. 217، t=1. 38). There was no significant difference between the two groups (P=0. 315،t=1. 04).
    Conclusion
    omega 3 supplementation increases serum levels of antioxidant and decreases oxidant biomarkers and decline resting levels of lipid profiles in exercise-trained men، but does not appear necessary for exercise-induced attenuation in oxidative stress. Therefore، for more accurate conclusions regarding the effects of omega-3 and exercise on oxidant / antioxidant factors on trained pepole more research is needed
    Keywords: Oxidative stress, omega 3, increasing exercise intensity, elite karate athlete
  • Sediqeh Khalili Shomia, Mahboubeh Safavi, Seyed Hossein Yahyavi, Hojjatollah Farahani Pages 82-88
    Background and
    Purpose
    Pain is the most common reason people seek health care. In fact، pain and the way to control it is one of the hygiene problems in the world. Vein Puncture is one of the most usual invasive procedures performed by nurses. Hence finding methods to decrease the pain caused by vein puncture is very crucial. This study was conducted to identify the effect of EMLA (Eutectic mixture of local anesthetics) cream on vein puncture pain severity with vein catheter in the patients undergoing cesarean section
    Materials And Methods
    A randomized، placebo-controlled clinical trial was conducted on 60 women undergoing cesarean section in Imam Ali Hospital in Amol and referred from 9 April 2010 to 10 June 2010. They were selected sequential and randomly divided to EMLA group (E group) or Placebo group (P group) in equal numbers. Data collection tools included a demographic questionnaire، Visual Analogue Scale (VAS) to identify vein catheter insertion pain severity and a checklist for possible side effects of EMLA and Vaseline cream. Content and inter-rater methods were used for validity and reliability of the tools respectively The collected data were then analyzed using descriptive and analytic statistics using SPSS Software ver. 16.
    Results
    The pain of Vein Puncture with EMLA cream was significantly lower than that with the Vaseline cream (P<0. 001). In addition، a short term side effect (blanching) in 20% of subjects was detected with EMLA cream.
    Conclusion
    Compared to Vaseline cream، EMLA cream application significantly reduces the pain associated with vein catheter insertion. Our study recommends the use of EMLA cream one hour before intravenous cannulation.
    Keywords: Vein Puncture, pain control, EMLA cream
  • Mahdi Khezeli, Ali Ramzankhani, Mahmoud, Bakhtiary Pages 89-101
    Background and
    Purpose
    Educational program to enhance elder''s nutritional knowledge to improve their food consumption pattern is essential. A stage of change model (Transtheoretical model) is one of the methods to identify and change in diet. This study was conducted to determine effect of Transtheoretical educational model on nutritional knowledge of elders in Gilane-gharb County in 2010
    Materials And Methods
    this qasi-experimental study، implemented with participation of 150 elders sixty ages and above. Participants selected by systematic sampling method and categorized in tow groups (experimental and control) with equal proportions. Data gathering tools that used in this study were: 1- questionnaire of nutritional knowledge related to food pyramid and 2- questionnaire of stages of fruit and vegetable consumption. After implementing pre-test، participants based on stages of change، divided into 5 groups، and educational intervention performed by group discussion and lecture methods; using pamphlet and poster for diverse groups in healthy center (two sessions for pre-contemplation، contemplation، preparation and one session for action and maintenance). Data was analyzed using SPSS17 by use of central indexes، independent and paired T-test، one way ANOVA and chi-square tests.
    Results
    mean age of experimental and control groups were 65. 2 ± 4. 12 and 65. 4 ± 3. 91 respectively. Before educational intervention، differences in other demographic variables، knowledge score and stages of fruit and vegetable consumption between experimental and control groups not significant. Result showed that score mean of knowledge in experimental group promoted (from 7. 82 ± 2. 4 to 10. 4 ± 2. 34) after educational intervention (P<0. 001). Fruit and vegetable consumption in compared before intervention had significant difference and was pushed to motivational (preparation) and more active (action) stages.
    Conclusion
    based on finding of this study، educational program based on the stages of change model، had positive effect on nutritional knowledge and the stages of fruit and vegetable consumption. Since the health of elderly is healthy priority of community، Design and implementation of such interventions to improve nutritional behaviors، seems to be essential for this group.
    Keywords: Stages of change model, nutritional education, elders
  • Moniralsadat Hoseinitabaghdehi, Eftekharalsadat Haji Kazemi, Fatemeh Hoseini Pages 102-107
    Background and
    Purpose
    sexual dysfunction in women is very common that impact on physical and mental health، confidence and quality of life. This study aimed to determine the frequency of sexual dysfunction and related reproductive factors in women referred to health centers of sari city in 2006.
    Materials And Methods
    this study was cross-sectional. Statistical population consisted of all married women aged 16-53 years referred to health centers of sari in 2006. The number of 899 women with multi-stage sample selected and data extraction methods were interviews and FSFI، related factors questionnaires. statistical analysis through chi-square and T test were preformed.
    Results
    frequency of sexual dysfunction was %45. 2، each of the domains of sexual pain disorder %47. 3، orgasm disorder %42. 7، lubrication disorder %39. 8، sexual desire disorder % 39. 6 and stimulation disorder% 35/5 respectively. In this study sexual dysfunction with age of menarche and the fear of pregnancy had significant relationship and whit parity، interval between menstrual، duration of menstrual bleeding and contraceptive methods was not significant.
    Conclusion
    According to research findings، frequency of sexual dysfunction is relatively high in the community. Recommended counceling centers and sex education in health centers will be created.
    Keywords: Female sexual dysfunction, sexual pain, factors
  • Maryam Nabati, Kamelia Ardavan, Alireza Saliminia, Ahmad Babai Pages 111-114
    When abdominal and thorasic organs are inversed it is called situs inversus and when most of the these organs are positioned abnormally and heterogenic It is called situs ambigus (Heterotoxy syndrome) which is a rare congenital defect (Incidence 1. 44 in 100/000 live birth) In these، abnormal organs shift which could be to the Right side or left side (Right Isomerism، Left Isomerism). One of the Heterotoxy main subgroups is Right Isomerism، asplenia which is accompanied with centrally located liver، asplenia، two morphologic Right side lungs. Our case is 19 years old gril with central and peripheral cyanosis and clubbing from several years ago who had several recurrent pulmonary infection from childhood with history of PA banding surgery. She had dextrocardia، asplenia and cardiac abnormality were detected in CXR، echocardiography and sonography. Management of this abnormality include surgical correction and prevention of infection with vaccination and antibiotic prophylaxis due to asplenia.
    Keywords: Situs ambigus, heterotoxy syndrome, Right Isomerism, asplenia syndrom