فهرست مطالب

  • سال پنجم شماره 1 (1391)
  • زراعت و اصلاح نباتات
  • تاریخ انتشار: 1391/09/15
  • تعداد عناوین: 8
|
  • پرنگ امیری، عزیز مجیدی، اسمعیل نبی زاده، میر حسن رسولی صدقیانی صفحه 5
    قارچ های میکوریزا بوجود آورنده یکی از همزیستی های مفید با ریشه اکثر گیاهان بوده و نقشی حیاتی در چرخه عناصر غذایی و تحمل گیاهان به تنش های محیطی دارد. جهت بررسی اثرات قارچ های میکوریزا در شرایط تنش خشکی بر برخی خصوصیات کمی و کیفی ذرت (.Zea Mays L) رقم 704 سینگل کراس، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه کامل تصادفی اجرا گردید. فاکتور اول شامل رژیم های آبیاری در سه سطح (100 %، 80 % و 60 % ظرفیت زراعی) و فاکتور دوم مربوط به دو گونه قارچ میکوریزا، شامل گونه های Glomus intraradices و Glomus mosseae و شاهد بودند. نتایج نشان داد که تنش خشکی موجب کاهش وزن خشک گیاه و غلظت کلروفیل های a و b و افزایش غلظت پرولین برگ شد. مقدار کلروفیل b در گیاهان تلقیح شده با قارچ میکوریزا افزایش یافت. اثر متقابل تنش خشکی و قارچ بر غلظت کلروفیل های a و b، میزان پرولین و وزن خشک گیاه معنی دار بود (05/0≥P). با افزایش تنش خشکی غلظت عناصر پتاسیم و آهن بطور قابل توجهی افزایش یافت. قارچ میکوریزا موجب افزایش معنی دار غلظت عناصر فسفر، آهن، روی، مس، منگنز و بور در گیاه شد. گونهmosseae G. سبب افزایش بیشتر غلظت عناصر کم مصرف شامل بور، مس، منگنز، روی و آهن نسبت به گونه دیگر گردیده و از این لحاظ کاراتر بود. به طور کلی نتایج این تحقیق نشان داد که همزیستی قارچ های میکوریزی با ریشه گیاه ذرت، می تواند موجب افزایش سطح ریشه، جذب بیشتر بعضی از عناصر ضروری به ویژه عناصر کم مصرف به وسیله گیاه و درجه تحمل آن در برابر تنش خشکی گردد.
    کلیدواژگان: تنش خشکی، میکوریزا، ذرت، کلروفیل، پرولین، عناصر غذائی
  • زینب بش، علیرضا یوسفی، افشین توکلی، جعفر نیکبخت صفحه 23
    افزایش اثرات نامطلوب علف کش ها بر محیط زیست و گسترش مقاومت علف های هرز به علف کش ها لزوم کاهش استفاده از آنها را نشان می دهد. مدل های شبیه سازی رویش گیاهچه های علف های هرز در رابطه با زمان- دمایی ابزاری مناسب برای کاهش استفاده از علف کشها می باشند. مدلهای مختلفی برای پیش بینی رویش گیاهچه های علف هرز در رابطه با زمان- دمایی وجود دارد که با توجه به توانایی متفاوت مدل ها ما ملزم انتخاب مدل مناسب تر می باشیم. به همین دلیل و به منظور بررسی الگوی رویش علف هرز سلمه تره (Chenopodium album) در سطوح مختلف آبیاری (40، 60، 80 و 100 درصد نیاز آبی محصول در آبیاری قطره ای و آبیاری جوی و پشته ای) تحت کانوپی آفتابگردان و همچنین انتخاب مدل مناسب برای رویش این علف هرز آزمایشی در سال1390 انجام شد. در این آزمایش روند رویش گیاهچه های سلمه تره در سطوح مختلف آبیاری ارزیابی شد، که مدل های ویبول و گامپرتز جهت بررسی روند رویش گیاهچه ها و دستیابی به دقیق ترین مدل، به داده ها برازش داده شدند. نتایج نشان داد که هر دو مدل، رویش گیاهچه های سلمه تره را در طول زمان و در سطوح مختلف آبیاری با دقت بالاRMSE) بین 2.7- 7.8 درصد) می توانند پیش بینی نمایند. از طرف دیگر الگوهای متفاوت رویش و زمان-دمایی مورد نیاز جهت آغاز رویش گیاهچه ها در سطوح مختلف آبیاری متفاوت بود. بطوریکه در آبیاری جوی و پشته ای آغاز رویش گیاهچه ها دیر هنگام بود ولی بدنبال آن سرعت بالای رویش در اواخر فصل دیده می شود که 549 واحد زمان- دمایی برای 90 درصد رویش نیاز داشت. در حالیکه در سیستم آبیاری قطره ای-نواری بذرها نیاز به 602 – 654 واحد زمان- دمایی برای میزان رویش مشابه دارند که این امر بیانگر رویش دیرتر در این سیستم است. رویش دیرتر به آنها اجازه می دهد از استراتژی های مدیریتی علف های هرز، از جمله کاربرد علف کش ها که در ابتدای فصل رشد انجام می شود، فرار کنند. به همین دلیل کنترل آنها باید برای جلوگیری از افزایش اندازه بانک بذر و کاهش عملکرد سال های بعدی در برنامه مدیریتی کنترل علف هرز قرار بگیرد.
    کلیدواژگان: آبیاری جوی و پشته ای، آبیاری قطره ای، نواری، زمان، دمایی، کنترل علف های هرز
  • رحمت عباسی، سمانه حسن زاده، محسن بهشتیان، محمد صادق فرجی، ایرج نصرتی صفحه 41
    اهمیت کاهش مصرف علف کش ها برای بسیاری از کشاورزان و متخصصین روشن شده است و دلیل این امر افزایش تحقیقاتی است که امروزه در زمینه کاهش مصرف و بهینه مصرف کردن آنها صورت می گیرد. به منظور بررسی کارایی علف کش های 2،4-D، گلایفوسیت و لونترل در دزهای توصیه شده (به ترتیب kg ai ha-1 1، 1/4 و 36/0)، نصف مقدارهای فوق و مخلوط 2،4-D+ گلایفوسیت (kg ai ha-1 67/0+ 3/3 و 51/0+ 05/2) هر یک همراه و بدون کاربرد مواد افزودنی (سیتویت یا روغن صنعتی شماره 10+ مایع ظرف شویی هر دو در 1% حجمی) در کنترل پیچک صحرایی، آزمایشی مزرعه ای انجام شد. نتایج بیانگر تفاوت معنی دار بین تیمارهای اعمال شده بود (P=0.01). در بین تیمارهای اعمال شده، مخلوط 2،4-D+ گلایفوسیت+ مواد افزودنی (روغن یا سیتویت) در مقادیر kg ai ha-1 67/0+ 3/3 با 98% کنترل و علف کش لونترل با متوسط کنترل 2% به ترتیب بیشترین و کمترین سطح کنترل را به خود اختصاص دادند. کاربرد مواد افزودنی موجب افزایش تاثیر 2،4-D در هر دو حالت دز کامل و نصف دز گردید، ولی در دزهای کامل گلایفوسیت (kg ai ha-1 1/4) بطور معنی داری درصد کنترل را کاهش داد و در سایر تیمارها تاثیر آن ها معنی دار نبود. تنها در مورد گلایفوسیت کاهش دز باعث کاهش چشمگیر سطح کنترل گردید، ولی در سایر موارد تفاوت معنی داری بین کاربرد دزهای کامل با نصف این دزها مشاهده نشد. در تیمارهای بدون مصرف مویان، گلایفوسیت تنها در دز کامل (kg ai ha-1 1/4) توانست پیچک صحرایی را 79% کنترل کند و در سایر موارد درصد کنترل از 46% فراتر نرفت. در مجموع، بهترین نتیجه از کاربرد مخلوط 2،4-D و گلایفوسیت (بدون توجه به دز مصرفی و کاربرد مواد افزودنی) با متوسط کنترل 91% بدست آمد.
    کلیدواژگان: مواد افزودنی، پیچک صحرایی، لونترل، سیتویت و درصد کنترل
  • مهدی عقیقی شاهوردی کندی، احمد توبه صفحه 53
    تلفیق شخم های کاهش یافته با زراعت نباتات پوششی ممکن است بر حسب شرایط مختلف، میزان و تعداد علف های هرز کشت گیاه اصلی را، کاهش داده یا کنترل کنند. یکی از جنبه های مثبت محصولات پوششی با باکارگیری انواع شخم، کاهش میزان علف -های هرز می باشد. در این راستا در دو زمین زراعی جداگانه، دو طرح بصورت فاکتوریل دو عاملی، شامل عامل اول محصولات پوششی شامل: شاهد (بدون پوشش گیاهی)، ماشک گل خوشه ای، شبدر ایرانی و چاودار و عامل دوم سه نوع تاریخ کاشت گیاهان پوششی در شخم حداقل یا سطحی با دیسک و شخم معمولی با گاوآهن برگردان دار بصورت جداگانه اجرا و ذرت به عنوان گیاه اصلی کشت شد. نتایج نشان داد که وزن خشک و تعداد علف های هرز به ویژه برای وجین اول در شخم حداقل برای ماشک گل خوشه ایو شبدر ایرانی نسبت به تیمارهای چاودار و شاهد بطور معنی دار کاهش یافت. علف های هرز تاج خروس، سلمه تره، قیاق و توق که در زراعت ذرت منطقه غالب هستند توسط ماشک، شبدر ایرانی و چاودار در شخم حداقل از نظر تعداد، کاهش معنی دار نسبت به شاهد داشتند ولی از نظر مجموع وزن خشک کل علف های هرز، ماشک و شبدر ایرانی در خاک ورزی حداقل نسبت به چاودار و شاهد بطور معنی دار از وزن خشک کل پایین تری برخوردار شدند. در نتایج آزمایش شخم معمولی با وجود کاهش معنی دار وزن خشک کل و تعداد علف های هرز در تیمار گیاهان پوششی نسبت به شاهد، کمترین وزن و تعداد، بر عکس شخم حداقل، در تیمار چاودار پوششی (ولی غیر معنی دار) مشاهده گردید. در این نوع شخم وزن خشک و تعداد کل علف های هرز نیز در تیمار چاودار روند کاهشی نشان داد.
    کلیدواژگان: نباتات پوششی، تاریخ کاشت، کنترل علف هرز، خاک ورزی، ذرت
  • سمیه قلی زاده، ایمان نعمتی صفحه 71
    به منظور بررسی تاثیر تنش اسمزی بر جوانه زنی لاین های جو آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با استفاده از 10 لاین جو (Hordeum vulgare L.) و 4 سطح تنش اسمزی شامل 0، 50، 100 و 150 میلی مولار گلوکز اجرا گردید. صفات مورد بررسی شامل درصد جوانه زنی، سرعت جوانه زنی، وزن خشک ریشه چه، وزن خشک ساقه چه، طول ریشه چه و ساقه چه و شاخص بنیه بذر بود. نتایج نشان داد که تاثیر تنش اسمزی بر تمام صفات معنی دار بود. اعمال تنش با 150 میلی مولار گلوکز موجب شد که در لاین های MARIS CANON/4/ZHEDAR#2/3/HLLA/GOB/HLLA/5/... و CHENG DU 89/3/QUINA//CEL-B/CI3909.2/4/TOCTE هیچ بذری قادر به جوانه زنی نباشد. اثر متقابل لاین در تنش بر تمامی صفات معنی دار بود. در شرایط تنش 50 میلی مولار گلوکز، میانگین شاخص بنیه بذر و وزن خشک ساقه چه در لاین های مورد مطالعه تفاوت معنی داری با شرایط نرمال نداشت، ولی در شدت های تنش بالاتر، تفاوت معنی دار مشاهده شد. همچنین رابطه بین تمام صفات اندازه گیری شده در این آزمایش مثبت و معنی دار بود. در بین لاین های مورد بررسی لاین BUCK M8.88/E.ACACIA//MSEL نسبت به سایر لاین ها در شرایط نرمال از نظر صفات مورد بررسی بهتر بود و در شرایط تنش هم کاهش کمتری نشان داد. از این رو در میان لاین های مورد بررسی به عنوان لاین برتر در آزمایش حاضر معرفی می گردد.
    کلیدواژگان: جو، تنش اسمزی، جوانه زنی
  • علیرضا یوسفی، رضا فتوت صفحه 87
    به منظور بررسی پتانسیل دگرآسیبی ارقام متداول گندم در کنترل چاودار و جودره آزمایشی در سال 1390 در آزمایشگاه تحقیقاتی دانشگاه زنجان بصورت فاکتوریل انجام شد. فاکتور اول ارقام گندم در 10 سطح (ارقام سرداری، آذر 2، شهریار، فلات، زرین، شعله، شاه پسند، امید، طبسی و هیرمند) و فاکتور دوم نوع عصاره در 2 سطح (شامل عصاره ریشه و ساقه بوته های گندم) بود. در این آزمایش اثر تیمارها بر درصد جوانه زنی، وزن خشک و طول ساقه چه و ریشه چه چاودار و جودره بررسی شد. نتایج نشان داد که نوع عصاره(ریشه یا ساقه) اثر معنی داری بر صفات ارزیابی شده داشت. همچنین در بین ارقام نیز از لحاظ توان بازدارندگی بر جوانه زنی و رشد گیاهچه چاودار و جودره تفاوت معنی داری مشاهده شد. به طوریکه بیشترین بازدارندگی جوانه زنی، در نتیجه تیمار بذور چاودار با عصاره ساقه شهریار، هیرمند و آذر2 مشاهده شد و جودره بیشترین تاثیر را از عصاره ساقه شهریار و هیرمند پذیرفت. عصاره آبی ریشه اکثر ارقام حالت تحریک کنندگی بر وزن خشک و طول ریشه چه و ساقه چه چاودار داشت و عصاره آبی ریشه برخی از ارقام این تاثیر را بر بذور جودره داشت. از آنجایی که چاودار و جودره از مهمترین علفهای هرز مزارع گندم در ایران می باشد می توان از عصاره ارقامی که تاثیر بیشتری بر جوانه زنی آنها گذاشته بعنوان علف کش طبیعی استفاده کرد و یا از خاصیت آللوپاتیکی آنها در کشت ارگانیک محصولات کشاورزی استفاده کرد.
    کلیدواژگان: دگرآسیبی، جودره، چاودار، مدیریت غیر شیمیایی علف های هرز
  • سیده مریم یوسف موسوی، بهرام ملکی زنجانی، رقیه عظیم خانی، پرویز مرادی صفحه 105
    جنس لولیوم از مهم ترین گراس های تک لپه ای است که بیش از 50 قبیله، 650 جنس و 10000 گونه را شامل می شوند. لازمه استفاده از این ماده ژنتیکی خام شناخت کامل و دقیق آن است. تحقیق حاضر با هدف مطالعه کاریوتیپ 4 ژنوتیپ متعلق به گونه Lolium perenne در سلول های مریستم انتهایی ریشه صورت گرفته است. مراحل مختلف آزمایش شامل جوانه دار کردن بذور، پیش تیمار، تثبیت، هیدرولیز و رنگ آمیزی در آزمایشگاه سیتوژنتیک دانشکده کشاورزی دانشگاه زنجان در سال 1388 انجام شد. نتایج نشان داد تعداد کروموزوم های پایه در کلیه ژنوتیپ های مورد بررسی 7=x بوده و تمامی ژنوتیپ های مورد مطالعه دیپلوئید (14=x2=n2) هستند. صفات کروموزومی شامل طول کل کروموزوم، طول بازوی بلند و طول بازوی کوتاه کروموزوم و نسبت بازوها تعیین شد. برای تعیین تقارن کاریوتیپی و بررسی وضعیت تکاملی ژنوتیپ های مورد مطالعه پارامترهای شاخص نامتقارن بودن بین کروموزومی (1A)، شاخص نامتقارن بودن درون کروموزومی (2A)، اختلاف دامنه طول نسبی (DRL) و در صد شکل کلی کاریوتیپ (%TF) محاسبه گردید. در میان ژنوتیپ های مطالعه شده بالاترین و پایین ترین درصد شکل کلی کاریوتیپ (%TF) به ترتیب در ژنوتیپ سمیرم (88/42) و ژنوتیپ یارند (10/36) محاسبه شد. تمامی ژنوتیپ ها براساس پارامترهای تقارن کاریوتیپی 1A و 2A طبقه بندی شدند که نتایج حاصل از این دیاگرام بر نتایج بدست آمده ازطریق تجزیه کلاستر منطبق بود.
    کلیدواژگان: سطح پلوئیدی، کاریوتیپ، پارامترهای تقارن کاریوتایپ، تجزیه کلاستر، لولیوم
  • علیرضا یوسفی، مجید پوریوسف صفحه 117
    با توجه به تفاوت تراکم بهینه برای عملکرد زیست توده و دانه، تعیین تراکم مناسب کاشت گندم سیاه به منظور استفاده از زیست توده و دانه آن ضروری به نظر می رسد. یکی از راهکارهای مناسب و کم هزینه برای این منظور، استفاده از مدلهای رگرسیونی می باشد. لذا تحقیق حاضر جهت ارائه مدل مناسب برای تعیین تراکم کاشت مناسب گندم سیاه در بهار سال 1389 به اجرا در آمد. در این پژوهش عملکرد دانه و زیست توده در تراکم های 6/26، 32، 40، 3/53، 80 و 160 بوته در متر مربع در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار بررسی شد. از توابع هایپربولیک و لوجستیک اصلاح شده جهت تعیین تراکم مناسب استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل هایپربولیک با خطای پایینی توانست تغییرات زیست توده را در تراکم های مختلف پیش بینی نماید. در حالی که برای عملکرد دانه مدل لجستیک مدل برتر بود. این دو مدل به ترتیب با خطای 2/20 و 2/7 گرم در متر مربع توانستند تغییرات صفات مورد نظر را با تغییرات تراکم برآورد نمایند. همچنین طبق پیش بینی مدلها حداکثر عملکرد دانه و زیست توده اقتصادی به ترتیب در تراکم های 57 و 148 بوته در متر مربع به دست آمد.
    کلیدواژگان: گندم سیاه، مدلسازی، عملکرد دانه، زیست توده
|
  • Rang Amiri, Aziz Majidi, Esmail Nabizada, Mirhasan Rasolisadeghiani Page 5
    Mycorrhiza fungi are the useful symbiotic associations in most plants and play a key role in the cycle of nutrients and tolerance degree against environmental stresses. A pot experiment was designed to investigate the effects of mycorrhiza fungi symbiosis on some quantitative and qualitative characteristics of corn exposed to drought stress. The experiment was based on a factorial completely randomized design with five replications. Treatments included three levels of moisture regimes (60، 80 and 100% field capacity)، and two species of mycorrhiza fungi (Glomus intraradices and Glomus mosseae) and control. Results indicated that plant dry weight and chlorophyll a and b contents decreased with the moisture stress levels. Proline concentration in plant leaves increased under drought stress. The plants with mycorrhiza fungi associations had more chlorophyll b content. Interaction between drought stress and fungal species on the concentrations of chlorophyll a and b، proline concentration and plant dry weight was significant. The K and Fe concentrations in whole plant increased with moisture stress levels. Mycorrhiza fungi significantly increased concentrations of P، Cu، Fe، Mn، Zn and B in plant. The micronutrient concentrations in plants inoculated with G. mosseae were higher than the other one، suggesting that spice G. mosseae is more efficient for improvement plant nutritional status. In general، findings revealed that inoculation of corn roots with mycorrhiza fungi can improve the root surface، uptake of nutrients especially micronutrients، and degree of plant tolerance against drought stress.
    Keywords: drought stress, Mycorrhiza, corn, chlorophyll, proline, nutrients
  • Zeinab Bosh, Alireza Yousefi, Afshin Tavakoli, Jafar Nikbakht Page 23
    Increasing public awareness and concern about the impacts of herbicides on the environment، development of herbicide-resistant weeds need to reduce the amount of herbicides used in agriculture. There are several models that could be used for predicting weed seedling emergence. However، the ability to predict emergence of given species is different between models. For better prediction of emergence we should be able to select a suitable model. Therefore، seedling emergence from experiment conducted in different irrigation levels (40، 60، 80، 100 percent of crop water requirement and furrow irrigation) was studied to develop a thermal time seedling emergence model for Chenopodium album in sunflower fields. Weed seedling emergence was monitored in plots from late-May through mid-September of growth season. Cumulative seedling emergence for C. album was described against thermal time using Gompertz and Weibull functions. The Gompertz and Weibull models predicted seedling emergence of this species in different irrigation levels with reasonable accuracy. The R2 values of these models were ranged between 2. 2 and 7. 8. This species showed different patterns of emergence and thermal time required for the onset of emergence in different irrigation levels. However، in furrow irrigation، there was a later peak of emergence followed by a lesser emergence early in the season. At thermal time of 549، 90 percent of C. album seeds emerged in the furrow irrigation، suggesting early emergence pattern for this irrigation system، while، in the tape system seeds required 602 - 654 thermal time unit for the same percentage of emergence، which is an evident for later emergence pattern for this system. Late emergence could allow this species to escape weed control practices because most weed management strategies (e. g. cultivation and herbicide applications) are implemented early in the season. Therefore، it should be mentioned and this seedling must be controlled as a part of integrated weed management program to limit the size of the seedbank. Key words: modelling، furrow irrigation، tape irrigation، thermal time، weed control
  • Rahmat Abbasi, Samaneh Hasanzadeh, Mohsen Beheshtian, Mohammad Sadegh Faraji, Iraj Nosrati Page 41
    Importance of reduced consumption of herbicides has been clear for many farmers and experts، and this is because the increased research done today in reducing consumption herbicides and optimizing their applications. To evaluate the efficiency of 2،4-D، Glyphosate and Lontrel at recommended doses (1، 4. 1 and 0. 36 kg ai ha-1، respectively)، half the above values of these herbicides and a mixture of 2،4-D+ Glyphosate (0. 67+ 3. 3 and 0. 51+ 2. 05 kg ai ha-1) each with and without adjuvant application (Cytovit or industrial oil No. 10 + detergent both at 1% v/v) for controlling field bindweed، field experiment was conducted. The results were significant differences between treatments (P=0. 01). Among between applied treatments، the tank-mixed of 2،4-D+ Glyphosate+ adjuvant (Cytovit) at 0. 67+ 3. 3 Kg ai ha-1 with 98% control and Lontrel with the average control of 2% represented the highest and lowest the percentage of control، respectively. Addition of adjuvant to 2،4-D at both rate (whole doses and half-doses) enhanced level of control، but with whole doses of Glyphosate (4. 1 kg ai ha-1) reduced level of control significantly; in other treatments no significant effects were observed. Just for Glyphosate application of reduced doses markedly decreased level of control، but with other herbicides whole doses and half-doses differed not significantly. Without the addition of adjuvant، Glyphosate alone at whole dose (4. 1 kg ai ha-1) controlled field bindweed 79% and in other cases control did not exceed 46%. Overall، the best results with average control of 91%، were achieved by applying tank-mixed of 2،4-D+ Glyphosate (regardless of applied rate and adjuvant).
    Keywords: adjuvant, field bindweed, Lontrel, Cytovit, level of control
  • Mehdi Aghighi Shahverdi Kandi, Ahmad Tobeh Page 53
    Combinations of reduced tillage with cover crops may be reduced or controlled weed in main crops in different conditions. One of the beneficial aspects of cover crops and applying different tillage methods is reducing weeds ratio. In this way, an experiment was conducted in two separate field and two factorial designs with 2 factors. First factor is cover crop consist of control (without plant cover), Vicia villosa (Foddervetch), Trifolium resupinatum (Persian clover) and Secale cereal (Rye) and second factor is three cover crop planting date in minimum or low tillage with disk and Conventional tillage separately with Moldboard plow and corn was grown as main crop. Results showed that biomass and weed number reduced significantly in first weeding in minimum tillage for Vicia villosa and Trifolium resupinatum in contrast to secale and control treatment. Pigweed, Chenopodium, and Johnsongrass are the most dominant weeds on that studied field was reduced with dramatically with Vicia villosa, Trifolium resupinatum and Secale cereal in minimum tillage in contrast to control treatment, but in point of total weed dry weight, Vicia villosa and Trifolium resupinatum had decreased their biomass significantly in contrast to ray and control treatment. Results showed that however conventional tillage reduced significantly total dry weight and number of weeds in cover plants than control, but the lowest weight and number were observed in minimum tillage and rye cover treatment (but non-significant). In this type of tillage weeds total dry weight in rye treatments showed decreasing trend.
    Keywords: cover crop, date of planting, weed control, tillage, corn
  • Somayeh Gholizadeh, Iman Nemati Page 71
    In order to investigate of osmotic stress effect on germination of Barley (Hordeum Vulgare L.) lines، a factorial experiment based RCD was conducted using 10 barley lines and 4 osmotic stress levels (0، 50، 100 and 150 mmol glucose) with 4 replications in Islamic Azad University Khorramshahr Branch during 2010. Determined parameters were germination percentage، germination rate، stem and root length، stem and root dry weight and vigority. Results showed that significant effect of osmotic stress on all parameters. Application of 150 mmol glucose caused to prevent of germination in lines 1 and 5. Interactions effect between line and stress was significant on all determined parameters. In exception of vigority and stem dry weight، there was no significant difference between mean of determined parameters under 0 and 50 mmol glucose but there were significant differences under more intense stress levels. Also there was a positive and significant relation between all of determined parameters. Line 6 showed the most appropriate response under both normal and stress conditions between studied lines. So it is being introduced as the excellent line between studied lines in current experiment. However supplementary experiments are being suggested.
    Keywords: Barley, osmotic stress, germination
  • Roghaieh Mardani, Ali Reza Yousefi, Reza Fotovat Page 87
    This study aimed to investigate the allelopathic activities and the possibility of weed suppression in ten most common cultivars of wheat. Secale cereal and Hordeum spontaneum that became a problematic weed in wheat fields of Iran was subjected to evaluate the inhibitory effects of wheat cultivars. Aqueous extracts of wheat plant parts such as shoot and root were made to determine their effects on germination and dry weights and root and shoot length of 10-day-old S. cereale and H. spontaneum seedlings. The experiment was carried as a factorial based on complete randomized block. Result showed that studied traits were more sensitive to shoot extracts than for root extracts. All wheat cultivar shoot aqueous extracts significantly inhibited S. cereal and H. spontaneum seed germination and seedling growth when compared with the distilled water control. The shoot aqueous extracts from cultivars caused more than 70% and 80% inhibition of the seed germination of S. cereal and H. spontaneum respectively. However، the root aqueous extracts from cultivars had less effect on it. Also، the root aqueous extracts of most wheat cultivars increased dry weights and length of root and shoot of S. cereale. The root aqueous extracts of some wheat cultivars increased dry weight، length of root and shoot of H. spontaneum. Key words: Allelopathy، non-chemical weed management، wild barley، rye.
  • Seyed Maryam Yoosef Moosavi, Bahram Maleki Zanjani, Roghaieh Azimkhani, Parviz Moradi Page 105
    Genetic resources are the raw materials for plant breeding programs. Grasses are among monocotyledons with more than 50 tribes، 650 genus and 1000 species. Lolium is an important genus of grasses. Cytogenetic studies were performed on 4 genotype of Lolium perenne. Genotypes were studied to determine and compare their karyotype characteristics. In laboratory، seed germination، pretreatment، fixation، hydrolysis and staining stages were done. The basic chromosome number was x=7 for all of the genotypes and their ploidy levels were diploed (2n=2x=4). Chromosome characters such as: total length of chromosomes، long and short arms lengths and arm ratio were determined. The parameters such as A1، A2، DRL and %TF were measured for karyotype asymmetry and genotype evolutionary situations. One pair satellite was observed on the karyotype of Friden and Yarand genotypes. A haploid set of chromosomes from each genotype was used for analyzing the data. Among studied genotypes، the highest and lowest total form percentage (%TF) belonged respectively to the Semirom genotype (42/88) and Yarand genotype (36/10). All of the genotypes were classified based on karyotype symmetric parameters A1 and A2. The results of this diagram were consistent with the results of cluster analysis. This study was performed in the cytogenetic laboratory of faculty of agriculture Zanjan University in winter 1388.
    Keywords: Ploidy level, Karyotype symmetric parameters, Cluster Analysis, Lolium
  • Alireza Yousefi, Majid Pouryousef Page 117
    Taking into account that different planting density needed for favor grain and biomass production، the determination of the suitable density for buckwheat (Fagopyrum esculentum) grain or biomass production are interested. The use of regression models is a cost-effective and a suit approach for this purpose. Therefore، this research was initiated to determine the best plant density for grain and biomass production of buckwheat using modeling approach. Two function including Logistic and Hyperbola were used to describe the relationship between buckwheat density and grain or biomass yield. For modeling approach، a field experiment was conducted during the spring of 2010 to evaluate different buckwheat densities of (26. 6، 32، 40، 53. 3،80 and 160 plants per m-2). Result showed that the Hyperbola function closely described (RMSE=20. 2 g) the relationship between plant density and biomass production. Whereas in the case of seed yield، the Logistic function had good simulation (RMSE=7. 2 g). Conversely، Hyperbola function gave worse fit for grain yield. Tese species also showed different densities needed to maximize seed and biomass yields. Based on models prediction the densities of 57 and 148 plant m-2 were the best densities for high seed and biomass production، respectively.
    Keywords: buckwheat, modeling, grain yield, biomass