فهرست مطالب

اندیشه دینی - پیاپی 44 (پاییز 1391)
  • پیاپی 44 (پاییز 1391)
  • تاریخ انتشار: 1391/11/15
  • تعداد عناوین: 9
|
  • مجید صادقی حسن آبادی، حمید عطایی نظری صفحه 1
    یکی از مهم ترین گرایش ها و مکاتب کلامی پدید آمده در کلام تشیع، مکتب کلام فلسفی است. این مکتب که در قرن هفتم توسط خواجه نصیرالدین طوسی (م 672 ق) تاسیس گردید، در ادامه توسط پیروان او مانند علامه حلی (م 726 ق) و فیاض لاهیجی (م 1072 ق) بسط و گسترش یافت و در اندک زمانی، تبدیل به جریان غالب و حاکم در کلام شیعه گشت. در این مقاله، در صدد آنیم که پس از ارائه ی تعریفی دقیق و جامع از کلام فلسفی، با توجه به نگاشته های کلامی لاهیجی، ملاک ها و ویژگی های این مکتب کلامی، از جمله استفاده از اصول، قواعد و اصطلاحات فلسفی در تبیین مباحث کلامی را بازشناسی و معرفی نماییم. شناخت این ویژگی ها و خصائص در تجزیه و تحلیل آرا و اندیشه های کلامی متکلمان این مکتب از اهمیت فراوانی برخوردار است.
    کلیدواژگان: شیعه، اصول و قواعد فلسفی، کلام فلسفی، فیاض لاهیجی
  • علیرضا میرزایی صفحه 33
    نبوغ استثنایی و شخصیت منحصر به فرد و جامعیت علمی ابن سینا در قرن پنجم، مبین ذو ابعاد بودن وی است. به دلیل برجستگی او در حوزه های فلسفه و حکمت و طبابت (پزشکی)، برخی از وجوه دیگر شخصیتش، از جمله عرفان و شهود، مغفول مانده است. بررسی آثار وی در اشارات و تنبی هات، معراج نامه و رسائل، در باب نفس و عشق و...، معرف گرایش عمیق عرفانی اوست و علاوه بر تسلط علمی، نشان دهنده ی درگیری عملی وی با این حوزه ی پر رمز و راز است. در این مقاله، تلاش شده است این بعد درسایه مانده ی ابن سینا واکاوی شده، در حد بضاعت، معرفی گردد. نوشته ی پیش رو با یک پرسش بنیادی در باب گرایش ابن سینا به عرفان شروع می شود و با بررسی دو دیدگاه مخالف و موافق و تقویت نظریه ی موافق با استشهاد به نوشته های شیخ و ارباب نظر، ادامه می یابد و در نهایت، با توجه به آثار به جامانده از ابن سینا، به ویژه متون متعلق به پایان عمر، درگیری عملی ایشان با عرفان به اثبات می رسد.
    کلیدواژگان: ابن سینا، عرفان، سیر و سلوک
  • طیبه توسلی صفحه 55
    فلسفه ی قاره ای نامی است که در عصر حاضر، بر یکی از دو بینش فلسفی غالب در مغرب زمین بنا نهاده شده است و این نام گذاری بدان جهت است که این دیدگاه عمدتا در قاره ی اروپا و در تفسیری دقیق تر، در کشورهای غیر انگلیسی زبان، مانند فرانسه و آلمان رشد یافته است. فلسفه ی قاره ای به مباحث وجودی، اخلاقی، اجتماعی و به طور کلی، موضوعات انسان شناختی می پردازد و در همین مباحث و موضوعات، بر فلسفه ی تعلیم و تربیت تاثیر داشته است. پاسخ به سوال «مهم ترین ویژگی های فلسفه ی قاره ای چیست و چه تاثیری بر فلسفه ی تعلیم و تربیت داشته است؟» مهم ترین هدفی است که مقاله ی حاضر دنبال می کند. روش مطالعه در این تحقیق، از نوع مطالعات نظری استنتاجی است که بررسی، تحلیل و استنتاج مباحث، پایه های اصلی این روش به حساب می آیند. نتایج حاصل از تحقیق، نشانگر آن است که فلسفه ی قاره ای با اندیشه های هگل شروع می شود و تا جدیدترین دیدگاه های مطرح در عصر کنونی، یعنی پساساختارگرایی و پست مدرنیسم ادامه می یابد. فیلسوفان قاره ای دارای اندیشه های گوناگون و متکثری هستند که در شاخه های متفاوت این دیدگاه تبلور یافته است. در این مقاله، به تحقیق و تفحص در خصوص دیدگاه ها و بینش هایی در فلسفه ی قاره ای پرداخته شده است که بر فلسفه ی تعلیم و تربیت تاثیر داشته اند. فیلسوفان قاره ای به اکثر موضوعات تربیتی، مانند تربیت اجتماعی، تربیت فردی، تربیت اخلاقی و مشکلات و موضوعات نظام های آموزشی، پرداخته اند و تفاوت در اندیشه های آنان مربوط به شاخه های مختلف از فلسفه ی قاره ای است.
    کلیدواژگان: فلسفه ی قاره ای، فلسفه ی اجتماع، فلسفه ی هستی، فلسفه های جدید، فلسفه ی تعلیم و تربیت، فلسفه ی تحلیلی
  • محمدعلی تیوای صفحه 79
    بنا بر متافیزیک افلاطون، اعتقاد بر این است که برای هر یک از انواع موجود در عالم ماده، فردی نوری مجرد عقلانی مستقل قائم به ذات در عالم مجردات موجود است که مدبر انواع مادی خود می باشد. در واقع، افلاطون با ارائه ی این دیدگاه، به دنبال آن بود که بتواند باور به عنصر بقا و پایداری و به تبع آن، شناخت یقینی نسبت به اشیا را موجه نماید. دیدگاه مثل در تقابل با متافیزیک ارسطو و ابن سینا، غیرمبرهن و غیرمنطقی شناخته شده است.
    نگارنده در صدد آن است که ضمن ترسیم ساختار کلی دیدگاه مثل و بیان براهین ارائه شده در نفی و اثبات این دیدگاه، با ارزیابی تقابل دو نظام متافیزیکی (متافیزیک ارسطو - ابن سینا و متافیزیک افلاطونی) نشان دهد که تا چه اندازه متافیزیک افلاطون در تقابل با متافیزیک ارسطو و ابن سینا، قادر به اثبات عالمی مافوق جهان محسوس می باشد. در پایان مقاله نیز اشاره ای کوتاه به یک فرضیه داریم که می تواند با روی کردی میان رشته ای در ایجاد سازگاری و تمرکز میان فلسفه و دیگر علوم، نقش شایان توجه ای داشته باشد
    کلیدواژگان: مثل، متافیزیک ارسطو، ابن سینا، افلاطون
  • جهانگیر مسعودی، زهرا آل سیدان صفحه 107
    بر اساس تقسیم بندی مشهور تاریخی در مساله ی حسن و قبح، متفکران مسلمان در حوزه ی مباحث اخلاقی یا باید طرفدار روی کرد معتزله باشند، یا روی کرد اشاعره. اما این برداشت دقیقی نیست. دیدگاه های معتزله و اشاعره در مساله ی حسن و قبح، دیدگاه های مرکبی است که می توان با نگاه های تحلیلی مناسب، به تجزیه ی آن ها به مولفه های کوچک تری پرداخت. بالمآل با ظاهر شدن آن مولفه های خردتر، می توان با ترکیب برخی مولفه های دیدگاه معتزله و برخی مولفه های دیدگاه رقیب، به دیدگاه های ترکیبی جدیدی دست یافت. این همان اتفاقی است که در حوزه ی اخلاق اسلامی، به ویژه در میان متفکران گذشته و معاصر امامیه پدید آمده است. دیدگاه های اخلاقی محمدتقی مصباح و عبدالکریم سروش دو نمونه ی معاصر از این نظریه های ترکیبی به شمار می آیند. مصباح یزدی هم چون معتزله، اصول کلی اخلاق را عقلی می داند، ولی در مقام تبیین و یا تعیین مصادیق اخلاقی، جانب وحی و شرع را نگاه می دارد (هم چون اشاعره). سروش در روی کردی دیگر، ارزش های اخلاقی را در مقام ثبوت، شرعی و متکی بر اراده و فرمان الاهی می داند (هم چون اشاعره)، اما در مقام اثبات، آن ها را عقلی تلقی می کند (هم چون معتزله).
    نظریه های ترکیبی یادشده در بحث پراهمیت «اخلاق و دین» نیز به دیدگاه های ترکیبی و میانه ای روی می آورند، به نحوی که نه اخلاق را کاملا دینی می دانند و نه کاملا آن را منفصل و منقطع از دین برمی شمارند.
    کلیدواژگان: حسن و قبح، 2، معتزله، اشاعره، اخلاق اسلامی، نظریه های ترکیبی، مصباح یزدی، سروش
  • قاسم کاکایی، نجمه بی تعب صفحه 131
    تجرد یا مادیت نفس یکی از مسائل مهمی است که همواره از دغدغه های فیلسوفان مسلمان بوده است، چراکه اگر وجود نفس به مثابه ی جوهری مجرد که بعد از زوال بدن باقی است ثابت نشود، بحث از معاد بی معنا خواهد بود. با توجه به اهمیت مساله ی تجرد نفس، این مقاله سعی دارد با روشی توصیفی – تحلیلی، دیدگاه ها و براهین فلاسفه ی بزرگ اسلامی، مانند ابن سینا و ملاصدرا، را در باب تجرد نفس، بررسی کند.
    آن چه ابن سینا به اثبات آن همت می گمارد اثبات تجرد قوه ی عاقله ی نفس است، اما ملاصدرا ضمن ارزیابی و داوری براهین ابن سینا، برخلاف وی، که تنها قوه ی عاقله را مجرد می دانست، مراتب تجرد را از هم بازمی شناسد و به سه مرتبه از تجرد پی می برد که عبارت اند از تجرد مثالی، تجرد عقلی و تجرد اتم.
    کلیدواژگان: نفس، 2، تجرد، ابن سینا، 4، ملاصدرا
  • زهرا مصطفوی صفحه 147
    نظریه ی معاد جسمانی یکی از مسائل مهم علم کلام است که فلاسفه ی اسلامی تلاش کرده اند تا بر اساس نظریات فلسفی خویش، آن را اثبات و کیفیت آن را بیان کنند. صدرالمتالهین در تبیین این نظریه، بر اساس مبانی خاص حکمت متعالیه، مسیری را پیموده که مورد پذیرش فلاسفه ی متاخر قرار گرفته است. به نظر نگارنده، نظریه ی ملاصدرا با همه ی مزایایی که دارد، دارای ابهامات و نقایصی است که در این مقاله به آن ها اشاره می شود. ابهام از جهت اصل نظریه، رابطه ی بدن برزخی با بدن دنیوی تکامل یافته و معاد جسمانی برای نفوس کملین از ابهامات اصلی این نظریه است.
    کلیدواژگان: معاد جسمانی، بدن برزخی، حکمت متعالیه، ملاصدرا
  • زهرا(میترا) پورسینا صفحه 155
    یکی از مهم ترین مسائلی که پیش روی معرفت شناسان قرار دارد این است که آیا دستیابی انسان به معرفت تنها از رهگذر قابلیت های معرفتی اش میسر می شود یا حیثیت ها و ابعاد گوناگون وجود انسان در ارتباطی وثیق با ساحت معرفتی اش، آن را از تاثیرات مثبت و منفی خود متاثر می سازند.
    این موضوع در مقاله ی پیش رو با تکیه بر اندیشه و نظام معرفت شناسی امام محمد غزالی تحلیل و بررسی شده است. در این تحلیل، روابط گوناگونی که میان ساحت های مختلف نفس برقرار می شود و تصویری از این روابط که سیر استکمالی انسان اقتضای آن را دارد مورد توجه قرار می گیرد و نشان داده می شود که این روابط و تاثیراتی که در هر شکلی از آن بر ساحت عقیدتی گذاشته می شود، نه فقط تاثیراتی میان ساحت های نفس، بلکه تاثیر و تاثراتی میان دو جنبه ی اصلی وجودانسان یعنی نفس وبدن نیز هست.
    بر اساس تاثیر و تاثر متقابلی که غزالی به صورت دوری میان نفس و بدن قائل است، هر فعل بدنی تاثیری در نفس بر جای می گذارد که خود آن تاثیر موجب پدید آمدن فعلی می شود. از آن جا که هر فعلی نشات گرفته از معنایی در درون نفس است، هنگامی که این معنا در قالب فعل تجسم می یابد، آن معنا در درون نفس، جلوه ی بیشتری پیدا می کند و بنابراین بر آگاهی نفس افزوده می شود. این فرآیند با کمک تحلیل های اخلاقی - معرفتی غزالی در بحث شکل گیری فضایل از طریق تکرار افعال مناسب و نیز نقش معرفت بخشی طاعات، تبیین می گردد.
    بدین جهت، باید گفت که تاثیرات ساحت های غیر عقیدتی نفس بر ساحت عقیدتی را نمی توان بدون توجه به رابطه ی نفس و بدن، مورد تحلیل و واکاوی قرار داد.
    کلیدواژگان: ساحت عقیدتی (معرفتی)، ساحت های غیر عقیدتی (عاطفی، ارادی)، نفس، بدن، غزالی
  • محمدحسین دهقانی محمودآبادی صفحه 185
    همه ی ادیان آسمانی به پیروان راستین خود، وعده ی سعادت و نجات می دهند. اسلام نیز در موارد متعددی، نجات انسان ها را در گرو سرسپردگی به فرمان های الاهی معرفی می کند. از این رو، فلاسفه و متکلمان مسلمان نیز هر کدام به نوبه ی خود، کوشیده اند ضمن تفسیر و تبیین آموزه های وحیانی، پرده از حقیقت این مهم بردارند. این جستار در نظر دارد تا دیدگاه ملاصدرا در خصوص مساله ی سعادت بشری و تبیین عقلانی وی از سعادت را بررسی کند. بر مبنای اصل تشکیک وجود در حکمت متعالیه ی صدرایی، وجود ذومراتب و متدرج است و از آنجا که ملاصدرا وجود و ادراک وجود را خیر و سعادت می داند، سعادت و خیر نیز ذومراتب و مشکک است.
    ملاصدرا تاکید دارد که ادراک وجود و اتحاد نفس ناطقه ی آدمی با عقل فعال، کمال و سعادت آن به شمار می رود. به نظر می رسد تحلیل خاص ملاصدرا از سعادت بشری، که مبتنی بر اصول فلسفی ایشان است، با آنچه تحت عنوان سعادت در علم اخلاق مطرح است هم راستا و مشابه باشد. تبیین وی از سعادت، نه تنها در خور دفاع عقلانی است، بلکه همسو با آموزه های وحیانی نیز می باشد.
    کلیدواژگان: ملاصدرا، سعادت وجود، خیر
|
  • Dr.Majid Sadeqi Hassanabadi, Hamid Ataei Nazari Page 1
    The philosophical theology is one of the most important schools in the Shiite kalām. It was founded by Nasīr al-din al-Tūsī in the seventh century of Hijrah and developed by his followers including al-hillī (726 A.H) and Lāhījī (1072 A.H) insofar as it became soon the prevailing tradition among Shiite theologians. Having defined the philosophical theology, the authors in the present paper sought to determine the characteristics of philosophical theology school; included taking full advantage of Islamic philosophical principles, rules and terms in favor of explaining the theological issues and problems, through structural and textual analyses of Lāhījī’s theological writings.
    Keywords: Shiite Kal?m, Philosophical principles, Philosophical theology, 4, L?h?j?
  • Alireza Mirzaie Page 33
    Avicenna`s genius, his exceptional personality and his scientific comprehensiveness can be taken as a proof for his knowledge and ability in different fields. His considerable dignity in philosophy, theosophy and medicine, however, has caused his mastership in other fields such as mysticism to be forgotten. Studying Avicenna`s sayings in Isharat va tanbihat, Me`rajnamah and Rasail on human soul and love, one perceives his strong tendency to mysticism and his practical engagement in this field. In this paper, two opposite views in this relation have been studied. Finally, the view that supports Avicenna`s practical mysticism has been preferred and strengthened.
    Keywords: Avicenna, 2, Mysticism, Optional death, Mystics, 5, Mystical secrets.
  • Dr. Tayyebe Tavassoli Page 55
    Continental and analytic philosophies are two branches of philosophy in the contemporary west world. Whilst analytic philosophy analyses the concepts and propositions concerning human fundamental questions, continental philosophy investigates human matters and problems in history, culture, language, society and so on. Continental philosophy, grown in the non-English language countries, had influences on the philosophy of education. This paper investigates and explains the emergence and development of continental philosophy in three contexts: socialistic, individualistic, and pluralistic fields. This research shows that continental philosophy starts with Hegel ideas and continues to most recent theories in contemporary philosophy, i.e., post structuralism and post modernism. Continental philosophers have different ideas and views on human and social matters and have considered many educational subjects. This paper investigates these philosopher’s view points on philosophical educational matters and problems.
    Keywords: Continental philosophy, 2, Social Philosophy, 3, Existence Philosophy, 4, New Philosophies, 5, Philosophy of education
  • Mohammad Ali Tivay Page 79
    It is believed that according to Plato's metaphysics, each one of corporeal world species has an individual in the immaterial world which is illuminated, immaterial, rational, independent and self- sufficient and which governs corporeal individuals and species. Plato's goal in representing this view was to justify permanence in the world and therefore possibility of certain knowledge of material objects. Plato's view has been assumed to be in contradiction to that of Aristotle and Ibn Sina and to be irrational and not logical. In this paper, first we will describe the general form of these two views. Then we will evaluate arguments for Ideas view and also arguments against it. Then we will show how Plato's metaphysics and that of Ibn Sina and Aristotle contradict each other. Then we will discuss whether Plato's metaphysics can prove the existence of a world beyond the corporeal world. Finally we will represent a theory which can help to find a consistency between philosophy and other sciences by an inter-course approach.
    Keywords: Plato's Ideas, 2, Aristotle metaphysics, , Ibn Sina, Causality, Knowledge, Corporeal world, Higher possible
  • Dr. Jahangir Masudi, Zahra Aleseyyedan Page 107
    In Islamic ethics, Muslim thinkers have been divided into two groups concerning the problem of goodness and badness, Ashaira and Mutazila. Can we have a new compound theory which gathers some elements from each of these two groups? We will show that it is possible. This is exactly what happened in ethical Islamic theories, especially Shii theories. Theories of Muhammad Taqi Mesbah and Abdulkarim Surush are two samples of these compound theories. Mesbah Yazdi agrees with Mutazila that the universal principles of ethics are rational, but nevertheless agrees with Ashara that in assigning and determining applications of these principles we need to return to Sharia. On the contrary, Surush agrees with Ashara that moral values are derived from Sharia and God's will and commands, nevertheless he agrees with Motazila that to prove these we should return to reason. The above mentioned theories defend a compound way in the important problem of the "relation between religion and ethics". They hold that ethics is neither completely dependent on religion and nor completely independent of it.
    Keywords: Goodness, badness, 2, Mutazila, 3, Ashara, Islamic ethics, Compound theories, 6, Mesbah Yazdi, Abdulkarim Surush
  • Dr. Ghasem Kakaie, Najmeh Bitaab Page 131
    The question whether soul is material or immaterial has been one of the most important questions for Muslim philosophers, since if the soul were not an immaterial subject, discussing of resurrection could not have a meaning. In this paper we will try to have a critical review of Ibn Sina's and Mulla Sadra's viewpoints on this subject. First we will describe their views then we will analyze them. We will show that Ibn Sina tried to prove the immateriality of rational faculty of the soul, but Mulla Sadra, evaluating Ibn Sina's arguments, declares that not only rational faculty is immaterial but also we can distinguish between three levels of immateriality: imaginal immateriality, rational immateriality and the complete immateriality.
    Keywords: Soul, 2, Immaterial, 3, Material, 4, Body, 5, Ibn Sina 6, Mulla Sadra
  • Dr. Zahra Mostafavi Page 147
    Theory of corporeal resurrection is one of the major issues of Islamic thought. Muslim philosophers have tried to prove it and explain how it occurs, based on their own philosophical ideas. Sadra's approach to this problem based on certain fundamental principles of transcendental wisdom has been accepted by later philosophers. We will discuss in this paper that Sadra's theory has both advantages and ambiguities. The main ambiguities refer to: principle of the theory, the relationship between purgational body and evolved earthly body, how the corporeal resurrection occurs for perfected souls.
    Keywords: Resurrection, Corporeal resurrection, Purgatorial body, Transcendental wisdom, Mulla Sadra
  • Dr.Zahra (Mitra)Poursina Page 155
    One of the most important questions in epistemology is whether we attain our knowledge only through our cognitive faculties or other aspects of our soul also affect it. In this paper we will review and analyze al-Ghazali's epistemological system. Then we will discuss different relations that exist between various aspects of the soul and how these relations determine our development in perfection. We will show that the effect of these relations on the cognitive aspect of our soul refers to the soul-body relations in its turn. According to the circular interactions of soul and body, in al-Ghazali's opinion, every bodily act has an influence on the soul which again creates an act in its turn. Since every act has its origin in the soul as a meaning, this meaning will be intensified when it is embodied in the form of an act and this entails in the improvement of the soul's consciousness. This process can be explained in al-Ghazali's moral-cognitive analyses concerning how virtues are derived by repeating and constant doing of suitable acts and how obedience of God can increase our knowledge.
    Keywords: Cognitive (epistemic) realm, 2, Non, cognitive (emotional, volitional) realms, 3, Soul, body relation, 4 al Ghazali
  • Mohammad Hosein Dehghani Mahmoudabadi Page 185
    In this paper we will discuss Mulla Sadra's rational description of happiness. Existence is a reality having analogicity and comprising different degrees for Mulla Sadra. He regards existence and perception of existence as goodness and happiness. So goodness and happiness are also realities having analogicity and comprising different degrees for him. Mulla Sadra insists that perception of existence and the union of the rational soul with the active reason make human happiness. Although his view is based on his own philosophical principles, we can find many similarities between his viewpoint and what is discussed on this subject in ethics and religious texts.
    Keywords: Happiness, Existence, Goodness, 4, Mulla Sadra