فهرست مطالب

  • سال هشتم شماره 5 (آذر و دی 1391)
  • تاریخ انتشار: 1391/11/12
  • تعداد عناوین: 20
|
  • نامه به سردبیر
  • عبدالرحمان چرکزی، هاشم حشمتی، درسا مقصودلو صفحه 723
    یکی از مشکلات اصلی سالمندان ناتوانی است. بخش زیادی از این ناتوانی ناشی از افرادی است که به سالمندان بر چسب ناتوان بودن می زنند. این عامل موجب می شود که سالمندان به این باور برسند که ناتوان هستند و همان طور که فکر می کنند، عمل می کنند (ناتوان، نیازمند به کمک دیگران، کم انرژی و...) (1). از طرفی حدود یک سوم سالمندان قادر به انجام فعالیت های روزمره نیستند (2).
    30 درصد سالمندان معتقدند که زندگی معنی خود را برای آن ها از دست داده است (3). بخشی از این عامل ناشی از القای دیگران و خودالقایی است. از این رو دیدگاه اطرافیان سالمند از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. از سوی دیگر اهمیت مساله سالمندان به حدی است که شعار سال 2012 سازمان جهانی بهداشت نیز به موضوع سالمندان اختصاص یافته است. بنابراین مطالعه حاضر با هدف تعیین دیدگاه دانشجویان نسبت به سالمندی طراحی و اجرا شد.
    این مطالعه از نوع کیفی است که در سال 1391 انجام شد. در این مطالعه، 16 نفر از دانشجویان کارشناسی بهداشت عمومی به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. اطلاعات از طریق بحث گروهی متمرکز جمع آوری شد. همچنین از بحث ها یادداشت برداری شد. از روش تحلیل محتوا جهت تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد.
    تحلیل یادداشت ها منجر به استخراج دو دسته ویژگی اصلی از دیدگاه دانشجویان نسبت به سالمندی شد؛ به طوری که سالمندان از دیدگاه دانشجویان دارای 10 ویژگی منفی و 5 ویژگی مثبت بودند. ویژگی های منفی شامل زودرنجی، بی حوصلگی، تنهایی، افسردگی، مظلوم بودن، فارغ از کار و فعالیت، نیازمند مراقبت، پرخاشگری، در معرض بیماری بودن و ناتوانی بود. ویژگی های مثبت سالمندان از دیدگاه دانشجویان عبارت از با ایمان بودن، مهربانی، پشتیبان بودن، با تجربه بودن و اقتدار بود.
    نتایج نشان داد که دیدگاه دانشجویان نسبت به سالمندان در سطح مطلوبی نیست و دانشجویان ویژگی های منفی زیادی را به سالمندان نسبت دادند. از این رو پیشنهاد می شود که اقدامات مقتضی به ویژه مداخلات آموزشی جهت اصلاح نگرش دانشجویان و سایر افراد جامعه صورت گیرد. از این طریق می توان میزان ناتوانی ناشی از القا به سالمندان را کاهش داد.
  • مقاله مروری
  • مهدیه نیکنام، لیلا آزادبخت صفحات 724-738
    مقدمه
    سرطان معده، چهارمین سرطان شایع دنیاست و رتبه دوم مرگ و میر ناشی از سرطان را به خود اختصاص داده است. اگر چه عفونت هلیکوباکتر پیلوری یک عامل بسیار مهم در ابتلا به سرطان معده است، اما تنها عامل خطرزای ایجاد بیماری به شمار نمی آید و نقش تغذیه به عنوان مهم ترین عامل محیطی در بروز، کنترل و پیش گیری از سرطان معده، بسیار مورد مطالعه قرار گرفته است. مطالعه حاضر با هدف، مروری بر مطالعات پیشین جهت بررسی ارتباط بین چندین عامل رژیمی و سرطان معده انجام شد.
    روش ها
    جستجو در PubMed با کلید واژه های Gastric cancer، Helicobacter pylori،Fruit and vegetables،Meat and processed meat، Salt and salted food، Green tea، Black tea و Coffee صورت گرفت. 36 مطالعه با طراحی های اکولوژیک، مقطعی، مورد- شاهدی، کوهرت (Cohort) و متاآنالیز انتخاب شدند و نتایج مطالعات انجام شده در این زمینه تا سال 2011 مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    خطر سرطان معده با مصرف بالای میوه ها و سبزیجات تازه و شاید چای سبز کاهش یابد، مصرف انواع گوشت های فرآوری شده، نمک و غذاهای نمک سود شده، با افزایش خطر سرطان معده همراه است و شواهد روشنی مبتنی بر چگونگی ارتباط بین انواع گوشت ها، ماهی، چای سیاه، قهوه و سرطان معده موجود نیست.
    نتیجه گیری
    تعدیل رژیم غذایی به سمت افزایش مصرف میوه ها و سبزیجات تازه و کاهش مصرف نمک، غذاهای نمک سود شده و گوشت های فرآوری شده می تواند یک استراتژی بسیار مهم در کنترل و پیش گیری از سرطان معده باشد.
    کلیدواژگان: سرطان معده، هلیکوباکتر پیلوری، میوه ها و سبزیجات، گوشت و گوشت های فرآوری شده، نمک و غذاهای نمک سود شده، چای سبز، چای سیاه، قهوه
  • نفیسه شکری مشهدی، لیلا آزادبخت صفحات 739-747
    مقدمه
    یکی از عوامل تاثیرگذار بر افزایش یا کاهش خطرات سرطان سینه، الگوهای غذایی مختلف متشکل از گروه های غذایی متفاوت است. بنابراین نقش رژیم غذایی در این میان، مورد توجه واقع شده است؛ به طوری که مطالعات گسترده ای تاثیر گروه های غذایی بر خطر سرطان سینه را مورد بررسی قرار داده اند. هدف از انجام مطالعه حاضر، مروری بر مطالعات جدید انجام شده در زمینه ارتباط مصرف گروه های غذایی مختلف با خطر سرطان سینه بود.
    مواد و روش ها
    برای دستیابی به مطالعات موجود در زمینه موضوع مورد بررسی، جستجو بین سال های 2009 تا 2011 جهت بررسی مقالات چاپ شده در سال های جدید، با عبارات کلیدی Dietary fats، Meat and prooced meat، Fruit and vegetable، Food group، Carbohydrate و Grains و ارتباط آن با سرطان سینه در بانک اطلاعاتی PubMed صورت گرفت. جستجوی این واژه ها فقط در عنوان و خلاصه مقاله محدود گشت و تنها در مطالعات انسانی استفاده شد که حدود 400 مقاله مشخص گردید و پس از حذف مقاله های بدون ارتباط با موضوع، در نهایت 31 مطالعه مرتبط که متن آن ها در دسترس بود، برای مرور در مطالعه حاضر مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    برخی مطالعات نشان داده اند که مصرف الگوی غذایی غنی از غذاهای گیاهی و استفاده کمتر از گوشت ها و مواد غذایی فراوری شده با کاهش خطر سرطان سینه مرتبط است؛ در حالی که مطالعات دیگر به چنین نتیجه ای دست نیافته بودند. همچنین تحقیقات، مصرف گروه سبزیجات و میوه ها خاصی را به عنوان عامل اثرگذارتری نسبت به کل گروه سبزیجات بر کاهش خطر سرطان سینه عنوان می کنند و ارتباط مصرف گوشت های فراوری شده با افزایش خطر سرطان سینه به صورت همسو در مطالعات نشان داده شده بود.
    نتیجه گیری
    از آن جایی که یافته های حاصل از مطالعات در زمینه تاثیر مصرف الگوی غذایی غنی از سبزیجات دارای عوامل آنتی اکسیدانی و کربوهیدرات های با شاخص گلایسمیک (Glycemic index یا GI) پایین بر کاهش خطر سرطان سینه همسو می باشد، به نظر می رسد که بیشتر مطالعات آینده در این خصوص باید ارتباط الگوهای غذایی مختلف را با توجه به عوامل هورمونی و ژنتیکی افراد مورد آزمون قرار دهند.
    کلیدواژگان: سبزیجات و میوه ها، گوشت، چربی غذایی، کربوهیدرات، لبنیات، سرطان سینه
  • مقاله پژوهشی اصیل
  • قاسم رجایی، مهدی حسن پور، محمد هادی مهدی نژاد صفحات 748-756
    مقدمه
    فلزات سنگین شامل دو دسته عناصر ضروری و غیر ضروری هستند که در بوم سم شناسی قابل توجه هستند. این عناصر پایداری بالایی دارند و توانایی ایجاد سمیت در موجودات زنده را دارند. هدف از این پژوهش پایش غلظت فلزات سنگین در آب و رسوب خلیج گرگان و مصب رودخانه گرگانرود می باشد. امید است که نتایج به دست آمده برای مقایسه مقادیر در مطالعه های آینده به عنوان مبنایی جهت تعیین روند تغییرات مدنظر قرار گیرد.
    روش ها
    مطالعه در زمستان 1389 انجام شد. نمونه برداری به تعداد 30 نمونه (15 نمونه آب و 15 نمونه رسوب) از 5 ایستگاه (4 ایستگاه در خلیج گرگان و 1 ایستگاه در مصب رودخانه گرگانرود) صورت گرفت. در نمونه های جمع آوری شده غلظت فلزات سنگین روی، سرب، کروم و کادمیوم اندازه گیری شد. برای اندازه گیری غلظت فلزات از دستگاه طیف سنجی جذب اتمی استفاده شد.
    یافته ها
    یافته های تحقیق تفاوت معنی داری را در غلظت فلزات سنگین موجود در آب و رسوب ایستگاه های مختلف نشان داد. بیشترین میزان غلظت فلزات سنگین در آب و رسوب مصب رودخانه گرگانرود و مصب رودخانه قره سو (ایستگاه های 1 و 2) به دست آمد. کمترین غلظت نیز در آب و رسوب ساحل گلوگاه و کانال خزینی (ایستگاه های 4 و 5) مشاهده شد. در بین فلزات مطالعه شده، فلز سرب بیشترین مقدار را در آب و فلز روی بیشترین مقدار را در رسوب داشت. همچنین مقایسه نتایج با مقدار حد مجاز آن ها در آب نشان داد که میزان کروم، کادمیوم و سرب در زمان انجام تحقیق بیشتر از حد مجاز Word health organization (WHO) است. نتایج غلظت فلزات در رسوب نیز نشان داد که غلظت فلزات پایین تر از مقدار آن دررسوب جهانی است.
    نتیجه گیری
    با توجه به گسترش روزافزون جمعیت و افزایش میزان آلودگی ها ممکن است تغییراتی در غلظت فلزات سنگین مشاهده شود. بنابراین اندازه گیری و پایش غلظت فلزات سنگین باید به طور مستمر صورت گیرد.
  • نوشین سادات اهن چی، احمدعلی اسلامی، غلامرضا شریفی راد صفحات 757-764
    مقدمه
    حمایت اجتماعی به عنوان یک عامل بسیار موثر برای کنار آمدن موفق و آسان با شرایط و موقعیت های تنش زا شناخته شده است. با توجه به اهمیت مراقبت های درمانی در منزل از بیماران دیابت نوع 2، عملکرد خانواده در کیفیت رفتارهای سازگاری بیماران با مشکلات و پیامدها نقش اساسی دارد. بنابراین هدف اصلی پژوهش، تعیین وضعیت حمایت خانواده و برخی عوامل مرتبط با آن بود.
    روش ها
    مطالعه حاضر از نوع مقطعی و شیوه نمونه گیری در این پژوهش به صورت تصادفی ساده و مستمر بود. به این ترتیب که پژوهشگر زمان مراجعه را در روزهای مختلف هفته به صورت تصادفی انتخاب کرده و در مرحله بعد در زمان حضور در مرکز، نمونه گیری به روش آسان انجام شد. نمونه شامل 113 بیمار مراجعه کننده به مرکز تحقیقات صدیقه طاهره بود. برای تکمیل پرسش نامه در روزهای از پیش تعیین شده (به صورت تصادفی)، یک مصاحبه فردی با هر کدام از بیماران مراجعه کننده به مرکز انجام شد. برای ارزیابی داده ها از روش های همبستگی Pearson و ANOVA با اندازه های تکراری استفاده شد.
    یافته ها
    تعداد 106 نفر (81 زن و 25 مرد) از مجموع 113 بیمار وارد تحلیل شدند. نتایج آزمون ANOVA، تفاوت معنی داری بین حمایت خانواده و سطح وضعیت اقتصادی نشان داد (001/0 > P، 24/3 = F). آزمون تحلیل واریانس با اندازه های تکراری، بین جنبه های حمایت خانواده درک شده از رفتارهای خودمراقبتی بیماران تفاوت معنی داری نشان داد (001/0 > P، 31/39 = F). نتایج تحلیل نشان داد که کمترین و بیشترین نمره گزارش شده از حمایت درک شده، به ترتیب مربوط به رفتار مصرف دارو و حمایت کلی بوده است.
    نتیجه گیری
    حمایت خانواده درک شده بیماران نسبت به رفتار مصرف دارو و تبعیت از رژیم غذایی ضعیف بوده است. به دلیل اهمیت این دو جنبه در برنامه درمانی بیماران، ضروری است که توانمندسازی خانواده در برنامه های آموزشی مرتبط مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: حمایت خانواده، خودمراقبتی، دیابت نوع
  • فرهاد فروهرمجد، معصومه احمدوند، فرشاد فروهرمجد صفحات 765-772
    مقدمه
    در قرن حاضر صدا از مهم ترین معضلات زیست محیطی جوامع صنعتی و حتی کشورهای در حال توسعه می باشد. بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، در کشورهای اتحادیه اروپا حدود 40 درصد از جمعیت در معرض مواجهه با صدای ترافیک جاده ای با تراز فشار صوت معادل بیش از 55 دسی بل در طول روز می باشند.
    روش ها
    این مطالعه از نوع تجربی است و از نرم افزار محاسباتی مطلب (MATLAB) استفاده شد که از قویترین نرم افزارهای پردازش و تولید سیگنال می باشد. ابتدا سیگنال در فرکانس های 50 تا 500 هرتز و 1000 تا 6000 هرتز تولید شد. سپس از طریق بلندگو در طول کانالی به ابعاد دهانه 20 × 20 و طول 5/1 متر پخش شد. این سیگنال ها به ترتیب و پس از انتقال به کانال با نرخ نمونه برداری 8000 هرتز و زمان 10 ثانیه نمونه برداری شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که دامنه صدای کم فرکانس در فرکانس 500 به مقدار 05/0 و در فرکانس 250 هرتز به 15/0 افزایش یافت. در فرکانس های 1000، 4000 و 6000 به ترتیب 02/0، 01/0 و 004/0 کاهش دامنه مشاهده شد. با نگاه اول به نمودارها می توان تشخیص داد که با افزایش فرکانس، دامنه کاهش می یابد. این در حالی است که دامنه فرکانسی صدای کم (Low frequency noise و یا LFN) افزایش می یابد.
    نتیجه گیری
    با نگاه کلی به نمودارها یا اطلاعات به دست آمده می توان استنباط نمود که بالا بودن قدرت صدای کم فرکانس در سیستم تهویه و توزیع آن از طریق کانال مسبب عوارض مشخص و جبران ناپذیر است. به هر حال می توان به صراحت موضوع تقویت صدای فرکانس پایین در کانال و سیستم تهویه را تایید نمود. فرکانس های پایین صدا در کانال توزیع می شوند و البته با افزایش طول کانال به حداکثر دامنه خود خواهند رسید.
    کلیدواژگان: آلودگی صوتی، فرکانس پایین، سیگنال صدا، محیط زیست
  • حسین شهنازی، مطهره تبر اصفهانی، سمیرا آذربین، اکبر حسن زاده، عبدالرحمان چرکزی، میترا مودی صفحات 773-781
    مقدمه
    کم خونی فقر آهن شایع ترین علت آنمی است که حدود 30 درصد جعیت جهان درگیر آن هستند. دختران نوجوان بالاترین میزان شیوع را دارند و چون عوارض آن بر بازده کار، نیروی تولید و در نهایت بر روند توسعه موثر است، پیش گیری از آن حایز اهمیت است. بنابراین این مطالعه با هدف تعیین تاثیر به کارگیری الگوی پرسید (Precede) به عنوان یک چارچوب نظری برای کنترل کم خونی فقر آهن در میان دانش آموزان دختر مقطع راهنمایی انجام شد.
    روش ها
    پژوهش نیمه تجربی حاضر بر روی 130 نفر از دانش آموزان (65 نفر مورد و 65 نفر شاهد) که به طور تصادفی انتخاب شده بودند در سال 89-1388 انجام شد. مداخله در سه جلسه 60 دقیقه ای برگزار گردید و بلافاصله و سه ماه بعد از مداخله آموزشی توزیع و تکمیل پرسش نامه ها صورت گرفت. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسش نامه ای محقق ساخته بر اساس اجزای مدل پرسید بود. به منظور دستیابی به نتایج از نرم افزارSPSS نسخه 18 و آزمون های آماری Independent t، Paired t، ANOVA with repeated measures و 2c استفاده گردید.
    یافته ها
    پس از مداخله آموزشی در گروه مورد نسبت به گروه شاهد میانگین نمره آگاهی، میانگین نمره نگرش، تشکیل کلاس های آموزشی، شرکت در کلاس های آموزشی و استفاده از منابع آموزشی (عوامل قادر کننده)، تشویق خانواده و معلمان (عوامل تقویت کننده) و رفتارهای پیش گیری کننده از کم خونی فقر آهن افزایش معنی داری یافتند (001/0 > P).
    نتیجه گیری
    مطالعه حاضر نشان دهنده تاثیر مثبت مداخله آموزشی بر اساس الگوی پرسید و اجزای اصلی آن (عوامل مستعد کننده، عوامل قادر کننده و عوامل تقویت کننده) در افزایش رفتارهای پیشگیری کننده از کم خونی فقر آهن در جامعه مورد مطالعه بود.
    کلیدواژگان: مدل پرسید، کم خونی فقر آهن، دانش آموز
  • علی شهریاری، مهناز نیک آئین، مهدی حاجیان، مرضیه وحید دستجردی، اکبر حسن زاده، حسین صفاری، زهرا موسویان، نسرین واحدی، عفت شبانیان صفحات 782-790
    مقدمه
    کیفیت شیمیایی آب مورد استفاده در تهیه مایع دیالیز برای درمان بیماران همودیالیزی فاکتور بسیار مهمی است. از این رو آب مورد استفاده در تهیه مایع دیالیز را باید قبل از استفاده با روش های اختصاصی تصفیه نمود. هدف این مطالعه تعیین کارایی سیستم های اسمز معکوس در بهبود کیفیت آب مورد استفاده در تهیه مایع دیالیز است.
    روش ها
    در این مطالعه توصیفی 40 نمونه آب از ورودی و خروجی از اسمز معکوس 5 بیمارستان شهر اصفهان در طی ماه های فروردین تا مرداد سال 1390 جمع آوری شد. سپس از نظر پارامترهای فیزیکوشیمیایی کلر باقی مانده، کلرامین، pH، سختی، آلومینیم، فلوئور، مس، منگنز، کادمیوم، کروم، سرب و نیکل با استفاده از روش های استاندارد آزمایش آب بررسی گردید.
    یافته ها
    سیستم اسمز معکوس به طور معنی داری میزان کلر باقی مانده، کلرامین، سختی، سدیم، پتاسیم، فلوراید، نیترات، سولفات و منگنز آب خروجی از اسمز معکوس را کاهش داد، ولی تاثیر معنی داری بر کاهش میزان مس، روی، کادمیوم، کروم، سرب و آلومینیم نداشت. همچنین میزان نیترات، سختی، سرب، کادمیوم، کروم و آلومینیم در آب خروجی از اسمز معکوس از استاندارد آب همودیالیز بالاتر بود.
    نتیجه گیری
    سیستم اسمز معکوس می تواند کیفیت آب مورد استفاده برای همودیالیز را بهبود دهد، اما نمی تواند سطح برخی از آلاینده ها را تا مقادیر توصیه شده برای مایع همودیالیز کاهش دهد. از این رو استفاده از این آب می تواند برای استفاده همودیالیز ایمن نباشد. بنابراین استفاده از روش های ترکیبی برای کنترل آلاینده های شیمیایی و اطمینان از همودیالیز با کیفیت خوب ضروری است.
    کلیدواژگان: آلودگی آب، غشا، مایع دیالیز، همودیالیز
  • عابدین ثقفی پور، زهرا موسوی میاندشتی، سیامک محبی، طاهره رحیمی، مهدی نوروزی صفحات 791-798
    مقدمه
    تالاسمی شایع ترین بیماری ژنتیک در انسان است و به عنوان یک مشکل بهداشتی در سراسر جهان رو به گسترش است. به علت اهمیت این بیماری در کشور ما برنامه های پیش گیری از تالاسمی دارای اهمیت قابل توجهی می باشد. این مطالعه با هدف، بررسی نیازهای آموزشی داوطلبین ازدواج شهر قم نسبت به تالاسمی و عوامل مرتبط با آن انجام شد.
    روش ها
    مطالعه مقطعی حاضر بر روی 420 داوطلب ازدواج مراجعه کننده به مرکز مشاوره امیرالمومنین قم صورت پذیرفت. روش نمونه گیری از نوع مبتنی بر هدف و در دسترس بود. جمع آوری اطلاعات از طریق پرسش نامه ای مشتمل بر 36 سوال صورت پذیرفت. داده ها پس از جمع آوری با نرم افزار SPSS نسخه 16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در این مطالعه سطح معنی داری 05/0 > P در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    میانگین سن ازدواج در آقایان 35/25 و در خانم ها 81/20 بود. رادیو و تلویزیون به عنوان مهم ترین منبع کسب اطلاعات پیرامون تالاسمی ذکر شد. در مجموع، 7/20 درصد آگاهی خوب، 9/42 درصد آگاهی متوسط و 4/36 درصد آگاهی ضعیفی درباره تالاسمی داشتند. همچنین از نظر سطح نگرش، 15 درصد نگرش خوب، 61 درصد نگرش متوسط و 24 درصد نگرش ضعیف نسبت به پیش گیری و ضرورت مشاوره ازدواج داشتند. تفاوت آماری معنی داری از نظر آگاهی و نگرش در مردان و زنان مورد مطالعه مشاهده نشد (05/0 < P).
    نتیجه گیری
    با توجه به این که آگاهی و نگرش داوطلبین ازدواج در مورد تالاسمی، از میزان مناسبی برخوردار نبود، طراحی مداخلات آموزشی چند جانبه در این زمینه ضروری می نماید.
    کلیدواژگان: تالاسمی، نیازهای آموزشی، داوطلبین ازدواج، قم
  • جهانشاه محمدزاده، افرا خسروی، مهناز اکبری صفحات 799-805
    مقدمه
    دانشجویان به ویژه آن هایی که در اواخر دوران نوجوانی و اوایل دوره جوانی هستند و تازه وارد دانشگاه شده اند، به دلیل ماهیت انتقالی زندگیشان در معرض فشار و استرس بوده و عوامل استرس زای بی شماری را تجربه می کنند که سلامت روانی آن ها را در معرض تهدید قرار می دهد. به همین منظور تحقیق حاضر با هدف، بررسی وضعیت سلامت روانی و عوامل موثر بر آن در میان دانشجویان دانشگاه ایلام انجام گرفت.
    روش ها
    شرکت کنندگان این مطالعه، دانشجویان کاردانی، کارشناسی و کارشناسی ارشد ورودی سال 1389 دانشگاه ایلام بودند که تعداد آن ها 661 نفر بود و 288 نفر از آن ها را پسر و 373 را دختر تشکیل می دادند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسش نامه سلامت روان بود که توسط کارشناسان دفتر مرکزی مشاوره وزارت علوم طراحی شده است. متغیرهای دموگرافیک موثر بر سلامت روان نیز در این پرسش نامه گنجانده شده است. در این پژوهش نقطه برش 100 جهت شناسایی افرادی که نیازمند اقدامات روان شناختی و روان درمانی بودند، تعیین شد. آزمون های آماری Friedman، ضرایب همبستگی رگرسیون، ANOVA و آزمون t جهت آمار تحلیلی و نرم افزار SPSS نسخه 16 جهت تجزیه و تحلیل نهایی داده ها مورد استفاده قرار گرفت.
    یافته ها
    17 درصد از دانشجویان ورودی سال 1389 در معرض خطر بودند. نتایج حاکی از رابطه معنی دار بین رشته تحصیلی و علاقه به رشته تحصیلی با سلامت روان بود. همچنین بیشترین و کمترین میانگین های رتبه ای به ترتیب اضطراب اجتماعی و اضطراب بودند. نتیجه ضرایب رگرسیون نشان داد که همه عوامل (افسردگی، اضطراب، وسواس، اضطراب اجتماعی و اختلال خواب) رابطه معنی داری با نمره کل آسیب شناسی دانشجویان دارند (01/0 > P). یافته ها نشان داد که تمایل به خودکشی با نمره کل آسیب شناسی فرد رابطه معنی دار دارد. تمایل به خودکشی رابطه منفی معنی داری با حمایت اجتماعی دارد. گرایش به خودکشی نیز با خودکارامدی و کمال طلبی رابطه دارد. حمایت اجتماعی با خودکارامدی رابطه معنی دار دارد. همچنین، خودکارامدی رابطه معنی داری با کمال طلبی دارد. همه همبستگی ها در سطح 01/0 و 05/0 معنی دار بودند.
    نتیجه گیری
    لزوم توجه به مشکلات در حال افزایش سلامت روان در بین دانشجویان و توجه جدی به آن ها باید به صورت جدی مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: سلامت روان، ایلام، دانشجویان، جمعیت شناختی
  • حشمت الله حیدری، عزیز کامران، آسیه پیرزاده صفحات 806-813
    مقدمه
    خطاهای دارویی از شایع ترین خطاهای پزشکی بوده و یکی از چالش های مهم تهدید کننده نظام سلامت محسوب می شود. این مطالعه با هدف، موانع درک شده گزارش خطاهای دارویی و رفتار پرستاران در مورد خطاهای دارویی در بیمارستان های آموزشی لرستان در سال 1390 انجام شد.
    روش ها
    تعداد 403 پرستار به روش نمونه گیری آسان از بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی لرستان در شهر خرم آباد انتخاب و پرسش نامه استاندارد اصلاح شده Gladstone در ایستگاه پرستاری توزیع و در انتهای شیفت جمع آوری گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 16 و آزمون های آماری 2c، Independent t و ANOVA مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    73 درصد (294 نفر) پرستاران از این که چه مواردی به عنوان خطای دارویی محسوب می شود، مطمئن نبودند. 6/81 درصد (329 نفر) پرستاران گزارش دادند که ترس از واکنش مدیر پرستاری مانع اصلی گزارش دهی می باشد و 2/38 درصد (154 نفر) پرستاران خطای دارویی مرتکب شده را از ترس از دست دادن شغل گزارش نکرده بودند. در رتبه بندی علل خطای دارویی، پرستاران بیشترین اهمیت را به ناخوانا بودن دستور پزشک و کمترین رتبه را به آسیب دیدگی برچسب دارویی دادند. بین رتبه بندی علل خطا از دیدگاه پرستاران و متغیرهای جنس و سابقه کاری، ارتباط معنی داری مشاهده شد (05/0 = P).
    نتیجه گیری
    برگزاری دوره های آموزشی جهت افزایش توان علمی و انگیزش پرستاران برای توجه به اصل سوددهی به بیمار و ایجاد سیستم مناسب گزارش دهی خطای دارویی که در آن پرستار فارغ از دغدغه های فکری و شغلی باشد، ضروری است.
    کلیدواژگان: خطای دارویی، رفتار، بیمارستان، پرستاری، موانع درک شده
  • محمد سورانی، محمدحسین تقدیسی، داوود شجاعی زاده، لیلا نوین، مهدی نوروزی، سمیرا فلاحی صفحات 814-823
    مقدمه
    بیماری دیابت درمان قطعی ندارد. مهم ترین استراتژی درمانی به کار گرفته شده برای کنترل آن، تبعیت از رفتارهای خودمراقبتی شامل رعایت رژیم غذایی ویژه، انجام فعالیت بدنی، پایش قند خون، مصرف روزانه داروهای تجویز شده و مراقبت از پا می باشد. هدف از مطالعه حاضر، شناسایی تفکیکی میزان تبعیت از ابعاد مختلف رفتارهای خودمراقبتی و ارزیابی قدرت پیش بینی کنندگی هر یک از این ابعاد بر کنترل قند خون در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 تحت پوشش کلینیک دیابت دانشگاه علوم پزشکی قم بود.
    روش ها
    مطالعه توصیفی- تحلیلی حاضر به صورت یک مطالعه مقطعی بر روی 275 نفر از بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند و شرایط ورود به مطالعه را داشتند، انجام شد. برای جمع آوری داده ها از «مقیاس خلاصه فعالیت های خودمراقبتی»، پرسش نامه ارزیابی سلامت شناختی، پرسش نامه ارزیابی افسردگی Beck و نیز آزمون (HbA1c) Glycosylated Hemoglobin استفاده گردید. آزمون های آماری ضریب همبستگی دو متغیره و رگرسیون خطی چند متغیره برای تحلیل داده ها و نرم افزار SPSS نسخه 17 برای تجزیه نهایی آن ها مورد استفاده قرار گرفت.
    یافته ها
    مدل نهایی رگرسیون شامل متغیرهای پیش بین سطح تحصیلات، رفتارهای بعد مصرف دارو، تغذیه، فعالیت بدنی و پایش قند خون بوده و مدل پیشنهادی توانست 66 درصد واریانس متغیر HbA1c را به عنوان شاخص کنترل قند خون پوشش دهد (001/0 > P).
    نتیجه گیری
    در این مطاله ابعاد مختلف رفتارهای خودمراقبتی بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 تاثیر متفاوتی بر کنترل قند خون داشته و در بین آن ها رفتارهای خودمراقبتی بعد مصرف دارو و تغذیه بیشترین تاثیر را بر آن داشتند.
    کلیدواژگان: دیابت نوع 2، تبعیت، رفتارهای خودمراقبتی، کنترل قند خون
  • بابک معینی، محسن جلیلیان، سید محمد مهدی هزاوه ای، عباس مقیم بیگی صفحات 824-833
    مقدمه
    فعالیت بدنی منظم خطر مرگ و میر در افراد مبتلا به دیابت را کاهش می دهد و از بروز عوامل ایجاد کننده بیماری های قلبی و عروقی جلوگیری می نماید. طراحی برنامه های تغییر رفتار در این افراد به منظور افزایش مهارت های رفتاری و ارتقای رفتارهای خودمراقبتی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار می باشد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف، بررسی تاثیر 8 هفته مداخله آموزشی طراحی شده بر اساس ترنس تئورتیکل مدل (Trans-theoretical model یا TTM) در ارتقای فعالیت بدنی بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 شهر همدان انجام گرفت.
    روش ها
    در یک مطالعه مداخله ای، 50 بیمار مبتلا به دیابت نوع 2 با میانگین سنی 64/6 ± 07/50 سال که از فعالیت بدنی منظم برخوردار نبودند و در مراحل پیش عملیاتی مدل مراحل تغییر قرار داشتند، شرکت کردند و به روش تصادفی به دو گروه مداخله (2 نفر) و شاهد (25 نفر) تقسیم شدند و پرسش نامه سنجش سازه های TTM را تکمیل نمودند. سپس برنامه آموزشی 8 هفته ای انجام فعالیت بدنی منظم برای گروه مداخله اجرا گردید؛ در حالی که گروه شاهد فقط آموزش های روزانه مرکز تحقیقات دیابت را دریافت می نمودند. بعد از یک ماه پیگیری، بیماران دوباره پرسش نامه های مربوط به پژوهش را تکمیل کردند. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج مطالعه نشان داد که بین گروه مداخله و شاهد قبل از انجام مداخله آموزشی هیچ گونه اختلاف معنی داری در انجام فعالیت بدنی منظم و سازه های TTM وجود نداشت. بعد از مداخله آموزشی، مراحل تغییر انجام فعالیت بدنی در گروه مداخله به طور معنی داری در مقایسه با گروه شاهد افزایش یافت (05/0 > P). همچنین نتایج نشان دهنده افزایش معنی دار در میانگین سازه های فرایندهای شناختی، فرایندهای رفتاری، تغییر و خودکارامدی درگروه مداخله در مقایسه با گروه شاهد بعد از انجام مداخله آموزشی بود (05/0 > P)، اما افزایش میانگین سازه توازن و تعادل در تصمیم گیری در گروه مداخله نسبت به گروه شاهد معنی دار نبود (05/0 < P). تفاوت معنی داری بین گروه مداخله و شاهد در به کارگیری سطوح فرایندهای تغییر شناختی و رفتاری بعد از مداخله آموزشی مشاهده گردید (05/0 > P)، اما این تفاوت در سطح خودارزیابی مجدد معنی دار نبود (05/0 < P).
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش نشان داد که آموزش بیماران مبتلا به دیابت در زمینه انجام فعالیت بدنی بر اساس TTM در پیشرفت مرحله تغییر و اتخاذ رفتار فعالیت بدنی منظم بیماران موثر است. بنابراین طراحی و اجرای برنامه های آموزشی برای ارتقای فعالیت های بدنی بر اساس تئوری های تغییر رفتار به منظور بهبود کنترل و مدیریت دیابت نوع 2 توصیه می شود.
    کلیدواژگان: فعالیت بدنی، دیابت نوع 2، ترنس تئورتیکال مدل
  • سبک زندگی مرتبط با اینترنت در دانشجویان کاربر اینترنت دانشگاه های شهر گرگان
    مرضیه سلیمانی نژاد، محسن شمس، عبدالرحمان چرکزی، فاطمه رحیمی، احمد فیاضبخش، فاطمه گودرزی صفحات 834-843
    مقدمه
    اینترنت در سالیان اخیر گسترش چشمگیری در ایران داشته است. دانشجویان از کاربران اصلی اینترنت محسوب می شوند. در این شرایط این پرسش به وجود می آید که اینترنت چه تاثیری بر سبک زندگی این گروه از کاربران دارد و باعث کدام تغییرات رفتاری در این حیطه می شود. این مطالعه با هدف بررسی سبک زندگی و ارتباط آن با استفاده از اینترنت در دانشجویان کاربر آن انجام شد.
    روش ها
    این مطالعه در سال 1388 به صورت مقطعی در بین 600 دانشجوی دانشگاه های شهر گرگان انجام شد. نمونه ها با روش نمونه گیری مرحله ای چند طبقه ای انتخاب شدند. اطلاعات به وسیله پرسش نامه ای جمع آوری گردید که با تعیین پایایی و روایی تنظیم شده بود. توصیف داده ها با نرم افزار آماری 5/11SPPS انجام شد.
    یافته ها
    اکثریت شرکت کنندگان رفتار تغذیه ای مناسبی داشتند. بیش از 50 درصد اعلام کردند که اینترنت تغییری در وضعیت تغذیه آن ها نمی دهد. 4/44 درصد بیان کردند که در یک ماه گذشته اصلا ورزش نکردند. 4/68 درصد گفتند که اینترنت تغییری در وضعیت فعالیت بدنی آن ها ندارد. 9/18 درصد احساس خستگی و 8/32 درصد احساس آرامش و رضایتمندی بعد از کار با اینترنت را گزارش نمودند. تقریبا 90 درصد افراد به این سوال که اینترنت چه تاثیری بر وضعیت مصرف سیگار، مواد مخدر و رابطه جنسی غیر ایمن در آن ها داشته است، پاسخ ندادند.
    نتیجه گیری
    به نظر نمی رسد اینترنت بر سبک زندگی دانشجویان مورد بررسی موثر بوده باشد. با توجه به افزایش روزافزون استفاده از اینترنت در این گروه از کاربران ایرانی، نیاز به مطالعه های بیشتر در زمینه تاثیر اینترنت بر سبک زندگی احساس می شود.
    کلیدواژگان: اینترنت، سبک زندگی، دانشجویان
  • لیلی ربیعی، احمد علی اسلامی، رضا مسعودی، آرش سلحشوری صفحات 844-856
    مقدمه
    از ویژگی های دوره نوجوانی می توان به شکل گیری و رشد عاطفی، اجتماعی و شناختی اشاره کرد. در این دوره، نوجوان در وضعیتی بین دو مرحله کودکی و بزرگسالی و زیر فشار و انتظارات این وضعیت پیچیده و مبهم قرار می گیرد. حالت هیجانی در دوره بلوغ غنی تر می گردد و گاهی به صورت حساسیت و هیجان شدید در می آید؛ به طوری که زودرنجی، افسردگی، اضطراب و پرخاشگری در بیشتر نوجوانان به چشم می خورد. جرات ورزی یک شیوه مداخله ساخت یافته است که از آن برای بهبود اثربخشی روابط اجتماعی استفاده می شود. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر برنامه جرات ورزی بر استرس، اضطراب و افسردگی دانش آموزان دبیرستانی انجام شد.
    روش ها
    این مطالعه یک مطالعه مداخله ای نیمه تجربی است که در سال تحصیلی 90-1389 در دبیرستان های شهر اصفهان صورت گرفت. در این پژوهش 126 دانش آموز پایه دوم متوسطه در دو گروه آزمون (63 نفر) و گروه شاهد (63 نفر) انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسش نامه اطلاعات دموگرافیک، پرسش نامه های جرات ورزی Gambrill و Richey و 21DASS بود. برنامه جرات ورزی طی 7 جلسه به گروه آزمون آموزش داده شد و پس از 8 هفته در دو گروه پس آزمون گرفته شد. سپس تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده ازآزمون های آماری Independent t، آزمون آنالیز واریانس با تکرار مشاهدات، 2c و Mann-Whitney صورت گرفت.
    یافته ها
    با توجه به یافته های به دست آمده، آزمون آماری 2c و Mann-Whitney اختلاف معنی داری را از نظر متغیرهای دموگرافیکی بین دو گروه آزمون و شاهد نشان نداد. آزمون آنالیز واریانس با تکرار مشاهدات نشان داد که بین میانگین نمره جرات ورزی قبل، بلافاصله و 3 ماه پس از مداخله در گروه شاهد اختلاف معنی داری وجود نداشت. همین آزمون میانگین نمره جرات ورزی در گروه مورد را در زمان های مختلف دارای اختلاف معنی دار نشان داد (002/0 P =). همچنین آزمون Independent t نشان داد که میانگین نمره اضطراب و استرس در زمینه جرات ورزی دانش آموزان در دو گروه قبل از مداخله اختلاف معنی داری نداشتند، اما بلافاصله و 2 ماه بعد از آموزش میانگین نمره اضطراب در گروه مورد به طور معنی داری بیشتر از گروه شاهد بود. در مورد نمره افسردگی در زمینه جرات ورزی در دانش آموزان، آزمون Independent t قبل از آموزش در دو گروه اختلاف معنی داری را نشان نداد. بعد از آموزش با وجود کاهش نمره افسردگی در گروه مورد، این اختلاف معنی دار نبود (09/0 P =).
    نتیجه گیری
    نتایج حاصل نشان داد که اجرای برنامه های جرات آموزی در دانش آموزان سنین دبیرستانی منجر به کاهش میزان اضطراب، استرس و افسردگی آنان می شود. با توجه به این که سنین دبیرستان یکی از حساس ترین سنین دوران زندگی هر فردی است و با توجه به ماهیت این گونه برنامه ها که در عین ارزان و ایمن بودن، کارا و اثربخش نیز می باشند، اجرای آن را در جهت کنترل استرس، اضطراب و افسردگی نوجوانان دبیرستانی توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: برنامه جرات ورزی، استرس، اضطراب، افسردگی، دانش آموزان دبیرستانی
  • محمدحسین کاوه، فاطمه دارابی، حمیدرضا طباطبایی، مهین نظری، غلامرضا شریفی راد صفحات 857-865
    مقدمه
    امروزه آموزش جامع شهروندی یک ضرورت و از طرف دیگر به عنوان راهبردی مهم برای صیانت جوانان در مقابل آسیب های روانی- اجتماعی و توانمندسازی آنان برای بر عهده گرفتن مسوولیت ها و ایفای نقش های فردی و اجتماعی مورد توجه جدی صاحب نظران و برنامه ریزان توسعه قرار دارد. هدف از این مطالعه، سنجش میزان دانش و نگرش دانش آموزان در خصوص مهارت ها و ویژگی های شهروندی با استفاده از نظریه عمل منطقی بود.
    روش ها
    در مطالعه توصیفی- تحلیلی حاضر از بین دبیرستان های دخترانه ناحیه سه که حداقل سه رشته تحصیلی (علوم ریاضی، علوم تجربی و علوم انسانی) در آن دایر بود (تعداد 12 مدرسه) سه مدرسه به طور تصادفی انتخاب شد که یکی از آن ها به عنوان مدرسه آزمایش و دو مدرسه دیگر به عنوان گروه شاهد مورد استفاده قرار گرفت. در هر کدام از دبیرستان ها یک کلاس از هر رشته برای شرکت در مطالعه انتخاب شد. در مجموع 228 دانش آموز شامل 91 نفر در گروه آموزشی و 137 نفر در گروه شاهد نمونه مطالعه را تشکیل داده اند. ابزار پژوهش یک پرسش نامه خودایفا، مشتمل بر 62 سوال بود. روایی محتوایی پس از تهیه جدول مشخصات و فرم نظرخواهی، با استفاده از نظرات 7 نفر از متخصصان در رشته های آموزش بهداشت، جامعه شناسی و علوم اجتماعی، بررسی و پس از ویرایش مورد تایید آنان قرار گرفت. پایایی ابزار نیز از طریق اجرای مطالعه راهنما (پایلوت) و با استفاده از شیوه بازآزمایی اندازه گیری شد. ضرایب همبستگی سازه های مطالعه شامل: دانش (82/0 = r)، نگرش (97/0 = r)، هنجار انتزاعی (94/0 = r) و قصد رفتاری (97/0 = r) مورد تایید بود.
    یافته ها
    سطح دانش (98/1 ± 84/7) و نگرش (44/7 ± 38/75) دانش آموزان به نسبت پایین و هنجار انتزاعی (33/4 ± 24/23) و قصد رفتاری (03/3 ± 07/18) به نسبت مطلوب، ولی کمتر از سطح ایده آل بود. تحلیل روابط بین متغیرهای مطالعه نشان داد که نگرش و دانش (139/0 = r، 037/0 = P)، نگرش و قصد رفتاری (199/0 = r، 0003/0 = P)، هنجار انتزاعی و قصد رفتاری (143/0 = r،031/0 = P) و هنجار انتزاعی و نگرش (174/0 = r، 008/0 008/0 = P) همبستگی قابل توجهی با یکدیگر داشتند. در مقابل بین متغیرهای جمعیت شناختی و سازه های اصلی مطالعه (دانش، نگرش، هنجار انتزاعی و قصد رفتاری) رابطه آماری معنی داری مشاهده نگردید.
    نتیجه گیری
    پایین بودن نمرات نگرش، ضرورت برنامه ریزی آموزشی را با در نظر گرفتن ویژگی ها و شرایط مخاطبان تبیین می کند. مطلوب بودن نسبی سطح قصد رفتاری و هنجار انتزاعی در این مطالعه پیش آگهی مطلوبی را برای اثربخشی مداخلات آموزشی مطرح می نماید. در نهایت طراحی و اجرای مداخلات آموزشی مبتنی بر نظریه عمل استدلالی برای آموزش شهروندی در مدارس پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: شهروندی، مدرسه، نظریه عمل منطقی
  • حبیب الله دهقان، سید باقر مرتضوی، محمد جواد جعفری، محمدرضا مراثی صفحات 866-875
    مقدمه
    در شرایط جوی گرم محیط کار، اضافه وزن و چاقی به عنوان یک عامل خطر در بروز تنش قلبی کارگران مطرح است. هدف از این مطالعه، مقایسه تنش قلبی در دو گروه با وزن نرمال و اضافه وزن در شرایط گرم و مرطوب جنوب ایران بود.
    روش ها
    مطالعه مقطعی حاضر بر روی 71 نفر از کارگران ساختمانی، نصب تجهیزات فنی، جوشکار و ناظر در منطقه پارس جنوبی ایران در تابستان سال 1389 انجام گرفت. ضربان قلب در دوره استراحت (Resting heart rate یا RHR) برابر با 9/1 ± 6/22 و در زمان انجام کار برابر با 0/2 ± 3/33 شاخص دمای تر گویسان (Wet bulb globe temperature یا WBGT) اندازه گیری شد. شدت تنش قلبی بر حسب ضربان قلب کار (Working heart rate یا WHR)، هزینه نسبی قلبی (Relative cardiac cost یا RCC)، هزینه خالص قلبی (Net cardiac cost یا NCC) و نرخ کاهش ضربان قلب در 35 نفر با وزن نرمال (شاخص توده بدنی کمتر از 25) و36 نفر با اضافه وزن و چاق (شاخص توده بدنی بیشتر از 25) با کاربرد آمار توصیفی و آزمون t مورد تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین شاخص توده بدنی (Body mass index یا BMI)، 4 ± 25 کیلوگرم بر مترمربع بود. BMI در 42 درصد کارگران بالاتر از 25 بود. میانگین RHR در افراد دارای وزن نرمال و اضافه وزن به ترتیب 9/11 ± 70 و 6/9± 75 و میانگین WHR در دو گروه به ترتیب 3/20 ± 101 و 9/ 18± 112 به دست آمد (026/0 = P). درصد تجاوز پارامترهای NCC، RCC و WHR و شاخص برهه از حدود قابل قبول در گروه اضافه وزن نسبت به گروه وزن نرمال به طور قابل توجهی بالاتر بود.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج مطالعه، شدت تنش قلبی در کارگران دارای اضافه وزن در مقایسه با کارگران دارای وزن نرمال بالاتر بود. بنابراین برای کاهش تنش قلبی، از انتخاب افراد دارای اضافه وزن برای این مشاغل اجتناب شود و همچنین با انجام مداخله های ضروری برای کاهش وزن از قبیل آموزش های تغذیه ای و تشویق برای انجام منظم فعالیت بدنی، شدت تنش قلبی را کاهش داد.
    کلیدواژگان: نمایه توده بدن، تنش قلبی، تنش حرارتی، اب و هوای گرم
  • لیلا آزاد بخت، فاطمه شیرانی، احمد اسماعیل زاده صفحات 876-886
    مقدمه
    از آن جایی که اصلاح دریافت های غذایی در گروه ها و جمعیت های مختلف به خصوص در دختران جوان اهمیت ویژه ای دارد، این مطالعه با هدف تعیین دریافت مواد مغذی، گروه های غذایی و نیز عادات غذایی در دانشجویان دختر دانشگاه علوم پزشکی اصفهان صورت گرفت.
    روش ها
    مطالعه توصیفی- مقطعی حاضر بر روی 289 دانشجوی دختر سالم دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام شد. برای انتخاب دانشجویان از نمونه گیری سیستماتیک خوشه ایتصادفی استفاده گردید. جهت برآورد دریافت های غذایی معمول از پرسش نامه اعتبارسنجی شده نیمه کمی بسامد خوراک استفاده شد. بررسی عادات غذایی با استفاده از پرسش نامه ارزیابی عادات غذایی انجام پذیرفت.
    یافته ها
    میانگین سن شرکت کنندگان 7 ± 21 سال و میانگین نمایه توده بدن (Body mass index یا BMI) 1/5 ± 9/25 کیلوگرم بر مترمربع بود. میانگین مصرف لبنیات کم چرب و پرچرب به ترتیب 11/0 ± 3/1 و 16/0 ± 3/1 سروینگ بود. دریافت روزانه غلات کامل تنها 2/0 ± 0/1 سروینگ بود؛ در حالی که غلات تصفیه شده 2/1 ± 0/6 سروینگ در روز مصرف می شد. مصرف میوه ها و سبزیجات 4/0 ± 2/2 و 0/1 ± 2/3 سروینگ در روز بود. فولات، آهن، کلسیم و فیبر غذایی کمتر از میزان مجاز توصیه شده روزانه (Recommended dietary allowance یا RDA) دریافت می شد. (به ترتیب 56، 90، 76، 70 درصد RDA). 45 درصد جمعیت مورد مطالعه 2 بار در هفته فست فود می خوردند. 35 درصد افراد بیشتر مواقع برای پخت غذا از روغن های سرخ کردنی استفاده می کردند و 52 درصد نیز وعده صبحانه را حذف کرده بودند.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد، عادات غذایی جمعیت مورد مطالعه نیاز به اصلاح دارد. توجه بیشتر به دریافت ریز مغذی ها از جمله فولات، آهن و دریافت بیشتر محصولات لبنی و فیبر غذایی در این گروه اهمیت ویژه ای دارد.
    کلیدواژگان: دریافت های غذایی، دانشجویان دختر
  • محمد صالحی مرزیجرانی، ایرج کاظمی، اکبر حسن زاده صفحات 887-895
    مقدمه
    رابطه نوبت کاری و بیماری های مزمن مانند بیماری های قلبی- عروقی و مکانیزم های مرتبط در مطالعات متعددی مورد بررسی قرار گرفته است. هدف این مطالعه، بررسی رابطه نوبت کاری و تغییرات طولی کلسترول با کنترل اثر وزن هنگام استخدام بود.
    روش ها
    این مطالعه یک هم گروهی گذشته نگر شامل 674 نفر از کارکنان مرد استخدام شده طی سال های 1370 تا 1387 در شرکت پلی اکریل اصفهان بود. رابطه نوبت کاری و کلسترول به تفکیک وضعیت وزن هنگام استخدام نسبت به متغیرهای مخدوشگر شامل سن، شاخص توده بدنی (Body mass index یا BMI)، میزان کلسترول در شروع استخدام، گلوکز، تری گلیسیرید، اوره، نوع کار، سطح تحصیلات و وضعیت تاهل کنترل شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل آمیخته خطی با خطاهای بیضوی-چوله استفاده شد. برآورد پارامترها با استفاده از رهیافت بیزی (Bayesian approach) و در نرم افزار Winbugs صورت گرفت. بازه اطمینان بیزی به منظور آزمون ضرایب رگرسیونی به کار گرفته شد.
    یافته ها
    با توجه به معیار اطلاع انحراف، مدل آمیخته خطی با خطای نرمال-چوله نسبت به دیگر مدل ها بهتر بود. بر اساس برآوردهای این مدل، رابطه بین نوبت کاری و تغییرات کلسترول با کنترل متغیرهای مخدوشگر در افرادی که در بدو استخدام دارای اضافه وزن نبودند، معنی دار بود (88/3، 67/0 = CI 95 درصد، 001/0 = P، 25/2 = b)، ولی در افرادی که اضافه وزن داشتند معنی دار نبود.
    نتیجه گیری
    میانگین تغییرات کلسترول با افزایش سن در نوبت کارانی که هنگام استخدام اضافه وزن نداشتند به صورت معنی داری بیشتر از نوبت کارانی بود که هنگام استخدام دارای اضافه وزن بودند. همچنین مدل آمیخته خطی با خطاهای دم سنگین و چوله برازش بهتری نسبت به مدل آمیخته نرمال نشان داد.
    کلیدواژگان: نوبت کاری، کلسترول، رهیافت بیزی، مدل آمیخته خطی، توزیع بیضوی، چوله، توزیع نرمال، چوله
  • علیرضا پورسعید، رویا اشراقی سامانی، محسن شریفی راد صفحات 896-902
    مقدمه
    فن آوری نانو با کمک ابزارهای جدید، توانایی دگرگون سازی صنایع غذایی و کشاورزی را دارد و می تواند از این ابزارها برای تشخیص رفتارهای مولکولی بیماری ها، کشف سریع بیماری و افزایش توانایی گیاهان برای جذب مواد غذایی استفاده کند. با توجه به کاربردهای وسیع این فن آوری در صنایع و بخش های مختلف، بخش کشاورزی از جمله مهم ترین عرصه هایی است که با استفاده از دستاوردهای فن آوری نانو، منافع زیادی را متوجه این بخش خواهد نمود. با توجه به اهمیت کاربردهای این فن آوری در بخش کشاورزی، مطالعه حاضر با موضوع بررسی نگرش کارشناسان مدیریت جهاد کشاورزی شهرستان اصفهان پیرامون این کاربردها در سال 1391 انجام گردید.
    روش ها
    مطالعه حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی- همبستگی به روش مقطعی بود که به روش سرشماری بر روی کارشناسان مشغول به فعالیت در مرکز مدیریت جهاد کشاورزی شهرستان اصفهان انجام شد. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه محقق ساخته استفاده گردید که روایی و پایایی آن مورد تایید قرار گرفت. اطلاعات به دست آمده با استفاده از ضریب همبستگی Pearson و آزمون های Mann-Whitney و Kruskal-wallis به وسیله نرم افزار SPSS نسخه 19 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین سنی کارشناسان 5/36 سال با انحراف معیار 4/9 بود. بین متغیرهای سن و سطح تحصیلات با نگرش کارشناسان رابطه معنی داری وجود نداشت؛ در صورتی که بین سابقه خدمت و تعداد دوره های آموزشی پیرامون فن آوری نانو که کارشناسان در آن ها شرکت نموده اند با نگرش آنان رابطه معنی دار و معکوس وجود داشت.
    بحث و نتیجه گیری
    از دیدگاه کارشناسان، فن آوری نانو سبب تولید موادی با خواص بهتر، هزینه کمتر و دوام بیشتر می شود و همین طور فن آوری نانو رقیب سایر فن آوری ها نیست، بلکه مکمل و پایه آن ها است. نگرش کارشناسان در مواردی مانند «فن آوری نانو یک موج تکنولوژیکی گذرا و کم دوام به شمار می آید» و یا «فن آوری نانو و کاربردهای آن، بیشتر جنبه تخیلی و غیر واقعی دارد» منفی بود.
    کلیدواژگان: فن آوری نانو، کشاورزی، نگرش
|
  • Mahdieh Niknam, Leila Azadbakht Pages 724-738
    Background
    Gastric cancer is the fourth most common cancer and is the second cause of death from cancer. Although the Helicobacter pylori infection is a very important factor in gastric cancer، it is not the only risk factor. The role of nutrition has been studied as the most important environmental risk factors in incidence، control and prevention of gastric cancer. This study aimed to review past researches on the association between several dietary factors and gastric cancer.
    Methods
    A literature search in PubMed was done with the use of «Gastric cancer»، «Helicobacter pylori»، «Fruit and vegetables»، «Meat and processed meat»، «Salt and salted food»، «Green tea»، «Black tea» and «Coffee» as keywords. Findings from 36 cross-sectional، ecologic، case-control، cohort، and meta-analysis studies، until 2011، have been taken into account in this review.
    Findings
    Findings from the current evidence suggest that the risk of gastric cancer decreases with high intake of fruits and fresh vegetables and possibly with green tea consumption، and increases with the intake of various processed meats، salt and salted foods. There is no clear evidence about the relationship between gastric cancer and various meats، fish، black tea and coffee.
    Conclusion
    Dietary modification to increase intake of fruits and fresh vegetables and to reduce intake of salt and salted foods، represent an effective strategy in control and prevention of gastric cancer.
    Keywords: Gastric Cancer, Helicobacter Pylori, Fruits, Vegetables, Meat, Processed Meats, Salt, Salted Foods, Green Tea, Black Tea, Coffee
  • Nafiseh Shokri Mashhadi, Liela Azadbakht Pages 739-747
    One of the factors associated to the increase or decrease in breast cancer risk is different dietary patterns of consumption by using different food groups. Therefore، the role of diet has attracted the attention of researchers to the extent that many studies have investigated the role of food groups in the risk of breast cancer. This study aimed to review the current evidence regarding the association of food groups and breast cancer. We searched PubMed for related publications using «dietary fats”، “meat and processed meat»، “fruit and vegetable”، “food group”، “dairy” and «carbohydrate» and grains as keywords. We searched for papers that had been published between 2009 and 2011 and were on human subjects. About 400 papers were identified and after the elimination of papers that were unrelated to the subject the 31 relevant studies available for review were examined. Some studies have shown that dietary patterns rich in vegetables، and with less meat and processed food are related to the reduced risk of breast cancer. However، a number of other studies have not attained such results. Certain vegetables and fruits consumption rather than consumption of the whole vegetables group is much more important in reducing the risk of breast cancer. Consumption of processed meat has been consistently reported as a factor in enhancing the risk of breast cancer. The findings of studies on the effects of food consumption patterns’، rich in vegetables with antioxidant components and low in the glycemic index of carbohydrates، association with reduced cancer risk shoed consistency. Therefore، it seems that future investigations should be focused on the association between different dietary patterns and risk of breast cancer in relation to hormonal and genetic factors.
    Keywords: Dietary Fats, Meat, Processed Meat, Fruit, Vegetables, Food Groups, Dairy, Carbohydrate, Grains
  • Qasem Rajaei, Mehdi Hasanpour, Mohammad Hadi Mehdinejad Pages 748-756
    Background
    The heavy metals include two types of necessary and unnecessary elements which are significant in eco-toxicology. These elements have high stability and can generate toxicity in the organisms. The aim of this study was to measure the heavy metals concentration in water and sediments of Gorgan Gulf، Iran، as a baseline measure for determination of future trends.
    Methods
    In the winter of 2010، 30 samples (15 from water and 15 from sediments) were drawn from 5 sampling stations (4 stations in Gorgan Gulf and one station in estuary of Gorganroud River). The samples were measured by atomic absorption spectroscope for concentration of zinc (Zn)، lead (Pb)، chrome (Cr) and cadmium (Cd).
    Findings
    The results obtained from the present study showed a significant difference in concentration of heavy metals in water and sediments sampled from various stations. The highest concentration of heavy metals was detected in water and sediments of Gorgan and Gharasou estuaries (stations 1 and 2) and the lowest concentration was found in Galougah seaside and Khozeini canal (the stations 4 and 5). Among the studied metals، Pb and Zn had the highest amount in water and sediments، respectively. Furthermore، when compared to standard limits in water، Cr، Cd، and Pb had more concentration than standard limits of world health organization. The results from metal concentrations in sediments also showed that metal concentration were lower than global standards.
    Conclusion
    Increase of population and pollution can change the amounts of heavy metals in the study areas، hence their measurement should be considered as a continuous and important approach for future studies.
    Keywords: Heavy Metals, Gorgan Gulf, Pollution, Water, Sediment
  • Noushin Sadat Ahanchi, Ahmad Ali Eslami, Ghoramreza Sharifirad Pages 757-764
    Background
    Social support is as the most effective agent in successfully coping with stressful circumstances. Considering the importance of healthcare at home for the patients with type 2 diabetes، family practice is fundamental to the quality of patient adaptation to problems، and consequences of the disease. The main aim of this study was to evaluate the status of perceived family support and some related factors in patients with type 2 diabetes.
    Methods
    A cross-sectional study was conducted. Random simple sampling method was used. The sample consisted of 113 patients who referred to the Sedigheh Tahereh Research Center. To complete the questionnaire in the days predetermined (randomly)، a personal interview was conducted with each of the patients. To evaluate the data analysis of variance، Pearson correlation and repeated measures ANOVA were used.
    Findings
    Of the 113 patients، 106 patients (81 women and 25 men) were entered into the analysis. The one-way ANOVA test showed there was a statistically significant difference in family support across economic levels (F = 3. 24، P < 0. 001). Analysis of variance with repeated measures، revealed significant differences between perceived family support aspects of patients'' self care behaviors (F = 39. 31، P < 0. 001). Results showed that the lowest and highest self-reported scores of perceived support، respectively، were related to drug treatment and general support.
    Conclusion
    The present study showed that patients’ perceived family support in drug treatment and adherence to diet was poor. Because of the importance of these two aspects in the treatment plan for patients، it is essential that family empowerment programs be considered.
    Keywords: Family Support, Self Care, Type 2 Diabetes
  • Farhad Forouharmajd, Masoumeh Ahmadvand, Farshad Forouharmajd Pages 765-772
    Background
    Noise is one of the most important environmental problems in industrialized societies and developing countries. According to world health organization report، in European Union countries about 40% of the populations are exposed to road traffic noise with an equivalent sound pressure level of 55 decibels during a day.
    Methods
    The study was conducted by a signal processing software (Matlab) which is one of the most powerful mathematical software for processing and generating signals. First the signal was produced at the frequencies of 50-500 Hz and 1000-6000 Hz، then it propagated along a duct with dimensions of 20 × 20 × 150 cm. These signals were sampled by transferring them with order through the channels with sampling rate of 8000 Hz and sampling time of 10 seconds.
    Findings
    Reduction of amplitude about 0. 05 at 500 and 0. 15 at 250 frequencies for low frequency noise was observed. At frequencies of 1000، 4000، and 6000 Hz، there was a reduction of 0. 02، 0. 01، and 0. 004 of amplitude، respectively. The figures showed that as the frequency increased the amplitude decreased، while the amplitude of low frequency noise increased.
    Conclusion
    From the figures and the obtained information it can be noted that due to the high power of low frequency noise at ventilation duct، specific effects and unavoidable disorders were caused. However، strengthening low frequency noise in channels and ventilation ducts can be confirmed. Low frequencies noise in the distribution channel، with increase in the length of the channel can reach to its maximum amplitude.
    Keywords: Sound Pollution, Low Frequency, Sound Signal, Environment
  • Hossein Shahnazi, Motahareh Tabar Isfahani, Samira Azarbin, Akbar Hassanzadeh, Abdolrahman Charkazi, Mitra Moodi Pages 773-781
    Background
    Iron deficiency anemia (IDA) is the most common cause of anemia. It is estimated that about 30% of the world population suffer from it. The highest prevalence of this anemia is in Adolescent girls. Because of its effects on work efficiency، productivity and development trend، prevention is important. The aim of this study was to determine the effect of applying the PRECEDE educational model as a theoretical framework for controlling IDA among grade two guidance school girls.
    Methods
    This quasi-experimental study was done on 130 students who were allocated to case (65) and control (65) groups randomly in 2010-2011. Intervention was done in three 60 minute sessions. The questionnaires were distributed and completed immediately، and three months after educational intervention. A self-administered questionnaire base on the PRECEDE model constructs was the data gathering tool. Data were analyzed by independent Student’s t-test، paired t-test، repeated measure ANOVA، and chi-square statistical tests in SPSS software version 18.
    Findings
    After educational intervention، the mean score of knowledge and attitude (Predisposing factors)، using educational resources، organizing educational class، participating in educational programs (Enabling factors)، encouraging family and teachers (Reinforcing factors)، and iron deficiency anemia preventive behaviors had a significant increase in the case group in comparison with the control group (P = 0. 00).
    Conclusion
    The present study indicated that an educational intervention program based on the PRECEDE model and main components (Predisposing، Enabling، and Reinforcing factors) have a positive effect in improving iron deficiency anemia preventive behaviors in the study population.
    Keywords: PRECEDE Model, Iron Deficiency Anemia, Students
  • Ali Shahryari, Mahnaz Nikaeen, Mehdi Hajiannejad, Marzieh Vahid Dastjerdi, Akbar Hassanzadeh, Hossein Saffari, Zahra Mosavian, Nasrin Vahedi, Effate Shabanian Pages 782-790
    Background
    The chemical quality of water used for dialysis fluid is a vital factor in the overall care received by dialysis patients. Therefore، water used for this purpose should be treated with advanced methods before use for dialysis. The objective of this study was to assess the efficiency of reverse osmosis systems to improve water quality used for dialysis fluid.
    Methods
    In this descriptive study، 40 water samples were collected from inlet and outlet of reverse osmosis systems of 5 hemodialysis services of Isfahan hospitals، Iran، during April to August 2011. The samples were analyzed for physicochemical parameters including residual chlorine، chloramines، pH، hardness، Al، F، Cu، Mn، Cd، Cr، Pb، Ni concentration according to the standard methods for examining water and waste water.
    Findings
    The results of this study showed that the reverse osmosis systems significantly reduce the amount of residual chlorine، chloramines، hardness، Na، K، F، NO3، SO4 and Mn، but it could not significantly reduce the amount of Cu، Zn، Cd، Cr، Pb and Al. However، the results also showed that the amount of NO3، hardness، Pb، Cd، Cr and Al in outlet samples of reverse osmosis systems was higher than the value given by association for the advancement of medical instrumentation (AAMI).
    Conclusion
    Reverse osmosis systems could improve the quality of water used for hemodialysis but they do not reduce the level of some contaminant to the recommended values for dialysis fluid. This condition may be unsafe for hemodialysis patients. Therefore، a rigorous control of chemical contaminants is necessary in order to ensure that hemodialysis therapy is in a good quality.
    Keywords: Water Pollutants, Membrane, Dialysis Solutions, Hemodialysis
  • Abedin Saghafipour, Zahra Moosavi, Myandashti, Siyamak Mohebi, Tahereh Rahimi, Mehdi Noroozi Pages 791-798
    Background
    Thalassemia is the most common genetic disease in humans and is considered as a growing health problem worldwide. Due to its importance، thalassemia prevention program has considerable importance in Iran. This study aimed to examine the educational needs about thalassemia and related for candidate married couples in Qom، Iran.
    Methods
    This cross sectional study was carried out on 420 marriage candidate who referred to Amir Al Momenin counseling center in Qom. Samples were selected by judgmental and convenient sampling. Data were collected with questionnaires. Statistical analysis of data was performed by SPSS software version 16. P < 0. 05 was considered significant.
    Findings
    The average age of marriage was 25. 35 in men and 20. 81 in women. Media was mentioned as the most important source of providing information about thalassemia. In total 20. 7% of the subjects had good information، 42. 9% had average and 36. 4 % of them had weak awareness about the disease. Also in terms of attitude، 15% had good attitude، 61% had moderate and 24% poor attitude towards prevention and the need for marriage counseling. There was no significant difference regarding knowledge and attitudes between men and women (P > 0. 05).
    Conclusion
    As it was shown in the results، marriage candidates lack efficient information and knowledge about thalassemia، therefore designing multilateral educational interventions is essential.
    Keywords: Thalassemia, Educational Needs, Marriage Candidates, Qom
  • Jahanshah Mohammadzadeh, Afra Kosravi, Mahnaz Akbary Pages 799-805
    Background
    Students may experience increased pressure and stress especially during late adolescence and early youth (as they enter university). Facing numerous stressors in a period of transition can jeopardize their mental health. Therefore، this study evaluated mental health status and its determinants among students of Ilam University (Ilam، Iran).
    Methods
    This study was conducted on all undergraduate and postgraduate students who had entered Ilam University in 2010. In a total number of 661 students، there were 288 boys and 373 girls. The mental health questionnaire (developed by the Iranian Ministry of Sciences) was used to collect data. This questionnaire included the demographic variables that may affect mental health. We considered a cutoff point of 100 to identify individuals who required psychological measures and psychotherapy. Data was analyzed using Friedman test، correlation coefficients، regression analysis، analysis of variance، and t-test in SPSS16.
    Findings
    Overall، 17% of the evaluated students were at risk. Mental health was significantly related with academic field and interest in the academic field. The highest and lowest ranking means belonged to social anxiety and anxiety، respectively. According to regression analysis، all factors (depression، anxiety، obsession، social anxiety، and sleep disorders) had significant correlations with the students’ total psychopathology scores. Suicidal thoughts had significant relations with total psychopathology scores، self-efficacy، and perfectionism. Self-efficacy was significantly correlated with social support and perfectionism.
    Conclusion
    Our findings highlighted the need for more attention to students’ mental health.
    Keywords: Mental Health, Ilam, University Students, Demographics
  • Heshmatollah Heydari, Aziz Kamran, Asieh Pirzadeh Pages 806-813
    Background
    Medication errors are the most common medical errors and are one of the major challenges threatening the health system. This study aimed to determine nurses’ perceived barriers and behaviors to reporting medication errors in 2011.
    Methods
    Using convenience sampling، a total of 403 nurses were selected from teaching hospitals in affiliated to Lorestan University of Medical Sciences (Khorramabad، Iran). Data was gathered via the modified Goldstone Questionnaire which was distributed at the nursing station and collected at the end of the shift. Data was analyzed using chi-square and t tests and analysis of variance in SPSS16. Results
    Findings
    While 73% of the participants (n = 294) were not certain about the cases of medication error، 81. 6% (n = 329) stated fear of the nursing manager''s reaction as the main obstacle to reporting medication errors. Moreover، 38. 2% of the nurses (n = 154) did not report their medication errors because they were afraid of losing their job. According to the subjects’ ranking، illegible prescriptions and damaged drug labels were the most and least important causes of committing medication errors، respectively. The nurses’ rankings of causes of error were significantly correlated with gender and work experience.
    Conclusion
    Training courses to improve nurses’ knowledge and motivate them to act according to the patient’s benefit along with establishing a proper system of error reporting are essential.
    Keywords: Medication Error, Behavior, Hospitals, Nursing, Perceived Barriers
  • Mohammad Sorani, Mohammad Hossein Taghdisi, Davood Shojaei Zadeh, Leila Novin, Mahdi Noroozi, Samira Fallahi Pages 814-823
    Background
    Diabetes has no definite treatment. The most important treatment strategy employed to control diabetes is adherence to self-care behaviors such as special diet، physical activity، blood glucose monitoring، daily foot care، and taking the prescribed medicine. This study aimed to assess rates of adherence to different dimensions of self-care behaviors and evaluate the predicting value of each dimension on glycemic control among type 2 diabetic patients under coverage of the Diabetes Clinic of Qom University of Medical Sciences (Qom، Iran).
    Methods
    This cross-sectional، descriptive، analytic study was conducted on 275 randomized patients. Data was collected using the Summary of Diabetes Self-Care Activities (SDSCA) measure، a cognitive health questionnaire، and Beck Depression Questionnaire. Glycated hemoglobin (HbA1c) test was also performed. Data was analyzed through bivariate correlations and multivariate linear regression in SPSS17.
    Findings
    The final regression model introduced education level، medicine taking behavior، nutrition، physical activity، and blood glucose monitoring as the main predictors. This model accounted for 66% of the variance of HbA1c level as a glycemic control indicator (P < 0. 001).
    Conclusion
    Various dimensions of self-care behaviors of patients with type 2 diabetes have different impacts on metabolic control. Medicine taking and nutritional dimensions of self-care behaviors have the greatest effect on glycemic control.
    Keywords: Type 2 Diabetes, Adherence, Self, Care Behaviors, Glycemic Control
  • Babak Moeini, Mohsen Jalilian, Seyed Mohammad Mehdi Hazavehei, Abbas Moghim Beigi Pages 824-833
    Background
    Regular physical activity reduces the risk of death and prevents cardiovascular diseases in diabetic patients. Thus، designing behavior change programs is an important factor to increase behavioral skills and enhance self-care among these patients. This study analyzed the effects of an eight-week educational intervention based on the transtheoretical model (TTM) on improving physical activity of type 2 diabetic patients in Hamadan، Iran.
    Methods
    In an interventional study، 50 type 2 diabetic patients (mean age: 50. 07 ± 6. 64 year old، 88% married) who did not have regular physical activity and were in pre-action stage of the change model were randomly selected and allocated to two groups of intervention and control (n = 25 in each group). Data was collected using the TTM questionnaire. In order to improve physical activity، an eight-week educational program was conducted for the intervention group. Routine educations were also planned for the control group by diabetes research center. One month later، the participants refilled the questionnaires and data was analyzed using SPSS16.
    Findings
    There were no significant differences between the intervention and control groups in regular physical activity and TTM constructs before the educational intervention. After the education، physical activity stages of change significantly increased in the intervention group compared to the control group. Mean scores of cognitive and behavioral processes of change and physical activity self-efficacy in the intervention group increased significantly more than the control group. However، increases in decisional balance in the two groups were not significantly different. Moreover، the two groups were not significantly different in terms of self-reevaluation level.
    Conclusion
    According to our findings، educating diabetic patients based on the TTM improves their stages of change and stabilizes regular physical activity behavior. Therefore، management of type 2 diabetes will require educational interventions to improve physical activity based on the behavior-changing theories.
    Keywords: Physical Activity, Type 2 Diabetes, Transtheoretical Model
  • Effects of Internet Use on Lifestyle of University Students in Gorgan, Iran
    Marziyeh Soleymani Nejad, Mohsen Shams, Abdurrahman Charkazi, Fatemeh Rahimi, Ahmad Fayazbakhsh, Fatemeh Goudarzi Pages 834-843
    Background
    Internet use has grown largely in recent years in Iran. Students are one of the major users of the Internet. This study evaluated the effects of student Internet users’ lifestyle and behaviors.
    Methods
    This cross-sectional study used stratified multistage sampling to select 600 students from universities in Gorgan (Iran) during 2009. Data was collected through a valid and reliable questionnaire and analyzed in SPSS.
    Findings
    Most participants had healthy nutrition and 51. 8% did not find the Internet to affect their nutrition status. While 44. 4% of the subjects had not exercised during the month prior to the study، 68. 4% suggested the Internet to be ineffective on their physical activity status. Moreover، 18. 9% reported tiredness and 32. 8% reported satisfaction and calmness after using the Internet. About 90% of the students did not respond to questions about the effects of the Internet on their smoking، drug abuse، and unsafe sex status.
    Conclusion
    Intarnet use did not seem to influence the lifestyle of our participants. However، since Iranian students are increasingly using the Internet، more studies in this field are required.
    Keywords: Internet, Lifestyle, Students
  • Leili Rabiei, Ahmad Ali Eslami, Reza Masoudi, Arash Slahshoori Pages 844-856
    Background
    Characteristics of adolescence are being noted to shape and develop the emotional، social and cognitive growth. Emotional state is richer in adolescence. Irritability، depression، anxiety and aggression are observed in adolescents. Assertiveness is a structured intervention approach which is used to improve the effectiveness of social relations. This study was conducted to determine the effectiveness of assertiveness program on depression، anxiety and stress of high school female students.
    Methods
    This study was conducted in 2010-2011 educational year in selected high schools of Isfahan، Iran. 126 students in second year of high schools were randomly selected and participated in this study. The students were divided in two groups of trial (63 students) and control (63 students). The assertiveness program was trained during 8 sessions in the trial group and after 8 weeks posttest was performed in both groups. Data was then analyzed through statistical tests.
    Findings
    Chi-square and Mann -Whitney U showed no significant differences in demographic variables of both groups (P < 0. 05). Repeated measurement test showed no significant differences in mean score of assertiveness before، immediately after and 2 months after the intervention in the control group، whereas this test showed significant differences in the trial group (P = 0. 002). Also the same test showed that there was no significant differences in mean score of anxiety and stress in control group (P > 0. 05)، whereas there was a significant difference in the trial group (P < 0. 05). Independent sample T test showed no significant differences in mean score of stress before intervention between the two groups، but 2 months after intervention، despite the decrease of mean score of stress، this differences was not significant in trial group (P = 0. 09).
    Conclusion
    Applying assertiveness program for high school students leads to decrease of student’s depression، anxiety and stress. High school years are one of the most sensitive periods of human life. Based on the safety، affordability، effectiveness and efficiency of these programs، performing these methods is suggested for controlling high school students’ depression، anxiety and stress.
    Keywords: Assertiveness Program, Depression, Anxiety, Stress, High School Students
  • Mohammad Hossein Kaveh, Fatemeh Darabi, Mahin Nazari, Seyed Hamidreza Tabatabaei, Gholamreza Sharifirad Pages 857-865
    Background
    Citizenship education is increasingly considered as an important، necessary strategy to protect the youth against psychosocial pathologies and to empower them to take responsibilities and play their individual as well as social roles. The present study aimed to investigate students’ levels of knowledge as well as their intention، subjective norms and attitudes toward the characteristics and skills of citizenship utilizing the theory of reasoned action.
    Methods
    In this descriptive analytic study، three schools were randomly selected from 12 girls’ high schools of Shiraz، Iran (one as the experiment group and the other two as the control groups). One class in each major (math، science، and human sciences) was randomly selected to take part in the study. Overall، 228 students (91 in the experiment group and 137 in the control group) participated in the study. A 62-item self-administered questionnaire was used to collect data. Content validity of the instrument was confirmed by seven experts in health education، sociology، and social sciences. A test-retest pilot study showed desirable reliability of the questionnaire in terms of the constructs of the study including knowledge (r = 82%)، attitude (r = 97%)، subjective norms (r = 94%)، and behavioral intention (r = 97%).
    Findings
    The students’ level of knowledge (7. 84 ± 1. 98 out of 15) and attitude (75. 38 ± 7. 44) were relatively low. Although levels of subjective norms (23. 24 ± 4. 33) and behavioral intention (18. 07 ± 3. 03) were almost desirable، they were below the ideal levels. There were significant correlations between attitude and knowledge (P = 0. 037; r = 0. 139)، attitude and behavioral intention (P = 0. 003; r = 0. 199)، subjective norms and behavioral intention (P = 0. 310; r = 0. 143)، and subjective norms and attitude (P = 0. 008; r = 0. 174). There were not any significant statistical relationships between demographic variables and the core constructs of the study.
    Conclusion
    Considering undesirable levels of students'' knowledge and attitudes، well-designed citizenship education programs based on the theory of reasoned action are recommended. Acceptable levels of behavioral intention and subjective norms suggest the effectiveness of such programs.
    Keywords: Citizenship, Education, School, Theory of Reasoned Action
  • Habibollah Dehghan, Seyyed Bagher Mortazavi, Mohammad Javad Jafari, Mohammad Reza Maracy Pages 866-875
    Background
    In the hot weather overweight and obesity are considered as significant risk factors for incidence of cardiac strain in workers. This study is aimed to compare cardiac strain among overweight and normal-weighted workers in hot and humid conditions of the south of Iran.
    Methods
    This cross-sectional study was conducted on 71 workers in the south of Iran in the summer of 2010. The heart rate was measured at rest and during work. Cardiac strain based on working heart rate (WHR)، relative cardiac cost (RCC)، net cardiac cost (NCC)، load relative cardiovascular (CVL) and heart rate reduction were analyzed in 35 normal weight people (BMI < 25) and 36 overweight people (BMI > 25) using descriptive statistics and Student’s t-test.
    Findings
    In 42% of workers body mass index was higher than 25. The average temperature in the two groups was not significantly different. The mean WHR in these two groups was 101 ± 20. 3 and 112 ± 18. 9 respectively (P = 0. 026). The acceptable limits in NCC، RCC، WHR، and CVL parameters and Brouha index were significantly higher in overweight people than in people with normal weight.
    Conclusion
    Based on the study results، the severity of cardiac strain was higher in overweight workers compared with normal weight workers. Hence، in order to decrease cardiac strain، selecting overweight individuals for these jobs should be avoided. Moreover، some vital interventions for losing weight، such as nutritional education، should be implemented، and they should be encouraged to increase their physical activity.
    Keywords: Body Mass Index, Cardiac Strain, Heart Rate, Hot, Humid Climate, Persian Gulf
  • Leila Azadbakht, Fatemeh Shirani, Ahmad Esmaillzadeh Pages 876-886
    Background
    Improving the dietary intake of different groups and populations is important for improving their health status. Therefore، the aim of this study was to determine the nutrients and food group intake، and dietary habits of female students in Isfahan University of Medical Sciences، Isfahan، Iran.
    Methods
    This descriptive and cross-sectional study was conducted on 289 healthy female university students. They were selected from students of Isfahan University of Medical Sciences by the systematic random cluster sampling method. Usual dietary intake was estimated by a validated semi-quantitative food frequency questionnaire. For assessing the dietary habits a separate questionnaire was used.
    Findings
    Mean age of the participants was 21 ± 7 years. The mean of body mass index (BMI) was 25. 9 ± 5. 1 kg/m2. The mean of low fat dairy and high fat dairy intake was، respectively، 1. 3 ± 0. 11 and 1. 3 ± 0. 16 servings per day. Daily whole grain intake was only 1. 0 ± 0. 2 servings while refined grain intake was 6. 0 ± 1. 2 servings per day. The fruit and vegetable intake was 2. 2 ± 0. 4 and 3. 2 ± 1. 0 servings per day. Folate، iron، calcium، and fiber intake were lower than the Recommended Dietary Allowances (RDA) amounts (70%، 76%، 90%، and 56% of RDA، respectively). 45% of the population consumed fast foods 2 times a week. 35% used frying oils for cooking most of the time. 52% of the students skipped breakfast.
    Conclusion
    The dietary habits of the study population need to be improved. Paying attention to the intake of micronutrients including folate، iron، dairy products، and dietary fiber in this group is especially important.
    Keywords: Dietary Intake, Female Students
  • Mohammad Salehi, Marzijarani, Iraj Kazemi, Akbar Hassanzadeh Pages 887-895
    Background
    The association between shift of work and chronic diseases such as cardiovascular diseases and their related mechanisms has been investigated in several studies. The aim of this study is to investigate the relationship between longitudinal change in total cholesterol as a main CVD risk factor and the shift of work، with controlling of the effect of baseline weight at time of recruitment.
    Methods
    This retrospective cohort study consists of 674 employees of Polyacryl Iran Corporation (PIC) of Isfahan from 1992 to 2009. The relationship between shift of work and cholesterol based on weight status at baseline of recruitment with the effect of confounding factors including age، BMI، pre-employment cholesterol، glucose، triglyceride، urea، work types، education، and marital status was studied. A linear mixed model with skew-elliptical errors was used for analysing the data. Parameter estimation was done using Bayesian approach using WinBUGS statistical software. Bayesian confidence interval was used for testing regression coefficients.
    Findings
    Linear mixed model with skew-normal error was better compared to other models. In this model the relationship between shift of work and cholesterol changes with controlling of confounding factors was significant in those who were not overweight at baseline (β = 2. 25، P < 0. 001، 95% CI = 0. 67، 3. 88)، but was not significant for those who were overweight at baseline of employment.
    Conclusion
    By increasing of age، the mean rate of cholesterol changes was significantly higher in shift workers who had normal weight at baseline of recruitment compared with shift workers who were over-weight at baseline of recruitment. Furthermore، linear mixed model with heavy tailed and skewed error indicate better fitting than the standard linear mixed model.
    Keywords: Shift Work, Cholesterol, Bayesian Approach, Mixed Model, Skew, Elliptical Distribution, Skew, Normal Distribution
  • Alireza Poursaeed, Roya Eshragi Samani, Mohsen Sharifirad Pages 896-902
    Background
    Nanotechnology، with the help of new tools، has the ability to change food and agricultural industries. It can use these tools for diagnosing of molecular behavior of diseases، rapid disease detection، and increasing the ability of plants to absorb nutrients. This technology has widespread use in various industries and sectors، and agriculture is one of the most important fields that will benefit greatly from using the achievements of nanotechnology. Regarding the importance of the application of this technology in agriculture، this study examined attitudes of Isfahan Agricultural Jihad Organization experts on using this technology in Iran in 2012.
    Methods
    This study is a cross-sectional study using census sampling method on agricultural experts working in the Isfahan Agricultural Jihad Organization. A researcher-made questionnaire was used to collect data، and content validity and reliability of the questionnaire were approved. Data were analyzed using the Spearman correlation coefficient، Mann-Whitney test، Kruskal-Wallis test، and multiple regression analysis by using SPSS software version 19.
    Findings
    Mean age of participants was 36. 5 years with an SD of 9. 4. There was no significant relationship between age and education level of experts، with their attitude. However، there was a significant inverse relationship between work experience and training on nanotechnology، with the experts’ attitude.
    Conclusion
    From the experts’ viewpoint، with nanotechnology materials with improved properties، lower costs and more durability can be produced. Moreover، nanotechnology is a complementary and base to other technologies and not competing force. Experts had negative views on some cases such as «nanotechnology is a transient and weak technological wave» and «nanotechnology and its applications are largely imaginary and unrealistic».
    Keywords: Nanotechnology, Agriculture, Attitude