فهرست مطالب

  • سال دهم شماره 56 (آذر و دی 1391)
  • تاریخ انتشار: 1391/12/04
  • تعداد عناوین: 9
|
  • صفحه 0
  • احمد صدرایی جواهری صفحه 1
    این مطالعه به بررسی روند تغییرات ساختار بازار بیمه ایران و تبعات رفاهی آن می پردازد. جهت بررسی روند تغییرات ساختار بازار از شاخص های تمرکز صنعتی شامل شاخص هرفیندال هیرشمن، شاخص رزنبلوت و ضریب نسبی انتروپی استفاده شده است. نتایج بررسی روند تغییرات شاخص تمرکز در این بازار، حکایت از کاهش میزان تمرکز طی دوره زمانی 1382 الی 1388 دارد. میزان تغییرات رفاه بر اساس مدل ویلنر و استال محاسبه شده است. نتایج نشانگر بهبود رفاه در این بازار طی این دوره زمانی می باشد. میزان شدت رقابت میان شرکت های بیمه نیز به عنوان عاملی اثرگذار بر رفاه مصرف کنندگان مورد بررسی قرار گرفته است. در این زمینه پراکندگی سهم بازار بنگاه ها محاسبه گردیده است. نتایج نشان دهنده کاهش میزان پراکندگی سهم بازار شرکت های بیمه در این دوره زمانی می باشد. به طور کلی نتایج به دست آمده حکایت از آن دارد که فضای رقابتی در این دوره بهبود یافته است. این پدیده به معنای بهبود رفاه مصرف کنندگان در این بازار می باشد.
  • میرعبدالله حسینی، زورار پرمه صفحه 9
    مقاله حاضر در پی آن است که پیامدهای سیاست تجاری کاملا حمایتی از محصولات کشاورزی را از منظر و زوایای مختلف از جمله تولید داخلی، مصرف، تراز تجاری کالایی، رابطه مبادله، امنیت غذایی، رقابت پذیری، درآمد مالیاتی دولت، و نهایتا از منظر سازمان جهانی تجارت مورد تحلیل و ارزیابی قرار دهد. نتایج ارزیابی پیامدهای این سیاست در کشاورزی ایران گویای آن است که: 1) حرکت به سمت سیاست جایگزینی واردات است که با سیاست ها و اقدامات انجام شده در مورد توسعه صادرات غیرنفتی به خصوص صادرات محصولات کشاورزی در تناقض است. 2) ایجاد چالش جدی برای واردات محصولات کشاورزی است که تولید داخل کفاف تقاضای داخل را نمی کند و از این رو افزایش نرخ تعرفه این کالاها به افزایش قیمت داخلی و ایجاد تورم در مورد کالاهای اساسی و کالاهای فرآوری شده حاصل از آنها{تاثیر افزایش هزینه گندم بر ماکارونی و بیسکویت، هزینه شکر بر شیرینی و نوشابه، هزینه ذرت و جو بر هزینه گوشت و محصولات لبنی} منجر خواهد شد. 3) چالش برای تنظیم بازار است. دولت و به ویژه وزارت صنعت، معدن و تجارت از تعرفه فصلی از یک سو برای حمایت از تولید داخل استفاده می کند و از سوی دیگر این ابزار برای حمایت از مصرف کننده در موارد کمبود عرضه به کار رفته است که با اعمال این سیاست چالش جدی در تنظیم بازار ایجاد خواهد شد. 4) تجربه کشورها در زمینه سیاست تعرفه ای نیز مبین آن است در بلندمدت و حتی کوتاه مدت، نه تنها در طول زمان نرخ تعرفه را افزایش نداده اند بلکه روند نزولی در تعرفه آن ها مشاهده می گردد. 5) با رویکرد حمایتی سازمان جهانی تجارت نیز سازگار نیست. 6) با تغییرات افزایشی در تعرفه گمرکی در بسیاری از گروه محصولات کشاورزی به ویژه محصولات نهایی مصرفی کشاورزی نه تنها رقابت پذیری تولید داخلی حمایت نخواهد شد، بلکه انگیزش تولید محصولات کشاورزی رقیب آن از جمله محصولات کشاورزی صادراتی نیز تضعیف خواهد شد. و در یک ارزیابی کلی تغییرات افزایشی در تعرفه گمرکی محصولات کشاورزی از جمله نهایی مصرفی به هیچ وجه پیشنهاد نمی شود.
  • نیما سعیدی، سعیده زنده باد صفحه 22
    فرش دستبافت ایران متاثر از ویژگی های برجسته فرهنگی و هنری آن در سده ها و دهه های گذشته، همواره به عنوان یکی از کالاهای برجسته در سبد صادرات غیرنفتی ایران مطرح بوده و می باشد. متاسفانه به دلیل فقدان اساسی در ابعاد سازمانی، ساختاری، مدیریتی، تولیدی و به ویژه تجاری و بازرگانی، فرش ایران دوران افول و رکوردشکننده ای را در عرصه رقابت های جهانی پیموده و اکنون در شرایط بحرانی خاصی به سر می برد. از طرفی، بی توجهی به اصول و مبانی بازاریابی و تجارت که دربرگیرنده فرآیند تولید آن نیز می شود، مزیت های رقابتی فرش دستبافت را در داخل و به ویژه در سطح جهانی با مخاطرات جدی مواجه نموده است.
    در این پژوهش به بررسی وضعیت صنعت فرش کشور در بازارهای بین المللی پرداخته شده و در انتها نیز راهکارهایی ارائه شد. فرضیات پژوهش که در قالب تاثیر سه معیار اصلی شدت بازار، سرمایه مشتری و هوشمندی رقابتی بر رقابت پذیری صنعت فرش می باشد، با به کارگیری آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون آزمون شدند. نتایج حاصله بیانگر آن است که هر سه متغیر مذکور تاثیر مثبت و معنادار بر رقابت پذیری داشته که نقش هوشمندی رقابتی و سرمایه مشتری بیش از سهم بازار می باشد. همچنین نتایج حاصل از به کارگیری آزمون میانگین نیز نشان داد که هوشمندی رقابتی و مدیریت سرمایه مشتری صنعت فرش در سطح مطلوبی قرار ندارند. با توجه به تاثیر بالای این دو متغیر بر رقابت پذیری و میزان اندک به کارگیری این دوعامل، برای این صنعت، رویکردی مبتنی بر سرمایه مشتری و هوشمندی رقابتی توصیه می شود. در انتها نیز با استفاده از تکنیک تاپسیس فازی، 11 زیرمعیار پژوهش، رتبه بندی شدند که سهم بازار، شناسایی نیازهای مشتریان و هوشمندی بازار به عنوان مهمترین و تاثیرگذارترین عوامل بر رقابت پذیری صنعت فرش انتخاب شدند.
    کلیدواژگان: صنعت فرش، رقابت پذیری، تصمیم گیری چندمعیاره، تاپسیس فازی، دیدگاه موقعیت در بازار
  • اکبر هوشیار، عبدالله هوشیار صفحه 34
    با عنایت به اینکه خرما هنوز موقعیت اصلی خود را در رده محصولات کشاورزی قابل صدور کشورمان باز نیافته است، دررقابت باکشورهای صادرکننده، از لحاظ جذب و جلب مشتری، سرعت مناسب در صادرات، تبلیغات وگستردگی میدان توزیع، دچارضعف هایی بوده است. در این مقاله باتعیین نقش محصول از آمیخته بازاریابی، بسته بندی خرما و کیفیت آن درتوسعه صادرات خرما (مطالعه موردی: استان هرمزگان) در نیمه دوم سال 89، پیشنهاداتی جهت بهبود و پیشبرد صادرات خرما، باهدف دستیابی به بازارهای جهانی ارائه گردیده وتمرکز بر آن به عنوان یک محور مهم ملی، قابل تامل می باشد.
    بر اساس روش تحقیق، جمع آوری اطلاعات در راستای فرضیه ها و چارچوب نظری تحقیق انجام گرفت. سپس در بخش پیمایشی تحقیق، پرسشنامه تدوین شده در بین افراد جامعه آماری (نمونه آماری) مرکب از80 نفر توزیع که 72 نفر پرسشنامه را تکمیل و 8 نفر از عودت آن امتناع ورزیدند. برای مقایسه گروه ها برحسب سن، تحصیلات، سابقه کاری از تحلیل واریانس یکراهه و جهت مقایسه گروه ها بر حسب شغل (صادرکننده یا کارشناس) از آزمون t مستقل استفاده شده است. نتایج حاصل ازآزمون نشان داد که بین نظرات پاسخ دهندگان درهرسه مولفه (محصول، بسته بندی و کیفیت) تفاوت معناداری برحسب سن، تحصیلات، سابقه کاری و شغل وجود ندارد. پس از جمع آوری و تلخیص داده ها، براساس آزمون t تک متغیره بادرصد خطای پنج درصد، فرضیات مورد بررسی قرار گرفتند و نتیجه حاکی از تایید تمام فرضیات تحقیق بود.
    کلیدواژگان: بازاریابی، بسته بندی، کیفیت، صادرات، خرما
  • سید حسین رضوی حاجی آقا، شیده سادات هاشمی صفحه 67
    حضور در بازار و برآوردن نیازهای مشتری یکی از الزامات اساسی هر کسب و کار و صنعتی است. افزایش تنوع خواسته های مشتری به موازات افزایش رقابت شرکت ها به منظور جلب رضایت مشتری، لزوم توجه بیشتر بر بازارهای هدف را آشکار می سازد. هر شرکت امکان رقابت در بازارهای مختلفی را دارد. با این وجود، محدودیت های مختلف شرکت ها را وادار به تمرکز بر بخش های خاصی از بازار می نماید. مسئله انتخاب بازارهای هدف مسئله ای چند معیاره است که ماهیتی غیر قطعی دارد. در مطالعه حاضر نسبت به توسعه شکلی از روش شناخته شده TOPSIS بر مبنای داده های فازی شهودگرا برای مسائل تصمیم گیری چند شاخصه در حالتی اقدام شده که داده ها ماهیتی نامطمئن دارند. کاربرد این مدل نیز در یک مورد واقعی مربوط به انتخاب بازارهای هدف یک شرکت فعال در صنعت نساجی بررسی شده است.
    کلیدواژگان: بخش بندی بازار، انتخاب بازارهای هدف، تصمیم گیری چند شاخصه، داده های فازی شهودگرا
  • ابراهیم جاودان، امین پورمقدم، مهدی پیری صفحه 78
    در مطالعه حاضر تلاش شده است یک مدل سری زمانی تک متغیره برای پیش بینی صادرات کشمش ایران شناسایی شود. به این منظور روش باکس-جنکینز برای شناسایی الگوی مناسب خود توضیح جمعی میانگین متحرک و همچنین روش های هموارسازی نمایی منفرد با روند، هموارسازی نمایی دوگانه با روند، الگوریتم هالت-وینترز تجمعی و الگوریتم هالت-وینترز ضربی به کار گرفته شدند. برای نیل به هدف پژوهش، از آمار سری زمانی سالانه صادرات کشمش کشور در دوره 89-1340 استفاده گردید. بر اساس یافته های پژوهش، الگوریتم هالت-وینترز ضربی در مقایسه با سایر روش های مورد استفاده، دقیق ترین میزان پیش بینی را داشته است.
    کلیدواژگان: پیش بینی، صادرات، کشمش، ایران