فهرست مطالب

اقتصاد و توسعه کشاورزی - سال بیست و ششم شماره 4 (زمستان 1391)
  • سال بیست و ششم شماره 4 (زمستان 1391)
  • تاریخ انتشار: 1391/12/16
  • تعداد عناوین: 10
|
  • مصیب پهلوانی، سید کمیل طیبی، پروین طاهری، وحید کلاته عربی صفحه 228
    در تحقیق حاضر ابتدا به منظور بررسی میزان حمایت از محصول پنبه شاخص مجموع میزان حمایت داخلی (AMS) برای سال های 1387- 1367 محاسبه شد. سپس با استفاده از اطلاعات سری زمانی برای سال های مورد نظر، تابع هزینه ترانسلوگ مقید برآورد گردید و با محاسبه کشش های تقاضای قیمتی نهاده ها واکنش کشاورزان نسبت به تغییرات قیمت ناشی از آزاد سازی مشخص شد. نتایج مطالعه نشان داد که در نرخ ارز آزاد در تمامی دوره از محصول پنبه حمایت به عمل آمده است و در نرخ ارز رسمی در سال های 1371 و 80- 1378 از محصول پنبه حمایت صورت نگرفته است و کشاورزان مالیات پنهان پرداخت می کرده اند. کشش های قیمتی برای نهاده های کود شیمیایی، بذر و آب نیز به ترتیب برابر 342/0-، 72/0- و 754/0- به دست آمد که نشان می دهد به ازای یک درصد افزایش قیمت ناشی از آزادسازی، مصرف نهاده ها کمتر از یک درصد کاهش می یابد. کشش قیمتی برای نهاده سم نیز برابر با 614/7- است که نشان دهنده کاهش قابل توجه مصرف سم نسبت به افزایش قیمت ناشی از آزادسازی است. در نهایت پیشنهاد می شود با اعمال برنامه های به زراعی و به نژادی، زمینه برای رقابت تولیدکنندگان داخلی بارقبای خارجی فراهم شود. همچنین برای آزاد سازی قیمت نهاده سم با توجه به بالا بودن کشش قیمتی آن، پیشنهاد می شود افزایش قیمت این نهاده به تدریج صورت گیرد و با ترویج مبارزه بیولوژیک با آفات و بیماری ها زمینه کاهش مصرف سم فراهم شود.
    کلیدواژگان: مجموع میزان حمایت داخلی (AMS)، پنبه، آزاد سازی قیمت، تابع هزینه ترانسلوگ مقید، مصرف نهاده ها
  • شاپور ظریفیان، عاطفه دماوندی، حشمت الله سعدی صفحه 237
    امروزه یکپارچگی اراضی یکی از عوامل عمده توسعه کشاورزی و طرح های آبیاری تحت فشار به شمار می رود. طرح یکپارچه سازی اراضی از سال 1379 به کشاورزان شهرستان کبودرآهنگ معرفی گردیده ولی پذیرش آن از طرف کشاورزان از روند مطلوبی برخوردار نبوده است. تاکنون (1390) پس از یک دهه، تنها 30 درصد اراضی آبی تحت پوشش طرح قرار گرفته بودند. لذا هدف تحقیق شناسائی عوامل موثر بر پذیرش طرح یکپارچه سازی اراضی توسط کشاورزان شهرستان کبودرآهنگ در استان همدان بود تا مسئولان با توجه به نتایج تحقیق راهبردهای مناسب جهت تسریع روند یکپارچه سازی اراضی و توسعه سیستم های آبیاری تحت فشار اتخاذ نمایند. در این تحقیق توصیفی – همبستگی، با استفاده از فرمول کوکران، 160 کشاورز به عنوان حجم نمونه به روش نمونه گیری دو مرحله ای از شش روستا در سه دهستان انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز توسط پرسش نامه جمع آوری گردید که روائی محتوائی آن توسط کمیته تحقیق و کارشناسان طرح تائید گردید و پس از انجام پیش آزمون، ضریب آلفای کرونباخ (75/0α=) محاسبه شده حاکی از پایائی قابل قبول ابزار تحقیق بود. با توجه به مقیاس اسمی دو وجهی متغیر وابسته تحقیق(پذیرش و عدم پذیرش)از مدل رگرسیونی لاجیت جهت آزمون رابطه متغیرهای مستقل تحقیق با متغیر وابسته استفاده شد. برآورد مدل رگرسیونی لاجیت نشان داد بترتیب متغیر های: مشورت با کارشناسان ترویج، سابقه کشاورزی، عضویت در تشکل ها، تعداد قطعات اراضی، میزان درآمدو زمین، از عوامل موثر در پذیرش طرح یکپارچه سازی توسط کشاورزان بودند.
    کلیدواژگان: پذیرش، مدل لاجیت، همدان، یکپارچه سازی اراضی
  • نیره میهن خواه، امیر حسین چیذری، صادق خلیلیان صفحه 244
    در این مطالعه مدل بهره برداری بهینه از سد چند منظوره لتیان با هدف تخصیص بهینه آب از مخزن سد، جهت تامین نیاز آبی اراضی کشاورزی دشت ورامین و نیاز شرب شهر تهران، برآوردشده است. رعایت اولویت های تخصیص آب میان اهداف مختلف سد ازجمله عرضه آب برای آبیاری، آب آشامیدنی و تولید انرژی برقآبی که با یکدیگر در رقابت می باشند، مدنظر بوده است. با در نظر گرفتن عدم قطعیت مقدار جریان ورودی آب به سیستم سد، مسئله بهره برداری از سد بر اساس دو دیدگاه تجزیه و تحلیل میانگین داده های سری زمانی به وسیله مدل های پیش بینی SARIMA و افرازبندی فازی با استفاده از احتمالات گذار مارکوفی مورد مطالعه قرارگرفت. در نهایت با استفاده از مدل های پویای قطعی و تصادفی سیاست های بهره برداری بهینه به ازای حالات مختلف (از نظر ماه آغازین، حجم آب اولیه مخزن و آبدهی ماه قبل) محاسبه گردید. داده های مورد استفاده مربوط به دوره زمانی 1389-1355 می باشد. نتایج حاصل از مدل شبیه سازی با سیاست های بهینه رهاسازی حاصل از دو مدل قطعی و تصادفی به وضوح موءید آن است که مدل تصادفی بر اساس افراز بندی فازی نسبت به مدل قطعی برای تعیین رهاسازی بهینه آب مخزن میان منافع مختلف رقیب حاصل از سد از جمله نیاز آبی اراضی کشاورزی دشت ورامین و نیاز شرب شهر تهران بهتر عمل می کند.
    کلیدواژگان: بهره برداری بهینه سد، افراز بندی فازی، احتمالات گذار مارکوفی، برنامه ریزی پویا، مدل های پیش بینی SARIMA
  • رضا اسفنجاری کناری، منصور زیبایی صفحه 252
    بخش کشاورزی برای تامین مطالباتی مانند تولید محصول بیشتر، آلودگی کمتر و تحقق خواسته های مصرف کنندگان با توجه به کم یابی فزاینده منابع، تحت فشار می باشد. با توجه به اهمیت کارآیی در رشد بهره وری و اینکه رشد بهره وری می تواند نقش مهمی را مخصوصا در کشورهای در حال توسعه برای تکامل سیستم های کشاورزی در جهت تامین این مطالبات ایفا کند، هدف از این مطالعه تجزیه تحلیل کارآیی واحد های صنعتی پرورش مرغ تخم گذار با استفاده از مفهوم تابع تولید فرامرزی است. داده های مورد استفاده در این مطالعه از یک نمونه 477 واحدی از سرشماری واحدهای صنعتی که توسط مرکز آمار ایران در سال 1385 صورت گرفته است، به دست آمد. نتایج تخمین تابع تولید مرزی منطقه ای حاکی از این بود که میانگین کارآیی برای استان های منتخب در محدوده 49/0 تا 88/0 است. بدین معنی که امکان افزایش سطح تولید کل تخم مرغ با استفاده از همین میزان نهاده و یا کاهش سطح نهاده ها در سطح فعلی تولید تخم مرغ و یا ترکیبی از هر دو از طریق پر کردن شکاف بین بهترین تولید کننده و سایر تولیدکنندگان وجود دارد. میانگین کارآیی فنی بر اساس تابع تولید فرامرزی در محدوده 31/0 تا 82/0 است. بنابراین بالاترین کارآیی مربوط به استان قم است در حالی که پایین ترین کارآیی فنی مربوط به استان تهران می باشد.
    کلیدواژگان: کارآیی فنی، تابع تولید مرزی پوششی تصادفی، مرغ تخم گذار، نسبت شکاف تکنولوژی
  • سمیه شیرزادی لسکوکلایه، محمود صبوحی صابونی، عباس جلالی صفحه 261
    در مطالعه حاضر با بررسی اثر مصرف کودهای شیمیایی و برداشت های بی رویه بر کیفیت منابع آب زیرزمینی، رتبه بندی محدودیت استفاده از زمین های کشاورزی برای حدود 700 هکتار از اراضی دشت کاشمر تعیین شد. بدین منظور اراضی کشاورزی مورد مطالعه به 8 زیربخش تقسیم شد و کیفیت و محدودیت استفاده بیشتر از این اراضی با استفاده از معیارها و فاکتورهای درنظرگرفته شده، توسط روش ویکور برنامه ریزی چندمعیاره رتبه-بندی شدند. سپس، با طرح ریزی مدل برنامه ریزی آرمانی وزنی با در نظرگرفتن 4 هدف زیست محیطی و اقتصادی به طور همزمان برای هر زیربخش، الگوی بهینه کشت و مدیریتی استفاده پایدار از منابع آب زیرزمینی و دست یابی به کشاورزی پایدار پیشنهاد شد. داده های مورد نیاز از اداره جهادکشاورزی، سازمان آب منطقه ای و اداره هواشناسی شهرستان کاشمر در سال 1389 جمع آوری شد. نتایج مطالعه نشان داد که برای جلوگیری از صدمات بیشتر به کشاورزی منطقه، اولویت بندی محدودیت های استفاده از زمین بایستی اجرا شود. نتایج بررسی کیفیت منابع آب کشاورزی درسال های 1387 و 1389 نشان داد که افزایش جبهه شوری در زیربخش های مختلف دشت گسترش یافته و در آینده ای نه چندان دور، کشاورزی منطقه آسیب جدی خواهد دید. بنابراین، لازم است که برنامه هایی از قبیل مدیریت منابع آب زیرزمینی، تغییر الگوی کشت، افزایش سطح زیرکشت گیاهان مقاوم تر به شوری، جایگزینی کودهای شیمیایی با کودهای آلی و توجه به کشاورزی پایدار در منطقه مورد توجه قرار گیرد تا بتوان مدیریت جامعی را در بهره برداری از منابع آب زیرزمینی منطقه داشت.
    کلیدواژگان: برنامه ریزی آرمانی، روش ویکور، کشاورزی پایدار، کیفیت آب زیر زمینی
  • ندا اسد فلسفی زاده، محمود صبوحی صابونی صفحه 272
    پدیده تغییر اقلیم یکی از مهم ترین چالش های زیست محیطی جهان است که با انتشار روز افزون گازهای گلخانه ای و پدیده های ارتباط از راه دور بر سرعت آن افزوده شده است. از پیامدهای شناخته شده ناشی از تغییر اقلیم، تغییر در میزان بارش باران، افزایش وقوع خشک سالی و مناطق بیابانی و تغییر در سطح منابع آب سطحی و زیر زمینی می باشد. در مطالعه حاضر جهت بررسی آثار پدیده تغییر اقلیم بر تولیدات کشاورزی شهرستان شیراز، 3 حلقه چاه واقع در دشت شیراز انتخاب گردید. آمار میانگین سطح آب این چاه ها طی سال های 1357- 1387 بر روی متغیر سال رگرس شد. با استفاده از آمار سالیانه بارندگی طی سال های 1337- 1387 و شاخص بارندگی استاندارد، احتمال وقوع سال خشک در شهرستان شیراز تعیین؛ سپس با استفاده از برنامه ریزی ریاضی تصادفی دومرحله ای و آمار زراعی شهرستان شیراز طی سال های 1357- 1387، آثار اعمال 5 سناریو پمپاژ با احتمال وقوع سال خشک بررسی شد. نتایج بخش اول مطالعه نشان داد که سطح آب چاه های کشاورزی مورد نظر در سطح (034/0p=) کاهش معناداری به میزان 4/0- یافته اند. همچنین، محاسبه شاخص بارندگی استاندارد در شهرستان شیراز نشان داد که احتمال وقوع سال خشک، 2/0 است. نتایج حل مدل نشان داد که کاهش بلندمدت درآمد و سود کشاورزی تحت تغییر اقلیم ملایم در سال خشک به ترتیب 5/4 و 4/6 درصد و در مقابل کاهش کوتاه مدت درآمد و سود کشاورزی در سناریوی مشابه به ترتیب از 54 و 30 درصد تا 74 و 85 درصد برآورد شد. آب مورد استفاده کشاورزی در کوتاه مدت و بلند مدت کمتر از وضعیت موجود به دست آمد. کاهش در مصرف آب باعث کاهش در عملکرد و درنتیجه درآمد کشاورزی منطقه خواهد شد اما، از وارد آمدن خسارات بلندمدت به سطح تولید محصولات زراعی و منابع آب زیرزمینی جلوگیری می کند. در پایان با توجه به نتایج به دست آمده از سناریوهای مختلف اقلیمی و امکان وقوع حالات مختلف تغییر در سطح منابع آب زیرزمینی، اتخاذ سیاست های حمایتی در جهت افزایش انگیزه زارعین در استفاده بهینه از منابع آب پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: تغییرات اقلیمی، منابع آب زیرزمینی، برنامه ریزی تصادفی دو مرحله ای، شیراز
  • محمدرضا کهنسال، هادی رفیعی دارانی صفحه 287
    از جمله تبعات قابل توجه تغییرات مخارج مصرفی خانوارها، تاثیرگذاری آن بر مصرف انرژی در بخش های مختلف اقتصادی و از جمله بخش کشاورزی می باشد. هدف اصلی این مطالعه بررسی تغییرات مصرف انرژی در بخش کشاورزی و تولید آلاینده های زیست محیطی استان خراسان رضوی ناشی از افزایش مخارج خانوارهای شهری و روستایی است. برای دست یابی به اهداف مورد نظر از جدول داده-ستانده استفاده شد که در این خصوص، با استفاده از جدول داده-ستانده پایه سال 1380 و بکارگیری روش راس (RAS)، جدول داده-ستانده استان خراسان رضوی برای سال 1386 بهنگام شد. در این مطالعه، بررسی تبعات افزایش مخارج خانوارهای شهری و روستایی در شش سناریوی مختلف بر مصرف انرژی در بخش کشاورزی و همچنین تولید آلاینده های زیست محیطی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان می دهد که در شرایط ثابت افزایش 10 درصدی مخارج خانوارهای شهری باعث افزایش مصرف انرژی به میزان 74/2 درصد در بخش کشاورزی و 32/7 درصد در سایر بخش ها می شود و این در حالی است که در شرایط ثابت افزایش 10 درصدی مخارج خانوارهای روستایی باعث افزایش 92/0 درصدی مصرف انرژی در بخش کشاورزی و 12/2 درصدی در سایر بخش ها می شود. همچنین در شرایط ثابت افزایش 10 درصدی مخارج مصرفی خانوارهای شهری در خصوص محصولات کشاورزی باعث افزایش مصرف انرژی در بخش کشاورزی به میزان 07/1 درصد و در سایر بخش ها 02/0 درصد می شود، در حالی که در مورد خانوارهای روستایی باعث افزایش 43/0 درصدی مصرف انرژی در بخش کشاورزی و 01/0 درصدی در سایر بخش ها می شود. نتایج حاصله نشان داد که به طور کلی واکنش مصرف انرژی در بخش کشاورزی نسبت به مخارج خانوارهای شهری بیشتر از روستایی است. همچنین افزایش مخارج مصرفی خانوارها در خصوص محصولات کشاورزی تاثیر ناچیزی بر مصرف انرژی کل استان دارد. از دیگر نتایج حائز اهمیت، تاثیر افزایش مخارج خانوارهای استان بر میزان تولید آلاینده CO2 است که میزان آن اختلاف قابل توجهی با سایر آلاینده های زیست محیطی دارد. همچنین میزان تولید آلاینده های SO3 و CH4 بسیار اندک است که این امر به دلیل نوع انرژی های مصرفی در بخش کشاورزی نسبت به سایر بخش ها است.
    کلیدواژگان: داده، ستانده، انرژی، مخارج خانوار، روش راس (RAS)، استان خراسان رضوی
  • سیدنعمت الله موسوی، ذکریا فرج زاده، فرزانه طاهری صفحه 298
    انرژی به عنوان یک نهاده مهم در تولیدات کشاورزی است و کاهش یارانه و تقاضای آن می تواند موجب افزایش هزینه های تولید و همچنین کاهش تولید شود. تغییر در سطح هزینه ها و تولید می تواند آثار رفاهی مهمی برای تولیدکنندگان کشاورزی داشته باشد. به منظور محاسبه اثرات رفاهی ابتدا تقاضای نهاده های تولید (نیروی کار، سرمایه و انرژی) برآورد شد. سپس اثر افزایش قیمت (کاهش یارانه) انرژی بروی تقاضای آن ها ارزیابی شد. در ادامه اثر کاهش مصرف انرژی بر روی تولید بخش کشاورزی با استفاده از تابع تولید و همچنین بر روی قیمت محصولات کشاورزی با استفاده از تابع تقاضای محصولات بخش کشاورزی محاسبه شد. اثر رفاهی کاهش یارانه انرژی شامل مجموع تغییرات در هزینه ها و ارزش تولید و مخارج یارانه دولت می باشد. بر اساس نتایج مشخص شد که در کوتاه مدت افزایش قیمت انرژی موجب افزایش هزینه انرژی اما کاهش هزینه های کل تولید به دلیل کاهش شدید تولید و همچنین افزایش قیمت محصول به سطحی فراتر از کاهش سطح تولید و کاهش مخارج دولت می شود. در بلندمدت روند افزایش هزینه های انرژی و کاهش مخارج دولت سرعت بیشتری می یابد اما از سوی دیگر در بلندمدت در مقایسه با کوتاه مدت به دلیل افزایش تولید و کاهش قیمت آن ارزش تولید افزایش کمتری نشان می دهد. به طور کلی مشخص شد افزایش قیمت انرژی موجب افزایش رفاه گروه های یاد شده می شود اما میزان این افزایش در کوتاه مدت بیشتر از بلندمدت است. حمایت از تولیدکنندگان با استفاده از تسهیلات اعتباری و یافتن تکنولوژی جایگزین بعنوان مهمترین پیشنهادهای مطالعه می باشد.
    کلیدواژگان: آثار رفاهی، یارانه، انرژی، بخش کشاورزی
  • مهدی چرمچیان لنگرودی صفحه 307
    در سال های اخیر، مفهوم توانمندسازی کشاورزان بخش جدائی ناپذیر سیاست های سازمان های غیردولتی وتوسعه برای حمایت از توسعه روستایی و کشاورزی شده است. هدف کلی این تحقیق، مدل یابی شاخص های توانمندسازی روان شناختی کشاورزان استان مازندران ایران بود. برای دست یابی به این هدف، شاخص های توانمندسازی روان شناختی کشاورزان و عوامل تاثیرگذار بر آن شناسایی شدند. جامعه آماری تحقیق شامل 1368233 کشاورز استان مازندران بود. برآورد حجم نمونه بااستفاده از فرمول کوکران انجام شد. نمونه گیری طبقه ای با اختصاص متناسب در این مطالعه به کاربرده شد. روش شناسی تحقیق، ترکیبی از روش های کمی و توصیفی- استنباطی بود. برای تجزیه تحلیل داده ها ازSPSS 16 وLISREL استفاده شد. مقدار آلفای کرونباخ و تتای ترتیبی هردو 91/0 به دست آمد. میانگین سن و سابقه کار کشاورزی کشاورزان به ترتیب 31/49 و58/25 سال بوده است. همچنین22 درصد واریانس توانمندسازی روان شناختی کشاورزان استان مازندران توسط چهار عامل منابع وام-گیری، راهکارها(عوامل مثبت)، روش های آموزشی و موانع تبیین شد. بانک در رتبه اول منابع وام گیری کشاورزان استان مازندران بود. دادن وام واعتبارات به کشاورزان در رتبه اول راهکارها (عوامل مثبت) برای توانمندسازی روان شناختی کشاورزان استان مازندران بود. سطح سواد پایین مهمترین مانع در توانمندسازی روان شناختی کشاورزان استان مازندران بود. همچنین مناسب ترین روش از دیدگاه کشاورزان، شرکت در مدرسه در مزرعه کشاورز تشخیص داده شد.
    کلیدواژگان: شاخص های توانمندسازی روان شناختی، کشاورزان، مازندران
  • عذرا جوان بخت، حبیب الله سلامی صفحه 315
    در این مطالعه آثار دو سیاست کاهش نرخ سود تسهیلات بانکی و افزایش عرضه آن ها بر رشد تولید در بخش های اقتصادی ایران بررسی شده است. در این راستا، یک الگوی تعادل عمومی در چارچوب الگوهای تعادل عمومی ORANI-G و با توسعه آن به طوری که منطبق بر اقتصاد ایران بوده و بخش مالی اقتصاد را نیز شامل شود، تدوین شده است. در این الگو از ماتریس حسابداری اجتماعی مالی ایران بر مبنای آخرین جدول داده– ستانده منتشر شده توسط مرکز آمار ایران در سال 1380 به عنوان پایه آماری الگو استفاده شده است. پس از تدوین الگوی CGE مالی، شبیه سازی هایی در قالب دو سناریو انجام شده است. مقایسه نتایج حاصل از سناریوی کاهش نرخ سود تسهیلات بانکی در همه بخش های اقتصادی و سناریوی افزایش عرضه تسهیلات بانکی حاکی از آن است که اثر کاهش نرخ سود تسهیلات بر توسعه بخش های اقتصادی بیشتر از اثر افزایش عرضه تسهیلات است. به طوری که رشد تولید ناخالص داخلی واقعی نیز در سناریوی اول تقریبا دو برابر سناریوی دوم (2/1 درصد در برابر 6/0 درصد) افزایش می یابد. همچنین در سناریوی اول، صادرات با رشد مثبت و در سناریوی دوم با رشد منفی مواجه می شود. علاوه بر این اجرای سناریوی اول منجر به کاهش نرخ رشد تورم و سناریوی دوم منجر به افزایش آن می شود. در مقابل با افزایش عرضه تسهیلات، کل سرمایه ثابت تشکیل شده در اقتصاد 6/1 برابر سناریوی کاهش نرخ ها، رشد می نماید. این نتایج حاکی از آن است که یک نوع مصالحه بین این دو سیاست از لحاظ تاثیرات آن بر اقتصاد وجود دارد که بسته به اهداف و اولویت های سیاست گذار یکی بر دیگری ممکن است ترجیح داده شود.
    کلیدواژگان: نرخ سود تسهیلات بانکی، عرضه تسهیلات، الگوی تعادل عمومی قابل محاسبه مالی، ماتریس حسابداری اجتماعی مالی، رشد تولید، ایران
|
  • M. Pahlavani, S. K. Tayebi, P. Taheri, V. Kalate Arabi Page 228
    In this study, first we evaluate the total amount of support for domestic cotton (AMS) for the years 1988 to 1999. Then, using time series data for the study years, translog cost function was constrained. Having calculated the price elasticity of demand for farm inputs, farmers’ reactions to price changes due to the price liberalization were identified. The results of study showed that in the whole period of the free exchange rate, production of the cotton crop has been supported. In the year 1992 and between the years 1999 to 2001 the production of cotton has not been supported and the farmers had to pay a hidden tax. Price elasticity for the inputs including fertilizer, seeds, and water were estimated -0.342, -0.72, and -0.754, respectively. This shows that for every one percent increase in the price liberation, the input decreased less than one percent. The price elasticity for the pesticide input was equal to: -7.614 which presents a significant reduction in the use of pesticide due to the price increase that resulted from liberalization. Ultimately, we suggest that implementing better breeding, farming methods and technologies provides an effective circumstance for domestic producers to compete with their foreign counterparts. Furthermore, the study suggests that due to the high price elasticity of demand for pesticides,, the prices move gradually up with the promotion of biological control of pests and diseases in order to reduce the consumption of poison.
    Keywords: Aggregate Measurement of Support (AMS), Cotton, Price Liberalization, the constrained translog Cost function, Inputs Use
  • Sh. Zarifian, A. Damavandi, H.A. Sadi Page 237
    Currently, the land amalgamation has important role in agricultural and under pressure irrigation development. Agricultural land amalgamation programs were introduced to farmers of Kabutarahangh county since 1990; however, the adoption process has not been successful. For instance, after a decade, only 30 percent of the irrigated lands has been adopted. Accordingly, the aim of the study was to identify effecting factors on land amalgamation adoption in the county of Hamedan province. According to the results of this study, relevant authorities can implement effective strategies to accelerate the process of land amalgamation. Using Cochran formula, the sample size was calculated. Using multiple-stage cluster sampling, 160 farmers from six villages in three counties were selected. The validity of questionnaire was investigated by a committee of experts. After the pre-test, Cronbach's alpha coefficient was calculated. The results showed that the research tool was consistent. Because of the nominal scale of dependent variable (acceptance and rejection), the logit regression model was used to examine the relationship between independent and dependent variables. Estimated Logit regression model indicated that the following variablesincluding the amount of agricultural land, farmer's income, membership on agricultural organization, consulting with extension experts, agricultural background and the land's pieces have significant effects on adoption of land amalgamation by Kabutarahang farmers.
    Keywords: Adoption, Land amalgamation Program, Ordered Logit Model
  • R. Esfanjari Kenari, M. Zibaei Page 252
    Climate change phenomenon is an important environmental challenge of the world. Increasing extension of greenhouse gases and remote relationship phenomena accelerate the speed f climate change. Changes in precipitation level, drought occurrence and changes in the level of surface and groundwater resources are the recognized consequences of climate change. In order to study consequences of climate change on agricultural production in Shiraz County, three well rings in Shiraz plain were selected. Mean statistics of water level in wells were regressed on the year during 1978-2008. Using annual statistic of precipitation during 1958-2008 and standard precipitation index (SPI), the probability of dry year incidence was determined. Effects of 5 pumping scenarios with consideration to the probability of dry year incidence were assessed, using two-stage stochastic programming. Results showed that water levels at the desired level of agricultural wells has significant decrease 0.4 percent (p=0.034). The long-run loss of income and farm income under the mild climate change and dry years were 4.5 and 6.4 percent. The short-term loss of income and agricultural income in the same scenarios were estimated from 54 and 30 percent to 74 and 85 percent, respectively. Agricultural water use in the short and long term was estimated less than the status quo. Reduction in water use leads to reduction in yield and farm income in the study area, however, prevents the long-term damages to crop production levels and underground water resources. Ultimately, implementing policies to improve farmer's incentives to sustainable use of water resources are recommended.
    Keywords: Climate change, ground water resources, two, stage stochastic programming, Shiraz
  • N. Asad Falsafi Zadeh, M. Sabouhi Sabooni Page 272
    Climate change phenomenon is an important environmental challenge of the world that has increased its speed with the increasing extension of greenhouse gases and remote relationship phenomena. Changes in precipitation level, drought occurrence and in the level of surface and groundwater resources are the recognized consequences of climate change. In order to study climate change phenomenon consequences on agricultural production in Shiraz County, three wells rings in Shiraz plain were selected. Mean statistics of water level in wells were regressed on the year during 1978-2008. Using annual statistic of precipitation during 1958-2008 and standard precipitation index (SPI), the probability of dry year incidence determined. Effects of 5 pumping scenario in 3 states of nature was assessed using two-stage stochastic programming. Results showed that water levels at the desired level of agricultural wells has significant decrease 0.4 percent (p=0.034). The long-run loss of income and farm income under the mild climate change and dry years was 4.5 and 6.4 percent. The short-term loss of income and agricultural income in the same scenarios were estimated from 54 and 30 percent to 74 and 85 percent, respectively. Agricultural water use in the short and long term was estimated less than the status quo. Reduction in water use will lead to reduction in yield and farm income in the performance area, however, will prevent the long-term damages to crop production levels and underground water resources. Finally, taking support policies to increase farmer's incentives in appropriate use of water resources is recommended.
    Keywords: Climate change, ground water resources, two, stage stochastic programming, Shiraz
  • M. Kohansal, H. Rafiei Darani Page 287
    Considerable consequence of households’ consumption expenditure changes is on energy using in agricultural sector and in other economical sectors. The main objective of this paper was to study of consequences increasing rural and urban households expenditures on changing of energy using in agricultural sector and on producing of environmental pollutants in Khorasan Razavi province. For this purpose, we used input-output tables of 2001 as a base data which was updated for 2007 in Khorasan Razavi province by using RAS method. In this paper, the consequences of increasing household's expenditure on energy using and also producing of environmental pollutants were studied in 6 scenarios. The results showed that in constant conditions, 10% increase in urban households’ expenditure causes 2.74% increase in energy using in agricultural sectors and also causes 7.32% increase in energy using in other sectors. While 10% increase in rural households’ expenditure causes 0.921% increase in energy using in agricultural sectors and causes 2.12% increase in energy using in other sectors. Also in constant conditions, 10% increase in urban households’ expenditure cause 1.07% increase in energy using in agricultural sector and also causes 0.02% increase in energy using in other sectors, while about rural households 10% increase in consumption’s expenditure causes 0.43% increase in energy consumption in agricultural sector and causes 0.04% increase in other sectors. The results showed that the consequences of changing of urban household expenditure on energy using in agricultural sector is more than the consequences of changing of rural households’ expenditure. Also the increase of households’ expenditure about agricultural products has little effects on total energy using of province. The results also showed the effect of increasing province households’ expenditure on increasing of producing CO2 pollutant; that the increasing of CO2 pollutant was considerably more than increasing of other pollutants. Producing of SO3 and CH4 were little; that referred to energy using systems in agricultural sector.
    Keywords: Input, output, Energy, Household's expenditure, RAS method, Khorasan Razavi province
  • S.N. Mousavi, Z. Farajzadeh, F. Taheri Page 298
    Energy is considered as an important input for agricultural products. A decrease in energy subsidy and its demand reduces agricultural outputs and raises the production costs. Changes in production and costs may significantly affect welfare of the agricultural producers. The main objective of this study was to analyze the impact of increased energy prices (reduction in the subsidy) on the agricultural producers as well as the government expenditure. In order to achieve the objective, production factor demands (labor, capital and energy) were estimated. Then, impact of increased energy price (decrease in subsidy) on its demand was analyzed. Using production function, the impact of decreased energy consumption on agriculture production was estimated. Using the demand function for agricultural products, the impact of decreased energy consumption on the agricultural prices was estimated. The study groups to analyze the welfare were agricultural producers and the government. The welfare impact of reduced energy subsidy includes a change in the production value, in the production costs and the government expenditure allocated to the energy subsidy in the agricultural sector. The results showed that for the short run an increase in energy prices raised energy cost, however the total production costs tended to decrease due to robust reduction in the agricultural production. Increased energy price results in an increase in the production prices which is beyond the decrease in the production and the decrease in the government expenditure. In the long run, increase in the energy costs and decrease in the government expenditure tended to progress rapidly. However, in the long run compared with the short run, due to the increased production and the decrease in the output price a lower increase in the production value occurs. The welfare analysis showed an increase in the welfare of the study groups, however, that was more considerable in the short run compared with the long run. Supporting the agricultural producers with credit facilities and technology improvement were suggested as the effective policies.
    Keywords: Welfare Impacts, Subsidy, Energy, Agriculture Sector
  • M. Charmchian Langerod Page 307
    During recent years the concept of farmer empowerment has been considered as an important part of many development organizations’ and NGOs’ policies for supporting agricultural and rural development. The overall goal of this study was modeling the farmers’ psychological empowerment indicators in Mazandaran province, Iran. To achieve this goal, farmers’ psychological empowerment indicators and affecting factors on farmers’ empowerment were identified in Mazandaran province. The statistical population included 1368233 farmers living in the Mazandaran province, Iran. The sample size was determined using Cochran’s formula. Stratified sampling with proportional allocation was used in this study. Research methodology applied in this study was a combination of descriptive-analytical and quantitative methods. To run the appropriate analyses, SPSS and LISREL softwares were employed. Cronbach’s alpha and ordinal theta were 0.91 and 0.91 respectively. The mean of farmers’ age and their farming experiences were respectively 49.31 and 25.58 years. 22 percent of farmers’ psychological empowerment variance was determined through four factors of farmers’ loan sources, solutions (positive factors), training methods and obstacles. The bank was found the primary source of loan fund for farmers. Among the solutions (positive factors), providing credits and loans to farmers was the most important in the farmers’ psychological empowerment in Mazandaran province. Low literacy level was found the main obstacle in empowering farmers. Participating in farmer field school was found the most useful method to empower the farmers.
    Keywords: Psychological Empowerment indicators, farmers, Mazandaran
  • O. Javanbakht, H. Salami Page 315
    This study investigates the effects of two policies of reducing profit rate and increasing supply of credits on the growth of production in the economic sectors in Iran. To achieve the goal, the ORANI-G computable general equilibrium model was modified tothe present situation of Iranian economy. The model was also extended to accommodate the financial sector of the economy. To use the CGE model, a financial social accounting matrix based on the latest input-output table published by Statistical Center of Iran in the year 2001 was developed. Using the developed model, two scenarios were simulated. Simulation results of reducing interest rate of credits supplied to the sectors showed that the effects of this scenario on expansion of economic sectors is higher than the impact of the second scenario in the form of increasing supply of credits. This increased the real GDP growth rateby almost twice (1.2% versus 0.6%) of that in the second scenario. furthermore, the total exports experienced positive growth in the first scenario while it faced the negative growth in the second one. Additionally, a reduction in the profit rate of credits reduced prices of commodities and services, which in turns increased the inflation rate by 0.53 percent. However, increase in supply of credits led to an increase in the prices of commodities and services. This caused a rise in inflation rate by 0.04 percent. Increase in supply of credits, however, caused an increase in fixed capital formation in the economy by 1.6 times comparing to the profit rates reduction scenario. These results revealed that there is a compromise between these two policies with respect to their effects on the economy. Based on the goals and priorities of policymakers, one of the policies might be preferred to the other one.
    Keywords: Profit rate, Credit supply, FCGE, FSAM, Production Growth, Iran