فهرست مطالب

معرفت سیاسی - سال چهارم شماره 1 (بهار و تابستان 1391)
  • سال چهارم شماره 1 (بهار و تابستان 1391)
  • 138 صفحه، بهای روی جلد: 10,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1391/12/15
  • تعداد عناوین: 7
|
  • محمدحسین زاده یزدی صفحه 5
    در میان قواعد متعدد فقهی، قاعده لاضرر، از جمله قواعدی است که کارایی بسیاری در فقه سیاسی دارد. بررسی روایات مربوط به قاعده لاضرر، تعیین مفاد ادله این قاعده، و مهم تر از همه، تبیین پیامدهای آن، هدف مقاله حاضر است. مقاله با بررسی سه دیدگاه حکم حکومتی، حکم ثانوی و حکم عقلی، به پیامدهای مهم قاعده لاضرر می پردازد. به نظر نویسنده، دو دیدگاه حکم حکومتی و حکم ثانوی، به دلیل محدودیت نمی توانند به صورت کامل مفاد قاعده لاضرر را تبیین کنند؛ درحالی که دیدگاه حکم عقلی با جمع میان دو حکم حکومتی و حکم ثانوی، به خوبی می تواند پیامدهای این قاعده را تبیین نماید.
    کلیدواژگان: فقه سیاسی، قاعده لاضرر، حکم حکومتی، حکم ثانوی، حکم عقلی
  • رضا میرزایی سرای ملکی صفحه 31
    بر اساس اعتقادات شیعه، اداره جامعه اسلامی یکی از شئون پیامبر بود که پس از ایشان به جانشینان آن حضرت؛ یعنی امامان معصوم منتقل شد. از این رو لزوم برپایی حکومتی عادل توسط امامان معصوم و وجوب یاری چنین حکومتی، از جمله پایه ای ترین اعتقادات شیعی است. همین مسئله موجب شده است تا مباحث مهمی در ارتباط با اداره جامعه و کیفیت تعامل افراد جامعه با حکومت، اعم از عادل یا ظالم، در بین فقهای شیعه مطرح شود؛ مباحثی از قبیل جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، اجرای حدود الهی و.... در این مقاله، تلاش شده است تا سیر تاریخی طرح مباحث حکومتی در فقه شیعه نزد فقهای قرون اولیه تا زمان محقق حلی مورد بررسی قرار گیرد. فقهای بزرگی همچون شیخ صدوق طلایه دار این بحث می باشد. کسانی چون شیخ مفید به صورت گسترده تری به این بحث پرداخته است. در این مقاله، به دیدگاه فقهایی چون سید مرتضی، ابوصلاح حلبی، شیخ طوسی، سلار، ابن براج و ابن ادریس نیز اشاره شده است.
    کلیدواژگان: سلطان، امام، سیاسی، حکومتی، فقه، شیعه، فقها
  • محمد ذوالفقاری، سیدمهدی سیدیان صفحه 49
    «فقه حکومتی» که یکی از مباحث اصلی در حوزه فلسفه فقه می باشد، نگرشی کل نگر و مبتنی بر دیدگاه حداکثری از دین است. فقه حکومتی، به مثابه یک روش و رویکرد در مقابل فقه فردمحور به شمار می رود و وصفی عام و حاکم بر تمامی ابواب فقه است؛ بدین معنا که فقیه در مقام استنباط احکام شرعی، اجرای احکام در بستر نظام حکومتی اسلامی را به عنوان نهاد اداره جامعه، مدنظر قرار می دهد. پرسش اصلی این نوشتار، «چیستی، چرایی و چگونگی» فقه حکومتی است. در چیستی، ماهیت فقه حکومتی تبیین می شود. در چرایی، ضرورت فقه حکومتی، و در چگونگی، روش و فرایند دستیابی به آن بررسی خواهند شد. مقاله حاضر با رویکردی تحلیلی ‎تلاش می کند تا ضمن بهره گیری از آرای فقی هانی همچون امام خمینی که احیاکننده فقه حکومتی در بعد نظری، و بنیان گذار جمهوری اسلامی بر مبنای بعد عملی فقه حکومتی در قرن معاصر به شمار می رود جوانب این موضوع را واکاوی و تبیین کند.
    کلیدواژگان: فقه حکومتی، فقه سیاسی، فقه فردی، فقه سنتی، فلسفه فقه، امام خمینی
  • مهدی طاهری صفحه 69
    توقیع شریف، روایتی است که در تاریخ شیعه برای اثبات ولایت فقها به آن استناد شده است. تا کنون بیشتر به بررسی دلالت یا عدم دلالت این روایت بر اصل ولایت فقی هان در عصر غیبت پرداخته شده و به اثبات جنبه های دیگر ولایت فقیه در این روایت، چندان توجه نشده است. در این مقاله تلاش شده است تا افزون بر اثبات ولایت فقها در امور سیاسی و اجتماعی، گستره شمول توقیع شریف، نسبت به برخی از مسائل مطرح در حوزه ولایت فقی هان شیعه نیز کاوش گردد. بر این اساس، ضمن سنخ شناسی نظریات حاکمیت فقیه، دلالت این روایت بر نظریه ولایت فقیه و انتصاب آن به اثبات رسیده و با نفی شورای رهبری، به نقش مردم در حکومت دینی نیز اشاره شده است. پس از آن، شرط اعلمیت در ولایت سیاسی فقیه بررسی شده و بحث در گستره اختیارات ولی حاکم نیز پایان بخش این نوشتار است
    کلیدواژگان: فقیه، مردم، ولایت، حاکم، انتصاب، توقیع
  • محمد امین مبلغ دایمیردادی صفحه 87
    تالیف قلوب، برگرفته از یک فرع فقهی در بحث اصناف مستحقان زکات است که ریشه قرآنی دارد. کاربرد «تالیف قلوب» دلجویی از برخی مشرکان یا منافقان و حتی گروه های خاص از مسلمانان با هدف جلب همکاری سیاسی افراد و جریان ها با نظام و امت اسلامی یا دفع توطئه ها و تهدیدات است. برخلاف دیدگاه تقلیل گرایانه منسوخ بودن سهم تالیف شوندگان یا عدم امکان اجرای این حکم در عصر غیبت، در این پژوهش بر نکات زیر تاکید می شود: از دیدگاه بیشتر فقهای فریقین، پس از عصر پیامبر نیز این فرع فقهی از پویایی و بقا برخوردار است و در عصر غیبت، امکان عمل و زمینه اجرا دارد. «تالیف قلوب»، هماهنگ با اهداف سیاسی اسلام است و پیوند وثیق و موثر با سیاست ورزی و دیپلماسی اسلامی دارد. پیوند سیاست اسلامی با «تالیف قلوب»، در هر دو عرصه «سیاست داخلی» و «سیاست خارجی»، و در هر عصر و زمان قابل اثبات و اجرا می باشد.
    کلیدواژگان: تالیف قلوب، سیاست، فقه سیاسی، زکات، دیپلماسی
  • عبدالجبار زرگوش نسب، سیده معصومه غیبی صفحه 107
    یکی از مصادیق بارز جرم سیاسی، شورش دربرابر حاکم و حکومت اسلامی، و خروج گروهی از مسلمانان بر امام عادل است، که در فقه، تحت عنوان بغی از آن یاد می شود. تعریف و احکامی را که فقها در کتاب های فقهی برای این جرم ارائه داده اند، محدودتر از آن چیزی است که از آیات و روایات فهمیده می شود و بسیاری هم در کتاب ها و مقاله های خود به ذکر همان احکام و شرایط بسنده می کنند؛ درحالی که این جرم، دایره ای گسترده تر دارد. ازسوی دیگر، به دلیل اینکه نهاد مقدس توبه، در منابع کیفری اسلام در جرایم خاصی پذیرفته شده و یکی از عوامل رفع مسئولیت کیفری در نظر گرفته شده است، مناسبت دارد که با بررسی دیدگاه ها و ادله آنها به تبیین دقیق بغی، شرایط و احکام آن پرداخته و نقش توبه باغی در تخفیف مجازات یا عفو از مجازات نیز بررسی شود
    کلیدواژگان: جرم سیاسی، بغی، بغات، توبه، مجازات، فقه
  • الخلاصه
    صفحه 127
|
  • Muhammad Husseinzadeh Yazdi Page 5
    “The principle of no harm” is one of the several legal principles which has many applications in political jurisprudence. The present paper tries to analyze the traditions related to this principle, determine the content of its proofs, and most importantly elaborate on its consequencies. It deals with the important consequencies (requirements) of this principle through analyzing three existing views, that is, governmental judgment, secondary judgment, and intellectual judgment. The researcher believes that the two first views – governmental judgment and secondary judgment- cannot explain the content of the principle of no harm, due to their limitation while the view of intellectual judgment can well explain the consequencies of this principle by combining governmental and secondary judgment.
    Keywords: political jurisprudence, the principle of no harm, governmental judgment, secondary judgment, intellectual judgment
  • Reza Mirzaii Saraye Maleki Page 31
    According to Shiite beliefs, one of the Holy Prophet's responsibilities was the management of Islamic society, a responsibility which his successors, i.e. infallible Imams undertake after him. Therefore, the necessity of establishing a just government by infallible Imams and supporting it is among the most fundamental Shiite beliefs. This notion has stimulated Shi’ah faqihs to elaborate on such questions about management of society like Jihad, enjoining good and prohibiting evil, observing divine limits and the like. The present paper seeks to expound the historical development of the discussions on governmental issues in Shia fiqh (jurisprudence) generated by jurists of the early centuries until Muhaqqiq Hilli's time. Some great jurists like Sheikh Saduq initiated such discussions and some like Sheikh Mufid expanded them. This paper also refers to the views of a number of great jurists like Seyyed Murtaza, Abu Salah Halabi, Sheikh Tusi, Salar, Ibn Barraj and Ibn Idris.
    Keywords: sultan, Imam, political, governmental, fiqh (jurisprudence), Shia, jurists
  • Muhammad Zolfaqari, Seyyed Mahdi Seyyediyan Page 49
    Governmental fiqh (jurisprudence), one of the main issues of philosophy of fiqh (jurisprudence) is a holistic approach which is based on the maximal view on religion. Governmental jurisprudence is considered as a method and approach vis-à-vis individualistic fiqh (jurisprudence) and a general description governing all types of jurisprudence. That is, when jurist wants to infer religious injunctions, he considers the act of enforcing rules in the context of an Islamic governmental system which represents an institution to manage the society. The present paper mainly deals with the "quiddity, reason and manner" of governmental fiqh (jurisprudence). When discussing quiddity, it elaborates on the nature of governmental jurisprudence, when discussing reason it expounds its necessity and when manner is in question, the method and process to achieve it are discussed. Using an analytical approach, this paper tries to reanalyze and elaborate on the aspects of this extremely important issue in Islamic fiqh (jurisprudence) by referring to the views of such great jurists like Imam Khomeini (May God’s mercy be on him) who has revived the theoretical dimension of governmental jurisprudence and established the Islamic Republic in modern century on the basis of the practical dimension of governmental fiqh.
    Keywords: governmental fiqh, political fiqh, individual fiqh, traditional fiqh, philosophy of fiqh, Imam Khomeini
  • Mehdi Taheri Page 69
    The tradition of the Noble Writ by Imam Mahdi, on which the history Shi’ah relies for establishing the guardianship of jurist is mainly examined to see whether or not this tradition testifies to the principle of theocratic guardianship during occultation period, but the question of establishing the other aspects of theocratic guardianship has not been given due attention. The present paper tries to study the scope within which Noble Writ falls in relation to the questions propounded in the area of guardianship of Shia jurists to confirm the role which guardian jurists play in sociopolitical affairs. Accordingly, in addition to the typology of theories on guardianship of jurist the fact that this tradition establishes the theory of guardianship of jurist and his appointment, has been proved. The role of people in religious government is referred to by rejecting the leading council. Then, the condition that the jurist has to be most knowledgeable in as far as political guardianship is concerned is dealt with. The final part of discussion is centred on the jurisdiction of the ruling guardian jurist.
    Keywords: jurist, people, guardianship, ruler, appointment, writ
  • Mohammad Amin Moballiq Daimirdadi Page 87
    Bringing hearts together, which has its root in the Holy Quran, is derived from a secondary fiqhi principle about those who deserve Zakat (alms). It is used to appease some polytheists, hypocrites or even certain groups of Muslims for the purpose of attracting individuals and trends to cooperate politically with Islamic system and Islamic nation or to repel plots and threats.Contrary to the reductionist view that the shares of those whose heart are brought together have been abrogated or it is impossible to apply this rule during the occultation period, the present paper emphasizes that most Sunni and Shia jurists believe that this fiqhi issue has continued to be valid after the lifetime of the Holy Prophet and its application is possible during the occultation period. Bringing hearts together is in harmony with Islam's political aims and has close and influential relation with statesmanship and diplomacy in Islam. Furthermore, it is possible to verify and implement the relation between Islamic policy and "bringing hearts together" in "domestic policy" and "foreign policy" at all times.
    Keywords: bringing hearts together, politics, political fiqh, alms, diplomacy
  • Abduljabbar Zargooshnasab, Seyyedeh Masoomeh Qeybi Page 107
    One of the clear instances of political crime is revolting against an Islamic ruler and Islamic government and a group of Muslim's revolt against a just Imam, which is referred to in fiqh as baqy (rebellion). The definition and verdicts relating to this crime to which jurists have pointed in their books of fiqh are less than what can be deduced from Quranic verses and traditions. Many scholars have dealt only with the mentioned verdicts and conditions in their books and articles, whereas this crime has a wider range. On the other hand, since, according to the books of punishment in Islam, the holy principle of repentance for some crimes has been affirmed and it is considered as a way of avoiding being held accountable for a crime is it appropriate to examine the views about it and evidence supporting the view, and then minutely elaborate on the question of baghi, its conditions, verdicts, and role of a rebel's repentance in mitigating or remitting the severity his/her penalty.
    Keywords: political crime, rebellion, rebel, repentance, penalty, jurisprudence