فهرست مطالب

بلور شناسی و کانی شناسی ایران - سال بیستم شماره 4 (زمستان 1391)
  • سال بیستم شماره 4 (زمستان 1391)
  • 190 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1392/01/10
  • تعداد عناوین: 14
|
  • محمود برهانی زرندی صفحه 613
    در این کار پژوهشی به بررسی تاثیر دو عامل، یکی سرعت های متفاوت سردشدن و دیگری تابش پرتو پرانرژی الکترونی روی تغییر بلورینگی پلی پروپیلن ساخت ایران پرداخته شده است. برای این کار نمونه های پلی پروپیلن را در قالبی تا دمای 230 ذوب کرده، سپس با سرعت های متفاوت سرد شدند. درصد بلورینگی نمونه ها با استفاده از گرماسنجی روبشی تفاضلی، طیف سنجی فروسرخ و نیز پراش پرتو ایکس تعیین شد. نتیجه ای که به دست آمد این بود که درصد بلورینگی نمونه ها به سرعت سرد شدن آن ها بستگی دارد به طوری که هرچه سرعت سرد شدن بیشتر باشد درصد بلورینگی کمتر خواهد شد. اثر تابش الکترون روی نمونه ی سرد شده در هوا نیز با دز تابشی متفاوت از kGy40-5 مورد بررسی قرار گرفت. تاثیر دز تابش روی بلورینگی نمونه ها به این صورت بود که مقدار بلورینگی با افزایش دز تا حدود kGy30 افزایش سپس با افزایش دز تابش، مقدار بلورینگی کاهش می یابد. محتوای ژل هر نمونه که میزان پیوند عرضی بین زنجیره ی آن را در ناحیه آمورف نشان می دهد که با استفاده از حلال زایلن به دست آمد. درصد بلورینگی آن ها نیز با استفاده از دما نگاشت، DSC و طیف سنج FTIR و نیز پراش پرتو ایکس تعیین شد.
    کلیدواژگان: پلی پروپیلن، پرتو الکترونی، سرعت سرد شدن، بلورینگی، گرماسنجی روبشی تفاضلی، طیف سنجی فروسرخ، پراش پرتو ایکس
  • بهزاد حاج علیلو، بهرام وثوق، نورالله رضوی زاده، محسن موید صفحه 623
    توده ی نفوذی گرانیت قلیایی علم کوه با سن وابسته به پلیوسن در کلاردشت چالوس (شمال ایران) دنباله ی چینه ای گسترده ای از پرکامبرین تا سنوزوئیک را تحت تاثیر دگرگونی گرمایی و دگرنهادی خویش قرار داده است. دگرنهادی اسکارنی مهم ترین نوع دگرنهادی در منطقه ی مورد بررسی است که گسترش هاله های دگرگونی آن به پهنای یک تا دو کیلومتر است. این گرانیت قلیایی به احتمال در شرایط زمین ساختی همزمان و پس از کوهزایی تشکیل شده و در گروه گرانیت های نوع A قرار می گیرد. نفوذ توده ی گرانیتی علم کوه در سنگ های درونگیر منطقه ضمن گسترش زون های اسکارنی باعث کانی سازی اکسیدی و سولفیدی در منطقه شد که بیشتر از مگنتیت، کالکوپیریت و پیریت تشکیل شده است. بررسی میانبارهای شاری نشانگر وجود پنج نوع میانبار V + L + S، V + L، L + V، L و V در کوارتزهای همزمان با کانی سازی است. شواهد زمین -دما سنجی بیانگر تشکیل فاز اکسیدی در گستره ی دمایی C° 478 تا C° 488 و فاز سولفیدی در گستره ی دمایی C° 368 تا C° 378 است. اختلاط شاره های ماگمایی و آب های جوی در تولید شاره های کانه ساز فرآیند مهمی بوده است. مشاهدات صحرایی، میکروسکوپی و دماسنجی موید زایش اسکارنی کانی سازی های فلزی موجود در حاشیه ی توده نفوذی علم کوه است.
    کلیدواژگان: اسکارن، ایران، کانی سازی، میانبارهای شاری، دماسنجی، توده ی نفوذی، علم کوه
  • صدیقه سلامی، علی اصغر سپاهی گرو، محمدمعانی جو، کاظم برزویی صفحه 637
    منطقه ی مورد بررسی در شمال غربی ایران (38 کیلومتری جنوب غربی شهرستان قروه) واقع شده است که در تقسیمات زمین شناسی بخشی از زون سنندج- سیرجان به حساب می آید. لیتولوژی مجموعه ی پگماتیتی مورد نظر از سینو گرانیت تا گرانودیوریت پگماتیتی متغیر است، که در مرمرهای دولومیتی منطقه نفوذ کرده اند. مشاهدات صحرایی، بررسی مقاطع نازک و آزمایش های انجام شده به روش های XRD، XRF وICP روی کانی ها و سنگ های منطقه، نشان می دهد که ترکیب این پگماتیت ها از حاشیه به مرکز تغییر می کند. هر چه به مرکز این دایک های پگماتیتی نزدیک می شویم دانه بندی درشت تر و تمرکز کوارتز و فلدسپات بیشتر می شود در عوض از تمرکز میکا کاسته می شود. بررسی های ژئوشیمیایی صورت گرفته روی کانی ها حاکی از مقدار بالای (ppm 5/93-92) Ta، (ppm9) Tl، (ppm5275) Ti، (ppm 724-668) Zn، (ppm 33-29) Ag و (ppm 1410-1380) Nb در بیوتیت ها و (ppm 214-212) Ga، (ppm 40-33) W و (ppm 87-85) Sn در موسکوویت هاست. همچنین گارنت های موجود در پگماتیت ها که از نوع آلماندین- اسپسارتین هستند، نسبت به (ppm 1150-1120) Y غنی شدگی نشان می دهند، مقدار عناصر HREE/LREEنیز در این گارنت ها بالا است. در بریل های آنالیز شده نیز مقدار عناصر (ppm 17-15) Ni، (ppm 12-9) V، (ppm 29-22) Cu و (ppm 123-108) Csبالا است.
    کلیدواژگان: پگماتیت، زون بندی، ابراهیم عطار، کردستان
  • شهروز حق نظر، سارا ملکوتیان صفحه 651
    سنگ های آتشفشانی داماش به سن پالئوژن در زون ساختاری البرز واقع در استان گیلان برونزد قابل توجهی دارند. این سنگ ها تنوع ترکیبی بین اولیوین بازالت، آندزیت بازالتی، پیروکسن آندزیت و آندزیت نشان می دهند. بررسی های سنگ شناختی و ژئوشیمیایی حکایت از آن دارد که جدایش کانی های کلینوپیروکسن و اولیوین عامل اصلی تنوع سنگ های آتشفشانی داماش است. همبستگی مثبت Hf و Nb در برابر Zr و CaO/Al2O3 در برابر MgO و Al2O3/CaO در برابر SiO2 از نشانه های ژئوشیمیایی جدایش بلورین کانی های کلینوپیروکسن و اولیوین هستند. فقر در عناصری چون Hf، Zr، P، Ti، Ta، Nb و نسبت های بالای La/Nb، Ba/Nb و Rb/Y و محتوای پایین Y/Nb و Zr/Nb نشان از آلایش پوسته ای این سنگ ها دارد. بررسی روند الگوی عناصر ناسازگار و مقایسه آنها با مقادیر پوسته ای نشان می دهد که این سنگ ها دارای تعادل عنصری شاخصی با سنگ های پوسته ی قاره ای بوده و با آنها آلایش یافته اند.
    کلیدواژگان: سنگ های آتشفشانی، جدایش بلورین، آلایش پوسته ای، داماش، گیلان
  • سیده محبوبه علمدار، سید احمد مظاهری، بهنام رحیمی صفحه 663
    منطقه ی مورد بررسی در 30 کیلومتری شمال غربی شهرستان کاشمر، جنوب غربی روستای کریز و در شرق معدن آهن سیاه کوه قرار گرفته است. براساس بررسی های صحرایی و کانی شناسی صورت گرفته، بیشتر سنگ ها را واحدهای عمیق، واحدهای نیمه عمیق و واحدهای آتشفشانی با سن ائوسن تشکیل می دهندکه واحد کربناتی با سن پرمین نیز در منطقه به طور گسترده رخنمون دارد.کانی سازی در منطقه به شکل رگه ای، عدسی، توده ای و افشان مشاهده می شود. کانی سازی رگه ای و عدسی در ارتباط با زون گسلی می باشد. اغلب کانی سازی در منطقه مگنتیت است که بیشتر به اشکال رگه ای، عدسی توده ای و کمتر به صورت افشان است.کانی های دیگر که به مقدار کمتری به صورت رگه ای و عدسی در منطقه مشاهده می شوند شامل اسپکیولاریت، کالکوپیریت، پیریت، هماتیت، مالاکیت، کوارتزوکربناتند. هوازدگی کانی های سولفیدی اولیه سبب تشکیل مقادیر سطحی از کانی های ثانویه مانند مالاکیت شده است. از نظر زمین ساختی، منطقه حاوی سه نوع گسل از جمله گسل نرمال، گسل راستالغز و گسل تراستی است که روند اصلی گسل ها شمال غربی – جنوب شرقی است. روند این گسل ها با روند کانی سازی رگه ای همخوانی دارد. گسل های راستالغز در کانی سازی نقش موثری داشته و عملکرد این گسل ها منجر به ایجاد فضاهای مناسب برای بالا آمدن آبگون و پر کردن فضاها شده است.مگنتیت در سنگ آهک و در تماس با توده های نفوذی - آهک به صورت گرمابی تشکیل شده است. وجود اکسید آهن فراوان از نوع مگنتیت، سنگ های گرانیتوئیدی نوع I، به صورت بی هنجاری مثبت مس و ارتباط کانی سازی با موقعیت گسل ها می تواند شواهدی در تایید پیدایش کانسار سنگ آهن منطقه به عنوان عضوی از ذخایر نوع Fe-Oxide باشد.
    کلیدواژگان: کریز، مگنتیت، گرماب، گسل های راستالغز
  • وحید رضا اوحدی، محمد امیری صفحه 677
    با استفاده از فناوری نانو، امکان دستیابی به ویژگی هایی از مواد فراهم می شود، به طوری که این ویژگی ها در مواد با ابعاد بزرگتر قابل مشاهده نیستند. رسهای بنتونیتی به طور گسترده از کانی رسی مونتموریلونیت (بیش از 76%) و مقدار کمتری از کانی های دیگر تشکیل شده اند. مونت موریلونیت خالص با ابعاد نانو دارای کاربردهای صنعتی متنوعی است که تهیه آن نیز عموما پرهزینه و زمان بر است. این پژوهش با هدف ارائه روشی برای جداسازی بخشی با ابعاد نانوی مونت موریلونیت از بنتونیت انجام شده است. روند جداسازی اجزا از طریق آزمایش های تعیین اندازه ی ذرات به روش لیزری (PSA)، پراش پرتو ایکس (XRD)، تعیین سطح ویژه (SSA) و بررسی تصاویر میکروسکوپ الکترونی پویشی (SEM) در هر مرحله آنالیز شدند. از مهمترین نتایج این پژوهش می توان به دستیابی به نانوذرات رسی با سطح ویژه ی (m2/g) 522.58 و میانگین قطر 6.13 میکرومتر اشاره کرد. نانوذرات تولیدی در این روش از درجه ی خلوص مناسبی برخوردار بوده به طوری که با توجه به نتایج آزمایش های ریزساختاری XRD، SEM و PSA، نمونه ی نانو مونت موریلونیت به دست آمده نسبت به نمونه نانو مونت موریلونیت صنعتی کلوزایت+Na دارای خلوص بیشتر و میانگین قطر ذرات کوچکتری است. همچنین نتایج این پژوهش نشان می دهد که نمونه ی نانورس استخراج شده فاقد کربنات و کوارتز است و سطح مخصوص آن حدود 25% نسبت به بنتونیت افزایش یافته است. روش پیشنهادی برای استخراج نانو مونت موریلونیت از بنتونیت به واسطه ی کم هزینه بودن و نیز به دلیل عدم استفاده از مواد شیمیائی در مراحل خالص سازی، نمونه مناسبی برای کاربردهای اجرائی و پژوهشی بوده و امکان استفاده از این نانو رس را در بخش های مختلف صنعت فراهم می کند.
    کلیدواژگان: نانورس، بنتونیت، مونت موریلونیت، کلوزایت+Na، XRD، SEM، SSA
  • غلامرضا فتوحی راد، غلامرضا نوروزی، احمد آریافر صفحه 685
    سنگ های آذرین مافیک و اولترامافیک مورد بررسی، به یک مجموعه ی افیولیتی وابسته اند که در شرق بیرجند (بین سولابست در جنوب تا شمال گزیک در شمال) واقع شده است. نتایج نمودارهای کانی شناسی و ژئوشیمیایی نشان می دهد که گابروها و تعدادی از پریدوتیت ها به سری انباشتی ماگمای مورب زون گسترش یافته ی کف اقیانوس وابستگی دارند و تعدادی دیگر نیز از انواع دگرگون (تکتونیت ها) هستند. سری ماگمایی سنگ های آذرین مورد بررسی بر اساس نمودارهای ژئوشیمیایی تولئیتی است. مشابهت الگوهای عناصر کمیاب در نمودارهای عنکبوتی نیز وابستگی این سنگ ها را به ماگمای بازالتی نوع مورب تایید می کند. نتایج دما - فشارسنجی تعدادی از این سنگ ها که بر اساس درجه بندی های مختلف محاسبه شده اند دماهایی بین 944 درجه ی سانتیگراد در گابروها تا 1294 درجه ی سانتیگراد در پریدوتیت ها بدست داده است. برای تبلور این سنگ ها، بر اساس محاسبات نرم افزار ترموکالک هلند و پاول، دماهایی بین 748 درجه ی سانتیگراد در گابروها تا 1282 درجه ی سانتیگراد در پریدوتیت ها و فشارهایی بین 46/17 در گابرو تا 7/24 و 6/33 کیلوبار در پریدوتیت ها به دست آمدند. اغلب این دماهای به دست آمده بخصوص دماهای ترموکالک برای تبلور این سنگ ها از ماگمای غنی از منیزیم نوع مورب در یک مرکز گسترش کف اقیانوسی منطقی می نماید.
    کلیدواژگان: مجموعه ی افیولیتی، سنگ های آذرین مافیک و اولترامافیک، سری انباشتی، دما، فشارسنجی، بیرجند
  • حدیث ویس کرمی، نعمت الله رشیدنژاد عمران، مجید قادری صفحه 701
    در منطقه ی غرب ملایر، ردیف سنگ های تریاس (بیشتر سنگ های آتشفشانی و کربناتی) و ژوراسیک (بیشتر شیل و ماسه سنگ)، تحت تاثیر چند رویداد دگرگونی، تغییرشکلی، چین خوردگی و پهنه های برشی قرار گرفته اند. دگرگونی ناحیه ای سبب شده است تا سنگ های تریاس و ژوراسیک به صورت سنگ های کربناتی بلورین، اسلیت و فیلیت ظاهر شوند و در خلال رویدادهای تغییرشکلی، دستخوش چین خوردگی شوند. در رویداد دگرگونی همبری، توده های نفوذی گرانیتوئیدی، بیشتر با ترکیب گرانودیوریت تا کوارتز دیوریت، در سنگ های دگرگون منطقه تزریق شده و پهنه های اسکارنی کانه دار را در انجیره، ایرانه و سراب سامن تشکیل داده اند. این پژوهش نشان می دهد که میانگین ترکیب توده های نفوذی مولد پهنه های اسکارنی منطقه، گرانودیوریتی است و کانی های پیروکسن و گارنت در پهنه های اسکارنی به ترتیب از نوع دیوپسید- اوژیت و گراندیت (بیشتر آندرادیت) هستند. در این اسکارن ها، زیرپهنه های مختلفی شناسایی و براساس پاراژنزهای کانیایی تعریف شدند. رخساره ی با دمای بالا (پیروکسن فلس) در گستره ی دمایی 650 تا 850 درجه ی سانتی گراد، و ولاستونیت در گستره ی دمایی تا 800 درجه ی سانتی گراد تشکیل شده است. اما رخساره های هورنبلند فلس و آلبیت- اپیدوت فلس به ترتیب در گستره ی دمایی650-500 و 500-350 درجه ی سانتی گراد شکل گرفته اند.
    کلیدواژگان: رخساره های دگرگونی، پاراژنز، کانی شناسی، بافت، اسکارن، غرب ملایر
  • مجید حافظ دربانی، محمدحسن کریم پور، آزاده ملک زاده شفارودی، علیرضا مظلومی بجستانی صفحه 713
    گستره ی پی جویی گزو، در فاصله ی 65 کیلومتری جنوب شرق شهر طبس و در بخش جنوبی رشته کوه شتری قرار گرفته است. نفوذ توده های نیمه عمیق (کرتاسه فوقانی؟) حدواسط با ترکیب مونزونیتی تا دیوریتی به داخل سنگ های کربناتی سازند شتری به سن تریاس، عامل کانی سازی مس در منطقه اند. زون های دگرسان شناسایی شده در توده ها نفوذی عبارتند از: کوارتز- سرسیت± پیریت (مهمترین)، سیلیسی- سرسیتی، پروپلیتیک، سیلیسی- پروپلیتیک و سیلیسی شدن شدید است. دگرسانی کوارتز- سرسیت± پیریت، واحد کربناتی در اطراف توده ها تحت تاثیر دگرسانی سیلیسی قرار گرفته و در بعضی نقاط اسکارنی شده است. کانی سازی بیشتر به شکل های داربستی و افشان و کمتر برش گرمابی دیده می شود. رگچه ها عبارتند از: کوارتز، پیریت، کوارتز - پیریت، کوارتز- کربنات- سولفید، کربنات- سولفید، و رگچه های سولفیدی اکسید ظشده. تراکم رگچه های حاوی کانی های سولفیدی در بعضی نقاط، به بیش از 40 رگچه در متر مربع نیز می رسد. زون گوسان گسترده ای در نتیجه ی اکسایش کانی های سولفیدی تشکیل شده است. دامنه ی تغییرات عناصر در رسوب های رودخانه ای به صورت زیر است: مس 36 تا1200 گرم در تن، سرب 36 تا 125 گرم در تن و روی 62 تا 738 گرم در تن. همچنین دامنه ی تغییرات عناصر در نمونه های خرده سنگی منطقه گزو به صورت زیر است: مس 100 تا 20000 گرم در تن، سرب 10 تا 400 گرم در تن و روی 50 تا 3000 گرم در تن. بیشترین میزان مس و روی در دگرسانی های کوارتز- سرسیت±پیریت و سیلیسی شدن شدید دیده می شود. شواهد نشان می دهد که کانی سازی منطقه احتمالا از نوع مس پورفیری و اسکارن وابسته به آن است.
    کلیدواژگان: گزو، مس پورفیری، کوارتز، سرسیت± پیریت، کانی سازی داربستی، بلوک طبس
  • قادر حسین زاده، منیر مجرد، محسن موید، نصیر عامل صفحه 727
    توده ی گرانیتوئیدی اینچه در شرق هریس (استان آذربایجان شرقی) واقع شده و به درون سنگ های آتشفشانی و آذرآواری ائوسن تزریق شده است. این توده دارای طیف ترکیبی دیوریت، کوارتزدیوریت تا مونزونیت بوده و ترکیب شیمیائی کانی های اصلی آن نظیر فلدسپارها، آمفیبول و کلینوپیروکسن به منظور منظور دما-فشارسنجی آن با ریزپردازنده ی (EPMA) آنالیز شد. پلاژیوکلاز اغلب دارای ترکیب آندزینی تا بیتونیتی و گاهی آلبیتی است. کلینوپیروکسن اغلب دارای ترکیب دیوپسید تا انستاتیت بوده و آمفیبول دارای ترکیب ادنیتی تا ترمولیتی، هورنبلند چرماکی، چرماکیت و اکتینولیت است. فشارسنجی این توده بر اساس Al(t) در شبکه ی آمفیبول و نیز فشارسنجی کلینوپیروکسن - پلاژیوکلاز - کوارتز به ترتیب فشارهائی معادل 1 ± 7 و 9 تا 10 کیلوبار در عمق تبلور این توده پیشنهاد می کنند. دماسنجی با استفاده از واکنش پیوسته بین پلاژیوکلاز و آمفیبول دمای 40 ± 1000 درجه ی سانتیگراد و دماسنجی دوفلدسپاری دمای تبلور آن را 1000-800 درجه ی سانتیگراد نشان می دهند. دما - فشارسنجی بر مبنای اکسیدهای Al وTi در آمفیبول نیز دمائی برابر 900 درجه ی سانتیگراد در فشار حدود 6 تا 7 کیلوبار را برای عمق تبلور آمفیبول نشان می دهند.
    کلیدواژگان: اینچه، هریس، دما، فشارسنجی، ریزپردازنده ی الکترونی، گرانیتوئید
  • مریم کیا اشکوریان، غلامحسین شمعانیان، بهنام شفیعی صفحه 739
    پالئوسل های منطقه مورد بررسی که در فاصله ی 50 کیلومتری جنوب شرقی آزادشهر قرار دارد، بخشی از زون البرز شرقی محسوب می شود. این پالئوسل ها در رخساره های دشت سیلابی و دریاچه ای سازند پادها با سن دونین قرار دارند. بر اساس شواهد صحرایی و بافتی دو افق اصلی پالئوسل به نام های A وB شناسایی شدند. افق A از پالئوسل های کالکریتی و غیرکالکریتی تشکیل یافته است و در رخساره ی دشت سیلابی سازند پادها قرار دارد. افق B در رخساره ی دریاچه ای مشاهده می شود و بیشتر کالکریتی است. کوارتز، کلسیت، دولومیت، میکروکلین، هماتیت، آلبیت، سریسیت، ایلیت، کلریت و مونتموریلونیت در پالئوسل ها شناسایی شدند. تجزیه و تحلیل های زمین شیمیایی پالئوسل ها بیانگر غنی شدگی عناصر نامتحرک و تهی شدگی عناصر متحرک است. بررسی شاخص های هوازدگی شیمیایی و هوازدگی موثر شیمیایی دلالت بر هوازدگی متوسط در منطقه ی مورد بررسی دارد. تظاهر پالئوسل های غیرکالکریتی و کالکریتی پیشنهاد کننده ی تغییرات آب و هوایی از مرطوب به خشک در طول تشکیل خاک است. تلفیق داده های بافتی، کانی شناسی و زمین شیمیایی نشان دهنده ی سنگ مادر بازالتی برای پالئوسل های مورد بررسی است.
    کلیدواژگان: پالئوسل، کالکریت، سازند پادها، البرز شرقی
  • حسین فقیهیان، سمیرا خونساری، شیما نصری نصرآبادی صفحه 751
    در این پژوهش ماده ی مزوپروس MCM-41با استفاده از CTABبه عنوان قالب و TEOSبه عنوان منبع سیلیکا سنتز شد. به منظور افزایش ظرفیت جذب، سطح جاذب های سنتز شده با 3- آمینو پروپیل تری متوکسی سیلان اصلاح شد. ساختار جاذب ها با استفاده از روش های XRD، IR، BET و TG-DTG بررسی شدند. از جاذب NH2-MCM-41برای حذف یون سریم (III) از محلول آبی مورد استفاده قرار گرفت. اثر شرایط تجربی شامل pH، غلظت اولیه کاتیون، زمان تماس و دما بررسی شدند، و نیز بیشینه ی جذب در 6 = pH به دست آمد.
    کلیدواژگان: مزوپروس MCM، 41، ظرفیت جذب، جاذب NH2، MCM، 41، سریم (III)
  • احمد حسن پور، محمد نیایی فر، مریم آسان، جمشید عمیقیان صفحه 759
    در این پژوهش نخست با استفاده از اتیلن گلیکول و نیترات آهن، نانو ذرات مگنتیت (Fe3O4)به روش سل- ژل تهیه و سپس با سیترات سدیم در اتمسفر آرگون بهینه سازی شد. نانو ذرات اکسید روی نیز به روش هم رسوبی با کربنات آمونیوم و استات روی تهیه و در دمای oC350 و به مدت 3 ساعت برشته شد. سرانجام باداشتن نانوذرات Fe3O4 و ZnO اصلاح شده، سامانه هسته- پوسته ZnO-4 Fe3Oتهیه شد. ویژگی های ساختاری و میانگین اندازه ی بلورک های پودرهای تهیه شده با پراش سنجی پرتو X مورد بررسی قرار گرفت. ریخت شناسی و اندازه ی میانگین ذرات با استفاده از تصاویر میکروسکوپ الکترونی روبشی(SEM) و تراگسیلی (TEM) تعیین و تفسیر شدند. بررسی بیناب سنجی فروسرخ تبدیل فوریه (FTIR) نشان از تشکیل پیوندهای آلی و معدنی در نمونه ها دارد به این صورت که ستیغ موجود درcm-181/443 به نوسانات پیوندهایZn-O و ستیغ واقع در cm-120/540 به ارتعاشات پیوندFe-O وابسته است. برای تعیین طول موج بیشینه جذب، از بیناب سنجی دیدگانی- فرابنفش (UV-Vis) بهره گیری شد. نتایج نشان می دهد که مقدار طول موج بیشینه ی جذب نانوپودرهای هسته- پوسته در مقایسه با نانوذرات خالص اکسید روی افزایش یافته است. ویژگی های مغناطیسی نمونه های پودری با اندازه گیری تغییرات مغناطش بر حسب میدان مغناطیسی با استفاده از یک مغناطش سنج لرزه ای VSM)) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان می دهد که نانوذرات مگنتیت ابرپارامغناطیس هستند. از سویی در نمونه ی هسته- پوسته، با افزایش نسبت مولی اکسید روی به مگنتیت، مقدار میدان وادارندگی تغییرات چندانی نداشته است.
    کلیدواژگان: مگنتیت، اکسید روی، سامانه هسته پوسته، نانو ذره، سل، ژل
  • علی عابدینی، علی اصغر کلاگری صفحه 89
    نهشته بوکسیتی- لاتریتی در شمال خاور ملکان (استان آذربایجان شرقی، شمال غرب ایران) به صورت افق بین لایه ای در تشکیلات کربناتی سازند روته (پرمین میانی- بالایی) پدید آمده است. بر اساس مقادیر ترکیب عناصر اصلی در کانسنگ ها، این نهشته به رخساره سنگی مشخص، (1) لاتریت، (2) بوکسیت آهن دار، (3) رس بوکسیتی و (4) بوکسیت سیلیسی تقسیم می شود. از نظر سنگ نگاری، کانسنگ ها بافت های پلیتومورفیک، میکروگرانولار، نودولار، برشی دروغین، کلوفرم، اسفنجی، وکلومورفی- جریانی را نشان می دهند که دال بر یک منشاء برجازا هستند. بر اساس شواهد صحرایی و داده های زمین شیمیایی، سنگ های بازالتی که هنوز بقایایی از آنها در محل کنتاکت با سنگ های بستر کربناتی وجود دارد، محتمل ترین پروتولیت این نهشته می باشند. مطالعات بافتی و زمین شیمیایی نشان می دهند که علاوه بر کاهش حجم پروتولیت و تغییرات فیزیکوشیمیایی (pH و Eh) محیط نهشت در طی فرایندهای هوازدگی، عواملی چون میزان دسترسی به لیگندهای کمپلکس ساز، ناهمگنی پروتولیت، جذب سطحی، عملکرد سنگ بستر کربناتی به عنوان سد زمین شیمیایی، رسوبگذاری همزمان عناصر، حضور در فازهای کانیایی مقاوم، بوکسیتی شدن غیر مستقیم، شرایط مورفودینامیکی و هیدرودینامیکی، در نهایت تشکیل در یک محیط آبی آرام و غیر آشفته نقش بارزی در توسعه کانسنگ های بوکسیتی- لاتریتی در شمال شرق ملکان ایفا نموده اند. ضرایب همبستگی بین عناصر نشان می دهند که عناصر جزئی در کانسنگ ها توسط بوهمیت، دیاسپور، روتیل، آناتاز، زیرکن، موسکویت، اکسیدهای منگنز، و زینوتایم تثبیت شده اند.
    کلیدواژگان: ملکان، بوکسیتی شدن، کنترل کانیایی، تثبیت عناصر، سنگ نگاری