فهرست مطالب

  • پیاپی 22 (تابستان 1391)
  • تاریخ انتشار: 1392/01/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • عباس صادقی، معصومه سبکرو، محمدرضا طاهری صفحه 3
    به منظور بررسی اثرات فازهای ساب هرسی نین و ساب سنونین در میدان نفتی آغاجاری سه مقطع چینه شناسی در محدوده مرز سازندهای سروک و ایلام در چاه های شماره 56، 140 و 82 مورد مطالعه قرار گرفته است. وجود زون زیستی 29 (Wynd، 1965) با سن تورونین در راس سازند سروک بر روی زون زیستی 25 (Wynd،1965) حاکی از تداوم رسوبگذاری از سنومانین به تورونین و تاثیر اندک فاز ساب هرسی نین در حد مختصر تغییرات رخساره ای در هر سه چاه مورد مطالعه است. در چاه های 56 و140 بر روی بیوزون 29 به سن تورونین، بیوزون30(Wynd،1965) به سن سانتونین و متعلق به سازند ایلام قرار می گیرد که یک نبود رسوبگذاری را در حد فاصل زمان تورونین تا سانتونین تحت تاثیر فاز ساب سنونین و در مرز دو سازند سروک و ایلام نشان می دهد. در چاه 82 زمان این نبود کمی بیشتر و تا سانتونین پسین بطول انجامیده است بطوری که سازند گورپی با سن سانتونین پسین بر روی سازند سروک با سن تورونین قرار می گیرد.
    کلیدواژگان: میدان نفتی آغاجاری، سازند سروک، سازند ایلام، بیوستراتیگرافی، ساب هرسی نین، ساب سنونین
  • حبیب الله قاسمی، سیده سمیه تیموری، عباس آسیابانها صفحه 17
  • احمد رشیدی، محمد مهدی خطیب، محمودرضا هیهات، سید مرتضی موسوی صفحه 35
    دوپشته های کوه کمر حاجی در شمال باختر بیرجند، روند خاوری باختری دارند. دوپشته ها به موازات سیستم گسل شکر آب هستند. گسل شکرآب یک گسل معکوس با مولفه چپگرد است که در جنوب منطقه مطالعاتی قرار دارد و جزء یکی از شاخه های انتهایی گسل نهبندان به حساب می آید.
    بر اساس تحلیل هندسی جنبشی صورت گرفته، دوپشته های منطقه از نوع ساختار های دم اسبی هستند که این ساختار ها از پهلو بر روی همدیگر قرار گرفته اند. در راستای عمود بر ساختار های دم اسبی ساخت گلواره وجود دارد که باعث شده لایه های مرکزی دوپشته ها مرتفع تر از لایه های کناری باشند.
    در دوپشته های این منطقه پلکان ها دارای سازوکار امتدادلغز چپگرد همراه با مولفه راندگی هستند. سکوهای موجود در منطقه غیر افقی بوده و عمدتا سازوکار راندگی با مولفه چپگرد دارند. با توجه به سازوکار سکوها، جهت انتقال به سمت باختر می باشد و از آنجا که جهت جوان شدن پلکان ها بر روی فرادیواره پلکان های قبلی می باشد (به عبارتی جهت جوان شدن به سمت پس بوم است)، تشکیل دوپشته ها از مدل break back پیروی می کند.
    بر اساس تعیین فازهای تنش دیرین و روند های کوتاه شدگی ناشی از فشردگی بر روی ساختار های موجود در منطقه، مانند چین خوردگی هاو دوپشته ها مراحل دگرشکی مورد بررسی قرار گفت. بر این اساس دو مرحله دگرشکلی بدست آمد. در مرحله اول، محور تنش بیشینه یا به عبارتی محور λ3 کرنش، به کمک درزه های مزدوج N42،00، به کمک درزه های کششی N40،07 و به کمک سطح محوری چین ها N38،14 می باشد. مقدار کوتاه شدگی بدست آمده در این مرحله از دگرشکلی 46/41 درصد است. در مرحله دوم دگرشکلی محور تنش بیشینه یا به عبارتی محور λ3 کرنش به کمک درزه های مزدوج N83،02، به کمک درزه های کششی N84،00 و به کمک راستای راندگی های خاوری باختری بر اساس تصاویر ماهواره ای N90E است. در این مرحله گسل های امتداد لغز توسعه بیشتری داشته اند. براساس بازگرداندن مقطع شرقی غربی رسم شده بر روی دوپشته ها، مقدارکوتاه شدگی30/20 درصد و مقدار لغزش در امتداد سکو، 2640 متر بدست آمد. بر اساس تحلیل هندسی جنبشی صورت گرفته دوپشته ها در مرحله دوم دگرشکلی که با دگرشکلی پیشرونده همراه بوده است بوجود آمده اند.
    کلیدواژگان: بیرجند، دوپشته، مراحل دگرشکلی، Break Back، Pop، Up
  • سمیه رحمانی جوانمرد، فرامرز طوطی، صفیه امیدیان، محسن رنجبران صفحه 50
    چشمه های تراورتن‎ساز آب اسک در فاصله 85 کیلومتری شمال شرقی تهران در دامنه شرقی آتشفشان دماوند واقع شده‎اند. نهشته های این چشمه‎ ها، عمدتا به صورت تراورتن های تیپ پشته ای- شکافی و رگه ای تظاهر یافته است. با توجه به فعال بودن این منطقه از نظر تکتونیکی، گسل ها و شکستگی ها، مجرا ها یی را برای صعود سیالات گرمابی غنی از CO2 به سطح فراهم نموده اند. تشکیل تراورتن‎های پشته ای- شکافی و رگه های تراورتنی، در زون های شکستگی و سیستم‎های گسلی اصلی فعال حاصل از گاز زدایی شدید دی‎اکسید‎کربن آب در این منطقه است. بر اساس مطالعات میکروسکوپی و آنالیز XRD، تراورتن های پشته ای- شکافی تقریبا از کلسیت خالص، با مقادیر ناچیزی کوارتز تشکیل شده اند. بررسی های انجام شده از طریق مقاطع نازک و آنالیز SEM نشان می دهد که در تشکیل این تراورتن ها میکروارگانیسم های فتوسنتزی مانند جلبک های سبز- آبی و دیاتومه ها نقش بسزایی داشته اند. شکستگی های هیدرولیکی که در پاسخ به فشار درونی سیالات گرمابی غنی از CO2 ایجاد شده اند به صورت رگه هایی در داخل این تراورتن ها گسترش یافته اند. مطالعات میکروسکوپی و آنالیز XRD، نشان می دهد که برخی از این رگه ها از کلسیت با بافت بلوکی طویل و برخی دیگر از کلسیت، پیریت، ژیپس، و مقادیر ناچیزی از کانی نادر رانسییت تشکیل شده اند. با توجه به مقادیر ایزوتوپی δ13C و δ18O منشا تراورتن‎های پشته ای- شکافی کربنات زدایی سنگ آهک و رگه های تراورتنی ماگمایی- کربنات زدایی تشخیص داده شده است. نمونه های مورد مطالعه از نظر مقدار δ13C غنی شدگی قابل توجهی نشان می دهند. این غنی شدگی به کربنات زدایی سنگ آهک، فعالیت های جلبکی و گاز زدایی سریع چشمه های آب گرم نسبت داده شده است.
    کلیدواژگان: آب اسک، تراورتن‎، دیاتومه ها، سیالات گرمابی، گاز زدایی، گسل خوردگی
  • فریبرز مسعودی، بهمن رحیم زاده صفحه 63
    در شمال دهگلان آتشفشان های جوانی با سن میوسن رخنمون دارند که بخشی از کمربند ارومیه دختر هستند. ترکیب این سنگها بیشتر متوسط تا اسیدی و کمتر بازیک با بافت غالبا پورفیریک است. بخش عمده ای از سنگ های متوسط تا اسیدی، ترکیب ریوداسیتی داشته و بصورت خاکسترهای آتشفشانی و لاهار بزرگترین واحد منطقه را تشکیل می دهد. پلاژیوکلاز و هورنبلند فنوکریست های اصلی و کوارتز، فلدسپات آلکالن و بیوتیت کانی های فرعی را تشکیل می دهند. خمیره بیشتر شامل شیشه سیلیسی و کمتر فلدسپات است که فضای بین کانی ها را پرکرده است. از ویژگی های بارز واحد خاکستر وجود زنولیت های فراوان و سبکی آن بعلت وجود تخلخل است. پس از بررسی های پتروگرافی و ژئوشیمیایی، به منظور بررسی پتانسیل سنگ های اسیدی شمال دهگلان، فعالیت پوزولانی این سنگ ها با روش ترموگراویمتری STA مورد آزمایش قرار گرفت. مقدار بدست آمده برای خاکسترهای اسیدی مورد بررسی 36/49 درصد است که در رده ممتاز قرار می گیرد. از نظر شیمیائی نیز تغییرات نسبت مولیAl2O3/(CaO+Na2O+K2O) به Al2O3/(K2O+Na2O) نمونه های دهگلان با نمونه های پوزولانی مورد استفاده در نقاط مختلف جهان و ایران همپوشانی خوبی نشان داده است.
    کلیدواژگان: پوزولان، ترموگراویمتری (STA)، دهگلان، فعالیت پوزولانی
  • سعید گودرزی مهر، رحیم علی عباسپور، وحید احدنژاد، باهره خاکباز صفحه 75
    تهیه نقشه های زمین شناسی توسط تصاویر چندطیفی، با توجه به نزدیکی رفتار طیفی بسیاری از سنگها می تواند امری دشوار باشد. لذا در این پژوهش روش ماشین بردار پشتیبان (SVM)، بعنوان یکی از روش های طبقه بندی تصویر که قابلیت انعطاف مناسبی برای حالات مختلف دارد مورد استفاده قرار گرفت و کرنل های مختلف آن با دو روش طبقه بندی حدکثر احتمال (MLC) و شبکه های عصبی (NNC)، به منظور تولید نقشه زمین شناسی و با مقادیر مختلف نمونه های تعلیمی و با توجه به برداشت های زمینی و مطالعات آزمایشگاهی، مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفت. نتایج به دست آمده نشان داد روش SVM در هر سه کرنل خود توانسته است بیشترین دقت (%42/83) را نسبت به دو روش دیگر ارائه کند. همچنین روش SVM با %50 از داده های تعلیمی نیز می تواند به دقتی معادل استفاده از %100 درصد نمونه های تعلیمی برسد در حالیکه دو روش دیگر چنین قابلیتی را از خود نشان ندادند. از طرفی ارزیابی نتایج حاصل از شاخص تفکیک پذیری جفریس- ماتوستیا با نتایج دقت طبقه بندی به روش SVM، گویای این حقیقت است که این روش در داده های با تفکیک پذیری پایین تر بسیار کارآمدتر از دو روش دیگر مورد بحث بوده و بنابراین به نظر می رسد این روش برای تهیه نقشه زمین شناسی مناسب تر از دو روش فوق خواهد بود.
    کلیدواژگان: سنجش از دور، TM5، حداکثر احتمال، شبکه عصبی، طبقه بندی SVM
  • کمال خدایی، حسین محمدزاده، حمیدرضا ناصری، علی اکبر شهسواری صفحه 93
|
  • Sadeghi A., Sabokro M., Taheri M.R Page 3
    In order to examine the influence of Sub-Hersinian and Sub-Senonian tectonic phases in the Aghajari Oil Field, three stratigraphic sections were studied around the boundary of Sarvak and Ilam formations in wells Nos. 56, 140 and 82. The existence of biozone No. 29 (Wynd, 1965) with Turonian in age at the top of the Sarvak Formation which overlays the biozone No. 25 (Wynd, 1965) indicates the continuity of sedimentation from Cenomanian to Turonian. The effect of Sub-Hersinian phase was minor and caused some facies changes in all three wells. In wells Nos. 56 and 140, the biozone No. 29 (Wynd, 1965) with Turonian in age is overlain by the biozone No. 30 (Wynd, 1965) which belongs to the Ilam Formation. This condition represents a gap between Turonian and Santonian at the boundary of the Sarvak and Ilam Formations which is the result of the Sub-Senonian phase. In well No. 82, the time of this gap is slightly more and continued until the Late Santonian as a result of the Gurpi Formation with Late Santonian in age which has overlain the Sarvak Formation with Turonian in age.
    Keywords: Aghajari Oil Field, Sarvak Formation, Ilam Formation, Sub, Hersinian, Sub, Senonian
  • Rashidi A., Khatib M.M., Hayhat M.R., Moussavi S.M Page 35
    Duplexes in Kamarhaji Mountain have east-west trend. Duplexes are parallel to the Shekarab fault system. Shekarab fault is a reverse fault with sinistral component that is located in the southern parts of the area. It is considered one of the terminal branches of the Nehbandan fault.Based on Geometric-Kinematic analysis, duplexes are of the horsetail structures types which are located of the side view on each other. There are flower structures in the direction perpendicular to the horsetail structures, that had led the central layer of the duplex structures had maximum height. In duplexes of this region, ramps have strike slip mechanism with thrust component. Existing flats are non-horizontal and most of them have thrust mechanism with strike slip component. Due to the mechanism of flat, transfer direction is to the west side. Since the younger ramp is on the hanging wall of the previous ramp (in other words, younger orientation is into hinterland), the formation model for duplexes is break-back model that examined in the laboratory of Experimental Tectonics. According to the results obtained from different trends of shortening on structures, such as folding and duplexes, the paleostress show two-stage of deformation. Position of strain λ3 axis in the first stage of deformation, according to analysis of the conjugate joints, is N42,00, and according to analysis of joints tension is N40,07 which help axial surface of folding obtained N38,14. Shortening at this stage of deformation is 41.46 percent. Position of strain λ3 axis in the second stage of deformation, according to analysis of the conjugate joints, is N83,02, and according to analysis of the joints tension is N84,00 which help to position the duplexes about N90E. At this stage, strike – slip faults have been further developed, shortening at this stage of deformation is 20.30 percent and the amount of slip along the flats is 2640 meters. According to the geometric-kinematic analysis, duplexes formed during deformation at the second stage that is associated with progressive deformation.
    Keywords: Birjand, duplex, deformation stage, break back, pop, up
  • Rahmani Javanmard S., Tutti F., Omidian S., Ranjbaran M Page 50
    Travertine-bearing hot springs of Ab-e Ask are located at the far northeast margin of Tehran city and at the eastern side of Damavand volcano. Fissure-ridge and vein-type travertine are the main deposit types of these springs. Due to tectonic activities, fault zones and fracture systems were formed and provided migration paths for CO2-bearing hydrothermal fluids. Fissure-ridge and vein-type travertine that formed in these zones and systems are resulted from the intense degassing of CO2. Microscopic studies and XRD analyses showed that the fissure-ridge travertine is made from nearly pure calcite with some amounts of quartz mineral. This is also supported with SEM and microscopic studies that photosynthetic microorganisms such as green-blue algae and diatoms have an important role in the formation of travertine. Internal pressure of CO2-bearing hydrothermal fluids resulted in the formation of hydraulic fractures in these rocks. XRD analyses and petrographic studies are also resulted in the recognition of elongated blocky type calcite and other forms of calcite, pyrite, gypsum and a rather few amount of rancieite mineral. Based on stable isotope analyses (including δ13C and δ18O values), two different origins are recognized for these travertines: fissure-ridge type travertines are related to the de-carbonation of limestone and vein-type ones are related to the magmatic-de-carbonation origin. A considerable enrichment in δ13C values is attributed to the de-carbonation of limestone, algae activities and rapid degassing of hot springs.
    Keywords: Ab, e Ask, degassing, diatoms, faulting, thermal fluids, travertine
  • Masoudi F., Rahimzadeh, B Page 63
    In the north of Dehgolan in Uromieh-Dokhtar zone, volcanic rocks of Miocene age are exposed. Composition of the rocks is mainly intermediate to acidic and rarely basic. Porphyric texture is dominated. Rhyodacitic lahar and ash are main units in the area. Plagioclase and hornblende are main phonocrystals and quartz, alkali feldspar and biotite are also present. Matrix is mainly silicic glass. The ash unit is characterized by its abundant xenoliths and low density because of high degree of porosity. After petrography and geochemical study, pozzolanic activity of ash unit was investigated by thermogravimetry (STA) method. Pozzolanic activity for Dehgolan acidic ash is 49.36 percent which present the first order stand in classification of activity. Chemically, mole ratio values of Dehgolan samples (Al2O3/ (CaO+Na2O+K2O) per Al2O3/ (K2O+Na2O)) are in good agreement with known pozzolans in Iran and other countries.
    Keywords: Pozzolan, Thermogravimetry (STA), Dehgolan, pozzolan activity
  • Goodarzi Mehrs., Abbaspur R.A., Ahadnejad V., Khakbaz B Page 75
    Since the spectrum behavior of rocks is similar, preparing of geological maps by using of multi-spectral images could be difficult. In this study, the Support Vector Machine (SVM) is used as one of the image classification methods, which has flexibility for individual conditions. The kernels of SVM are performed by Maximum Likelihood (MLC) and Neural Network Classification (NNC) methods in order to produce geological maps and training samples of hand and laboratory samples, as well. The results show that the SVM method has highest precision (83.42%) in all three kernels in comparison with other two methods. Furthermore, this method can reach the 100% precision if uses only 50% of training samples, while in other methods (i.e. MLC and NNC) cannot do so. Comparing of results that gained from Jefferis-Matusita method with those from SVM indicate that this method is much more operative than other ones for low discriminative data, and then its efficiency is high for producing geological maps.
    Keywords: Remote sensing, TM5, Maximum likelihood, Neural networks, SVM, classification