فهرست مطالب

تحقیقات مرتع و بیابان ایران - سال نوزدهم شماره 3 (پیاپی 48، پاییز 1391)
  • سال نوزدهم شماره 3 (پیاپی 48، پاییز 1391)
  • تاریخ انتشار: 1392/01/22
  • تعداد عناوین: 15
|
  • زینب جعفریان، حسین ارزانی، محمد جعفری، قوام الدین زاهدی، حسین آذرنیوند صفحه 371
    تعیین ارتباط بین پراکنش گونه های مرتعی غالب و عوامل محیطی در مراتع رینه واقع در دامنه جنوبی کوه دماوند هدف اصلی این تحقیق بود. برای نمونه برداری از روش نمونه گیری طبقه بندی تصادفی مساوی استفاده شد. با طبقه بندی منطقه به کمک عوامل ارتفاع، شیب و جهت، منطقه به 37 واحد نمونه برداری تقسیم شد. در سراسر منطقه 750 پلات 1 مترمربعی و 75 پلات 25 مترمربعی مستقر شد. 150 نمونه خاک نیز از عمق 0-30 سانتی متری از کل منطقه جمع آوری گردید و در آزمایشگاه، 16 عامل خاکی شامل نیتروژن، ماده آلی، pH، فسفر، نقطه پژمردگی، ظرفیت زراعی، آب قابل دسترس، ظرفیت نگهداری آب، پتاسیم، آهک، رطوبت اشباع، وزن مخصوص ظاهری، وزن مخصوص حقیقی، درصد شن، سیلت و رس اندازه گیری شد. بعد از جمع آوری داده های اقلیمی 16 عامل اقلیمی شامل میانگین رطوبت نسبی، میانگین بارندگی، میانگین دمای روزانه، میانگین حداقل دما، میانگین حداکثر دمای فصل بهار، تابستان و سالانه به همراه تعداد روزهای یخبندان سالانه، برای مطالعه انتخاب و اقدام به بازسازی داده های ناقص شد. تصاویر IRS شامل باند قرمز و مادون قرمز نزدیک و باند PAN به همراه تعدادی از باندهای ترکیبی حاصل از نسبت گیری طیفی، تجزیه مولفه اصلی و ترکیب باند رنگی با سیاه و سفید به عنوان داده های مورد بررسی انتخاب شدند. سپس به کمک رگرسیون لجستیک برای هر گونه رابطه رگرسیون چند متغیره تهیه شد. نتایج نشان داد که از عوامل مورد مطالعه بیشتر عوامل خاکی و شیب، جهت شیب، میانگین حداقل دمای فصل بهار، تعداد روزهای یخبندان، میانگین دمای روزانه تابستان و بیشتر عوامل خاکی وارد روابط رگرسیونی شدند، همچنین داده های ماهواره ای نیز به عنوان ابزار مفیدی در نمایش حضور گونه های گیاهی بکار رفتند.
    کلیدواژگان: عوامل محیطی، داده های ماهواره ای، رگرسیون لجستیک، مراتع رینه
  • حسین ارزانی، حسین پوزش، جواد معتمدی، رسول میر آخورلی، سیدعلی نیک نژاد صفحه 384
    در این پژوهش، از 5 گونه مرتعی Festuca rubra،Astragalus glocucantus، Astragalus flocoffus، Acantolimon erinaceum و Acantophyllum sordidum در منطقه جاشلوبار سمنان، در سه مرحله فنولوژیکی (رشد رویشی، گلدهی و بذردهی) نمونه برداری انجام شد. این گونه ها، از گونه های مهم و نسبتا خوشخوراک مراتع منطقه بودند. در هر مرحله فنولوژیکی، 3 تکرار و برای هر تکرار 5 پایه گیاهی قطع شد. سپس تجزیه شیمیایی برای اندازه گیری درصد نیتروژن (N) و الیاف نامحلول در شوینده اسیدی (ADF) نمونه های گیاهی انجام گردید و بر مبنای درصد نیتروژن (N) و ADF، درصد پروتئین خام (CP)، درصد هضم پذیری ماده خشک (DMD) و مقدار انرژی متابولیسمی (ME) گونه ها، برآورد شد. به منظور تجزیه و تحلیل آماری داده ها از طرح کرت های خرد شده در زمان در قالب طرح پایه کاملا تصادفی با 15 تیمار در سه تکرار استفاده شد. پس از جمع آوری داده ها به منظور بررسی تغییرات شاخصهای کیفیت علوفه گونه های مورد مطالعه در مراحل مختلف فنولوژیکی، تجزیه واریانس مرکب انجام شد و میانگین ها با استفاده از آزمون چند دامنه دانکن مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج بدست آمده نشان داد که ترکیب شیمیایی گیاهان مورد مطالعه، تغییرات قابل ملاحظه ای داشتند و مرحله فنولوژیکی بر کیفیت علوفه اثر معنی داری داشت. با پیشرفت مراحل رشد، از میزان پروتئین خام (CP)، هضم پذیری ماده خشک (DMD) و انرژی متابولیسمی (ME) کاسته و بر میزان الیاف نامحلول در شوینده اسیدی (ADF) افزوده شد. نتایج بدست آمده در برآورد مقدار علوفه مورد نیاز روزانه دام چراکننده در مرتع و تعیین زمان مناسب چرای دام در مراتع مورد مطالعه، کاربرد دارد.
    کلیدواژگان: کیفیت علوفه، مرحله فنولوژیکی، پروتئین خام (CP)، قابلیت هضم ماده خشک (DMD)، انرژی متابولیسمی (ME)
  • علی فرمهینی فراهانی، حمیدرضا میرداودی، غلامرضا گودرزی صفحه 395
    برای محاسبه ظرفیت مراتع تعیین حد بهره برداری مجاز گونه های مهم و کلیدی مراتع لازم و ضروریست. با داشتن مقادیر دقیق این فاکتور برای گونه های مرتعی است که می توان ظرفیت واقعی مراتع را تعیین و از نابودی پوشش گیاهی، خاک و کاهش منابع آب در اراضی مرتعی جلوگیری نمود.Artemisia aucheri، Bromus tomentellus، Kochia prostrata، Asperula glomerata و Buffonia koelzii گونه های کلیدی و مهم مراتع انجدان اراک می باشند که در این پژوهش مورد مطالعه قرار گرفتند. در این تحقیق ابتدا یک منطقه مناسب و کلیدی به مساحت یک هکتار در مراتع انجدان انتخاب شده و در سال اول حصارکشی و قرق گردید. از هر گونه40 پایه انتخاب شده و برداشت های 25، 50، 75 درصد و تیمار شاهد اعمال شد (هر 10 پایه یک تیمار). برداشت توسط قیچی باغبانی و طی چهار سال به صورت ماهیانه و در فصل چرای منطقه انجام شد. تاثیر بهره برداری در سال های دوم تا پنجم با بررسی تغییرات در خصوصیات فنولوژیکی، تولید علوفه و بذر، شادابی، مرگ و میر و سایر خصوصیات گونه های گیاهی منتخب مطالعه شد. نتایج نشان دادند که افزایش میزان بهره برداری موجب بروز مشکلات و زوال در توانایی های حیاتی کلیه گونه ها به ویژه در دو گونه Br.tomentellus و As.glomerata که خوشخوراک تر می باشند می گردد. با بررسی اثرهای برداشت در تیمارهای منتخب بر روی پایه های گیاهی، حد بهره برداری 25 درصد برای دو گونه Br.tomentellus و As.glomerata و حد بهره برداری50 درصد برای گونه های Ko.prostrata، Ar.aucheri و Bu.koelzii با بروز کمترین اثرهای منفی در خصوصیات گیاهی، مناسب تشخیص داده شدند. نتایج تجزیه واریانس داده-های علوفه نیز در قالب طرح پایه کاملا تصادفی (CRD) در سطح یک درصد برای کلیه گونه ها معنی دار بود.
    کلیدواژگان: حد بهره برداری مجاز، ظرفیت مرتع، کیفیت علوفه، انجدان اراک
  • کیان نجفی تیره شبانکاره، عادل جلیلی صفحه 406
    به علت زآداوری طبیعی غیرقابل کنترل گونه ی مهاجم و غیربومی کهورآمریکایی Prosopis juliflora در مناطق ساحلی جنوب کشور، اثر این گونه بر ویژگی های خاک زیر تاج، در مناطق قلعه قاضی، بندرعباس، میناب و سیریک، در استان هرمزگان بررسی شد. پایه های این گونه در هر منطقه به طور تصادفی در قطعات یک هکتاری انتخاب شدند و بعد خاک زیر تاج و خارج تاج، از دو ژرفای 15-0 و 30- 15 سانتی متری خاک نمونه برداری و در آزمایشگاه خصوصیاتی از قبیل pH، قابلیت هدایت الکتریکی، درصد رطوبت اشباع، کلسیم و منیزیم محلول، کلر، بیکربنات، سولفات، پتاسیم، کربن آلی، نیتروژن کل و فسفر قابل استفاده خاک اندازه گیری شد. نتایج این بررسی نشان داد که برخی مشخصات خاک مانند کربن آلی، قابلیت هدایت الکتریکی و pH خاک زیر تاج با خارج تاج درخت در برخی مناطق به ویژه در ژرفای 15-0 سانتی متری دارای اختلاف معنی داری است. شایان ذکر است که تغییر ویژگی های خاک زیر تاج در همه مناطق مورد مطالعه یکسان نبود و علت آن را می توان به مدت استقرار پایه های این گونه در مناطق مختلف، شرایط رویشگاهی، وقوع دوره های ترسالی و خشکسالی و تراکم و تنوع گونه های بومی هر منطقه نسبت داد. گرچه برخی ویژگی های خاک در زیر و خارج تاج این گونه دارای تفاوت معنی داری نبودند، اما به نظر می رسد روند تغییرات این ویژگی ها به یک حالت نسبی ثابت و پایدار نرسیده است. بنابراین تاکید می شود که نقش این گونه مهاجم در رابطه با تحول در تنوع و تراکم پوشش گیاهی طبیعی زیر تاج را نمی توان به طور قاطع فقط به تغییرات خاک نسبت داد.
    کلیدواژگان: خارج تاج، زیرتاج، کهورآمریکایی، ویژگی های خاک و استان هرمزگان
  • نجمه فاریابی، منصور مصداقی، غلامعلی حشمتی، نعمت الله مددی زاده صفحه 421
    یکی از مهمترین عوامل موثر در مدیریت بهره برداری از مراتع، شناخت از ترکیب گیاهی آن می باشد. بهره برداری غیراصولی از مراتع و عدم توجه به توان اکولوژیکی رویشگاه های مرتعی در بهره از این اراضی، عمده ترین دلایل تخریب مراتع می باشد. در این تحقیق ترکیب فلورستیکی و پوشش تاجی در مناطق مرجع (قرق)، کلید (با چرای متوسط) و بحرانی (با چرای مفرط) بررسی و سه منطقه با یکدیگر مقایسه گردید. برای رتبه بندی درصد پوشش گیاهی با استفاده از روش وان در مارل پلاتهای 5/1×2 متری و برای شمارش تعداد گونه پلاتهای 5/0×1 متری به روش سیستماتیک- تصادفی، در سه منطقه انتخاب شده مرجع، کلید و بحرانی انداخته شد. طبق نتایج بدست آمده فرم بیولوژیکی غالب از رابطه: تروفیت > همی کریپتوفیت > کاموفیت > ژئوفیت > فانروفیت، فرم رویشی غالب از رابطه: علفی > بوته ای > گراس > درختچه ای و رتبه بندی پوشش گیاهی بر اساس تاج پوشش از رابطه: مرجع > کلید > بحرانی، پیروی می نماید. در منطقه بحرانی به علت چرای مفرط و خارج از فصل، تاج پوشش گیاهی به شدت کاهش یافت و از میزان خوشخوراکی گیاهان کاسته شد.
    کلیدواژگان: سیستماتیک، تصادفی، رتبه بندی وان در مارل، مرجع، کلید و بحرانی
  • محمد فیاض صفحه 432
    سیستم سنتی بهره برداری از مراتع بیشترین سهم را در بهره برداری از مراتع کشور برای تولیدات دامی دارد. جمعیت دام مازاد بر ظرفیت مراتع در این روش بهره برداری، علاوه بر تغییر در ترکیب پوشش گیاهی و تخریب مراتع، باعث کاهش بازدهی دام نیز می شود. شناخت دامهای با عملکرد اقتصادی بیشتر زمینه کاهش دام با حفظ درآمد را در بهره-برداری پایدار از مراتع فراهم می نماید. در این تحقیق در استانهای تهران و اصفهان دو نوع دام در سه طبقه سنی در گله هایی با دو ترکیب گوسفند زندی، بز بومی در استان تهران و گوسفند نائینی و بز بومی در استان اصفهان بررسی گردید. هزینه دام براساس سرانه هزینه هر راس دام در استفاده از هریک از منابع علوفه ای (مرتع، پس چر مزارع و علوفه دستی) به تفکیک نوع دام و بر مبنای مدت استفاده محاسبه و درآمد بدست آمده براساس وزن دام مورد فروش در زمان عرضه به بازار محاسبه گردید. درآمد سایر محصولات دامی نظیر شیر و فراورده های مرتبط با آن، پشم، مو و کرک حاصل از گله و نیز بره زایی در درآمد دام منظور گردید. طرح براساس پایه آماری اسپلیت پلات که در آن تیمار اصلی نوع دام (گوسفند و بز) و تیمار فرعی سن دام (در طبقات سنی تا سه سال، 4 تا 6 سال و بیش از 6 سال) انجام شد. نتایج نشان داد که تفاوتهای آشکاری بین میزان تولیدات در گله های دو استان وجود دارد. از سوی دیگر در بین وزن بره ها و بزغاله های بدست آمده از گله نیز تفاوت معنی دار وجود دارد. براساس نتایج آماری سن دام بر وزن بره ها و بزغاله ها موثر بوده است، به نحوی که بهترین سن بره زایی برای هر دو نژاد گوسفند نائینی و زندی و هم در بزهای بومی 3 تا 6 سال تعیین گردید. البته در هر دو استان اصلی ترین منبع درآمد گوسفند بوده و بز عمدتا تامین کننده نیاز خانوارهای دامدار می باشد.
    کلیدواژگان: گوسفند، بز، اصفهان، تهران، مرتع، اقتصادی
  • داریوش قربانیان، منصور قدرتی، حیدر شرفیه، مسلم مظفری صفحه 443
    برای شناسایی و معرفی گونه های مناسب جهت کاشت همزمان با Haloxylon ammodendron با هدف استفاده از فضای خالی بین بوته ای و تقویت اکوسیستم مناطق دارای پراکنش H. ammodendron، از گونه های Salsola rigida، Atriplex canescens Seidlitzia rosmarinus، Nitraria schoberi وAnabasis setifera استفاده شد. نحوه کاشت در قالب مدل آماری بلوک های کامل تصادفی، با 3 بلوک (تکرار) و هر بلوک با 6 تیمار در ایستگاه تحقیقات منابع طبیعی سمنان انجام شد. صفات مورد سنجش شامل میزان رشد سالانه (اندازه گیری قطورترین شاخه، شاخه بندی و طول شاخه های افقی در طی سن)، بازدهی تولید علوفه در سال و میزان استقرار نهال بود. با تحلیل و بررسی جدولهای تجزیه واریانس و نتایج بدست آمده از آنها مشخص شد که بین بلوک ها اختلاف معنی داری در عوامل اندازه گیری شده گونه ها وجود ندارد. در زمینه استقرار در سطح 1% اختلاف معنی دار مشاهده شد. به-طوری که بین تیمارها، عوامل مورد سنجش شامل رشد، استقرار و تولید گونه ها تحت شرایط موجود، تفاوت های معنی داری را نشان داد. از نظر رشد ارتفاعی و تاج پوشش گونه H. ammodendron به طور معنی داری با سایر گونه ها تفاوت داشت. از نظر تعداد شاخه های فرعی A. setifera، S. rosmarinus وA. canescens به ترتیب در بهترین وضعیت قرار داشتند. این خصوصیت در بحث کنترل فرسایش و مقاومت در برابر چریده شدن اهمیت داشت. از نظر تولید، گونه های H. ammodendron، S. rigida و S. rosmarinus وضعیت مناسبی را داشتند. از نظر استقرار تفاوت معنی دار بین گونه ها مشاهده نشد و همه در یک گروه از نظر گروه بندی دانکن قرار گرفتند. اما از نظر تحلیل مشاهده ای، گونه های A. canescens و S. rigida بیشترین تعداد و بعد گونه های N. schoberi، A. setifera، S. rosmarinus وH. ammodendron به ترتیب تعداد گونه مستقر شده را به خود اختصاص دادند.
    کلیدواژگان: کشت تلفیقی، احیاء بیابان
  • اکبر فخیره، احمد پهلوانروی، محمود نجفی زیلایی، محسن مرادزاده، سهیلا نوری صفحه 457
    مطالعات تفضیلی پوشش گیاهی در مناطق بیابانی به دلیل محدودیت ها و شرایط خاص این مناطق اغلب مشکل می باشد. فن سنجش از دور با داشتن قابلیت های متعدد می تواند به عنوان روشی کارآمد در این مناطق مورد استفاده قرار گیرد. هدف این مطالعه تعیین شاخص گیاهی مناسب جهت ارزیابی روند تغییرات پوشش گیاهی در منطقه بیابانی غرب کرخه طی یک دوره 18 ساله با استفاده از تصاویر سنجنده های (1991) TM و (2008) ASTER بود. پس از اندازه گیری سطح تاج پوشش گیاهی منطقه، بر روی تصاویر؛ تصحیح هندسی و اتمسفری، روش های مختلف بارزسازی و طبقه بندی با روش حداکثر احتمال اعمال شد. نتایج نشان داد که شاخص PVI2 مناسبترین شاخص برای تهیه نقشه تغییرات پوشش گیاهی در سال های مورد نظر بود. بنابراین بر اساس این شاخص، نقشه نهایی تغییرات در سه کلاس بیابان زایی، بدون تغییر و احیا تولید گردید. همچنین نتایج نشان داد که در طول دوره مطالعه، به دلیل اجرای طرح های بیابان زدایی در بخش هایی از منطقه و انجام کشت تلفیقی، میزان سطح پوشش افزایش یافته و سطح تغییرات پوشش به 5/17 درصد از کل منطقه رسید. 8/69 درصد این تغییرات مثبت و در کلاس احیاء و 2/30 درصد از تغییرات منفی بوده که در کلاس بیابان زایی قرار گرفت.
    کلیدواژگان: شاخص گیاهی، آشکارسازی تغییرات، سنجش از دور، نواحی بیابانی، کرخه
  • رضا تمرتاش صفحه 469
    در مراتع کوهستانی وجود ترکیب پیچیده ای از عوامل مانند توپوگرافی، مراحل رشد پوشش گیاهی و توزیع آب، منجر به بروز مسائلی در توزیع چرا می شود. به منظور کمک در انتخاب ابزار مناسب تصحیح پراکنش چرا در مراتع کوهستانی، بررسی تاثیر توپوگرافی بر پوشش گیاهی مراتع ییلاقی حوزه واز در استان مازندران مورد مطالعه قرار گرفت. بدین منظور، ابتدا با بازدید میدانی و شناسایی قطعات همگن از نظر چرای دام، 5 واحد بهره برداری تعیین گردید و مناطقی به عنوان معرف در آنها انتخاب و نمونه برداری به روش تصادفی صورت گرفت. اندازه قطعات نمونه یک متر مربع و تعداد آن به روش آماری تعیین شد. در هر پلات، تولید به روش قطع و توزین، میزان بهره برداری با استفاده از روش ارتفاع به وزن و بر اساس وزن خشک و درصد تاج پوشش هر گونه گیاهی اندازه گیری شد. در نهایت با استفاده از نرم افزار SPSS، مقایسه عوامل گیاهی مورد بررسی در واحدهای بهره برداری با استفاده از طرح کاملا تصادفی با تکرارهای نامساوی انجام شد، و ضریب همبستگی بین هر یک از متغیرهای مستقل (شیب، جهت و ارتفاع) با متغیرهای وابسته (تولید، درصد تاج پوشش و بهره برداری) تعیین گردید. همچنین موثرترین عامل از بین آنها و اثر متقابل متغیرهای مستقل به کمک رگرسیون چندمتغیره گام به گام تعیین شد. نتایج این تحقیق نشان داد که از بین عوامل توپوگرافی مورد مطالعه، شیب و بعد جهت بیشترین همبستگی را با میزان بهره برداری دام داشته و عامل ارتفاع رابطه ای نشان نداده است، ولی بر میزان تولید و تاج پوشش گیاهی موثر بوده است.
    کلیدواژگان: توپوگرافی، بهره برداری، پراکنش دام، مازندران
  • اسفندیار جهانتاب، یاسر قاسمی آریان، عادل سپهری، بهاره حنفی، عنایت الله یزدان پناه صفحه 482
    آگاهی از الگوی پراکنش مکانی گیاهان در هر منطقه از مقدمات و ضروریات اندازه گیری و بررسی پوشش گیاهیست که در تعیین روش مدیریت نقش به سزایی دارد. به منظور تعیین الگوی پراکنش 3 گونه Artemisia aucheri، Kelussia odoratissima و Prangos ferulaceae از گونه های غالب منطقه دیشموک در شمال غرب استان کهگیلویه و بویر احمد، 100 پلات 2*2 مترمربعی در امتداد 6 ترانسکت 100 متری به طور تصادفی مستقر شد و تعداد پایه های گیاهی مورد نظر در هر پلات شمارش گردید. با استفاده از این اطلاعات، مناسبترین و دقیق ترین شاخصهای کوادراتی پراکنش (شاخص گرین و شاخص موریسیتای استاندارد) محاسبه شدند. نتایج نشان داد که الگوی پراکنش گونه های Kelussia odoratissima وPrangos ferulaceae تصادفی با گرایش به حالت کپه ای خفیف تا متراکم است و الگوی پراکنش گونه Artemisia aucheri به صورت یکنواخت تا تصادفی با گرایش کپه ای بسیار خفیف است.
    کلیدواژگان: الگوی پراکنش، شاخصهای کوادراتی، زاگرس مرکزی
  • حسین بتولی، امرعلی شاهمرادی صفحه 490
    تحقیق حاضر در خصوص آت اکولوژی گیاه بیابانی و مرتعی«علف شتر»(Asthenatherum forsskalii (Vahl) Nevski) در اکوسیستمهای نواحی خشک تا فراخشک بیابان های حوزه مسیله (استان اصفهان) انجام شد. این گیاه مرتعی شن دوست، از خانواده گندمیان (Poaceae) بوده که به صورت بوته ای با انشعاب های هوایی متعدد، در گستره ماسه زارهای بیابانی رویش یافته است. به منظور مطالعه اکولوژی فردی این گونه مرتعی، رویشگاه های آن در عرصه های بیابانی ریگ بلند آران و بیدگل مشخص شد. پس از تعیین رویشگاه، ویژگی های بوم شناختی آن، نظیر محدوده ارتفاعی، توپوگرافی، اقلیم، خاک، گیاهان همراه، چگونگی حضور گونه مورد مطالعه در پوشش گیاهی، سیستم ریشه، فنولوژی و نحوه زادآوری گیاه مورد بررسی قرار گرفت. نتایج بدست آمده از این تحقیق نشان داد که رویشگاه های این گیاه به صورت لکه های پراکنده در گستره ماسه زارها و دامنه تپه های ماسه ای فعال و روان توزیع شده اند. این گونه بیابانی در محدوده ارتفاعی 780 تا 1150 متر از سطح دریا رویش دارد و میانگین بارندگی سالیانه رویشگاه های علف شتر، بین 80 تا 120 میلی متر در نوسان است. میانگین دمای متوسط سالانه نیز 1/19 درجه سانتی گراد می باشد. این گیاه در روی خاک های با بافت سبک شنی با میزان اسیدیته 5/7 تا 5/8 و هدایت الکتریکی 34/0 تا 1/5 دسی زیمنس بر متر گسترش دارد. علف شتر دارای سیستم ریشه ای افشان با طول ریشه بالغ بر 6 متر می باشد. روی تمام ریشه های افشان، غلافی از شن دانه فرا گرفته است. میانگین پوشش گیاهی تاجی این گونه 2/4%، میانگین تراکم بوته ها بین 11875 پایه تا 32500 پایه در هکتار و فراوانی 72% می باشد. شروع رشد رویشی این گیاه، در اواخر بهمن ماه، زمان ظهور گل آذین نیمه دوم اردیبهشت و بذرها در اواخر خردادماه می رسند. دوره خواب تابستانه آن از اواخر تیرماه آغاز شده و تا اواسط شهریور ماه ادامه می یابد. تجدید حیات این گیاه از طریق بذر و ایجاد جست های هوایی و تشکیل ریشه های نابجا در ناحیه یقه امکان پذیر است. بارزترین گیاهان همراه رویشگاه های علف شتر، علف زارهای«کلبیت»(Cyperus eremicus) و گونه های مختلف از جنس «اسکنبیل» (Calligonum spp.) می باشد. براساس نتایج بدست آمده از این تحقیق، علف شتر گیاهی شن دوست بیابانی محسوب می شود که علاوه بر حفاظت و تثبیت خاک در گستره ماسه زارها، نقش مهمی در تامین علوفه مورد نیاز دام های مراتع قشلاقی ایفا می کند.
    کلیدواژگان: علف شتر، آت اکولوژی، گیاهان شن دوست، تپه های ماسه ای
  • سیدجعفرسیداخلاقی، حمیدرضا عباسی، عمار رفیعی امام، محمد درویش صفحه 498
    بیابان زایی، پدیده ای چندعاملی و ناظر به ابعاد مختلف است. از این رو این مفهوم در حوزه منابع طبیعی و محیط زیست حول محورهای متعددی قابل بررسی است. امروزه یکی از مهمترین دغدغه هایی که موجبات تعمق و توجه جدی صاحب نظران و برنامه ریزان را به سوی مفهوم بیابان زدایی و یا مهار بیابان زایی جلب نموده، واقعیت رشد شتابان و انبوهی جمعیت در محیط ها و مناطق اکولوژیک و تداوم آن در آینده از یکسو و رشد حیرت آور و چشم گیر کلان شهرها و توسعه صنعتی لجام گسیخته به ویژه در کشورهای جنوب و پیامدهای زیانبار آن برای ساکنان این مناطق می باشد. از طرفی زمین یک منبع محدود است و با گذشت زمان در بسیاری از کشورها، با توجه به رشد تصاعدی جمعیت و مراکز شهری و همچنین استفاده های وسیع از زمین و از سوی دیگر با توجه به این واقعیت که تنها 5 میلیون کیلومتر مربع از سطح کره زمین برای استفاده پایدار در آینده باقیمانده است، وضعیت بدتر خواهد شد. مباحث زیادی پیرامون پذیرش میزان جمعیت بر اساس کیفیت اراضی به-منظور حفظ پایداری منابع و محیط زیست وجود دارد. هدف این مقاله برآورد توان تحمل جمعیت پذیری منطقه تهران و البرز بر مبنای قابلیت واحدهای اراضی به کمک روش معرفی شده توسط بخش مرکزی کشاورزی آمریکاست. این کار اولین گام برای تعیین میزان تخریب سرزمین جهت تشخیص خطر بیابان زایی انسان ساخت می باشد. در شرایط کنونی آنچه مسلم است روند تحولات جمعیتی استان های تهران و البرز منجر به پیدایش زمینه های ناپایداری محیطی و بیابان زایی به مفهوم تخریب و افت کارایی سرزمین شده است. برپایه نتایج به دست آمده کلاس های 1، 4 و 9 کیفیت اراضی در منطقه به ترتیب 38/20، 93/14 و 44/37 درصد از مساحت استان را داراست و این سه کلاس با توجه به توان تولید مربوطه، 9/81 درصد کل توان جمعیت پذیری منطقه را به خود اختصاص می دهند. ارزیابی قلمرو تحت تاثیر بیابان زایی ناشی از فشار جمعیت نشان داد که 38/13 درصد از اراضی مناطق مورد مطالعه با مساحتی معادل 251800 هکتار در گروه مناطق در معرض بیابان زایی کم، 23 درصد در دسته مناطق در معرض بیابان زایی متوسط، 06/25 درصد در قلمرو نواحی با درجه تاثیرپذیری زیاد از بیابان زایی و 55/38 درصد دیگر از اراضی در معرض بیابان-زایی شدید قرار دارند. بر همین اساس معلوم شد که جمعیت کنونی استان تهران 05/3 برابر جمعیت مطلوب آن است. این نسبت در مناطق پرتراکمی مانند تهران، کرج، شهریار و رباط کریم تا 7/4 برابر نیز می رسد. البته محدوده عملیاتی این پژوهش به دلیل انجام آن در زمان قبل از تاسیس استان البرز شامل محدوده اداری سیاسی استان تهران در سال 1387می باشد.
    کلیدواژگان: فشار انسانی، ظرفیت تحمل جمعیتی، بیابان زایی، جمعیت، استان تهران
  • مرتضی خداقلی، فرهنگ قصریانی، مینا بیات، مژگان سادات عظیمی صفحه 512
    بهره برداری اصولی و مناسب از گیاه در مرتع یکی از اصول پایداری تولید در اکوسیستم های مرتعی است که موجب بهره گیری مداوم و اقتصادی از مرتع می گردد. برای نیل به پایداری و تداوم تولید در مراتع استپی، مطالعه اثر شدتهای مختلف برداشت بر تولید علوفه و بنیه و شادابی گونه Stipa arabica از سال 1386 تا 1389 در سایت سه اصفهان به اجرا درآمد. تیمارهای آزمایشی در هر بلوک شامل چهار شدت برداشت 25، 50 و 75 درصد و شاهد (بدون برداشت) بودند. در هر تیمار 10 پایه از گونه به عنوان تکرار مورد نظر قرار گرفته که بر روی هریک متغیرهای وابسته مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج بدست آمده با آزمایش فاکتوریل در قالب بلوک های کامل تصادفی با ده تکرار و به مدت چهار سال در سایت سه اصفهان در نرم افزار SAS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان دادند که تولید علوفه گونه Stipa arabica در اثر برداشت های مختلف از لحاظ آماری معنی دار نمی باشد و تا 75 درصد هم می توان از این گونه برداشت نمود، منتهی در شدت برداشت سنگین از میزان بنیه و شادابی این گونه در طول سال های مورد آزمایش کاسته شد؛ به طوری که میزان شدت برداشت در سال های مختلف در سطح 1 درصد معنی دار شد و در طول 4 سال به تدریج میزان تولید کاهش یافت. با توجه به داده های طرح میزان شدت برداشت برای گونهStipa arabica در این منطقه، به میزان50 درصد پیشنهاد می گردد تا سلامتی و شادابی این گونه نیز در طول سالهای برداشت حفظ شود.
    کلیدواژگان: شدت بهره برداری، بنیه و شادابی گیاه، سایت سه اصفهان
  • تقی میرحاجی، عباسعلی سندگل، حسن یگانه بدرآبادی صفحه 522
    بررسی استقرار و زنده مانی10 اکسشن از گونه مرتعی. Elytrigia libanoticus L، برای انتخاب سازگارترین آنها در ایستگاه تحقیقات مراتع همند آبسرد با خاک نیمه سنگین که در70 کیلومتری شرق تهران واقع شده انجام شد. آزمایش از سال 1382 شروع و تا سال 1385 ادامه یافت. 25 پایه از هر اکسشن روی خطوط 13 متری با فاصله 50 سانتی متر کشت شدند. فاصله خطوط از یکدیگر 75/0 متر بود. شادابی و زنده مانی همراه با برآورد تولید بذر و علوفه و سایر فاکتورهای رشد، سال به سال اندازه گیری شد. هدف این بررسی تعیین زنده مانی و استقرار اکسشن های گونه فوق و انتخاب بهترین آنها می باشد. ابتدا داده های بدست آمده در سالهای مختلف را در محیط Excel وارد نموده و بعد با استفاده از نرم افزار Irirstat آنالیز شدند. سپس با استفاده از روش AMMI اثرات متقابل اکسشن-ها و محیط و اثرهای جمع پذیری داده ها در سالهای مختلف در قالب طرح بلوک کامل تصادفی محاسبه شدند. مقایسه میانگینهای زنده مانی با آزمون دانکن در سطح 5% انجام شد. نتایج نشان داد که در کلیه سالهای بررسی(1385- 1382) بین اکسشن ها از نظر زنده مانی و استقرار اختلاف معنی دار در سطح 1% وجود داشت. اکسشن 4 (10627) با بیشترین زنده مانی و اکسشن های 1، 5 و 10 (10624، 10628 و 10633) با کمترین زنده مانی به ترتیب قویترین و ضعیف ترین اکسشن شناخته شدند.
    کلیدواژگان: اکسشن، زنده مانی، شادابی و استقرار، همند آبسرد
  • مرضیه قمشیون، آرش ملکیان، خسرو حسینی، سعید قره چلو، محمدرضا خاموشی صفحه 535
    امروزه به دلیل کمبود آب در کشور به خصوص در مناطق بیابانی و نیمه بیابانی، مدیریت بهینه و استفاده از منابع آب زیرزمینی لازم و ضروریست. در این پ‍ژوهش تغییرات پنج ویژگی هدایت الکتریکی، کلر، غلظت املاح محلول، سدیم و سولفات آبهای زیرزمینی دشت سمنان در طول دوره آماری مورد مطالعه (از سال آبی 79-78 تا 89-88) مورد بررسی قرار گرفت. به منظور انتخاب مدل مناسب برای برازش بر روی واریوگرام تجربی از مقدار ریشه مجذور مربعات خطای کمتر و استحکام ساختار فضایی قویتر استفاده شد. به منظور پهنه بندی ویژگی های کیفی آب از روش عکس فاصله با توان های 1 تا 5 و دو روش زمین آماری (کریجینگ و کوکریجینگ) استفاده گردید. سپس با استفاده از روش اعتبارسنجی حذفی، روش کوکریجینگ برای عاملهای کیفی در67 درصد حالات در مقایسه با سایر روش های میان یابی مورد بررسی دارای دقت بالا (MAE و MBE کم تر) می باشد. مقایسه نقشه های پهنه بندی مکانی عاملهای کیفی نشان داد که در طول دوره آماری 11 ساله مورد بررسی میزان این عاملها به صورت هسته هایی در حال پیشروی به سمت چاه های انتخابی شماره 15 و 23 می باشد و همچنین در مرز های دشت از یک روند افزایشی برخوردار است. ولی در قسمتهای مرکزی هر دو دشت سمنان و سرخه تغییر محسوسی در طی دوره آماری مشاهده نشد. از عوامل موثر بر نتایج بدست آمده می توان به لیتولوژی سازند های حواشی، برداشت بی رویه از چاه های این مناطق، افزایش تبخیر و در نتیجه کاهش سطح تراز آب زیرزمینی و اعمال روش نامناسب آبیاری و کشاورزی در این منطقه اشاره کرد.
    کلیدواژگان: آب زیرزمینی، دشت سمنان، سرخه، کیفیت آب، واریوگرام، زمین آمار
|
  • Jafarianz., Arzanih., Jafarim., Zahedi, G.H., Azarnivand, H Page 371
    This research was aimed to investigate the relationships between dominant rangeland species and environmental factors in the Rineh rangelands located on the southern slope of Damavand Mountain. Stratified random sampling method was applied and the study area was classified to 37 sample units based upon elevation, slop and aspect. In the study area, 750 plots 1m2 and 75 plots 25m2 were established. One hundred and fifty soil samples were dug at the depth of 0-30 cm and 16 soil properties including pH, CaCo3, bulk density, particle density, total phosphorus, total nitrogen, absorbed potassium, organic matter, saturation moisture, soil texture, field capacity, permanent wilting point, available water capacity and water holding capacity were measured in laboratory. After collecting the climate data, 16 climate factors including average relative humidity, average rainfall, average temperature, average minimum temperature, average maximum temperature in spring, summer and annual as well as annual frost days were selected to reconstruct the missing data. IRS images including red and near-infrared bands and PAN band as well as combined bands derived from RVI, NDVI, and PCA were selected. Regression equation was developed for each species using logistic regression. Results indicated that most of the factors including slop, aspect, average minimum temperature in spring, number of frost days, average daily temperature in summer, and most of the soil factors were entered in regression models. Also, satellite data were used as effective tools in showing the presence of plant species.
    Keywords: environmental factors, satellite data, logistic regression, Rineh Rangelands
  • Pouzeshh., Motamedij., Mirakhorlir., Niknejad, S.A Page 384
    In this study, five rangeland species including Festuca rubra, Astragalus glocucantus, Astragalus flocoffus, Acantolimon erinaceum and Acantophyllum sordidum were selected at three phenological stages of vegetative growth, flowering and seeding. These species are almost palatable and important in rangelands of Jashlobar, Semnan. For each phenological stage, three replications and for each replication, five species were collected. Plant samples were analyzed to determine N percentage as well as acid detergent fiber (ADF). Crude protein (CP), dry matter digestibility (DMD) and metabolizable energy (ME), were estimated based upon N percentage and acid detergent fiber (ADF)., Split-plot design was applied for data analysis in a randomized complete design with 3 replications and 15 treatments for each location. After collecting the data, combined analysis of variance was used in order to investigate the changes of forage quality index. According to the results, chemical composition of plants showed significant changes and phenological stages had a significant effect on forage quality. With the advance of growth, CP, DMD and ME decreased while ADF content increased. Obtained results are applicable for estimating daily required forage for grazing livestock and determining appropriate time for livestock entry to the rangeland.
    Keywords: forage quality, phenological stage, crude protein (CP), dry matter digestibility (DMD), metabolizable energy (ME)
  • Farmahini Farahania., Mirdavoudih., Goudarzi, Gh Page 395
    Determination of allowable use of the key species of rangelands is necessary to calculate the rangeland capacity. Actual rangeland capacity could be determined through having the exact values of this factor for rangeland species and the destruction of vegetation, soil and water loss on rangelands can be avoided. In this research, Artemisia aucheri, Bromus tomentellus, Kochia prostrata, Asperula glomerata and Buffonia koelzii were investigated as the key species of Arak Enjedan rangelands. A key area of one hectare was selected in Arak Enjedan rangelands and was fenced in the first year of the study. Then, 40 individuals were selected from each species and harvesting intensities of 25, 50, 75% and control treatment were implemented. Harvesting was done by a clipper monthly during grazing season for 4 years. The influence of harvesting was investigated in the second to fifth years through the study of changes in phenological characteristics, forage and seed production, vitality, and mortality and other characteristics of plant species. Results showed that increasing the harvesting intensity caused problems and decline of vital abilities of all species especially, As. glomerata and Br. tomentellus that are more palatable species. According to the results, an allowable use of 25% is recommended for Br. tomentellus and As. Glomerata while for Ar. aucheri, Ko. prostrata and Bu. Koelzii an allowable use of 50% was obtained with the least negative effects on plant characteristics. Results of the analysis of variance for forage production data were significant for all of the studied species in %1 level of probability.
    Keywords: allowable use, range capacity, forage quality, Enjedan of Arak
  • Najafi Tireh Shabankarehk., Jalili, A Page 406
    Due to uncontrollable natural regeneration of invasive and non-native species of Prosopis juliflora in the coastal areas in south of the country, effects of the species on soil properties under canopy cover were investigated. This study was conducted in Hormozgan province, in different sites including Bandar Abbas, Ghaleghazi, Minab and Sirik. In each region, the species were randomly selected in one hectare of land and then the soil under and outside the canopy cover were sampled from two depths, 0-15 and 15-30 cm. pH, EC, saturation percentage, soluble calcium and magnesium, chlorine, HCO3-, SO42-, potassium, organic carbon, total nitrogen and available phosphorus phosphorus were measured in laboratory. Results of this research showed that there were significant differences in some soil properties such as pH, EC, and organic carbon in depth of 0-15 centimeter. It is worth noting that changes in soil properties under canopy cover were not similar in all regions. This may be due to the establishment period of the species in different regions, habitat conditions, the occurrence of rainy and drought periods and the density and diversity of native species. Some soil properties did not differ statistically beneath and outside the canopy of this species but it seems that the trend of these changes has not been stable. It is emphasized that the role of Prosopis juliflora in connection with the change in density and diversity of natural vegetation beneath the canopy cover could not conclusively be attributed only to changes in soil.
    Keywords: outside canopy cover, under canopy cover, Prosopis juliflora, soil properties, Hormozgan province
  • Faryabin.*, Mesdaghim., Heshmati, G.A., Madadi Zadeh, N.A Page 421
    Knowledge on floristic composition is one of the most important factors in management of rangeland utilization. Improper utilization of rangelands and lack of attention to the ecological potential of range habitats is the main reason for rangeland degradation. In this study, floristic composition and canopy cover of the species of reference area (exclosure), key area (with mid grazing) and critical area (with over grazing) were considered and three areas were compared together. Ranking of the canopy cover percentage was performed through Van-der-Maarel method and counting the number of the species was carried out using a systematic-random method. According to the obtained results, three relations were obtained as follows: Major biological forms: Therophyte> Hemicriptophyt> Chamophyte> Geophyte> Phanerophyte; Dominant growth form: Herb> shrub> grass> tree; Vegetation ranking based on canopy coverer: reference> key> critical area. In the critical area, due to over grazing and out of grazing season, canopy cover was strongly reduced and plant palatability decreased.
    Keywords: systematic, random, Van, der, Maarel ranking, reference, key, critical
  • Fayyaz, M Page 432
    This research was performed in Isfahan and Tehran Provinces. The races considered in Tehran province were Zandi Sheep and native goat. Naeini Sheep and native goat were also studied in Isfahan province. To feed livestock, rangelands (winter range and summer range), aftermath of farms and handy hay were used. Using of aftermath and handy hay was done in all flocks. The usage duration of hay, aftermath and rangelands in Tehran province was different among the flocks considered in this study due to different flocks and different years as they differed from 65 to 120, 100 to 180 and 90 to 245 days respectively. The usage duration of hay, aftermath and rangelands in Isfahan province also differed from 85 to 100, 30 to 240 and 90 to 245 days respectively. In both provinces, the forage of rangelands and hay were used simultaneously to compensate the shortage of forage in rangelands. Livestock products in the flocks were milk, cheese, curd, butter, wool and fuzz. The amount of Per capita production was different per head. In Tehran province, sheep suck differed from 25 to 120 days in the flocks considered here. In Isfahan province the milk of sheep was used by lambs hence there was no sheep suck. Curd production was just done in one flock which approximately produced 0.5kg curd per a head of sheep annually. Wool harvest was performed in all flocks. Per capita production of wool differed from 800 to 900gr per a head of sheep. Cheese production was done through the milk of sheep and goat and its amount for sheep and goat differed from 2 to 7.7 and 4.5 to 12kg respectively. The average of wool and fuzz production in Isfahan province differed from 500 to 800 and 200 to 250gr in different flocks respectively. In this province, cheese produced from the milk of goat and differed from 90 to 1200gr related to the duration of suck in different flocks. The amount of curd production also differed from 150 to 1500gr per a head of goat. The amount of milk production in goat differed from 3 to 10kg related to the duration of suck. The sale of lamb and goat was the main source of rancher's income. The sale weight of lamb and goat differed in various ages. Average weight of lamb and goat were different as below: The average weight in 3, 3 to 6 and more than 6-year-old lambs of Naeini and Zandi races was 28.8, 34.8 and 32.6kg respectively. Average weight in less than 3, 3 to 6 and more than 6-year-old goats of native races in Isfahan and Tehran was 23.8, 23.8 and 24.7 kg respectively. There was a significant difference between the weight of lambs and goats. There was a significant difference between the weight of Naeini and Zandi sheep. The results showed that the most economic age of livestock in both Naeini and Zandi races were 3 to 6- year-old. Weights of 3 to 6-year-old lambs in Naeini and Zandi races were 29.6 and 39.8 kg respectively. The weight of 3 to 6-year-old goats in native races of Isfahan and Varamin were 20.8 and 30.4 kg, respectively.
    Keywords: Sheep, goat, Tehran, Isfahan, economic
  • Ghorbaniand., Ghodratim., Sharafiehh., Mozafarim., Moslem, A Page 443
    In this study, species of Salsola rigida, Seidlitzia rosmarinus, Atriplex canescens and Anabasis setifera were investigated to identify appropriate species for planting together with Haloxylon ammodendron. This research was aimed to use spaces among shrub species and to enhance the ecosystems in which H. Ammodendron species are distributed. The study was performed in a randomized complete blocks design with three replications and six treatments at research station of natural resources of Semnan. The measured traits were included annual growth (measuring the thickest branch, flowering branch and the length of horizontal branches), forage yield and seedling establishment. Results of analysis of variance showed that there were no significant differences among blocks. A significant difference was observed for seedling establishment at 1% level of probability. High growth and canopy cover of H. ammodendron significantly differed with other species. A. setifera, S. rosmarinus and A.canescens were respectively in the best position in term of number of sub-branches. This feature is important in controlling erosion and resistance to grazing. H. ammodendron, S. rigida and S. rosmarinus showed suitable condition in terms of forage yield. No significant differences were observed for seedling establishment. Maximum number of the established species were recorded for A.canescens, S.rigida, N.schoberi, A.setifera, S.rosmarinus and H.ammodendron, respectively.
    Keywords: Salsola rigida, Atriplex canescens, Seidlitzia rosmarinus, Nitraria schoberi, Anabasis setifera, cultivation, restoration
  • Fakhireha.*, Pahlevanravia., Najafi Zilaeem., Moradzadehm., Nouri, S Page 457
    Detailed studies of vegetation in desert areas are almost difficult due to the limitations and conditions of the areas. Remote sensing technology with numerous capabilities can be used as an efficient method in the areas. This study was aimed to determine an appropriate vegetation index to assess vegetation changes in the desert area of West Karkheh over a period of 18 years using satellite images of TM (1991) and ASTER (2008). After measuring the canopy cover, geometric and atmospheric corrections, different methods of detection and classification were applied on the images with maximum likelihood method. Results showed that PVI2 index was the best indicator to produce vegetation changes map during the study. So based on this index, final map of desertification was produced in the three classes with no changes and rehabilitation. The results showed that canopy cover increased up to 17.5% of the total area during the study period due to the implementation of desertification projects in some parts of the region and combined cultivation. These changes were classified in two classes of rehabilitation (69.8%) and desertification (30.2%).
    Keywords: Vegetation index, change detection, remote sensing, desert areas, Karkheh
  • Tamartash, R Page 469
    In mountainous rangelands, there is a complex combination of factors such as topography, vegetation growth stages and water distribution which affect grazing distribution. This research was conducted to investigate the effect of topography on vegetation of summer rangelands of Vaz, Mazandaran province. Five utilization units were selected on the basis of field survey and identifying homogenous grazing units. Key areas were obtained in each unit and sampling was done randomly. Size of the quadrates was 1m2 and the number was calculated by statistical method. In each quadrate, yield was measured by clip and weigh method and utilization rate was determined using height to weight ratio (based on dry weight). Vegetation cover percentage was also recorded. Finally, comparison of plant characteristics in utilization units was performed by SPSS in a completely randomized design with unequal replications. Then, correlation coefficient between each of the independent variables (slope, aspect and height) and dependent variables (yield, canopy cover percentage and utilization) was determined. Also, the most effective factor and interaction effects of independent variables were obtained by stepwise multiple regression analysis. Results showed that slope and aspect had the most correlation with livestock utilization respectively, but no relationship was found for elevation while it affected yield and canopy cover.
    Keywords: Topography, Utilization, Grazing distribution, Mazandaran
  • Jahantabe.*, Ghasemi Aryany., Sepehria., Hanafib., Yazdan Panah, E.A Page 482
    Knowledge of the plant distribution pattern in each region is of principles and fundamentals of vegetation survey and measurement that plays an important role in the selection of management approaches. A study was performed to determine the distribution pattern of three dominant species of Artemisi aaucheri, Kelussiao doratissima and Prangos ferulaceae in Dyshmuk region in northwestern Kohgilouyeh and Boyer Ahmad province. One hundred quadrates of 2×2 m were randomly located along six transects of 100-m length and the number of each species was recorded. Using this information, the most appropriate and accurate quadrate-based distribution indices (Green and standard Morisitat indices) were calculated. According to the results, Kelussia odoratissima and Prangos ferulaceae showed a random distribution pattern while distribution pattern of Artemisia aucheri was uniform to random.
    Keywords: distribution pattern, quadrate, based indices, Central Zagros
  • Batoolih., Shahmoradi, A.A Page 490
    This research was aimed to study the autecology of Asthenatherum forsskalii as a desert and range species (Vahl) Nevski in arid and super-arid deserts of Masileh, Isfahan province. This range species is psammophyte and belongs to the Poaceae family with numerous aerial branches growing in desert sandy dunes. In order to study the autecology of the species, its habitats in the desert sandy dunes of Aran & Bidgol were determined. After determining the habitats, ecological characteristics such as elevation range, topography, climate, soil, companion species, presence in the vegetation cover, root system, phenology and propagation of the mentioned species were all studied. Results showed that the habitats were distributed in the form of spots scattered across the sandy plains and slopes of active sand dunes. This desert plant grows in an altitude range of 780 to 1150 meters above sea level with an average annual rainfall fluctuating between 80 and 120 mm. Its mean annual temperature is about 19.1 °C. The species is widespread on light-textured sandy soils with pH and EC (Electrical conductivity) of 7.5-8.5 and 0.34-5.1 ds/m, respectively. A. forsskalii has a fibrous root system with a length over up to 6 meters. All its fibrous roots are covered with sand particles. Average canopy cover is 4.2%. Average density is 11,875 to 32,500 species per hectare and it has a frequency of about 72%. Vegetative growth begins in late February and its inflorescence emerges in the second half of May and the seeds appear in late June. Summer dormancy starts from late July and continues up to mid-September. Revival of the species is possible via seeds and formation of adventitious roots in the basal area. The most important companion species in the habitats of A. forsskalii are grasslands of Cyperus eremicus and various species of genus Calligonum L.. According to the results, A. forsskalii is a psammophyte desert species which in addition to soil conservation and stabilization in sand dunes, plays an important role in providing required forage for livestock in winter rangelands.
    Keywords: Asthenatherum forsskalii (Vahl) Nevski, autecology, psammophyte, sandy dunes
  • Akhlaghi, S.J., Abbasi, H.R., Rafiee Imama., Darvish, M Page 498
    Desertification is a multifactorial phenomenon and relates to different aspects. Thus, this concept can be studied around multiple axes in natural resources and environment. Nowadays, the rapid growth and huge population in environments and ecological areas are of the most important concerns that have attracted the attention of experts and planners to the concept of desertification or combat desertification. On the one hand, astounding growth of metropolises and unbridled industrial development have led to adverse outcomes for the residents. Moreover, land is a limited resource and the situation will get worse over time in many countries due to the exponential growth of population and extensive use of land and with regard to the fact that only 5 million km2 of the earth has remained for sustainable utilization in future. There are many issues surrounding population supporting capacity based upon the quality of the land in order to maintain the sustainability of resources and environment. The purpose of this article was to estimate population supporting capacity of Tehran and Alborz on the basis of the potential of land units through the method introduced by Central Department of Agriculture of USA. This is the first step to determine the extent of land degradation and detection of man-made desertification. In the current situation, it is obvious that a demographic development of Alborz and Tehran provinces has led to instability in the environment and desertification. Based on the results, classes 1, 4 and 9 of the land quality covered 20.38, 14.93, and 37.44 percent of the surface area, respectively. These three classes could be accounted for 81.9% of population supporting capacity according to the potential of production. Our results showed that lands of the study area were exposed to desertification classified as very high risk (38.55 % of the total area), high risk (25.06 % of the total are), moderate risk (23 % of the total area), and low risk (13% of the total area). Accordingly, it was found that the current population of Tehran province was 5 times higher than the optimal population. This ratio also reaches 4.7 times in high-density areas such as Tehran, Karaj, Shahriar and Robat Karim.
    Keywords: human pressure, population supporting capacity, desertification, population, Tehran province
  • Khodagholim.*, Ghasrianif., Bayatm., Azimi (Ms) Page 512
    Appropriate utilization of plant species in rangelands is one of the principles of sustainable production in rangeland ecosystems that leads to continuous and economic utilization of rangelands. In order to achieve stability and continuity of production in steppe rangeland, this study was performed to investigate the effect of different harvesting intensities on forage production and vitality of Stipa arabica at Isfahan Soh site, during 2007 to 2010. Treatments in each block were included four grazing intensities of 25, 50 and 75% and control (no harvest). In each treatment, 10 individuals of species were used as replications evaluated on each of the dependent variables. A factorial experiment in a completely randomized design with ten replications and four years was used to analyze the data. Data analysis was performed by SAS software. Results showed that forage production of Stipa arabica did not differ statistically in response to different harvesting intensities, and up to 75 percent of the species could be harvested, but heavy harvesting intensity decreased the vigor and vitality of the species during the examined years. Harvesting intensities were significant at 1% level of probability and production rate decreased gradually over the 4 years. According to the results, a harvesting intensity of 50% is recommended for Stipa arabica in the region so that health and vitality of this species is preserved during the harvesting years.
    Keywords: Stipa arabica, harvesting intensities, vitality, Isfahan Soh site
  • Mirhajim., Sanadgola., Yeganeh Badrabadi, H Page 522
    This research was conducted at Homand Absard research station, 70km east of Tehran, to study the establishment and survival of 10 accessions of Elytrigia libanoticus L. The experiment began in 2003 and continued until 2006. Of each accession, 25 individuals were cultivated on 13-meter lines at 50cm intervals. Cultivation lines were 75cm apart. Vigor, survival, forage and seed yield as well as growth parameters were recorded annually. The aim of the study was to determine the best accessions in view of survival and establishment. Obtained data in different years were analyzed with IRRISTAT software. Afterward, interaction effects of accessions and environment and additive main effects of the collected data were calculated using AMMI method in a randomized complete block design (RCBD). Mean comparisons were performed using Duncan's Multiple Range Test at 5% level. According to the results, there were significant differences among studied accessions at 1% level of probability during the study. Accession No. 10627 was identified as the best one while accessions 10624, 10628 and 10633 showed the lowest survival respectively.
    Keywords: accession, survival, vigority, establishment, Homand Absard, Elytrigia libanoticusL
  • Ghomeshionm.*, Malekiana., Hoseini, Kh., Gharachelos., Khamoushi, M.R Page 535
    Nowadays, water resources scarcity has become one of the most important issues in arid and semi arid regions including Iran which makes it necessary to optimize the utilization of the limited resources. This research surveyed the variations of EC, TDS, Cl-, SO4--, Na+ for an eleven-year period base on the data collected from selected wells of Semnan Plain. In order to select the appropriate model to fit to experimental variogram, Residual Mean Square Error was used. Several geostatistical approaches such as simple kriging, ordinary kriging, simple cokriging, and ordinary cokriging as well as other deterministic interpolation methods including Inverse Distance Weighing (IDW) with different powers were considered. Then, validation approach and Mean Absolute Error (MAE) criteria were considered to determine the most appropriate interpolation technique. Meanwhile, cokriging method was selected as the fit method for qualitative parameters which illustrated the variations of groundwater quality in almost 67% of the cases. Comparison of quality parameters of spatial zoning maps showed that the rate of these parameters was developing in the core shape to the selected wells 15 and 13 and also, it had an increasing trend in plain boundaries for an eleven-year period. But there were no significant changes in the centers of plains. According to the results, lithology, unsustainable harvesting of wells, increased evaporation and thus reduced level of ground water and inappropriate methods of irrigation and agriculture were identified as the most effective factors.
    Keywords: Groundwater, Semnan plain, water quality, variogram, geostatistics