فهرست مطالب

  • پیاپی 10 (پاییز و زمستان 1391)
  • تاریخ انتشار: 1392/01/29
  • تعداد عناوین: 9
|
  • معصومه شفیعی خورشیدی، محمدرضا بی همتا، فرنگیس خیالپرست، محمدرضا نقوی صفحات 1-17
    به منظور ارزیابی تنوع ژنتیکی و تعیین روابط ژنتیکی ژنوتیپ های لوبیای معمولی تحت شرایط بدون تنش و تنش خشکی انتهای فصل، آزمایشی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار و دو شرایط، در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران در سال زراعی 89- 88 اجرا گردید. چهارده صفت مورفولوژیکی و زراعی در 49 ژنوتیپ لوبیای معمولی اندازه گیری شد. که شامل صفات تعداد روز تا 50% گلدهی، تعداد روز تا 50% غلاف دهی، طول غلاف، عرض غلاف، تعداد بذر در غلاف، طول بذر، عرض بذر، قطر ساقه، وزن غلاف با بذر، تعداد غلاف پر در بوته، تعداد کل غلاف در بوته، تعداد بذر در بوته، وزن 100 دانه و عملکرد تک بوته بود. با توجه به نتایج تجزیه خوشه ایبراساس صفات مورفولوژیکی و زراعی، تحت هر دو شرایط مورد بررسی ژنوتیپ ها در 4 گروه دسته بندی شدند. در این مطالعه، دو متغیر کانونیکی اول معنی دار بودند. در تجزیه تابع تشخیص کانونیکی دو متغیر کانونیک اول با داشتن مقادیر ویژه بالاتر از یک، در مجموع در شرایط بدون تنش 5/88 درصد و در شرایط تنش خشکی 7/94 درصد واریانس موجود را توجیه کردند. تجزیه تشخیص کانونیکی در شناسایی تنوع ژنتیکی و صفاتی که بهترین توصیف را از تنوع بین ژنوتیپ ها داشتند، مفید واقع شد. تجزیه کلاستر نیز ژنوتیپ ها را به گروه های مشابه تفکیک نمود.
    کلیدواژگان: لوبیای معمولی، تنش خشکی، تنوع ژنتیکی، تجزیه تشخیص کانونیکی
  • مصطفی مدرسی، قربانعلی نعمت زاده، فاطمه مرادیان صفحات 18-28
    رادیکال های آزاد اکسی‍ژن مهمترین عامل تنش گیاهان به شمار می روند. آنزیم های سوپراکساید دیسموتاز به عنوان اولین سد دفاعی گیاهان در مقابل سمیت اکسیژن، رادیکال های سوپراکساید را تجزیه می نمایند. این آنزیم ها برای حیات هوازی ضروری بوده و در فرآیند مقاومت در برابر تنش ها و طول عمر گیاه نقش موثری ایفا می نمایند. گیاه آلروپوس لگوپوئیدس از جمله گیاهان هالوفیتی است که بدلیل تحمل بالا به شوری خاک، دارای فعالیت مناسبی از آنزیم های سوپراکساید دیسموتاز می باشد. با طراحی پرایمرهایی از ژن های SOD سایر گیاهان خانواده گندمیان، اقدام به جداسازی ژن هایی از گیاه هالوفیت آلروپوس لگوپوئیدس گردید. در فرآیند این تحقیق، دو ژن جدید به نام های پیشنهادی 1 AlSOD و 2 AlSOD از این گیاه هالوفیت جدا و پس از همسانه سازی در ناقل pTZ57R/T باکتریایی ای، کولی، تعیین توالی گردیدند. با تعیین توالی این ژن ها مشخص گردید که هر کدام از این ژن ها 152 امینو اسید را کد می نمایند و از نظر توالی نیز شباهت زیادی با ژن سوپراکساید دیسموتاز سایر گیاهان خانواده گندمیان از جمله آلروپوس لیتورالیس (92%)، ذرت (89%)، ارزن (88%) و برنج (87%) دارند.
    کلیدواژگان: آلروپوس لگوپوئیدس، همسانه سازی، ژن های 1 AlSODو 2AlSOD
  • آسیه سلطانی، زهرا خدارحم پور، علی اشرف جعفری صفحات 29-45
    به منظور بررسی تنوع ژنتیکی ارقام یونجه در شرایط تنش شوری آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار در گلخانه دانشگاه آزاد اسلامی واحد شوشتر روی 20 ژنوتیپ یونجه در 5 سطح شوری (0، 75، 150، 225 و 300 میلی مولار) با نمک کلرید سدیم صورت پذیرفت. آزمایش در گلدان های حاوی 1:2 خاک زراعی- ماسه انجام شد و تا 45 روز پس از کاشت، آبیاری صورت گرفت بعد از آن تیمارهای شوری اعمال گردیدند و پس از 14 روز صفات تعداد برگ در بوته، طول ریشه، طول ساقه، طول گیاه، نسبت طول ریشه به طول ساقه، وزن تر گیاه، وزن خشک گیاه و نسبت وزن خشک به وزن تر گیاه اندازه گیری شدند. در اثر اعمال شوری کلیه صفات در فاکتور تنش در سطح احتمال 1 درصد معنی دار شدند. با افزایش میزان شوری تمام صفات به جزء نسبت طول ریشه به طول ساقه کاهش پیدا کردند. نتایج این تحقیق نشان داد که دز بحرانی حساسیت به تنش شوری در اندام های هوایی از قبیل تعداد برگ در بوته، طول ساقه، طول گیاه، وزن تر گیاه، وزن خشک گیاه، شوری 150 میلی مولار و برای صفت طول ریشه 300 میلی مولار می باشد. با استفاده از تجزیه خوشه ایژنوتیپ های KFA1، KFA11، KFA14 و KFA15 با منشا قره یونجه، KFA4، KFA6 و KFA16 با منشا همدانی و رقم بمی گرمسیری در گروه متحمل ترین و ژنوتیپ های KFA3 با منشا قره یونجه، KFA5 و KFA17 با منشا همدانی، KFA7 با منشا رهنانی، ارقام نیکشهری گرمسیری و یزدی گرمسیری در گروه حساس ترین و KFA8، KFA10، KFA12 وKFA13 با منشا قره یونجه، KFA2 با منشا همدانی و KFA9 با منشا چالشترشهرکرد در گروه نیمه متحمل به تنش شوری قرار گرفتند.
    کلیدواژگان: تنش شوری، تجزیه خوشه ای، کلرید سدیم، یونجه
  • سیده صبا بلگرامی، سعدالله هوشمند، محمود خدامباشی صفحات 46-62
    به منظور بررسی سطوح متفاوت پلوئیدی گندم و مقایسه آنها با آمفی پلوئیدهای تریتیکاله و تریتی پایرم، از نظر عملکرد دانه و برخی اجزای عملکرد تعدادی از ژنوتیپ های گندم های دیپلوئید، تتراپلوئید، هگزاپلوئید، تریتیکاله، تریتی پایرم در یک آزمایش مزرعه ای در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در فصول کشت پاییز و بهار مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج بیانگر تنوع ژنتیکی بین و درون گونه های مورد مطالعه برای تمام صفات مورد مطالعه در هر فصل کشت بود. اثر فصل کاشت و اثر متقابل ژنوتیپ× فصل کاشت نیز معنی دار بود و کلیه صفات در کشت بهاره در مقایسه با کشت پاییزه کاهش نشان دادند. مقایسه متعامد بین گونه ها نشان داد هر چند گندم دیپلوئید تعداد سنبله در واحد سطح و عملکرد بیولوژیک بالایی تولید نمود اما تعداد دانه در سنبله، وزن هزار دانه، عملکرد دانه و شاخص برداشت کمتری نسبت به سایر گونه ها نشان داد. تریتیکاله با داشتن تعداد دانه در سنبله و وزن هزار دانه بالا، بیشترین عملکرد دانه را تولید نمود که در کل این تفاوت ها تا حدودی می تواند بیانگر نقش متفاوت ژنوم های این گیاهان و همچنین فصل کشت در بروز این صفات باشد. ضرایب همبستگی صفات با عملکرد در دو فصل نشان داد در کل تعداد دانه در سنبله در گونه های تتراپلوئید و هگزاپلوئید نسبت به سایر صفات همبستگی بالاتری را با عملکرد دانه نشان دادند و در گندم هگزاپلوئید وزن هزار دانه نقش مهمتری در عملکرد دانه در مقایسه با گندم تتراپلوئید داشت.
  • پیمان نوروزی صفحات 63-79
    به منظور استفاده از بافت هاپلوئیدی گیاه چغندرقند برای تولید گیاهان تراریخته خالص از نظر ژن انتقالی، ابتدا یک سری آزمایش برای تکثیر و جوانه زایی جنین های هاپلوئید حاصل از کشت تخمک انجام گرفت. بدین ترتیب مشخص گردید که محیط کشت پایه MSB یا PGoB به همراه 3 درصد ساکارز با ترکیب هورمونی 2/0 میلی گرم در لیتر بنزیل آدنین (BA) و 5/0 میلی گرم در لیتر نفتالن استیک اسید (NAA) می تواند برای تکثیر جنین های هاپلوئید و محیط کشت پایه MSB نصف غلظت به همراه یک درصد ساکارز برای تکامل جنین ها و تولید جوانه به کار رود. همچنین برای تولید جوانه رویشی از برگ هاپلوئید از محیط کشت PGoB حاوی یک میلی گرم در لیتر BA و یکی میلی گرم در لیتر NAA استفاده گردید. پس از انجام آزمون های فوق از کالوس های جنین زا و نیز برگ جوانه های حاصل از جنین هاپلوئید برای تراریختی با آگروباکتریوم تومه فاسینس حامل ناقل دوگانه pBI121 استفاده گردید. بافت های تلقیح شده پس از دو روز نگه داری در کشت توام به محیط گزینش حاوی 50 میلی گرم در لیتر کانامایسین منتقل شدند. پس از 5-3 هفته جوانه های حاصل از هر دو نوع جداکشت با سنجش Gus مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که برگ و جنین هاپلوئید هر دو قابلیت زیادی در تولید جوانه های تراریخته دارا می باشند.
    کلیدواژگان: هاپلوئید، جنین، آگروباکتری، چغندرقند، تراریختی
  • حامد صالحیان آقبلاغ، نادعلی باباییان جلودار، غلامعلی رنجبر، نادعلی باقری صفحات 80-93
    در این مطالعه قابلیت کالوس زایی و باززایی ارقام برنج (طارم جلودار، طارم دانش، سنگ طارم و ندا) مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای کالوس زایی از محیط کشت پایه ی MS حاوی سه سطح 0/2، 5/2 و 0/3 میلی گرم در لیتر هورمون 2، 4-D و برای باززایی از محیط کشت MS حاوی سطوح مختلف هورمون های BAP، NAA و Kin استفاده شد. این آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با 4 تکرار در آزمایشگاه بیوتکنولوژی دانشکده ی علوم زراعی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری در سال 1389 انجام گرفت. نتایج نشان داد که رقم طارم دانش بیشترین (92/81% = 14x'' type=«#_x0000_t75»>) و رقم طارم جلودار کمترین (82/23%= 14x'' type=«#_x0000_t75»>) کالوس زایی را در بین ارقام مورد مطالعه داشتند. واکنش ارقام برای کالوس زایی در غلظت های 0/2 و 5/2 میلی گرم در لیتر 2، 4-D بیش از غلظت 3 میلی گرم در لیتر بوده است. اثر متقابل غلظت های 2، 4-D و ارقام نشان داد که رقم طارم دانش در هر سه سطح 2، 4-D و رقم ندا در دو سطح 0/2 و 5/2 میلی گرم در لیتر بیشترین میزان کالوس زایی را داشته اند. ارزیابی باززایی ارقام نیز نشان داد که رقم طارم دانش (0/20% = 14x'' type=«#_x0000_t75»>) و ندا (7/16% = 14x'' type=«#_x0000_t75»>) به ترتیب در تیمار با هورمون های BAP و Kin بیشترین باززایی را در بین ارقام مورد آزمایش داشتند. همچنین رقم طارم جلودار در تیمارهای هورمونی BAP و Kin کمترین باززایی (3/3% = 14x'' type=«#_x0000_t75»>) را داشت.
    کلیدواژگان: کالوس زایی، باززایی، کشت جنین، برنج
  • کمال قاسمی بزدی، بهروز آیدین صفحات 94-108
    دستیابی به روش‎های کم هزینه و کوتاه مدت جهت دسترسی به لاین های متحمل به تنش های غیرزنده در برنامه های به‎نژادی گیاهی از کاربردهای مهم کشت بافت می باشد. در این تحقیق، ابتدا میزان کالوس زایی ریزنمونه های جنین نارس، محور زیر لپه و ریشه ارقام پنبه ساحل، سپید، نامبر 200، باربادنس و خرداد روی محیط کشت MS حاوی ترکیبات مختلف هورمون های D - 2، 4 و BAP مورد بررسی قرار گرفت. براساس نتایج تجزیه واریانس، میزان کالوس زایی تحت تاثیر رقم، نوع ریزنمونه، ترکیب هورمونی محیط کشت و اثر متقابل ریزنمونه× محیط کشت در سطح احتمال یک درصد معنی دار بود. براساس مقایسه میانگین داده ها به روش آزمون حداقل اختلاف معنی دار، بیشترین میزان کالوس‎زایی مربوط به ریزنمونه جنین نارس و رقم نامبر 200 بود که روی محیط کشت MS حاوی 5/0 میلی گرم در لیتر D - 2، 4 مشاهده گردید، درحالی که ریزنمونه ریشه رقم سپید کمترین میزان کالوس زایی را نشان داد. با انتقال کالوس های تولید شده به محیط کشت‎های حاوی غلظت های مختلف کلرید سدیم و بررسی میزان رشد نسبی کالوس‎ها مشخص گردید که تحمل ریزنمونه ها به کلرید ‎سدیم تحت تاثیر رقم، نوع ریزنمونه، غلظت کلرید ‎سدیم و تمام اثرات متقابل آنها در سطح احتمال یک درصد معنی‎دار می‎باشد. بیشترین میزان رشد نسبی کالوس‎ها روی محیط کشت‎های شوری، مربوط به ریزنمونه جنین نارس و ارقام خرداد و سپید به ترتیب با 3/77 و 2/76 درصد بود، درحالی که ریزنمونه ریشه رقم نامبر 200 با 9/17 درصد کمترین میزان تحمل را به کلرید ‎سدیم نشان داد. رشد نسبی کالوس ها در تمام ریزنمونه ها و ارقام، با افزایش غلظت شوری در محیط کشت کاهش پیدا کرد به‎طوری که تیمار شاهد (بدون کلرید ‎سدیم) با 6/51 درصد بالاترین میزان رشد نسبی و محیط کشت حاوی 3 میلی گرم در لیتر کلرید ‎سدیم، پایین‎ترین سرعت رشد نسبی کالوس را با 6/20 درصد به خود اختصاص دادند. با انتقال ریزنمونه های متحمل انتخاب شده به محیط کشت های با غلظت‎های بالاتر 5/3 و 4 میلی گرم در لیتر کلرید سدیم مشخص گردید که هیچ یک از کالوس‎ها و ریزنمونه ها قادر به زنده‎مانی و رشد روی این محیط کشت ها نبودند.
    کلیدواژگان: تنش، ریزنمونه، پنبه، کالوس، کلرید سدیم
  • مریم نخعی بدرآبادی، مجید شکرپور، علی اصغری، عزت الله اسفندیاری صفحات 109-122
    در این مطالعه تجزیه به عامل ها و تعیین سهم صفات مختلف در بروز صفات کمیدر جو مورد بررسی قرار گرفت. 40 ژنوتیپ جو به صورت کرت های خرد شده و در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با 3 تکرار مورد آزمایش قرار گرفتند. سطوح تنش آبی به عنوان عامل اصلی به صورت آبیاری کامل (شاهد)، تنش متوسط (یک دوم آب آبیاری) وتنش شدید (قطع آبیاری) و ژنوتیپ ها به عنوان عامل فرعی در نظر گرفته شدند. عملکرد دانه تنها با مقدار انتقال ماده خشک ساقه همبستگی مثبت و معنی دار در سطح احتمال یک درصد نشان داد. نتایج تجزیه به عامل ها در شرایط بدون تنش و تنشیک دوم آبیاری، 5 عامل اول و در شرایط تنش قطع آبیاری 4 عامل اولرا تعیین کرد که به ترتیب 96/83%، 66/83% و 13/74% از تغییرات داده ها را توجیه نمودند. در کل، در هر سه سطح تنش صفات سهم انتقال ماده خشک از ساقه و سپس پدانکل به دانه بسیار حایز اهمیت بودند و با افزایش سطح تنش صفات مقدار انتقال ماده خشکاز ساقه و پدانکل، وزن هزار دانه، ارتفاع بوته، طول میانگره دوم، طول پدانکل و طول محور سنبله اهمیت بیشتر و صفات کارایی انتقال از ساقه و پدانکل به دانه، تعداد دانه در سنبله و عملکرد دانه اهمیت کمتری در گزینش بهترین ژنوتیپ ها پیدا کردند. به طور کلی، از نتایج حاصل می توان چنین استنباط کرد که صفات مربوط به انتقال می توانند شاخص های مهمی برای ارزیابی و انتخاب ژنوتیپ های جو تحت شرایط تنش خشکی به حساب آیند.
    کلیدواژگان: انتقال ماده خشک، تجزیه به عاملها، صفات مورفولوژیک، جو
  • فرزاد حسین پناهی، محمد کافی، مهدی پارسا، مهدی نصیری محلاتی، محمد بنایان صفحات 123-147
    شناسایی صفات کلیدی تعیین کننده عملکرد تحت شرایط تنش خشکی جهت اصلاح گیاهان زراعی نیازمند درک مبانی فیزیولوژیکی عملکرد گیاه است و یکی از علوم تقریبا جدیدی که کمک زیادی در درک مبانی فیزیولوژیکی رشد و نمو گیاهان زراعی می کند مدل سازی است. این مطالعه نیز با هدف شناسایی صفات تعیین کننده عملکرد گندم تحت شرایط تنش خشکی با بهره گیری از رهیافت مدل سازی صورت گرفت. بدین منظور ابتدا آزمون تایید مدل روی مدل SWB-WGro که قبلا در شرایط آب و هوایی مشهد تعیین اعتبار شده بود، صورت گرفت. سپس صفات مناسب جهت طراحی تیپ ایده آل گندم توسط تکنیک آنالیز حساسیت مدل شناسایی شد. آزمون تایید مدل نشان داد که توانایی مدل از نظر شبیه سازی عملکرد نهایی گندم تحت گستره ای از مقادیر متفاوت فراهمی آب عالی بود (RMSE% = 4.32 – 9.71) در نهایت تیپ ایده آل مناسب برای شرایط تنش خشکی در شرایط آب و هوایی مشهد تیپی با برگ های نازک و عمودی همراه با غلظت نیتروژن برگ بالا، سبزبمان طولانی تر، سرعت نمو کمتر قبل از مرحله گلدهی و سرعت نمو بالاتر بعد از آن تعریف شد.
    کلیدواژگان: آنالیز حساسیت، شبیه سازی، مدل پنمن، مونتیث فائو، مدل سوکروز، مدل لینتول
|
  • M. Shafiee Khorshidi, M.R. Bihamta, F. Khialparast, M.R. Naghavi Pages 1-17
    This study was conducted to assess the sources of genetic and phenotypic variability of Common bean genotypes. Fourteen morphological and agronomic traits were measured on 49 common bean genotypes. These traits included: days to 50% flowering, days to 50% Podding, pod length, pod wide, seeds per pod, seed length, seed wide, stem diameter, seed and pod weight, number of full pod, number of total pod, seeds per plant, 100-seeds weight and seed yield per plant. The multivariate data set was analyzed using Canonical Discriminant Analysis (CDA) in combination with a clustering procedure. In this analysis, the first two canonical varieties were significant and justified 88.5% and 94.7% of variances in normal condition and drought stress, respectively. According to cluster analysis, genotypes were divided in 4 categories. Canonical discriminant analysis is useful in identifying the genetic variation and describes the variation among common bean genotypes. Cluster Analysis was successful in differentiating the varieties into similar subgroups based on the measured traits.
    Keywords: Common bean, Genetic variation, Drought stress, Canonical discriminant analysis
  • M. Modaressi, G. Nematzadeh, F. Moradian Pages 18-28
    The active oxygen species are the most important plant stress agents. Superoxide dismutase is a key enzyme which constitutes the first line of defence against oxygen toxicity. This enzyme is necessary for aerobic life and play an effective role in the process of tolerance to stress and plant longevity. Aeluropus lagopoides is a halophyte plant that tolerate high soil salinity and have high activity of superoxide dismutase enzyme. We used the sequences of SOD genes from another plants in Poaceae family for primer designing and isolated genes from halophyte plant Aeluropus lagopoides. In this investigation two novel SOD genes AlSOD1 and AlSOD2 isolated and cloned in E.coli via pTZ57R/T cloning vector. These two genes encoding 152 amino acids and also have high homology with Cu/Zn SOD Aelurous littoralis, Zea mays, Phyllostachys edulis and Oryza sativa with 92, 89, 88 and 87% respectively.
    Keywords: Aeluropus lagopoides, Cloning, AlSOD1, AlSOD2 genes
  • A. Soltani, Z. Khodarahmpour, A. Ashraf Jafari Pages 29-45
    In order to study of variation and the effect of 5 salinity level (0, 75, 150, 225 and 300 mmol) of NaCl on 20 alfalfa genotypes, a factorial experiment was conducted based on CRD with three replications in green house condition of Shoushtar Islamic Azad University, Iran in 2011. Seeds were sown in pots containing 1:2 sand-agriculture soils and irrigated by tap water for 45 day. Then the pots were irrigated by salt water for 14 days. Seedling characteristics as number of leaf per plant, root length, stem length, seedling length, seedling root shoot length ratios, seedling fresh and dry weight and dry fresh weight ratios were measured. The results of analysis of variance showed significant effects of genotypes, stress and genotype by stress interaction effects for all of traits (P<0.01). By increasing salinity all traits were decreased except root shoot length ratios. The results indicated that the critical salt dose for shoot and root caracterstics were 150 and 300 mmol, respectively. Using cluster analyzes, the genotypes were split into three groups. KFA1, KFA11, KFA14 and KFA15 originated fro GarehYounjeh, KFA4, KFA6 and KFA16, originated from Hamedani and cultivar Bami Garmsiri were considered as the most tolerant groups and KFA3, originated GarehYonjeh, KFA5 and KFA17, originated Hamedani, KFA7 originated Rahnani, cultivars Nikshahri Garmsiri and Yazdi Garmsiri were considered as the most sensitive groups and the other ones as semi-tolerant to salinity stress.
    Keywords: Salinity stress, Cluster analysis, NaCl, Alfalfa
  • S.S. Bilgrami, S.A. Houshmand, M. Khodambashi Pages 46-62
    In order to investigate the role of wheat ploidy levels and comparison them with Triticale and Tritipyrum amphyploids for grain yield and it's components, genotypes of diploid, tetraploid, hexaploid wheat, Triticale and Tritipyrum were evaluated under field condition in a completely randomized block design with three replications in autumn and spring planting seasons. The results indicated that sufficient genetic variation exist within and between species for all the traits. Effect of planting season and genotype × season interaction were significant and the traits have decreased in spring in comparison with autumn cultivation. Orthogonal comparison of species revealed that diploid wheat showed higher number spikes per m-2 and biological yield, but it produced lower level of number grain per spike, 1000 grains weight and grain yield and harvest index. Triticale produced the highest grain yield, with showing high number grain per spike and 1000 grains weight. Overall these differences could be resu-lt of genome role and planting season in preferment of the traits. The correlation coefficients between grain yield and traits indicated that, grain number per spike has higher correlation with grain yield in comparison with other traits in tetra and hexaploid wheat. One thousand grain weight showed more important role in grain yield in hexaploid wheat compare to tetrapolid wheat.
    Keywords: Wheat, Ploidy levels, Triticale, Tritipyrum, Grain yield, its components
  • P. Norouzi Pages 63-79
    In order to use of haploid tissue of sugar beet for producing transgenic plants, at first, some experiments were accomplished for shoot production of haploid leaves from haploid embryos. Results of current study indicated that MSB or PGoB medium supplemented with 3% sucrose, 0.2 mgl-1 BA and 0.5 mgl-1 NAA could be used for increasing haploid embryos and half strength MSB medium contains 1% sucrose to develop embryos and shoot production. Moreover, PGoB medium supplemented with 1 mgl-1 BA and 1 mgl-1 NAA was used for shoot production from haploid leaves. In the next step, haploid embryogenic calli and leaves were inoculated with Agrobacterium tumefaciens cells harboring pBI121 binary vector. After 2 days co-culture, the inoculated explants were transferred to selection medium contains 50 mgl-1 kanamycin. After 3-5 weeks, putative transgenic shoots were analyzed by GUS staining. Results showed that two explants have ability for shoot regeneration of haploid transgenic cells.
    Keywords: Haploid, Embryo, Agrobacterium, Sugar beet, Transformation
  • H. Salehian Agblagh, N.A. Babaeian Jelodar, G.A. Ranjbar, N.A. Bagheri Pages 80-93
    Callus induction and plant regeneration potential of rice cultivars (Tarom-jelodar, Sangtarom, Tarom-danesh and Neda) were studied. MS medium culture containing 3 levels of 2, 4-D (2.0, 2.5 and 3.0 mg/l), for callus induction and MS medium culture containing different levels of BAP, NAA and Kin hormones for plant regeneration were used. These experiments were conducted at completely randomized design with Factorial arrangement with 4 replication in the biotechnology laboratory of Sari Agricultural Sciences and Natural Resources University (SANRU) in 2010. The results showed that Tarom-danesh cultivar had the highest (81.92%) and the Tarom-jelodar cultivar had the lowest (23.82%) percentage of callus induction. Generally, cultivars’ reactions to callus induction in 2.0 and 2.5 mg/l concentrations of 2, 4-D were more than 3.0 mg/l concentration of this hormone. The interaction between 2, 4-D concentrations and cultivars showed that Taromdanesh cultivar in all of 2, 4-D concentrations and Neda cultivar in levels of 2.0 and 2.5 mg/l 2, 4-D had the highest amount of callus induction. The plant regeneration showed that Tarom-danesh (= 20.0%) and Neda (= 16.7%) cultivars in treatment of BAP and Kin had the highest regeneration percentage, respectively. Also Tarom-jelodar cultivar in treatments of BAP and Kin had the least (3.3%) percent of green plant regeneration.
    Keywords: Callus induction, Green plant regeneration, Embryo culture, Rice
  • K. Ghasemi Bezdi, B. Aidin Pages 94-108
    Achievement to low-priced and short-term methods for obtaining of tolerant lines to abiotic stresses in plant breeding programs is one of the main applications of tissue culture. In present study, the callus formation potential of immature embryo, hypocotyl and root explants of Sahel, Sepid, No. 200, Barbadense and Khordad cotton cultivars were investigated on MS basal medium containing various hormonal combinations of 2, 4-Dichlorophenoxy acetic acid (2, 4-D) and 6-Benzylamino purine (BAP). According to analysis of variance, callus formation percent was significant at 1% level for cultivar, explant type, hormonal combinations of medium and explant × hormonal combinations of medium interaction. On the basis of the mean comparisons by Least Significant Difference (LSD) Test, the highest callus formation was related to immature embryo explant of No. 200 cultivar on the MS medium containing 0.5 mg/l 2, 4-D, whereas, the root explant of Sepid cultivar showed the lowest callus formation percent. By transferring the produced calli on MS medium containing different concentrations of sodium chloride (NaCl) and then studying the relative growth rate of calli, it was revealed that the tolerance of explants to different concentrations of NaCl was significant at 1% level affected to cultivar, explant type, NaCl density and all their interactions. The highest relative growth rate of calli on the salinity medium was related to immature embryo explant and Khordad and Sepid cultivars with 77.3% and 76.2%, respectively, while the root explant of No. 200 cultivar with 17.9% showed the lowest tolerance to NaCl. The relative growth rate of calli showed significant reduction in all explants and cultivars with increasing of NaCl densities, as, the control treatment (without NaCl) has been the highest relative growth rate with 51.6%, and the lowest relative growth rate with 20.6% was observed on MS medium containing 3 mg/l NaCl. By transferring of the selected tolerant explants to the media with higher concentrations of 3.5 and 4 mg/l NaCl, it was determined that none of the calli and explants could not tolerate the higher NaCl densities in the medium.
    Keywords: Stress, Explant, Cotton, Callus, NaCl
  • M. Nakhaeei Badrabadi, M. Shokrpour, A. Asghari, A.O. Esfandyari Pages 109-122
    In present study, factor analysis and contribution of traits ingeneration of quantitative traits in barley were studied. Fourteen genotypes of barley were examined using a Split- Plot design based on Randomized Complete Block Design (RCBD) with three replications. Levels of water stress treatments were defined as main plot (perfect, ½ and no irrigation) and genotypes were considered as subplot. A positive significant correlation (P<0.99) was indicated between grain yield and dry matter remobilization of stem. Factor analysis determined five factors for perfect and of ½ irrigation and four factors for stopped irrigation that explained 83.9, 83.7 and 74.1% of the data’s changes. In general, contributions of dry matter remobilization from stem and peduncle to grain were highly important in all three stress levels. By increasing the stress level, dry matter remobilization from stem and peduncle to grain, seed weight, plant height, second intern ode length, peduncle length and spike length were more effective than traits like efficiency of remobilization from stem and peduncle to grain, number of seed per spike and grain yield in screening of genotypes. Overall, it can be concluded that traits related to remobilization can be considered as important indicators for evaluating and screening of barley genotypes under drought stress conditions.
    Keywords: Dry matter remobilization, Factor analysis, Morphological traits, Barley
  • F. Hosseinpanahi, M. Kafi, M. Parsa, M. Nassiri Mahalati, M. Banayyan Pages 123-147
    Understanding the physiological basis of crop yield is crucial factor to identify key traits limiting yield under water stress conditions in order to crop breeding. Modeling is a new approach to understand the physiological basis of crop growth and development. This study was carried out in order to identify traits determining wheat yield under drought stress conditions using odeling approach. To achieve this goal the model verification test was done firstly on SWB-WGro model, which was previously validated at Mashhad region. Then key traits to design wheat ideotype were identified using sensitivity analysis technique. Results of verification test showed that the ability of model for simulation of final yield was excellent under different water supplies range (RMSE% = 4.32-9.71). Finally, the suitable ideotype for water stress conditions in Mashhad region was defined as a plant with thinner and vertical leaves, which have a high nitrogen concentration, longer stay-green, lower pre-anthesis development rate and higher post-anthesis development rate.
    Keywords: Sensitivity analysis, Simulation, FAO Penman, Monteith model, SUCROS model, LINTUL model