فهرست مطالب

بین المللی ژئوپلیتیک - سال نهم شماره 1 (پیاپی 29، بهار 1392)
  • سال نهم شماره 1 (پیاپی 29، بهار 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/02/03
  • تعداد عناوین: 7
|
  • محمدرضا حافظ نیا، ابراهیم رومینا، زهرا احمدی پور، علی اصغر فانی صفحه 1
    سازماندهی امور یک کشور از طریق نهادهایی است که در فضای جغرافیایی از قدرت و اختیار برخوردار هستند. قدرت و اختیار در فضاهای جغرافیایی یا از طریق سلطه جبری شکل می گیرد یا از طریق واگذاری قدرت و اختیار از سوی ملت به حکومت که در حال حاضر الگوی واگذاری قدرت از سوی ملت به حکومت ها پدیده رایج در ساختار سیاسی اغلب کشورهای جهان است.
    سه الگوی حکومتی بسیط، فدرال و ناحیه ای وجود دارند که در آنها بین نظام حکومتی و الگوی توزیع فضایی قدرت در فضاهای جغرافیایی تفاوت وجود دارد. الگوی بسیط یا تک ساخت خود نیز به دو بخش تقسیم می شود: الگوی بسیط متمرکز که نظام سیاسی و اداری تمرکزگرایی را داراست و الگوی بسیط غیرمتمرکز که از نظر سیاسی و قانونگذاری متمرکز، ولی از نظر اداری و خدماتی غیرمتمرکز می باشد.
    تحلیل سیستم های بسیط متمرکز برای کشورهای دارای تنوع محیط جغرافیایی و تکثر گرو ه های انسانی نشان می دهد که این سیستم ها با چالش هایی چون فقدان عدالت جغرافیایی، فقدان یکپارچگی و تجانس ساختاری و کارکردی فضا، مشارکت مقطعی و دولت محور، بوروکراسی شدید، چالش های ناحیه ای و محلی، توسعه کند و ناپایدار، شبکه ارتباطی تمرکزگرا، بزرگ شدن کانون سیاسی کشور و کانون های ناحیه ای تحت تاثیر تمرکز سرمایه و پول، تمرکز نهادهای حکومتی در مرکز مواجه است. این پژوهش نشان داده است که این چالش ها از نظر جغرافیایی ناشی از چهار مولفه قانون گذاری، مدیریت سیاسی متمرکز، مشارکت پایین و مقطعی و تقسیمات سیاسی فضا به عنوان بستر کارکردهای سازمان های اداری و سیاسی در این سیستم ها است.
    پژوهش حاضر با شیوه توصیفی زمینه‎یاب یا پهنانگر و با استفاده از منابع کتابخانه ای و اسنادی؛ با بررسی چالش های موجود در سیستم بسیط متمرکز، چارچوبی نظری را در ارتباط با تبیین مدیریت سیاسی فضا در این الگوهای مدیریتی ارائه می دهد.
    کلیدواژگان: مدیریت سیاسی فضا، سیستم بسیط، سیستم بسیط متمرکز
  • علیرضا محرابی، سید یحیی صفوی، حسین مهدیان صفحه 32
    در بین عناصر تعیین کننده سرنوشت کشور ایران، عوارض مثبت و منفی ژئوپلیتیک همواره حضوری پررنگ داشته اند. هم اکنون نیز یکی از مهم‎ترین متغیرهای ژئوپلیتیک موثر بر سرنوشت کشور، متغیر انرژی می باشد و یکی از راه هایی که ایران می تواند ضریب امنیت ملی خود را افزایش دهد، توجه به سیاست خارجی مبتنی بر امنیت انرژی است.
    ژئوپلیتیک انرژی ایران در دو بعد ژئواکونومیک و ژئواستراتژیک، قابلیت بالقوه تامین منافع و امنیت ملی کشور را دارا می باشد. در بعد ژئواکونومیک، ایران به عنوان دومین دارنده نفت و گاز جهان، ظرفیت تبدیل شدن به یکی از اصلی ترین شرکای انرژی مصرف کنندگان بزرگ نفت و گاز جهان را دارد. در بعد ژئواستراتژیک نیز ایران در موقعیتی قرار دارد که می‎تواند در امنیت انرژی منطقه‎ای و جهانی نقشی محوری ایفا نماید. موارد یاد شده باعث افزایش قدرت ژئوپلیتیک در راستای تامین امنیت ملی کشور می‎گردد.
    استدلال اصلی این مقاله که با روشی توصیفی- تحلیلی بررسی گردیده، این است که اگر در سطح تصمیم‎گیری کلان، از بین رویکردهای امنیت ملی کشور یعنی رویکردهای گسترش محور، حفظ محور و توسعه محور، اولویت به رویکرد امنیت ملی توسعه‎ محور برای تعامل بیشتر با نظام جهانی داده شود در آن صورت است که می‎توان از طریق یک دیپلماسی انرژی منسجم و قوی، از ژئوپلیتیک انرژی در راستای توسعه قدرت‎ ملی و تامین امنیت ‎ملی بهره جست.
    کلیدواژگان: ژئوپلیتیک انرژی، امنیت انرژی، قدرت ملی، امنیت ‎ملی، ایران
  • محمود واثق، سید عباس احمدی صفحه 60
    هر ناحیه جغرافیایی و نیز هر کشور با دو عامل نقطه کانونی یا مرکز سیاسی و قلمرو و محدوده معین، تعریف می شود. مطابق قوانین رسمی بین المللی، همه کشورهای جهان دارای محدوده سرزمینی مشخص هستند که از سوی نهادهای بین المللی و دیگر کشورها به رسمیت شناخته شده و بر روی نقشه سیاسی جهان نمایش داده می شوند. علاوه بر مفهوم رسمی قلمرو، براساس نگرش اسلامی می توان برای هریک از کشورهای جهان محدوده دیگری را در نظر گرفت که از آن به قلمرو یا حوزه نفوذ یاد می شود.
    حوزه نفوذ آن محدوده جغرافیایی است که یک کشور به طور محسوس یا نامحسوس قادر به کنترل فرایندهای محیطی موجود در آن باشد. حوزه نفوذ یک کشور ناشی از برآیند عوامل متعدد سیاسی، اقتصادی، نظامی، جغرافیایی و فرهنگی است. لیکن مطابق نظر این مقاله، عوامل و منابع فرهنگی و نرم افزاری به عنوان اصلی ترین مولفه تاثیرگذار در حوزه نفوذ کشورها محسوب می شود.
    نظر به اینکه رویکرد مقاله حاضر توجه و تاکید بر نگرش اسلامی در حوزه اندیشه سیاسی است، لذا طی این پژوهش تلاش به عمل آمده تا با بهره گیری از مبانی اندیشه سیاسی اسلام، به بحث و بررسی پیرامون نقش عامل فرهنگ و منابع نرم افزاری قدرت در توسعه حوزه نفوذ کشورها پرداخته شود.
    در این رابطه پرسشی که مطرح گردیده آن است که، «قلمرو نفوذ چیست و با چه شاخصه هایی تعیین می شود؟» در پاسخ به پرسش مزبور، این فرضیه ارائه شده است که، «به نظر می رسد قلمرو نفوذ مشتمل بر محدوده اثرگذاری یک کشور بوده و اصلی ترین شاخص در تعیین این قلمرو، شاخص اقتدار فرهنگی است».
    کلیدواژگان: قلمرو رسمی، قلمرو نفوذ، تفکر اسلامی، اقتدار فرهنگی، قدرت نرم
  • حسن ایزدی، علی اکبر دبیری صفحه 91
    جغرافیای تروریسم به بررسی تاثیراتی که جغرافیا بر شکل دهی پدیده تروریسم در سطح فضاهای جغرافیایی دارد، می پردازد. در ایران نیز ویژگی های جغرافیایی و ژئوپلیتیکی کشور به خصوص در مناطق مرزی و حاشیه ای تاثیر زیادی در شکل گیری و فعالیت گروهک های تروریستی داشته است. این تاثیرگذاری در جنوب شرقی ایران بسیار حادتر و عینی تر است. در واقع پاره ای از زمینه های جغرافیایی (طبیعی و انسانی) مانند: بنیادهای زیستی ضعیف، فاصله زیاد از مرکز سیاسی حکومت، وجود عوارض جغرافیایی وسیع، توسعه نامتوازن منطقه ای، تفاوت قومی- مذهبی با حکومت مرکزی، مرزی بودن و ضعف شبکه ارتباطی و... به عنوان عوامل درون زا و تعدادی از عوامل ژئوپلیتیکی مانند: ویژگی های حکومت های همسایه، قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای و ژئوپلیتیک مواد مخدر به عنوان عوامل برون زا دارای بیشترین میزان اثرگذاری در شکل گیری گروهک های تروریستی در جنوب شرقی کشور می باشند. در این مقاله تلاش شده است ضمن بررسی جغرافیای تروریسم در جنوب شرقی کشور، ویژگی های جغرافیایی و ژئوپلیتیکی موثر در شکل گیری و فعالیت گروهک های تروریستی در این منطقه مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد.
    کلیدواژگان: تروریسم، گروهک های تروریستی، جغرافیای تروریسم، سیستان و بلوچستان، ایران
  • نبی الله رشنو صفحه 127
    بدون شک توازن و ساختار قدرت در حوزه عربی- اسلامی خاورمیانه و شمال آفریقا به نحوی است که هرگونه تغییر و تحول ساختاری در آن ضمن تاثیرات گسترده درون حوزه ای سبب لرزشهای ژئوپلیتیکی نوینی در سطوح مختلف بین المللی می گردد. با اوجگیری تدریجی قیامهای مردمی در این حوزه و سقوط زود هنگام برخی از حاکمیتهای دیکتاتوری، ضمن متزلزل شدن کرسی های قدرت در سایر دول عربی و استمرار و گسترش تغییر و تحولات در خاورمیانه و شمال آفریقا که سبب تضعیف شدید جایگاه و عمق استراتژیک اسرائیل (رژیم اشغالگر قدس) گردیده است، شرایط کنونی حاکی از اضطراب و دگرگونی های گسترده در نگرشهای استراتژیکی قدرتهای ذی نفوذ نسبت به روند و چشم انداز تحولات مذکور است که عمدتا مشتمل بر دو موضوع بیداری اسلامی با همراهی موجی از مطالبات جوانان عرب و نیز دگرگونی در سازندهای ژئوپلیتیکی نظام منطقه ای می باشد. بویژه آنکه پیش بینی نوعی از بازساخت اجتماعی دگرگون یافته و یک نوزایی اجتماعی مبتنی بر ملی گرایی نوین با حضور موثرتر مردم در عرصه های گوناگون این جوامع نیز دور از انتظار نمی باشد. اما با توجه به اینکه در این کشورها خیزشهای مردمی با مشارکت عملی طیف ها و سطوح مختلف داخلی و خارجی صورت گرفته است، این موضوع قابل تامل است که مطالبات عمومی نیز در این شرایط جدید بسیار متنوع و متعدد بوده و چشم انداز الگوی سیاسی- حاکمیتی قابل تصور در این کشورها نیز با تاکید بر نگرشهای معتدل اسلامی، عملا می تواند تلفیقی از مبانی اسلامی و ارزشی همراه با فضای باز سیاسی و اجتماعی مورد مطالبه نسلهای جوان باشد. روند و نتایج انتخابات گوناگون بخصوص در دو کشورتونس و مصرهم حکایتی از توجه نسبی مردم به کارکرد علائق اسلامی در سیر حاکمیتهای نوین دارد. با این حال برای این حوزه پیش بینی هر گونه تغییراساسی و کوتاه مدت در جهت تحول در وضعیت فوق الذکر، بسیار دشوار است. زیرا قدرتهای غربی در بازبینی های استراتژیکی از حضور موثرتر منطقه ای خود، با تلاش مستمر برای ممانعت از هر گونه حرکت این کشورها به سمت انسجام ملی، عملا به دنبال حفظ ساختارهای متعارض اجتماعی در این جوامع و نیز تداوم اختلافات قومی و مذهبی در جهت گیری های نوین تحولات حوزه عربی اسلامی خاورمیانه و شمال آفریقا می باشند. موضوعات مورد اشاره در بالا خشی از مسائل مورد بحث در این مقاله است که با هدف کنکاش در علل و نتایج تحولات حوزه عربی- اسلامی خاورمیانه و شمال آفریقا با رویکردی استراتژیکی و بر محور مبانی ژئوپلیتیکی موردتحلیل و بررسی قرار گرفته است.
    کلیدواژگان: رویکردهای سیاسی، علائق ژئوپلیتیکی، تحولات ژئوپلیتیکی، حوزه عربی، اسلامی، خاورمیانه، شمال آفریقا، بازساخت اجتماعی، دولت سازی
  • عبدالرضارکن الدین افتخاری، مهدی پورطاهری صفحه 166
    اسناد توسعه روستایی نشان می دهد که مدیریت توسعه روستایی به عنوان یک فرآیند، تنها توسط دولت ها، بوروکراسی و بازار صورت نمی گیرد. بلکه در حال حاضر مردم و نهادهای مردمی در قالب واژه حکمروایی به جای واژه مدیریت و با رهیافت نهادسازی جدید و با هدف تواناسازی جوامع روستایی در نظر گرفته می شود. لذا، اصول و رهیافت، معماری برنامه ریزی با رهیافت اجتماعی و طرح های مشارکت روستاییان بروز و افزایش یافته است و این موارد با افزایش نقش حکمروایی در مقابل اقدامات و مداخلات مستقیم دولت همراه شده است. مقاله حاضر با هدف تحلیل عملکرد شورای حل اختلاف در تعالی مدیریت توسعه روستایی روستاهای شهرستان شبستر انجام گرفته است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و پیمایشی و ابزار گردآوری اطلاعات نیز پرسشنامه بوده است. جامعه آماری تحقیق 16 روستای دارای شورای حل اختلاف بخش مرکزی شهرستان شبستر می باشد که از بین آنها230 نفر از سرپرست های خانوار از طریق روش نمونه گیری کوکران انتخاب شده اند. در این پژوهش از تعداد 9 شاخص و 58 گویه به عنوان مولفه های حکمروایی خوب برای تحلیل عملکرد شورای حل اختلاف استفاده شده است. برای تحلیل داده ها از آزمون T تک متغیره و تحلیل واریانس استفاده شده است. بر اساس نتایج به دست آمده از تحلیلها، می توان گفت شورای حل اختلاف تا حدودی توانسته مدیریت توسعه روستایی شهرستان شبستر را تعالی بخشد.
    کلیدواژگان: روستا، شورای حل اختلاف، تعالی مدیریت توسعه روستایی، مدیریت نهادی
  • مجتبی صادقی، روح الله اسدی، جعفر جوان صفحه 185
    در عصر تمدن اطلاعاتی، کهندژنشینی (در فضای جریان ها بودن) برخی بوم ها و بیابان نشینی (در فضای مکان ها بودن) برخی دیگر، پدیده ای است نوین، که این نوشتار بسان یک «گسست» با آن روبه رو است و تلاش دارد تا چرایی و چگونگی پیدایش آن را به روشنی تبیین نماید. در همین راستا این پژوهش با روشی تطبیقی گذشته نگر و با رویکردی تجربی علی انجام گرفته است. یافته ها نشان می دهد که نابرابری (گسست) بوم-ها، مسبوق به میزان برخورداری آنها از دموکراسی است (گسست دموکراسی). نابرابری بوم های مختلف در برخورداری از دموکراسی، موجب نابرابری آنها در برخورداری از فن آوری ارتباطات و اطلاعات گردیده است (گسست فناوری). گسست فن-آوری، خود، زمینه ساز ورود بوم های دارای فن آوری گسترده، به فضای جریان ها (کهندژهای تمدن اطلاعاتی)، و محبوس شدن بوم های دارای فن آوری کران مند(محدود)، در فضای مکان ها(بیابان های تمدن اطلاعاتی) گردیده است (گسست فضایی)، که نمود عینی مکانی فضایی(جغرافیایی) آن، توسعه-یافتگی بوم های فضای جریان ها و توسعه نیافتگی بوم های فضای مکان ها می باشد (گسست توسعه ای). ناگفته نماند که خود توسعه یافتگی و توسعه نیافتگی یک بوم نیز به ترتیب زمینه-ساز و زمینه سوز برپایی دموکراسی است. بیش و پیش از آنکه نابرابری میان بوم ها ریشه در «گسست فن آوری» داشته باشد، ریشه در «گسست دموکراسی» دارد چرا که دموکراسی وجه افتراق بوم مکان ها و بوم فضاها است. به عبارت دیگر، «گسست گاه» بوم ها در تمدن اطلاعاتی، دموکراسی است. زیرا که دموکراسی، زمینه ساز پذیرش «چندگانگی پذیری» تمدن اطلاعاتی در بوم هاست.
    کلیدواژگان: تمدن اطلاعاتی، فضای جریان ها، فضای مکان ها، بوم
|
  • Mohamedreza Hafeznia, Ebrahim Roumina, Zahra Ahmadypour, Ali Asghar Fani Page 1
    Organizing states affaires is done by institutions that have power and authority in geographical space. Power and authority in geographical space is formed by force or transferring nation’s power to state. Currently, transferring nation’s power to state is the popular phenomena in political structure of most countries. There are three state patterns: unitary, federal and regional. There are some differences between state’s system and power distribution in space. Unitary state pattern is divided into two parts: centralized unitary pattern that has centralized political and administrative system and decentralized unitary pattern that is centralized from political and legislative prospect and it is decentralized from administrative prospect.Analysis of centralized unitary systems in some countries that have diverse geographical environment and human groups show that these systems face the following challenges: lack of geographical justice, lack of structural and functional integrity of space and homogeneity, transient and government-based participation, bureaucracy, regional and local challenges, imperceptible and sustainable development, centralized communication networks, enlarging capital of state and regional cities affected by concentration of capital and money, concentration of governmental organizations. This research shows that these challenges are the result of four variants: legislation, centralized political management, low and transient participant and political division of space as a context of functions of political and administrative institutions in these systems. This research will present a theoretical framework in relation to expounding political management of space in these management patterns by investigating current challenges using descriptive methodology and library and documentary findings as data gathering procedures.
  • Alireza Mehrabi, Seyed Yahya Safavi, Hossein Mahdian Page 32
    Positive and negative geopolitical phenomena have always had important role among factors that specify Iran’s fate. Currently, energy is one of the important variants in Iran’s fate, and one the ways that Iran can promote its security coefficient. Attention to the foreign policy is based on energy security. Iran’s energy geopolitics in two facets of geo-economic and geostrategic has the potential of supplying national security and interests. Iran in the facet of geo-economic (with respect to this point that it has the second place in having oil and gas resourcesin the world) has the potentiality of being converted to one of the major energy partners of oil and gas consumers. Also, Iran in the facet of geostrategic has the position that can have a pivotal role in supplying region and world energy security. These mentioned facts decrease Iran’s geopolitical power in supplying national security.The argumentation of this article which is analyzed through descriptive-analytic method is that if at the macro-level, the developmental national security approach is prioritized, then we can make use of a robust energy diplomacy for developing national power and national security.
  • Mahmoud Vasegh, Seyed Abbas Ahmadi Page 60
    Each geographic region and each country is defined by two factors: 1- Focal point or political center, 2- certain realm and domain. According to international regulations, all countries have certain territorial area which is recognized by International institutions and other countries that is displayed on the world political map. In addition to the official concept of realm, on the basis of Islamic attitude, it is possible to consider another domain for each country which is called sphere of influence.Sphere of influence is a geographical domain theta country is able to control its existing environmental process in perceptible or imperceptible form. The sphere of influence of a country is the total of various political, economic, military, geographical and cultural factors. On the basis of this article, the cultural and soft factors and sources are considered as the most principal factors affecting countrie's sphere of influence.With respect to the this point, the present article emphasizes the Islamic attitude in the domain of political thought, and therefore, this research tries to study and discuss the role of cultural factor and soft sources of power in expanding sphere of influence of countries using the principals of Islamic-political thoughts.In this relation, there is a question that is: “what is the sphere of influence and what factors does it have? In response to this question, a hypothesis is presented that is: “it seems that sphere of influence consists of a country’s influence that exerts and the major index in specifying this sphere is the index of cultural authority.
  • Hassan Izady, Aliakbar Dabiri Page 91
    Geography of terrorism investigates the role of geography in the creationof terrorism in geographical space levels. In Iran, in particular in boundary and periphery regions, geopolitical and geographical traits have an important role in the creation of terrorism. This matter is very objective in the southeast of Iran.In fact, some geographical contexts (physical and human)like: weak vital fundaments, having high distance from political centre of state, existing vast geographical phenomena, asymmetrical regional development, ethnic- religious differences with central state, existence in boundary region and weak communication network and etc. as internal factors and some geopolitical factors like: trait of neighbor countries, regional and supra- regional powers and drug geopolitics as external factors have the most profound in the formation of terrorist groups in southeast of Iran. This article tries to investigate geography of terrorism in southeast, geopolitical and geographical traits affecting the formation terrorist groups and their activities in this region
  • Nabi Allah Rashnoo Page 127
    The balance and structure of power in Arabic-Islamic domain of the Middle East and North Africa is in a way that any kind of change or evolution causes new geopolitical changes at different international levels along with international changes. With culminating protests and falling dictatorships in this domain, along with destabilized powers and prolongation of changes in the Middle East and North Africa which resulted in the attenuation of strategic position of Israel, current situations are clear manifestations of extensive changes in strategic attitudes of powers toward mentioned approaches which consists mostly of two major subjects, namely Islamic awareness along with youth claims and uprisings in the developers of geopolitics of regional government. Especially, predicting a kind of deconstructed social reconstruction and social construction based on modern nationalism with the important attendance of people in different arenas is not far from expectation, but considering the uprisings at internal and external levels, one can think of these claims as diverse and different and Islamic-governance prospects with emphasis on mild Islamic attitudes can be thought combination of Islamic fundamentals and a value along with a free political and social arena which is claimed by the young. The process and result of election in two countries, namely Tunisia and Egypt, has the account of the partial attention of people toward the function of Islamic interests in the evolution of new governments. However, predicting any kind of fundamental and short-term change in the direction of transformation in the above mentioned situation is difficult because western powers, in their strategic evaluation of their effective regional attendance with continued effort for preventing attempts in deconstructing their national cohesion by others, are seeking for the maintenance of conflicting social structures in societies, and they try to maintain religious conflicts in the modern Islamic-Arabic change preferences of the Middle East and south Africa. The above mentioned issues are some of the parts of the content of this article which are analyzed with the aim of investigating the reasons and results of Islamic-Arabic evolution in the Middle East and South Africa based on strategic approach and fundamentals of geopolitics.
  • Abdoreza Roknaldin Eftekhari, Mehdi Pourtaheri Page 166
    Rural development documents show that management of rural development has not been done by governments, bureaucracies and market as a process. Currently, people and public institutions have been considered in the frame of governance word as substitutes for management word and with new institutionalizing approach with the aim of enabling rural development. So, principles and approaches, planning architecture with social approach and designs of rural participation have been decreased, and these facts have been accompany eddying increase in governance’ function against governments’ actions and interferes. This paper is done with the purpose of performance analysis of dispute settlements councils in promoting rural development management of Shabestar villages. Research methodology is descriptive-analytic and the data gathering procedure is field finding. The samples of this research consist of 16 villages of central section of Shabestar which have consultation settlement of dispute. Here, 230 Householders were selected using random sampling. This research uses 9 indexes (good governance index) and 58 criteria to analyze the function of rural consultation settlement of dispute and justice home. Finally, we have used independent T-test to analysis data. Based on results earned from analysis, it can be said that dispute settlement councils relatively promoted management of rural developments of Shabestar villages.
  • Mojtaba Sadeghi, Rohallah Asadi, Jafar Javan Page 185
    In the era of civilization of information, citadel dwelling of some territories and wilderness dwelling of some others is a new phenomenon that this paper is trying to clearly explain its whys and where forces. Thus, this study has been carried out with a comparative study and with an empirical approach. Findings show that inequality (gap) of territories is related to their benefits of democracy (Democracy gap). Territories inequalities in benefiting from democracy lead to inequality in information and communication technology (technology gap). Technology gap leads extensive technology owner territories to enter space of flows and territory. Also, it leads to limit territories that have less and limited place spaces. Its spatial appearance is the development of space of flows and underdevelopment of territories of place spaces (gap of development). It's necessary to say that development and underdevelopment of a Territory can respectively lead to democracy or destruction. Territories’ inequalities have roots in democracy gaps more than having roots in technology gaps because democracy is as a splitting factor of territory- places and territory- spaces. In other words, the gap place of territory in information civilization is democracy because democracy paves the way for accepting multi- acceptance of information civilization in territories.