فهرست مطالب

  • پیاپی 24 (تابستان 1391)
  • تاریخ انتشار: 1391/05/15
  • تعداد عناوین: 9
|
  • فرح لطفی کاشانی صفحه 7
    سخن سردبیر گفتم که دلا مبارکت باد در حلقه ی عاشقان رسیدن عضویت در باشگاه مجلات علمی - پژوهشی وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی با استعانت از الطاف خداوند سبحان، بسی افتخار است که جایگاهی برازنده میان مجلات بالینی پیدا کرده ایم و به مدد ارسال مقاله های غنی و تلاش بی وقفه ی اعضای کمیته ی علمی با حفظ استانداردهای قابل دفاع، توسط وزارت محترم بهداشت و درمان و آموزش پزشکی در باشگاه مجلات علمی - پژوهشی کشوری عضو شدیم و به جایگاهی شایسته در نشریات جهان اسلام (ISC) دست یافتیم. تمام این دست آوردها، مرهون راهنمایی و هدایت همکاران فرهیخته ی کمیسیون نشریات علوم پزشکی کشور بوده است. شیوه ی راه رفتن را از این بزرگواران آموختیم که با سعه ی صدر اگر خطایی دیدند، با ارایه ی راهکارهای خردمندانه، از مشاوره و رایزنی های ارزشمندشان دریغ نورزیدند. ذکر این نکته ضروری است که علیرغم داشتن افتخار همکاری چهار ساله با انجمن معظم روانپزشکی علمی و استفاده از لگوی این انجمن تراز اول؛ پیشتر می توانستیم با عنایت به مصویات قانونی وزارت علوم به درجه علمی - پژوهشی نایل شویم اما نخواستیم این همکاری ارزنده که همیشه بر آن بالیدیم وسیله ای برای اخذ این جایگاه باشد؛ در نتیجه از ابتدا بر آن شدیم تا امتیازات علمی وزارت بهداشت را کسب کنیم و الحمدالله والمنه چنین نیز شد. این ارتقای شایسته را به همکاران محترم نشریه تبریک می گویم و صمیمانه تقاضا دارم که این موقعیت را مغتنم شمرده، بیش از پیش در جهت حفظ استانداردهای اندیشه و رفتار بکوشند و با دقت مضاعف منزلت این مجله را در بین مجلات بالینی تضمین نمایند.
  • ابراهیم اکبری، مجید محمود علیلو صفحات 9-18
    بنظر می رسد که تنظیم هیجانی در اختلال شخصیت مرزی که با نشانه های بی ثباتی عاطفی، روابط آشفته، اشکال در کنترل خشم، تکانشگری، تمایلات خودکشی و جرح خویشتن نمود می-یابد؛ به عنوان توانایی فهم، تعدیل و ابراز هیجانات، دچار مشکل می شود. هدف پژوهش حاضر، تعیین نقش راهبردهای تنظیم هیجانی در پیش بینی صفات شخصیت مرزی در جمعیت غیربالینی بود. بدین منظور، 317 نفر (220 مرد و 97 زن) از دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی با روش نمونه-گیری خوشه ایانتخاب و از نظر تنظیم هیجانی و نشانه های اختلال شخصیت مرزی مورد آزمون قرار گرفتند. تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که ارزیابی مجدد، به عنوان یکی از مولفه های تنظیم هیجانی با صفات شخصیت مرزی شامل ناامیدی، تکانشگری و علایم تجزیه ای رابطه ی معکوس و معنادار دارد. یافته ها نشان داد که ارزیابی مجدد 11 درصد از واریانس نمره ی کلی شخصیت مرزی، 8 درصد از واریانس ناامیدی، 6 درصد از واریانس تکانشگری و 10 درصد از واریانس علایم تجزیه ای را پیش بینی می کند. نتایج این پژوهش، نشان می دهد که تنظیم هیجانی می تواند سازه ی روان شناختی مهمی در پیش بینی نشانه های شخصیت مرزی باشد و در مداخلات بالینی می توان تنظیم هیجان را به عنوان هدف مفیدی برای کاهش علایم اختلال شخصیت مرزی در نظر گرفت.
    کلیدواژگان: اختلال شخصیت، اختلال شخصیت مرزی، تنظیم هیجانی
  • سارا ساعدی، پرویز عسگری صفحات 19-28
    برای مقابله با واکنش های روانی ناشی از ناباروری، روش های مختلفی وجود دارد. مدیریت شناختی- رفتاری استرس یا مصون سازی در مقابل تنیدگی می تواند علاوه بر کاهش تنیدگی، بر بهبود خلق و کیفیت زندگی در گروه های مختلفی از بیماران اثربخش باشد. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش گروهی ایمن سازی در برابر تنیدگی بر کیفیت زندگی زنان نابارور شهر اهواز بود. بدین منظور، در یک طرح شبه تجربی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه، 40 نفر از زنان نابارور مراجعه کننده به کلینیک های نازایی شهر اهواز با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل کاربندی شدند. گروه ها در ابتدا از نظر کیفیت زندگی مورد آزمون قرار گرفتند. آموزش ایمن سازی در مقابل استرس به مدت 10 جلسه ی90 دقیقه ای به گروه آزمایش ارایه شد و سپس دو گروه مجدد از نظر کیفیت زندگی مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج تحلیل کواریانس چند متغیره نشان داد که آموزش گروهی ایمن سازی در برابر تنیدگی زنان نابارور، بر کیفیت زندگی و مولفه های جسمی، روان شناختی، مذهبی، اقتصادی، رضایت جنسی، عاطفی و اجتماعی آنها موثر است و می توان گفت که آموزش گروهی ایمن سازی در برابر تنیدگی، با ایجاد طرحواره های جدید و جایگزین ساختن آن ها به جای طرحواره های قبلی، در کیفیت زندگی زنان نابارور موثر بوده است.
    کلیدواژگان: ناباروری، ایمن سازی، تنیدگی، کیفیت زندگی
  • فاطمه نجفلویی، شکوه نوابی نژاد صفحات 29-38
    درمان مبتنی بر خانواده در سومصرف مواد، طی سه دهه ی گذشته رشد چشمگیری داشته و مطالعات متعددی، سودمندی این مداخلات را نشان داده است. از جمله ی این مداخلات، مدل خانواده درمانی راهبردی کوتاه مدت است. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی خانواده-درمانی راهبردی کوتاه مدت، در تغییر تعاملات خانواده های دارای فرزند وابسته به مواد و پیشگیری از عود بود. بدین منظور، 45 نفر از مراجعه کنندگان مرد مراکز درمان سرپایی اعتیاد در مناطق غرب و شرق تهران که با خانواده اصلی خود زندگی می کردند به صورت نمونه ی در دسترس انتخاب و از نظر حل مساله، ارتباط، نقش، پاسخدهی عاطفی، درگیری عاطفی و کنترل رفتار مورد آزمون قرار گرفتند. سپس، آزمودنی ها به صورت تصادفی در سه گروه خانواده-درمانی راهبردی کوتاه مدت، گروه درمانی مبتنی بر مراحل تغییر و درمان نگهدارنده با متادون کاربندی و هفته ای یک جلسه و به مدت 14 جلسه 60 دقیقه ای، تحت درمان قرار گرفتند. گروه ها پس از مداخله و 2 ماه بعد از خاتمه ی درمان مجدد از نظر متغیرهای مورد پژوهش، ارزیابی شدند. نتیجه ی تحلیل واریانس با اندازه های مکرر نشان داد که میانگین نمرات کارکرد خانواده در گروه ها تفاوت معناداری دارد. همچنین، تحلیل ها نشان داد که الگوی خانواده درمانی راهبردی کوتاه مدت در بهبود ابعاد کارکرد کلی، ارتباط، حل مساله، کنترل و نیز کاهش میزان عود اثربخش بوده است.
    کلیدواژگان: خانواده درمانی راهبردی کوتاه مدت، کارکرد خانواده، وابستگی به مواد
  • مریم آلودری، فریبرز باقری صفحات 39-48
    اختلالهای جسمانی شکل و نشانه های تنی ای که نتوان آنها را به علتهای جسمانی ربط داد، پدیده ای رایج در محیطهای پزشکی است. هدف پژوهش حاضر، مقایسه ی رویدادهای استرس زا و راهبردهای مقابله ای در افراد مبتلا به اختلال جسمانی شکل با افراد غیر مبتلا بود. بدین منظور، طی یک طرح علی- مقایسه ای، 30 نفر بیمار مبتلا به اختلال جسمانی شکل، به صورت در دسترس انتخاب و با 30 نفر همتای غیر بیمار از نظر رویدادهای مهم زندگی و راهبردهای مقابله ای مورد مقایسه قرار گرفتند. نتایج تحلیل واریانس چند متغیری نشان داد که افراد مبتلا به اختلال جسمانی شکل، رویدادهای استرس زای بیشتری را در زندگی تجربه کرده بودند و میزان ارزیابی آنها از این رویدادها بیشتر از گروه گواه بود. همچنین افراد مبتلا، بیشتر از راهبردهای مقابله ای مبتنی بر مهار هیجانی و جسمانی استفاده می کردند و راهبردهای مقابله ای مبتنی بر حل مساله در این آنها،کمتر از گروه گواه بود ولی از نظر راهبردهای مقابله ای مبتنی بر ارزیابی شناختی و حمایت اجتماعی بین دو گروه تفاوت معناداری مشاهده نشد. با توجه به اهمیت این موضوع در تشخیص و درمان بیماران مبتلا به اختلال جسمانی شکل، همکاری نزدیک بین پزشکان و روان شناسان و به کارگیری روان شناسان بالینی کارآزموده و متخصص در طب رفتاری، جهت ارایه ی خدمات به این بیماران، ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: اختلال جسمانی شکل، رویدادهای استرس زا، راهبردهای مقابله ای
  • صائمه طرقبه خلیلی، جواد صالحی فدری صفحات 49-58
    در پردازش اطلاعات و سرنخ های اجتماعی، یکی از تبیین های تداوم اضطراب در افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی است. افراد مضطرب، به احتمال بیشتری به ارایه ی تفسیرهای کاذبی می پردازند که در غیاب سرنخ های واقعی، موجب ادراک خطر می شود. هدف پژوهش حاضر بررسی سوگیری تفسیر و اضطراب اجتماعی در دانشجویان بود. بدین منظور، طی یک طرح همبستگی، 63 نفر از دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد با استفاده از نمونه گیری در دسترس انتخاب و از نظر ترس از ارزیابی منفی و افسردگی و سوگیری تفسیر مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که بین سوگیری تفسیر و نشانه های اضطراب اجتماعی رابطه ی مثبت و معناداری وجود دارد؛ به علاوه، مشخص شد که سوگیری تفسیر می تواند میزان اضطراب اجتماعی را حتی پس از کنترل افسردگی پیش بینی کند. با توجه به این که سوگیری تفسیر منفی یکی از مولفه های مهم در ایجاد و تداوم اضطراب اجتماعی است، ضروری است رویکردهای درمانی، تعدیل سوگیری در پردازش اطلاعات و کاهش سوگیری تفسیر منفی را به عنوان اهداف درمانی بالقوه در نظر بگیرند.
    کلیدواژگان: سوگیری تفسیر، اضطراب اجتماعی، افسردگی
  • مرضیه امیری، حمیدرضا آقامحمدیان شعرباف صفحات 59-68
    راهبردهای مقابله ای، اقداماتی شناختی - رفتاری است که توسط فرد برای اداره ی خواسته هایش در موقعیت های استرس زا و دشوار به کار می رود. منبع کنترل نیز به این باور اشاره دارد که شخص تا چه اندازه پیامدهای زندگی خود را در خود یا بیرون از خود جستجو می کند. این دو متغیر، نقش مهمی در سلامت روانی فرد ایفا می کنند. هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر واقعیت درمانی گروهی بر تغییر منبع کنترل و راهبردهای مقابله ای دانشجویان دختر بود. بدین منظور، طی یک مطالعه ی نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گنترل و انتساب تصادفی از بین دانشجویان مراجعه کننده به کلینیک دانشگاه فردوسی مشهد، 20 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گره آزمایش و کنترل کاربندی شدند. گروه آزمایشی به مدت 8 جلسه، تحت آموزش واقعیت درمانی گروهی قرار گرفت. گروه ها قبل و بعد از مداخله ی، از نظر راهبردهای مقابله ای و منبع کنترل مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تحلیل کواریانس نشان دهنده ی آن بود که واقعیت درمانی بر تغییر نمرات منبع کنترل و کاهش استفاده از راهبرد هیجان مدار موثر است.
    کلیدواژگان: واقعیت درمانی، منبع کنترل، راهبردهای مقابله ای
  • نسرین باقری، حسن احدی صفحات 69-78
    شادکامی، یکی از مفاهیم نسبتا مهم در زندگی روزمره ی افراد است. فهم و تسهیل شادکامی و بهزیستی روانی و تعیین عوامل موثر بر این دو مقوله، موضوع اصلی روان شناسی مثبت نگر است. هدف پژوهش حاضر، تعیین سهم عوامل موثر بر شادکامی در دانشجویان بود. بدین منظور، در یک پژوهش از نوع همبستگی، 364 دانشجو (183 زن، 181 مرد) بصورت تصادفی خوشه ایچند مرحله ای از بین دانشجویان دانشگاه علوم و تحقیقات تهران انتخاب و از نظر شادکامی، ویژگی های شخصیتی، جو خانوادگی، سلامت روان، خوش بینی و سبک های مقابله ای مورد آزمون قرار گرفتند. تحلیل رگرسیون گام به گام پس از حذف متغیرهای سن، جنس، سطح تحصیلات، تعداد فرزندان خانواده، سبک های مقابله ی مساله مدار و اجتنابی، بیانگری، استقلال، پیشرفت مداری، سازماندهی و کنترل که همبستگی معناداری با شادکامی نداشتند، نشان داد که نزدیک به 55 درصد از واریانس متغیر شادکامی توسط متغیر ویژگی های شخصیت، سبک مقابله ای هیجان مدار، مولفه های راحت با خود، راحت با دیگران و توانایی رویارویی با مقتضیات مربوط به سلامت روانی، انسجام، تعارض، منطقی- فرهنگی، پرتکاپو- تفریحی، اخلاقی- مذهبی و خوش بینی تبیین می شود.
    کلیدواژگان: شادکامی، سلامت روان، سبک های مقابله ای
  • مالک میرهاشمی، ماندانا باقر ترک رحیمی صفحات 79-89
    یافته های موجود در مورد کارکردهای شناختی و نوروسایکولوژیک بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا و بستگان سالم آنها، تنایج متناقضی داشته است. هدف پژوهش حاضر، مقایسه ی کارکردهای شناختی و نوروسایکولوژیک بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا با همشیرهای آنها و افراد بهنجار بود. بدین منظور، از بین بیماران بستری بیمارستان های شهر اصفهان که تشخیص قطعی اسکیزوفرنیا دریافت کرده بودند، 12 نفر انتخاب و از نظر استدلال انتزاعی، حافظه ی کوتاه مدت، حل مساله، سرعت دیداری – حرکتی و توانایی مفهوم سازی کلامی با همشیرهای سالم خود و 12 نفر از کارکنان بخش های غیر روان پزشکی این بیمارستان ها مقایسه شدند. نتایج، نشان داد که بیماران مبتلا به اسکیزفرنیا و همشیرهای سالم آنها در برخی کارکردهای شناختی و نوروسایکولوژیک عملکرد ضعیف تری در مقایسه با افراد سالم نشان می دهند و به نظر می رسد که همشیران بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا نیز، نواقصی خفیف تر در کارکردهای شناختی و نوروسایکولوژیک خود دارند.
    کلیدواژگان: اسکیزوفرنیا، کارکردهای نوروسایکولوژیک، توانایی های شناختی
|
  • Pages 9-18
    Borderline personality disorder (BPD) and its characteristic symptoms such as emotional symptoms، inappropriate، intense anger and difficulty in anger management، a pattern of unstable and intense interpersonal relationships، impulsivity، recurrent suicidal behavior and self-injury can pose major difficulties for emotion regulation as the capability to experience and convey the emotions. Therefore، the research aims at determining the role of emotion regulation strategies in predicting the borderline personality disorder symptoms in a non-clinical population. Hence، a sample of 317 (m=220، f=97) was selected using stratified sampling and tested with regard to emotion regulation and borderline personality traits. Multivariate regression analysis indicated that cognitive reappraisal is inversely correlated to severe dissociative symptoms، impulsivity and hopelessness. Moreover، results revealed that reappraisal predicted 11 percent of the total variance and 8، 6 and 10 percent of the hopelessness variance، impulsivity variance and dissociative symptoms variance، respectively. Results also find support for the predictive value of emotion regulation as an important psychological construct and may be taken into consideration to reduce the borderline personality symptoms in clinical preventions.
    Keywords: Personality Disorder, Borderline Personality Disorder, Emotion Regulation
  • Pages 19-28
    Many researchers have looked into the psychological impact of infertility and effective psychiatric treatments for male and female infertility applying a variety of methods to cope with its psychological reactions. Cognitive-behavioral stress management or stress-inoculation training (SIT) not only alleviates the stress but also positively affects the quality of life and enhances the general mood of this population. Hence، the research purpose is to assess the effect of stress inoculation group training against stress upon infertile women’s quality of life in Ahvaz. Therefore، utilizing a quasi-experimental and pretest-posttest nonequivalent groups design، a sample of 40 infertile women visiting the infertility clinics in Ahvaz was selected using convenience sampling and was randomly assigned to experimental and control groups. The experimental group that was tested in terms of quality of life prior to the training underwent ten 90-minute stress inoculation group training. Results of multivariate covariance analysis provides supports for the increase in the quality of life and its physical، psychological، spiritual، sexual، affective and social sub-components. Moreover، stress inoculation training against stress can be effective through altering the existing schemas and undergoing a process of accommodation to create new schemas.
    Keywords: Infertility, Inoculation, Stress, Quality of Life
  • Pages 29-38
    Many researchers have looked into the psychological impact of infertility and effective psychiatric treatments for male and female infertility applying a variety of methods to cope with its psychological reactions. Cognitive-behavioral stress management or stress-inoculation training (SIT) not only alleviates the stress but also positively affects the quality of life and enhances the general mood of this population. Hence، the research purpose is to assess the effect of stress inoculation group training against stress upon infertile women’s quality of life in Ahvaz. Therefore، utilizing a quasi-experimental and pretest-posttest nonequivalent groups design، a sample of 40 infertile women visiting the infertility clinics in Ahvaz was selected using convenience sampling and was randomly assigned to experimental and control groups. The experimental group that was tested in terms of quality of life prior to the training underwent ten 90-minute stress inoculation group training. Results of multivariate covariance analysis provides supports for the increase in the quality of life and its physical، psychological، spiritual، sexual، affective and social sub-components. Moreover، stress inoculation training against stress can be effective through altering the existing schemas and undergoing a process of accommodation to create new schemas.
    Keywords: Infertility, Inoculation, Stress, Quality of Life
  • Pages 39-48
    Somatoform disorders and other somatic symptoms that cannot be fully explained by physical symptoms are particularly prevalent in the medical field. Therefore، the research purpose is to draw a comparison of stressors and coping strategies between affected and non-effected individuals. Hence، 30 individuals were selected using convenience sampling and compared to 30 non-patient counterparts in terms of stressful events and coping strategies. Results of variance multivariate analysis indicated that patients suffering from somatization disorder had more considerable experience and more comprehensive evaluation of such stressful events. What’s more، affected individuals mainly used emotion-focused and physical-focused coping strategies and the use of problem-focused strategies was less frequent as compared to the control group. No between-group difference was observed regarding appraisal-focused (adaptive cognitive) and seeking social support strategies. As a result، closer cooperation is nevertheless needed between the medicines and well-qualified clinical psychologists specialized in behavior therapy to provide this population with the required service.
    Keywords: Somatization Disorder, Stressors, Coping Strategies
  • Pages 49-58
    Interpretation bias، defined as the tendency to interpret ambiguous stimuli as threatening، is thought to play a central role in the maintenance of social anxiety. Socially anxious individuals tend to favor and defy false interpretation which may lead to distorted، hazard perception. The present research aims at investigating the relationship between interpretation bias and social anxiety in university students. Hence، through applying a correlational design a sample of 63 subjects was drawn from a larger sample of students studying at Ferdowsi University using convenience sampling. The subjects were consequently tested with regard to negative appraisal، depression and interpretation bias. The results of stepwise regression analysis indicated that interpretation bias and social anxiety are significantly، positively correlated to one another. Furthermore، biased information processing can be a good predictor of social anxiety even after depression control. As a result therapeutic approaches are bound to consider the mediators of biased information processing and alternative treatments to refute negative، biased interpretation.
    Keywords: Interpretation Bias, Social Anxiety, Depression
  • Pages 59-68
    Coping strategies are cognitive and behavioral efforts to manage specific demands that are appraised as taxing orexceeding the resources of the person. Locus of control refers to the extent to which individuals believe that they can control events that affect them as either internal or external. These two above-mentioned concepts occupy dominant role in the individuals’ mental health. The research purpose was to assess the effectiveness of group reality therapyin the locus of control and coping strategies amongst the female students. Therefore، utilizing a quasi-experimental and pretest-posttest groups design، a sample of 20 female students visiting the clinics at Ferdowsi University was selected using convenience sampling and was randomly assigned to the experimental and control groups. The experimental group underwent eight sessions of group reality therapy training. It’s worth mentioning that both groups were tested in terms of coping strategies and locus of control prior to the training. Results of multivariate covariance analysis provide supports for the change in the scores of the locus of controland decrease in the emotion-focused coping strategies.
    Keywords: Reality Therapy, Locus of Control, Coping Strategies
  • Pages 69-78
    Happiness is a core concept in people’s daily life. Understanding and facilitating the happiness، psychological well-being and its causative factors lies within the key issues in the realm of positive psychology. The present research purpose is to identify the factors influencing the happiness of students. Therefore، the sample comprised 364 students (F=183، M=181) who were selected using multi-stage random cluster sampling form among all the students studying in Islamic Azad University، Science and Research branch. The selected subjects were tested regarding happiness، personality characteristics، family environment، mental health، optimism and coping styles. Subsequent to the elimination of variables such as age، gender، education، number of siblings، problem-focused and avoidant coping mechanism، expressiveness، independence، achievement orientation، organizing and control which didn’t show any significant relationship with happiness، the stepwise regression analysis indicated that personality traits، emotion-focused coping strategy، being at ease with oneself and others، ability to meet the needs of mental health، cohesion، conflict، optimism، logical-cultured، active-uninhibited، moral-spiritual approaches explain 55 percent of the variance of happiness among the students.
    Keywords: Happiness, Mental Health, Coping Strategies
  • Pages 79-89
    A variety of research results have reported inconclusive and contradictory results in terms of cognitive and neuropsychological functioning in patients with schizophrenia and their relatives. Therefore، the present research aims at drawing a comparison of cognitive and neuropsychological functioning of schizophrenics with their siblings and normal population. Hence، a sample of 12 individuals was drawn from a larger population of hospitalized patients definitely diagnosed with schizophrenia in hospitals located in Isfahan. The selected subjects were tested with regard to abstract reasoning، memory، problem solving، visuomotor speed and verbal conceptualization and were compared to their normal siblings and 12 staff members working in the non-psychiatric wards of these hospitals. Findings demonstrated that schizophrenics and their healthy siblings maintain a weaker level of performance in some cognitive and neuropsychological functioning as compared to normal population. Moreover، As observed، schizophrenics’ siblings suffer form more slight deficits in their cognitive and neuropsychological functioning.
    Keywords: Schizophrenia, Neuropsychological Functioning, Cognitive Ability