فهرست مطالب

دانش گیاه پزشکی ایران - سال چهل و سوم شماره 2 (1391)
  • سال چهل و سوم شماره 2 (1391)
  • تاریخ انتشار: 1391/12/20
  • تعداد عناوین: 17
|
  • فرید بیکی، حشمت الله رحیمیان، ابراهیم محمدی گل تپه، مسعود شمس بخش، علی برزگر، آنتونی بوسکت، النا گارسیا والدس، جرج لالوکات صفحه 211
    بیماری بلاست، یکی از مهمترین بیماری های مرکبات در شمال کشور است که به وسیله دو گونه Pseudomonas ایجاد می شود. به منظور بررسی پراکنش گونه های عامل یا همراه بیماری در مناطق مختلف استان مازندران و مناطقی از استان های گیلان و گلستان و نیز بررسی تنوع فنوتیپی و تفاوت در پرآزاری، جدایه های بیمارگر در سال های89-1387 از درختان آلوده جمع آوری شدند. پس از جدا و خالص سازی و اثبات بیماری زائی روی برگ های نارنج (Citrus aurantium)‎، 115 جدایه بیماریزا به دست آمد. بر اساس خصوصیات بیوشیمیائی، جدایه ها در 16 گروه مجزا قرار گرفتند. جدایه ها در تولید لوان، لهانیدن برش های سیب زمینی و آرژی نین دی هیدرولاز متغیر، در ایجاد فوق حساسیت در توتون مثبت و در آزمون تولید اکسیداز منفی بودند. تعدادی از گروه ها با وصف داشتن توانائی در لهانیدن ورقه های سیب زمینی، شباهت چندانی با P. viridiflava نداشتند. بر پایه ویژگی های بیوشیمیائی، جدایه های گروه های XII الی XVI (حدود 39% کل جدایه ها)، به عنوان جدایه های P. syringae، و جدایه های گروه XI (حدود 3% کل جدایه ها)، به عنوان جدایه های P. viridiflava، شناسائی شدند. سایر جدایه ها تفاوت های بیشتری با این دو گروه داشته و شناسایی آنها نیاز به بررسی های تکمیلی دارد. در ارزیابی دامنه پرآزاری جدایه ها در نارنج، پرتقال واشنگتن ناول(C. sinensis، Washington navel)‎ و آلمو(C. macrophylla)‎، بین جدایه های گروه های مختلف بیمارگر، درجات متغیری از پرآزاری دیده شد.
    کلیدواژگان: مقاومت، سودوموناس، شدت بیماری، بلاست مرکبات
  • داود کولیوند، نعمت سخندان بشیر، جواد مظفری صفحه 223
    ستلایت آران ای در برخی جدایه های ویروس موزاییک خیارCucumber mosaic virus، (CMV)‎ سبب کاهش یا تشدید علائم این ویروس می شود. جهت بررسی وجود ستلایت آران-ای، نمونه های آلوده گیاهی مشکوک به CMV از میزبان های مختلف جمع آوری شدند. ابتدا با استفاده از روش های سرولوژیک مانند DAS-ELISA و دیبا CMV ردیابی شد. به منظور بررسی بیشتر علائم و اثر احتمالی ستلایت آران ای بر روی علائم، آزمون تک لکه گیری با استفاده از گیاهان میزبان لکه موضعی انجام شد و سپس تک لکه ها جداگانه بر روی میزبان تکثیری مایه زنی شدند. گروه بندی علائم حاکی از ایجاد کلروز برخی از جدایه ها روی توتون بود که از اثرات بارز ستلایت آر ان ای روی علائم می باشد. با استفاده از یک جفت آغازگر اختصاصی منطبق بر منطقه رمز کننده پروتئین پوششی، CMV ردیابی شد که قطعه ای به طول 675 جفت باز تکثیر شد. ردیابی ستلایت آران ای با استفاده از یک جفت آغازگر اختصاصی CMV Sat-F و CMV Sat-R انجام شد که در واکنش زنجیره ای پلی مراز (PCR)‎ قطعه ی مورد نظر به طول حدود 360 جفت باز در یکی از جدایه ها تکثیر یافت. مایه زنی های متعدد روی توتون و گوجه فرنگی نشان داد که وجود ستلایت آر ان ای موجب کاهش علایم CMV روی میزبان می شود که از خصوصیات بارز اثر non-necrogenic Satellite RNA بر روی علائم می باشد. این اولین گزارش ستلایت آر ان ای CMV از ایران می باشد.
    کلیدواژگان: RT، PCR، ستلایت آران ای، Non، necrogenic
  • پرویز شیشه بر، هاجر فعال محمدعلی صفحه 233
    اثرات زیرکشندگی دو شبه هورمون جوانی فلوفنوکسورون و لوفنورون روی مراحل لارو، شفیره و حشره کامل Habrobracon hebetor Say در شرایط آزمایشگاهی ارزیابی شد. برای آزمون این حشره کش ها روی مراحل لارو و شفیره از روش غوطه وری و برای زنبورهای بالغ از روش باقیمانده استفاده شد. در بررسی اثرات زیرکشندگی غلظت مزرعه ای (ppm 500) هردو حشره کش به کار رفت. در آزمایش های اثرات زیرکشندگی، میانگین طول عمر و باروری حشرات کامل در فلوفنوکسورون (به ترتیب 4‎/1±8‎/27 روز و 7‎/30±5‎/434 عدد) و لوفنورون (به ترتیب 2‎/3±3‎/27 روز و 6‎/34±9‎/316 عدد) با شاهد (4‎/2±3‎/28 روز و 9‎/52±7‎/390 عدد) اختلاف معنی دار نداشت. اما نرخ خالص تولیدمثل و نرخ ذاتی افزایش جمعیت حشرات کامل در لوفنورون (9‎/22±3‎/209 و 01‎/0±263‎/0) با فلوفنوکسورون (9‎/19±5‎/282 و 006‎/0±286‎/0) و شاهد (24±3‎/177 و 008‎/0±260‎/0) اختلاف معنی دار داشت. در نتیجه گیری کلی باید گفت که هر دو حشره کش فلوفنوکسورون و لوفنورون اثرات منفی کمی روی H. hebetor داشتند. اما اثرات منفی حشره کش فلوفنوکسورون به ویژه روی نرخ ذاتی افزایش جمعیت (rm)‎ کمتر از لوفنورون بود.
    کلیدواژگان: لوفنورون، Habrobracon hebetor، Reproductive parameters، فلوفنوکسورون، پارامترهای جدول زندگی، Lufenuron، _ Habrobracon hebetor، Flufenoxuron
  • نازنین مستقیمی، سیدعلی اصغر فتحی، قدیر نوری قنبلانی، جبرائیل رزمجو، هوشنگ رفیعی دستجردی صفحه 243
    بید آرد، Zeller Ephestia kuehniella، و شب پره هندی، (Hubner)‎ Plodia interpunctella، هر دو از آفات مهم فرآورده های انباری در سراسر جهان می باشند. Habrobracon hebetor Say برای مهار بیولوژیک لاروهای شب پره های آفت در انبارهای بادام زمینی و فرآورده های بسته بندی شده ی غلات استفاده می شود. در این تحقیق کارایی زنبور H. hebetor در پارازیته کردن لاروهای بید آرد و شب پره هندی در تراکم های مختلف پارازیتویید (1، 2 و 4 جفت) و لاروهای هر دو میزبان (1، 2، 4، 8، 16 و 32) در داخل اطاقک رشد در دمای 1± 25 درجه ی سلسیوس، رطوبت نسبی 5±65 درصد و دوره ی نوری 14 ساعت روشنایی و 10 ساعت تاریکی بررسی شد. در رهاسازی یک جفت زنبور پارازیتویید تعداد تخم های گذاشته شده به ترتیب در تراکم های 1، 2، 4 و 8 لارو هر دو میزبان افزایش یافت ولی، در تراکم های 16 و 32 لارو هر دو میزبان کاهش یافت. همچنین، تعداد ماده ها و حشرات کامل ظاهر شده به ترتیب در تراکم-های 1، 2، 4 و 8 لارو هر دو میزبان افزایش یافت ولی، در تراکم های 16 و 32 لارو هر دو میزبان افزایش معنی داری مشاهده نشد. در رهاسازی دو جفت زنبور بیشترین تعداد تخم گذاشته شده در تراکم 16 لارو بید آرد مشاهده گردید. درصورتیکه، تعداد تخم گذاشته شده در تراکم های 4، 8، 16 و 32 لارو شب پره هندی به طور معنی داری بیشتر از سایر تراکم های لاروی بود. همچنین، تعداد ماده ها و حشرات کامل ظاهر شده زنبور به ترتیب در تراکم های 1، 2، 4، 8 و 16 لارو هر دو میزبان به طور معنی داری افزایش یافت ولی، در تراکم 32 لارو هر دو میزبان افزایش معنی داری مشاهده نشد. در رهاسازی چهار جفت زنبور تعداد تخم گذاشته شده در تراکم های 8 و 16 لارو هر دو میزبان به طور معنی داری بیشتر از سایر تراکم های لاروی بود. همچنین، تعداد ماده ها و حشرات کامل ظاهر شده زنبور به ترتیب در تراکم های 1، 2، 4، 8 و 16 لارو هر دو میزبان افزایش معنی داری یافت ولی، در تراکم 32 لارو هر دو میزبان افزایش معنی داری مشاهده نشد. بر اساس نتایج این تحقیق می توان نتیجه گیری کرد که در تراکم یک جفت پارازیتویید تراکم 8 لارو هر دو میزبان و در تراکم های دو و چهار جفت زنبور تراکم های 16 و 32 لارو هر دو میزبان برای پرورش زنبور H. hebetor مطلوب تر می باشند.
    کلیدواژگان: بید آرد، شب پره هندی، تراکم های پارازیتویید، تراکم های لاروی میزبان، : Habrobracon hebetor
  • سعیده قادری، کامبیز مینایی، محمدعلی اکرمی، مریم آل عصفور صفحه 251
    کنترل کنه تارتن دولکه ای Tetranychus urticae Koch، به عنوان یکی از مهمترین آفات کلیدی در کشاورزی، عمدتا بر اساس استفاده از آفت کش ها استوار است. اثر کنه کش فن پیروکسیمیت روی پارامترهای جدول زندگی این کنه در شرایط آزمایشگاهی در دمای 2±25 درجه ی سلسیوس و رطوبت نسبی 5±65% و دوره ی نوری 16: 8 (روشنایی: تاریکی) بررسی شد. داده ها بر اساس تئوری جدول زندگی سنی-مرحله رشدی دوجنسی تجزیه و تحلیل شدند. در آزمایش زیست سنجی مقدار LC50 کنه کش فن پیروکسیمیت حدود ml/l 380 تعیین و در آزمایش جدول زندگی بکار رفت. دوره ی پیش از تخم ریزی پس از بلوغ و دوره پیش از تخم ریزی واقعی کنه تارتن دولکه ای تیمار شده با فن پیروکسیمیت (به ترتیب 36‎/2 و 64‎/12 روز) به طور معنی داری طولانی تر از دوره های بدست آمده در تیمار شاهد (به ترتیب 1 و 56‎/11 روز) به دست آمد. باروری کل دوره ی زندگی کنه تارتن دولکه ای تیمار شده با سم فن پیروکسیمیت 35‎/1 و در شاهد 27‎/52 بود. نرخ رشد ذاتی جمعیت (r)‎، نرخ رشد محدود جمعیت (λ)، نرخ رشد خالص جمعیت (R0)، متوسط طول مدت هر نسل (T)‎ و نرخ رشد ناخالص جمعیت (GRR)‎ تیمار شده با فن پیروکسیمیت (به ترتیب 001‎/0- بر روز، 998‎/0 بر روز، 96‎/0 (فرد)، 25‎/14 (روز) و 94‎/2 (فرد) برآورد شد. نتایج این پژوهش نشان داد که غلظت کشنده 50 درصد کنه کش فن پیروکسیمیت میزان باروری کنه تارتن دولکه ای را تحت شرایط آزمایشگاهی به میزان چشمگیری کاهش داده و باعث می شود تا رشد جمعیت این آفت تقریبا با انقراض مواجه گردد و می توان از آن در کنترل این آفت استفاده نمود.
    کلیدواژگان: کنه تارتن دو لکه ای، جدول زندگی، کنه کش
  • علی خدایی، اسدالله بابای اهری، مهدی ارزنلو صفحه 261
    به منظور ارزیابی اثر غلظت های مختلف عناصر مس، منگنز و نیکل روی رشد و اسپورزایی گونه های Trichoderma شامل T. harzianum، T. longibrachiatum و T. tomentosum آزمایشی در دمای 2±oC25 روی محیط کشت عصاره خاک آگار با پنج تکرار در شرایط آزمایشگاهی انجام گرفت. نتایج آزمایش نشان داد که پس از 72 ساعت تیمار شاهد در بین سه گونه فوق گونه T. longibrachiatum بیشترین مقدار رشد به میزان (mm78‎/47) را داشت. 72 ساعت پس از کشت، عنصر نیکل در کمترین غلظت خود (ppm20) نه تنها اثر بازدارندگی روی گونه T. longibrachiatum نداشت، بلکه سبب افزایش رشدی 7% آن نیز شد. در این آزمایش غلظت بازدارندگی 50% (IC50) برای عناصر مس و نیکل در مورد گونه T. tomentosum پس از 96 ساعت برابر ppm22‎/32 تعیین شد. بررسی تاثیر این عناصر بر اسپورزایی گونه های آزمایشی در روی محیط کشت عصاره خاک نشان داد که حضور مس، منگنز و نیکل در غلظت های مختلف باعث افزایش اسپورزایی گونه های Trichoderma می شود. همچنین مقایسه میزان جذب فلزات سنگین نشان داد که این پارامتر نه تنها به گونه قارچی بلکه به نوع فلز و حتی غلظت آن نیز بستگی دارد و بیشترین میزان جذب آنها در تیمار ppm1000 منگنز و بوسیله گونه T. tomentosum پس از 7 روز صورت گرفت.
    کلیدواژگان: غلظت بازدارندگی 50 درصدی، میزان رشد، فلزات سنگین، زیست توده قارچی
  • زهرا طهماسبی، عبدالهادی حسین زاده، آزاده زاهدی گلپایگانی صفحه 275
    اگر چه مقاومت ژنتیکی ارقام گیاهی مطمئن ترین، سالم ترین و ارزان ترین روش کنترل آفات محسوب می شود ولیکن در مدیریت تلفیقی موفق آفات، ارقام گیاهی مقاوم به آفت بایستی با عوامل کنترل بیولوژیک سازگار باشند. در تحقیق حاضر میزان جلب کنه شکارگر، Phytoseiulus persimilis، و همچنین میزان تولید رایحه های القایی، که عامل جلب کنه شکارگر به گیاه هستند، در 4 رقم لوبیا (ناز، خمین، اختر و G11867)، پس از آلودگی به کنه دولکه ای، Tetranychus urticae، مقایسه گردید. برای این منظور بذور هر رقم در گلدان کشت و در شرایط گلخانه ای نگهداری گردید و بعد از رسیدن به مرحله 2 برگی با 50 کنه ماده بالغ در هر برگ آلوده گردید. 3 روز بعد از آلودگی، آزمون ترجیح میزبانی کنه شکارگر با کمک دستگاه بویایی سنج انجام شد. این آزمون برای کلیه حالت های دو تایی ممکن از 4 رقم مورد آزمایش انجام گرفت. همچنین میزان رایحه های القایی ارقام لوبیا در حالت آلوده به کنه تارتن با کمک دستگاه GC/MS اندازه گیری شد. نتایج آزمایش نشان داد رقم خمین علاوه بر آنکه بیشترین میزان رایحه های القایی را نسبت به سایر ارقام تولید کرد، تعداد کنه شکارگر بیشتری را نسبت به رقم های اختر و G11867 جلب نمود. به علاوه رقم ناز اگرچه از لحاظ میزان تولید رایحه القایی تفاوت معنی داری با رقم اختر نداشت ولی تعداد کنه شکارگر بیشتری را نسبت به این رقم جلب کرد. به نظر می رسد هم کمیت و هم کیفیت رایحه القایی در جلب کنه شکارگر به گیاه لوبیای آلوده به کنه تارتن نقش داشته باشد.
    کلیدواژگان: رایحه های القایی، مقاومت گیاه میزبان، کنترل بیولوژیک، بویایی سنج
  • نرگس صدرمحمدبیگی، مینا کوهی حبیبی، اکبر دیزجی * صفحه 283

    آلودگی توام گیاهان با بیش از یک ویروس منجر به بروز انواع متفاوتی از برهمکنش بین ویروسهای آلوده کننده می گردد. برهمکنش دو ویروس بیمارگر کاهو، ویروس ایکس کاهو (Lettuce virus X، LeVX)‎ و سوبموویروس پیسک سبزرد تمشک (Rubus chlorotic mottle sobemovirus، RuCMV)‎ که به تازگی از ایران شناسایی شده اند، در بوته های دوگانه آلوده Chenopodium murale و Chenopodium quinoa مورد مطالعه قرار گرفت. مایه زنی گیاهان به روش مکانیکی و بصورت جداگانه با LeVX یا RuCMV و نیز توام با هر دو ویروس انجام شد. علائم بیماری در بوته های دوگانه آلوده C. quinoa به مراتب شدیدتر از بوته های تک آلوده این گیاه نمایان شد؛ همچنین بر اساس نتایج حاصل از آزمونهای الایزای کمی و وسترن بلات، سطح تجمع RuCMV در بوته های دوگانه آلوده این گیاه نسبت به بوته های تک آلوده افزایش یافت. بر اساس این نتایج برهمکنش RuCMV با LeVX در میزبان C. quinoa از نوع هم افزایی بود. آلودگی توام C. murale نیز منجر به تشدید علائم آلودگی در بوته های دوگانه آلوده نسبت به تک آلوده شد، درحالیکه افزایش قابل توجهی در سطح تجمع RuCMV در بوته های دوگانه آلوده نسبت به تک آلوده مشاهده نگردید. لذا برهمکنش RuCMV با LeVX در این میزبان از نوع هم افزایی نمی باشد. اما برخلاف RuCMV، سطح تجمع LeVX در بوته های دوگانه آلوده هر دو میزبان C. quinoa و C. murale نسبت به بوته های تک آلوده کاهش قابل ملاحظه ای یافت. این امر نشان می دهد که بر همکنش LeVX با RuCMV در بوته های دوگانه آلوده این دو گونه از نوع آنتاگونیستی می باشد.

    کلیدواژگان: آنتاگونیسم، آلودگی توام، RuCMV، هم افزایی، LeVX
  • محمد وطن پرست، وحید حسینی نوه، سیده مینو سجادیان صفحه 291
    سوسک برگخوار نارون در مرحله حشره کامل و به ویژه دوره لاروی از آفات مهم نارون می باشد. بدین منظور وجود سه کربوهیدراز مهم درگیر در فعالیت های گوارشی شامل آلفا- آمیلاز، آلفا-گلوکوزیداز و بتا-گلوکوزیداز در روده میانی لارو این حشره بررسی شد. بیشترین فعالیت آلفا-گلوکوزیداز، بتا-گلوکوزیداز و آلفا- آمیلاز به ترتیب در pHهای 5، 6 و 6 بدست آمد. در بررسی پایداری آنزیم ها، آلفا-آمیلاز در گستره pH های 4 تا 8 بیشترین پایداری را نسبت به pHهای خیلی اسیدی و یا خیلی قلیایی داشت. بیشینه پایداری آنزیم های آلفا و بتا-گلوکوزیداز ازpH 4 تا 6 بدست آمد. دمای بهینه برای فعالیت آلفا-آمیلاز، آلفا و بتا-گلوکوزیداز به ترتیب در 40، 60 و 45 درجه سلسیوس مشخص شد. یون های کلسیم و منیزیم موجب کاهش فعالیت آنزیم های آلفا-گلوکوزیداز و بتا-گلوکوزیداز شد. پتاسیم و سدیم اثر معنی داری روی فعالیت این دو آنزیم نداشت. کلسیم موجب افزایش فعالیت آلفا-آمیلاز گردید و پتاسیم، منیزیم و سدیم تاثیر چندانی روی فعالیت این آنزیم نداشت. بررسی های زایموگرام وجود یک شکل فعال برای هر کدام از آنزیمهای آلفا-آمیلاز، آلفا-گلوکوزیداز و بتا-گلوکوزیداز را نشان داد.
    کلیدواژگان: کربوهیدراز، بتا گلوکوزیداز، _ آلفا، آمیلاز، گوارش، آلفا گلوکوزیداز، : Xanthogaleruca luteola
  • فرزاد علی رمجی، ابراهیم پورجم، اکبر کارگربیده، علی اسکندری صفحه 301
    به منظور شناسایی نماتدهای انگل گیاهی تعداد 30 نمونه خاک از درختان جنگلی استانهای مازندران، گیلان و اردبیل طی سالهای 1384 تا 1388 جمع آوری شد. نماتدهای موجود در آنها با استفاده از روش الک ها و سانتریفوژ استخراج گردید. نماتدهای استخراج شده با استفاده از روش دگریسه (De Grisse 1969) به گلیسیرین منتقل و پس از تهیه اسلایدهای دائمی در کلکسیون نماتد گروه بیماری شناسی دانشگاه تربیت مدرس نگهداری شدند. اخیرا این نمونه ها با استفاده از میکروسکوپ نوری مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته و سه گونه از جنسNagelus؛ شامل N. hexagrammus، N. neohexagrammus و N. obscurus تشخیص داده شد. از میان گونه های شناخته شده، گونه Nagelus neohexagrammus برای فون نماتدهای ایران تازگی دارد. لذا ضمن گزارش این گونه، شرح خصوصیات آن به همراه گونه مشابه N. hexagrammus، که قبلا به طور کامل شرح خصوصیت نشده است، در این مقاله ذکر می شود. گونه N. neohexagrammus به واسطه داشتن سر با شبکه کوتیکولی قوی، داشتن شش حلقه روی سر، وجود تزئینات روی سطوح جانبی در وسط بدن، طول دم، طول استایلت و تعداد حلقه های روی دم از گونه های مشابه مانند N. grandis، N. affinis و N. hexagrammus قابل تمایز است.
    کلیدواژگان: Belonolaimidae، Nagelus، شناسایی، نماتد
  • معظم حسن پور اصیل، عبدالله حاتم زاده، سیدعلی الهی نیا، حبیب الله سمیع زاده لاهیجی، ولی کریمی صفحه 313
    این آزمایش در گلخانه دانشکده کشاورزی دانشگاه گیلان بصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در سه تکرار بر ارقام سوسن بنام های Navona و Fangio با سطوح مختلف سولفات کلسیم در غلظت های 0، 5‎/2، 5 و 10 میلی مول در لیتر و نیترات کلسیم در غلظت های 0، 5‎/1 و 2 میلی مول در لیتر انجام گرفت. نتایج نشان داد که اثرات توام منابع نیتراتی و سولفاتی کلسیم باعث افزایش مقاومت به بیماری کپک خاکستری ناشی از Botrytis cinrea و همچنین زمان نگهداری پس از برداشت گل شد. نتایج مقایسه میانگین ها نشان داد که اختلافی معنی دار در سطح 5 % در بین صفات اندازه گیری وجود داشت. کمترین مقاومت به بیماری کپک خاکستری در تیمار شاهد(صفر میلی مول سولفات و نیترات کلسیم) بروز نمود که در این تیمار بیشترین اتیلن به علت پیری زود رس نسوج گل بواسطه حمله بیمارگر تولید شد. شدت بیماری در تمام صفات مورد ارزیابی همبستگی مثبت و تنها با اتیلن همبستگی منفی معنی دار داشت. برهمکنش بین سولفات و نیترات کلسیم و ارقام، نشان داد که آستانه مطلوب تغذیه با نیترات کلسیم در غلظت 5‎/1 میلی مول در لیتر و سولفات کلسیم در غلظت 5 میلی مول در لیتر برای بروز مقاومت در گل سوسن نسبت به بیماری کپک خاکستری در ارقام مورد بررسی است و در این شرایط بیشترین ترکیبات فنلی گلبرگ و کمترین اتیلن تولید شد. در مجموع، نتایج نشان داد که یکی از روش های کاهش این بیماری و افزایش ماندگاری در ارقام سوسن، استفاده متعادل از منابع سولفات و نیترات کلسیم می باشد.
    کلیدواژگان: اتیلن، ماندگاری گل، کاهش خسارت، جوانه زنی اسپور، زمان نگهداری
  • سعیده خلیقی، غلام خداکرمیان صفحه 323
    از باغات زیتون استان های گلستان، گیلان، زنجان و قم نمونه های خاک اطراف ریشه گردآوری شد. از نمونه های خاک، استرین های Pseudomonas روی محیط کشت King’s B جداشد. ویژگی های مهم فنوتیپی استرین های باکتری با روش های استاندارد باکتری شناسی بررسی شد. تولیداکسیداز، رنگ فلورسنت، رشد در چهار درجه سلسیوس و آرژنین-دی هیدرولاز، در همه استرین ها مثبت بود. استرین های مورد بررسی توانایی ایجاد واکنش فوق حساسیت در توتون، تولید لوان روی محیط آگار غذایی دارای 5% سوکروز و فعالیت پکتولیتیکی روی حلقه های سیب زمینی را نداشتند. بیشتر استرین ها توانستند ژلاتین را ذوب نموده و نیترات رااحیاء کنند. بامقایسه ویژگی های فنوتیپی بیشتراسترین های بررسی شده P. fluorescens و تعدادی نیز P. putida تشخیص داده شدند. توانایی نماتدکشی مایع فیلتر شده استرین ها روی لاروهای تازه تفریخ شده نماتد Meloidogyn javanica در شرایط آزمایشگاه ارزیابی شد. آنالیز داده ها نشان داد که استرین ها تفاوت معنی دار دارند و موجب مرگ و میر لاروهای سن دوم از 33‎/13 تا 100 درصد شدند. اثر تعدادی از استرین ها به همراه نماتدکش فنامیفوس ((Fenamiphos بر تعداد لارو، نماتد بالغ و تخم در ریشه نهال های زیتون در شرایط گلخانه بررسی شد. تعداد لارو و نماتد بالغ تولید شده در ریشه نهال های زیتون در تیمارهای به کار برده شده تفاوت معنی دار داشت. بیشترین تعداد لارو و نماتد بالغ در ریشه گیاهان کنترل و کمترین در ریشه گیاهان تیمار شده با نماتدکش فنامیفوس و پس از آن استرین های CHAO و 208 تولید شد. تعداد کل تخم تشکیل شده در تیمارهای بررسی شده تفاوت معنی دار داشت. بیشترین تعداد تخم نماتد در ریشه گیاهان کنترل و کمترین در ریشه گیاهان تیمار شده با استرین CHAO و پس از آن استرین 99 تشکیل شد. تعدادی از استرین-ها روی تشکیل تخم نماتد موثرتر از فنامیفوسس بودند. این نخستین گزارش از کنترل بیولوژیک نماتد گره زای ریشه زیتون به وسیله باکتری های آنتاگونیست سودوموناس فلورسنس است.
    کلیدواژگان: فنامیفوس، گال ریشه زیتون، Pseudomonas putida، Psedomonas fluorescens، بیوکنترل نماتد
  • فاطمه قربانی، کیوان بهبودی، خلیل بردی فتوحی فر صفحه 333
    در این بررسی توان آنتاگونیستی هفت استرین باکتریایی متعلق به کلکسیون آزمایشگاه کنترل بیولوژیک گروه بیماری شناسی گیاهی دانشگاه تهران بر اساس ناحیه بازدارندگی از رشد قارچ بیمارگر Sclerotinia sclerotiorum در آزمون سه نقطه ای مورد مطالعه قرار گرفت و در نهایت استرین برتر Pseudomonas fluorescens P4 جهت آزمایشهای مقدماتی در گلخانه و آزمایشهای اتاقک رشد انتخاب شد. از استرین P. fluorescens P4، نه نوع فرمولاسیون پودری بر مبنای پودر تالک با استفاده از سه محیط کشت NBY، KB و M1 و سه چسباننده صمغ زانتان (XG)‎، صمغ عربی (AG)‎ و کربوکسی متیل سلولز (CMC)‎ تهیه گردید. بررسی اثر این فرمولاسیونها در کنترل بیماری پوسیدگی اسکلروتینیایی ریشه و طوقه، روی رقم پروگرس آفتابگردان و در اتاقک رشد صورت گرفت. مطالعات پس از شش هفته نشان داد، گلدانهای تیمار شده با سلولهای آزاد باکتری با داشتن 100 درصد گیاه سالم، گلدانهای تیمار شده با سلولهای آزاد باکتری به همراه قارچ با داشتن 90 درصد گیاه سالم، گلدانهای تیمار شده با فرمولاسیونهای NBY-CMC، KB-CMC، NBY-XG، NBY-AG، M1-CMC با داشتن 5‎/87 درصد گیاه سالم و همچنین گلدانهای تیمار شده با فرمولاسیون M1-AG با داشتن 75 درصد گیاه سالم، بدون داشتن اختلاف معنی دار با شاهد سالم بیشترین اثر را در کاهش بیماری داشتند و حتی از قارچکش بردوفیکس با 5‎/62 درصد کنترل موثرتر بودند. در میان فرمولاسیونهای پودری، ماندگاری و بقاء باکتری در فرمولاسیون انجام شده در محیط M1 با صمغ عربی، در دمای چهار درجه سلسیوس طی دوره نگهداری 150 روزه از بقیه فرمولاسیونها بیشتر بود. نوع محیط کشت بر جمعیت و بقاء باکتری تاثیر قابل توجهی داشت و محیط کشت M1 بیشترین اثر را داشت.
    کلیدواژگان: چسباننده کربوکسی متیل سلولز (CMC)، محیط کشت، صمغ عربی (AG)، بردوفیکس، صمغ زانتان (XG)
  • مهدی بهلول زاده، خلیل طالبی جهرمی، وحید حسینی نوه صفحه 345
    عسلک پنبه (Bemisia tabaci)‎ یکی از آفات مهم گیاهان زراعی، زینتی، مرتعی و گلخانه ای در سرتاسر جهان میباشد. دوره زندگی کوتاه، تعداد نسل زیاد، چندخواری و روش تولیدمثل هاپلودیپلوئید همراه با کاربرد مکرر حشرهکشها برای پایین نگه داشتن جمعیت این آفت زیر آستانه اقتصادی، توانایی این حشره در گسترش مقاومت به حشرهکشها را آسان نموده است. در این تحقیق حساسیت سه جمعیت عسلک پنبه به حشرهکشهای ایمیداکلوپرید و آمیتراز مورد ارزیابی قرار گرفت. زیستسنجی به روش غوطهورسازی برگ در محلول سمی و با استفاده از ماده فرموله شده حشرهکشهای ایمیداکلوپرید و آمیتراز انجام شد. نتایج آزمونهای زیستسنجی نشان داد که LC50 ایمیداکلوپرید روی جمعیتهای گرگان، قم و تبریز به ترتیب 591‎/31، 631‎/32 و 136‎/12 پی پی ام بود. از نظر آماری LC50 جمعیتهای گرگان و قم اختلاف معنی داری با جمعیت تبریز در سطح 95% نشان دادند و جمعیتهای گرگان و قم به ترتیب 6‎/2 و 68‎/2 برابر متحملتر از جمعیت تبریز بودند. LC50 آمیتراز روی جمعیتهای گرگان، قم و تبریز به ترتیب 922‎/1103، 959‎/1084 و 808‎/1598 پی پی ام بدست آمد. جمعیت تبریز نسبت به جمعیتهای گرگان و قم به ترتیب 44‎/1 و 47‎/1 برابر متحملتر بود. اندازهگیری فعالیت استرازی نشان داد که میزان فعالیت استرازی در جمعیتهای مختلف اختلاف معنی داری با یکدیگر دارند و میزان فعالیت استرازها در جمعیتهای گرگان و قم بهترتیب 37‎/1 و 85‎/0 برابر جمعیت تبریز میباشد. در این پژوهش فعالیت استرازها با استفاده از روش الکتروفورز نیز مورد بررسی قرار گرفت و الگوهای باندی متفاوتی در جمعیتهای گرگان، قم و تبریز به دست آمد.
    کلیدواژگان: مقاومت، عسلک پنبه، ایمیداکلوپرید، فعالیت استرازی، آمیتراز
  • فرزاد افشاری صفحه 357
    مطالعه ژنتیک بیماریزایی عامل بیماری زنگ سیاه گندم در طی دو سال زراعی 89-88 و 90-89 با استفاده از تعداد47 لاین گندم افتراقی به زنگ سیاه و همچنین بررسی واکنش 43 رقم/لاین گندم در شرایط مزرعه با آلودگی طبیعی و گلخانه مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج این تحقیق نشان دهنده وجود بیماریزایی برای گیاهان حامل ژن/های مقاومت در طی دو سال برای ژن های Sr7B، Sr8A، Sr8B، Sr9B، Sr9D، S9G، Sr11، Sr13، Sr16، Sr17، Sr25، Sr34، SrDP2 بود. در بررسی ژنتیک بیماریزایی دو جدایه عامل بیماری زنگ سیاه در شرایط کنترل شده گلخانه ای، جدایه کلاردشت با نژاد KRKSC روی 15 لاین افتراقی برای گیاهان حامل ژن/های Sr5، Sr8A، Sr22، Sr24، Sr26+Sr9G، Sr27، Sr28، Sr29، Sr31، Sr32، Sr33، Sr35، Sr36، SrGT، SrWLD غیر بیماریزا بود. در حالی که جدایه دشت آزادگان خوزستان با نژاد KTTSK و دارای توان بیماریزایی روی گیاهان حامل ژنSr31 به عنوان واریانتی از نژادUg99 مورد تایید قرار گرفت، و غیر ییماریزا بودن آن برای گیاهان حامل ژن های Sr5، Sr22، Sr24، Sr26+Sr9G، Sr27، SrGT تعیین گردید. ارزیابی ارقام تجاری و لاینهای امیدبخش گندم در شرایط گیاه کامل در طی دو سال تایید کننده مقاومت ارقام جدیدی مانند مروارید، سیوند و پارسی با واکنش مقاومت (10R-50M)‎ نسبت به زنگ سیاه بود.
    کلیدواژگان: مقاومت، لاین های استاندارد، واریانت، نژاد، ژن
  • مریم ستاری، فرشاد رخشنده رو، جواد مظفری صفحه 367
    ویروس لکه حلقوی گوجه فرنگی Tomato ringspot virus (ToRSV)‎ متعلق به جنس Nepovirus و خانواده Secoviridae می باشد. زوال ناشی از این عامل ویروسی یکی از عوامل تخریب درختان میوه در جهان محسوب می شود. در این تحقیق جهت بررسی درصد آلودگیToRSV در باغات درختان میوه هسته دار هلو، آلو، گوجه و زردآلو در استان های فارس و گلستان در طی سال های 1387 و 1388، تعداد 414 نمونه به صورت کاملا تصادفی و بدون در نظر گرفتن علایم جمع آوری شد و به روش DAS-ELISA مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس نتایج آزمون DAS-ELISA آلودگی انواع درختان میوه هسته دار مورد بررسی به ToRSV آشکار گردید. نتایج نشان داد در سال های 1387 و 1388 درختان میوه هسته دار در باغات استان فارس به ترتیب به میزان 5‎/8 و 2‎/10% و باغات استان گلستان به میزان 30 و 1‎/23% به ویروس لکه حلقوی گوجه فرنگی آلوده می باشند. تعداد 100 نمونه از نمونه های هلو، آلو، گوجه و زردآلو که واکنش ضعیفی در روش الایزا نشان داده بودند با آزمونDot immunobinding assay-DIBA مورد بررسی مجدد قرار گرفته و در 85 نمونه آلودگی مورد تایید قرار گرفت. خصوصیات بیولوژیکی جدایه های ردیابی شده با مایه زنی مکانیکی گیاهان محک و ویژگی های مورفولوژیک آن ها با مشاهده پیکره های ایزومتریک با روش Immunosorbent electron microscopy (ISEM)‎ مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد جدایه های موجود از لحاظ بیولوژیکی با سایر جدایه ها متفاوت نبوده و علایمی مانند لکه حلقوی نکروتیک، غربالی و موزاییک برگ، در درختان آلوده ایجاد می کنند. تعداد 30 نمونه هلو، آلو، گوجه و زردآلو الایزا مثبت و آلوده توسط آزمون RT-PCR و جفت آغازگرهای اختصاصی برای حضور ToRSV مورد بررسی قرار گرفتند. در تعداد 20 نمونه از انواع نمونه های مورد بررسی باند bp 499 مورد انتظار حاصل از تکثیر منطقه ژنتیکی مربوط به بیان پروتئین پوششی ویروس تکثیر گردید. نتایج این بررسی بیانگر آلودگی گونه های مختلف درختان میوه هسته دار در برخی مناطق شمال و جنوب ایران به ToRSV می باشد
    کلیدواژگان: DAS، ELISA، دامنه میزبانی، RT، PCR، ISEM
  • مهدی داوری، مسعود ابرین بنا، رسول اصغری زکریا، مهدی ارزنلو صفحه 379
    بیماری سپتوریای برگی گندم با عامل قارچی Mycosphaerella graminicola (فرم غیرجنسی: Septoria tritici)‎ از بیماری های مهم گندم در سراسر دنیا به شمار می رود که در سال های اخیر در برخی نقاط ایران از جمله منطقه مغان شیوع پیدا کرده است. در این تحقیق، واکنش 23 رقم گندم نان و دوروم نسبت به 10 جدایه قارچ M. graminicola که در طی سال های زراعی 1386 و 1387 از مزارع آلوده منطقه مغان جداسازی شده بود، تحت شرایط گلخانه در مرحله گیاهچه مورد بررسی قرار گرفت. تجزیه واریانس درصد پوشش پیکنیدیومی سطح برگ ها نشان داد که جدایه های M. graminicola و ارقام گندم در سطح یک درصد با همدیگر اختلاف معنی دار داشتند. بر اساس نتایج این تجزیه، برهمکنش بین ارقام و جدایه ها نیز در سطح احتمال یک درصد معنی دار بود که بیانگر وجود برهمکنش اختصاصی بین ارقام و جدایه های مورد مطالعه است. با این که حدود نیمی از ارقام مورد بررسی نسبت به همه جدایه ها حساس بودند، چهل حالت مقاومت اختصاصی نسبت به جدایه ها در سایر ارقام شناسایی شد. ارقام دهدشت، سیمره، گالانکو، سایسون و هیرمند به ترتیب با مقاومت در مقابل نه، هشت، شش، پنج و سه جدایه مقاوم ترین ژنوتیپ ها بودند. علاوه بر این، جدایه های مورد بررسی، الگوی پرآزاری متفاوتی روی ارقام گندم داشتند. به طور کلی، نتایج این تحقیق نشان داد که جدایه های M. graminicola در دشت مغان دارای تنوع پرآزاری بالایی می باشند و اغلب ارقام رایج در منطقه به خصوص ارقام گندم نان به بیماری حساس هستند. با این حال در بین این ارقام، منابع مقاومتی شناسایی شدند که می توان از آنها در برنامه های اصلاح گندم این منطقه استفاده نمود.
    کلیدواژگان: گندم، پرآزاری، مقاومت اختصاصی جدایه، سپتوریوز، Septoria tritici
|
  • Farid Beiki, Heshmatollah Rahimian, Ebrahim Mohammadi Goltapeh, Masoud Shamsbakhsh, Ali Barzgar, A. Busquets Bisbal, E. Garcia Valdes, J. Lalucat Page 211
    Citrus blast disease caused by Pseudomonas spp is among the most injurious diseases of citrus. in the northern citrus growing provinces of Iran. To determine the species and pathovars of Pseudomonas strains associated with the disease in Mazandaran province and in the neighboring areas in Guilan and Golestan provinces and as well to assess their phenotypic heterogeneity and virulence, symptomatic samples were collected from the affected trees during 2009-2010. Among the strains isolated from the leaves and twigs, 115 strains appeared, in preliminary testing to be pathogenic to sour orange (Citrus aurantium) leaves. Based on biochemical properties, the isolates were grouped into 16 separate categories. Strains were positive in tests for hypersensitive reaction in tobacco, negative in production of oxidase but varied in the production of levan, arginine dihydrolase and rotting of potato tuber slices. Some isolates despite their ability to rot potato tuber slices, were not sufficiently similar to P. viridiflava to be called as such. Based on their phenotypic characteristics, strains of group XII to XVI (39% of total isolates) were identified as Pseudomonas syringae and those of group XI (3% of total isolates) as P. viridiflava. Further studies are needed to clarify the taxonomic status of the remaining strains which appeared distinct from Pss and P. viridiflava. The virulence of the strains was evaluated through inoculation of each strain onto sour orange, sweet orange (C. sinensis, Washington navel) and alemow (C. macrophylla) leaves. There were noticeable differences observed in the size of lesions produced by different strains, on the basis of which basis the isolates of either pathogen could be differentiated into weak, moderate, or highly virulent strains.
    Keywords: Virulence, Resistance, Citrus Blast, Pseudomonas
  • Davood Koolivand, Nemat Sokhandan Bashir, Javad Mozafari Page 223
    Association of satellite RNA with Cucumber Mosaic Virus (CMV) leads to either attenuation or enhancement of the viral symptoms. For detection of the satellite RNAs in Iranian isolates of CMV, plant samples showing viral symptoms were collected from different farms in the provinces of East- and West- Azerbayjan and Ardebil. These samples were inoculated onto the experimental host plants in greenhouse with the virus being detected using common serological methods. To study the possible effects of the satellite RNA on symptoms of CMV, biological purifications were performed using local lesion and propagation hosts. One pair of primers, specific to the coat protein coding region of the virus was employed to detect CMV. Based on the behavior of CMV isolates on the test plants, especially on N.tabacum cv. Samsun on which the satellite RNA causes chlorosis, N.rustica, and also on tomato, seven isolates were found and designated as a group of the virus variants that cause chlorosis on N.tabacum cv. Samsun. For detection of the satellite RNA, a PCR product of about 360bp was amplified using a pair of specific primers(CMV-Sat –F and Sat-R) from one of the isolates. Several inoculations on tobacco and on tomato plants showed the possible presence of the satellite RNA attenuated CMV symptoms on the host plant, the characteristic of non-necrogenic Satellite RNAs. This is the first report from Iran on the possible presence of satellite RNA in CMV isolates.
    Keywords: RT, PCR, Non, necrogenic, RNA satellite
  • Parviz Shishebor, Hajar Faal Mohammadali Page 233
    Sublethal effects of two juvenile hormone analogue, flufenoxuron and lufenuron, were evaluated on larval, pupal and adult stages of Habrobracon hebetor Say under laboratory conditions. Dose-response bioassays were carried out on the insect’s immature and adult stages through dipping and contact residue methods. In the sublethal effect tests, field rates (500 ppm) of the two insecticides were employed. In sublethal effect tests, mean longevity and fecundity showed no significant differences between flufenoxuron (27.8±1.4 d and 434.5±30.7 eggs) and lufenuron (27.3±2.2 d and 316.9±34.6 eggs) as compared with control (28.3±2.4 d and 390.7±52.9 eggs). However, net reproductive rate and intrinsic rate of increase indicated significant differences between flufenoxuron (282.5±19.9 and 0.286±0.006) and lufenuron (209.3±22.9 and 0.263±0.01) as compared with control (177.3±24 and 0.260±0.008). In summary it can be concluded that both flufenoxuron and lufenuron exerted little negative effects on H. hebetor. However, negative effect of Flufenoxuron on intrinsic rate of increase (rm) was recorded lower than that in lufenuron.
    Keywords: Reproductive parameters, Lufenuron., Habrobracon hebetor, Flufenoxuron
  • Nazanin Mostaghimi, Seyed Ali Asghar Fathi, Ghadir Noori Ghonbolani, Jebraeel Razmjoo, Houshang Rafiei Dastjerdi Page 243
    The mill moth, Ephestia kuehniella Zeller and Indian meal moth, Plodia interpunctella (Hubner) are two injuriously important pests of stored products worldwide. Harobracon hebetor (Say) has been used as a biological control agent of moth’s larva in peanut storehouses and as well in packaged cereal products. In the present study, the efficacy of H. hebetor in parasitizing larva of the mill moth and of the Indian meal moth was evaluated at different densities of parasitoid (1, 2 and 4 pairs) and host larvae (1, 2, 4, 8, 16 and 32) in a growth chamber set at 25±1 °C, 65±5 RH, and 14L:10D photoperiodism. When one pair of parasitoid released, the number of eggs laid was increased at the densities of 1, 2, 4 and 8 larvae of either host, respectively but, it decreased at the densities of 16 and 32 larvae of either host. Also, the number of emerged females and adults of wasp were increased at the densities of 1, 2, 4 and 8 larvae of both hosts, respectively but, did not significantly increased at the densities of 16 and 32 larvae of either host. When two pairs of parasitoid were released, the highest number of eggs laid was observed at the density of 16 larvae of the mill moth. Whereas, the number of eggs laid at the densities of 4, 8, 16 and 32 larvae of the Indian meal moth were significantly higher than those for the other larval densities. Also, the number of emerged females and adults of wasp increased at the densities of 1, 2, 4, 8 and 16 larvae of either host, respectively but, they did not significantly increase at the density of 32 larvae for either host. When four pairs of the parasitoid released, the number of eggs laid at the densities of 8 and 16 larvae of either host was found significantly higher than those for the other larval densities. Also, the number of emerged females and adults of wasp increased at the densities of 1, 2, 4, 8 and 16 larvae of either host, respectively but, did not significantly increase for the density of 32 larvae in either host. Based on the results obtained it can be concluded that at one pair of parasitoid treatment, a number of 8 larvae of either host, at the two and four pairs of parasitoid treatments, a number of either 16 or 32 larvae of either host form the most suitable combinations for a mass rearing of H. hebetor.
    Keywords: Densities of host larvae, Mill moth, Parasitoid densities, Indian meal moth, Habrobracon hebetor
  • Saeedeh Ghaderi, Kambiz Minaee, Mohammadali Akrami, Maryam Aleosfour Page 251
    The effect of fenpyroximate on life table parameters of two-spotted spider mite Tetranychus urticae Koch was evaluated under laboratory conditions (25±20C, 60±5% RH and 16:8 L:D). Data were analyzed on the basis of age-stage, two-sex life table theory. The estimated value of LC50 for T. urticae was found to be 380 Ml/l. Durations of total preadult stage and preoviposition period in T. urticae treated with fenpyroximate (12.64 and 2.36 d, respectively) were significantly longer than those in control (11.56 and 1d, respectively). The lifetime fecundity of T. urticae treated with fenpyroximate was 1.35 (eggs/female) compared with control (52.27 eggs/female).The instric rate of increase (r), finite rate of increase (λ), net reproductive rate (R0), the mean generation time (T) and Gross Reproduction Rate (GRR) in T. urticae treated with fenpyroximate were -0.001 d-1, 0.998 d, 0.96 offspring, 14.25 d, 2.94 offspring, respectively. The study shows that the LC50 of fenpyroximate decreases the fecundity of two-spotted spider mite under laboratory conditions and makes the pest population growth almost face extinction. So the acaricide can be effectively used in two-spotted spider mite control.
    Keywords: Acaricides, Two, spotted spider mite, Life table
  • Ali Khodaei, Asadollah Babaee Ahari, Mahdi Arzanlou Page 261
    To evaluate the effect of different concentrations of copper, manganese and nickel on the growth and sporulation of Trichoderma species of; T. harzianum, T.longibrachiatum and T. tomentosum, an experiment was carried out in vitro at 25oC±2 on soil extract agar medium of five replicates. The results revealed that among these species T. longibrachiatum had the highest growth rate (47.78mm) after 72 hours past. During this time nickel not only didn’t exhibit any inhibitory effect on T. longibrachiatum, but also increased the growth of the species (7%). Throughout the experiment, the inhibitory concentration of 50% (IC50) values for the copper and nickel and for the case of T. tomentosum was estimated at 32.22ppm after 96 hours past. The results showed that the sporulation of Trichoderma species on soil extract agar medium increased in the presence of heavy metals. Also in this study it was found that the absorption rate of heavy metals by Trichodema species depended not only on the fungal species but also on the metal type and its concentration, the highest absorption rate (48.67%) being observed at 1000ppm concentration of nickel on T. tomentosum.
    Keywords: Growth rate, Fungal biomass, Heavy metals, Inhibitory concentration (IC50)
  • Zahra Tahmasebi, Abdolhadi Hosseinzadeh, Azadeh Zahedi Page 275
    Although host plant resistance is the healthiest, most reliable and cheapest way of pest control, to achieve a successful integrated pest management, pest-resistant plant varieties should be compatibity with the biological control agents. Throughout the present study, the performance of the predatory mite, Phytoseiulus persimilis، on four common bean cultivars (Naz, Khomein, Akhtar and G11867) and also, the emission extent of Herbivore Induced Plant Volatiles (HIPVs), (responsible for the attraction of predatory mite to plant), following the plants infestalion with two-spotted spider mite, Tetranychus urticae, were investigated. To this end the seeds of each genotype were planted in pots and grown under greenhouse conditions the plants when at two fully expanded leaf stage, were each infested with 50 T. urticae adult females on each of the plant's primary leaves. After 3 days past, the plants were tested for predatory preference, carryied out through Olfactometery. The test was performed for all possible pairs on the four cultivars. The level of herbivore induced plant volatile compounds was assessed in the spider mite infested plants of common bean cultivars through GC/MS. The results indicated that Khomein cultivar stood at the highest volatile compound emitter and could significantly attract more predatory mites than the cultivars Akhtar and G11867. Also, although there was not any significant difference observed between the levels of volatile compounds emission in of Naz and Akhtar varieties, Naz could attract significantly more predatory mites than Akhtar did. It is understood that both the quantity, and quality of the volatile compounds are responsible for the attraction of the predatory mite to the spider mite infested bean cultivars.
    Keywords: Herbivore induced volatile compound, Olfactometer, Host plant resistance, Biological control
  • Narges Sadr Mohammad Beigi, Mina Kouhi Habibi, Akbar Dizadji Page 283

    Mixed infection of plants with more than one virus results in different types of interactions. Interaction between two recently identified lettuce infecting viruses in Iran, Lettuce X potexvirus (LeVX) and Rubus Chlorotic Mottle sobemovirus (RuCMV), was studied on co-infected Chenopodium murale and Chenopodium quinoa plants. Plants were mechanically inoculated with either LeVX, RuCMV or both. Co-infected plants of C. quinoa developed much more severe symptoms than the singly infected ones, with enhanced RuCMV accumulation level, as determined by quantitative ELISA and Western blot assay, indicating that the interaction of RuCMV with LeVX is synergistic in C. quinoa. Co-infection of C. murale plants resulted in symptom severity while with no detectable increase in RuCMV accumulation level, indicating that RuCMV interaction with LeVX is not synergistic in this plant. Conversely, LeVX accumulation level in either of C. quinoa or C. murale dually infected plants was significantly reduced, suggesting that LeVX interacts with RuCMV antagonistically in co-infected plants of both Chenopodium species.

    Keywords: Synergism, Co, infection, RuCMV, Antagonism, LeVX
  • Mohammad Vatan Parast, Vahid Hosseini Naveh, Minoo Sajadian Page 291
    Elm leaf beetle, Xanthogaleruca luteola, is a serious pest (particularly at its larval stage) of elm trees in many areas. The existence of three important enzyms namely: α-amylase, α- glucosidase and β-glucosidase in the midgut of the insect at its larval stage was investigated. Optimum activity for α-, β-glucosidase and α-amylase was recorded at pHs 5.0, 6.0 and 6.0 against p-nitrophenyl-α-D-glucopyranoside, p-nitrophenyl-β-D-glucopyranoside and starch respectively. α and β-glucosidase exhibited more stability at pHs 4.0-6.0 than at either highly acidic or and alkaline pHs. These enzymes were respectively more stable at pH 5.0 and 6.0 with increased incubation time. α -amylase was stable at pHs 4.0-8.0. α and β-glucosidase and also α-amylase, when incubated at different temperatures were found to be maximally active at 45, 60 and 40°C, respectively. Alpha- glucosidase activity significantly decreased in the presence of Ca2+ and Mg2+. On the contrary, the ions K+ and Na+ did not significantly affect the enzyme’s activity. The ions K+, Mg2+ and Na+ did not significantly affect the enzyme activity. Zymogram analysis revealed the presence of one band each of amylase, α- and β-glucosidase activity in the insect’s larval midgut extract.
    Keywords: Digestive, β, glucosidase., α, amylase, α, glucosidase, Xanthogaleruca luteola, Carbohydrase
  • Farzad Aliramaji, Ebrahim Pourjam, Akbar Kargarbideh, Ali Eskandari Page 301
    To identify the faunal parasitic nematodes of Mazandaran, Guilan and Ardebil provinces, roughly 30 soil samples were collected from the rhizosphere of forest trees during 2005-2009. Nematodes were extracted from soil through centrifugal flotation technique. The extracted nematodes were transferred to pure glycerin using common methods. Permanent slides were made and nematodes identified as based on their morphological and morphometric characteristic. Throughout the study, three species of genus Nagelus belonging to family Belonolaimidae were identified viz, N. hehxagrammus, N. neohexagrammus and N. obscuruss from which the second species is introduced as a new record within the nematode fauna of Iran. It could be separated from most closely related species namely N. grandis, N. affinis and N. hexagrammus by its possession of well developed cephalic framework, six annules on head, areolated lateral fields, length of stylet and number of annules on tail.
    Keywords: Nematode, Nagelus, Identification, Belonolaimid
  • Moazam Hassanpour Asil, Abdollah Hatamzadeh, S.Ali Elahinia, Habibollah Samizadeh Lahiji, Vali Karimi Page 313
    This experiment was carried out on lily cut flowers in greenhouse conditions and at the Agricultural Faculty of Guilan University. The statistical factorial experiment was performed in a completely randomized design of three replications. The main factors studied were cultivars Navona (Asiatic) and Fangio (LA) along with four levels of calcium sulfate (0, 2.5, 5 and 10 mM) in combination with three levels of calcium nitrate (0, 1.5 and 2 mM). The results indicated that the combined effects, conjugated of calcium nitrate and calcium sulfate led to plants resistance against grey mold, and also with an improvement in the post harvest life. The resulting means indicated that the indexes were different at a 5 percent level of significance. The highest petal resistance to Grey Mold was observed at 5 and 1.5 mM of calcium sulfate and calcium nitrate levels respectively. Also the lowest ethylene and highest phenolic compounds production were observed in the highest resistant flowers. The lowest grey mold resistance was observed in the case of 0 mM calcium nitrate and calcium sulfate (control), while ethylene production being the highest. The highest vase life was observed in 1.5 mM calcium nitrate level of treatment for both Navona and Fangio cultivars. All in all, the results indicated that, the best treatment for Botrytis resistance in Navona and Fangio varieties is 1.5 and 5 mM of calcium nitrate and calcium sulfate respectively. The results finally indicated that one of the methods of decreasing grey Mold injury and increasing vase life of lily cut flower is the proportionate use of calcium nitrate and calcium sulfate.
    Keywords: Vase life, Spore germination, Ethylene, Decrease of injury
  • Saeedeh Khalighi, Gholam Khodakaramian Page 323
    Rhizosphere soil samples were collected from olive orchards of Golestan, Guilan, Zanjan and Qom provinces. Fluorescent pseudomonad strains were isolated from the collected samples on King’s B medium and their phenotypic features characterized as based on the standard bacteriological methods. For all the tested strains oxidase reaction, fluorescent pigment, growth at 4˚C and arginine dihydrolase were positive while tobacco hypersensitivity reaction, levan production on 5% sucrose and pectolytic activity on potato slices were proved negative. Most of the tested strains reduced nitrate while liquidizing gelatin. Based upon the phenotypic features of the tested strains most were identified as P. fluorescns while a few identified as P. Putida. Nematicidal activity of the cultural filtrate of the Psudomonas strains was tested on fresh hatched juvenile of Meloidogyne javanica under laboratory conditions. They caused nematode mortality ranging from 13.33 to 100% while showing significant differences. Efficacy of the representative strains along with fenamiphos on nematode egg productions, juvenile and mature nematode activity on olive root were studied under green-house conditions. Significant differences were observed among the applied treatments. The highest and lowest nematode juvenile and mature formation on olive seedling roots were observed for control plants and plants treated with fenamiphos respectively. The most effective strains on the different nematode life stages were P. fluorescens strains CHAO as well as strain 208. The highest and lowest nematode egg production on olive seedling roots were observed for control plants and plants treated with strains CHAO vs. strain 99 respectively. Some strains proved to be more effective than fenamiphos in nematode egg production on olive seedlings roots. This is the first report of the biocontrol of olive root knot nematode using flourescent pseudomonads.
    Keywords: Nematode biocontrol, Pseudomonas putida, Psedomonas fluorescens, Olive root gall, Fenamiphos
  • Fatemeh Ghorbani, Keyvan Behboodi, Khalil Bardi Fotouhifar Page 333
    Seven antagonistic bacteria belonging to Pseudomonas fluorescens species were evaluated on the basis of inhibitory zone of Sclerotinia sclerotiorum fungal growth Finally, the most suitable strain (P4) which exerted the greatest effect on reducing the causal agent of Sclerotinia root rot was selected for further germinator trails. Nine formulations were prepared on the basis of talc powder from the strain P. fluorescens P4. Three culture mediums: M1, NBY and KB; along with three stickers: gum arabic, xunthan gum and carboxy methyl cellulose were used in these formulations. A survey of the effect of the formulations as regards the control of Sunflower Sclerotinia root rot was done on Progress variety of Sunflower and in germinator. Studies after six weeks past, indicated that, treated pots with free cell bacteria, with 100 percent healthy plants, treated pots with Bordofix fungicide containing 90 percent healthy plants, treated pots with NBY-CMC, KB-CMC, NBY-XG, NBY-AG and M1-CMC formulations with 87.5 percent healthy plants as well as treated pots with M1-AG formulation with 75 percent healthy plants, without any significance of difference as compared with healthy control plants, led to the most diminishing percentage being even more effective than Bordofix fungicide bearing a 62.5 percent of healthy plants. Furthermore, among powder formulations, the survival and maintenance of the population of bacteria in M1 culture medium with gum arabic sticker, at 4o C was more pronounced than those in the other formulations, during 150 days. Thus, the type of culture medium proved to have a significant impact on survival of the bacteria population.
    Keywords: Bordofix fungicide, Medium., Arabic Gum, Xanthan Gum, Carboxymethyl cellulose
  • Mahdi Bohloulzadeh, Khalil Talebi Jahromi, Vahid Hosseini Naveh Page 345
    Cotton whitefly, Bemisia tabaci Gennadius (Homoptera: Aleyrodidae) is one of the most seriously damaging insect pests of agricultural products worldwide. It is highly polyphagous, damaging a broad range of food as well as non-food crops through direct feeding, excretion of honeydew and transmission of over 100 plant viruses. In Iran, growers usually use insecticides as the main control agent of Bemisia tabaci which may lead to insecticide resistance in the pest. An investigation of the susceptibility of three populations of this pest, collected from Tabriz, Gorgan and Qom regions, to imidacloprid and amitraz was carried out. Bioassays were conducted using an adult leaf-dip method. The results revealed that Tabriz strain was more susceptible to imidacloprid than the other two strains. Resistance ratios for Gorgan and Qom strains relative to Tabriz strain were 2.6 and 2.68, respectively. Bioassay results with amitraz revealed that Tabriz strain was 1.44 and 1.47 fold less susceptible than Gorgan and Qom strains, respectively. Biochemical assays were conducted through on estimation of esterase activity using α- naphthyl acetate and β-naphthyl acetate substrates. The results of with β-naphthyl acetate substrate showed that esterase activity in Gorgan and Qom strains were respectively 1.37 and 0.85 fold of Tabriz strain. Esterase activity was also investigated using page method. Different esterase banding patterns in Gorgan and Qom strains were detected for comparison with Tabriz strain.
    Keywords: Imidacloprid, Resistance, Amitraz, Cotton whitefly, Esterase activity
  • Farzad Afshari Page 357
    Pathogenicity of wheat stem rust was investigated during two cropping seasons of the years 2010 and 2011. towards this end, 47 isogenic lines of wheat stem rust along with 43 cultivars/lines of the crop were tested in field conditions (natural infection) and also in the greenhouse conditions. The results showed, similarity of pathogenicity for plants carring gene/s Sr7B, Sr8A, Sr8B, Sr9B, Sr9D, S9G, Sr11, Sr13, Sr16, Sr17, Sr25, Sr34 and SrDP2 as for two isolates. As for the in genetic variation of two wheat stem rust isolates (in greenhouse conditions), Kelardasht isolate did not show virulence for 15 isogenic lines carrying gene/s Sr5, Sr8A, Sr22, Sr24, Sr26+Sr9G, Sr27, Sr28, Sr29, Sr31, Sr32, Sr33, Sr35, Sr36, SrGT and SrWLD. From Dashte-Azadegan isolate of Khuzestan, virulence for gene Sr31 as a variant of Ug99 race was detected, while this isolate being avirulent on plants carrying gene/s Sr5, Sr22, Sr24, Sr26+Sr9G, Sr27 and SrGT. The results of evaluation of resistance for commercial wheat cultivars and elite lines indicated that, such new released cultivars as Morvareid, Sivand and Parsi were resistant with a range of reaction of 5R-50M to stem rust diseases as observed during the two years of the study.
    Keywords: Gene, Resistance, Race, Differential lines, Variant
  • Maryam Sattari, Farshad Rakhshandehroo, Javad Mozafari Page 367
    Tomato ringspot virus (ToRSV) is a member of the genus Nepovirus, family Secoviridae, causing substantial economically declining in perennial crops, including stone fruits, worldwide. During the years 2008 and 2009 a total number of 414 symptomatic and asymptomatic leaf samples were randomly collected from different stone fruit trees including peach, apricot, plum and sour cherry from Fars and Golestan provinces. Applying DAS-ELISA method samples were tested for the presence of ToRSV, through specific polyclonal antibody. Serological tests revealed that, during the years 2008 and 2009, different stone fruits were infected with ToRSV, with the infection rates of 8.5% and 10.2% in gardens of Fars and in Golestan with respective infection rates of 30% and 23.1%. One hundred of different stone fruit leaf samples that had weakly reacted with ToRSV antibody in DAS-ELISA test, were tested again through Dot- immunobinding assay (DIBA), ToRSV infection being confirmed in 85 samples. For an evaluation the biological properties of the detected isolates, they were subjected to mechanical inoculation on herbaceous plants and the morphology of isometric viral particles observed through immunosorbent electron microscopy for apricot and peach samples. According to the host range study the Iranian isolates did not differe in biological properties from other isolates. Such Symptoms as necrotic ring spots and leaf mosaics were frequently related to the viral infection. Applying with RT-PCR, a DNA fragment of 499 bp, belonging to the coat protein coding sequence of the ToRSV genome, was amplified for 20 out of 30 peach, apricot, plum and sour cherry samples the samples were serologically tested as positive to ToRSV infection. Results proved that different stone fruits in some gardens in South and Northern parts of Iran are infected with ToRSV.
    Keywords: DAS, ELISA, Host range., RT, PCR, ISEM
  • Mahdi Davari, Masoud Abrinbana, Rasoul Asghari Zakaria, Mahdi Arzanlou Page 379
    Septoria tritici blotch (STB), caused by Mycosphaerella graminicola (anamorph: Septoria tritici), is one of the most important diseases of wheat worldwide that has been intensified recently in some regions of Iran including Moghan Plain. In this study reaction of 23 bread and durum wheat cultivars to 10 isolates of the pathogen collected from Moghan region during 2007 and 2008, were evaluated under greenhouse condition. Analysis of variance (ANOVA) of pycnidial coverage of leaf areas revealed significant differences (P<0.01) among fungal isolates as well as wheat genotypes. Moreover, genotype× isolate interaction term in the ANOVA analysis was highly significant (P<0.01), indicating isolate-specific interaction between wheat cultivars and fungal isolates. Although about half of wheat cultivars were susceptible to all isolates, 40 isolate-specific resistances were identified that most of them are new records. Among the new sources of resistance, Dehdasht, Seimareh, Galanco, Saisson and Hirmand with specific resistance to nine, eight, six, five and three isolates, respectively, were the most resistant cultivars. Furthermore, the isolates exhibited different virulence patterns on wheat cultivars. Although results of this study indicated high virulence diversity of M. graminicola isolates from Moghan Plain and susceptibility of the most wheat genotypes cultivated in this region to STB, the new sources of resistance could be utilized in the wheat-breeding programs.
    Keywords: Virulence, Septoriosis, Septoria tritici, Isolate, specific resistance, Wheat