فهرست مطالب

  • پیاپی 3 (1391)
  • تاریخ انتشار: 1391/10/11
  • تعداد عناوین: 7
|
  • اصغر جوانی صفحه 1
    در بعضی از دوره های تاریخی هند، زن هندو معتقد است اگر پس از مرگ شوهرش در آتش تدفین او خود را بسوزاند، «ستی» شده است و با این عمل به الهه عشق و وفاداری نایل و مستقیم وارد بهشت میشود. در حدود سال 1010 ه.ق. شهنشاه اکبر پادشاه هند به شاعر معروف ایرانی مقیم هند «محمدرضا خبوشانی» دستور منظومساختن عشق و وفاداری زنان هندو را در قلمرو «ستی» میدهد. این مثنوی درحدود سال 1060 ه.ق. سه بار توسط هنرمندان عصر شاهعباسدوم مصور میشود. همچنین، یک دیوارنگاره از انجام آیین ستیشدن بانوی جوان هندی با سبک نقاشی دو رگه هند و ایرانی در کاخ چهلستون اصفهان نقاشی میشود. پاسخ به اینکه آیا شهنشاه اکبر و شاهعباسدوم قصد داشته اند با تکیه بر مفهوم مشترک عشق، وفاداری و پاکدامنی زنان ایرانی و هند ازطریق شیوه های ادبی و تجسمی به استحکام روابط فرهنگی و سیاسی بپردازند؟ شیوه تحلیل موضوعی با تکیه بر اسناد تاریخی سنت ستی در فرهنگ هند، متن و نگاره مثنوی سوز وگداز و دیوارنگاره کاخ چهلستون راهگشای این مسئله است. این بررسی نشان میدهد با توجه به سفارش اکبرشاه برای منظوم ساختن سنت ستی به شاعر ایرانی، حمایت شاهعباسدوم برای مصورسازی آن مثنوی و دیوارنگاره ستیشدن بانوی جوان هندی با سبک نقاشی ایرانی هندی در یکی از کاخهای مهم سلطنتی در کنار دو موضوع عاشقانه (یوسف و زلیخا و خسرو و شیرین) در فرهنگ ایران، آنها قصد داشته اند با یکسانسازی و نوسازی یک مضمون مشترک در فرهنگ دو ملت به شیوه های ادبی و تجسمی، به استحکام روابط فرهنگی و سیاسی بپردازند.
    کلیدواژگان: سنت ستی هند، دیوارنگاره کاخ چهلستون، مثنوی سوزوگداز، روابط فرهنگی، اکبرشاه و شاه عباس دوم
  • محسن قانونی، مهدی حسینی، حمید فرهمند بروجنی صفحه 11
    مفاهیم بنیادین فلسفی و زیباشناختی همواره اثراتی مستقیم بر روند خلق یا برخورد با آثار هنری داشته است؛ به خصوص، مفاهیمی که در ارتباط با نگاه داشت و مرمت تابلوهای نقاشی است. از این رو بررسی تغییر مفاهیم فلسفی و زیباشناختی در ادوار مختلف تاریخ امری مهم و در این بین شناخت مفاهیم وابسته به سده بیستم، که منجر به ایجاد نوعی بینش جدید بر روند مرمتهای تابلوهای نقاشی شده است، مهم می نمایاند. بر این مبنا، مفاهیم زیباشناختی جدید در حوزه مرمت نقاشی امری جدی و نیازمند بررسی ژرف میباشد. با بررسی مفاهیم مذکور، زیباشناختی جدید، مفاهیم نوینی را در جامعه مرمتی اروپا به همراه آورده است. مفاهیم فلسفی آلمانی به همراه مسایل زیباشناختی ایتالیایی، راه را برای شکلگیری تئوری مرمت نقاشی که مهم ترین آن توسط چزاره برندی1 بیان شد، هموار ساخت. در این پژوهش سعی بر تشریح چگونگی شکل گیری مفاهیم مطروحه برندی و ارتباط آن با عملکرد کاری مرمتگران شده است. این بیان به نوعی تلاشی درجهت بیان مسایل زیباشناختی ایتالیایی مطروحه در مرمت نقاشی، در بستر عملی آن نیز هست. این بررسی در منابع موجود در بستری تاریخی و درپی یافتن ریشه فلسفی و زیباشناختی مبانی نظری معاصر در مرمت نقاشی و ارتباطی منطقی در این حوزه است. با بررسی سازواری نگره مرمت چزاره برندی در بین جوامع مرمتی به خصوص مبانی مربوط به تابلوهای نقاشی این دیدگاه که مبانی مطروحه وی دارای سازواری لازم با نیاز مرمتی روز است قابل دفاع بوده و میتوان ریشه های توسعه نگاه برندی به مفهوم فوق را در این سده نیز مشاهده نمود.
    کلیدواژگان: مفاهیم فلسفی، زیباشناختی، نگاه داشت و مرمت نقاشی، مبانی نظری مرمت، چزاره برندی
  • آرزو پایدارفرد، مهناز شایسته فر، حسن بلخاری قهی صفحه 21
    رشد کتاب آرایی در تمدن اسلامی بسیار متاثر از جایگاه قرآن کریم در اسلام بوده است (هرچند سهم میراث کتاب آرایی بازمانده از تمدن های پیش از اسلام و انتقال آن به تمدن اسلامی انکارناپذیر است). بنابراین در این مقاله، قرآن به عنوان سندی محکم برای بررسی زیبایی شناختی تزیینات انتخاب شده است و در این میان قرآن های دوره صفویه به جهت هماهنگی اصولی رنگ و نقش، کیفیت کاغذ، صحافی، تجلید و... قابلیت بررسی و تحلیل دارند چرا که بدون شناخت این عناصر نمی توان مفهوم جامعی از هنر قرآن آرایی ارایه داد.
    هدف از بررسی تذهیب های قرآنی دوره صفویه، علاوه بر شناخت میزان تاثیرپذیری قرآن آرایی این دوره از سده های پیش از خود، شناسایی تزیینات نسخه هایی از موزه ملی قرآن است که تا کنون پژوهشی درمورد آنها در قالب مقاله، کتاب و پایان نامه ارایه نشده است. بر این اساس از 32 نسخه قرآنی دوره صفویه موزه ملی قرآن کریم (با توجه به محدودیت بازدید از مخزن)، زیبایی شناسی تزیینات 6 نسخه قرآنی تالار اصلی موزه به شیوه توصیفی تحلیلی و به روش کتابخانه ای و نظرات نسخه شناسان ارزشمند کشور بررسی می شود.
    کلیدواژگان: زیبایی شناسی، تذهیب، قرآن، دوره صفویه، موزه ملی قرآن تهران
  • مریم مونسی سرخه صفحه 37
    پوشاک یکی از ضروریات بشر بوده و با حضور مادی و فکری خود بهعنوان نوعی ابزار ارتباطی قوی عمل میکند. نظام پوشاک، با توسعه جوامع، شکلگیری عقاید، فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی دستخوش تغییراتی قرار گرفت و دارای نقش فرهنگی و معانی نمادین شد. در تبیین معانی آن، میتوان ارزشهای خاص فرهنگی هر ملتی را در بافتهای گوناگون اجتماعی مشاهده کرد. بدین ترتیب امکان تکثیر معنا در نظام پوشاک با وجود خوانشهای متفاوت مخاطبان در جریان گفتمانهای متعدد فراهم میگردد. هدف اصلی این مقاله بیان عوامل موثر در معناسازی لباس - بهمفهوم عام - میباشد که تحت تاثیر پدیده های جهانیسازی، فرهنگ، مذهب، نهادهای اجتماعی، رسانه، اقتصاد و سیاست است. بدین منظور با بررسی برخی از کتابهای نشانهشناسی و نظرات مطروحه پیرامون نظام پوشاک، عوامل موثر در انتخاب لباس از جنبه فردی و اجتماعی ارایه میگردد. پرسش اساسی، چگونگی درک پوشاک توسط مخاطب در بافتهای متعدد اجتماعی و با توجه به تجربیات شخصی اوست. بنابراین نگارنده، مفهوم لباس را (بهویژه لباس ایرانی) بهمثابه متنی در نظر گرفته که دارای یک فرم بیانی واحد نیست و معنای آن تحت عوامل گوناگون متغیر می شود که این نظر، همسو با مفهوم تکثر معنا در رویکرد پساساختگرایان (بهویژه رولان بارت) است. نتایج حاصله نشان میدهد که شکلهای متعدد البسه توسط صنعت مد، معانی متعدد را رقم میزند. همچنین ایدئولوژی شخصی و گفتمان دینی جامعه نیز سبب معناسازی در لباس میگردد. البته نقش نهادهای فرهنگی و آموزشی در جامعه و نیز قدرت اقتصادی و سیاسی نیز از جمله عوامل موثر در معناسازی البسه میباشد
    کلیدواژگان: نظام پوشاک، پساساختگرا، رولان بارت، چندمعنایی، گفتمان فرهنگی
  • رضا وحیدزاده، مظفر فرهادپور صفحه 47
    بررسی چگونگی ظهور سفال لعابدار در دوران ایلام میانه با توجه به تاثیر آن بر سنت پیوسته تزیین معماری سرزمین ایران از ضرورتی ویژه برخوردار است. شناخت ارزشهای اجتماعی و فرهنگی مرتبط با کارکردهای آیینی این آثار کمتر موضوع مطالعه مستقلی بوده و در مقاله حاضر مورد پرسش قرار گرفته است. این پژوهش با هدف تبیین رابطه میان سفال لعابدار، سنتهای اعتقادی و حیات اجتماعی مردمان این دوران انجام شده است. فرضیه اصلی پژوهش این بوده است که واکاوی بقایای مادی ایلام میانه و مرور متون برجایمانده از این دوره در مورد تزیینات سفالی لعابدار میتواند زمینه مناسبی برای بررسی نقش سفال لعابدار در باورهای ایلامی، سیر تحول فنی تولید و در نهایت تحلیل تاریخی- هنری آن فراهم کند. برای این منظور ضمن بررسی اسناد زبانشناختی مربوط به دوره ایلامی و انطباق آنها بر گزارشات کاوشهای باستانشناسی و همچنین مشاهده و مستندسازی تصویری آثار ایلامی در موزه های مختلف تصویر جامعتری از روند تکوین سفال لعابدار ایلامی و هویت فرهنگی خاص آن ارایه شده است. این مطالعه نشاندهنده قابلیت ویژه این آثار در معنابخشی به فضای معابد و بناهای یادمانی است که ریشه در نگرش خاص آفرینندگان آنها نسبت به خواص مواد و مصالح دارد.تحلیل زبانشناسی کتیبه های اونتاش نپیریشا و جانشینانش نشاندهنده باور به آثاری از حیات در سفالینه های لعابدار است و پادشاهانی همچون شیلهاک_ اینشوشیناک از آن در ثبت تصویری بیزوال از خاندان خود بهره بردهاند. از سوی دیگر، اختصاص کاربرد سفال لعابدار به تزیین معابد اینشوشیناک و الهگان دستیار وی که در نظر ایلامیان، جهان پس از مرگ را اداره میکردند، بیانگر جنبه دیگری از کارکرد ویژه آیینی این آثار است. بازشناسی کارکردهای نمادین و آیینی این آثار نیازمند ارزیابی اثر هنری در گسترهای وسیعتر و پیچیدهتر از محدوده تلقی امروزین ازهنرهای کاربردی و تزیینات معمارانه است.
    کلیدواژگان: ایلام، آیینهای ایلامی، سفال، لعاب، پیکره
  • سعیده حسینی زاده مهرجردی صفحه 61
    از معایب خانه های جدید در یزد، عدم تامین آسایش انسان براساس طبیعت وهستی کویراست. ازطرفی تامین آسایش ساکنان با بهرهگیری بهینه از انرژی های طبیعی ازمحاسن خانه های سنتی این شهر است. تحلیل و بررسی چگونگی بهره گیری ازطبیعت دراین خانه ها، جهت برقرارسازی تعادل بین طبیعت درونی و بیرونی کویرنشینان و یافتن الگوی مناسب برنامهریزی و طراحی در اقلیم این منطقه، نه تنها موثر بلکه ضروری است. در تعالیم اسلامی قرابتی خاص بین انسان و طبیعت وجود دارد، چرا که ماده اولیه خلقت انسان از طبیعت گرفته شده است2(طوفان،1385: 73)، ازاینرو در اقلیم کویری یزد (طبیعت) انتخاب بهترین زاویه برای تابشگیری فضاها و حیاط (برای انسان)، یکی از راهکارها و الگوهای مناسب طراحی است.
    در این مقاله روش تحقیق بهصورت تاریخی- تحلیلی و توصیفی براساس مطالعات کتابخانهای و میدانی بوده است. لذا ضمن معرفی خانه رسولیان بهعنوان مطالعه موردی، جهت گیری مناسب حیاط براساس دریافت بهینه تابش درفصول مختلف سال تعریف شده است. با ترسیم نقاب سایه بازشوهای اطراف حیاط و انطباق آنها با تقویم نیاز به آفتاب و سایه شهر یزد، فرضیه های تحقیق مورد سنجش قرارگرفته و به تعیین بهترین کارکرد بازشوی فضاها با توجه به نوع تابش گیری در فصول سرد و گرم سال دست یافته است. نتایج نشان میدهد بهترین جهت حیاط 5/37 درجه جنوب غربی است.
    کلیدواژگان: جهت تابشگیری، حیاط مرکزی، بازشو، سازماندهی مرکزی، خانه های سنتی یزد
  • محمد مسعود، عیسی حجت، شهریار ناسخیان صفحه 71
    این پژوهش که هدف آن زیباسازی و ارتقاء مطلوبیت فضای شهری ازطریق القاء مفاهیم رفتاری- عاطفی است، سعی در بازآفرینی دانش مرتبط با مفاهیم هنر اصیل و بومی شهرسازی ازطریق مقایسه نظریه های گوناگون در علوم رفتاری، روان شناسی و طراحی شهری دارد. در این نگاه تاثیر دو مولفه حس مکان و حس تعلق که باعث زیبایی بخشیدن به محیط شهری میشوند، در فرضیه مطرح میشود.
    به نظر می رسد آنچه امروزه به عنوان الگوهایی برای زیباسازی محیط های شهری بیان می شوند، برگرفته از خصلت تنوع طلبی انسان هاست. اما مسئله اینجاست که آیا می توان صرفا با تنوع کالبدی به زیبایی کامل فضا دست یافت؟ و آیا مولفه های رفتاری می توانند نقشی در زیباسازی محیط شهری ایفا کنند؟ سخن ما در این مقاله اهمیت دادن و دانستن جایگاه زیبایی و ارزشهای زیبایی شناختی در شکل گیری فرایند شهرسازی است. مدل اتخاذ شده در روش تحقیقی این پژوهش مدل تطبیقی- مقایسه ای است که برمبنای روش فرا تحلیل که نوعی مرور آثار مکتوب است، صورت گرفته و بر تفاهم و تقابل نظریه های مختلف براساس یافته های پژوهشگران در حوزه های مختلف علوم مرتبط با طراحی شهری استوار است. جمع آوری داده ها در این پژوهش به روش پیمایشی بسته و به صورت سیستماتیک از یک جامعه آماری 97 نفره از ساکنان محله جلفای اصفهان انجام شده است.
    این مطالعه باور دارد که ازطریق القاء مفاهیمی هم چون شخصیت و کمال بافت و از طریق اعمال راهکارهای کیفی هم چون تقویت رابطه اینهمانی بین انسان و محیط زندگی او، نمایش نمادهای بیانگر هویت محلهای و درنهایت زنده کردن باورها، تعلقات و خاطرات جمعی ساکنان میتوان به درک زیبایی های بیش تر بافت رسید. نتایج این پژوهش موید آن است که زیبایی و مولفه های برگرفته از آن را نمی توان هم چون سایر کیفیات با عبارات و جملات تعریف کرد بلکه باید توسط ادراکات حضوری و رفتاری دریافت شود. این مولفه ها به طور عمده از نوع نیازهای فطری انسانی است که از جنس عواطف اند و در جان و روان انسان ها تاثیر می گذارند.
    کلیدواژگان: زیبایی، زیبایی شناسی تطبیقی، حس مکان، حس تعلق
|
  • Asghar Javani Page 1
    In some parts of the history of India it has been reported that the Indian woman believed she would become Sati if she burned herself in the fire of her husband after his death. She believed that, through this, the widow would have turned into the goddess of love and would enter heaven. In year 1010 Hijri, Akbar, the king of India, ordered the Iranian poet “Mohammadreza Khoboshani” who resided in India to convert the love and loyalty of the Indian widow in Sati ceremony into a poem. His poetry became pictorial 3 times around 1060 Hijri by artists of Shah Abbas II’s era. Also a wall painting was made illustrating Sati ceremony in “Indo-Iranian” hybrid style in Isfahan Chehelsotoun Palace. To answer the question whether the Iranian Shah Abbas II and the Indian Shah Akbar intended to stabilize political and cultural relations between the two countries through relying on the common definition of love, loyalty and virtue of the Iranian and Indian women in their literature and art, the analyzing method by referring to historical documents of Sati tradition in India and the poetry and wall paintings of Chehelsotoun Palace can help finding ananswer. The present research shows that regarding Shah Akbar’s order to the Iranian poet for composing a poem describing Sati tradition and Shah Abbas’s support for picturing the story in Indo-Iranian style besides two other romantic themes “Joseph and Zuleikha; Khosrow and Shirin” and locating it in one of the major palaces of the king, they intended to establish integration between common themes in the two countries in order to stabilize their political and cultural relations.
    Keywords: Sati tradition_wall paintings_Chehelsotoun Palace_cultural relations_Shah Akbar_Shah Abbas II_Suz o Godaz Mathnavi
  • Mohsen Ghanooni, Mehdi Hosseini, Hamid Farahmand Boroujeni Page 11
    Basic concepts of philosophy and aesthetics have usually influenced the process of creation or dealing with artistic work, especially those concepts which deal with conservation and restoration of easel paintings. Therefore, investigating the alteration of these concepts in 20th century, which led to the development of a new view in restoration of easel paintings, is an important issue. On this basis, the formation of new aesthetic concepts in the easel paintings field is a serious issue which needs in-depth researches. New aesthetics presented new concepts in European societies of restoration. German philosophy besides modern aesthetics of Italy simplified the formation of restoration theory of paintings by Cesare Brandi. This research tries to study the formation of Brandi’s theory in a historical and scientific context. By referring to historical context, this study is looking for philosophical background of contemporary theory of painting restoration and a logical connection in this area. Till now, theory of painting restoration by Cesare Brandi in the international conservation societies is acceptable and extendable.
    Keywords: philosophical concepts, aesthetic, painting restoration, conservation, theoretical basis of restoration, Cesare Brandi
  • Arezoo Paydarfard, Mahnaz Shayestefar, Hassan Bolkhari Ghehi Page 21
    The development of book decoration in Islamic civilization was mainly under the influence of the Holy Quran’s position in Islam (however, there was undoubtedly the heritage of book decoration remained of pre-Islamic civilizations and transferred to Islamic civilization). Thus, in this article the Quran has been selected as an authentic document for aesthetic analysis of decorations and in this regard the Safavid Qurans can be studied due to the harmony of color and pattern, quality of paper, binding etc and it is clear that a comprehensive analysis of the art of Quran decoration cannot be proposed without studying such elements.The aim of investigating Quranic illuminations of Safavid period is not only gaining knowledge about the influence of past centuries on Quranic decorations of this period but also recognizing the decorations of some manuscripts of National Museum of Quran which have not been studied before. In this regard, of 32 Safavid Quranic manuscripts in National Museum of Quran (due to the restrictions of visiting the archive) 6 manuscripts of the main hall of the museum were selected and the aesthetics of their decorations was studied by applying the descriptive-analytic method as well as using the ideas of great palaeographs of the country.
    Keywords: Aesthetics, illumination, the Quran, Safavid period, National Museum of Quran in Tehran
  • Maryam Mounesi Sorkheh Page 37
    Clothing has been one of the essential necessities of human being and it is a powerful communicative tool. Due to the cultural diversity of different nations and races, different sorts of dresses are prevalent in various nations and people. In addition, differen treligions cause the development of various dresses which represent a part of their identity. Clothing system is provided by the expansion of societies, formation of beliefs, different social and cultural activities. In this paper, we try to express that clothing system has passed different transformations and accepted cultural rule and symbolic meanings. In explaining its meanings, the specific cultural values of each and every nation can be observed in different social contexts. Therefore, the possibility of meaning multiplication in clothingsystem is provided, in spite of different readings of audiences in various discourses.The main goal of this paper is to express the factors active in the meaning-formation of clothes –in general- which are under the influence of phenomena like globalization, culture, religion, social organizations, media, economy and politics. The fundamental question is how different audiences apprehend clothing in different contexts and with regard to their personal experiences. Hence, the author has considered the concept of clothing(in particular, Iranian dress) as a text which lacks a single expressive form and its meaning varies under different factors and this view is in conformity with the concept of multiplication of meaning in poststructuralist approaches (especially Barthes’ approach). According to poststructuralist viewpoint, every text is created inside its discourse and so never stops. In this regard, Barthes equates clothing system with a text which takes different meanings in different social and cultural discourses. Thus, the emergence of different sorts of clothing causes the expansion of meaning. Moreover, the clothing fashion industry itself is in search of recreation of different meanings in this area. The acceptable values for every individual as well as personal ideology and religious discourse cause different types of meanings. Different kinds of religious, occupational and customary effects cause clothing transformations. The role of social organizations, including family and educational institutions, which act to expand the local or foreign culture, is also very important in this regard. The economical power of individuals and social forces is also effective in meaningfulness of clothing. Policy of Iranian government is also effective in developing special kinds of clothing and related meanings.
    Keywords: clothing system, poststructuralism, Roland Barthes, polysemy, cultural discourse
  • Reza Vahidzadeh, Mozafar Farhadpoor Page 47
    The emerging of glazed ceramic technology in middle Elamite period provided an opportunity for reaching a special artistic language which resulted in a continuous tradition of architectural decoration in Iran. Understanding the true nature of these works of art requires serious study of the social life and traditions of their creators.This paper aims to provide a new field for historical and artistic analysis of Elamite pottery, especially glazed ceramic and its technical evolution while studying its place in the context of prehistoric ritual ceremonies through literature and material remains.Comparing the Elamite literature with the evidences of the ceramic figures locating in the temples and monumental complexes shows a profound belief in the ability of these objects in supporting and conceptualizing the architectural space, which is rooted in the epistemological approach of their creators towards the knowledge of materials. Linguistic analysis of the Untash-Napirisha’s inscriptions indicates the Elamite beliefs in the presence of the essence of life in glazed ceramics which is used by Shilhak-Inshushinak in strengthening an immortal picture of the royal family. On the other hand, the fact that the application of glazed ceramics was limited only to decoration of temples of Inshishushinak and his assisting goddesses in managing the afterlife journey indicates their function in the Elamite traditional practices. Interpreting the traditional function and semiotics of these cultural relics would require a broader and more sophisticated definition of the terms “applied arts” and “architectural decorations” than what is currently intended to be.
    Keywords: Elam, Elamite traditions, ceramic, glaze, statue
  • Saideh Hoseinyzadeh Mehrjardi Page 61
    By focusing on house designs in ancient Iran, this article tries to study eco-design houses.For many years, comfort and climate (with active and passive solar) were the basic characters of house design in Yazd (100 years ago and before). Therefore, this research intends to study these houses. The research results will be suitable for researchers in other fields such as architecture, urban design and planning.One of these ancient houses in Yazd is Rasulain House which is studied in this research. The main research question is how we can demonstrate eco-design in the context of modern Iranian architecture.The courtyard of this house is studied with regard to one or two surrounding story spaces around the courtyard and its solar orientation. Then,eight orientations (i.e. N, N.E, E, S.E, S, S.W, W, N.W; with angle 45are selected and the data is analyzed and finally the best solar orientation is identified. The results show that 37/5 to South-West is the best orientation for the courtyard.
  • Mohammad Masoud, Eisa Hojjat, Shahriar Nasekhian Page 71
    This research aims to beautify and improve the quality of urban space through suggesting behavioral-emotional concepts. It seems that today’s patterns for beautifying urban space are derived from man’s desire for variety. However, the question seems to be “Is it possible to achive complete space beauty only via constructional or formal variety?””Could behavioral elements contribute to urban aesthetics?” This research tries to revive the knowledge of original and local art of town planning through comparing different theories in behavioral sciences, psychology and urban designing.In this view, the two factors of place attachment and sense of attachment are considered as effective in beautifying urban sapces.Research model in this essay is contrastive-comparative based on meta-analysis method. Closed systematic survey questionarie provides our data in this research. In this study, we are trying to investigate the status of aesthetic values in the formation of town planning process. This research claims that beauties of the context can be perceived much better through suggesting concepts like personality as well as applying qualitative strategies such as strengthening identifying relation between human being and his environment.