فهرست مطالب

دانشگاه علوم پزشکی بابل - سال ششم شماره 1 (پیاپی 21، زمستان 1383)

مجله دانشگاه علوم پزشکی بابل
سال ششم شماره 1 (پیاپی 21، زمستان 1383)

  • 82 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1383/11/15
  • تعداد عناوین: 12
|
  • مهدی پورامیر، سلیمان محجوب، قربان ملیجی صفحه 7
    سابقه و هدف
    آنتی بادی های زرده تخم مرغ (IgY) نقش فزاینده ای به عنوان جایگزین آنتی بادی های پلی کلونال پستانداران ایفا می کنند. این آنتی بادی ها در پیشگیری، تشخیص و درمان بیماری ها مورد استفاده قرار می گیرند. آنتی بادی های آنتی IgY در سنجش های ایمنی و درمان کاربرد دارند. هدف از این تحقیق تهیه و تخلیص آنتی ایمونوگلوبولین Y از سرم خرگوش و تایید فعالیت آن بود.
    مواد و روش ها
    در این مطالعهIgY و سایر پروتیینهای محلول در آب تخم مرغ با استفاده از با اسید و کلروفرم استخراج شدند و سپس کروماتوگرافی تیوفیلیک (T-gel) برای خالص سازی IgY استفاده گردید، سپس دو سر خرگوش ماده با ایمونوگلوبولین Y تخلیص شد، به همراه ادجوانت فروند ایمونیزه شدند، تزریقهای بوستر و خونگیری در زمانهای معین انجام شد. رسوب دهی توسط آمونیوم سولفات و بعد کروماتوگرافی ژل فیلتراسیون یا کروماتوگرافی T-gel جهت خالص سازی آنتیIgY انجام گردید. از الکتروفورز استات سلولز و ایمونودیفوزیون دو طرفه و ELISA برای تایید ماهیت و فعالیت آنتی بادی علیهIgY استفاده شد.
    یافته ها
    الکتروفورز محصول خالص شده (IgY) در ناحیه گاما گلوبولین مشاهده شد. آنتی بادی های خالص شده از سرم خرگوش در ناحیه گاماگلوبولین ظاهر شدند که در ایمونودیفوزیون دو طرفه علیه IgY واکنش داده و تیتر آنتی بادی در ELISA یک ده هزارم بدست آمد.
    نتیجه گیری
    این آنتی بادی ها می توانند در سنجشهای ایمنی برای شناسایی و سنجش انواع مولکول ها به عنوان معرف آنتی ایمونوگلوبولین Y کاربرد داشته باشند.
    کلیدواژگان: ایمونوگلوبولین Y، آنتی بادی آنتی IgY، خرگوش، خالص سازی
  • تاج پری کلانتری پور، نفیسه عطاپور صفحه 14
    سابقه و هدف
    با توجه به ارتباط پیچیده بین کورتیکواستروییدها و سیستم اپیوییدی، این احتمال وجود دارد که دگزامتازون سبب تغییر در روند ایجاد وابستگی به مرفین در حیوانات آزمایشگاهی در شرایط in vivoگردد. لذا این مطالعه به منظور بررسی اثر پیش درمانی دگزامتازون بر شدت وابستگی فیزیکی حاد به مرفین انجام شده است.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه تعداد 63 سر موش صحرایی نر از نژاد Wistar انتخاب و مرفین با دوزهای افزاینده120-40 mg/kg/s.c دو بار در روز به مدت 6 روز تزریق گردید. جهت بررسی اثر دگزامتازون و گیرنده های احتمالی آن قبل از تزریق مرفین، دگزامتازون به تنهایی یا همراه با یکی از آنتاگونیست های گیرنده های استروییدی RU 38486)، آنتاگونیست انتخابی گیرنده گلوکوکورتیکوییدی و اسپیرونولاکتون، آنتاگونیست انتخابی گیرنده مینرالوکورتیکوییدی) تزریق گردید. برای اثبات ایجاد وابستگی به مرفین نالوکسان با دوز2 mg/kg/s.c تزریق و علایم اسهال، پرش Wet-dog shakeو کاهش وزن مورد بررسی قرار گرفت. همچنین از اندازه گیری سطح پلاسمایی کورتیکواسترون(PCs) به عنوان معیار دیگری استفاده گردید.
    یافته ها
    نتایج به دست آمده نشان داد که دگزامتازون کلیه علایم مورد بررسی در سندرم ترک مرفین را کاهش می دهد 28% Wet-dog shake)، اسهال 44%، پرش 51%، کاهش وزن 17%). این کاهش در مورد اسهال از نظر آماری معنی دار بود (P<0.05). پیش درمانی با اسپیرونولاکتون و RU38486 به تنهایی یا همراه با دگزامتازون سبب ایجاد تغییراتی در علایم سندرم ترک گردید. مهار گیرنده های استروییدی سبب افزایش PCs و پیش درمانی با دگزامتازون موجب کاهشPCs گردید (P<0.001).
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج این مطالعه که نشان دهنده نقش گیرنده های استروییدی در بروز علایم سندرم ترک مرفین است. این احتمال وجود دارد که پیش درمانی با دگزامتازون میزان وابستگی به مرفین را کاهش دهد.
    کلیدواژگان: وابستگی به مرفین، دگزامتازون، آنتاگونیست، گلیکورتیکوئید، اسپیرینولاکتون
  • طاهره مطیع الله ، سید مصطفی جزایری شوشتری صفحه 21
    سابقه و هدف
    افزایش گردش خون محیطی و بافتی یکی از اهداف درمانی در کلینیک های فیزیوتراپی محسوب می شود و اخیرا نیز با استفاده از تحریک الکتریکی به این هدف نایل می شدند. این تحقیق به منظور مقایسه تاثیر دو فرکانس مختلف (15 و 75 هرتز) از جریان های ولتاژ بالا بر روی گردش خون موضعی اندام فوقانی افراد سالم انجام شده است.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه بر روی 30 نفر (13نفر مرد و 17نفر زن) از افرد با سن 33-21 سال، با میانگین 3.5±24.6 داشتند، انجام شد. تحریک الکتریکی با ولتاژ بالا در سطح حسی در ناحیه گردن، حوالی مهره C7 اعمال شده و تغییرات درجه حرارت پوست قبل، حین و بعد از تحریک الکتریکی ثبت گردید. سپس داده ها با استفاده از آزمون F، آزمونهای چندگانه Duncan و آزمون دقیق Fisher مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که بعد از برقراری جریان ولتاژ بالا (340 ولت) افزایش درجه حرارت پوست در هر دو فرکانس (75 و 15 هرتز) مشاهده گردید. در مقایسه بین دو فرکانس افزایش درجه حرارت پوست در فرکانس 75 هرتز نسبت به فرکانس 15 هرتز 0.3°c بیشتر بوده که البته این از لحاظ آماری معنی دار نبود.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج این مطالعه استفاده از جریان ولتاژ بالا(340 ولت) با هر دو فرکانس (15 و 75 هرتز) موجب اتساع دیواره عروق و افزایش گردش خون شده، که این افزایش سبب بالارفتن درجه حرارت پوست شده است.
    کلیدواژگان: جریان خون موضعی، درجه حرارت پوست، فرکانس 15 هرتز، فرکانس 75 هرتز، جریان ولتاژ بالا
  • ابراهیم علیجانپور، حکیمه آل رضا، محمود برادران، مریم نجفیان اشرفی، علی بیژنی صفحه 26
    سابقه و هدف
    با توجه به عوارض هوشبرهای هالوژنه، تمایل روزافزونی جهت استفاده از هوشبرهای وریدی به جای آنها وجود دارد. پروپوفول از داروهای وریدی نسبتا جدید برای القا و نگهداری بیهوشی می باشد که مصرف آن به دلیل شروع اثر سریع، مدت اثر کوتاه، داشتن خاصیت ضد تهوع و استفراغ و احساس راحتی بعد از عمل رو به افزایش می باشد. در این مطالعه به مقایسه تاثیر هالوتان و پروپوفول بر تغییرات فشار خون و ضربان قلب در نگهداری بیهوشی پرداخته می شود.
    مواد و روش ها
    این مطالعه بر روی 100 بیمار کلاس یک و دو انجمن متخصصین بیهوشی آمریکا، که در محدوده سنی 60-16 سال قرار داشته و بطور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند، انجام شد. در نگهداری بیهوشی گروه اول از هالوتان و در گروه دوم، از اینفیوژن مداوم پروپوفول استفاده شد. بقیه داروهای مورد استفاده در هر دو گروه بر حسب وزن یکسان بود. تغییرات همودینامیک بعد از دادن پره مدیکاسیون، یک دقیقه بعد از لوله گذاری و سپس هر 5 دقیقه اندازه گیری، ولی تا نیم ساعت بعد از شروع عمل و پایان آن ثبت شد. در پایان عمل، بیماران به ریکاوری انتقال و برای بررسی تهوع و استفراغ به مدت یک ساعت تحت نظر قرار گرفتند و مدت زمان ریکاوری بر اساس پاسخ چشمی و کلامی مقایسه شدند.
    یافته ها
    فراوانی نسبی تهوع و استفراغ در گروه پروپوفول یک نفر و در گروه هالوتان چهار نفر بوده است (p=0.181). زمان ریکاوری اولیه و ثانویه در گروه پروپوفول به ترتیب 9.6 و 10.5 دقیقه و در گروه هالوتان 20.2 و 22.9 دقیقه بوده که اختلاف بین آنها معنی دار می باشد (P=0.000).
    نتیجه گیری
    با توجه به تغییرات قلبی عروقی در نگهداری بیهوشی با هالوتان و پروپوفول و مدت زمان ریکاوری، در مواردی که داروی استنشاقی منع مصرف دارد یا در مواردی که که ریکاوری سریع مد نظر باشد پروپوفول انتخاب بهتری می باشد.
    کلیدواژگان: نگهداری بیهوشی، هالوتان، پروپوفول، فشار خون، ضربان قلب، تهوع و استفراغ، ریکاوری
  • مجتبی ملک، مسعود فخاریان کاشانی صفحه 32
    سابقه و هدف
    استئودیستروفی کلیوی از عوارض شایع و مهم مرحله نهایی بیماری کلیوی (ESRD) است. تجویز کلسیم جانشین، رژیم غذایی کم فسفات و تجویز متابولیت فعال ویتامین (روکالترول) در این بیماران ضروری است. هدف از انجام این مطالعه به منظور تعیین شیوع استئودیستروفی کلیوی و هیپرپاراتیروئیدیسم ثانویه در بیماران ESRD تحت پوشش همودیالیز و تعیین اثر پالس خوراکی روکالترول در کنترل هیپرپاراتیروئیدیسم و استئودیستروفی در بیماران می باشد.
    مواد و روش ها
    در مرحله اول، 31 بیمار مبتلا به ESRD در طی سالهای 80-1379 از نظر سطح سرمی کلسیم، فسفر، آلکالن فسفاتاز و iPTH (به روش (IRMA و تغییرات استخوانی مشهود در رادیوگرافی استخوان ها مورد بررسی قرار گرفتند. در مرحله دوم 12 بیمار مبتلا به هایپرپاراتیروییدیسم بر اساس سطح iPTH در سه گروه مختلف قرار گرفته و بسته به سطح iPTH تحت درمان با پالس خوراکی روکالترول با دوز 1، 2 و 4 میکروگرم بعد از هر جلسه همودیالیز (سه بار درهفته) به مدت 6 ماه قرار گرفتند. سپس سطح کلسیم، فسفر، آلکالن فسفاتاز،iPTH و نیز رادیوگرافی استخوان ها قبل با بعد از تجویز روکالترول به صورت فوق مورد مقایسه قرار گرفت.
    یافته ها
    از 31 بیمار مورد مطالعه با متوسط سنی 17.7±52 و متوسط سابقه همودیالیز 22.3±36 ماه، 3.5% دارای کلسیم بیشتر یا مساوی 10.4 میلی گرم در دسی لیتر77.3% دارای فسفر سرم بیش از 4.5 میلی گرم در دسی لیتر و 80.6% دارایiPTH، بیش از 120 پیکوگرم در میلی لیتر و 72.4% دارای سطح آلکالن فسفاتاز بیش از حد طبیعی بودند. بین مدت سابقه همودیالیز با سطح سرمی کلسیم، فسفر وآلکالن فسفاتاز ارتباط معنی داری مشاهده نشد. در12 بیماری که تحت درمان با پالس خوراکی روکالترول قرارگرفتند، فقط بین سطوح سرمی iPTH قبل و بعد از 6 ماه تجویز روکالترول تفاوت معنی داری مشاهده شد؛ به طوری که سطح سرمی iPTH درشروع مطالعه 652± 779.5 و بعد از 6 ماه تجویز روکالترول 308 ±207.4 پیکوگرم در میلی لیتر بود (P<0.003).
    نتیجه گیری
    در اکثر بیماران مورد مطالعه سطح فسفر وiPTH، خارج از حد قابل قبول بود که نشان دهنده عدم کنترل مناسب هیپرپاراتیروییدیسم و فسفر می باشد. تجویز پالس خوراکی روکالترول به مدت 6 ماه باعث کاهش iPTH شد، اما بر روی کلسیم، فسفر و آلکالن فسفاتاز تاثیری نداشت.
    کلیدواژگان: هیپرپاراتیروئیدیسم ثانویه، استتئودیستروفی کلیوی، همودیالیز، روکالترول، پالس خوراکی، IpTH
  • انسیه شفیق، سپیده سیادتی صفحه 38
    سابقه و هدف
    سیتولوژی لاواژ برونکوآلوئولار (BAL) روش مهمی برای تشخیص بیماری های ریوی است که بطور گسترده ای مورد استفاده قرار می گیرد. از آنجا که تشخیص قطعی بدخیمی (ریه) با مطالعه هیستولوژیک نمونه حاصل از بیوپسی انجام می گیرد، در این مطالعه حساسیت و ویژگی سیتولوژی BAL در مقایسه با بیوپسی ریه مورد ارزیابی قرار گرفت.
    مواد و روش ها
    برای تعیین ارزش سیتولوژی BAL در تشخیص بدخیمی ریه مطالعه ای بر روی 348 نمونه از 331 بیمار که مورد لاواژ برونکوآلوئولار (BAL) و بیوپسی همزمان قرار گرفتند، انجام شد. این نمونه ها در طی مدت 12 سال در بخش پاتولوژی بیمارستان شهید بهشتی بابل ثبت شده و بررسی گردیدند.
    یافته ها
    از 331 بیمار 114 نفر دارای بدخیمی بودند که 57 مورد در هر دو روش، سیتولوژی و بیوپسی از نظر بدخیمی مثبت بودند و 39 مورد فقط توسط بیوپسی و 18 مورد فقط به روش سیتولوژی BAL مشخص گردیدند.
    نتیجه گیری
    حساسیت و ویژگی به دست آمده برای روش سیتولوژی BAL به ترتیب 60% و 92% است که در مقایسه با آمار ذکر شده در مقالات قابل ارزش و اعتماد است.
    کلیدواژگان: سینولوژی لاواژ برونکو آلوئولار، بیوپسی برونش، بدخیمی
  • فرزاد جلالی، محمود حاجی احمدی، محمدحسین پور، محمد زمان انگری، عباد اسدی صفحه 43
    سابقه و هدف
    شناخت و تعدیل عوامل خطرساز بیماری عروق کرونر (CAD) همراه با کشف زودرس آنها نقش مهمی در کنترل علایم بالینی، عوارض و مرگ و میر این بیماران داشته و کوشش در جهت شناخت و افزایش آگاهی و نگرش مردم در این زمینه نقش به سزایی دارد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه به صورت مقطعی (توصیفی- تحلیلی) و نمونه گیری به روش تصادفی ساده بوده است. مطالعه بر روی 1500 نفر از جمعیت 20 تا 70 ساله شهرستان بابل انجام شد به طوری که شهر به 5 منطقه تقسیم و به هر منطقه 300 پرسشنامه اختصاص داده شد. پس از تکمیل پرسشنامه حاوی 32 سوال به تحلیل داده ها پرداخته شد.
    یافته ها
    از میان نمونه ها 58.6% را مردان و 41.4% را زنان تشکیل می دادند. در مورد علایم بیماری عروق کرونر 62.7% مردم آگاهی ضعیف و 4.2% آگاهی خوب داشتند. 27.9% مردم نگرش ضعیف، 36% نگرش خوب37.7% مردم عملکرد ضعیف و 14.6% عملکرد خوب داشتند. در مورد عوامل خطرساز بیماری های عروق کرونر65.3% افراد آگاهی ضعیف و 0.9% آگاهی خوب داشتند 43.5% از افراد نگرش ضعیف، 6.5% نگرش خوب،53.7% از افراد عملکرد ضعیف و فقط 0.9% عملکرد خوب داشتند.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج این مطالعه که مردم شهر بابل (به عنوان یکی از بزرگترین شهرهای شمال کشور) در مورد علایم بیماری عروق کرونر و عوامل خطرساز آنها آگاهی ضعیف، نگرش متوسط داشتند، برنامه ریزی در جهت ارتقای آگاهی، نگرش و عملکرد مردم به عنوان گام مهم، پیشگیری از بیماری های عروق قلبی الزامی می باشد.
    کلیدواژگان: بیماری عروق کرونر، آگاهی، نگرش، عملکرد، عوامل خطرساز
  • محمدرضا حسنجانی روشن، علی اصغر بیکی، محمد جعفر سلیمانی صفحه 50
    سابقه و هدف
    ویروس هپاتیت D، یک ویروس RNA دار و ناقصی است که همراه با ویروس هپاتیت B انسان را درگیر می کند. آلودگی با ویروس هپاتیت B ممکن است به طور همزمان ایجاد شده و یا به حاملین مزمن آن اضافه شود. ویروس هپاتیت D باعث تسریع پیشرفت حاملین مزمن ویروس هپاتیت B به سمت هپاتیت مزمن فعال، سیروز و سرطان کبدی می شود. چون بیش از 3% جمعیت جامعه ما آلوده به ویروس هپاتیت B می باشند، این مطالعه به منظور تعیین شیوع HDV Anti در حاملین مزمن ویروس هپاتیت B در بابل انجام شده است.
    مواد و روش ها
    این مطالعه به روش مقطعی در حاملین مزمن ویروس هپاتیت B که از طریق سازمان انتقال خون بابل شناسایی شده بودند و همچنین افراد آلوده خانواده آنها در طی سالهای 81-1379 انجام شد. تشخیصAnti HDV در سرم این بیماران به روش Elisa انجام گردید. برای مقایسه نسبتها از تستt، کای دو و تست دقیق فیشر استفاده شد.
    یافته ها
    از 546 نفر حاملین بدون علامت ویروس هپاتیت B، 319 نفر (58.4%) مرد و 227 نفر (41.6%) زن بودند. 489 نفر (%89.6)، Anti Hbe+ با میانگین سنی 32.1±11.9 سال و 57 نفر (%10.4)،Hbe Ag+ با میانگین سنی11.2±23.7 سال مورد بررسی قرار گرفتند. آنتی HDV در 6 نفر از مردها (1.9%) و در 5 نفر (2.2%) از زنان مثبت بود (P=0.769). آنتی HDV در 7 نفر (1.4%) از بیماران Anti Hbe+ و در 4 نفر (7%) از بیماران HbeAg+ مثبت بود (p=0.02). شیوع HDV Anti در کل بیماران 2% بود.
    نتیجه گیری
    این بررسی نشان داد که ویروس هپاتیتD، در منطقه ما آندمیک است و شیوع آن در بیماران HbeAg+ بیشتر است. مطالعه شیوع آلودگی به این ویروس در افراد پرخطر جامعه توصیه می شود.
    کلیدواژگان: حاملین مزمن ویروس هپاتیت B، هپاتیت D، آنتی بادی ویروس هپاتیت D، شیوع
  • حمیرا نصیری رینه، ناهید سالارکیا صفحه 55
    سابقه و هدف
    استفاده از شاخص های قد و وزن برای پی بردن به وضعیت تغذیه ای کودکان در جامعه روز به روز اهمیت بیشتری پیدا می کند، به همین دلیل این مطالعه جهت بررسی وضعیت شاخص های تن سنجی در کودکان زیر 5 سال شهر تنکابن انجام شد.
    مواد و روش ها
    طی یک بررسی توصیفی 432 کودک سالم زیر پنج سال از طریق نمونه گیری خوشه ایتصادفی انتخاب و در چهار خوشه، که خوشه در هر 108 کودک زیر 5 سال در مطالعه وارد و تحت اندازه گیری قد و وزن قرار گرفتند.
    یافته ها
    نتایج بررسی نشان داد که در تمامی گروه های سنی، قد و وزن کودکان تحت بررسی، پایین تر از استاندارد NCHS است. تاخیر رشد قدی بیشتر از رشد وزنی بوده و در تمامی سنین به طور یکنواخت دیده می شود. حدود 80% کودکان قد برای سن آنها کمتر از دو انحراف معیار (SD2) از میانگین قد برای سن NCHS بود. که این امر نشانگر سوء تغذیه متوسط گذشته است. همچنین در 37% از کودکان وزن برای سن آنها کمتر از دو انحراف معیار از میانگین وزن برای سن NCHS بود که نشان دهنده سوء تغذیه متوسط حال می باشد. در این بررسی پسران از نظر قد و وزن برای سن به ترتیب 81% (167نفر) و 38% (79 نفر) پایین تر از SD2 از NCHS قرار دارشتند، در حا لی که دختران از نظر قد و وزن برای سن به ترتیب 80% (158 نفر) و 35% (71 نفر) پایین تر از SD2 از NCHS بودند.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج این مطالعه که اندازه های قد و وزن کودکان تنکابنی با شاخص هایNCHS تفاوت زیادی داشت، حفظ تعادل در توزیع امکانات رفاهی و توجه به بهبود تغذیه کودکان می تواند در کاهش سوء تغذیه موثر واقع شود.
    کلیدواژگان: رشد، وزن، قد، کودکان، تنکابن
  • نعیمه نخجوانی، حاجی قربان نورالدینی صفحه 60
    سابقه و هدف
    استئوپتروز(Osteopetrosis) بیماری استخوانی نادری است که افزایش ژنرالیزه تراکم استخوانی دررادیوگرافی از علایم بارز بیماری می باشد. تظاهرات بالینی آن برحسب شدت بیماری متفاوت می باشد.
    گزارش مورد: بیمار اول دختر 2 ماهه با علایم بالینی بزرگی کبد و طحال، کم خونی، کوری و افزایش ژنرالیزه تراکم استخوانی بستری و با تشخیص استئوپتروز کانژنیتا مرخص شد. بیمار در سن 11 ماهگی به علت سپتی سمی فوت نمود. از برادر بیمار اول، بعد از تولد با توجه به سابقه خانوادگی رادیوگرافی استخوانی گرفته شد و با مشاهده افزایش تراکم استخوانی، تشخیص استئوپتروز داده شد. در پیگیری بیمار دوم تا 3 سالگی هیچگونه علایم بالینی و آزمایشگاهی مثبتی یافت نشد. در پدر بیماران با توجه به سابقه خانوادگی، رادیوگرافی استخوانی انجام و تشخیص آلبرزشونبرگ داده شد.
    نتیجه گیری
    در هر شیرخواری که در رادیوگرافی افزایش تراکم ژنرالیزه مشاهده شود باید به فکر بیماری استئوپتروز بوده، معاینات و بررسی های تکمیلی را انجام داد.
    کلیدواژگان: استئوپتروز، افزایش دانسیته استخوانی، آلبرزشونبرگ
  • گزارش دو مورد فئوکروموسیتومای آدرنال / دکتر حمید شافی؛ دکتر ارسلان علی رمجی؛ دکتر یوسف رضا یوسف نیا پاشا
    صفحه 64
    سابقه و هدف
    فئوکروموسیتوما کمتر از 1% علت فشار خون بالا می باشد. هدف از این گزارش تشخیص به موقع این تومور به علت قابل درمان بودن آن توسط جراحی و جلوگیری از عوارض کشنده تومور مانندCVA، MI، ایسکمی مزانتر و مرگ متعاقب آن می باشد. در اینجا دو مورد از بیماران با فشار خون بالا و توده آدرنال با تشخیص فئوکروموستیوما که تحت جراحی آدرنالکتومی قرار گرفته اند را گزارش می کنیم.
    گزارش موارد
    بیمار خانمی است 45 ساله که به علت فشار خون بالا، سر درد، درد شکم، تعریق، کاهش وزن و دیابت مراجعه نموده است. در بررسی توسط سی تی اسکن یک توده به ابعاد8×6 cm در آدرنال چپ گزارش شده است بیمار تحت عمل جراحی آدرنالکتومی قرار گرفت که بلافاصله پس از جراحی فشار خون بیمار به حالت طبیعی برگشت نمود و دیابت بیمار نیز کنترل گردید. بیمار دوم آقایی است 61 ساله که به علت فشار خون بالا و دیابت و افزایش کاتکول آمینهای 24ساعته ادراری مراجعه نموده است. در سی تی اسکن یک توده به ابعاد 7×6 cm در توده آدرنال راست گزارش گردید. بیمار با تشخیص فئوکروموسیتومای آدرنال راست تحت آدرنالکتومی قرار گرفته است که بلافاصله بعد از جراحی فشار خون بیمار اصلاح و دیابت بیمار نیز کنترل گردید.
    نتیجه گیری
    اگر چه فئوکروموسیتوما از علل بسیار نادر فشار خون می باشد ولی بایستی بعنوان یک علت فشار خون بالا در ذهن باشد و در صورت تشخیص، دادن فنوکسی بنزامین به عنوان یک? بلوکر طولانی اثر قبل از عمل جراحی، جهت جلوگیری از حملات فشار خون و آریتمی های قلبی در حین جراحی توصیه می شود و بعداز جراحی نیز علایم بیمار فروکش می کند.
    کلیدواژگان: فئوکروموسیتوما، غده فوق کلیه، فشار خون بالا
  • چکیده انگلیسی
    صفحه 69