فهرست مطالب

  • پیاپی 1 (بهار و تابستان 1388)
  • تاریخ انتشار: 1389/06/15
  • تعداد عناوین: 11
|
  • محمد اسماعیل اسمعیلی جلودار، جواد صفی نژاد صفحه 1
    ارتباط بین مراکز مهم استقراری در فلات مرکزی ایران و به خصوص در مکان های کویری بدون داشتن سیستم ارتباطی مطمئن امکان پذیر نبوده است. در این بین، طراحی شبکه های ارتباطی ازطریق ساخت جاده هایی قابل اطمینان، با اقامتگاه های بین راهی در مناطق کویری که عمدتا فاقد منابع آبی مطمئن سطحی و زیرزمینی هستند نیاز به تدابیری خاص دارد. ایرانیان با شناخت منابع آبی پایدار و ابداع تکنیک های پیشرفته تامین، انتقال و ذخیره آب و نیز از طریق ساخت تاسیسات امن بین راهی، به بهترین شکل ممکن زیرساخت های لازم را برای دسترسی آسان تجاری، سیاسی و اقتصادی بین مراکز مهم حکومتی و تجاری با یکدیگر فراهم نموده اند. ساخت کاروانسراها و شبکه های گسترده جاده ای در مراکز خشک و بدون آب کویر مرکزی ایران با ابداع قنات و طراحی شبکه های انتقال آب به وسیله حفر یا احداث کانال در دل سنگ یا با لوله های سفالین (تنبوشه)، ساخت فضاهای ذخیره آب از قبیل آب انبار یااستخر امکان پذیر شده است.
    مقاله حاضر در جهت دستیابی به پاسخ پرسشی است بنیادی در زمینه چگونگی طراحی (مهندسی) شبکه های تامین آب در کاروانسراهای کویری. از این رو با مطالعه متون و بررسی میدانی به صورت موردی، منطقه نائین و در واقع کاروانسرای نوگنبد در 24 کیلومتری شرق نایین بر سر راه نائین یزد، به عنوان موضوع تحقیق انتخاب گردید.
    در این منطقه حداقل از قرن هفتم ه. ق. ضمن شناسایی منابع مطمئن آبی در روستای ارکان در فاصله 15 کیلومتری کاروانسرای نوگنبد در کنار جاده اصلی اصفهان به یزد، شبکه انتقال آب پیشرفته ای با تنبوشه های سفالی، طراحی و اجرا شده که آب دریافتی پس از انتقال به نوگنبد از طریق آب انباری با حجم ذخیره مطمئن به مصرف کاروانیانی می رسید که به صورت شبانه روز در بین مراکز مهم استقراری مرکز ایران (اصفهان و کاشان) با شرق و جنوب شرق آن (همچون یزد و کرمان) در تردد بوده اند.
    کلیدواژگان: آبرسانی، کاروانسرا، تنبوشه، آب انبار
  • محمود بختیاری شهری صفحه 21
    دشت حاصلخیز توس، واقع در میان دو رشته کوه هزارمسجد و بینالود به لحاظ دارا بودن شرایط زیست محیطی در طول هزاران سال اقوام مختلف را به سوی خود جذب کرده و از کهن ترین ایام، بستر مناسبی را برای زیستن و تداوم حیات انسان فراهم آورده است. کشف دست افزارهای سنگی در میانه دشت و کناره های کشف رود متعلق به دوران پارینه سنگی زیرین، وجود غارهای باستانی و تراکم و تعدد زیستگاه های پیش از تاریخ، تاریخی و دوران اسلامی و عصر حاضر، شواهدی ارزشمند در این زمینه هستند.
    در حوالی این زیستگاه ها نگاره های صخره ای متعددی برجای مانده که می توان آنها را گوشه ای از آثار هنری و یادمانهای مردمان ساکن در این زیستگاه ها قلمداد نمود. این نقوش صخره ای در حاشیه های دشت توس پراکنده اند و موضوعات مختلف از قبیل صحنه های شکار، ابزار اولیه، نقوش مسبک انسان برهنه، گاومیش کوهان دار، نقوش و علایم نمادین، نقش انسان در حال نزاع و شکار و انجام مراسم، بزهای کوهی به همراه علامتهای نمادین از قبیل گردونه خورشید در آن ها عرضه شده-اند.
    با توجه به قراین و شواهد موجود می توان این نگاره ها را به دوران پیش از تاریخ و تاریخی منسوب نمود که در ادوار بعد نیز ایجاد آنها تداوم داشته است.
    کلیدواژگان: زیستگاه های پیش از تاریخ، علائم نمادین، نوسنگی، نگاره های صخره ای، دشت توس
  • مهناز شریفی صفحه 45
    تپه سبز به فاصله 6 کیلومتری شمال بهبهان و در 100 متری شرق جاده آسفالته ای که بهبهان را به کارخانه سیمان و تاسیسات سدسازی سازمان آب و برق وصل می کند، قرار گرفته است. این تپه در موقعیت 50 درجه و 7 دقیقه و 38 ثانیه طول جغرافیایی و 30 درجه و 35 دقیقه و 12 ثانیه عرض جغرافیایی قرار دارد. ارتفاع بالاترین نقطه تپه نسبت به اراضی پست اطراف تقریبا 50-35 متر است و بر فراز آن می توان بر تمام دشت باستانی ارجان احاطه داشت. علت نامگذاری این تپه باستانی به علت فعالیت های کشاورزی بر روی این تپه می باشد و این فعالیتها در طی فصولی از سال، سیمایی سبز ولی تا حدودی مخرب به این تپه بخشیده است. دلیل انتخاب این بررسی، دستیابی به نتایج آماری از حجم اطلاعاتی بود که حاصل یک نمونه برداری و بررسی روشمند می شد. در این بررسی، تعداد 3252 قطعه سفال از سطح تپه جمع آوری شد. براساس مقایساتی که انجام شد جایگاه تپه سبز را می توان همزمان با چغابنوت، تل نخودی، چغامیش، جوی و شوش دانست. تاریخ پیشنهادی برای تپه سبز مربوط به دوره سوزیانای میانه است.
    کلیدواژگان: گاهنگاری، _ سوزیانای میانه، تپه سبز، بررسی روشمند
  • حسن طلایی، احمد علی یاری، یاسمن تقی ذوقی صفحه 65
    از جمله شواهد موجود برای بررسی فرایندهای تکنولوژیک در دورانهای پیش از تاریخ، سفال است که به فراوانی از بقایای باستانی، کشف و ضبط می شود. سفال به عنوان کهن ترین صنعت مردمان ساکن در فلات ایران، جایگاه ویژه ای در مطالعات باستان شناختی دارد. اما بیشتر مطالعات انجام شده بر اساس توصیف ظاهری و الگوهای هنری انجام شده است چرا که در چند دهه گذشته، ابزارها و فنون پیشرفته مطالعاتی در دسترس باستان شناسان نبوده است اما در حال حاضر در اثر پیشرفت های فن آوری مداوم در تمام عرصه ها این امکان برای باستان شناسان فراهم شده است تا بتوانند داده های مادی خود از جمله مجموعه سفالها را با استفاده از این ابزارها و فنون هر چه دقیق-تر مورد مطالعه قراردهند. در این طرح پژوهشی، تعداد 30 نمونه از سفالهای همگون معروف به افق چشمه علی از دو محوطه باستانی مرتبط با این افق سفالی (اسماعیل آباد و طبقات فوقانی تپه زاغه دشت قزوین) با استفاده از تحلیل آزمایشگاهیXRD (تفرق پرتو مجهول) وXRF (فلورسانس پرتو مجهول) مورد مطالعه قرار گرفته اند. افزون بر این در ارتباط با آزمایشهای انجام شده، وضعیت فیزیکی نمونه ها نیز مطالعه شده است. مقایسه نتایج تحلیل های آزمایشگاهی نمونه ها از دو محوطه وجوه افتراق و اشتراک آنها را نشان داده و در نهایت توانایی های فنی سفالگران هزاره پنجم ق.م. را در منطقه شمال مرکزی ایران آشکار کرده است.
    کلیدواژگان: آزمایش XRF، _ آزمایشXRD، شمال مرکزی ایران، افق سفالی چشمه علی، تکنولوژی
  • سجاد علی بیگی، شکوه خسروی صفحه 85
    مطالعه و درک ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جوامع عصر آهن، یکی از جنبه های مهم مطالعات باستان شناسی این دوره به شمار می رود. تاکنون پژوهشهای باستان شناختی عصر آهن ایران تا حد زیادی به مطالعه و مقایسه گونه شناختی یافته های حاصل از کاوش در گورستان های این دوره پرداخته و کمتر توجهی به مطالعه و بازسازی جنبه های گوناگون ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جوامع این دوره شده است. آگاهی های باستان شناختی ما از عصر آهن ایران تا حد زیادی برپایه کاوش در گورستانهای این دوره استوار است و در این میان، توجه چندانی به داده های ارزشمند محوطه های استقراری نشده است. بیشتر پژوهشگران تا به امروز مردمان عصر آهن ایران را جوامعی فاقد ساختارها و نهادهای سازمان یافته اداری و سیاسی تلقی نموده و به صرف شمار اندک محوطه های استقراری مردمان این دوره را دامدارانی کوچرو معرفی نموده اند. مطالعه، تفسیر و تحلیل یافته های حاصل از کاوش در محوطه های استقراری این دوره در مرکز فلات ایران، افقی نوین درباره حضور نهادهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و وجود سازمان یافتگی هایی را در این میان بر ما آشکار ساخته است. کشف چند قطعه سفال خاکستری با نقش مهر استوانه ای در کنار شواهدی چون مهرها، توکن های گچی، خمره های بزرگ سفالی و بقایای پلمپ در خمره در میان انباری و فضاهایی با کاربری ویژه در محوطه های بزرگ و مهم استقراری عصر آهن، شواهدی از سازمان یافتگی های اقتصادی اجتماعی به ویژه در ارتباط با امور کشاورزی و فعالیت های مربوط به آن در اختیار قرار می دهد.
    کلیدواژگان: محوطه های استقراری، فعالیت های کشاورزی، _ سازمان یافتگی، عصر آهن، نهادهای اقتصادی - اجتماعی(؟)
  • کریم علیزاده صفحه 109
    طبق بررسی های پیمایشی، بررسی تصاویر هوایی و ماهواره ای و کاوش های باستان شناختی که در چند سال اخیر در دشت مغان انجام شده، نویسنده مقاله می کوشد تا آن بخش از یافته های پروژه باستان شناسی دشت مغان را که نمایشگر فعالیت های عمرانی و وسیع ساسانیان است، ارائه دهد. علاوه براین با پیگردی آثار در نواحی همجوار همچون دشت میل در شمال رود ارس و نیز در بخش شرقی دشت مغان که امروزه در جمهوری آذربایجان واقع شده اند، شرایط باستان شناختی این نواحی را در دوره ساسانی مورد مطالعه قرار می دهد. فعالیت های وسیع عمرانی به ویژه احداث کانال های آبرسانی و برپایی شهرهای متعدد در دوره ساسانی در مناطقی چون خوزستان و بین النهرین، پیش از این با بررسی های باستان شناختی آشکار شده است. دشت مغان، یکی دیگر از مناطقی است که نمونه دیگری از الگوهای عمرانی ساسانیان را، این بار در یک منطقه مرزی آن دولت، به نمایش می گذارد.
    کلیدواژگان: ساسانیان، بررسی باستان شناختی، قفقاز، _ دشت مغان
  • حسن فاضلی نشلی، نادره عابدی صفحه 119
    ترکیب مدرک باستان شناختی ازجمله مفاهیمی است که تاکنون کمتر مورد توجه قرار گرفته است. باستان شناسان مکاتب فکری گوناگون، به روش های متفاوت، این مفهوم را به مثابه یک مدل و ابزار زبانی برای ارائه شواهدباستان شناختی مورد استفاده قرار می دهند. این گوناگونی ها منجر به شکل گیری دو مدل مختلف به نام مدل بافتی و مدل فیزیکی شده است که هر کدام، از مبانی نظری و استدلال های متافیزیکی ویژه ای برخوردارند.
    کلیدواژگان: مدل بافتی، شواهد باستان شناختی، _ مدرک باستان شناختی، مدل فیزیکی
  • عباس مترجم، بهزاد بلمکی صفحه 135
    طی این بررسی، در مجموع 29 محوطه دارای آثار اشکانی شناسایی شد. با تحلیل داده های جمع آوری شده، الگوهای استقراری محوطه ها بر اساس شاخصهای محیطی شامل ارتفاع، درجه شیب، منابع آب، پوسته زمین، پوشش گیاهی، قابلیت های کاربری اراضی و مشخصات محوطه ها شامل وسعت، دوره بندی (گاهنگاری)، پراکندگی و تراکم آنها با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS)‎ و روش آماری تحلیل خوشه ایدر پنج خوشه الف، ب، ج، دو هتعیین گردید. بر اساس داده های محیطی، تغییر شیب در دامنه ها از راس به دشتهای اطراف بوده و تراکم رسوبات فرسایشی از کوه های مجاور و همچنین نفوذ شبکه های فصلی اطراف، در شمال غرب منطقه و همچنین دره های پایین، سبب گسترش سکونتگاه های دائم انسانی و مزارع شده است. از سوی دیگر، افزایش استقرارهای موجود در مراتع با ارتفاع نسبتا بالا از سطح دریا و نامناسب برای کشاورزی، وسعت زیاد محوطه ها و سطحی بودن آثار قرار گرفته بر روی بستر طبیعی، بیانگر رشد فزاینده جمعیت کوچ رو در این منطقه نسبت به سکونتگاه های دائمی است.
    کلیدواژگان: باستان شناسی، الوند، همدان، اشکانی، استقرار
  • یوسف مرادی صفحه 155
    چهارتاقی نویافته میل میله گه یکی از آتشکده های دوره ساسانی است که همانند بسیاری از آتشکده های آن زمان با مصالح لاشه سنگ و ملات گچ ساخته شده است. این چهارتاقی که هسته اصلی باقیمانده از بنای بزرگتری است، متشکل از چهار جرز سنگی در ابعاد مختلف می باشد که پیرامون آن را راهرو طوافی احاطه کرده است.در داخل این آتشکده، سکویی جهت قرار گرفتن آتشدان (آدوشت) و تعدادی پایه گچی وسنگی قرار دارد که در نوع خود منحصر به فرد است. بررسی این عناصر، مطالعه معماری مذهبی دوره ساسانی به ویژه آتشکده های ایرانی را وارد دیدگاه جدیدی می کند. مطالعه این آتشکده و آتشکده شیان به دلیل دارا بودن ارزش های معماری و عناصر به کار رفته در داخل آن می تواند به بسیاری از ابهامات و خلا های موجود درباره معماری مذهبی دوره ساسانی به ویژه مراسم نیایش آتش پاسخ دهد.
    در متون پهلوی اشارات مکرری به آتش مقدس شده که این امر می تواند نقش مهم عبادتگاه های زرتشتی را در معماری ساسانی نشان دهد. اما متاسفانه آگاهی های ما ازآتشکده های ساسانی به ویژه چهار تاقی ها، بیشتر از نظر سبک معماری بوده و در مورد اهمیت و جایگاه این بناها، مرتبه آتش آنها، تولیت و انتساب روحانیون، نحوه درآمد و هزینه های این عبادتگاه ها کمتر بحث شده است.در این مقاله، نگارنده بر آن است ضمن معرفی چهارتاقی نویافته میل میله گه، نکاتی نیز درباره موارد فوق ارائه نماید.
    کلیدواژگان: آتشکده، چهارتاقی، میل میله گه، ساسانی، کاربری، _ آتش، گاهنگاری
  • حکمت الله ملاصالحی، سیما یدالهی صفحه 185
    شکاف موضوعی (Dichotomy)‎ از جمله معضلات جدی در مطالعات باستان شناختی است؛ معضلی که بیش و کم، همه رشته ها و دانشهای انسانی و اجتماعی و تاریخی و حتی برخی از دانشهای طبیعی نیز با آن رویارویند. لیکن این معضل در باستان شناسی، به ویژه باستان شناسی پیش از تاریخ، دشواری های عملی و ناکامی های معرفتی دیگری را نیز در پی داشته است. آنچه اصطلاحا شواهد باستان شناختی اطلاق شده، یکسر صامت اند و مخدوش و شقه شده که می باید باستان-شناسانه، ساماندهی، مفصل بندی، پیکربندی، ترمیم، توصیف، تحلیل، تقریر، تفسیر، معناکاوی، بازنمایی، بازسازی و یا باز آفرینی مفهومی و ذهنی و مجازی شوند تا بتوان از پیکر مادی آنها نوعی آگاهی و معرفت باستان شناختی با همه محدودیت ها و نارسائی هایش برکشید؛ معرفتی که چندان بی ربط و فارغ ازانطباق نسبی با رخدادهای گذشته نباشد. نوشتار حاضر با دامن زدن به مسئله مهم و کلیدی سبک و نماد، سعی می ورزد امکان یا عدم امکان دستیابی به چنین هدف و مقصدی را در پژوهشهای باستان شناسی مورد بررسی و ارزیابی قرار دهد.
    بقایای باستان شناختی، هنگامی که در چارچوب روش شناسی اصولی و متناسب با نوع موضوعات مورد مطالعه، تحلیل و معناکاوی و تفسیر بشوند این امکان وجود دارد که بتوان به وساطت آنها پلی به سوی سامانه های ادراکی و کنشهای ذهنی و رفتارهای مفقود و متروک جامعه ها و جمعیت های گذشته زد. به همین دلیل نیز در نوشتار حاضر، سبک ونماد راهمچون پلی میان شواهد یا داده های مشهود باستان شناختی و ادراکات ورفتارهای منجمد گذشته به عنوان موضوع محوری بحث برگزیده ایم.
    کلیدواژگان: رفتار نمادین، _ سامانه های ادراکی، سبک، بقایای باستان شناختی، نماد
  • کمال الدین نیکنامی، بابک رفیعی علوی صفحه 199
    این مقاله تلاش خواهد کرد تا با کنار هم قرار دادن و مقایسه داده های مکتوب و باستان شناختی نشان دهد که به چه دلیل، بر خلاف نظر تعدادی از محققین و باستان شناسان، نمی توان منطقه کرمان را گزینه مناسبی برای موقعیت جای نام شیماشکی در دوره ایلام کهن دانست. در این مقاله بر نتایج هر دو دسته داده های مکتوب و باستان شناختی استناد و از آنها در ساختن تصویری منسجم از وضعیت جغرافیای تاریخی منطقه، استفاده خواهد شد. در انتها نیز سعی بر آن است تا پیشنهادی درباره موقعیت جای نام شیماشکی ارائه شود.
    کلیدواژگان: لو، سو (ا، )، جغرافیای تاریخی، کرمان، _ شیماشکی، جای نام، دوره ایلام کهن
|
  • Mohammad Esmaeil Esmaeily Jolodar, Javad Safinezhad Page 1
    The contact between major settlements in the Central Plateau of Iran, especially in desert areas, was not possible without having a secure communication system. In this regard, designing communication networks through constructing secure roads with halfway caravansarais in desert areas, usually without secure underground and surface water supply, needed special insights and provisions. Iranians with good knowledge on water resources and inventing developed techniques of provision, transfer, and reserving water, in addition to constructing halfway installations, in a best way established the necessary foundations for commercial, political, and economic communication between major governmental and commercial centers. Constructing caravansarais and extensive road systems in arid and dry areas in Central Plateau was possible through inventing Qanat and designing water transfer system by digging canals in stone, making ceramic pipe lines (Tanbushe), and constructing water reservoirs. The present study is seeking to solve the basic question on the circumstances of designing the water provision systems in halfway caravansarais. For this purpose we chose Nowgonbad caravansarai in the area between Naein and Arekan. Our methodology was based on both examining sources and field observations. In the study area we know, through sources, the existence of confident water resources near Arekan village, 15 km far from Nowgonbad caravanserai, from at least the 7th century AD. In addition, there was a sophisticated water transfer system designed and executed by use of ceramic water pipes by which water could reach the Nowgonbad caravanserai, where it was stored in reservoirs and then used by the various caravans.
    Keywords: and Reserving Water in Halfway Caravansarais, A Study on Designing Provision, Transfer
  • Mahmoud Bakhtiari Shahri Page 21
    Toos fertile plain, located between two mountain ranges Hezarmasjed and Binalood, has attracted different ethnic groups through ages due to environmental conditions, and has provided a proper ground for human inhabitation and continuation of life since oldest times. Discovery of handmade tools dated to Lower Paleolithic Age in the middle of the plain and banks of Kashaf River (Kashaf Rud), existence of ancient caves and density and variety of settlements at prehistoric, historic, Islamic and modern times are valuable evidence in this field. Around these settlements numerous rocky graphs have remained that could be considered a part of artifacts and relics of inhabitants in these settlements. These rocky patterns are scatted at the margins of Toos plain, presenting various subjects like hunting scenes, primitive tools, lattice patterns of naked human body, bison, symbolic designs and signs, human images taking part in battles, hunting and rituals, and goats along with symbolic signs such as circle of sun. Based on the existing evidence and documents, these graphs could be attributed to prehistoric and historic periods whose creation has continued in the following periods.
    Keywords: prehistoric settlements, neo, Paleolithic, Toos plain, Rocky epigraphs, symbolic signs
  • Mahnaz Sharifi Page 45
    The site of Tappeh Sabz (or Tepe Sebz) lies 6 kms to the north of the city of Behbahan and 100 meters away on the eastern side of the asphalt road that connects Behbahan to the cement factory and dam construction facilities of Water and Power Organization, at E 50° 7' 38" and N 30° 35' 12". The top of the mound rises to a height of 35–50 m above the surrounding ground level, from which one can look over the whole historical valley of Arjān. The name of Tappeh Sabz comes from the agricultural activities carried out at this site which cause it to look green at most seasons. The goal of choosing this systematic survey is to obtain statistical findings from the collected data in a methodical study of potteries and other finds in order to determine the chronology of this site. At the first step of the survey 3252 shells were gathered from the surface of the mound and classified. Based on the comparison of the archaeological finds, it seems that Tappeh Sabz is contemporary with Tchoghā Nabut, Tall-e Nokhodi, Tchoghā Mish, Juy and Susa. The proposed chronology for Tappeh Sabz is the Middle Susiana. Most of the shells have geometrical ornaments which are symmetrical.
    Keywords: chronography, Middle Susiana, methodical survey, Tappeh Sabz
  • Hassan Talai, Ahmad Aliyari, Yasaman Taghi Zoghi Page 65
    Scientific advances in the laboratory testing have provided the most effective means for archaeologists to examine their artifactual data in a science-based framework. In this research project we have been able to examine 30 ceramic samples from two archaeological sites with the homogeneous ceramic horizon. North-central Iran, approximately the area lying between Kashan, Qazvin and Tehran is, characterized by uninterrupted plains watered by streams from the neighboring mountain ranges. As there are no major geographic barriers, in many periods ceramic assemblages were identical throughout the area. Finely made painted ware characterizes the upper part of Cheshmeh Ali IA and has been found at Qara Tepe and Esmailabad Tepe west of Tehran in the upper levels at Zagheh at Saveh and in Sialk II. It occurs in a variety of shapes including cup bowls, spouted bowls, hemispherical and closed bowls, shallow and deep bowls on pedestal feet, basket-handled pot and concave-sided cups. Cheshmeh Ali ceramic horizon is hand-made of fine grained fabric and covered with a burnished orange-to-red slip and painted in black on red. A wide variety of designs include lozenges hatched triangles, festoons, chevrons braided patterns and stylized animals and fish. It is especially well known from the excavations carried out at Tepe Esmailabad. The material from this site seems more elaborate than that of Zagheh. In spite of the facts that all the examined samples belong to the same ceramic horizon in the area XRF and XRD, laboratory testing has indicated certain technological differences between two groups of samples.
    Keywords: X-ray Fluorescence, ceramic horizon, North, central Iran, X–RAY defragmentation, Cheshmeh Ali
  • Sajjad Alibaigi, Shokouh Khosravi Page 85
    Studying and understanding social, economic and political structures of Iron Age societies is an important aspect of archaeological studies on this age. Archaeological surveys of Iron Age in Iran have so far been concentrated on typological study and comparison of the findings obtained from excavations in the cemeteries of this era, and little attention has been paid to examining and reconstructing various social, economical and political aspects of societies of this period. Our archaeological knowledge of Iron Age Iran is greatly based on the excavations carried out in cemeteries of this period, but settlement sites have not been examined sufficiently. Most researchers have so far classified Iron Age peoples of Iran as societies lacking organized political and administrative institutions, and have referred to them as wanderers, on the basis of the small number of the settlement sites. Studying, explaining and analyzing the data obtained from the excavation of the settlement sites of this period can prove the existence of social, economic and political institutions and that they were well organized. The discovery of some grey potsherds with cylinder seal impressions along with such evidences as seals, plaster tokens, big crocks and remains of crock plumps in granaries and places of special usage in large and important Iron Age settlement sites, provides good evidence on social and economic organizations related to agricultural affairs.
    Keywords: Settlement Sites, Iron Age, Impressed Pottery, Organization
  • Karim Alizadeh Page 109
    During last few years, three seasons of excavations at the Ultan Qalasi, one season of stratigraphy in Nadir tepesi and a short season of survey in Mughan Steppe enriched our knowledge about the ancient landscape of the area. The Mughan Steppe is a geographically diverse region in the northwestern corner of the Islamic Republic of Iran, defined at the north by the Aras (Araxes) River and including the broad plain to its south as well as the foothills east of the Qara Su river leading up to Mount Sabalan in the Ardebil region. Since the closure of the Russian-Iranian frontier in 1884, the southwestern third of the plain falls within Iran and the northeastern two thirds are within the Republic of Azerbaijan. Since the early 18th century it has hosted the winter camps of the Shahsevan tribal confederacy, who migrated annually between pastures in Mughan and on the slopes of Mount Sabalan. Already by the time of Shapur I, Mughan was known as Balasagan and was incorporated within the Sassanian Empire. Epigraphic documentation for settlement in Mughan in the Sassanian era is rather sparse. But archaeological surveys in western Mughan Steppe and eastern Mughan and Mil Steppe in Azerbaijan show that there are lots of Sassanian sites, mostly of the fortified type along ancient canals. These evidences indicate intensive land use by the Sassanian state. Previously, large and intensive land use with irrigation canals by Sassanians have been studied in Diyala, southern Mesopotamia and Khuzistan. The Mughan and Mil Steppes present another Sassanian landscape, in this case on the northwestern frontier. The collapse of the intensive Sassanian irrigation system created a void on the steppe which was eventually filled by pastoral nomadic groups.
    Keywords: Caucasus., Archaeological survey, Sassanians, Mughan Steppe
  • Hassan Fazeli Nashli, Nadereh Abedi Page 119
    The archaeological record is an insufficiently defined concept. The concept is used by archaeologists as a model for their evidence. As a model, it brings metaphysical implications to archaeological theory. Some of the implications of the concept of the archaeological record show that there are actually two different models of archaeological evidence as a record: physical model and textual model. Different conceptions of the archaeological record disagree more fundamentally on the formation processes that have produced the record.
    Keywords: Archaeological record, Textual model, Archaeological evidence., Physical model
  • Abbas Motarjem, Behzad Balmaki Page 135
    During this survey 29 sites have been recognized totally. Settlement patterns determined base of environmental characteristics such as altitude, ground slope, source of water, petrology and geology, vegetations, land use and specifications of sites including width, chronology, regional distribution and density and all of them have been divided by using geographic information systems (GIS) and cluster analysis in five clusters including I, II, III, IV and V. On the basis of the collected data, effective reasons for development of permanent settlements in plain are: variant slope from higher part to lower surrounded plain in hillsides, high density sediments in adjacent mountains, and influence of seasonal network in northwest of the region as well as low height valley. Moreover the reasons of increasing the number of pastoral sites in pastures are: higher altitude and unsuitable agricultural grounds and shallow extended sites in every parts of region.
    Keywords: Parthian, Hamedan, Alvand, Settlement, Archaeology
  • Yusef Moradi Page 155
    The newly found chahār tāqi of Mileh Milehgeh is one of the fire-temples of the Sassanian era that was built, like other fire-temples of that time, with pieces of rock and plaster. This chahār tāqi which is the remaining core of a larger building consists of four stone walls of different sizes surrounded by a round corridor. Inside this fire-temple there is a raised platform for setting up fire furnace (adusht) and a number of plaster and stone stands which are unique in their type. The survey of these items, i.e. the study of religious architecture of the Sassanian era, particularly Iranian fireplaces, will give us a new approach. The study of this fireplace and the fireplace at Shiān can resolve many existing obscurities and gaps about the religious architecture of the Sassanian era, particularly the rituals for commemorate the fire. In the Pahlavi (i.e. Middle Persian) texts, frequent references were made to Holy Fire which may indicate the significant role of Zoroastrian worshipping places in the Sassanian architecture. However, unfortunately our knowledge of Sassanian fireplaces, especially of chahār tāqis tends to be related to architectural styles rather than the significance and status, the rank of their fire, their custodianship and relations with the clergy, way of earning and costs of these worshipping places. In this paper, the researcher intends to describe the newly found chahār tāqi of Mileh Milehgeh, and raise a few points on the above topics.
    Keywords: fire, temple, Sassanian, Mile Milegeh, chronography application, the fire, chahār tāqi, null
  • Hekmatollah Mollasalehi, Sima Yadollahi Page 185
    Dichotomy is a serious obstacle in archaeological studies; it is a problem all fields of human, social and historical knowledge and even natural sciences are faced with. However, in archaeology, especially prehistoric archaeology, this problem is followed with practical difficulties and epistemological failures as well. What is referred to as archaeological evidences are all wordless, distorted, and shattered into pieces which must be archaeologically organized, joined, structured, repaired, described, written, interpreted, analyzed, represented, reconstructed or conceptually, mentally and virtually reconstructed so that we can extract some kind of archaeological meaning and significance out of its material body despite its limitations and imperfections; an understanding that is not quite unrelated with the past events. By raising the key issue of style and symbol, the present paper attempts to study the possibility or impossibility of obtaining this goal in archaeological researches. The archaeological relics, when interpreted and analyzed semantically within a systematic methodology suitable to the subjects under study, can help build a bridge over to the conceptual systems, mental performances and forgotten desolate behaviours of ancient societies and populations. For this reason, the present paper has chosen the style and symbol like a bridge between the archaeological visible evidences and data and the past frozen conceptions and behaviours as its main topic.
    Keywords: symbol, style, symbolic behaviour, archaeological relics, conceptual systems
  • Kamal Aldin Niknami, Babak Rafii Alavi Page 199
    Šimaški is one of the important Toponyms in old Elamite Period. Until now, there has been no agreement among archaeologists on the location of this Toponym. This article wants to show why the Kerman Province cannot be the good candidate for this Toponym. For this purpose, the authors used the archaeological and written documents. An important integrative analysis of archaeological survey data with evidence from the written sources renders it undeniable that the Šimaški region was richly endowed with administrative state enumerated in the texts. The precise geographical range of transactions sites documented is not known since the locations of the most of the geographical names in the texts are unknown or not established beyond question. In general we are dealing with an administrative region that includes most of the environs of the southern or southwestern parts of modern Iran. Exactly how close to Kerman the administrative sphere of the Šimaški system extended is still debated but, it might have reached all the way to this easternmost of the Persian heartland. Obviously, it is possible that these purviews overlapped.
    Keywords: Šimaški, Old Elamite Period, Toponym, Historical Geography, LÚ, SU (A.)Ki, Kerman