فهرست مطالب

  • پیاپی 51 (بهار 1391)
  • تاریخ انتشار: 1391/02/02
  • تعداد عناوین: 7
|
  • تیمور مالمیر، فاطمه محمدخانی صفحه 9
    اشعار مدحی یکی از موارد محل نزاع در غزلیات حافظ است. برخی محققان، مدیحه گویی این شاعر را منکر شده و ابیات مدحی را افزوده ی کاتبان شمرده اند. برخی نیز برای حفظ قداست شاعر، ابیات و غزل های مدحی وی را تاویل و توجیه کرده اند. بررسی دیدگاه های محققان و تطبیق آن با غزلیات حافظ، نشان می دهد سبب اصلی دیدگاه انکاری یا تاویلی به غزل های مدحی حافظ دو چیز است: تصور عدم انسجام در ساختار غزل و بی توجهی به معنی ثانوی ابیات، بدین صورت که هر بیت را مستقل فرض کرده آنگاه گزاره های خبری یا انشایی هر بیت را در معنی واقعی آن تصور کرده اند. با توجه به این که معدودی غزل ها از آغاز به مدح پرداخته اند و موارد دیگر با طرح یا مقدمه ای نظیر تشبیب و تغزل قصاید همراه است، غزل های مدحی حافظ را به دو دسته ی با طرح و تمهید یا بدون طرح و تمهید تقسیم کرده ایم، معانی ثانوی جملات را نیز ذیل هر یک طبقه بندی نموده ایم. حاصل سخن آنکه معنی ثانوی جملات و هماهنگی آن با ساختار کلی غزل، بیانگر آن است که غزل مدحی حافظ، ساختار منظم و هدفمندی دارد و وجود اشعار مدحی در دیوان، نه تنها از عظمت و حرمت شاعر نمی کاهد، بلکه با تبیین ارزش هنری این اشعار، درک بهتری از رندی وی به دست می آید.
    کلیدواژگان: مدیحه سرایی، رندی، تغزل، تشبیب، معنی ثانوی، ساختار، غزل
  • ابراهیم محمدی، پریسا طلاپور صفحه 33
    سووشون سیمین دانشور، از جمله رمان هایی است که حضور شخصیت، در آن بسیار پر رنگ است و نویسنده، از شخصیت پردازی- به ویژه شخصیت پردازی نمایشی- برای تقویت ساختار اثر و انتقال بهتر معنا، بسیار سود برده است.
    شخصیت پردازی به دو شیوه ی گزارشی و نمایشی انجام می شود. شخصیت پردازی گزارشی به وسیله ی توصیف مستقیم و شخصیت-پردازی نمایشی به کمک برخی از تکنیک های ویژه (از جمله گفتگو، عمل، صحنه پردازی، نام، لحن و شیوه بیان) صورت می پذیرد. کاربرد هریک از این تکنیک ها به نوبه ی خود به زیبایی اثر و تواناساختن مخاطب در درک معنا و شناخت شخصیت ها کمک می-کند. درحالی که در شخصیت پردازی گزارشی، نویسنده خود به توصیف مستقیم خصلت ها و مشخصات ظاهری، رفتاری و روحی شخصیت می پردازد، در روش نمایشی، تنها شخصیت را وادار به «عمل» و «صحبت» می کند و به خواننده اجازه می دهد که خود استنباط کند و با درنگ دریابد که چه انگیزه و خلق وخویی در پشت آنچه شخصیت انجام می دهد، پنهان است؛ در واقع نویسنده تنها حرکات و گفتار را به نمایش می گذارد.
    از هر دو تکنیک نمایشی و گزارشی، در سووشون استفاده شده است، اما شخصیت-پردازی نمایشی، در این اثر کاربرد بیشتری دارد. البته از بین تکنیک های شخصیت پردازی نمایشی، گفتگو و انتخاب هوشمندانه ی نام شخصیت ها، به خلق شخصیت-های سووشون بسیار کمک کرده است.
    کلیدواژگان: عناصر داستان، شخصیت، پردازی نمایشی، شخصیت پردازی گزارشی، سووشون، سیمین دانشور
  • داریوش ذوالفقاری صفحه 53
    مبنای علم معانی تناسب سخن با مقتضای اوضاع و احوال است، مواد علم معانی ساختار های نحوی است و منابع این علم در هر زبانی شاهکار های ادبی آن زبان می-باشد. شاهنامه ی فردوسی یکی از مهم ترین شاهکار های ادبیات فارسی است که بررسی آن بر مبنای علم معانی برای کشف بخشی از اسرار بلاغی مختص زبان فارسی موضوع پژوهش حاضر است.
    در این بررسی، مساله این است که برای کشف و توصیف اصول و معیارهای زیبایی شاهکارهای زبان و ادبیات فارسی از دیدگاه بلاغت، لازم است این متون به شیوه ی استقرایی مطالعه شوند. در این مطالعه، نظریه ی مهم و اساسی عبدالقاهر جرجانی (متوفی 471ه.ق)- که او را بزرگ ترین نظریه پرداز بلاغت در ایران و اسلام می دانند- مورد توجه است. عبدالقاهر بلاغت و تاثیر را منحصر در حوزه ی ساختارهای نحوی زبان می-داند و آن را علم معانی النحو می خواند.
    نگارنده با توجه به نظر این دانشمند و برخی از شاخه های زبان شناسی مانند: تحلیل گفتمان، کاربردشناسی، نظریه ی گرایس، نظریه ی هلیدی و برخی از مکاتب ادبی مانند فرمالیسم در پی اثبات این نکته بوده است که: با استقصا در متن شاهنامه ی فردوسی می توان دریافت که بسیاری از زیبایی های این کتاب در گرو شگردهای نحوی آن است که در حوزه ی علم معانی باید از آن ها بحث شود؛ شگردهایی مانند: «واو مقابله»، «واو فوریت»، «معنی ضمنی ایجاز، اطناب و اغراق»، «انسجام»، «گفتگو» و «لحن».
    نتیجه ی به دست آمده از پژوهش این است که برای تفسیر متون ادبی زبان فارسی از دیدگاه علم معانی، نمی توان به مبانی سنتی این علم اکتفا کرد و لازم است نظریه ی نظم عبدالقاهر جرجانی از شاخ و برگ های زایدی که بعد از او پیدا کرده است پیراسته شود؛ در ضمن برای این کار لازم است از نظرات مطرح در برخی از شاخه-های زبان شناسی بهره گرفت. توجه به کاستی های مطالعات بلاغی سنتی در کشف شگردهای بلاغی متون لازم است و باید توجه داشت که مبانی نظری و عملی علم معانی مختص زبان فارسی از راه استقصا در شاهکارهای ادبی این زبان به دست می آید
    کلیدواژگان: بلاغت، زبان شناسی، شاهنامه ی فردوسی، علم معانی و نقد
  • بهرام خشنودی چروده، میثم ربانی خانقاه صفحه 75
    پژوهش حاضر، حکایت های مرزبان نامه را از دیدگاه روایت شناسی ساختارگرا بررسی می کند. هدف این پژوهش آن است تا نشان دهد در شکل گیری یک متن روایی چه عناصر و مولفه هایی نقش دارند؟ حکایت های مرزبان نامه تا چه اندازه از ساختار روایی برخوردار هستند؟ در پیکره ی اصلی مقاله، سطوح سه گانه ی یک متن روایی یعنی داستان، گفتمان و روایتگری معرفی و سپس به عناصر و مولفه هایی که در شکل گیری یک متن روایی نقش دارند، اشاره می شود.
    نویسندگان پس از بررسی این عناصر و مولفه ها در حکایت دادمه و داستان به عنوان نمونه، به این نتیجه می رسند که حکایت های مرزبان نامهاز سه سطح فراداستانی، داستانی و زیرداستانی تشکیل می شوند. سطح داستانی و زیرداستانی نسبت به هم کارکردی مضمونی دارند و قابل تاویل به یک جمله ی تشبیهی می باشند. در بازنمایی گفتار و افکار شخصیت ها و راوی از گفت و گو استفاده می شود و بیشترین بسامد صدایی از آن شخصیت ها می باشد. در مجموع، حکایت های مرزبان نامه با عناصر و مولفه های روایت شناسی ساختارگرا تطابق دارد. از این رو، می توان برای تمام حکایت های مرزبان نامه یک ساختار روایی مشابه ترسیم کرد.
    کلیدواژگان: روایت شناسی، داستان، گفتمان، روایتگری، مرزبان نامه، حکایت دادمه و داستان
  • احمد خاتمی، مصطفی مالک پائین صفحه 97
    زبان از مهم ترین عناصر شعر است.در مکتب فرمالیست روس و فرزند آن ساختارگرایی، بررسی زبان بسیار اهمیت دارد. پایه ی فکری این مکاتب بیشتر درباره ی برجستگی متون ادبی و غرابت و دوری آن از زبان عادی است. یکی از راه های برجسته سازی متون ادبی، هنجارگریزی است و یکی از راه های هنجارگریزی در اثر ادبی برای ایجاد زیبایی، کهن گرایی است. اگر شاعر یا نویسنده ای در زبان خود رویکردی قدیمی داشته باشد و به شیوه ی کهن بنویسد در زبان، کهن گرا است.در میان شاعران معاصر ایران، احمد شاملو از کسانی است که یکی از اصلی ترین پایه های زبانی شعر خود را بر کهن گرایی نهاده است. توجه به متون گذشته به عنوان منبع بزرگ زبانی برای برجسته سازی و... از مشخصه های اصلی شعر اوست. در این مقاله سعی بر این است که وجوه کهن گرایی در شعر شاملو با استفاده از آرای فرمالیستی و ساختارگرایی بررسی شود.
    کلیدواژگان: شاملو، فرمالیسم، ساختارگرایی، برجسته سازی، کهن گرایی
  • احمد هاشمی صفحه 131
    این تحقیق با عنوان «طنز در عاشقانه های حافظ» به معرفی برخی ظرافت های هنری و شگرد های حافظانه در آفرینش طنز عاشقانه پرداخته و با نگاهی متفاوت نسبت به طنز، آن را به عنوان یکی از جدی ترین، تاثیرگذارترین و هنرمندانه ترین عناصر آرایه ی کلام ناب معرفی کرده و سعی داشته است که با بحث و فحص در متن و بطن شعر حافظ، به واگویی ترفندهای رندانه و حافظانه بپردازد و عوامل دخیل در جریان طنز پردازی و تحلیل گفتمان آن را مورد شرح و واکاوی قرار دهد. بر اساس این پژوهش دریافته ایم که طنز یکی از مهم ترین و اصلی ترین دغدغه های ذهن و زبان حافظ در آفرینش فضاهای عاشقانه است که به گونه ای پیچیده و پنهان، مورد استفاده قرار گرفته است
    کلیدواژگان: طنزپردازی، عاشقانه های حافظ، ادراک تناقض، ترفندهای شعری، رندی
  • حسن حیدری، الهام فرمهینی فراهانی صفحه 163
    منظومه علی نامه هم اکنون نخستین حماسه مذهبی محسوب می شود که به زبان فارسی سروده شده. هر چند مبنای علی نامه بر نقل وقایع از منابع تاریخی است، اما سراینده به گزینش رویدادها پرداخته و از آمیختن واقعیت و خیال و با الگوبرداری از شاهنامه دو جنگ جمل و صفین را در قالب قصه منظوم و در 12 مجلس پرداخته است. این الگوبرداری هم در زبان حماسی و هم در صور خیال است، اما گاه در همان الگوها تغییراتی ایجاد کرده و آن ها را مناسب فضای حماسه مذهبی کرده است. از جمله شباهت های ساختاری دو حماسه، می توان به اعتقاد به تقدیر و سرنوشت در وقوع رویدادها، پیکر گردانی، آرایش لشکر و شیوه های نبرد اشاره کرد. از جمله ی تفاوت ها نیز می توان به موارد زیر را نام برد: تغییر نقش ها، تغییر پیش بینی و پیش گویی حوادث به کرامت و تغییر شخص پیش گوینده از منجم و خوابگزار به امام یا قهرمان حماسه، تغییر نقش دیو به ابلیس، تغییر نوع اغراق ها، تغییر میزان بی طرفی شاعر در حماسه ملی و تمایل به جانبداری در حماسه دینی. علی نامه همانند شاهنامه ترکیبی از قصه، حماسه و تاریخ است.
    کلیدواژگان: علی نامه، نوع شناسی، حماسه دینی، شاهنامه
|
  • Teymour Malmir, Fatemeh Mohammadkhani Page 9
    Panegyric poems are one of the controversial issues about ghazalscomposed by Hafez. Some researchers deny that Hafez has said such poems and believe that scribes have added the said poems to his work. Some others reinterpret and justify panegyricghazals and verses by Hafez, so as to maintain his sacredness. A look into the views held by researchers and matching them with ghazals by Hafez shows that there are two main reasons for denying or justifying his panegyric poems:believing in lack of coherence in the structure of the ghazals and inattentiveness to the secondary meaning of verses, in a way that they consider each verse independent from others and believe that the real sense of words in each verse is meant by Hafez. Since there are only a few ghazals which are praise-centered from the beginning and others are accompanied by a plan or introduction such as serenades, panegyricghazals by Hafez are divided in this paper into two groups of arranged and planned ghazals and unarranged and unplanned ones. The secondary meanings of sentences too are categorized under each group. In conclusion, the secondary meanings of sentences and their coordination with the general structure of ghazals indicate that panegyricghazals by Hafez have a systematic structure. Not only does presence of such poems in his Divān devalues the greatness and dignity of Hafez, but also provides a better understanding of his smartness.
    Keywords: panegyric poems, smartness, serenade, love poems, secondary meaning, structure, ghazal
  • Ebrahim Mohammadiparisa Talapour Page 33
    Savushun written by Simin Daneshvar is one of the novels in which the presence of character is outstanding and characterization, especially dramatic characterization is used to strengthen its structure.Characterization can be based on report or drama. Report-based characterization is accomplished through direct description and dramatic one can be achieved by special techniques (dialogue, action, setting, name, tone to name a few). Applying each of these techniques can increase the beauty of work and help to understand internal meanings and characters. In report characterization, the author directly describes spiritual, behavioral and apparent qualities and traits of the character, whereas in dramatic way, he/she simply makes the character act and speak, and allows the reader infer the hidden motivations and traits of the character. In fact he/she just puts the acts and speeches on display.Both report-based and dramatic techniques have been used in Savushun, but report-based characterization is more applied in this novel. It is worth mentioning that from among report-based characterization techniques, dialogue and clever choice of characters’ names have helped a lot in creating the characters of Savushun.
    Keywords: story elements, report, based characterization, dialogue, choice of character's name, Savushun, Simin Daneshvar
  • Dariush Zolfaqari Page 53
    The basis of semantics is how the words fit the context and its elements are syntactic structures. The literary masterpieces in each language can be a great source for investigation into semantics. The present paper aims at a semantic-based investigation into Shāhnāmeh written by Ferdowsi as one of the important masterpieces in Persian literature, so as to discover some of the rhetorical mysteries of Persian language. The issue discussed in this paper is that in order to discover and describe the principles of and criteria for beauty of Persian literature masterpieces from a rhetorical viewpoint, it is essential to study such texts in an inductive way. The theory presented byAbd al-Qaher Jurjani, the greatest theorist of rhetoric in Iran and Islamic world, is the basis of this paper. He believes that rhetorical influence is achieved by using syntactic structures of a language and calls his theory semantics of syntax.Considering the theory of this scholar, some branches of linguistics such as discourse analysis, pragmatics, Grice and Halliday theories, as well as some literary schools like formalism, this paper attempts to show that many beauties of Shāhnāmeh depend on its syntactic techniques which should be discussed in semantics.It is concluded that in order to interpret Persian literary texts using semantics, one cannot solely rely on the traditional basics of this science and the theory presented by Abd al-Qaher Jurjani should also be used. Considering lack of traditional rhetorical studies in discovery of rhetorical techniques, it is essential to find out the basics of semantics in Persian literature by investigating into Persian literary masterpieces.
    Keywords: rhetoric, linguistics, Shāhnāmeh, semantics, literary criticism
  • Bahram Khoshnoodi Choroudeh Meysam Rabbani Khanqah Page 75
    The present study investigates into anecdotes in Marzban-Nameh from the view of structuralist narratology and aims at showing the elements which have a role in formation of a narrative text and how Marzban-Namehanecdotes have a narrative structure. Three levels of a narrative text, namely story, discourse and narration are introduced and the components forming such texts are pointed out. After investigating such elements and components in the anecdote called Dādmeh and Dāstān, it is concluded that the anecdotes in Marzban-Namehhave three levels of plot, subplot, and metaplot. The plot and subplot have thematically related functions and can be interpreted in one parallel sentence.Dialogue is used in representation of sayings and thoughts of characters and narrator, and the most vocal frequency belongs to characters. All in all, anecdotes in Marzban-Namehare comparable to elements of structural narratology. Thus, one similar narrative structure can be imagined for all the said anecdotes.
    Keywords: narratology, story, discourse, narration, Marzbān, Nāmeh, anecdote of Dādmeh, Dāstān
  • Ahmad Khatami Mostafa Malekpain Page 97
    Language is an important element of poetry. In Russian formalism and structuralism, investigating into language is of great significance. The basis of these schools is mostly related to the prominence of literary texts and their distance from ordinary language use. An important way to make literary texts distinguished from others is violation of norms, among which archaism can be used to create beauty in a literary work. If a poet or writer takes an archaic approach in his/her language, his/her work is called archaic. Ahmad Shamloo is among the contemporary poets who has used archaism as the basis of his poetry. He pays attention to old texts as a great linguistic source for making his poetry outstanding. This paper aims at investigating into the archaic aspects of Shamloo poems using formalism and structuralism.
    Keywords: Shamloo, formalism, structuralism, archaism
  • Ahmad Hashemi Page 131
    The present study introduces some artistic delicacies and techniques used by Hafez in creation of love humor. With a different view towards humor, this paper considers Hafez poems as one of the most serious, effective, and artistic works and attempts to discuss smart techniques used by Hafez. It also analyzes the factors influencing the humor in his work. It is concluded that humor is one of the most significant concerns in language and mind of Hafez in creation of love atmospheres and are used in a very mystic and complicated way.
    Keywords: humor, Hafez love poems, understanding paradox, poetic techniques
  • Hassan Heydari Elham Farmihani Farahani Page 163
    Alināmeh poetry book is the first religious epic written in Persian. Though Alināmeh is based on historical events, its author has selectively chosen the events and told the story of Jamal and Saffeyn wars in form of poetry by imitating Shāhnāmeh and mixing the truth and imagination. Both the epical language and imaginative form are imitated, but the author made some changes in the patterns used in Shāhnāmeh and made them suitable for a religious epic. Structural similarities between the two epics are belief in destiny, the array of troops, and fighting methods. As for differences, one can say that the roles are changed; the fortune-teller is changed from an astronomer to Imam or the epical hero; Demon is replaced with Satan, and also the type of exaggeration is changed. Moreover, impartiality can be observed in Shāhnāmeh as a national epic, while in the religious one which is Alināmeh, the author is partial. Alināmeh is a mixture of story, epic and history just like Shāhnāmeh.
    Keywords: Alināmeh, typology, religious epic, Shāhnāmeh