فهرست مطالب

  • سال چهل و چهارم شماره 1 (بهار 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/03/06
  • تعداد عناوین: 10
|
  • یونس مستوفی، مهسا گرانسایه، وحید عبدوسی، محمدعلی نجاتیان صفحه 1
    انگور میوه ای است که در دوران پس از برداشت در معرض عوامل قارچی به خصوص قارچ Botrytis cinerea و آب از دست دهی زیادی قرار می گیرد. با توجه به محدودیت های مصرف مواد شیمیایی مصنوعی برای کنترل ضایعات پس از برداشت در انگور و سایر میوه ها در این پژوهش سعی بر آن است که از روش های غیرشیمیایی و بی خطر در این راستا استفاده شود. در نتیجه، استفاده از گاز ازن (با غلظت 3/0پی پی ام)، با زمان های تیمار دهی 5، 10 و 15 دقیقه در انگور رقم فخری مورد ارزیابی قرار گرفته و شاخص های کیفی و کمی پوسیدگی، ویتامین C، قندهای احیا شونده، شاخص رسیدگی، درصد کاهش وزن، ریزش حبه، آبکشیدگی دم خوشه، میزان ترک خوردگی حبه و ارزیابی های حسی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که انگورهای تیمار شده با ازن، نسبت به نمونه های شاهد، قندهای احیا شونده ٬ شاخص رسیدگی و انبارمانی بالاتر و درصد پوسیدگی، ویتامینC، درصد کاهش وزن، ریزش حبه، آبکشیدگی دم خوشه و ترک خوردگی پائین تری داشتند. به عنوان نتیجه کلی، تیمار ازن موجب کاهش میزان پوسیدگی و افزایش انبارمانی نمونه ها گردید.
    کلیدواژگان: انگور رومیزی، انبارمانی، ازن، میزان پوسیدگی، کیفیت پس از برداشت
  • فرشاد دشتی، خسرو پرویزی، حامد اشراف، محمدرضا چائی چی، محمود اثنی عشری صفحه 11
    در این پژوهش اثر غلظتهای مختلف پاکلوبوترازول (0، 250، 350 و 450 میلی گرم در لیتر) و تراکم کاشت گیاهچه (80، 100 و 120 گیاهچه در متر مربع) بر تولید ریزغده از سیب زمینی رقم سانته بصورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در چهار تکرار مورد بررسی قرار گرفت. پاکلوبوترازول در اوایل استولون زایی روی برگها پاشیده شد. نتایج تجزیه واریانس و مقایسه میانگین داده ها نشان داد که پاکلوبوترازول میزان کلروفیل کل، a و b در برگ و نسبت وزن تر ریزغده به شاخساره را افزایش، اما طول میانگره، ساقه، استولون و قطر ساقه را کاهش داد. درحالیکه تراکم کاشت طول میانگره، ساقه و استولون را افزایش، ولی وزن تر غده به شاخساره را کاهش داد. اثرات متقابل تیمارها روی طول میانگره، ساقه و استولون معنی دار گردید. تراکم کاشت و غلظت پاکلوبوترازول برروی تعداد ریزغده در واحد سطح، عملکرد برحسب کیلوگرم در مترمربع، تولید ریزغده در هر گیاهچه و تعداد ریز غده بالای 5 گرم تاثیر معنی دار داشت. ضمنا اثرات متقابل آنها برتعداد ریزغده بالای 5 گرم معنی دار شد. بررسی مقایسه میانگین ها نشان داد که با افزایش تراکم کاشت، تعداد و وزن ریزغده در واحد سطح و تعداد ریزغده بالای 5 گرم افزایش یافته، ولی تعداد و وزن ریز غده در هر گیاهچه کاهش یافت. پاکلوبوترازول عملکرد برحسب تعداد و وزن ریز غده در واحد سطح، وزن متوسط ریزغده و تعداد ریزغده بالای 5 گرم را افزایش داد و بین غلظتهای مختلف آن تفاوت معنی داری وجود نداشت.
    کلیدواژگان: پاکلوبوترازول، سیب زمینی، تراکم کاشت گیاهچه، ریزغده
  • حامد بلانیان، محمدرضا فتاحی مقدم، علی عبادی، داراب حسنی صفحه 21
    ازدیاد غیرجنسی یکی از بزرگترین مشکلات تولید گردو در ایران است. این آزمایش به منظور بررسی اثرات فیزیولوژیک پایه مانند علفی یا چوب نرم بودن و وجود برگ روی آن بر ریز شاخه پیوندی گردو صورت گرفت که در آن پیوندک های 5‎/2-5‎/1 سانتیمتری گردو روی پایه های گردوی چند هفته ای علفی و چوب نرم با یا بدون برگ و در شرایط کنترل شده پیوند گردیدند. نتایج نشان داد که به طور کلی وجود برگ روی پایه تاثیر منفی بر میزان گیرایی داشته است. میانگین گیرایی در پایه های بدون برگ و برگدار به ترتیب 56 و 48 درصد بود. اختلاف معنی داری بین پایه های علفی و چوب نرم نیز دیده شد، به نحوی که پایه های چوب نرم با میانگین 56% دارای گیرایی بیشتری نسبت به پایه های علفی با 46% بودند. اثر متقابل بین نوع پایه و وجود برگ نیز مشاهده شد به نحوی که برگ در پایه های علفی باعث افزایش گیرایی ولی در پایه های چوب نرم تاثیر منفی بر گیرایی داشت. تاثیر منفی برگ در پایه های چوب نرم تا حدی بود که گیرایی را از 73% در پایه های بی برگ به 43% در پایه های برگ دار کاهش داد. وجود برگ بر زمان لازم برای گیرایی تاثیر معنی داری نداشت ولی در پایه های علفی گیرایی در زمان کمتری نسبت به پایه های چوب نرم صورت گرفت. اندازه گیری میزان قند های محلول در محل پیوند در پایه نشان داد که میزان کربوهیدراتها در پایه های چوب نرم در مقایسه با پایه های علفی و همچنین در پایه های برگدار نسبت به پایه های بی برگ بالاتر بود در صورتی که گیرایی از رابطه فوق تبعیت نکرد. این مسئله می تواند بیانگر تاثیر احتمالی عوامل دیگری علاوه بر کربوهیدرات ها باشد که توسط برگهای مسن تر یا جوانتر در پایه های چوب نرم و علفی ساخته شده و به محل پیوند منتقل می گردند که می توانند گیرایی و رشد بعدی پیوندک ها را تحت تاثیر خود قرار دهند. گیاهان پیوندی تا یک سال پس از آزمایش از زنده مانی و رشد مطلوبی برخوردار بوده اند.
    کلیدواژگان: پیوند، گردو، پایه، رشد پیوندک، قند های محلول
  • سیده صغری حسینی درویشانی، اسماعیل چمنی صفحه 31
    در سال های اخیر، توجه جهانی به حفظ محیط زیست، منجر به انجام تحقیقاتی برای استفاده از گیاهان دارویی و مواد ارگانیک در حفظ کیفیت پس از برداشت محصولات باغبانی شده است. بررسی حاضر برای یافتن جایگزین های طبیعی و مناسب مثل عصاره های گیاهان دارویی (نعناع، آویشن، مرزه و رزماری)، اسید هومیک و S-کاروون به منظور افزایش عمر پس از برداشت گل بریده رز و پتانسیل آنها برای جایگزین شدن ترکیبات شیمیایی خطرناک مثل تیوسولفات نقره اجرا گردید. تاثیر غلظت های 1، 5‎/2، 5، 5‎/7 و 10% عصاره های گیاهی، 10، 25، 50، 75 و 100 میلی گرم در لیتر اسید هومیک، 1‎/0، 2‎/0، 3‎/0، 4‎/0 و 5‎/0میلی مولار S-کاروون و 1 میلی مولار تیوسولفات نقره بر روی طول عمر، وزن تر نسبی، قطر گل و میزان کلروفیل بررسی گردید. آزمایش بر پایه طرح کاملا تصادفی با 5 تکرار انجام پذیرفت. نتایج نشان داد که نمونه های تحت تیمار 1 میلی مولار تیوسولفات نقره و 50 میلی گرم در لیتر اسید هومیک بطور معنی داری عمر پس از برداشت گل بریده رز را (به ترتیب 26 و 24 روز) در مقایسه با شاهد (4‎/17) افزایش داد. علاوه بر آن، غلظت 1‎/0 میلی مولار S-کاروون نیز اثر معنی دار و مثبتی بر طول عمر گل بریده داشت. نمونه های تحت تیمارهای 3‎/0 میلی مولار S-کاروون در روزهای ابتدایی و 1 میلی مولار تیوسولفات نقره در روزهای پایانی (هفدهم و نوزدهم) دارای بیشترین وزن تر نسبی بودند. اما، عصاره های گیاهی غلظت های 1% نعناع و 5‎/7% مرزه، عمر پس از برداشت گل بریده رز را در مقایسه با شاهد کاهش داد. غلظت 10% نعناع در اندازه گیری دوم و سوم تاثیر منفی و معنی داری بر قطر گل نشان داد. همچنین در دو اندازه گیری آخر، نمونه قرار گرفته تحت غلظت 1 میلی مولار تیوسولفات نقره از بیشترین قطر برخوردار بود. هیچ اختلاف معنی داری از لحاظ میزان کلروفیل در تیمارهای مورد استفاده مشاهده نشد. به طور کلی، این نتایج نشان داد که تیمار تیوسولفات نقره همچنان جایگاه نخست را در افزایش طول عمر گل بریده رز به خود اختصاص داده است، اما تیمارهای اسید هومیک و S-کاروون نیز به ترتیب با اختلاف 6‎/6 و6‎/4 نسبت به شاهد می توانند جایگزین مناسبی برای این ماده غیرارگانیک باشند.
    کلیدواژگان: عصاره های گیاهی، S، کاروون، اسید هومیک، عمر پس از برداشت، تیوسولفات نقره
  • عبدالمجید میرزاعلیان دستجردی، سیامک کلانتری، مصباح بابالار، ذبیح الله زمانی صفحه 43
    در دو آزمایش جداگانه اثرات مختلف مراحل رسیدن (سبز رسیده، تا 20% تغییر رنگ و تا 40% تغییر رنگ)، تیمارهای آب سرد (5 درجه سانتی گراد برای 5 دقیقه و 10 درجه سانتی گراد برای 15 دقیقه)، تیمارهای آب گرم (50 درجه سانتی گراد برای 15 دقیقه و 55 درجه سانتی گراد برای 5 دقیقه)، دمای انبار (10 و 14 درجه سانتی گراد) و دوره نگهداری (صفر، 5، 10 و 15، 20 و 25 روز) بر عمر قفسه ای و انبارمانی میوه انبه رقم لانگرا بررسی شد. نتایج نشان داد که با افزایش مرحله رسیدن و دوره نگهداری مقدار اسید قابل تیتر و سفتی میوه بطور معنی داری کاهش یافتند و میزان شاخص طعم و ارزیابی حسی مانند رنگ پوست، عطر، مزه و کیفیت میوه بطور معنی داری افزایش یافتند. تیمارهای آب سرد نسبت به تیمارهای آب گرم و شاهد، بیشترین میزان سفتی میوه و کمترین میزان شاخص طعم، رنگ پوست و عطر را داشتند. هر دو دمای انبار 10 و 14 درجه سانتی گراد، رسیدن میوه را محدود کردند، اما دمای 10 درجه سانتی گراد نسبت به دمای 14 درجه سانتی گراد، منجر به کاهش بیشتر شاخص طعم، pH، رنگ پوست، عطر، مزه، کیفیت میوه و افزایش بیشتر اسید قابل تیتر و سفتی میوه شدند. داده های این مقاله توصیه می کند که برداشت در مرحله سبز رسیده، استفاده از تیمارهای آب سرد و نگهداری در دمای 10 درجه سانتی گراد منجر به تاخیر رسیدن میوه های انبه می شوند.
    کلیدواژگان: سبز رسیده و کیفیت میوه، عمر قفسه ای، انبارمانی، میوه، انبه، تیمار آب گرم، مرحله رسیدن، تیمار آب سرد
  • حسن مومنی، بهروز شیران، محمود خدامباشی، کیانوش چغامیرزایی صفحه 61
    به منظور بررسی تنوع ژنتیکی جمعیت های لاله واژگون (Fritillaria imperialis L.) منطقه زاگرس ایران از نشانگرهای مولکولی ISSR و 32 صفت مورفولوژیکی استفاده گردید. در کل 160 نمونه لاله واژگون از 8 جمعیت زاگرس واقع در 6 استان جمع آوری و مورد بررسی قرار گرفت. با استفاده از 6 آغازگر مورد استفاده، در مجموع 57 نوار تولید شد که 49 نوار چندشکل بودند. میانگین درصد چندشکلی مشاهده شده برابر 6‎/85 درصد و میانگین تعداد نوارهای چندشکل به ازای هر واحد سنجش برابر با 17‎/8 درصد بود. میانگین محتوای اطلاعات چندشکل 31‎/0 بود. در دندروگرام حاصل از خوشه بندی نمونه ها بر اساس ضرایب تشابه جاکارد و روش گروه بندی UPGMA، همه جمعیت های مورد بررسی تشکیل خوشه مجزایی دادند که بیانگر کارایی بالای آغازگرهای مورد استفاده در تکثیر قطعات مناسب از ژنوم است. تجزیه واریانس مولکولی (AMOVA)‎ درون و بین 8 جمعیت لاله واژگون با گروه بندی ناحیه ای و بدون گروه بندی ناحیه ای انجام شد. واریانس بین جمعیت ها و بین افراد این جمعیت ها به ترتیب 05‎/44 و 95‎/55 درصد از کل واریانس را پوشش دادند. گروه بندی ناحیه ای نتوانست درصدی از واریانس کل را توجیه کند. دندروگرام حاصل از صفات مورفولوژیکی الگوی مشخصی مبنی بر جدا سازی افراد متعلق به جمعیت ها ارائه نداد. همبستگی بین ماتریس های تشابه بر مبنای داده های مولکولی و مورفولوژیکی معنی دار نبود (25‎/0 r=).
    کلیدواژگان: صفات مورفولوژیکی، لاله واژگون، تنوع ژنتیکی، زاگرس، نشانگرهای ISSR
  • زهرا قهرمانی، محمدرضا حسندخت، عبدالکریم کاشی، منصور امیدی، مریم جعفر خانی کرمانی صفحه 73
    این پژوهش به منظور ارزیابی واکنش هفت توده منتخب تره ایرانی از نظر صفات زراعی به ماده زایی در محیط درون شیشه ای انجام گرفت. آزمایش به صورت فاکتوریل در طرح پایه کاملا تصادفی که شامل سه سطح هورمونیB2D0 (2 میلی گرم در لیتر (BA، B2D2 (2 میلی گرم در لیتر BA و 2 میلی گرم در لیتر 2،4-D)‎ و B2D4 (2 میلی گرم در لیتر BA و 4 میلی گرم در لیتر 2،4-D)‎ و هفت توده تره ایرانی (گرگان، نیشابور، همدان، میانه، کنگاور، ورامین و کرمان) در سه تکرار انجام شد. صفات درصد رویان زایی، درصد باز زایی گیاه، درصد بقای گیاه، درصد کالوس زایی، درصد شیشه ای شدن گل ها و زمان لازم جهت ظهور رویان ارزیابی شدند. در این آزمایش از مجموع 18900 گل کشت شده در محیط کشت های مختلف، 459 رویان (43‎/2 درصد) تولید شد، که همه آن ها به گیاه کامل تبدیل شدند. بیشترین درصد رویان زایی و باززایی گیاه (25 درصد) در توده گرگان و میانه در محیط کشت B2D2 مشاهده شد. نتایج نشان داد کشت گل گرده افشانی نشده روش موثری برای ماد ه زایی تره ایرانی در محیط درون شیشه ای است.
    کلیدواژگان: تره ایرانی، کشت درون شیشه ای و کشت گل کامل، ماده زایی
  • اعظم مالکی کوهبنانی، حمید رضا کریمی صفحه 81
    به منظور ارزیابی دو رگه بین گونه ای آتلانتیکا × ورا و همچنین پایه های قزوینی و بادامی ریز زرند به تنش خشکی آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه دور آبیاری 3- 6 و 9 روز به اجرا درآمد. نتایج حاصل نشان داد که شاخص های فیزیولوژیکی همانند پرولین، قندهای محلول، پروتئین و عناصر غذایی تحت تاثیر تیمار خشکی واقع می شوند. میزان پرولین برگ، پتاسیم اندام هوایی و کلسیم ریشه با افزایش دور آبیاری افزایش و محتوای نسبی آب برگ، پروتئین و قندهای محلول، مس اندام هوایی و پتاسیم ریشه کاهش یافت. پایه ها از لحاظ شاخص های رشدی تفاوت معنی داری داشتند به گونه ای که بیشترین میزان سطح برگ، تعداد برگ، ارتفاع ساقه، وزن تر و خشک اندام هوایی و کارایی مصرف آب در پایه هیبرید مشاهده شد. بر اساس نتایج پژوهش حاضر میزان پرولین، قند و پروتئین برگ پایه هیبرید تحت تاثیر دور آبیاری واقع نشد در صورتیکه در پایه قزوینی افزایش یافت که بیانگر مقاومت بیشتر پایه هیبرید نسبت به پایه قزوینی به تنش خشکی می باشد.
    کلیدواژگان: پرولین، قندمحلول، کارایی مصرف آب، پسته
  • طاهر سقلی، علیرضا طلایی، علی ایمانی صفحه 95
    تحقیق حاضر با هدف مطالعه وضعیت خودسازگاری و دگرسازگاری در چند رقم تجاری هلو از طریق مطالعات مزرعه ای و میکروسکوپی به جهت افزایش کمی وکیفی محصول در سال 1390-1389 در قالب چند آزمایش انجام گرفت. برای این کار ابتدا آزمون جوانه زنی دانه گرده 10 رقم هلو در محیط کشت جوانه زنی انجام گرفت. نتایج حاصل از این آزمون نشان داد که گرده کلیه ارقام به جز رقم جی اچ هیل دارای قدرت جوانه زنی کافی بودند. بیشترین درصد جوانه زنی دانه گرده را رقم سان کرست با مقدار 85‎/91% دارا بود و رقم جی اچ هیل با صفر درصد کمترین درصد جوانه زنی دانه گرده را داشت. در آزمون بعدی اثر گرده خودی و گرده افشانی آزاد روی میزان تشکیل میوه در 9 رقم (رد هیون، اسپرینگ کرست، ارلی رد، ارلی گلد، سان کرست، دیکسی رد، انجیری، اسپرینک تایم و البرتا) بررسی شد. نتایج نشان داد که در هر سه مرحله شمارش میزان میوه تشکیل شده پس از گرده افشانی آزاد از میزان میوه تشکیل شده حاصل از خود گرده افشانی بیشتر بود و تیمار خود گرده افشانی به طور معنی داری باعث کاهش میزان تشکیل میوه شد. علاوه برآن، در شمارش سوم (80 روز پس از گرده افشانی) بیشترین میزان تشکیل میوه را رقم اسپرینگ تایم با مقدار 96‎/24% و کمترین میزان تشکیل میوه را رقم انجیری با میزان 93‎/14% دارا بود. در آزمون دیگر، اثر گرده خودی و 3 نوع گرده غیر خودی روی میزان باردهی در چهار رقم آلبرتا، سان کرست، رد هیون و اسپرینگ تایم بررسی شد. نتایج حاصل از این بررسی ها نشان داد که در هر چهار رقم مورد بررسی میزان تشکیل میوه حاصل از گرده خودی بیشتر از میزان تشکیل میوه حاصل از گرده غیرخودی بود. در نهایت آزمونی به منظور مطالعه رشد لوله گرده حاصل از خود و دگر گرده افشانی گل های تثبیت شده در محلول F.A.A. در زمان های 24، 48، 72، 96 و 120 ساعت پس از گرده افشانی دستی با استفاده از میکروسکوپ فلورسنت مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج این قسمت از بررسی ها نشان داد که زمان های 24، 48 و 72 ساعت پس از خود و دگر گرده افشانی به منظور رسیدن لوله گرده به قسمت انتهایی خامه کافی نمی باشند، ولی در زمان های 96 و 120 ساعت پس از خود و دگرگرده افشانی در تمام تلاقی های انجام شده مادگی هایی با لوله گرده در انتهای خامه مشاهده شدند که در زمان 120 ساعت تعداد مادگی هایی که دارای لوله گرده در انتهای خامه بودند در تعدادی از تلاقی ها نسبت به زمان 96 ساعت پس از خود و دگرگرده افشانی افزایش پیدا کرده بود. این نتایج حاکی از آن است که در برخی از تلاقی ها زمان 96 ساعت و در برخی دیگر زمان 120 ساعت پس از خود و دگرگرده افشانی برای رسیدن لوله گرده به انتهای خامه کافی و مناسب بوده است.
    کلیدواژگان: خودگرده افشانی، لوله گرده، هلو، تشکیل میوه، دگرگرده افشانی
  • ولی ربیعی، مینا سعادتی، رقیه عظیم خانی، سجاد جعفری، سمیه محمدی صفحه 109
    انار یکی از مهمترین میوه هایی است که ایران مرکز و کشت و کار آن در دنیا بشمار می رود و غنی ترین ذخایر ژنتیکی انار دنیا در ایران وجود دارد. در این مطالعه تنوع ژنتیکی 15 نمونه انار مربوط به شهرستان طارم زنجان با استفاده از نشانگر مولکولی RAPD مورد بررسی قرار گرفت. DNA ژنومی از برگ ها استخراج، و از نظر ویژگی های کمی و کیفی در واکنش PCR، مورد ارزیابی قرار گرفتند. از تعداد 39 آغازگر تصادفی 10 نوکلئوتیدی، در مجموع 273 نوار تشکیل شد، 201 نوار چند شکل و 72 نوار تک شکل بودند. تعیین فواصل ژنوتیپ ها با استفاده از نرم افزار NTSYS انجام شد و در نهایت دندروگرام براساس ضریب تشابه SMC و الگوریتم UPGMA ترسیم گردید. بیشترین و کمترین تشابه بین ژنوتیپ ها به ترتیب برابر 83% و 59% بدست آمد. دندروگرام حاصل در حد تشابه 59‎/0 ژنوتیپ ها را به دو گروه جدا تقسیم کرد و در حد تشابه 63‎/0 ارقام به سه گروه تقسیم شدند. همچنین ضریب کوفنتیک بین ماتریس تشابه و دندروگرام حاصل در حد 76‎/0r= بدست آمد که نشان دهنده همبستگی مناسب دندروگرام با ماتریس تشابه است. در نمونه شیرین پوست نازک که در یک گروه جداگانه قرار گرفت امکان بهره گرفتن از هتروزیس و زمینه تولید واریته های هیبرید وجود دارد. گروه بندی بر اساس تجزیه به مولفه های اصلی نتایج حاصل از تجزیه کلاستر را تایید می کند.
    کلیدواژگان: تنوع ژنتیکی، نشانگر مولکولی، انار، RAPD
|
  • Younes Mostofi, Mahsa Geransayeh, Vahid Abdousi, Mohammad Ali Nejatian Page 1
    Grape as a remarkably perishable fruit is susceptible to fungal infections especially fungus Botrytis cinerea, an agent of gray mold and berry dehydration. Limitations have recently been placed upon uses of synthetic chemical compounds as regards of control postharvest losses in grape and in other susceptible fruits. In the present study a Prospective safe non-chemical control method was evaluated. An aqueous solution of 0.3 ppm concentration of ozone was applied to grapes cv. "Fakhri" in a test of three treatment times (5, 10 and 15 min). Quality characteristics (decay, vitamin C. content, reducing sugars, maturity index, weight loss, berry abscission, dehydration, cracking of berry and sensory analyses were assessed. Results indicated that treated fruits with ozone had lower decay percentage, weight loss, berry dehydration, berry abscission, berry cracking, while benfiting from higher reducing sugars, maturity index and storage quality as compared with control. In total, ozone treatment caused lower decay incidence and longer storability of the fruit.
    Keywords: Postharvest quality, Table grapes, Storability, Decay rate, Ozone
  • Farshad Dashti, Khosro Parvizi, Hamed Ashraf, Mohammad Reza Chaeichi, Mahmood Esna Ashari Page 11
    Effects of different Paclobutrazol concentrations (0, 250, 350 and 450 mgL-1) and plantlet density (80, 100 and 120 plantlet/m2) on minituber production per plantlet in potato cultivar ‘Sante’ were investigated in a factorial experiment based upon a randomized complete block design of 4 replications. Paclobutrazol (Cultar with 250 g/L of active ingredient) was used as foliar application at early stolon initiation. The results indicted that Paclobutrazol increased chlorophyll a and b contents of the leaf tissue as well the ratio of the tuber fresh mass to shoot fresh mass. Paclobutrazol significantly reduced the internode,s, stem and stolon length, also reduced stem diameter. While plantlet density increased internode, stem and stolon length, yet reduced tuber fresh mass to shoot fresh mass ratio. The interaction between the two factors was significant on internode, stem and stolon lengths. The study clearly showed that Paclobutrazole is effective in suppressing excessive vegetative growth in high plantlet densities. It could also improve the minituber average weight through an increase of assimilation to the minituber and as well an increase of chlorophyll a and b contents of the leaf tissue. Means related to weight and number of minituber production were recorded as 3.27, 3.74 and 5.69, 6.16 in control and Paclobutrazol treatments, respectively. In total, for producing the highest numbers of minituber of higher weights, it is recommended to apply higher plantlet densities along with lower concentrations of Paclobutrazol
    Keywords: Plantlet density, Paclobutrazol, Minituber, Potato
  • Hamed Balanian, Mohammad Reza Fattahi Moghadam, Ali Ebadi, Darab Hasani Page 21
    Vegetative propagation of Persian walnut encounters a major problem in Iran growing conditions. This experiment was carried out to study the physiological effects of rootstock as regards herbaceousness or woodiness, and with respect to the presence of leaf on it or not on minigrafting success. Throughout the study, 1.5-2.5 cm length Persian walnut scions were minigrafted on herbaceous vs. softwood (with or without leaf) walnut rootstocks grown for a few weeks in controlled conditions. Results indicated that the existence of leaf on the rootstock had negative effects on the success of minigrafting in either leafy or leafless rootstocks (48 and 56 percent, respectively). A significant difference was observed between herbaceous and softwood rootstocks. Softwood rootstocks benefited from 56% success as compared with 46% in herbaceous ones. Interaction effect was also observed between kind of rootstock and leaf existence as the existing leaf increased grafting success in herbaceous rootstocks while decreasing it in softwood ones. The negative effect of leaf on minigrafting of softwood rootstocks was in so far as it decreased grafting success from 73% in leafless rootstocks to 43% in leaf bearing ones. Leaf had no significant effect on the time needed for the graft to take, yet it enhanced the graft success on herbaceous rootstocks more than it did on softwood ones. The soluble sugar content at the grafting point of leaf bearing softwood rootstock was more than that for the leafless ones, however grafting success was not dependent upon sugar content. This difference came maybe from substances made through either young or older leaves in either herbaceous or softwood rootstocks that were transported to the grafting union point and subsequently affecting the graft success and scion growth. The grafted plants had desirable survival and growth rates till one year past the experiments.
    Keywords: Walnut, Grafting, Soluble sugar, Scion growth, Rootstock
  • S.Soqra Hossini Darvishani, Esmaeil Chamani Page 31
    Global concern of protection of the environment has led to researches on the effects of plants, natural extracts and organic materials to help maintain the postharvest quality of horticultural crops. Throughout the present study, the effects of such natural products as: mint, thyme, savory, rosemary extracts, S-carvone, and humic acid on postharvest life of cut rose flowers, and the potential of these products in being alternative to such hazardous chemical compounds as silver thiosulfate, were evaluated. Concentrations of 1, 2.5, 5, 7.5, and 10% herbal extracts; 10, 25, 50, 75 and 100 mgl-1 of humic acid; 0.1, 0.2, 0.3, 0.4, and 0.5 mM S-carvone vs. 1 mM of silver thiosulfate were used to have their effects evaluated on vase life, relative fresh weight, flower diameter and on chlorophyll content of cut roses. Experiments were carried out as based on a completely randomized design of 5 replications.The results indicated that 1 mM of silver thiosulfate and 50 mgl-1 humic acid treatments significantly (P≤0.05) increased the vase life of cut rose flowers (26 and 24 days, respectively) as compared with control (17.4 days). Moreover, 0.1 mM S-carvone had a positive effect on longevity of the cut flowers. Flowers treated with 0.3 mM S-carvone and 1 mM silver thiosulfate bore the highest relative fresh weights in early and final (17th and 19th) days of the experiments, respectively. However, plant extracts of 1% mint and 7.5% savory, significantly decreased vase life of cut rose flowers as compared with control. Mint extract in concentration of 10% showed significantly negative effect on flower diameter in the second and third assessments. Also, in the last two measurements, the highest diameter was obtained at concentration of 1 mM of silver thiosulfate. No significant differences were observed in chlorophyll content for all the applied treatments. In total, the results indicated that silver thiosulphate exerts the highest impact on increasing cut rose flowers, longevity, but humic acid and S-carvone treatments can be recommended as potentially effective alternatives to this non-organic substance.
    Keywords: Silver thiosulfate, S, carvone, Vase life, Plant extracts, Humic acid
  • A.M. Mirzaalian Dastjerdi, Siamak Kalantari, Mesbah Babalar, Zabihollah Zamani Page 43
    The effects of different stages of maturity (mature green, until 20 to 40% of change in color), two treatments of cool water (5 ̊C for 5' and 10 ̊C for 15min.), two treatments of hot water (50 ̊C for 15 min. and 55 ̊C for 5 min.)), two temperatures (10 and 14 °C) of storage vs. six time periods (0, 5, 10, 15, 20 and 25 days) on shelf life and storage time of ‘Langra’ mango fruit were studied in two separate studies. Results indicated that, fruit firmness and acidity significantly decreased, but flavor index and other such sensory traits as skin color, aroma, taste and quality were significantly increased, with increase in maturity stage and storage time duration. Cool water treatments resulted in the highest level of fruit firmness along with the lowest index levels of flavor index, skin color and aroma, as compared with control and with hot water treatments. Both storage temperatures (10°C and 14°C) slowed down ripening, but storage temperature at 10 °C was more effective in reducing fruit flavor index, pH, skin color, aroma, taste and quality, and with le increasing acidity and fruit firmness, as compared with storage temperature of 14 °C. The data presented in this paper suggest that harvest in mature green stage, and an application of cool water treatment and storge of the fruit at 10°C delays mango fruit ripening.
    Keywords: Storage, Shef life, Hot water, Maturity stage, Mango, Mature green, Fruit, Quality of fruit, Cool water
  • Hasan Momenei, Behrouz Shiran, Mahmod Khodambashi, Kianosh Cheghamirza Page 61
    To evaluate the genetic diversity of native populations of Crown Imperial (Fritillaria imperialis L.) in Zagross region, ISSR molecular along with 32 morphological traits were employed. A number of 160 samples corresponding to eight Zagross populations distributed in six provinces were collected and assessed. Using six primers, 57 bands were totally produced from which 49 were polymorphic. Mean percentage of polymorphism was 85.6% and mean number of polymorphic bands per assay unit was equal to 8.17%. Mean Polymorphism Information Content (PIC) was 0.31. In dendrogram produced as based on Jacard Similarity Coefficients and UPGMA grouping method, all the populations were organized into distinct clusters denoting efficiency of the employed primers in production of suitable fragments along the genome. Analysis of Molecular Variance (AMOVA) and its partitioning among and within populations were analyzed for eight populations of F.imperialis either with or without regional structures. Variations among and within populations were 44.05% and 55.95% of the total variations, respectively. Regional grouping couldnt cover any part of total variance. Morphological dendrogram didn’t show an obvious pattern regarding a distinction of populations from each other. Correlation between morphological and molecular similarity matrixes wasn’t observed as significant (r= 0.25).
    Keywords: ISSR markers, Morphological traits, Fritillaria imperialis, Zagross
  • Zahra Ghahremani, Mohammad Reza Hasandokth, Abdolkarim Kashi, Mansoor Omidi, Maryam Jafarkhani Kermani Page 73
    The present research was carried out to evaluate the response of seven selected Persian leek accessions to in vitro gynogenesis. The experimental design was a factorial one based upon a completely randomized design of three culture media treatments B2D0 (2 mgl-1 BA), B2D2 (2 mgl-1 BA and 2 mgl-1 2, 4-D), and B2D4 (2 mgl-1 BA and 4 mgl-1 2, 4-D) along with seven Persian leek accessions (Gorgan, Neishabur, Hamedan, Mianeh, Kangavar, Varamin and Kerman) carried out in three replications. Traits of embryo rate, regeneration rate, survival rates, callus formation and vitrified flowers were evaluated. Out of a total of 18,900 flower buds cultured, 459 embryos (2.43%) were all successfully regenerated into complete plants. Gorgan and Mianeh accessions ended up with the highest embryo and regeneration rates (25%) in the culture medium of B2D2 (2 mgl-1 BA and 2 mgl-1 2, 4-D). Results finally indicated that unpollinated flower culture is an effective method of in vitro gynogenesis of Persian leek.
    Keywords: Unpollinated flower culture, Gynogenesis, In vitro culture, Persian leek
  • Aazam Maleki Kuhbanani, Hamid Reza Karimi Page 81
    In order to evaluate the inter-specific hybrid P. atlantica × P. vera cv. ‘Badami- Riz- Zarand’ to drought stress, a factorial experiement was conducted as based on a completely randomized design of three irrigation intervals 3, 6 and 9 days on Qazvini, Badami-Riz-Zarand and the hybrid of P. atlantica × P. vera cv. Badami- Riz-Zarand rootstocks of pistachio. Results indicated that such physiological parameters as proline, protein, leaf soluble sugar and minerals were affected by drought. Proline content of leaf, shoot K, and root Ca concentrations increased with increase in irrigation interval, white root K concentration decreased. Rootsocks had different responses to drought, so that, the highest leaf area and number, stem height, root length, shoot fresh and dry weight as well as WUE were observed in hybrid rootstock. Based on the results of the present study, and for the case of hybrid rootstock, the protein, proline and leaf soluble sugar contents were unaffected by drought, whereas they increased in the case of Qazvini rootstock, indicating that hybrid rootstock was more tolerant than Qazvini to drought stress.
    Keywords: Proline, WUE, Drought stress, Pistachio, Soluble Sugers
  • Taher Saghali, Aliraza Talaei, Ali Imani Page 95
    The present research was conducted with the purpose of studying self and cross-compatibility in some commercial cultivars of peach through field and microscopic studies in order to increase the quantity and quality traits of the product. The study was carried out in years 2010 and 2011. In a first experiment, the pollen germination of 10 cultivars of peach was studied in culture medium. The results showed that the pollen from all cultivars, except that from G.H.Hale had sufficient germination. The highest percentage of pollen germination belonged to Suncrest with 91.85% and the lowest to G.H.Hale with a germination rate of 0%.In the second experiment, the effect of self and open pollination on fruit set in 9 cultivars (Red Haven, Springcrest, Early Red, Early Gold, Suncrest, Dixi Red, Anjiri, Spring Time and Elberta) were investigated. The results showed that fruit set, following open pollination (at all the three counting stages) was higher than fruit set, resulting from self-pollination, indicating that self-pollination significantly reduces the fruit set. In addition, in third counting stage (80 days past from pollination), the highest level of fruit set of 24.96%, belonged to Spring Time, while the lowest of 14.93%, to Anjiri peach. In a third experiment, the effect of self pollen and three types of cross pollen on the level of fruit set were studied. The results revealed that in all the four treatments, the level of fruit set from self pollination was higher than that from cross pollination. In a fourth experiment, a microscopic study, flowers were harvested and fixed in F.A.A. solution within 24, 48, 72, 96 and 120 hrs after self and cross pollination. Results showed that 24, 48 and 72 hrs were not enough times for pollen tube to reach the base of the style, but 96 and 120 hrs were suitable time intervals. The number of pistils having pollen tubes at the base of their style increased for 120 hrs following self and cross pollination in some of the crosses as compared with 96 hrs following self and cross-pollination. Results finally indicated that in some crosses, 96 hr and in others 120 hr. past self and cross-pollination, were the proper time intervals for pollen tube to reach the base of the styles.
    Keywords: Cross, pollination, Peach, Fruit set, Pollen tube, Self, pollination
  • Vali, Rabiei, Mina Saadati, Roqayh Azimkhani, Sajad Jafari, Somayh Mohammadi Page 109
    Pomegranate is an importantly popular fruit crop with Iran the main center of its diversity throghout the World. The richest pomegranate genetic resources believed to exist in Iran. The present investigation was carried out to study the genetic diversity of 15 genotypes of pomegranate in Tarume Zanjan making use of RAPD markers. Genomic DNA was extracted from the plant,s leaf, and tested for the perspective quality and quantity features in PCR reaction. A set of 39 arbitrary primers was used that produced 273 reliable bands among which 201 bands were polymorphic and 72 monomorphic. RAPD data was used to compute genetic similarities as based on Simple Matching (SM) index. Data analysis was carried out through NTSYS-2.2 software. Finally a dendrogram was constructed using SMC similarity coefficient and UPGMA method. The highest and lowest similarity coefficients were found aqual to 83% and 59%, respectively. In cluster analysis, the genotypes were divided into two clusters, 'Post-nazok' being placed in one cluster, and the remaining 14 genotypes grouped together. Co-phentic correlation coefficient between similarity matrix and the Coph matrix amounted to 76%. Results of Principal Coordinate Analysis supported the cluster analysis results. RAPD profiling was found effictive in revealing the DNA polymorphism among the genotypes. RAPD data indicated a relatively low level of genetic diversity among the studied genotypes. 'Poost-nazok' genotype, individually separated from the others, can be a promising candidate in breeding genotypes, grouping as based on PCA, confirming the results of the cluster analysis.
    Keywords: Pomegranate, RAPD, Genetic diversity, Molecular marker