فهرست مطالب

پژوهش های ژئومورفولوژی کمی - سال یکم شماره 3 (زمستان 1391)
  • سال یکم شماره 3 (زمستان 1391)
  • تاریخ انتشار: 1391/12/12
  • تعداد عناوین: 9
|
  • ایرج جباری، سعید شیرزادی صفحه 1
    ازجمله اشکال کارست سطحی، حفره های کوچک انحلالی روی سنگ ها هستند که در اصطلاح لاپیه های حفره ای نامیده می شوند. در ایجاد لاپیه های حفره ای، عواملی چون، اثر قطره‎های باران، انحلال سنگ در محل تقاطع درزها و تبلور نمک موثر هستند. در این پژوهش اثر خزه‎های سطح سنگ در ایجاد این اشکال بررسی شده است. بر این اساس حداکثر ابعاد هر کدام از خزه ها، به‎همراه حداکثر ابعاد حفره ی سنگی موجود در زیر 414 مورد از خزه ها با استفاده از دستگاه کولیس اندازه گیری شد. سپس رابطه‎ی تعداد خزه‎های سطح سنگ با تعداد حفره‎های زیر آنها در شرایط رویشی خزه‎ها روی دو نوع سنگ کربناته با آزمون کای‎دو بررسی شد. برای نشان دادن تاثیر شکل خزه‎ها در شکل حفره‎های زیر خزه‎ها نیز، ابعاد حفره ها به ابعاد خزه ها محاسبه و اختلاف آنها در شرایط مختلف سطح سنگ شامل، جنس، شیب و جهت سنگ با استفاده از آزمون تی جفتی در سطح معنادار 5/0 بررسی شد. نتایج نشان داد که بین ابعاد خزه ها و ابعاد حفره های سنگی زیر آنها، همبستگی معناداری وجود دارد. در زیر 70 درصد خزه هایی که روی سنگ آهک رشد کرده بودند، حفره‎ی سنگی قابل اندازه گیری مشاهده شد. در حالی‎که در نمونه های مربوط به سنگ دولومیت، تنها در زیر 20 درصد خزه ها حفره ی سنگی قابل انداره گیری مشاهده شد؛ ولی آزمون تی جفتی درباره‎ی آنها به نتایج مثبتی منجر نشد و از این رو تلاش شد این آزمون درباره‎ی مرحله‎ی تحول به‎اجرا گذاشته شود. درنتیجه آزمون نشان داد در شرایطی که لاپیه‎ها رشد می‎کنند، شکل آنها و به‎ویژه، عمق آنها با خزه‎های رویی تطابق پیدا می‎کنند.
    کلیدواژگان: لاپیه، کارن، خزه، کارست، انحلال، ژئومورفولوژی
  • محمد حسین رامشت، عباسعلی ولی، محسن پورخسروانی، محسن دهقانپور، طیبه محمودی صفحه 13
    این پژوهش تلاش دارد با استفاده از روش‎های کمی و مدل‎های آماری به این پرسش پاسخ دهد که آیا فرایندی غیر از فرایندهای یخچالی، این چشم‎انداز رابه‎وجود آورده است؟ با توجه به نتایج پژوهش حاضر، وجود اختلاف معنادار بین میانگین قطر ذره‎های زبانه‎های یخچالی، موید تفاوت معنادار در توان هر زبانه است، به‎گونه‎ای که نتایج آزمون دانکن زبانه‎ها را به سه گروه مختلف تقسیم‎بندی می‎کند. گروه اول شامل زبانه‎های 3، 4 و 5، گروه دوم شامل زبانه‎های 1، 3 و 5 و گروه سوم شامل زبانه‎های 1 و 2 است. با توجه به‎اندازه‎ی میانگین قطر سنگ‎ها در گروه سوم، می‎توان نتیجه گرفت نیروی فرایند یخچالی در زبانه‎های گروه سوم بیشتر از دو گروه دیگر بوده است. همچنین آزمون مقایسه‎ی میانگین‎ها، آثار پنج زبانه‎ی یخچالی موجود در منطقه را در سه گروه قرار می‎دهد یعنی اینکه بر پنج زبانه‎ی موجود در منطقه،سه وضعیت حاکم بوده است. از سوی دیگر، عدم وجود اختلاف معنادار بین مقاطع، حاکی از یکنواخت بودن میانگین قطر سنگ‎هاست؛ یعنی هیچ اختلاف معناداری بین قطر سنگ‎ها در مقاطع مختلف به فواصل مختلف در طول بلوک‎ها (زبانه‎های یخچالی) وجود ندارد. یعنی اینکه هیچ‎گونه جورشدگی روی سنگ‎ها اتفاق نیفتاده است که بتواند آرایش تصادفی حاصل از فرایند یخچالی را تغییر دهد. پس با قطعیت می‎توان اظهار داشت که پس از وقوع فرایند حاصل از ذوب یخ،فرایندی بزرگتر از فرایند یخچالی رخ نداده است. بنابراین فرضیه‎ی رخ دادن سیلاب‎های بزرگ بعد از دوره‎های یخچالی در منطقه‎ی مورد مطالعه، قطعی نیست.
    کلیدواژگان: تفت، زمین شکل، سنگ سرگردان، یخچال
  • امجد ملکی، محمد احمدی، بهزاد میلادی صفحه 23
    پژوهش پیش رو به‎منظور شبیه سازی مناطق مستعد خندق زایی در حوضه‎ی رودخانه‎ی مرگ، واقع در جنوب شهر کرمانشاه انجام شده است. این پژوهش به‎منظور شبیه‎سازی خندق‎زایی در پهنه‎ی بزرگ 15/1466 کیلومتر مربع، به‎کمک مدل رقومی ارتفاعی و دیگر لایه‎های نقشه‎ای و شاخص توان آبراهه ای انجام شده است. لایه های کاربری اراضی، فاصله از آبراهه‎ها، فاصله از جاده ها، لیتولوژی، شیب، جهت شیب، انحنای عمودی و انحنای افقی شیب منطقه تهیه شد. با تولید شاخص SPI و بهره گیری از آن برای تشخیص نقاط مستعد خندق زایی، سطح جست‎وجو در درون لایه‎ی اخیر به نقاط محدودی کاهش یافت. نتایج حاصل از همپوشانی این نقاط و لایه‎های اطلاعاتی موجود، به شناسایی طبقه یا کلاس موثر در تشکیل خندق منجر شد. با مراجعه‎های میدانی متعدد، صحت و دقت نقاط تولید شده بررسی شد، سپس آزمون مربع کای اسکوور روی داده های تولید شده اعمال و درجه‎ی معناداری کلاس نقطه به تایید رسید. نتایج حاصل از ارزیابی آماری و میدانی به دو مدل جداگانه برای پیش بینی مناطق مستعد خندق در حوضه‎ی مورد مطالعه منجر شد.
    کلیدواژگان: شبیه سازی، خندق زایی، حوضه مرگ، DEM، GIS
  • منصور خیری زاده، جبرئیل ملکی، حمید عمونیا صفحه 39
    سیلاب، یکی از پدیده های پیچیده و مخرب طبیعی است که هر ساله خسارت‎های فراوانی را به‎دنبال دارد. منطقه‎ی شمال غرب کشور، به‎دلیل داشتن اقلیمی نیمه خشک و کوهستانی و درنتیجه تغییرپذیری بالای بارش، ازجمله مناطقی است که در معرض سیلاب های مخرب قرار دارد. منطقه‎ی مورد مطالعه، حوضه‎ی آبریز مردق چای (موردو چای) در استان آذربایجان شرقی است. برای انجام این پژوهش از روش های توصیفی، میدانی و تحلیلی استفاده شد. متغیرهای مورد بررسی شامل شیب، شماره‎ی منحنی (CN)، ارتفاع رواناب، شکل، تراکم زهکشی، سنگ‎شناسی و پوشش گیاهی حوضه هستند. لایه‎های اطلاعاتی در نرم‎افزارهای Arc GIS و ENVI تهیه شد. برای تعیین میزان اثر و وزن دهی به متغیرهای اصلی و طبقه‎های فرعی هر یک از متغیرها در رابطه با خطر وقوع سیلاب، از مدل ANP در قالب نرم‎افزار Super Decisions استفاده شد. نتایج نشان می دهد که عامل شیب با میزان 30/0 و ارتفاع رواناب سطح حوضه با میزان 28/0 در رابطه با رخداد سیلاب، از بیشترین میزان اهمیت و عوامل پوشش گیاهی (NDVI) و سنگ‎شناسی، به‎ترتیب با رقم 06/0 و 07/0 از کمترین میزان اهمیت برخوردار هستند. کمابیش در 32 درصد از سطح حوضه، خطر وقوع سیلاب بسیار زیاد و زیاد است که بیشتر در قسمت هایی از پایین‎دست حوضه واقع شده اند. این امر با وجود کاهش شیب، به‎دلیل برقراری ارتباطات درونی متغیرها و دخالت عواملی مانند شماره‎ی منحنی (CN) و ارتفاع رواناب بالا، فقر پوشش گیاهی و تراکم زهکشی نسبی بالا است که با توجه به استقرار نقاط سکونتگاهی در این محدوده، انجام اقداماتی برای کاهش خطر وقوع سیلاب در این قسمت از حوضه ضروری است.
    کلیدواژگان: سیلاب، پهنه بندی، GIS، مدل ANP، حوضه‎ی آبریز مردق چای
  • منیژه قهرودی تالی، سید موسی پورموسوی، سمیه خسروی صفحه 57
    شهرهای ایران دارای شواهد متعددی از لرزه‎خیزی، همچون گسله‎ها و شکستگی‎ها، به‎ویژه در زمین‎های آبرفتی است که با ایجاد سازه‎های سنگین شهری، ناپایداری بسترهای شهری را به‎ارمغان آورده است. این پژوهش با هدف تحلیل پراکنش تخریب ناشی از لرزه‎خیزی در محیط شهری انجام شده است. منطقه‎ی یک تهران از این نظر انتخاب شده است که در ناحیه‎ی البرز مرکزی، بر نهشته‎های کواترنری واقع شده است و دارای شواهد متعدد تکتونیکی، ازجمله وجود سازند هزار دره، وقوع زمین‎لرزه‎هایی با بزرگی بیش از 7 ریشتر، چین خوردگی و گسلش در سازند هزاردره و وجود زمین لغزش‎های دامنه‎ای هستند. در این مطالعه به‎منظور بررسی پتانسیل تخریب ناشی از زمین‎لرزه در منطقه‎ی یک تهران، از نقشه‎ی توپوگرافی، پراکندگی گسله‎ها، کاربری تهیه‎شده از سوی شهرداری، تراکم جمعیت، داده‎های ارتفاعی (DEM) استفاده شده است. بر اساس داده‎های فوق با توجه به شرایط تکتونیکی منطقه‎ی یک تهران، معیار‎های ضریب خمیدگی، نوع آبرفت، ارتفاع زمین، تغییرات ارتفاعی، تراکم شبکه‎ی زهکشی، تراکم نسبی گسل، تراکم نسبی جمعیت و درصد فضای باز، شاخص‎های انتخاب‎شده‎ای است که می‎تواند بیانگر تخریب ناشی از لرزه‎خیزی در این منطقه باشد. پراکنش شاخص‎های مورد نظر با استفاده مدل تاپسیس از روش‎های تصمیم گیری چند شاخصه مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج مطالعات نشان داد که حداکثر پتانسیل لرزه‎خیزی در بخش شمالی منطقه‎ی یک، به‎دلیل بیشترین برون‎زدگی‎های آبرفت‎های قدیمی‎تر روی آبرفت‎های جدیدتر، حضور گسل‎های اصلی و لرزه‎زا، حداکثر ضریب خمیدگی و حضور شبکه‎های آبرفتی اصلی قرار گرفته است
    کلیدواژگان: لرزه‎خیزی، مدل تاپسیس، روش تصمیم گیری چند شاخصه، منطقه‎ی یک ‎تهران
  • غلامرضا روشن، وحید محمدنژاد صفحه 69
    هدف از انجام این پژوهش، مدل‎سازی تغییرات تراز دریاچه‎ی ارومیه در بستر گرمایش جهانی است. برای دست‎یافتن به این هدف و شبیه سازی مقادیر دما و بارش کشور تا سال 2100، از نتایج دو مدل گردش عمومی جوMIROC_3-2_MEDRES و MPI_ECHAM5 و سه طرح فرضی a1b، a2 و b1 استفاده شده است. در ادامه برای مدل‎سازی آماری تغییرات تراز دریاچه‎ی ارومیه با استفاده از روش رگرسیون چند متغیره، از تاثیر تغییرات چهار مولفه‎ی مستقل دما، بارش، نوع اقلیم (روش دمارتن) و خشکسالی (روش SPI) با تاخیر یک‎ساله نسبت به متغیر وابسته (تراز دریاچه) استفاده شد. آنچه از میانگین تمام طرح‎های فرضی برای دوره‎ی مطالعاتی 2010 تا 2100 به‎دست آمده است، نشان می دهد که به‎طور میانگین دما به میزان 73/0+ درجه سانتی‎گراد و بارش به مقدار 44/9- میلی‎متر نسبت به دوره‎ی مشاهداتی 1968 تا 2009 تغییر خواهند کرد. همچنین میانگین کلی تمام طرح‎های فرضی تا سال 2100 از کاهش شاخص اقلیمی دمارتن به مقدار 10/0- درصد در هر دهه خبر می‎دهد. اما آنچه از مدل‎سازی آماری به‎دست آمد، نشان‎دهنده‎ی بیشترین کاهش تراز آب دریاچه به‎میزان 73/2- متر در هر دهه تا سال 2100 برای خروجی‎های مدل MPI_ECHAM5 و طرح فرضی a1b و کمترین تغییرات کاهشی تراز دریاچه به‎میزان 28/2- متر برای مدل و طرح فرضی MPI_ECHAM5/b1 تا سال مورد نظر است. به‎هرحال آنچه از مجموع تمام طرح‎های فرضی نتیجه شد، وجود روند کاهشی و معنادار تراز آب دریاچه‎ی ارومیه (میانگین 50/2- متر) برای هر دهه از سال 2010 تا 2100 است که می تواند تاثیر بسیار سوء و نامناسبی بر محیط زیست دریاچه و اطراف آن داشته باشد.
    کلیدواژگان: پیش‎بینی، مدل‎های گردش عمومی جو، هیدرولوژی، بیابان‎زایی، دریاچه‎ی ارومیه
  • ابوالقاسم گورابی، مصطفی کریمی صفحه 89
    شناسایی و استخراج لندفرم های سطح زمین از داده ها رقومی در سال‎های اخیر، رشد و گسترش بسیار زیادی یافته اند. در این راستا مخروط افکنه ها در مناطق خشک از اهمیت بسیار زیادی برخوردارند. هدف این مطالعه ارائه‎ی روشی بهینه (سریع، دقیق، کم هزینه، و استفاده از حداقل داده‎ی مورد نیاز)، برای استخراج مرز مخروط افکنه ها از DEM است. بدین منظور با استفاده از DEM و روشی که در این پژوهش برای نخستین‎بار ارائه شده است (مدل قرینه‎ی DEM)، با قرینه سازی داده های رقومی ارتفاع و روش های موجود در نرم افزارهای GIS، مخروط افکنه به‎عنوان یک حوضه‎ی آبریز معرفی و سپس مرز آن استخراج شده است. برای ارزیابی دقت این روش، مرز استخراجی روی تصاویر ماهواره ای (ASTER، QuickBird)، نقشه‎ی توپوگرافی و شبکه هایی زهکشی منطقه همپوشانی شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهند که روش «مدل قرینه‎ی DEM» از نظر دقت نتایج، سادگی، سرعت انجام و بهره گیری از حداقل داده ها بر روش های دیگر برتری دارد.
    کلیدواژگان: مخروط افکنه، DEM، مدل قرینه DEM، مخروط افکنه‎ی مروست
  • رضا اسماعیلی، صدرالدین متولی، محمد مهدی حسین زاده صفحه 101
    رودخانه ها نسبت به حرکات تکتونیکی حساس هستند و رابطه‎ی نزدیکی بین لندفرم های رودخانه ای و حرکات تکتونیکی وجود دارد. شاخص های ژئومورفیک به‎عنوان ابزاری برای مشخص‎کردن ساختارهای جدید و فعال به‎کار می روند. منطقه‎ی مورد مطالعه، حوضه‎ی آبریز واز است که در شهرستان نور در استان مازندران واقع شده است. در این حوضه گسل های متعددی مانند، گسل شمال البرز و گسل کلرد سازندهای زمین‎شناسی را جابه‎جا کرده اند. در این مطالعه شاخص های ژئومورفیک، مانند منحنی های هیپسومتری، شاخص تقارن حوضه، نیمرخ طولی نرمال‎شده‎ی رود و شاخص گرادیان طولی رود با استفاده از مدل ارتفاعی رقومی (DEM) در نرم‎افزار ARC GIS تهیه و مورد تحلیل قرار گرفتند. نیمرخ طولی نرمال‎شده‎ی رود (SLK) برای زیرحوضه ها ترسیم شد. به‎دلیل بی‎بعد بودن این شاخص، حداکثر تقعر (Zmax) دره های مختلف مورد مقایسه قرار گرفتند. سپس با محاسبه‎ی مقادیر SL شاخه های مختلف رود و میان‎یابی این مقادیر، نقشه‎ی SL رود تهیه شد. مقادیر SL بین 75 تا 1375 متغیر بوده است. تقریبار 75 درصد مقادیر SL کمتر از 700 متر را نشان می دهد. بیشترین مقدار SL در قسمت جنوبی حوضه و در مجاورت گسل بزرگ البرز شمالی قرار گرفته است. مقادیر بالای SL تنها در برخی موارد با وجود گسل ها در ارتباط است. با استفاده از آزمون کروسکال والیس، این مقادیر مورد ارزیابی قرار گرفت که نشان‎دهنده‎ی تفاوت معنا داری بین سنگ شناسی حوضه و مقادیر SL است.
    کلیدواژگان: شاخص های ژئومورفیک، نقشه‎ی SL، نیمرخ طولی نرمال‎شده‎ی رود، مورفوتکتونیک، حوضه‎ی آبریز واز
  • زهره ابراهیمی، عباسعلی ولی، رضا قضاوی، حامد حق پرست صفحه 115
    امروزه با پیدایش فناوری سنجش از دور، امکان بهره‎برداری از آن برای مطالعه‎ی بسیاری از ویژگی‎های خاک، همچون اندازه‎ی هندسی ذره‎ها و تعیین بافت خاک با صرف وقت و هزینه‎ی کمتری فراهم شده است. هدف این پژوهش، بررسی تاثیر اجزای بافت خاک و میانگین هندسی ذره‎ها بر پاسخ طیفی سطح خاک، در دشت خاتم با استفاده از داده‎های ماهواره‎ای سنجنده ASTER است. بدین منظور در 23 آگوست سال 2007 میلادی، مطابق با زمان اخذ تصویر، نمونه‎برداری از سطح خاک در 76 پروفیل به‎شکل تصادفی انجام گرفت. مقادیر مربوط به بافت نمونه‎های خاک به‎روش هیدرومتری در آزمایشگاه و درنهایت میانگین هندسی قطر ذره‎ها برای هر نمونه محاسبه شد. پس از انجام تصحیحات هندسی و رادیومتریک و سایر پردازش‎ها روی تصاویر، برای بررسی اثر بافت و میانگین هندسی ذره‎های خاک بر بازتاب زمینی، از روش رگرسیون چندمتغیره بین مقادیر تخمینی هر لایه‎ی اطلاعاتی و مقادیر آزمایشگاهی در نقاط آموزشی استفاده شد. درنهایت دقت مدل‎ها بر اساس ضریب تبیین حاصل از برازش خط بین مقادیر مشاهداتی و تخمینی نقاط تست مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که باند مادون قرمز نزدیک سنجنده‎ی استر، می‎تواند در تعیین درصد شن (با ضریب تبیین 5/0 و خطای استاندارد 9/11)، سیلت (با ضریب تبیین 4/0 و خطای استاندارد 09/10)، رس (با ضریب تبیین 57/0 و خطای استاندارد 46/3) و میانگین هندسی ذره‎های خاک (با ضریب تبیین 4/0 و خطای استاندارد 09/0) منطقه‎ی مطالعاتی موثر باشد. همچنین نتایج نشان داد که ارتباط معناداری بین مقادیر بازتاب طیفی سایر باندهای اصلی و فاصله‎ی اقلیدسی از خط خاک با مقادیر آزمایشگاهی سیلت، شن و میانگین هندسی ذره‎ها وجود ندارد.
    کلیدواژگان: بافت خاک، میانگین هندسی قطر ذره‎ها، پاسخ طیفی، رگرسیون، مدل
|
  • Jabbari I., Shirzadi S Page 1
    The German word Karren and the French word Lapies are commonly used to refer to small-scale solution sculpture. Lapies range in size from a few millimeters to several meters. Present or absence of soil and vegetation cover, the rock and climate are the controls on lapies. The studies on the role of vegetation cover on lapies development have focused either on general functions of plants on solution or on influences of present or absence of vegetation on the development of lapies. However, it is not clear if the plants affect to producing and development of karstic landforms such as lapies, and whether there is any significant correlation between plant sizes and lapis sizes in different kinds of carbonate rocks and aspect and gradients of slopes. So, in this research we have tried to study the influences of mosses growing on Zagross slopes on the size of lapies.
  • Ramasht M. H., Vali A. A., Pourkhosravani M., Dehghanpour M., Mahmoodi T Page 13
    Glacier impacts are the most important evidence that climate change Quaternary period. That Geomorphological phenomenon in the Earth's crust on the outer surface are left. Because they can be reconstructed past climate (Ramesht and Kazemi, 2008: 1). Central plateau of Iran, has dry to very dry conditions. Geomorphologic evidence shows significant changes in climate and natural conditions of the region occurred during the Quaternary. The situation today is very different from that sometimes. Evidence remains of the Quaternary period, such Syrkhay glacier, river and lake terraces, alluvial fans, and fossilized. .., show the Quaternary climatic changes. Glacialmorans geomorphologic effects, which are seen in the study area. However, results of studies on glacial forms, has had important results. Quantitative measure rarely used and ever the results classic approach is used in the formation of these forms. This study attempts to use quantitative and statistical models to answer the question whether the process has existed except glacial processes in creation of this landscape?
  • Maleki A., Ahmadi M., Miladi B Page 23
    The water erosion is one of main causes of geomorphologic changes. The same erosion causes the destruction of soil grand les while the rain drops falling; it decreases the soil penetration leading to digging. The ditch erosion causes the drainage of moisture in the region, it leads to decrease the soil capability, and it causes to transfer some amount of soil. The study region is located beside Dead River in the south of Kermanshah. It is agricultural; it is by the wrinkled Zagros in the high. The goal of study is to assimilate the suitable the suitable regions for making ditch.
  • Kheirizadeh Arough M., Malaki, Amooniya H Page 39
    Northwest of Iran due to semi-arid and mountainous climate and hence high precipitation variability including area of the country which is exposed to destructive floods. Therefore study of drainage basin flooding is essential in these areas. The study area is Murdu Chay drainage basin which located in eastern Azarbaijan province in northwest of Iran.
  • Ghahroudi Tali M. Pourmosavi S.M., Khosravi S Page 57
    Cities in Iran are included numerous evidences with seismicity such as faults and fractures, particularly in alluvial land with heavy structures, have brought instability to the urban context. This research has been done to analyze of special distribution of seismicity damage in urban environment. District 1 of Tehran is selected from this point in that it is located in the geological Central Alborz, on the deposit of Quaternary and Karag formations and including evidences of neotectonic, such as present of Hezardareh formation, an earthquake with a magnitude of more than 7, folds and faulting in the Hezardareh formation, there are tectonics deposits and landslides.
  • Roshan Gh. Mohammad Nejad V Page 69
    Qualitative and quantitative degradation of water resources is one of the major challenges in the way of sustainable development. Features and phenomena in the earth’s surface have been changed over time; the lakes as one of these features and due to having a closed environment are not considered as an exception. Due to climatic changes such as reduced rainfall, increased temperature and also uncontrolled use of surface water resources in watershed areas, distinguished changes are exposed. Monitoring such changes should be considered as an important issue in the national and regional development and natural resource management. Currently, monitoring the coastal areas and extraction of water at different intervals is regarded as an infrastructural research interest due to the significance of coastal zone management and dynamic nature of such sensitive ecological environments. Due to the ever increasing rate of greenhouse gas emissions, climate warming is expected to be more intensive during the next century. This warming would very much influence natural processes as well as human activities. In general, it is supposed that in low latitudes, like in Iran (25 and 40° N latitude and 44 and 63.5° east longitude), climate change would have some negative influences on the whole society. For example, higher temperatures will increase the energy demand for cooling, reduce the precipitation rate and degrade the water resources.
  • Goorabi A., Karimi M Page 89
    Alluvial fans have received great attention in all aspects. They have played important roles in the human societies, especially in arid regions. Many early civilizations and cities are built on alluvial fans in arid regions. In arid regions, alluvial fans are provided ground water and fertile soils for human activities. Likewise, in the Central Iran above 90% population exist nearly on alluvial fans. Alluvial fans are commonly associated with tectonically active mountain ranges. Altogether, alluvial fans show great diversity because of variations in climate, fan history, tectonics, source area lithology, vegetation, and land use. Therefore, recognition of alluvial fans border is significant for remote sensing, geomorphology, hydrology, disaster damage assessment, developmental conformity evaluation and quaternary researches.Many researchers have used DEM in different fields. They have employed DEM for obtaining the drainage networks, extraction of lineaments or linear features, and analysis of longitudinal and transverse characteristics of watersheds. Notwithstanding its many uses, DEM has been used less for extraction of alluvial. In the beginning and the early stages, the methods were used for extraction of alluvial fans were based on topography maps or aerial photography observations and drawing manually their borders. The purpose of the present research is - demonstarating application of the new technique for extraction of alluvial fans by using SRTM
  • Esmaili R., Motevalli S., Hosseinzadeh M. M Page 101
    The river is sensitive to tectonic movement. There are close relationship between the fluvial landform and tectonic movement. Geomorphic indices are indicators capable to detect landform responses to recent deformation processes and therefore have been broadly used as a recognition tool to characterize sectors deformed by active faults. Some geomorphic indices such as hypsometric integral (Hi), drainage basin asymmetry (Af), ratio of valley floor width to valley height (Vf), stream length–gradient index (SL), transverse topographic symmetry factor (T) and basin drainage shape (Bs) have been used extensively to detect tectonic activity at different places around the world. The Vaz watershed is located in the northeastern Alborz, Mazandaran province and county of Nour. Vaz watershed geologically consists of marine and continental sequences, which deposited through the Msozoic to Cenozoic. Several faults system such as North Alborz fault (mangol) and Kelerd fault have been defined in Vaz watershed.
  • Ebrahimi Z. Vali A. A., Ghazavi R., Haghparast H Page 115
    Identification of soil texture with special respect to its variability in specific location and stability in time periods affects many physical and chemical characteristics of soil and has been widely highlighted in geomorphology, agricultural and environmental sciences. Introduction of remote sensing techniques which has emerged approach towards science development and its high special resolution abilities, having multi spectral bands and processing vast range of data has brought, more facile and cost-efficient soil study techniques. (Casa et al., 2013) studied hyper spectral images and highlighted the importance of short waves infrared bands (SWIR) for soil texture identification; whereas (Feng et al., 2012) used MODIS images for preparation of soil texture maps. It is safe to say that there has been no study on geometric mean of particle diameter difference by means of ASTER multi spectral imaging in Iran. So, this paper describes the relationship between geometric mean of particle diameter and soil texture components (sand, silt, clay) versus ASTER multi spectral images. For this purpose Khatam plain in Yazd province, having 713.5 km2 was selected.