فهرست مطالب

جستارهای فلسفه دین - سال یکم شماره 2 (پاییز و زمستان 1391)
  • سال یکم شماره 2 (پاییز و زمستان 1391)
  • تاریخ انتشار: 1392/02/20
  • تعداد عناوین: 7
|
  • جواد آیار، مجید ملایوسفی صفحات 1-25

    از نیمه دوم قرن دوم میلادی، تقریری از مسیحیت اشاعه یافت که به قرائت پولسی معروف است و از همان زمان تاکنون بر جهان مسیحیت حکم فرماست. پولس یهودی متعصبی از قبیله بنیامین است که پس از تعقیب و شکنجه بسیاری از مسیحیان، به واسطه مکاشفه ای اثبات ناپذیر به جرگه مسیحیان پیوست و به زعم خود، همه عمرش را وقف ابلاغ و اشاعه دین مسیح کرد. از نظر پولس، مسیحی کسی است که به تجسد خداوند در قالب انسان و قربانی شدن او برای بخشش گناهان بشر و زنده شدن و رجعتش به آسمان ایمان داشته باشد و اقرار کند که آدمی به واسطه گناه ذاتی اش، که به واسطه حضرت آدم در نوع بشر نهاده و نهادینه شده است، نه از طریق اعمال نیک که فقط به واسطه فیض یا ایمان به نجات از سوی خداوند به سعادت و بخشش و رستگاری رهنمون خواهد شد و سرآخر مسیحی کسی است که کلیسا را نماینده مسیح بر زمین بداند و به نجات از طریق تبعیت از آن و اذعان به حقانیتش ایمان داشته باشد. قرائت پولس با توجه به پیش زمینه های معرفتی و غیر معرفتی اش، اعم از تعصبات دینی، یونانی مآبی، زبان یونانی، و نیز اوضاع حاکم بر اجتماع و محیط دوران و تعارضات وی با یهودی مسیحیان، مبتنی بر الوهیت حضرت عیسی (ع) و کلیساست. متابعت یا مشابهت برخی از بخش های عهد جدید با قرائت پولس، که در نامه هایش به دیگر مسیحیان نمایان است، به تعارضات موضوعی مفهومی با اناجیل همدید و تعارض در نگرش و سلوک اخلاقی برآمده از اناجیل همدید با حیات عیسی (ع) منجر شد. قرائت پولسی پیامدهایی دارد که برآمده از انسان خداپنداری یا الوهیت عیسی (ع) است که ضمن تنزل شان ربوبی از منظر قدرت و علم، خداوند را به عاملی خارج از نظام خلقت و دستگاه آفرینش تبدیل می کند.

    کلیدواژگان: قرائت پولسی، الوهیت مسیح، نجات، گناه، انسان خداپنداری
  • سید حسین حسینی صفحات 27-50

    یکی از چالش برانگیزترین مسائل مطرح در حوزه مباحث دین شناسی و خصوصا فلسفه دین تعریف مفهوم دین و دست یابی به مولفه های اصلی آن است.
    این مقاله پس از طرح تعریفی از دین، به نقد و تحلیل آن و بررسی نقاط قوت و ضعف آن خواهد پرداخت. توجه به سه حوزه «اعتقادات»، «اعمال»، و «احساسات»، در میان نیازها و توانایی های وجودی انسان، از امتیازات تعریف فوق و لازمه اصل جامعیت در تعریف است، اما تلاش برای حل مشکل تعریف دین حاصلی درپی نخواهد داشت مگر این که موارد زیر که از کاستی ها و موانع نظری تعریف مفهوم دین دانسته می شوند، ازمیان برداشته شوند: 1. دست یابی به حداقل مشترکات بین ادیان؛ 2. ابهام در تبیین عناصر اصلی تعریف؛ 3. شمولیت کل یک تعریف در حد عدم مانعیت آن؛ و 4. عدم احتساب وجود منفرد در تعریف دین. درنهایت ضرورت وجود یک «نگاه سیستمی» در تعریف این واژه را هم باید از مشکلات و چالش های این امر دانست و باید با در نظرداشتن آداب و شرایط علمی و روش مند به آن نگریست.
    مقاله درپایان ما را به سمت تامل در تعریف دیگری از مفهوم دین سوق می دهد تا از این طریق راهی به سوی تحلیل مولفه های مفهومی دین بگشاید.

    کلیدواژگان: دین پژوهی، فلسفه دین، نگاه سیستمی، تعریف دین
  • روح الله رمضانی صفحات 51-67

    بخش عمده ای از معرفت شناسی دینی معاصر را بحث های پیرامون اعتبار یا عدم اعتبار دلیل گرایی تشکیل می دهد. به طور کلی، در معرفت شناسی معاصر گرایشی به رد دلیل گرایی دیده می شود از این جهت که گفته می شود این دیدگاه معیاری بیش از حد سخت گیرانه برای توجیه وضع می کند. در معرفت شناسی دینی مهم ترین واکنش نسبت به دلیل گرایی را می توان در معرفت شناسی به ساخته دید که با مبنایی شمردن برخی باورهای دینی داشتن دلیل کافی را برای آن ها ضروری نمی داند و بدین سان دلیل گرایی را در زمینه ی باورهای دینی رد می کند.
    در این نوشتار استدلال خواهد شد که: 1. دیدگاهی که باورهای دینی را مبنایی می شمارد نمی تواند به شیوه خرد پذیری ایراد خود سرانگی را پاسخ گوید؛ درنتیجه، 2. مبنایی دانستن یک باور دینی به این معنا که یک باور مبنایی در کنار باورهای مبنایی دیگر است قابل دفاع نیست؛ و 3. باورهای دینی را می توان در معنایی دیگر مبنایی دانست: در معنای مبنایی برای کل دعوی شناخت و نزدیک شدن به حقیقت (رد شکاکیت بنیادین).

    کلیدواژگان: معرفت شناسی به ساخته، دلیل گرایی، مبناگرایی، ایراد خودسرانگی، شکاکیت
  • محمد سعیدی مهر صفحات 69-88

    یکی از مباحث مهم در فلسفه دین معاصر غربی، مبحث ازلیت خداوند است. ازلیت خداوند در فلسفه یونان و قرون وسطی، عمدتا تفسیری فرازمانی داشت که بر اساس آن خداوند موجودی غیر زمان مند است و برای او درنظرگرفتن آغاز و انجام زمانی بی معناست. در نظر پاره ای از فیلسوفان عصر جدید، صفت ازلیت خداوند رنگ و بویی زمان مند می یابد و به این معنا تفسیر می شود که خدا در همه زمان ها بوده است و خواهد بود. با تاثیرگرفتن از این پیشینه تاریخی، ازلیت خداوند در فلسفه دین معاصر، دو تفسیر متفاوت داشته است که به زمانی گرایی (تفسیر زمان مند از ازلیت) و ازلی گرایی (تفسیر فرازمانی از ازلیت) معروف اند. به نظر می رسد که می توان با تامل در سرشت زمان و لوازم آن و نیز ژرف کاوی در پاره ای از دیگر صفات خداوند، همچون تغییرناپذیری، ادله ای را بر ادله ازلی گرایی سامان داد. همچنین، ایرادات وارد بر این تفسیر، همچون ایراد عدم انسجام مفهومی «موجود غیر زمان مند» یا ایراد مبتنی بر زمان مندبودن همه رخدادها، قابل پاسخ گویی اند. با این حال، معقولیت ازلی گرایی در گرو امکان ارائه تفسیری معقول از ارتباط موجود فرازمان با جهان زمان مند است.

    کلیدواژگان: صفت خداوند، ازلیت، ازلی گرایی، زمان
  • رحمان شریف زاده، سیدمحمدعلی حجتی صفحات 89-103

    مسئله منطقی شر، که از سوی کسانی چون مکی ارائه شده است، ادعا می کند که میان علم، قدرت، و خیرخواهی مطلق خداوند و وجود شر در عالم ناسازگاری منطقی وجود دارد. پلانتینگا برای حل این مسئله از اختیار انسان و مفهوم شرارت جهان گیر کمک می گیرد؛ وی می خواهد نشان دهد که ممکن است خداوند علی رغم قدرت مطلق خویش، به سبب مختاربودن انسان و مبتلابودن وی به شرارت جهان گیر، نتوانسته است جهانی بیافریند که حاوی هیچ گونه شری نباشد.
    مفهوم شرارت جهان گیر مسائل و مشکلات مهمی به دنبال دارد. همچنین به فرض این که این مشکلات حل شود، دفاعیه مبتنی بر اختیار، در بهترین حالت، ناتمام خواهد بود. به نظر نگارنده، دفاعیه پلانتینگا از حل مسئله منطقی شر ناتوان است، چراکه می توان این مسئله را طوری بازسازی کرد که نه با توسل به اختیار، بلکه صرفا با توسل به هدف خلقت انسان قابل حل باشد. چیزی که در دفاعیه پلانتینگا غایب است.

    کلیدواژگان: شر، علم مطلق، قدرت مطلق، خیرخواهی مطلق، شرارت جهان گیر
  • علیرضا فرخی بالاجاده، امیرعباس علی زمانی صفحات 105-128

    نظریه خداناباورانه ریچارد داوکینز، زیست شناس انگلیسی، بر دو استدلال «سادگی» و «فرایند انباشتی» مبتنی است؛ بر اساس استدلال سادگی قوانین بنیادین فیزیک ساده اند و از این رو، پیدایش تصادفی و بی دلیل قوانین بنیادین تبیینی ساده است، ولی فرض وجود خالقی که طراح جهانی با چنین پیچیدگی های بسیار گسترده باشد، نظریه ای بسیار پیچیده است. بر اساس استدلال فرایند انباشتی، داوکینز بر این باور است که جهان مادی در روند شکل گیری طبیعت و پیدایش موجودات زنده «خود تبیین گر» بوده است و انتخاب طبیعی، که فرایندی انباشتی است، به تنهایی می تواند فرایند تکامل را تبیین کند. بر اساس دیدگاه های فیلسوفان خداباور، وجود خداوند فرایند تکامل و قوانین بنیادین طبیعت را در یک نظام جامع و جهان شمول وحدت و انسجام می بخشد و از این رو، از کفایت تبیینی برخوردار است، در حالی که دیدگاه تصادف گرایانه داوکینز فاقد کفایت تبیینی است. استدلال سادگی، درواقع «مغالطه سادگی» است. بنابراین اولا، نگرش ماتریالیستی داوکینز در استدلال فرایند انباشتی بر مجموعه ای از خطاهای فلسفی مبتنی است؛ ثانیا، تبیین دقیق نظریه تکامل نشان می دهد که جامع ترین و ساده ترین تبیین مبتنی بر وجود خداوند به عنوان طراح و جهت دهنده فرایند تکامل است.

    کلیدواژگان: ریچارد داوکینز، خدا، تکامل، استدلال سادگی، استدلال انباشتی
  • محمدرضا نیلی احمدآبادی صفحات 129-149

    پیشرفت زندگی انسان از مرحله کشاورزی به صنعتی و فراصنعتی معلول رشد و توسعه تکنولوژی است. بدون شک تاثیر تکنولوژی در زندگی فردی و اجتماعی در دو بعد مادی و معنوی به حدی است که می توان موفقیت تمدن ها را مدیون آن دانست. تاریخ عظمت تمدن اسلامی و استیلای آن بر تمدن های کهن روم و یونان، نمونه ای از استفاده صحیح از علم و تکنولوژی بر اساس تعالیم عالی اسلام است. شاید بتوان گفت، تکنولوژی رمزگشایی از نظام خلقت و استفاده انسان از نیروی نهفته در طبیعت، به منظور رفع نیازهایش است. در این رهگذر او موفق می شود تا صفات کمالیه خداوندی که خالق هستی است را بشناسد. درک ماهیت تکنولوژی مستلزم آشنایی با سه حوزه علمی شناخت است که شامل ماهیت تکنولوژی از منظر مباحث فلسفی، به عنوان مطالعات میان رشته ای در باب شناخت انسان به عنوان موجود تسخیرکننده، و شناخت تعالیم عالی اسلام در زمینه بهره مندی انسان از مواهب خلقت است. خداوند، از نظر قرآن، زمینه تسخیر خلقت را به بشر عطا کرده و طبیعی است که انسان در استفاده از چنین ودیعه ای باید خود را مدیون لطف وی بداند و به گونه ای عمل کند که او از بشر انتظار دارد. انسان نمی تواند در دست یابی به علم و قدرت برای تغییر طبیعت، بدون توجه به امانت الهی و ضرورت حفظ ذخایر انرژی، از خود سلب مسئولیت کند و از این منابع فقط برای نفع آنی خودش و نه آیندگان بهره گیرد. در این مقاله درباره چیستی تکنولوژی، رابطه آن با انسان، و تاثیر تکنولوژی در جامعه با نگاه میان رشته ای بحث شده است. به علاوه جایگاه انسان، جانشین خداوند، الزامات تسخیر طبیعت، و مصادیقی از چهره های قرآنی که از این موهبت الهی بهره مند شده اند بررسی می شود.

    کلیدواژگان: فلسفه، تکنولوژی، اسلام، انسان، تسخیر
|
  • Javad Ayar, Majid Mollayousefi Pages 1-25

    In history of Christianity، from the latter half of second century، a version of Christianity pervaded that is known today as Pauline interpretation of Christianity. Paul، whose original name was Sh''aul، was born in the town of Tarsus، Cilicia (in modern Turkey)، of Jewish parents belonging to the tribe of Benjamin. He persecuted the first Christians until an unproven revelation converted him to Christianity. According to Paul''s views، a Christian is one who believes in the incarnation of God in the human form، His sacrifice for the forgiveness of human sins، Resurrection and His return to heavens، and who confesses that human beings due to their original sin that is established and institutionalized in them by Adam، not by good deeds but only through God''s saving grace will be saved، and at last a Christian is one who believes that church is the Christ''s representative on earth and that the salvation is only obtained through its Obedience. Pauline interpretation، with its epistemic and non-epistemic backgrounds such as religious prejudices، Hellenism and Greek language and conflicts with Jewish–Christian people، is essentially based on divinity of Jesus and the church. This version of Christianity has several important consequences for Christianity that result from theopomorphism or divinity of Jesus that descents Divine Status and makes God as a factor out of system of being.

    Keywords: Pauline interpretation, divinity of jesus, salvation, sin, theopomorphism, christianity
  • Seyyed Hossein Hosseini Pages 27-50

    One of the most challenging questions in religion studies especially philosophy of religion is to give a definition of religion and its basic elements. This paper after give a definition of religion، examine its benefits and disadvantages. Pay attention to three areas ‘beliefs’، ‘practices’ and ‘emotions’، between human’s needs and potentials، is one of the benefits of that definition and essential to the principle of conclusiveness، but the attempt to solve the problem of define the religion will be useless unless following cases that are among theoretical defects of attempt to define religion be resolved: 1. reach to minimal subscribers between religions; 2. Ambiguity in explaining the essential elements of definition; and … Finally، we must regard the necessity of a ‘systematic view’ in defining this term one of the difficulties and challenges before us that should be seen scientifically and methodically. The article ends with reflection on another definition of religion to open a way to analyzing conceptual elements of religion.

    Keywords: religion study, philosophy of religion, systematic view, the definition of religion
  • Rohollah Ramezani Pages 51-67

    A main part of contemporary religious epistemology consists of debates on the problem of validity of evidentialism. Generally contemporary epistemology tends to refuse evidentialism because this view establishes a stricter measure for justification. Most important reaction to this view can be seen in well-formed epistemology that takes some religious beliefs and see them not in need to sufficient justification. In this article we argue that: 1. well-formed epistemology can’t solve the charge of arbitrariness; consequently، 2. this view isn’t defensible; and 3. religious beliefs in another sense can be seen foundational: in foundational meaning for knowledge’s whole claim and approaching to truth (refusing the radical skepticism).

    Keywords: well, formed epistemology, evidentialism, foundationalism, the problem of arbitrariness, skepticism
  • Rahman Sharifzadeh, Seyyed Mohammad Ali Hojati Pages 89-103

    Logical problem of evil، proposed by J. L. Mackie، consists in inconsistency between God’s being omnipotent and omniscient and Wholly good and there being evil in the world. In order to solve this problem، Alvin Plantinga appeals to human freedom and transworld depravity. He wants to show that because of human freedom and suffering of transworld depravity، it is possible that God، although omnipotent، could not create a world in which there will be no evil. We have shown that the concept of transworld depravity not only does not solve the problem، but leads to other serious problems. Furthermore، even if these problems be solved، Plantinga’s defense will be insufficient.

    Keywords: Evil, omnipotent, omniscient, wholly good, transworld depravity
  • Alireza Farrokhi Balajadeh*, Amirabbas Alizamani Pages 105-128

    The English biologist and philosopher، Richard Dawkins، claims that the basic rules of physics in beginning of the universe and then evolution of vital complicated creatures and complexities، specifically human being، have been emerged by chance. He suggests two argument for his view; In his ‘simplicity argument’ argues that the basic rules of physics are simple، so it is actually more likely that the relatively simple lows of nature would be come into existence for no reason than that they would be designed by a God whose being would have to be more complex than they are. Thus، there is no God. In ‘cumulative process argument’، he argues that the emergence of complex form in the universe can be explain by natural selection alone، in a cumulative process of evolution، thus، it is ‘self-explanatory’. By contrast، Keith Ward as an English theist philosopher، with separating ‘inclusive simplicity’ of God from ‘exclusive simplicity’ that is in physical world، defends from «integrative and inclusive simplicity» of God. The existence of God integrates all elements، products of evolution and natural basic rules in a comprehensive system، thus، it is simplest explanation for the emergence of the universe and complexities on the earth، while Dawkins''s materialistic view is not explanatory sufficiency. In fact، here we need ‘plenitude principle’، not ‘Occam''s razor’. So ‘simplicity argument’ is in fact، ‘the fallacy of simplicity’. In this research، it is tried to defend from theistic explanation for evolutionary process.

    Keywords: Richard Dawkins, God, evolution, simplicity argument, cumulative argument
  • Mohammad Reza Nili Ahmadabadi Pages 129-149

    The progression of agricultural، industrial and post-industrial stages in human، s life is caused by development of technology. The success of civilization is dues by impact of technology on individual and social life and as well on material and spiritual dimensions. The greatness of Islamic civilization and its dominance on the ancient civilizations ‘Rome and Greece’، is an example of the proper use of science and technology، based on advanced teachings of Islam. If technology is assumed as decoder of creation system، then it is necessary to know the essence of technology and human as conqueror of nature. This article is about the essence of technology، its relationship with human and its effect of technology on society. In addition it is about position of human as divine governor، necessities for dominance on the nature in Holy Quran and worshippers of Allah، who can conquest and control the nature

    Keywords: philosophy, technology, human, islam religion