فهرست مطالب

  • سال یکم شماره 2 (پاییز و زمستان 1390)
  • تاریخ انتشار: 1390/11/20
  • تعداد عناوین: 8
|
  • حسن بشیر، سمانه آذرپور صفحات 1-20
    اکنون انسان در عصر ارتباطات و با وجود پدیده هایی از قبیل وبلاگ ها می تواند به دور از محدودیت های رسانه های پیشین آزادانه تصورات و نگاه خود را به درون و برون در فضای مجازی اینترنت بسط دهد. وبلاگ ها در دنیای امروز در حکم رسانه ای اند که نهادهای حکومتی بر آن ها نظارت کامل نمی کنند و به سبب ویژگی های خود توانسته اند محدودیت و موانع رسانه های پیشین را حذف کنند و از توان و آزادی بیشتری در تبادل اطلاعات و آرا برخوردار شوند. بنابراین، با این که وبلاگ نویسی توجه علم را به خود جلب کرده است، کار کمی در مورد اخلاق وبلاگ نویسی انجام شده است و در این زمینه گاهی با محدودیت هایی روبه رو بوده اند. در این مقاله، برای گردآوری داده ها و بررسی جایگاه اخلاق در وبلاگ از روش کتابخانه ای استفاده شده است. در نهایت، کدهای اخلاقی وبلاگ نویسی در چهار زمینه گفتن حقیقت (truth telling)، پاسخ گویی (accountability)، به حداقل رساندن آسیب (minimizing harm)، و نسبت دادن (تخصیص) (attribution) شناسایی شدند.
    کلیدواژگان: اخلاق، وبلاگ، اخلاق رسانه، اخلاق حرفه ای روزنامه نگاری، اخلاق وبلاگ نویسی
  • عبدالرحمن حسنی فر، الهه ابوالحسنی صفحات 21-47
    رسانه ها با انتقال ارزش ها، هنجارها، و الگوها به مخاطبان باعث هم نوایی و هم سویی و تجانس فکری و عملی افراد جامعه می شوند. به عبارت دیگر، از آن جا که امروزه افراد اجتماع به طور گسترده ای با رسانه ها در ارتباط اند، از طریق آن ها می اندیشند، دنیا را از رهگذر آن ها می شناسند، و رفتارهای خود را براساس الگوهای برگرفته از آن ها سامان می دهند. در این زمینه، تلویزیون، ورای نقش رسانه ای اش، جایگاه خاص و نقش عمده ای در جامعه ایران دارد و همین مبنای تمرکز بر آن پیش زمینه عملیاتی کردن موضوع مقاله شده است؛ زیرا امروزه تلویزیون در هر خانه ای حضور پرقدرت دارد و این به سبب جذابیت آن است.
    یکی از موضوعات مرتبط با ماهیت عملکردی تلویزیون حوزه نقد است. نقد را به صورت های متفاوت می توان در تلویزیون نمایاند که برگزاری جلسات مناظره یکی از آن هاست. در این میان، برای دست یابی به هر هدفی، شناخت ماهیت آن موضوع اهمیت زیادی دارد. در مورد مناظره در تلویزیون نیز فهم نقد در ابتدا و شناخت توانایی و ظرفیت تلویزیون در حوزه روش های آن، از جمله مناظره، بسیار مهم است. در این مقاله، براساس مدل های نظری انباشتی و شناختی بر پایه چهارچوب کاشت، نقش تلویزیون با توجه به تبیین مفهوم نقد و مباحث مربوط به آن و شیوه مناظره در حکم ابزاری آگاهی بخش بررسی شده است.
    یافته ها براساس بررسی کارشناسی و اسنادی با رویکرد استنباطی و تحلیلی در ابتدا حکایت از لزوم شناخت نقد دارد، بدین مفهوم که نقدی نقد محسوب می شود که به مبانی و یا نتایج یک موضوع مربوط شود وگرنه نقد به حساب نمی آید. از طرف دیگر و در مرحله بعد، مناظره در حکم یک مجرا و یک منشا عملیاتی شدن نقد باید معطوف به موضوعی مشخص و جزئی باشد و در آن ویژگی ها و مولفه های نظریه نقد با توجه به تلویزیون در حکم ابزاری آگاهی بخش و اطلاع رسان در گستره عمومی و هماهنگ با مصالح و منافع عمومی لحاظ شود.
    کلیدواژگان: نقد، مناظره، تلویزیون، نظریه نقد، صدا و سیما، رسانه، ایران معاصر
  • سیدمحمدعلی دیباجی، زهرا رئیس میرزایی صفحات 49-65
    فلسفه رسانه اصطلاحی است با سابقه کمی بیش از یک دهه. هنسن Mark B.) (Hansen، هارتمن (Frank Hartmann)، و سنبوث (Mike Sandbothe) از جمله کسانی اند که به طور اثباتی یا انتقادی این اصطلاح را مورد استفاده و بحث قرار داده اند. برخی نیز همانند دیبری (Regis Debray)، مارک تیلور (Mark Taylor)، و والتر بنیامین (Walter Bengamin) در مقابل فلسفه رسانه از رسانه شناسی (Mediology) سخن گفته اند و فلسفه رسانه را کژراهه شناخت رسانه و محکوم به نقص و اشتباه در باب رسانه دانسته اند.
    اما فلسفه رسانه شاخه ای بسیار نو از فلسفه معاصر همچنان موضوع بحث های عمیق در باب رسانه است و رسانه شناسی، به رغم انتقادات سخت خود، نتوانسته است راه را بر آن ببندد. آنچه در زمینه بحث فلسفی در باب رسانه مهم است را می توان در قالب این سوالات مطرح کرد: فلسفه رسانه چیست و چه تعریفی دارد؟ آیا فلسفه ورزی در باب رسانه نوعی هستی شناسی، معرفت شناسی، یا پدیدارشناسی رسانه است؟ و آیا می توان همچون فیلسوفان تحلیلی از رسانه و کارکردهای آن سخن گفت و فلسفه ورزید؟
    مقاله حاضر، ضمن مروری مختصر بر تاریخچه پیدایش فلسفه رسانه، سعی دارد این موضوع را تعریف کند و در پاسخ به سوالات بالا نوع فلسفه ورزی در باب رسانه را مورد بحث قرار دهد. از نظر مقاله، فلسفه رسانه، به رغم دلایل پیروان رسانه شناسی، امری است ممکن و آن عبارت است از شناخت فلسفی رسانه، بدین معنا که فیلسوف می تواند رسانه را همچون پدیده هایی مانند ذهن، علم، و هنر مورد واکاوی فلسفی قرار دهد و رسانه، اگرچه جدا از نسبتی که انسان (مخاطب) با آن پیدا می کند و به نوعی جدا از ماهیت آگاهی وجود مستقلی ندارد، در آگاهی و ادراک آدمی تاثیر دارد. سخن گفتن از نوع تاثیر رسانه در ادراک مربوط است به نگاه های هستی شناسانه، معرفت شناسانه، پدیدارشناسانه، و تحلیلی ما به رسانه.
    کلیدواژگان: رسانه، فلسفه رسانه، رسانه شناسی، ارتباطات، مدرنیسم، پست مدرنیسم
  • رضا زعفریان، زهرا خرمی، قنبر محمدی الیاسی صفحات 67-86
    مطالعات بسیاری بر اهمیت توسعه فرهنگی در مسیر توسعه کارآفرینی و رشد اقتصادی تاکید کرده اند، به طوری که به تدریج واژه فرهنگ کارآفرینی به صورت یک برساخته و مفهوم جدید شکل گرفته و ابعاد خاص خود را دارد. ابعاد شخصیتی شامل تمایل به ریسک پذیری، نیاز به توفیق، مرکز کنترل درونی، خلاقیت، استقلال طلبی، اعتماد به خود و در بعد دیگر شامل توانایی مدیریت دیگران و نفوذ در آنان، کار گروهی، پشتکار، و علاقه به کوشش می شود. در توسعه و نهادینه سازی فرهنگ کارآفرینی در جامعه، بنیان هایی چون خانواده، نهادهای آموزشی، دولت، شبکه های اجتماعی، صنعت، و رسانه جمعی مشارکت و تاثیر دارند. بنابراین، رسانه یکی از عوامل موثر در ارزش های فرهنگی افراد یک جامعه است. از این رو، انتظار می رود رسانه جمعی بتواند از مسیر تاثیر در ارزش های فرهنگی افراد به توسعه فرهنگ کارآفرینی کمک کند.
    از آن جا که تلویزیون در سه سطح شناخت، انتقال ارزش ها، و جامعه پذیری بر مخاطب خود اثر می گذارد، براساس مدل نهادی، این پژوهش درپی یافتن پاسخ این سوالات است که مولفه های نقش های شناختی، هنجاری، و تنظیمی تلویزیون چیست و در هر نقش این موارد چه اولویتی بر یکدیگر دارند. این پژوهش به صورت کیفی انجام و داده ها از طریق مصاحبه های عمیق گردآوری شده و مولفه های شناسایی شده با استفاده از آزمون ناپارامتری فریدمن اولویت بندی شده اند. تعداد 12 مولفه شناختی، 9 مولفه هنجاری، و 7 مولفه تنظیمی شناسایی و اولویت بندی شدند. چهارچوب مفهومی استخراج شده می تواند در توسعه نقشه راه ترویج فرهنگ کارآفرینی در تلویزیون موثر باشد.
    یافته های این پژوهش حاکی از این است که بخش عمده ای از شناخت مخاطب از مقوله کارآفرینی می تواند از طریق کارکرد اطلاع رسانی صورت پذیرد و فرایند انتقال ارزش ها از طریق کارکرد سرگرمی موثرتر از آموزش مستقیم است. همچنین، امکان ایفای نقش تنظیمی به روش های گوناگونی مانند شکل دهی شبکه های اجتماعی امکان پذیر است. مولفه های شناسایی شده در قالب چهارچوب مفهومی پژوهش چه بسا مورد توجه سیاست گذاران و برنامه سازان رسانه ملی ایران قرار گیرد.
    کلیدواژگان: رسانه جمعی، تلویزیون، فرهنگ کارآفرینی، توسعه فرهنگ، برنامه های اقتصادی
  • احسان سلطانی فر، طاهر روشندل اربطانی صفحات 87-114
    اهمیت رسانه در حکمرانی جدید در قالب مباحثی چون «حکمرانی خوب» همواره مورد تاکید کارشناسان مدیریت دولتی و مدیریت رسانه بوده است. از سوی دیگر، محققان علوم سیاسی و مطالعات بین الملل نیز در قالب موضوعاتی چون دیپلماسی رسانه، پروپاگاندا، و جنگ نرم به نقش رسانه در شکل دهی قدرت نرم ملل و مکاتب اشاره کرده اند. با این حال، بررسی موضوع از یک سو از نبود تبیین جامع نگر و عملیاتی از نقش رسانه در مدیریت هوشمندانه امور داخلی کشورها و از سوی دیگر از تعاملات و روابط بین الملل آن حکایت دارد. این موضوع در عصر جهانی شدن و در کشوری چون ایران، که چندین دهه با هجمه نرم و سخت عوامل داخلی و خارجی مواجه بوده است، بیش از پیش اهمیت می یابد. این پژوهش با مرور قاعده مند مبحث رسانه، فرهنگ، حکمرانی، و قدرت نرم آغاز شده است. در ادامه، پس از بررسی الزامات و کارکردهای رسانه در فضای جنگ نرم، موارد استنتاجی در قالب الگویی عملیاتی از سیاست گذاری رسانه عرضه شده و در پایان نیز یافته ها و الزامات اجرایی و کاربردی جمع بندی شده است. به نظر می رسد رسانه ای با دغدغه های اخلاق مدارانه و ملی گرایانه در عصر جهانی شدن برای نیل به تعالی می بایست حائز چهار کارکرد جذب، تدافع، تهاجم، و تدبیر باشد. در تعریف این مقاله، رسانه متعالی رسانه ای است که هم در بعد داخلی و هم در بعد سیاست خارجی، در تدبیر و توسعه امور، در کنار مردم و حاکمیت و مبتنی بر فرهنگ ها و ارزش های پایه جامعه باشد. نتایج این پژوهش می تواند چهارچوبی برای مطالعات و سیاست گذاری های جامع نگر در عرصه پدافند نرم و در نتیجه زمینه ساز تثبیت و توسعه قدرت هوشمند فرهنگ یا ایدئولوژی مورد نظر باشد.
    کلیدواژگان: پدافند غیرعامل، حکمرانی پایداری، جهانی شدن، جنگ نرم، مدیریت رسانه، و رسانه متعالی
  • مریم صانع پور صفحات 115-130
    توسعه شبکه های ارتباط الکترونیکی هویت اجتماعی انسان را وارد مرحله جدیدی کرده است. در این مرحله، افراد با فرهنگ ها، نژادها و شرایط محیطی خاص خود می توانند در تشکیل هویت جمعی انسان نقشی فعال ایفا کنند، هرچند این کثرت ممکن است در یک برخورد ناصحیح به هرج ومرج بیانجامد، برخورد منطقی، نظام مند و مبنایی بشریت را از حاکمیت تک صدایی سوژه غربی رها می سازد. این امر مستلزم رویکردی پدیدارشناسانه است؛ که فرهنگ های بشری را پاس بدارد و راه های مسالمت آمیز زندگی در دهکده جهانی را با ارزش های جهان شمول، که برآمده از تمدن همه بشریت است، پیشنهاد کند. در این تجربه، طی فرایندهای تعامل اجتماعی همواره گفتمان های متنوع بازسازی می شوند و خرد جمعی دائما در حال توسعه خواهد بود. همچنین عواطف به علائق جمعی مبدل می شوند تا انسان بتواند به افراد بیشتری عشق بورزد و در غم آنان سهیم باشد.
    کلیدواژگان: رسانه، هویت، تبلیغات، اقتصاد، فرهنگ، فضای مجازی، دهکده جهانی
  • امیر نصری صفحات 131-145
    هنر جدید رسانه ای یکی از تحولات هنری است که از دل هنرهای معاصر برآمده است. پیدایی هنرهای معاصر با جدایی از مولفه ها و مقاصد هنر مدرن ممکن شد و از میان آن ها تاکید بر سوژه هنرمند مهم ترین مولفه هنر مدرن بود که هنرهای معاصر به دنبال جرح و تعدیل آن بودند. سوژه محوری هنر مدرن، در نهایت به انتزاع و خود آئینی هنر انجامید، اما جریان هنرهای معاصر، که واکنشی نقادانه به هنر مدرنیستی بود، مجال دگر آئین شدن هنر را فراهم ساخت. از نتایج این دگر آئینی می توان به وابستگی هنرها به رسانه های فراگیر اشاره کرد، به نحوی که رسانه ها بیش از هر مولفه دیگری در هنر تاثیر نهادند و سبب شدند که سوژه هنرمند در هنرهای معاصر تضعیف و سپس در هنر جدید رسانه ای حذف شود.
    کلیدواژگان: هنر جدید رسانه ای، سوژه هنرمند، خودآئینی، دگر آئینی، بازتولید دیجیتالی، فرهنگ والا، فرهنگ نازل
  • ویدا همراز صفحات 147-158
    تاریخ مجموعه ای سترگ درباره زندگی اقوام و ملت های گوناگون در گذر زمان است. ملت ها می کوشند با حفظ دانش تاریخی و انتقال آن به نسل های بعد هویت خود را پاس دارند. اما ماهیت غیر عینی تاریخ و انقطاع زمانی میان گذشته و حال رویدادهای تاریخی را برای نسل امروز تجربه ناپذیر می سازد که این حفظ و انتقال دانش تاریخی را دشوار می کند. در نظام های آموزشی جدید، هدف از آموزش تاریخ به خاطرسپردن اسامی متعدد نیست، بلکه تقویت قدرت تحلیل افراد از رویدادهای تاریخی و بررسی تاثیر آن در زندگی امروز جوامع انسانی است. بر این اساس، یافتن راه های بهتر در آموزش تاریخ و آسیب شناسی شیوه های کنونی آموزش تاریخ یکی از مهم ترین حوزه های علوم انسانی است و همواره مورد توجه صاحب نظران بوده است. یکی از موضوعات موکد در آموزش تاریخ به کارگیری انواع رسانه ها برای کمک به درک بهتر مخاطبان از موضوعات درسی است، اما متاسفانه آموزش تاریخ در ایران چندان مورد توجه قرار نگرفته است. فیلم یکی از ابزارهایی است که می تواند به انتقال اطلاعات به مخاطبان و بازسازی گذشته در ذهن آنان کمک کند. در میان انواع فیلم ها، گونه های مختلف فیلم مستند به لحاظ اتکا بر واقعیات و منابع متقن یکی از بهترین ابزارهای آموزش تاریخ و بازنمایی رویدادهای گذشته برای مخاطبان است. این مقاله براساس نظریه های رایج در دو حوزه فیلم های مستند و آموزش نوین در جست وجوی بازشناسی جایگاه و اهمیت فیلم مستند در آموزش تاریخ و با هدف مطالعه بین رشته ای در دو حوزه تاریخ و هنر نگاشته شده است. در این مقاله تاکید شده که استفاده از هرگونه فیلم و تصویر متحرک که براساس واقعیت ساخته شده نیازمند شناخت اولیه استادان و آموزگاران از انواع فیلم مستند و کاربردهای آموزشی آن درباره تاریخ اجتماعی و سیاسی کشورهای گوناگون است.
    کلیدواژگان: تاریخ، آموزش تاریخ، فیلم مستند، رسانه های آموزشی
|
  • Hasan Bashir, Samaneh Azarpour Pages 1-20
    Now، in the age of communication and in the light of phenomena such as weblogs، man is able to produce and extend his own ideas and views to the interior and exterior horizons in the hyperspace of internet freely and far from limitations of the previous media. In the contemporary world، weblogs are considered as media which are not fully supervised and controlled by the governmental institutions and، because of their characteristics، have managed to transcend the limitations of and obstacles to the previous media، and enjoy more capability and freedom in presentation of information and exchange of opinions. Though weblogging has drawn scientific attention، not so much quantitative works have been done concerning it; and، some of such works have suffered certain limitations. In the present article، to gather data and study the place of ethics in weblogging، library methodology has been employed. Finally، ethical codes of weblogging have been recognized in four fields: truth telling، accountability، minimizing harm، and attribution.
    Keywords: ethics, weblog, ethics of media, professional ethics of journalism, ethics of weblogging
  • Abdolrahman Hasanifar, Elahe Abolhasani Pages 21-47
    Providing norms and patterns، media create theoretical and practical coordination، harmony، and similarity among individuals of the society. In other words، it should be noted that since، today، individuals of the society are widely in relation to the media، think through them، know the world by them، and organize their conducts on the basis of patterns taken from media، apart from media role which has been already noted، TV enjoys a particular and main place in the Iranian society. And this has been taken as a basis to focus on it as a context in which the subject matter of the article has become operational; since، today، TV is powerfully present in all homes، and this is due to its attractiveness. One of the issues concerning the functional nature of TV concerns the field of critique. Critique may be presented in various forms in TV. One of the manifestations of crystallization of critique in TV is sessions of debate. In this regard، it should be noted that to attain a goal، knowledge of its nature is of overriding importance. Concerning debate in TV as well، understanding of critique at the first step and knowledge of TV capability and capacity in the field of its methods، including debate، is of paramount importance. In this article، based on accumulative and cognitive theoretical models on the basis of the framework، the role played by TV while explaining the concept of critique، issues concerning it، and methods of debate as an informing instrument have been discussed. Findings based on specialized and documentary study made through an inferential and analytic approach shows at first necessity of knowledge of critique. In other words، a «critique» may be considered as critique which relates to the foundations and results of an issue; otherwise، it is not a critique. On the other hand and in the next step، debate as a channel and origin to operationalize the critique should be directed to a certain and particular issue while taking into account characteristics and components of the theory of critique based in the role played by TV as an informing instrument in the public field and to preserve public interests.
    Keywords: critique, debate, TV, theory of critique, Audio, Video, media, contemporary Iran
  • Seyyed Mohammad Ali Dibaji, Zahra Reismirzai Pages 49-65
    «Philosophy of media» is a term with a history almost more than ten years. Hansen، Hartman، and Sandbothe are among those who have employed and discussed the term positively or critically. Some others such as Debray، Mark Taylor، and Walter Benjamin have spoken of mediology instead of the philosophy of media and maintained that the latter is a wrong way to knowledge which is doomed to commit errors concerning media. As a very new branch of the contemporary philosophy، the philosophy of media is still the subject matter of deep discussions about media; and، in spite of its severe critiques of philosophy of media، mediology has not managed to stop it. What is of importance concerning philosophical discussion about media may be introduced in the form of such questions as «what is the philosophy of media and how is it defined?»، «is philosophizing concerning media some sort of ontology، epistemology، or phenomenology of the media?»، «may one speak of and philosophize about the media and their functions in the way that the analytic philosophers do?» While reviewing the history of emergence of the philosophy of media in brief، the present article tries to provide a definition for it; and to reply the above questions it discusses the kind of philosophizing about media. According to the authors، philosophy of media، in spite of claims made by the adherents of mediology، is possible; and it is the same as philosophical knowledge of the media. In other words، the philosopher is able to philosophically discuss the media like phenomena such as mind، knowledge، and arts. Though، independent from its relation to man (the addressee) and، somehow، independent from the nature of awareness، the media have no independent existence; they are of influence on man''s awareness and perception. To speak about the kind of impacts exerted by media on perception concerns ontological، epistemological، phenomenological، and analytic views to the media.
    Keywords: media, philosophy of media, mediology, communication, modernism, postmodernism
  • Reza Zaefarian, Zahra Khorrami, Qanbar Mohammadi Elyasi Pages 67-86
    There have been many studies about the importance of culture on the way to develop entrepreneurship and economic growth so that entrepreneurial culture has become a new concept. At the individual level، it has specific dimensions such as willingness to take risk، need to achievement، internal locus of control، creativity، independency، self-confidence، hardworking، management and marketing skills. There are factors that play an important role in creating entrepreneurial culture in the society like Family، educational institutions، government، social networks، industry and mass media. So we suggest that mass media can influence entrepreneurship development by acting through values embedded in different cultures. Despite the importance of the subject، there have been few investigations about the role media plays to promote entrepreneurial culture. There is no investigation that covers all dimensions of entrepreneurial culture; on the other hand researches have just mentioned the word «media» without explaining the exact kind of media. Each media has different functions and all of this is disregarded in the literature. Since television affects the audiences'' knowledge، values and socialization، this paper aims at exploring the Cognitive، Normative and Regulative roles (based on institutional theory) Television can play in order to promote entrepreneurial culture. The data is gathered by performing 24 deep interviews with experts of both media and entrepreneurship including university professors، TV managers and economic program makers. The roles are also prioritized by Friedman test. Results will help us to perform a roadmap of entrepreneurial culture development. Results show that informing function of television is very appropriate for recognition role and the entertainment function suits best to transfer entrepreneurial values rather than direct education. Also the regulative roles can be played via different programs like developing social networks among audiences.
    Keywords: mass media, television, Entrepreneurial Culture, cultural development, Economic Programs
  • Ehsan Soltanifar, Taher Roshandel Aritani Pages 87-114
    In the modern governance، to media، as a central point in the issues such as good governance، paramount importance is attached by experts of governmental management and media management. On the other hand، researchers in the fields of political sciences and international studies have pointed، while discussing issues such as diplomacy of media، propaganda، and soft war، to the role played by media in formation of the soft power of nations and schools. A study of the literature in this field، however، reveals absence of a comprehensive and operational explanation of the role played by media in intelligent management of domestic affairs of countries on the one hand and their international relations on the other. In the era of globalization and for a country like Iran، which has faced for long years soft and hard attacks made by domestic and foreign enemies، this is of much more importance. The present study begins with a systematic review of the literature in the field of media، culture، governance، and soft power. Then and after discussing requirements and functions of media in an atmosphere of soft war، results are presented in the form of an operational model for policy-making in the field of media. In conclusion، executive and applied findings and requirements have been summed up. In the era of globalization، to attain transcendence، it seems that media with morality-centered and national-based concerns should have four functions: attraction، repulsion، invasion، and policy in relation to domestic and international interests of those involved. As defined in the present article، the transcendent media are media which، relying on fundamental cultures and values of the society، accompany people and governance both in domestic affairs and foreign policy so that the country''s affair may be managed and developed. Results of the present study may be employed، as a framework، for comprehensive studies and policy-makings in the field of soft defense، and، consequently، pave the way to establish and develop intelligent power of the intended culture or ideology.
    Keywords: passive defense, sustainable governance, globalization, soft war, management of media, transcendent media
  • Maryam Saneapour Pages 115-130
    Development of internet entails a new plural era for human identities based on various cultures and civilizations. Though this diversity may arrive to anarchy، but with a systematic manner، mankind can free from monopolism of western subjectivism and therefore a phenomenological approach to all of the human culturs develops in the whole world. thus multiple discussion reconstructs the collective identity and this process will form continually and permanently collective wise and human sentiments will be transform to collective sentiments.
    Keywords: media, Identity, propaganda, economics, culture, virtual world, global village
  • Amir Nasri Pages 131-145
    Modern media art is one of the artistic development appeared in the context of contemporary arts. Appearance of contemporary arts became possible through departure from components and intents of the modern arts، among which emphasis put on the artist''s subject was the most important component and contemporary arts were seeking to modify it. Finally، subject-centeredness of the modern arts led to abstraction and autonomy of arts; but the current of contemporary arts which was a critical reaction to the modernist arts، paved the way for arts to become heteronymous. Among consequence of this heteronomy، we may mention the dependence on global media of arts so that media influenced arts more than all other components، and caused the artist''s subject in the contemporary arts to be weakened and then eliminated in the modern media art.
    Keywords: modern media arts, artist's subject, autonomy, heteronomy, digital reproduction, higher culture, lower culture
  • Vida Hamraz Pages 147-158
    History is a great treasure of nations'' lives in the course of time. Nations try to، through keeping and transferring historical knowledge to the next generations، protect their own identities. The non-objective nature of history as well as temporal interruption between the past and the present، because of which historical events cannot be experienced by the present generation، make this difficult. In the modern educational systems، teaching history is not aimed to remembering a host of names، but to strengthening one''s power of analyzing historical events and studying their consequences for the contemporary lives of human societies. Thus، scholars have focused to find better ways to teach history and make a pathological study of the present methods of teaching history as one of the most important fields of humanities. One of the issues، emphasized in the modern education، is employment of various kinds of media to assist students to understand academic topics in a better way. In Iran، in teaching history، to this point has not been unfortunately paid so attention. Film is among instruments which are able to provide information and reconstruct the past in the audience''s mind. Among various kinds of film، documentaries، since they are relied upon facts and authentic resources، are among the best tools to teach history and represent the past events to the audience. Based on the theories popular in two fields of documentaries and modern education، the present article tries to recognize the place and importance of documentaries in teaching history. The present article is aimed to make an interdisciplinary study in two fields of history and arts، and puts emphasis on the point that making uses of movies produced on the basis of facts requires professors and tutors to find a primary knowledge of kinds of documentaries and their educational functions for social and political history of various countries.
    Keywords: history, teaching history, documentaries, educational media