فهرست مطالب

تاریخ فلسفه - سال سوم شماره 4 (پیاپی 12، بهار 1392)
  • سال سوم شماره 4 (پیاپی 12، بهار 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/03/27
  • تعداد عناوین: 8
|
  • سخن سردبیر
    صفحه 5
  • نقد افلاطون به سخن پارمنیدس درباره وجود
    سعید بینای مطلق صفحه 9
    پارمنیدس در نیمه نخست شعر خود که در واقع شرح عروج وی به نزد دیکه و الهه دیگری است، درباره وجود، راه درست شناخت و تمییز آن از راه نادرست سخن میگوید. نقد افلاطون به سخن وی در گفتگوی سوفسطایی و بمناسبت تعریف سوفسطایی بمیان می آید. پارمنیدس درباره وجود چه میگوید و سخن وی در اینباره چه پیوندی با تعریف سوفسطایی دارد؟ هدف این مقاله پاسخ به این پرسش و در نتیجه بیان ضرورت نقد پارمنیدس است.
    کلیدواژگان: پارمنیدس، افلاطون، سوفسطایی، مگاریان، وجود، پراجاپتی
  • نفس از دیدگاه بروقلوس (پروکلس) و شیخ اشراق
    سعید رحیمیان، زهرا اسکندری صفحه 17
    نفس از جمله مباحث مهم فلسفی در نزد متفکران است. در میان اندیشمندان مسلمان، شیخ اشراق توجه ویژه یی به بحث نفس نشان میدهد تا آنجا که شهرزوری شارح بزرگ حکمه الاشراق معتقد است بعد از اثبات واجب الوجود و بیان وحدانیت او مهمترین مبحث حکمت اشراق، بحث نفس است. در میان نوافلاطونیان نیز حجم وسیعی از آثار افلاطون و افلوطین را بحث نفس تشکیل میدهد. پروکلس مهمترین فرد نوافلاطونی پس از افلوطین از جمله فلاسفه یی است که در بیان مراتب هستی دارای نوآوری های ارزشمندی میباشد. وی که در قرن پنجم پس از میلاد میزیسته، در قسطنطنیه متولد شد و سالیان دراز رئیس حوزه آتنی بود. تاکید بر عنصر حیات و علم حضوری در شناخت نفس از سوی پروکلس و شیخ اشراق زمینه را برای تطبیق تفکر دو فیلسوف در زمینه نفس فراهم میکند. این نوشتار مقایسه یی است میان دیدگاه این دو اندیشمند درباره نفس.
    کلیدواژگان: پروکلس، سهروردی، نفس، حیات، علم حضوری
  • نظریه هنر در فلسفه و حکمت اسلامی
    حسن بلخاری قهی صفحه 43
    در میان چهار نظریه ذات گرا و مشهوری که در باب تبیین ماهیت هنر در تاریخ فلسفه هنر طرح گردیده است، نظریه میمزیس (که ترجمه رایج آن در فرهنگ ما محاکات و تقلید است) مشهورترین، مهمترین و قدیمیترین نظریه در تبیین ماهیت هنر است؛ نظریه یی که قدمت آن از منظر آیینی به ایده های یونانیان در باب اسطوره ها و از منظر فلسفی به اندیشه های افلاطون و ارسطو باز میگردد. این نظریه که مبنای نفی هنر از سوی افلاطون با ادعای تقلید هنرها از اشیائی که خود تقلید ناقص ایده هایند، گردید، نزد ارسطو مکانتی در خور یافت و بویژه در بوطیقا یا فن الشعر مورد توجه و تاملی کاملا فلسفی قرار گرفت. او میمزیس را تقلید احوال و کردار انسان دانست و در بحث تراژدی و کمدی از آن بهره بسیار جست. نوافلاطونیان و در راس آنها فلوطین، در قرون اول میلادی دیدگاهی نوین در باب این نظریه ابداع کردند. نظریه یی که اینک در پناه نظریه فیض یا صدور، هنر را تقلید صور معقول و نه صورتهای مادی ناقص میدانست؛ مفهومی که مورد استقبال حکمای مسیحی و سپس مسلمان قرار گرفت. مسلمانان در نهضت ترجمه خود آثار مهم یونانی را ترجمه کردند که ازجمله آنها فن الشعر (بتعبیر مسلمین بوطیقا) بود؛ اثری که بر تارک خود نامدارانی چون ابواسحاق کندی، اسحاق بن حنین و ابی بشر متی بن یونس را بعنوان مترجم دارد. گرچه از ترجمه کندی اثری در دست نیست و ترجمه اسحاق نیز ظاهرا ترجمه از یونانی به سریانی بوده، اما ترجمه متی از سریانی به عربی کاملا در دسترس است. در این میان ترجمه اصطلاح میمزیس به عربی، بتعبیر «محمد سلیم سالم» در کتاب ابن رشد (تلخیص کتاب ارسطوطالیس فی الشعر) سرنوشتی متفاوت یافت. از دیدگاه او هیچکدام از مترجمان و مفسران کتاب فن الشعر نتوانستند معنای دقیق میمزیس را آنچنانکه ارسطو تعریف و تحدید کرده بود دریابند، ازاینرو میان تمثیل، تشبیه و خلط کردند. سلیم سالم اصطلاح «تخییل» را نادیده گرفته است که بتعبیری فارابی آن را وضع کرد و ابن سینا آن را در تفسیر میمزیس بکار گرفت؛ اصطلاحی که اتفاقا رای و نظر ارسطو در باب میمزیس را کاملتر از آنچه او تصور میکرد روشن میساخت و این فارابی همان معلم دومی است که در بحث تخیل دامنه خیال را از برای اثبات و تبیین وحی تا عوالم فوق القمر بالا برد، در حالی که در اندیشه ارسطو غایت پرواز خیال، سقف عالم تحت القمر بود. این مقاله به بررسی و تحلیل نخستین رویکردهای مترجمان و متفکران مسلمان در ترجمه «μίμησης» یا «mimesis» پرداخته است.
    کلیدواژگان: میمزیس، محاکات، فلسفه یونانی، نهضت ترجمه، متفکران مسلمان
  • حکمت مشرقی ابن سینا
    فاطمه سلیمانی صفحه 71
    برخلاف تصور رایج، ابن سینا یک فیلسوف مشائی صرف نیست و نمیتوان او را بعنوان رئیس مشائیان مسلمان در مقابل سنت حکمت اشراق قرار داد؛ بلکه او از «حکمت مشرقی» خود قصد دارد بینش فلسفی جدیدی را متفاوت با سنت عقلی مشائی ارائه دهد. او با تالیف آثاری چون رسائل سه گانه تمثیلی عرفانی زمینه را برای طراحی حکمت الاشراق سهروردی فراهم ساخت. ابن سینا در این رسائل از طریق تمثیل و رمز ببیان سفر روح از مغرب (ظلمت) نفسانی بسوی مشرق آن پرداخته و در نمط نهم کتاب الاشارات با عنوان «مقامات العارفین» به شرح و توصیف این سفر و مراحل آن اقدام کرده است. ابن سینا در این بخش از کتاب الاشارات با معرفی عارف و تبیین و توصیف مراحل سیر و سلوک عرفانی و درنهایت شرح حالات سالک در جایگاه وصول به حق، بر اهمیت روش شهودی و سیر و سلوک عرفانی در کشف حقیقت تاکید ورزیده است. در واقع آنچه در «مقامات العارفین» مشاهده می شود تفسیری مبسوط از قصه های سه گانه تمثیلی عرفانی ابن سیناست.
    کلیدواژگان: حکمت مشرقی، شهود عرفانی، قصه های تمثیلی، عارف، مراحل سیر و سلوک، ابن سینا
  • پژوهشی در فلسفه هایدگر در باب «هستی و زمان» از منظر مابعدالطبیعی و تاویلی
    علی رمضانی، قربانعلی محمدی نژاد صفحه 89
    در فلسفه و تفکرات مارتین هایدگر در مورد مباحث مربوط به هستی و زمان، مفهوم زمان را میتوان در ابدیت یافت و پیش شرط آن، اشراف و درک کامل ابدیت است و لازمه آن، ایمان به ابدیت میباشد که از دیدگاه مابعدالطبیعی هستی شناسنده خود مینگرد. همچنین هایدگر از منظر تاویلی بجای ارائه اصول و مبانی و روش تحصیل فهم، در زمینه خود فهم، پژوهش کرده و تاویل را از سطح روش شناسی و معرفت شناسی به هستی شناسی فهم، ارتقا بخشیده است. همچنین او زمان را به سه شکل ترسیم میکند: «روزمره، طبیعی و جهانی» و از منظر هستی شناسی تاویلی به آن میپردازد. در این مقاله به هستی شناسی مابعدالطبیعی و تاویلی هایدگر در مفهوم هستی و زمان میپردازیم.
    کلیدواژگان: هستی، زمان، هایدگر، مابعدالطبیعه، تاویل
  • ابن سینا؛ حکمت مشائی در جهان بینی اشراقی (واکاوی تفسیر تمثیلی ابن سینا)
    قاسم پورحسن، محسن منصوری صفحه 105
    تمثیلهای عرفانی و مکتوبات سینوی، با رویکرد اشراقی به تبیین معنویت میپردازند و به ما تعلیم میدهند که ادبیات بکار رفته در آنها صرفا انتزاعی نیست. ایده پنهان در تمثیل عرفانی متعلق به ادراکات باطنی است، بنابرین ذهن را از سطح ادراک عقلی فراتر میبرد و به ساحت عالم جان و دنیای ماورای حس میکشاند و از این رهگذر میتوان دقتی بر اندیشه های فلسفی او داشت تا برای رسیدن به مقصود فلسفی راهگشا باشد. در همه آنچه در معرفت شناسی فلسفی ابن سینا آمده است زمینه فرا روی از مباحث فلسفی محض و تبدیل معرفت به جریان عرفانی وجود دارد. آنچه از نوشته های ابن سینا بدست می آید این است که تصوف و نگرش اشراقی وی عین تفکر عقلی و نظری اوست. این نوشتار سعی دارد که تفسیر تمثیلی در آثار اشراقی ابن سینا را مورد بررسی قرار دهد و مبانی آن را واکاوی نماید تا از این رهگذر حکمت مشائی ابن سینا در مبانی اشراقی او نمایان گردد.
    کلیدواژگان: ابن سینا، تفسیر، تمثیل، اشراق، عرفان
  • کتابشناسی تاریخ فلسفه های کهن
    سعید انواری صفحه 131