فهرست مطالب

پژوهش های تولید گیاهی - سال بیستم شماره 1 (بهار 1392)
  • سال بیستم شماره 1 (بهار 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/03/28
  • تعداد عناوین: 13
|
  • مریم شریفی، حسین معصومی صفحات 1-18
    ویروس موزاییک هندوانه (WMV) یکی از مهمترین ویروس های کدوییان در بسیاری از نقاط دنیا می باشد. به منظور بررسی پراکندگی، دامنه میزبانی، علائم شناسی و میزان کارایی انتقال WMV توسط شته، از مزارع کدوییان شامل گرمک، خربزه، خیار، کدو، طالبی و هندوانه واقع در پنج استان کشور نمونه برداری به عمل آمد. آلودگی نمونه ها با آزمون DAS-ELISA با استفاده از آنتی سرم WMV مورد بررسی قرار گرفت. نتایج به دست آمده نشان داد که بیشترین و کمترین میزان آلودگی نسبت به این ویروس به ترتیب مربوط به استان های آذربایجان غربی و کرمان، به میزان 9/44 و 5/9 درصد می باشد. در بین کدوییان مختلف نیز بیشترین و کمترین میزان آلودگی به ترتیب در ارقام مختلف گرمک و هندوانه به میزان 6/70 و 9/5 درصد محاسبه گردید. از بین جدایه های به دست آمده، بر اساس دامنه میزبانی و مناطق نمونه برداری، 19 جدایه متفاوت جهت مطالعات تکمیلی انتخاب و بر روی گیاهان آزمون از خانواده های مختلف مایه زنی گردیدند. نتایج به دست آمده بیانگر آن است که در بین جدایه های مختلف این ویروس تفاوت هایی از نظر ایجاد علائم بر روی گیاهان آزمایشی وجود دارد. در این مطالعه اقدام به تهیه آنتی سرم بر علیه پیکره های کامل WMV گردید. عیار آنتی سرم تهیه شده با استفاده از آزمون الایزای غیر مستقیم 500/1 تعیین گردید. در مطالعات مربوط به انتقال ویروس توسط شته مشخص گردید که میزان کارایی انتقال ویروس توسط شته Myzus persicae براساس نوع جدایه مورد بررسی بین 20 تا 60 درصد متغیر می باشد.
    کلیدواژگان: کدوییان، ویروس موزاییک هندوانه، میزان آلودگی، انتقال ویروس
  • الیاس سلطانی، افشین سلطانی، سرالله گالشی، فرشید قادری فر، ابراهیم زینلی صفحات 19-34
    در این پژوهش مدل سازی جوانه زنی خردل وحشی به مناسب ترین شکل انجام شد. برای توصیف واکنش سرعت جوانه زنی به دما از تابع بتا استفاده شد. با توجه به مدل بتا، دمای پایه خردل وحشی در پتانسیل آب صفر حدود 9/2- درجه سانتی گراد بود و با کاهش پتانسیل آب دمای پایه به تدریج افزایش یافت و در پتانسیل آب 6/0- مگاپاسکال به حدود 2 درجه سانتی گراد رسید. ضرایب تبیین مدل برای دماهای زیر و فوق مطلوب به ترتیب 86/0 و 94/0 بود که بیانگر توصیف دقت مدل در پیش بینی جوانه زنی خردل وحشی در واکنش به دما و پتانسیل آب است. ثابت هیدروترمال تایم در دمای زیرمطلوب (207 مگاپاسکال در درجه روز) کمتر از دماهای فوق مطلوب (274 مگاپاسکال در درجه روز) بود. پارامترها و روابطی که در این مقاله به دست آمدند می‫توانند در مدل های شبیه سازی پویایی بانک بذر یا برای ساخت یک مدل جدید استفاده شوند. همچنین نتایج این پژوهش می تواند برای مطالعات آتی در مورد بیولوژی و اکولوژی خردل وحشی مفید باشد.
    کلیدواژگان: خردل وحشی، مدل سازی، جوانه زنی، دمای پایه، مدل هیدروترمال تایم
  • زهرا ضیایی فرد، منیژه میان آبادی، مهناز اقدسی صفحات 35-48
    جاشیر (Prangos ferulacea) یک گیاه پایا و معطر از خانواده چتریان است که در بعضی از مناطق ایران به صورت وحشی رشد می کند. هیچ گزارشی در مورد باززایی این گیاه در شرایط درون شیشه ای وجود ندارد. در این مطالعه، اثر هورمون های 2،4-D، کینتین، نفتالن استیک اسید و بنزیل آمینو پورین روی باززایی ساقه و تولید گیاه کامل از قطعات جداکشت ریشه چه، محور زیر لپه، محل اتصال محور زیر لپه به ریشه چه (یقه) و برگ لپه-ای دانه رست های جاشیر در یک طرح کاملا تصادفی با 20 تیمار هورمونی و 3 تکرار در هر تیمار انجام شد. بهترین نتایج ساقه زایی مربوط به قطعات جداکشت یقه تحت تیمارهای 5/0 میلی گرم در لیتر 2،4-D همراه با 1 میلی گرم در لیتر کینتین و 5/0 میلی گرم در لیتر 2،4-D همراه با 5/1 میلی گرم در لیتر کینتین (67 درصد در هر تیمار) بود. ساقه های باززایی شده، در محیط کشتMS پایه فاقد هورمون ریشه زایی نمودند.
    کلیدواژگان: Prangos ferulacea، ساقه نوپدید درون شیشه ای، محیط پایه، 2، 4، D، کینتین
  • ناصر کریمی، معصومه خان احمدی، بهاره مرادی صفحات 49-62
    سرب به عنوان یک فلز سنگین و آلاینده شیمیایی پایدار از طریق منابع مختلف مصنوعی و طبیعی سلامت محیط زیست موجودات زنده را تهدید می کند. امروزه تکنیک گیاه پالایی به عنوان یک روش مقرون به صرفه و مناسب از نظر محیط زیست، کاربرد بسیارمهمی در پالایش خاک های آلوده به سرب دارد. از آن جایی که مقاومت گیاه Cynara scolymus L. (کنگرفرنگی) به ترکیبات نفتی ثابت شده است، در این پژوهش اثر غلظت های مختلف سرب (0، 100، 200، 400، 600، 800، 1000 و 1500 میکرومولار) بر برخی پارامترهای فیزیولوژیکی این گیاه مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس نتایج این آزمایش با افزایش غلظت سرب در محلول غذایی، زیتوده ریشه و ساقه، محتوای کلروفیل a، b و کلروفیل کل و سطح برگ های گیاه کاهش معنی داری نشان داد که بیشترین کاهش مربوط به تیمار 1500 میکرومولار بود. با افزایش غلظت سرب در محیط، میزان انباشت سرب در ریشه و ساقه گیاه کنگرفرنگی افزایش معنی داری یافت به طوری که در تیمار 1500 میکرومولار میزان انباشت در ریشه ها 411 میلی گرم بر کیلوگرم و در ساقه 32/217 میلی گرم بر کیلوگرم بود. میزان انباشت سرب در ریشه ها بیشتر از ساقه ها بود. به طور کلی نتایج نشان داد که گیاه کنگرفرنگی توانایی نسبتا زیادی در تحمل غلظت های بالای سرب و انباشت آن در ریشه، ساقه و همچنین انتقال بیشتر سرب به بخش هوایی دارد. بنابراین گیاه کنگرفرنگی جهت کشت در مناطق آلوده به سرب و کاهش آلودگی آن در خاک توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: کنگر فرنگی، سرب، فلزات سنگین
  • مریم تاتاری، رضا فتوحی قزوینی، نعمت الله اعتمادی، علی محمد احدی، سیداصغر موسوی صفحات 63-88
    یکی از چالش های اصلی در مدیریت چمن، محدودیت منابع آب آبیاری است. از جمله راهکارهای موجود برای رفع این مشکل، گسترش گونه های مقاوم به خشکی است. در این پژوهش برخی از پاسخ های فیزیولوژیکی چمن های آگروپایرون دزرتوروم، پوآ پراتنسیس رقم «باریمپالا» و بروموس اینرمیس در شرایط تنش خشکی مورد مقایسه قرار گرفت. بذرهای چمن در گلدان های استوانه ایی و در فضای آزاد کشت شدند. پس از استقرار کامل گیاهان، آبیاری قطع گردید تا بیشتر گیاهان به حدود 80 درصد خشکیدگی برسند. پس از آن دوباره نیمی از گلدان ها آبیاری شدند. با قطع کامل آبیاری به ترتیب چمن های بروموس اینرمیس، پوآ پراتنسیس و آگروپایرون دزرتوروم خشک شدند. درصد خشکیدگی آگروپایرون دزرتوروم و پوآ پراتنسیس پس از آبیاری مجدد کاهش یافته و پس از مدتی مشابه گیاهان شاهد شدند، اما بروموس اینرمیس به خشکیدگی کامل رسید. تنش خشکی کیفیت و میزان کلروفیل برگ را کاهش داد. با طولانی شدن تنش، میزان نشت یونی در بروموس اینرمیس به شدت افزایش پیدا کرد. کمترین نشت یونی در آگروپایرون دزرتوروم دیده شد. با طولانی شدن قطع آبیاری محتوای پرولین در هر سه گونه افزایش یافت. بیشترین تجمع پرولین را آگروپایرون دزرتوروم نشان داد. در آگروپایرون دزرتوروم و پوآ پراتنسیس فعالیت آنزیم های سوپراکسید دیسموتاز و کاتالاز بین گیاهان تحت تنش و گیاهان شاهد تا روز پنجم اختلاف معنی داری نداشت. پس از آن افزایش یافته و با طولانی شدن تنش کاهش پیدا کرد. بیشترین فعالیت این آنزیم ها را آگروپایرون دزرتوروم نشان داد.
    کلیدواژگان: آگروپایرون دزرتوروم، پوآ پراتنسیس، بروموس اینرمیس، کلروفیل، آنتی اکسیدان، پرولین
  • کمال قاسمی بزدی، وحیده خندان صفحات 89-106
    استفاده از سلول‎های تخمک جهت تولید گیاهان هاپلوئید، یکی از کاربردهای اساسی کشت بافت محسوب می‎شود. با توجه به این‎که شرایط بهینه کشت بافت، بسته به گونه گیاهی، ژنوتیپ درون‎گونه، ترکیب محیط کشت و عوامل محیطی مختلف فرق می‎کند، در این پژوهش، اثرات پیش‎تیمارهای سرمایی 1، 3 و 10 روزه در 4 درجه سانتی‎گراد و ترکیبات مختلف هورمونی محیط ‎کشت MS بر کالوس‎زایی ریزنمونه تخمک چهار رقم پنبه (Gossypium sp.) مورد بررسی قرار گرفت. براساس نتایج به دست آمده، تخمک‎هایی که ‎10 روز القای سرما در آن‎ها صورت گرفته بود، بالاترین میزان کالوس‎زایی (7/83 درصد) را داشتند و پیش‎تیمار سرمایی کمتر از 3 روز نسبت به تیمارهای سرمایی دیگر، اثر کاهشی معنی‎داری (28 درصد) بر کالوس‎زایی داشت. ریزنمونه های ارقام مختلف نیز کالوس‎زایی متفاوتی داشتند و رقم ساحل به‎طور معنی‎داری کالوس‎زایی بالاتری نسبت به رقم بومی هاشم‎آباد داشت. از طرفی غلظت‎های پایین اکسین (1/0 میلی‎گرم بر لیتر 2،4-D) نقش مثبتی در کالوس‎زایی تخمک داشتند و غلظت‎های BAP بالاتر از 3 میلی‎گرم در لیتر، اثر بازدارنده‎ای بر کالوس‎زایی نشان دادند. بنابراین، زمان‎های متفاوت القای سرما، نوع رقم و غلظت هورمونی محیط‎کشت بر میزان تولید کالوس از تخمک ارقام مختلف پنبه تاثیرگذار بودند و غلظت‎های پایین 2،4-D همراه با افزایش مدت القای تیمار سرمایی نقش مثبتی در کالوس‎زایی تخمک داشتند. علاوه بر درصد کالوس‎زایی، تیمارهای مختلف بر رنگ و اندازه کالوس‎های ایجاد شده نیز موثر بودند، به‎طوری‎که تخمک‎های رقم ساحل که به‎مدت 10 روز تحت القای سرما قرار گرفته بودند، کالوس‎های متوسط تا بزرگ و سبز روشن تولید کردند و افزایش زمان پیش‎تیمار سرمایی تا روز دهم و همچنین مقادیر پایین 2،4-D (1/0 میلی‎گرم بر لیتر) در محیط کشت، سبب افزایش اندازه کالوس ها گردیدند.
    کلیدواژگان: ریزنمونه، هاپلوئید مضاعف، همی‎زیگوس، ژنوتیپ
  • مهیار گرامی، ناد علی باباییان جلودار، رقیه مومنی لاریمی، ابوذر قربانی، نادعلی باقری صفحات 107-124
    اصلاح نباتات مدرن بر مبنای ایجاد تنوع، انتخاب، ارزیابی و تکثیر ژنوتیپ های مطلوب شکل گرفته است. به این منظور برای ایجاد تنوع صفات زراعی در ارقام کلزای PF و زرفام، از اشعه گاما (500، 700، 900، 1100 و 1300 گری) استفاده گردید. صفات مورد ارزیابی شامل ارتفاع ساقه اصلی، تعداد شاخه فرعی، تعداد غلاف در شاخه اصلی و فرعی، طول غلاف و وزن هزار دانه در نسل M2 بود. از نشانگرهای مولکولی SCAR و RAPD جهت بررسی تغییرات به دست آمده از جهش در ژن کنترل کننده اولئیک اسید استفاده گردید. نتایج نشان داد در رقم PF تمامی صفات به جز تعداد غلاف شاخه اصلی کاهش معنی-داری در همه تیمارها نسبت به شاهد داشته اند. در رقم زرفام با وجود کاهش در میزان صفات مورد ارزیابی در تیمارهای مختلف، اثر دز تنها برای وزن هزار دانه معنی دار شد. بیشترین ضریب تنوع نسبی در ارقام PF و زرفام برای تعداد غلاف شاخه فرعی به دست آمد. در بررسی تک بوته های هر دز در نسل M2 لاین هایی با صفات برتر نسبت به شاهد مشاهده شد. این صفات شامل کاهش ارتفاع ساقه، افزایش تعداد غلاف شاخه اصلی و فرعی، طول غلاف و وزن هزار دانه بود که باعث افزایش عملکرد دانه گردیدند. بنابراین انتخاب و بررسی این صفات در نسل های بعدی جهت تثبیت این لاین ها راه برای ایجاد ارقام برتردر کلزا هموار می سازد. نتایج مربوط بررسی مولکولی با نشانگر SCAR در مکان bp399 و نشانگر RAPD در مکان bp830 نشان داد که تمامی نمونه های تحت تیمار اشعه گاما ارقام PF و زرفام در این مکان ها دارای باند مورد نظر بوده اند.
    کلیدواژگان: تنوع القایی، مارکر مولکولی، جهش
  • سمانه الهیاری، احمد گلچین، علیرضا واعظی صفحات 125-140
    فراهم نمودن زمینه افزایش بهره وری آب در کشاورزی، به عنوان منطقی ترین رویکرد مدیریتی منابع آن در مناطق خشک و نیمه خشک عنوان می گردد. استفاده از پلیمرهای سوپرجاذب (هیدروژل) در کشاورزی دیم از جمله راه کارهای دستیابی به این مهم می باشد که نه تنها شرایط بهبود عملکرد محصول را فراهم می کند بلکه باعث افزایش قابل توجه کارآیی مصرف آب نیز می شود. به منظور بررسی امکان بهبود عملکرد و اجزای عملکرد ارقام نخود دیم توسط پلیمر سوپرجاذب آب، آزمایشی به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در سال زراعی 90-1389 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه زنجان اجرا گردید. تیمارهای آزمایش شامل پلیمر سوپرجاذب در سه سطح صفر، 150 و 300 گرم در متر مربع در کرت اصلی و دو رقم نخود (جم و(ILC482 در کرت های فرعی بودند. نتایج تجزیه واریانس داده ها نشان داد که پلیمرهای سوپرجاذب بر تمامی صفات مورد بررسی در گیاه نخود اثر معنی داری داشت اما ارقام نخود به جز صفات وزن صد دانه و تعداد غلاف در بوته در بقیه صفات مورد مطالعه اختلافی با هم نداشتند. بیشترین عملکرد دانه (541/160 گرم در مترمربع) از رقم جم با کاربرد 300 گرم پلیمر در مترمربع و کمترین عملکرد دانه (276/71 گرم در مترمربع) از رقم ILC482 در شرایط بدون کاربرد پلیمر به دست آمد. مصرف پلیمرهای سوپرجاذب سبب افزایش عملکرد زیست توده، تعداد غلاف در بوته و وزن صد دانه نسبت به تیمار شاهد گردید.
    کلیدواژگان: نخود، هیدروژل، دیمکاری، عملکرد
  • سید محمد سیدی، رضا قربانی، پرویز رضوانی مقدم، مهدی نصیری محلاتی صفحات 141-156
    بین گیاه زراعی و علف های هرز رقابت برای جذب نیتروژن از عوامل مهم تاثیرگذار بر روابط متقابل بین آنها می باشد. به منظور بررسی کارایی مصرف و شاخص برداشت نیتروژن در دوره های مختلف کنترل علف های هرز سیاهدانه، آزمایشی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سال زراعی 89- 1388 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه فردوسی مشهد اجرا شد. تیمارهای آزمایش در دو سری شامل دوره های کنترل و تداخل علف های هرز تنظیم شدند. سری اول شامل 6 تیمار بود که از زمان سبز شدن تا صفر، 14، 28، 42، 56 و 70 روز پس از سبز شدن در کرت ها، علف های هرز کنترل شدند و سپس به آن ها تا زمان برداشت سیاهدانه اجازه رشد داده شد. سری دوم نیز شامل 6 تیمار بود که از زمان سبز شدن تا دوره های ذکر شده به علف های هرز در کرت ها اجازه رشد داده شد و سپس تا زمان برداشت، این علف های هرز کنترل شدند. نتایج نشان داد که دوره های رقابت علف-های هرز اثر معنی داری بر میزان نیتروژن دانه، کاه و کلش، زیست توده و نیز شاخص برداشت نیتروژن در سیاهدانه داشتند. هم چنین نتایج بیانگر آن بود که کارایی جذب (بازیافت)، فیزیولوژیکی (درونی) و مصرف (زراعی) نیتروژن در سیاهدانه با کاهش دوره های کنترل و نیز با افزایش دوره های تداخل علف های هرز کاهش یافت. با این وجود، اثر این دوره های رقابتی بر کارایی جذب سیاهدانه بیش از کارایی فیزیولوژیکی این گیاه بود.
    کلیدواژگان: کارایی جذب نیتروژن، کارایی فیزیولوژیکی نیتروژن، تداخل علف های هرز، گیاه دارویی
  • امیر جمال محمود، علی عبادی، منصور امیدی، مسعود میرمعصومی صفحات 157-170
    ریزنمونه های برگ انگور ارقام شاهرودی، بیدانه سفید و یاقوتی جهت تولید کالوس در محیط کشت MS به همراه 1 میلی گرم در لیتر BAP و 1/0 میلی گرم در لیتر 2،4-D کشت شدند. کالوس های به دست آمده به منظور تمایزیابی در محیط کشت MS بدون هورمون که دارای غلظت های مختلف ساکاروز، کازئین هیدرولایزات و اسیدآمینه های گلوتامین، فنیل آلانین و آرژنین بود، کشت شدند. ارقام یاقوتی و بیدانه سفید در محیط کشت دارای 250 میلی گرم در لیتر کازئین هیدرولایزات و رقم شاهرودی در محیط کشت دارای 500 میلی گرم در لیتر کازئین هیدرولایزات بیشترین درصد تولید جنین سوماتیکی را داشتند. از سوی دیگر در تمامی ارقام مورد مطالعه بیشترین درصد تولید جنین سوماتیکی در محیط کشت دارای 10 میلی گرم در لیتر فنیل آلانین، 100 میلی گرم در لیتر گلوتامین و 50 میلی گرم در لیتر آرژنین بودند. همچنین ساکاروز در غلظت 45 گرم در لیتر باعث تولید بیشترین درصد جنین سوماتیکی در ارقام یاقوتی و بیدانه سفید شد. در حالی که در مورد رقم شاهرودی، در غلظت 60 گرم در لیتر باعث تولید بیشترین درصد جنین سوماتیکی شد.
    کلیدواژگان: انگور، جنین زایی سوماتیکی، محیط کشت، ساکاروز، اسید آمینه
  • سمیه طایفه علی اکبرخانی، علیرضا طلایی، محمدرضا فتاحی مقدم صفحات 171-192
    پسته به دلیل خصوصیت دوپایگی و هتروزیگوسی بالا، دارای تنوع ژنتیکی نسبتا زیادی می باشد. در این پژوهش 40 ژنوتیپ نر و ماده در منطقه فیض آباد خراسان با استفاده از صفات مورفولوژی، فنولوژی و همچنین نشانگر مولکولی رپید مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که برخی صفات چون تاج پوش درخت، رشد سالیانه، تراکم جوانه مرکب و همچنین زمان ایجاد گل آذین و برگ با داشتن ضریب تغییرات بالا، بیشترین تنوع را نشان دادند. تجزیه خوشه ایداده های مورفولوژیکی، ژنوتیپ ها را به سه گروه تقسیم کرد. در بین ژنوتیپ های ماده، تعدادی از ژنوتیپ ها چون (′بادامی سفید1′، ′سفید صابونی 2′، ′گرمه سیاه′ و ''قرمز درشت زود رس′) بر اساس صفاتی چون خندانی، اندازه و میزان درصد پروتیین و چربی مغز برتری نسبی نشان دادند. در آزمایش رپید تعداد 15 آغازگر مورد استفاده، 123 باند تولید کردند که در مجموع 115 باند در بین حداقل دو ژنوتیپ چند شکلی نشان دادند. اندازه باندهای تولید شده در تمام آغازگرها در محدوده 3000-200 جفت باز تخمین زده شد. بیشترین تعداد باندهای تولیدی 12 عدد و به وسیله آغازگر BC18 به دست آمد. متوسط درصد چند شکلی در بین تمام آغازگرهای مورد استفاده 83/92 درصد بود. مجموع قدرت تفکیک (Rp) آغازگرها 54/74 بود و هر کدام به طور میانگین قدرت تفکیک 97/4 نشان دادند. بیشترین میزان قدرت تفکیک مربوط به پرایمر BC12برابر 89/7 بود. نتایج به دست آمده از ماتریس تشابه بیشترین شباهت (70 درصد) را بین ′بادامی سفید 3′ و ′ژنوتیپ 7′ نشان داد. کمترین شباهت (18 درصد) در بین ژنوتیپ ماده ′گرمه سیاه′ و ژنوتیپ ماده ′سفید صابونی 1′ بود. تجزیه کلاستر بر اساس ضریب تشابه دایس و روش یو.پی.جی.ام.آدر حد تشابه 41/0 ژنوتیپ های مورد بررسی را در هشت گروه قرار داد که ′ژنوتیپ صابونی سفید 1′ و ′ژنوتیپ 4′ از دیگر ژنوتیپ ها به طور جداگانه ای تفکیک شدند. نتایج به دست آمده تنوع ژنتیکی بالایی را در بین ژنوتیپ های مورد بررسی نشان داد.
    کلیدواژگان: پسته، تجزیه خوشه ای، صفات مورفولوژیک، ضریب تشابه، مارکرهای مولکولی
  • محمدرضا عبداللهی، سیدسعید موسوی، بهزاد مهرشاد صفحات 193-202
    در این پژوهش اثر غلظت های مختلف عصاره آبی دود حاصل از سوختن مواد گیاهی گونه دارویی بابونه (Tanacetum parthenium) بر روی صفات جوانه زنی، رشد و عملکرد پیاز خوراکی (Allium cepa L.) بررسی گردید. آزمایش در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 3 تکرار انجام گردید. بذرهای پیاز در غلظت های مختلف عصاره آبی دود (1:500، 1:100، 1:10 و 1 حجم به حجم) و شاهد آب مقطر به مدت 3 ساعت خیسانده شدند. غلظت های مختلف عصاره آبی دود گیاهی به طور معنی داری بیشتر صفات مورد مطالعه در این آزمایش را بهبود بخشیدند. بذرهای پیاز تیمار شده با غلظت 1:100 عصاره آبی دود، به طور معنی داری درصد و سرعت جوانه زنی بالاتری نسبت به بذرهای پیاز تیمار شده با آب مقطر نشان دادند. بعد از120 روز از کشت بذرهای پیاز در شرایط گلخانه ای، وزن تر و خشک ریشه و ساقه در گیاهان پیاز به طور معنی داری تحت تاثیر غلظت های 1:500 و 1:100 عصاره آبی دود افزایش یافت. تمام غلظت های عصاره آبی دود به طور معنی داری تعداد برگ را در گیاهان پیاز نسبت به شاهد افزایش دادند. به علاوه، گیاهان پیاز تیمار شده با عصاره های آبی دود، پیازهایی بزرگ تر با وزن تر و خشک بیشتر نسبت به شاهد تولید کردند.
    کلیدواژگان: پیاز، جوانه زنی بذر، سرعت جوانه، زنی، دود حاصل از گیاه، صفات رشد فیزیولوژیکی
  • عباس اکبرنیا صفحات 203-210
    سوخت مصرف شده و مقدار عملکرد محصول در طی کاشت بذر در زراعت جو در سال های 88 و 89 در شهرستان شهریار سه روش خاک ورزی با یکدیگر مقایسه شدند. داده های دو سال به صورت مرکب مورد تجزیه قرار گرفت. نتایج تجزیه واریانس سوخت مصرف شده در سه روش خاک ورزی در سطح 1 درصد معنی دار شد. میانگین سوخت مصرف شده در روش مرسوم برابر 48/58 لیتر در هکتار، روش کم خاک ورزی 35/28 و در روش بی خاک ورزی 62/15 لیتر در هکتار به دست آمد. نتایج تجزیه واریانس عملکرد مزرعه ای در سه روش خاک ورزی در سطح 1 درصد معنی دار شد. میانگین عملکرد محصول در خاک ورزی مرسوم 01/5، در کم خاک ورزی 9/4 و در بی خاک ورزی 5/3 تن در هکتار به دست آمد. استفاده از روش کم خاک ورزی در شرایط مختلف فیزیکی زمین های زراعی و مزارع آبی به لحاظ کاهش تردد و سوخت تراکتور و نیز کاهش فشردگی خاک مزرعه به جای خاک ورزی مرسوم و بی خاک ورزی پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: بی خاک ورزی، خاک ورزی مرسوم، کم خاک، ورزی، ماشین چندکاره کشاورزی
|
  • M. Sharifi, H. Massumi Pages 1-18
    Watermelon mosaic virus (WMV) is one of the important plant viruses of cucurbits worldwide. In order to investigate relative incidence, experimental host range, symptomatology and transmission efficacy of aphid vector of WMV, cucurbits species (squash, cantaloupe, watermelon, and cucumber) grown in agricultural regions in five provinces (Esfahan, West Azarbayjan, Kerman, Hormozgan and Yazd) were surveyed. Collected samples were analyzed by double antibody sandwich ELISA (DAS-ELISA). The symptoms of WMV infected samples were mosaic, malformation, blistering and vein banding. The highest and lowest virus infections were 44.9 and 9.5% in West Azarbayjane and Keramn provinces, respectively. The maximum (70.6 %) and minimum (5.9%) rates of infection were observed in cantaloupe and watermelon, respectively. According to host range and region, 19 positive infected samples were selected for further studies. Depending on virus isolates, inoculation of selected isolates on test plants produced different symptoms. The antiserum prepared against whole WMV particles had a titer of 1/500 in indirect ELISA test. The rate of virus transmission by Myzus persica according to WMV isolates was between 20 to 60%. The results of this study indicated that WMV is a destructive virus in cucurbit plants in Iran and different cucurbit plants showed diverse susceptibility against WMV infection.
    Keywords: Cucurbits, Watermelon mosaic virus, Rate of infection, Virus transmission
  • E. Soltani, A. Soltani, S. Galeshi, F. Ghaderi, Far, E. Zeinali Pages 19-34
    In this research, seed germination modeling of wild mustard was conducted satisfactory. Beta function was used to describe seed germination rate to temperature. Base temperature was -2.9 oC and it was increased with decreasing water potential to about 2 oC in -0.6 MPa. The R2 values were 0.86 in sub-optimal temperatures, and this value for supra-optimal temperatures was 0.94. The R2 values showed a good fitness of the hydrothermal time model under both sub- and supra-optimal temperatures. The hydrothermal values were 207 and 274 MPa oC for sub- and supra-optimal temperatures, respectively. The parameters and relationships estimated here can be used in soil seed bank dynamics models or can be use to establish a new model for the environment. The results of this study will also be useful for future studies of wild mustard biology and ecology.
    Keywords: Wild mustard, Modeling Germination, Base temperature, Hydrothermal time model
  • Z. Ziaee Fard, M. Mianabadi, M. Aghdasi Pages 35-48
    Prangos ferulacea (L.) Lindl (Apiaceae) is a permanent and aromatic plant grows wild in some regions of Iran. There are not any reports about plant regeneration of P. ferulacea in vitro. In the present study, the effect of various concentrations of 2, 4-dichlorophenoxyacetic acid (2,4-D) with kinetin and naphthalene acetic acid (NAA) with Benzyl amino purine (BAP) on shoot and plant regeneration of P. ferulacea radicle, hypocotyl, crown, and cotyledon explants were investigated. The study was designed as a completely randomized design with 20 treatments and 3 replications. The best results of shoot regeneration was recorded case of crown explants in MS medium comprising 0.5 mg/L 2,4-D with 1mg/L Kin and 0.5 mg/L 2,4-D with 1.5 mg/L Kin treatments (67%, in each cases). The regenerated shoots were rooted on basal MS medium without any hormonal treatment.
    Keywords: Prangos ferulacea, In vitro shoot regeneration, 2, 4, D, Kinetin
  • N. Karimi, M. Khanahmadi, B. Moradi Pages 49-62
    Lead as a heavy metal and chemical pollutant contaminates environment through naturally occurrence and anthropogenic activities. Nowadays, phytoremediation as a low cost and friendly environmental technique employs the use of plants to remediate contaminated soil. Since the resistance of Artichoke (Cynara scolymus L.) has approved to oil components, the effects of different lead concentrations (0, 100, 200, 400, 600, 800, 1000 and 1500 micro molar) on some physiological parameters of this species in hydroponic conditions, were investigated. Results showed that the root and shoot biomass, the chlorophyll content (chlorophyll a, b and total) and leaf area index of Artichoke decreased significantly with increasing the concentrations of lead to 1500 μM. Lead uptake and accumulation was increased with increasing its concentration in the medium. Plants treated with 1500 μM of lead, accumulate 411 and 217.32 mg/kg of metal in its roots and shoots, respectively. According to our results, Artichoke is tolerance to lead, and has a good lead accumulation and root to shoot translocation properties than normal plants studied before. Therefore it could be used in the rehabilitation of moderately lead contaminated sites.
    Keywords: Artichoke, Lead, Heavy metals
  • M. Tatari, R. Fotouhi Ghazvini, N. Etemadi, A.M. Ahadi, A. Mousavi Pages 63-88
    One of the main challenges in turf management is limitation of water resources. Development of drought resistant species is one of the existing approaches for solving this problem. In this study some of the physiological responces of Bromus inermis, Poa pratensis cv. ’Barimpala‘ and Agropyron desertorum in drought stress conditions was evaluated. Seeds were cultivated at cylindrical pots and exposed to outdoors. After establishment of plants withholded irrigation until leaf wilting of most plants reach 80% then the half of pots rewatered. After withholding irrigation, Bromus inermis, Poa pratensis and Agropyron desertorum were wilted respectively. Leaf wilting in Agropyron desertorum and Poa pratensis decreased during rewatering and after a while was similar to control plants, but Bromus inermis was compeletly wilted. Turf quality and chlorophyll content was decreased due to drought stress. With prolonged stress treatment, electrolyte leakage strongly increased in Bromus inermis. The least electrolyte leakage was observed in Agropyron desertorum. Proline content was increased in three species with prolonged withholding irrigation. The highest proline content was observed in Agropyron desertorum. There was no significant difference in activities of superoxide dismutase and catalase between stressed plants and control plants, then increased and decreased with prolonged stress. The highest activities of these enzymes were showed in Agropyron desertorum.
    Keywords: Agropyron desertorum, Poa pratensis, Bromus inermis, Chlorophyll, Antioxidant, Proline
  • K. Ghasemi Bazdi, V. Khandan Pages 89-106
    The use of ovules to produce the haploid plants is one of the fundamental fields of tissue culture. Considering that the optimized tissue culture conditions varies depending on plant species, genotype within species, nutrient medium components and different environmental factors, in present study, the effects of 1, 3 and 10 days cold pre-treatments in 4ºC and different hormonal combinations of MS medium was studied on callus-formation of ovule explant in 4 cotton cultivars. Based on the results, ovules with cold induction for 10 days had the highest (83.7%) callusformation. However, less than 3 days cold pre-treatment with 28% showed significant decreasing effect on callus-formation. Explants of different cultivars had a different callus-formation rate, as Sahel cultivar produced significantly higher callus percentage than Hashemabad native cultivar. In the other hand, low concentrations of auxin (0.1 mg/l 2,4-D) had positive role in callus-formation of ovule, but by increasing BAP concentration above 3 mg/l, an inhibitory effect was observed. Therefore, different cold pre-treatment times, cultivar type, and hormonal types and concentrations affected on callus-production in ovule culture of cotton cultivars, and low concentrations of 2,4-D with increasing cold pretreatment duration had positive roles in callus-formation. In addition to callus percentage, various treatments also affected on color and size of calli, so the ovules of Sahel that had been under cold induction for 10 days, produced medium to large and bright green calli, and increasing of cold pre-treatment time until the tenth day, and also low levels of 2,4-D (0.1 mg/l) in medium increased the calli size in cotton ovule culture.
    Keywords: Explant, Doubled haploid, Hemizygus, Genotype
  • M. Gerami, N. Babaeian Jelodar, R. Moemeni Larimi, A. Ghorbani, N. Bagheri Pages 107-124
    Breeding desired cultivar in rapeseed programs is the main goal of plant breeders. Modern plant breeding has been formed on the basis of variation induction, selection, evaluation and multiplication of desired genotypes. To reach these goals, mutation breeding has played an important role to neonate variation. In this study seeds of PF and Zarfam cultivars were treated with five dosages of gamma rays (500, 700, 900, 1100 and 1300 Gry). Studied traits were: plant height, number of lateral branches, number of pods per plant, length of pods and weight of 1000-seed in M2 generation. For detection of loci controlling oleic acid, SCAR and RAPD markers were used. Results showed that in PF cultivar, in all the traits except number of pods on main stem, significant deduction observed in compare with the control. In Zarfam cultivar, effect of gamma rays was significant only for the 1000-seed weight. In this study the most of relative variation coefficient between different traits belong to the number of pods on lateral branches. In this study, various lines with improved traits (lower height, more number of pods, and length of pods and 1000-seed weight) in compare with the control were obtained. Therefore, it is possible to choose desirable traits and introduce desirable variety in colza. Results of molecular markers showed that all lines treated with gamma rays in PF and Zarfam cultivars, had 399 bp and 830 bp bands.
    Keywords: Inductive variation, Molecular marker, Mutation
  • S. Allahyari, A. Golchin, A.R. Vaezi Pages 125-140
    Provide theme of increase efficiency of agricultural water, is as the most logical approach of water resources management in arid and semi-arid regions. Super adsorbent polymers (hydrogel) application in rainfed agriculture is including strategies for achieve to this significant that not only improve the crop qualitative yield conditions, but can be causing a substantial increase in water use efficiency. In order to investigate the effect of hydrophilic polymer application on yield and yield components of two chickpea varieties in rainfed conditions, an experiment was conducted in 2011 at the Research Farm of the Faculty of Agriculture, University of Zanjan. The experimental design was split plot based on randomized complete block design with three replications. Experiment treatment including three levels of hydrophilic polymer (H1: 0, H2: 150 and H3: 300 gr/m2) and two varieties (Jam and ILC482) were randomized to the main plot and sub plot, respectively. The results showed that all studied characteristics were affected by hydrophilic polymer, but chickpea cultivars, except on 100 grain weight and grain number in plant were not significant differences in other traits. highest grain yield (160.541 gr/m2) obtained in Jam cultuvar by applyind 300 gr/m2 polymer and lowest grain yield (71.276 gr/m2) obtained in ILC482 cultivar without polymer application. Super absorbent polymer apllication was caused to increase at pod number in plant, 100 grain weight, and biological yield compared to control.
    Keywords: Chickpea, Hydrogel, Rainfed, Yield
  • S.M. Seyyedi, R. Ghorbani, P. Rezvani Moghaddam Pages 141-156
    The competition for nitrogen is an effective factor can be affected crop- weed interactions. In order to determine of black seed nitrogen use efficiency and harvest index at different weed competition durations, a field experiment was conducted at Agricultural Research Station, Ferdowsi University of Mashhad, Iran, during 2009- 2010. The experiment was Randomized Complete Block Design (RCBD) with 12 treatments and 3 replications. Two sets of treatments consist of weed-infested and weed-free periods were used. At the first set of treatments, weeds compete with black seed up to 0, 14, 28, 42, 56 and 70 day after emergence (weed-infested periods). At weed free treatments, plots were kept free of weeds up to the mentioned stages. Results indicated that different weed interference durations had significant effects on nitrogen contents of seed, stubble and biomass of black seed. Nitrogen harvest index was significantly affected by different weed competition durations. In this experiment, uptake (recovery), physiological (internal) and use (agronomic) efficiency of nitrogen in black seed decreased with decreasing weedfree and increasing weed-infested periods. However, these competition periods had more effect on nitrogen uptake efficiency than physiological efficiency of nitrogen.
    Keywords: Nitrogen uptake efficiency, Nitrogen physiological efficiency, Weed interference, Medicine plant
  • A.J. Mahmood, A. Ebadi, M. Omidi, M. Masoodi Pages 157-170
    Leaf explants of grapevine cultivars Shahroodi, Bidaneh Sefid and Yaghouti were cultured in MS medium supplemented with 1mg/l BAP and 0.1mg/l 2,4-D for callus induction. To differentiate somatic embryo, achieved callus were cultured on MS medium contained various concentrations of sucrose, casein hydrolysate and supplemented with glutamine, phenyl alanine and arginine amino acids. Yaghouti and Bidaneh Sefid cultivars produced the highest percentage of somatic embryos in medium containing 250mg/l casein hydrolysate and Shahroodi in medium contained 500mg/l casein hydrolysate. On the other hand, in all studied cultivars the highest percentage of somatic embryos was obtained in medium contained 10mg/l phenyl alanine, 100mg/l glutamine and 50mg/l arginine. Although, Yaghouti and Bidaneh Sefid cultivars were produced the highest percentage of somatic embryos in medium contained 45g/l sucrose, Shahroodi cultivar produced the highest percentage of somatic embryos in medium contained 60g/l sucrose.
    Keywords: Grapevine, Somatic embryogenesis, Medium, Sucrose, Amino acids
  • S. Tayefeh Ali Akbarkhany, A.R. Talaie, M.R. Fatahi Pages 171-192
    Pistachio has a high genetic diversity because of dioeciously and heterozygous nature. In this study, morphological and phonological characters of 40 male and female genotypes, so RAPDs marker of 38 male and female genotyps from Faizabad region of Khorasan province were evaluated. Results showed that some characters such as tree canopy, annual growth, winter bud density and the time of flowering and also leaf bud burst with high coefficients of variation showed high diversity. The cluster analysis of morphological data divided the female and male genotypes into 3 groups. Among the female genotypes, some of them such as ‘Badami Sefid1’, ‘Sefid Sabuni2’, ‘Garme Siah’ and ‘Ghermez Dorosht Zoodras’ were the best genotypes, in point of split shells, size of nut, protein and lipids percentage of kernel. In RAPDs experiment fifteen primers were used that produced 123 bands which among them 115 were polymorphic even between two genotypes. Size of produced bands was in range of 200-300 bp. The highest number bands were 12 and achieved by BC18 primer. Means of polymorphism among used primers was 92.83 percentages. Total resolving power was 74.54 with the mean of 4.97. Primer BC12 RAPD showed the most resolving power equal to 7.89. Based on similarity matrices the lowest genetic similarity (0.18) was between ‘Garme Siah’ and ‘Sefid Sabuni1’ genotypes and the highest (0.70) detected between ‘Badami Sefid3’ and ‘Genotype7’. Cluster analysis based on Dice similarity coefficients and UPGMA method were divided the genotypes into 8 subclusters at similarity level of 0.41, which ‘Sefid Sabuni1’ and ‘Genotype4’ genotypes of the other genotypes was separated individually. Results showed that there are high genetic diversity in the studied genotypes.
    Keywords: Cluster analysis, Dice coefficient, Molecular marker, Morphological traits, Pistachio
  • M.R. Abdollahi, S.S. Mousavi, B. Mehrshad Pages 193-202
    In this study, the effect of different concentrations of smoke extracts derived from burning plant material of Tanacetum parthenium on germination parameters, growth and yield of onion (Allium cepa L.) was investigated. The experiment was arranged as a Randomized Complete Block Design with 3 replications. Onion seeds were treated (socked) with different concentrations of aqueous smoke extract (1:500, 1:100, 1:10, 1 v/v) and distilled water control for 3 hours. All concentrations of smoke extracts significantly improved the traits studied in this experiment. Onion seeds treated with smoke-extract dilution of 1:100 exhibited a significantly greater germination percentage and germination speed compared to control. Fresh and dry weights of root and shoot in onion plants were positively influenced by smoke-extract dilutions of 1:500 and 1:100, 120 days after seed sowing under greenhouse conditions. The number of leaves was significantly increased with all concentrations of smoke-extract 120 days after seed sowing under greenhouse conditions. In addition, smoke-extract treated onion plants exhibited a significantly higher bulb diameter and bulb fresh and dry weight than untreated plants.
    Keywords: Onion, Plant, derived smoke, Seed germination, Germination speed, Physiological growth traits
  • A. Akbarnia Pages 203-210
    In order to investigate fuel consumption for soil preparation and sowing operation in barley farms, three tillage methods were considered for a period of two years (2009-2010). Results from analysis of variance for fuel consumption of the three tillage methods showed a significant difference at 1% level. Mean value of the fuel consumption in conventional tillage was 58.48 (lits/ha), whereas for reduced tillage was 29.67 and in No-till was 14.33 liters per hectare, respectively.Results from analysis of variance for field performance in three tillage methods showed a significant difference at 1% level. Mean value of crop yield in conventional tillage was 5.01 (tons/ha), in reduced tillage 4.9 and in No-till 3.5 ton per hectare were obtained. Reduced tillage method in condition that irrigated field due to reduced traffic (which uses less cost and more profits, saving in time, optimum fuel and also less compaction) is suggested instead of conventional and No tillage.
    Keywords: Conventional tillage, Multi task agricultural machine, No Tillage, Reduced Tillage