فهرست مطالب

پرستاری ایران - پیاپی 80 (اسفند 1391)
  • پیاپی 80 (اسفند 1391)
  • تاریخ انتشار: 1391/12/15
  • تعداد عناوین: 8
|
  • طاهره نجفی قزلجه، زهرا عباس نژاد، فروغ رفیعی صفحات 1-13
    زمینه و هدف
    عفونت های بیمارستانی به عنوان یکی از مهمترین عوامل خطردر بخش های مراقبت بهداشتی شناخته می شوند و بهداشت دست اولین گام در کنترل این عفونت ها می باشد. بدلیل نیاز به شناسایی روند مطالعات مربوط به بهداشت دست و روش های بکار رفته در آنها، و شناسایی خلاء های تحقیقاتی و نیز تصمیم گیری در زمینه ارتقای بهداشت دست، مروری بر مطالعات موجود در این زمینه در ایران ضروری است. این بررسی به منظور مروری بر متون و مطالعات قبلی مربوط به بهداشت دست در ایران صورت گرفته است.
    روش بررسی
    مقالات پژوهشی منتشر شده بین سال های 1375 تا 1391،با جستجو در پایگاه های اطلاعاتی و منابع کتابخانه ای، در زمینه بهداشت دست در ایران، مورد بررسی قرار گرفتند.
    یافته ها
    از مجموع 14 مقاله مورد بررسی، هفت مطالعه بصورت توصیفی، شش مطالعه آزمایشگاهی و یک مطالعه به صورت مداخله آموزشی انجام شده بودند. با وجود اهمیت بهداشت دست، مطالعات محدودی در این زمینه صورت گرفته است. مطالعات مورد بررسی، آگاهی، پذیرش، و عملکرد کارکنان بهداشتی به ویژه در بخش های مراقبت ویژه را ضعیف گزارش کرده اند.
    نتیجه گیری کلی: نتایج مطالعات مورد بررسی بیانگر ضعیف بودن بهداشت دست در محیط های مراقبتی هستند. همچنین، با توجه به محدودیت های متدلوژیکی مطالعات، ضروری است مطالعات بیشتری در زمینه بررسی آگاهی،عملکرد و نگرش پرستاران و گروه های مختلف کارکنان درمان انجام گیرد. بعلاوه، انجام مطالعاتی جهت ارزیابی اثر رویکرد های مداخله ای مختلف در جهت افزایش آگاهی و پذیرش کارکنان نسبت به بهداشت دست ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: بهداشت دست، عفونت های بیمارستانی، ایران، بررسی مروری
  • پرخیده حسنی، معصومه اطاقی، منصوره زاغری تفرشی، علیرضا نیکبخت نصرآبادی صفحات 14-23
    زمینه و هدف
    گذار عبور از یک مرحله زندگی، شرایط یا وضعیت به دیگری است. بیشتر مراقبت های پرستاری طی فرایند گذار روی داده و هدف مراقبت پرستاری رسیدن به نتایج مطلوب برای بیمار و رسالت آن در قالب این مفهوم، علم و هنر تسهیل گذار به سلامتی و رفاه انسان است. این در حالی است که بیماران مراحل انتهایی کلیوی ناگزیر به گذار از این وضعیت به وضعیت جدید همودیالیز هستند. هدف این مقاله تبیین عوامل تسهیل کننده در فرایند گذار به همودیالیز می باشد.
    روش بررسی
    این مطالعه بخشی از یک مطالعه کیفی (نظریه مبنایی) در رساله دکترا می باشد. نمونه پژوهش شامل بیمارانی که در یکسال اخیر تحت همودیالیز قرار داشتند و سایر مطلعین مرتبط با آنها بود. نمونه گیری بصورت هدفمند و سپس نظری صورت گرفته و تا اشباع داده ها ادامه یافت. محیط پژوهش بخش همودیالیز بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی شهر تهران بود. جمع آوری داده ها با مصاحبه های نیمه ساختار یافته، ثبت های یادآور و یادداشت های عرصه انجام و با 24 نفر به اشباع رسید. تحلیل داده ها به روش مقایسه مداوم صورت گرفت. دقت مطالعه با روش لینکلن و گوبا تایید شد.
    یافته ها
    عوامل تسهیل کننده در فرایند گذار به همودیالیز عوامل فردی (ویژگی های جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی) و عوامل اجتماعی (حمایت تخصصی تیم پزشکی و پرستاری، تشریک مساعی خانواده و آشنایان، پشتیبانی سازمان های اجتماعی، اثرات تعامل با همتایان) بودند.
    نتیجه گیری کلی: توجه ویژه پرستاران به عوامل فردی و اجتماعی، فراهم آوردن بستری مناسب برای شناسایی و تقویت آنها و انجام اقدامات حمایتی مناسب نقش بسزایی در فرایند گذار سالم به همودیالیز خواهند داشت.
    کلیدواژگان: پرستاری، همودیالیز، پژوهش کیفی، گذار
  • سعید حمدزاده، ژاله عزتی، ژیلا عابدسعیدی، نویده نصیری صفحات 24-33
    زمینه و هدف
    ابتلای به بیماری دیابت و الزام بیمار به خودمراقبتی موجب تنش های فراوانی در زندگی روزمره می شود که استفاده از سبک های مقابله ای را به منظور سازگاری ضروری می سازد. پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان همبستگی سبک های مقابله ای و رفتارهای خودمراقبتی در بیماران دیابتی انجام گرفت.
    روش بررسی
    در این پژوهش توصیفی-همبستگی، 275 بیمار دیابتی نوع1 و2 به روش نمونه گیری در دسترس از بین بیماران مراجعه کننده به بیمارستان طالقانی تهران انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس خلاصه فعالیت های خود مراقبتی دیابت و مقیاس سبک های مقابله ای جالویس بود. داده ها توسط آمار توصیفی و آزمون اسپیرمن تحت نرم افزار SPSS 16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    خود مراقبتی با سبک های مقابله ای مواجه شدن (05/0، p‹ 28/0 r=)، خوشبینانه (0 1 /0، p‹ 28/0 r=)، حمایت جوینده (0 1 /0، p‹ 31/0 r=)، و خود اتکایی(01/0، p‹ 25/0 r=) همبستگی مثبت و معنی داری داشتند و سبک های مقابله ای طفره آمیز (05/0، p‹ 18/0- r=) و هیجانی(0 1 /0، p‹ 34/0- r=) با خود مراقبتی همبستگی منفی و معنی داری داشتند. همبستگی خود مراقبتی ونمره کلی سبک های مقابله ای از نظر آماری معنی دار بود (26/0 r=، 018/0 p=).
    نتیجه گیری کلی: باتوجه به یافته های پژوهش توصیه می شود که کارکنان مراکز بهداشتی درمانی دیابت بخصوص پرستاران با تشویق بیماران به کاربرد سبک ها و روش های کارآمد مقابله با تنش در ارتقای خودمراقبتی بیماران دیابتی و سازگاری با این بیماری مزمن گام مناسبی بردارند.
    کلیدواژگان: سبک های مقابله ای، رفتارهای خودمراقبتی، بیماران دیابتی
  • مرحمت فراهانی نیا، صدیقه فراهانی نیا، مریم چمری، حمید حقانی صفحات 34-45
    زمینه وهدف
    وضعیت تغذیه دو ر ان بارداری از مهمترین شاخص ها در تعیین سلامت مادر وجنین می باشد و سوء تغذیه دوران بار داری با دریافت کافی مواد غذایی قابل اجتناب است. این پژوهش با هدف تعیین الگوی تغذیه زنان باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشک ی تهران واقع در شهر تهران در سال1388 انجام شده است.
    روش بررسی
    در این پژوهش توصیفی مقطعی، تعداد 360 زن باردار از سه ماهه دوم بارداری به بعد از بین مراجعه کننده گان به 10 مراکز بهداشتی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تهران که به صورت خوشه ایاز مراکز وابسته انتخاب شده بودند شرکت کردند. گرد آوری اطلاعات از طریق تکمیل پرسشنامه صورت گرفت. پرسشنامه شامل دوقسمت مشتمل بر مشخصات جمعیت شناختی و پرسشنامه بسامد مواد غذایی Food Frequency Questionnaire (FFQ) مربوط به گروه های مختلف مواد غذایی بود که مواد غذایی مصرفی را درطی روز، هفته، و ماه گذشته مورد بررسی قرار می داد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی (فراوانی، میانگین وانحراف معیار) و مقایسه میانگین با مقدار ثابت با استفاده از آزمون تی تحت نرم افزار SPSS نسخه 14 انجام شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد، میانگین تعداد واحد مصرفی (سروینگ) گروه کربوهیدرات در زنان باردار 7/4، گروه گوشت و مواد پروتئینی 1/1، گروه لبنیات 14/1، گروه میوه 3/1، گروه سبزیجات 7/1، گروه چربی ها 17/2، بود. همچنین مصرف کلسیم 896 میلی گرم، پروتئین 5/66 گرم، اسید فولیک 5/196 میکروگرم، و آهن 12 میلی گرم بود که بجز در گروه چربی ها در تمام موارد از میزان های توصیه شده کمتر بوده است. نتایج آزمون آماری تی این تفاوت هارا معنی دار نشان داد) 0001/0 P <).
    نتیجه گیری کلی: با توجه به نتایج پژوهش، تاکید بر آموزش تغذیه صحیح و انتخاب مواد غذایی متنوع و با مقدار مناسب در زمان انجام مراقبت های معمول دوران بارداری از طرف کادر بهداشتی توصیه می شود.
    کلیدواژگان: الگوی تغذیه، زنان باردار، گروه های غذایی
  • لیلی یکه فلاح، حمیده عظیمی، طاهره صادقی صفحات 46-55
    زمینه و هدف
    سندروم پیش از قاعدگی، ممکن است اثرات ناتوان کننده ای بر عملکرد فرد در خانواده و اجتماع داشته باشد. برخی تحقیقات نشان داده اند که ورزش به عنوان ضددرد غیراختصاصی در کنترل علایم پیش از قاعدگی مفید خواهد بود. این پژوهش با هدف مقایسه تاثیر ورزشهای پیاده روی و ایروبیک بر علائم جسمی، روانی و احساس درد سندرم پیش از قاعدگی انجام شده است.
    روش بررسی
    در این پژوهش نیمه تجربی،70 دختر 18 تا 32 ساله که بیش از 40% علایم پیش از قاعدگی را دارا بودند انتخاب و به صورت تصادفی ساده به سه گروه ایروبیک، پیاده روی، و کنترل تقسیم شدند.گروه پیاده روی به مدت سه ماه هر روز به مدت 30 دقیقه پیاده روی سریع کردند. گروه ایروبیک به مدت سه ماه هر روز به مدت 30 دقیقه 7 مدل تمرینات ایروبیکی آموزش داده شده را انجام دادند. داده ها به وسیله پرسشنامه استاندارد جک تیپس توسط همه گروه ها، در سه نوبت قبل، میان و پایان مداخله جمع آوری شد. محاسبات آماری با استفاده از نرم افزار SPSS/win/V.16 نسخه 16 و آزمون آنالیز واریانس یک طرفه در سطح معنی داری 95/0انجام شد.
    یافته ها
    کاهش احساس درد در پایان ماه اول و ماه سوم معنی دار بود (008/0= P، 047/0= p (در بعد علائم جسمانی در ماه اول تفاوت معنی دار مشاهده شد. (001/0= P) ولی در ماه سوم تفاوتی وجودنداشت. در بعد علائم روانی در هیچ کدام از دوره ها کاهش معنی دار نبود. در بررسی متغیرهای علایم جسمی – روانی و احساس درد در سه گروه، در سه بار اندازه گیری مکرر، فقط کاهش علائم جسمی در سه گروه معنی دار بود(034/0= P). نتیجه گیری کلی: انجام سه ماه فعالیت ورزشی پیاده روی و ایروبیک در کاهش احساس درد بسیار موثر بوده و منجر به کاهش علایم جسمی و روانی ناشی سندرم قاعدگی می شود. دو ورزش پیاده روی و ایروبیک در بهبود علائم جسمی و روانی و احساس درد پیش از قاعدگی موثر می باشد و ورزش ایروبیک در طول زمان تاثیر بیشتری دارد. لذا مبادرت به انجام این دو ورزش جهت کاهش علائم سندرم پیش از قاعدگی توصیه می شود.
    کلیدواژگان: علایم پیش از قاعدگی، ورزش، ایروبیک، پیاده روی
  • نورالدین محمدی، سیده طاهره قاسمی نژاد، مهناز سیدالشهدایی، حمید حقانی، میرسعید یکانی نژاد صفحات 56-64
    زمینه و هدف
    علیرغم پیشرفت های سیستم بهداشتی-درمانی و هزینه های روزافزون پیشگیری از زخم فشاری، تعداد مبتلایان به زخم فشاری در بیماران بخش های ویژه رو به افزایش است. پژوهش حاضر با هدف تعیین ارتباط وضعیت همودینامیک و اکسیژن خون با بروز زخم فشاری در بیماران تحت تهویه مکانیکی در بخش های مراقبت ویژه صورت گرفت.
    روش بررسی
    این مطالعه همبستگی از نوع طولی بود که ارتباط بروز زخم فشاری در طول مدت بستری را با سایرمتغیرهای اصلی پژوهش مورد بررسی قرار داد. جامعه پژوهش را بیماران تحت تهویه مکانیکی بستری در بخش های مراقبت ویژه تشکیل دادند. 120 بیمار با روش نمونه گیری مستمر انتخاب شدند. نمونه گیری از بهمن 1390 تا مرداد1391 ادامه داشت. ابزار گردآوری داده ها شامل اطلاعات جمعیت شناختی، ابزار برادن، فرم اطلاعات بالینی در خصوص وضعیت همودینامیک و اکسیژن خون و چک لیست مشاهده روزانه پوست بیمار بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 17 و آزمون های تی مستقل، کای اسکویر و آنالیز رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    در 8/35 درصد از بیماران زخم فشاری درجه یک ایجاد شد. بر اساس نتایج آنالیز رگرسیون لجستیک بین متغیرهای مربوط به وضعیت همودینامیک و اکسیژن خون با ایجاد زخم فشاری ارتباط معناداری دیده نشد. با اینحال طول مدت تهویه مکانیکی، سن و سطح هوشیاری بیشترین سهم را در ایجاد زخم فشاری داشتند(001. 0 P<).
    نتیجه گیری کلی: بیماران تحت تهویه مکانیکی از شانس نسبتا بالایی برای بروز زخم فشاری برخوردار هستند و لازم است پرستاران مراقبت کننده از این بیماران اقدامات پیشگیری را در مورد این بیماران مورد توجه قرار دهند. بررسی ارتباط سایر متغیرهای مداخله گر در این رابطه پیشنهاد می شود
    کلیدواژگان: زخم فشاری، بیماران تحت تهویه مکانیکی، وضعیت همودینامیک، اکسیژن خون
  • الهام طاهری حبیب آبادی، منیژه نوریان، مریم رسولی، امیر کاووسی صفحات 65-74
    زمینه و هدف
    دارو دادن و خطاهای دارویی در کودکان به خصوص نوزادان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این مطالعه با هدف تعیین عوامل مرتبط با خطاهای دارویی در بخش های نوزادان و مراقبت ویژه نوزادان صورت گرفته است.
    روش بررسی
    در این مطالعه ی توصیفی، 119 پرستار شاغل دربخش های نوزادان و مراقبت ویژه نوزادان در 5 بیمارستان آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی بوده است از طریق تمام شماری مشارکت کردند. ابزارهای گردآوری داده ها، پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناسی و پرسشنامه «خطای تجویز دارو» بود. اختلاف معنادار میان عوامل مرتبط با خطاهای دارویی با استفاده از ANOVA-R و میزان این اختلاف، از طریق تعیین میانگین و انحراف معیار تعیین شد. آزمون های T مستقل و ANOVA جهت بررسی همبستگی ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 18 صورت گرفت.
    یافته ها
    نتایج پژوهش نشان داد که عوامل مربوط به شرایط کاری و عوامل مربوط به رونویسی بیشترین نقش را خطاهای دارویی دارد (0001/0 > p). امتیازات هر یک از علل خطاهای دارویی عبارت بود از: عوامل ارتباطی (91/2= M 4/0 ± 7/0= SD)، عوامل مربوط به بسته بندی(79/2= M 4/0 ± 7/0= SD)، عوامل مربوط به رونویسی (22/3= M 4/0 ± 95/0= SD)، عوامل مربوط به شرایط کاری (3/3= M 4/0 ± 2/0= SD) و عوامل مربوط به داروخانه (67/2= M 4/0 ± 75/0= SD). نتیجه گیری کلی: شناخت عوامل مرتبط با خطاهای دارویی می تواند منجر به تلاش در جهت اصلاح این عوامل و کاهش بروز خطاهای دارویی شده و کیفیت مراقبت و ایمنی نوزاد را افزایش دهد.
    کلیدواژگان: خطای دارویی، بخش مراقبت ویژه نوزادان، مراقبت های پرستاری، عوامل مرتبط
  • رقیه عابدینی، علیرضا چوبینه، جعفر حسن زاده صفحات 75-84
    زمینه و هدف
    پرسنل پرستاری همواره در خطر اختلالات اسکلتی- عضلانی مرتبط با کار قرار دارند و حمل و جابجایی بیمار عامل خطر اصلی در بروز این اختلالات می باشد. این مطالعه با هدف ارزیابی خطر ابتلا به اختلالات اسکلتی- عضلانی ناشی از جابجایی بیمار در پرسنل پرستاری بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شیراز انجام شده است.
    روش بررسی
    در این مطالعه توصیفی مقطعی 400 پرستار شاغل در 75 بخش از 11 بیمارستان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شیراز که بطور تصادفی انتخاب شده بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های ویژگی های دموگرافیک، نوردیک و چک لیست ارزیابی انتقال بیمار PTAI)) گردآوری شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 16 انجام گرفت. برای بررسی اختلاف شیوع اختلالات اسکلتی-عضلانی در سطوح مختلف شاخص ارزیابی انتقال بیمار PTAI)) از «آزمون کای دو» استفاده شد. نسبت شانس ابتلا به اختلالات نیز برای سطوح مختلف شاخص مربوطه محاسبه شد.
    یافته ها
    میانگین سن و سابقه کار افراد مورد مطالعه به ترتیب برابر با 44/6 ± 78/30 و 75/5 ± 92/6 سال و میزان شیوع اختلالات اسکلتی-عضلانی 2/88% بدست آمد. نتایج ارزیابی خطر اختلالات اسکلتی- عضلانی به روش PTAI نشان داد که 4% از کل افراد در سطح خطر 1، 5/8% در سطح خطر 2 و 5/87% در سطح 3 شاخص PTAI قرار دارند. نتایج نشان داد که وقوع علائم این اختلالات در پرسنل پرستاری مورد مطالعه با شاخص PTAI دارای ارتباط معنی دار است (001/0> p).
    نتیجه گیری کلی: با توجه به یافته های مطالعه، روش ارزیابی PTAI می تواند به عنوان شیوه ای مفید جهت تشخیص و ارزیابی خطر اختلالات اسکلتی- عضلانی ناشی از جابجایی بیمار در پرسنل پرستاری مد نظر قرار گیرد.
    کلیدواژگان: اختلالات اسکلتی، عضلانی، شاخص PTAI، پرسنل پرستاری، جابجایی بیمار
|
  • Najafi Ghezeljeh T., Abbas Nejhad Z., Rafii F Pages 1-13
    Background and Aims
    Nosocomial infections are among the important risk factors in healthcare sector، and hand hygiene also has an important role in nosocomial infections which may be the first recommended control step. Determining studies trend related to the subject، identifying research gaps and deciding about strategies for hand hygiene improvement in Iran is essential through literature review. The main aim of this study was reviewing studies which have been conducted on hand hygiene in Iran between 1996- 2011.
    Material and Methods
    Published articles between 1996 to 2011 were searched and reviewed. These articles had been obtained in web-based and library search.
    Results
    The results of reviewing 14 articles showed that seven investigations have been carried out as descriptive، five experimental and two by interventional methods. Despite the importance of hand hygiene، limited studies were conducted and there was not enough cohesion in assessing different dimensions of hand hygiene. In existing articles، health awareness، compliance، and performance related to hand hygiene have been reported poor especially in the clinical healthcare staff.
    Conclusion
    The results of limited studies were indicating poor hand hygiene in health care settings. However according to methodological limitations of reviewed articles، more studies should be conducted to investigate knowledge، attitude or beliefs and performance related to hand hygiene in healthcare staff. Furthermore، investigating effectiveness of various interventions for improving hand hygiene knowledge and compliance is recommended.
    Keywords: Hand hygiene, Iran, Nosocomial infections, Review of literature
  • Hassani P., Otaghi M., Zagheri-Tafreshi M., Nekbakhat-Nasrabadi A. Pages 14-23
    Background and Aims
    Transition is a passage or movement from one state، condition، or place to another. Most of nursing care occurs during transition process and the primary goal of nursing is to enhance healthy outcomes for patients. The mission of nursing according to this concept is the art and science of facilitating the transition to health and well-being. In the meanwhile، end stage renal disease patients have to transit from this situation to the hemodialysis situation. The purpose of this study is to explore facilitators in the process of transition to heamodialysis.
    Material and Methods
    This paper is a part of findings of a more extensive grounded theory study. The participants included new hemodialysis patients، their relatives and health care personnel. Purposeful and theoretical sampling was used to recruit participants and continued until saturation. The study was undertaken in hospitals affiliated to Shaheed Beheshti and Tehran University of Medical Sciences in Tehran. Data was generated by semi-structured interviews، and observation. The data were analyzed by constant comparison. The rigor of the study was confirmed through the criteria proposed by Lincoln and Guba.
    Results
    Facilitators in the process of transition to heamodialysis included personal factors (physical، mental and spiritual properties)، social factors (expert support of medical and nursing team، collaboration of family and familiars، support of social organizations and effects of interaction with peers) and spirituality (relating with God، having recourse to God''s Saints and relying on spirituality values).
    Conclusion
    Nurses’ special attention to the personal، social and spiritual characteristics of hemodialysis patients، providing an appropriate context for identifying and reinforcing these factors، and doing appropriate supportive interventions would play an important role in the process of healthy transition to heamodialysis.
    Keywords: Nursing, Hemodialysis, Qualitative Research, Transition
  • Hamadzadeh S., Ezatti Zh, Abedsaeidi Zh, Nasiri N. Pages 24-33
    Background and Aims
    Afflict by diabetes and patient’s commitment for self-care، induces much stress in routine life which requires the use of coping styles for adaption. The aim of this study was to determine correlation between coping styles and self-care behaviors among diabetic patients.
    Material and Methods
    In this descriptive-correlational study، 275 type 1 and2 diabetic patients were selected by convenience sampling from Taleghani hospital in Tehran. Data was collected by “Summary of Diabetes Self-care Activity Measure” and”Jalowice Coping Scale” and analyzed by descriptive and inferential statistics using SPSS-PC (v. 16).
    Results
    The findings showed that there has been a positive significant correlation between Confrontive (r=0. 28، p<0. 05)، Optimistic (r=0. 28، p<0. 01)، Supportant (r=0. 31،p<0. 01) and Self-reliant (r=0. 25،p<. /01) coping styles and self-care behaviors. Moreover، there was negative correlation between Emotive (r= - 0. 18، p<0. 05) and Evasive (r= - 0. 34، p<0. 01) coping styles and self-care behaviors. There was also a significant correlation between total self-care behaviors and coping styles (r=0. 26، p=0. 018).
    Conclusion
    According to the findings، clinical staff especially nurses can improve the self-care and adaption among diabetic patients by encouraging them to apply effective coping methods
    Keywords: Coping styles, Self, care Behavior, Diabetic Patients
  • Farahaninia M., Farahaninia S., Chamari M., Haghani H. Pages 34-45
    Background and Aims
    Nutritional status during pregnancy is important for the wellbeing of both mother and fetus and it is avoidable by adequate intake of food. This study was conducted with the aim of determining the nutrition pattern of pregnant women attending to health centers affiliated to Iran University of Medical Sciences in 2008.
    Material And Methods
    It was a descriptive cross sectional study. A total of 360 pregnant women attending 10 health centers affiliated to Iran University of Medical Sciences، who were in their second trimester and onwards were recruited by cluster sampling. Data was collected by a two part instrument including demographic information and the Food Frequency Questionnaire (FFQ) which was used to assess the intake of different groups of food during last day، week، and month. Data analysis was performed by descriptive statistics and t- test using SPSS-PC (v. 14).
    Results
    The results showed that the average servings of food consumption was 4. 7 of carbohydrates، 1. 1 of meat and protein group، 1. 14 of dairy group، 1. 3 of fruit group، 1. 7 of vegetables، and 2. 17 of fat group. Moreover، the intake of calcium was 896mg، Protein 66. 5 g، folic acid 196. 5 6g، and the intake of iron was 12mg. Except fat group، the intake of all other nutritional groups was lower than recommended levels. The differences were statistically significant (P <0. 0001).
    Conclusion
    Considering the results of the study، emphasize on the importance of proper nutrition through intake of adequate and diverse regimen fit with the needs of pregnant women is recommended.
    Keywords: Nutritional Pattern, Pregnant Women, Nutritional Groups
  • Yekke Fallah L., Azimi H., Sadeghi T. Pages 46-55
    Background and Aims
    Premenstrual Syndrome may have disabling effects on the person’s performance in the family and community. To relief from the symptoms of this syndrome، different methods such as safe exercise have been recommended. The aim of this study was to determine the effect of a three –month regular aerobic and walking exercise on physical and psychological symptoms and pain of premenstrual syndrome.
    Material And Methods
    this Quasi-Experimental study was conducted on 7 0 volunteer 18-32 years old female students with at least 40% PMS symptoms. The Participants were randomly assigned into 3 groups of aerobic، walking and control. Aerobic group exercise 7 types of practice for 30 minutes daily for 3 months. The walking group practiced fast walking 30 minutes daily for 3 months. All of Participants completed the standard questionnaire of “Jack. Tips” for 3 times (before، 1 and 3 months after intervention). Data were analyzed using SPSS win (v. 16) using one-way ANOVA. Significance level was considered as less than 0. 05.
    Results
    Pain reduction was significant at the end of first and third month of intervention (p=0. 008، p=0. 047). A significant difference was observed for physical symptoms after one menstruation cycle (p=0. 001) although it was not significant after three menstruation cycles. No significant differences were observed in psychological symptoms after 1 and 3 cycles. Repeated measurement showed significant difference in physical symptoms of the 3 (P = 0. 034).
    Conclusion
    Three months of walking and aerobic exercise are very effective in reducing pain and Physical symptoms of premenstrual syndrome. Although aerobic exercise is more effective in reducing pain، but it does not create a significant improvement in psychological symptoms. Performing these two exercises are recommended to reduce the symptoms of premenstrual syndrome.
    Keywords: Premenstrual Syndrome, Aerobic Exercise, Walking
  • Mohammadi N., Ghaseminezhad, Seyedalshohadaei M., Haghani H., Yekaninezhad Pages 56-64
    Background And Aim
    Despite of developments in healthcare systems and ongoing investments to prevent pressure ulcers، it still remains as a major problem particularly in critical care units. This study aimed to investigate the relationship between the level of oxygenation and hemodynamic status in the occurrence of pressure ulcer in mechanically ventilated patients.
    Material and Methods
    It was a correlational and longitudinal study. The study population included 120 mechanically ventilated patients admitted to critical care units of one of the hospitals affiliated to Tehran U niversity of Medical Sciences in Tehran-Iran. The subjects were selected through consecutive sampling method from February 2012 to August 2012. Hemodynamic and oxygenation data were collected using the patients’ records and observation sheets. Patients’ skin was daily assessed for developing pressure ulcers. Pressure sore risk factors were assessed by Braden Scale. Collected data were imported into SPSS-PC (v. 17) and analyzed using independent t-test، chi-square and logistic regression.
    Results
    pressure ulcers of stage I were developed in 35. 8% of the subjects. There was no significant linear correlation between hemodynamic and oxygenation variables and the development of pressure ulcers. However there was a significant relationship between the development of pressure ulcers and the duration of mechanical ventilation، patients’ age and the level of consciousness (P<0. 001).
    Conclusions
    Patients under mechanical ventilation have more chance for developing pressure ulcers and nurses should apply preventing masseurs as soon as possible for such patients. Investigating the role of other variables in the development of pressure ulcers in these patients is recommended.
    Keywords: Pressure Ulcer, Mechanically Ventilated Patients, Oxygenation, Hemodynamic Status
  • Taheri Habibabadi E., Noorian M., Rassouli M., Kavousi A. Pages 65-74
    Background and Aims
    Medication and medication errors are very important in children، especially in neonates. This study is aimed to determine the factors related to medication errors in neonatal and neonatal intensive care units.
    Material and Methods
    In this descriptive study 119 nurses working in the neonatal units and neonatal intensive care units of 5 educational hospitals affiliated to Shahid Beheshti University of Medical Sciences were recruited by census. Data was collected by a demographic sheet and the Medication Administration Error questionnaire. Significant differences between the related factors of medication errors were determined by ANOVA-R. The mean and standard deviation was used to determine the amount of differences. Independent t-test and ANOVA was used to determine the correlations using SPSS-PC (v. 18).
    Results
    The finding revealed that the most influential factors in incidence of medication errors were related to the working conditions and transcription factors (P<0. 0001). The effect of each factor in incidence of medication errors was: communication factor (M=2. 91، SD=0. 7±0. 4)، medication packaging factors (M=2. 79، SD= 0. 7±0. 4)، transcription factors (M=3. 22، SD= 0. 94±0. 4)، work situation factors (M= 3. 3، SD= 0. 2±0. 4) and pharmacy factors (M= 2. 67، SD= 0. 79).
    Conclusion
    Recognition of factors related to medication errors results in an attempt to decrease these factors and medication errors، and an increase in patient safety and promotion of the quality of care.
    Keywords: Medication Errors, Neonatal Intensive Care Unit, Nursing Care, Related Factor
  • Abedini R., Choobineh A., Hasanzadeh J. Pages 75-84
    Background and Aims
    Nursing staff suffer from work-related musculoskeletal disorders (WMSDs) more than other health care workers and patient handling is a main risk factor in the occurrence of these disorders. The purpose of this study was to assess the risk of musculoskeletal disorders due to patient handling using PTAI technique among hospital nurses working in hospitals affiliated to Shiraz University of Medical Sciences (SUMS).
    Material and Methods
    This cross-sectional study was conducted among 400 randomly selected nurses from 75 wards of 11 hospitals affiliated to SUMS. Data was collected by demographic and Nordic musculoskeletal disorders questionnaires and PTAI index checklist. Statistical analysis was performed using SPSS (v 16.). Chi-square test was applied to examine the difference between MSDs prevalence in different levels of PTAI index. Odds ratio was also calculated for each level of PTAI index.
    Results
    The mean score of age and job tenure of subjects was 30. 76±6. 44 and 6. 92±5. 75 years respectively. Prevalence rate of MSDs among the subjects was 88. 2%. The results of PTAI index assessment revealed that 4% of subjects were at risk level 1، 8. 5% at risk level 2 and 87. 5% at risk level 3. The results indicated that PTAI index score was significantly associated with musculoskeletal disorders occurrence (p<0. 001).
    Conclusion
    According to the findings، PTAI is an appropriate tool for musculoskeletal disorders risk identification and assessment due to patient handling in nursing personnel.
    Keywords: Musculoskeletal Disorders, PTAI Index, Nursing personnel, Patient Transfer