فهرست مطالب

علوم دامی (پژوهش و سازندگی) - پیاپی 99 (تابستان 1392)
  • پیاپی 99 (تابستان 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/04/04
  • تعداد عناوین: 9
|
  • فاطمه عین الهی پیر*، نرجس اکاتی، فاطمه ابراهیمی میمند صفحه 2
    اهداف مطالعه حاضر، تعیین مقدار تجمیع مس در خاک و کاهوی وحشی (Lactuca serriola)، درمنه(Artemisia sieberi) و گون (Astragalus bisulcatus) در اطراف معدن ذوب مس خاتون آباد و مقایسه غلظت ها با استانداردهای موجود بود. نمونه برداری از گیاهان و خاک بستر هر گیاه از فواصل 300، 600 و 1000 متری در جهت شمالی کارخانه (به دلیل جهت وزش باد، تراکم بیشتر پوشش مرتعی و در دسترس بودن منطقه) در فروردین ماه 1389 انجام شد. نمونه های برداشت شده به آزمایشگاه منتقل شدند و پس از آماده سازی، توسط Hot plate digester هضم شدند و غلظت فلز مس نمونه ها توسط دستگاه جذب اتمی Konic مدل Wonm 300 اندازه گیری شد. غلظت فلز مس در خاک پای گیاه کاهوی وحشی، درمنه و گون به ترتیب 13/24 – 65/12، 19/20-75/10 و 17/22 – 67-12 میکروگرم بر گرم به دست آمد. غلظت فلز مس درکاهوی وحشی، درمنه و گون نیز به ترتیب 59/17 - 33/5، 46/19 - 17/5 و 73/12 - 47/5 میکروگرم بر گرم اندازه گیری شد. بیشترین و کمترین غلظت فلز مس در تمامی نمونه ها به ترتیب در فاصله 1000 متری و 300 متری معدن به دست آمد. افزایش غلظت فلز مس با افزایش فاصله از کارخانه می تواند ناشی از جهت حرکت باد، وزن کم ذرات حاوی مس، ارتفاع دودکش کارخانه و عدم جذب ذرات ریز بوسیله فیلتر دودکش معدن باشد. میزان غلظت فلز مس خاک منطقه نسبت به استانداردهای تعیین شده پایین تر بود، در حالی که غلظت فلز مس از حد مجاز تعیین شده برای مصرف روزانه دام در مرتع بیشتر بود. بنابراین لازم است مقدار غبار حاوی مس دودکش کارخانه کاهش یابد.
    کلیدواژگان: فلز مس، گیاهان مرتعی، کاهوی وحشی (Lactuca serriola)، درمنه (Artemisia sieberi)، گون (Astragalus bisulcatus)، معدن ذوب مس خاتون آباد شهربابک
  • سیدعبدالله حسینی*، علی مهدوی، امیر میمندی پور، هوشنگ لطف الهیان، فاطمه عالمی، سیدمظفر مهدی زاده، احمد ناجی، وحید قاسملو صفحه 9
    به منظور بررسی اثرات استفاده از سطوح مختلف زردچوبه در جیره جوجه های گوشتی بر روی عملکرد، ایمنی و خصوصیات لاشه، آزمایشی در قالب طرح کاملا تصادفی با 5 تیمار، 5 تکرار و 30 قطعه جوجه گوشتی در هر تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل سطوح مختلف 0، 25/0، 5/0، 75/0 و 1 گرم زردچوبه در کیلوگرم جیره بودند. در طول آزمایش، صفات وزن زنده، خوراک مصرفی، ضریب تبدیل غذایی، درصد ماندگاری و شاخص تولید مورد بررسی قرار گرفت. در پایان آزمایش از هر قفس 4 قطعه جوجه گوشتی (دو نر و دو ماده) کشتار شده و خصوصیات لاشه مورد ارزیابی قرار گرفت. در سن 35 روزگی عیار پادتن علیه گلبول قرمز گوسفندی (SRBC)، ایمنوگلوبین G و M مورد بررسی قرار گرفت. استفاده از سطوح مختلف زردچوبه بر وزن پرنده، خوراک مصرفی، درصد ماندگاری، شاخص تولید، درصد لاشه، ران و سینه تاثیری نداشت(05/0 >p). عیار پادتن بر علیه گلبول قرمز گوسفندی، ایمنوگلوبولین G تحت تاثیر سطوح زردچوبه در جیره قرار گرفت، به طوری که جیره حاوی 1 گرم در کیلوگرم زردچوبه دارای بالاترین عیار پادتن علیه گلبول قرمز گوسفندی و ایمنوگلوبولین G بود که اختلاف آن با گروه شاهد معنی دار بود(05/0 >p). ولی ایمنوگلوبولین M تحت تاثیر استفاده از زردچوبه قرار نگرفت. بر اساس نتایج این تحقیق، هر چند افزودن زردچوبه به جیره جوجه های گوشتی بر صفات عملکردی تاثیر معنی دار نداشت ولی سبب بهبود سطح ایمنی در پرنده گردید که این امر می تواند با توجه به تنش های زیاد در دوره پرورش مفید باشد.
    کلیدواژگان: زردچوبه، جوجه های گوشتی، عملکرد، خصوصیات لاشه، پاسخ های ایمنی
  • بهمن پریزادیان کاوان*، یوسف جعفری آهنگری، محمود شمس شرق، علی سردارزاده صفحه 17
    به منظور بررسی اثر سطوح مختلف ال- کارنیتین بر کیفیت گوشت، لاشه و فراسنجه های خونی بلدرچین های نر ژاپنی، آزمایشی با استفاده از 240 قطعه بلدرچین نر ژاپنی در قالب یک طرح کاملا تصادفی با چهار سطح ال- کارنیتین (صفر، 125، 250 و 500 میلی گرم در کیلوگرم) انجام شد. برای هر تیمار آزمایشی، 4 تکرار در نظر گرفته شد و در هر تکرار، 15 قطعه بلدرچین قرار گرفت. بلدرچین ها از 35 تا 70 روزگی تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی قرار گرفتند. در پایان دوره آزمایش از هر واحد آزمایشی دو قطعه بلدرچین کشتار شدند و پس از خون گیری و تفکیک لاشه، نمونه های ران و سینه به منظور بررسی پارامترهای کیفی گوشت به سردخانه منتقل شدند. نتایج نشان داد که استفاده از مکمل ال- کارنیتین (125 میلی گرم در کیلوگرم) به طور معنی دار مقدار چربی محوطه بطنی را کاهش داد (05/0>p)، در حالی که اثری بر سایر خصوصیات لاشه (لاشه قابل طبخ، ران، سینه، سنگدان و کبد) نداشت. بلدرچین های تغذیه شده با مکمل ال - کارنیتین، تری گلیسرید و VLDL خون کمتری نسبت به گروه شاهد داشتند (05/0>p). اثر زمان های مختلف نگهداری بر مقدار مالون دی آلدئید نمونه های گوشت معنی دار بود (05/0>p). به طوری که با افزایش زمان نگهداری بر مقدار مالون دی آلدئید افزوده شد. کمترین مقدار مالون دی آلدئید در بازه زمانی پس از کشتار و بیشترین در بازه زمانی 10 روز پس از کشتار مشاهده شد. به علاوه، نمونه های گوشت ران بلدرچین های تغذیه شده با مکمل ال- کارنیتین (125 میلی گرم در کیلوگرم)، چربی خام و مالون دی آلدئید کمتری در مقایسه با گروه شاهد داشتند (05/0>p). با توجه به نتایج این آزمایش، می توان گفت که استفاده از مکمل ال- کارنیتین سبب کاهش سطح تری گلیسرید خون و بهبود کیفیت گوشت بلدرچین های ژاپنی می شود.
    کلیدواژگان: بلدرچین ژاپنی، ال، کارنیتین، کیفیت گوشت، فراسنجه های خونی، خصوصیات لاشه
  • علی نوبخت*، فریده نبی زاده صفحه 26
    در این آزمایش اثر استفاده از سطوح صفر، 5/0، 1، 5/1 و 2 درصد پودر گیاه کاکوتی بر عملکرد و متابولیت های خون مرغ های تخم گذار مورد ارزیابی قرار گرفت. تعداد 180 قطعه مرغ تخم گذار سویه ی های- لاین (W36) در 5 گروه آزمایشی و 3 تکرار (با تعداد 12 قطعه مرغ در هر تکرار) از سن 65 تا 77 هفتگی در قالب طرح کاملا تصادفی مورد آزمایش قرار گرفتند. نتایج نشان داد که استفاده از سطوح مختلف پودر گیاه کاکوتی دارای اثرات معنی داری بر عملکرد، صفات کیفی تخم مرغ و سطح تری گلیسرید خون مرغ های تخم گذار می باشد (05/0>P). بیشترین مقادیر مربوط به وزن تخم مرغ، توده ی تخم مرغ های تولیدی، خوراک مصرفی، وزن مخصوص تخم مرغ، بالاترین درصدهای مربوط به تولید تخم مرغ و سفیده، بهترین ضریب تبدیل غذایی و کمترین هزینه ی خوراک به ازای تولید هر کیلوگرم تخم مرغ با استفاده از 2 درصد کاکوتی در جیره ها بدست آمد. تری گلیسرید خون مرغ ها با استفاده از 5/1 درصد پودر کاکوتی کمترین مقدار بود. استفاده از پودر کاکوتی اثرات معنی داری بر سطح سلول های خون مرغ ها نداشت. نتیجه گیری می شود که استفاده از 2 درصد پودر کاکوتی در جیره های غذایی مرغ های تخم گذار باعث بهبود عملکرد، کاهش هزینه ی تولید و سطح تری گلیسرید خون می گردد.
    کلیدواژگان: پودر کاکوتی، عملکرد، مرغ تخم گذار، متابولیت های خون
  • مهدی فجری*، غلامحسین طهماسبی، سراین رزاق زاده صفحه 34
    با توجه به نظرات گوناگونی که از دیر باز در مورد نقش زنبورعسل در گرده افشانی یونجه مطرح بوده و همچنین با عنایت به اهمیت تولید بذر در مزارع یونجه این طرح در ایستگاه تحقیقات و آموزش زنبورعسل شمال غرب کشور در شهرستان خوی اجرا گردید. قالب آماری این آزمایش اسپلیت پلات با طرح پایه کرت های کاملا تصادفی بود. دو رقم قره یونجه و یونجه همدانی به عنوان سطوح فاکتور اصلی و عوامل گرده افشان به عنوان سطوح فاکتور فرعی از لحاظ صفات وزن هزار دانه، درصد جوانه زنی و مقدار وزن بذر تولید شده با هم مقایسه شدند. نتایج آزمایش نشان داد، بین سطوح فاکتورفرعی (عوامل گرده افشان) از نظر مقدار تولید بذر اختلاف بسیار معنی داری وجود داشت (01 /0 ≥ P) به طوری که کرت های با حضور زنبورعسل و سایر حشرات گرده افشان با تولید 316/920 گرم بذر از هر کرت آزمایشی بالاترین مقدار تولید بذر را داشته اند و در کرت های با حضور زنبورعسل و در غیاب حشرات گرده افشان دیگر 971/576 گرم در هرکرت بذر یونجه تولید شد ولی در کرت های بدون حضور زنبورعسل و سایر حشرات گرده افشان 234/167 گرم بذر تولید گردید که کم ترین مقدار تولید بود. نوع رقم یونجه (همدانی- قره یونجه) و اثر متقابل فاکتورها در این مورد معنی دار نشد. از لحاظ وزن هزاردانه و درصد جوانه زنی نیز اختلاف معنی داری بین فاکتورها و اثرات متقابل آن ها مشاهده نگردید. همچنین در این بررسی مهم ترین حشرات گرده افشان یونجه شناسایی شدند که بیش ترین حشرات صید شده متعلق به راسته بال غشائیان1 و بالا خانواده آپوئیدا2 بود. مهم ترین جنس های شناسایی شده از این بالا خانواده به ترتیب اولویت به شرح ذیل بودند.
    کلیدواژگان: زنبورعسل، گرده افشانی، ارقام یونجه، آذربایجان غربی
  • سیدجواد حسینی واشان*، ابوالقاسم گلیان، اکبر یعقوب فر، احمدرضا راجی، محمدرضا نصیری، پیمان اسماعیلی نسب صفحه 42
    این آزمایش، تاثیر افزودن پودر زردچوبه، تفاله گوجه فرنگی و روغن های کانولا، سویا و پیه حیوانی بر سیستم ایمنی و ریخت شناسی ژوژنوم جوجه های گوشتی تحت تنش گرمایی را بررسی نمود. به این منظور، تعداد 504 قطعه جوجه یک روزه سویه راس در 12 تیمار، 3 تکرار (36 واحد آزمایشی) و 14 قطعه جوجه در هر تکرار توزیع شد. این آزمایش به صورت فاکتوریل 2×2×3 در قالب طرح کاملا تصادفی با سه نوع چربی (سویا، کانولا و پیه حیوانی)، دو سطح پودر زردچوبه (4/0 و 8/0 درصد) و دو سطح تفاله گوجه فرنگی (3 و 5 درصد) اجرا شد. در دوره تنش گرمایی (42-29 روزگی) روزانه به مدت 5 ساعت دمای 33 درجه سانتی گراد اعمال شد و رطوبت نسبی سالن همواره حدود 50 درصد بود. در روزهای 28 و 42، دو جوجه از هر قفس خون گیری و کشتار شدند. سطح بالاتر پادتن ترشح شده بر ضد SRBC و ایمنوگلوبین های M و G در کانولا و سطوح بالای پودر زردچوبه و تفاله گوجه در پایان 28 روزگی و انتهای دوره تنش گرمایی مشاهده شد. در پایان 28 روزگی، ارتفاع پرز در جوجه های تغذیه شده با روغن کانولا و عرض پرز در گروه تفاله گوجه بالاتر بود. در جوجه های تحت تنش گرمایی، ارتفاع پرز، عمق کریپت، و نسبت ارتفاع پرز به عمق کریپت در کانولا بالاتر و عرض پرز در پیه بیشترین بود. عرض پرزها در گروه تغذیه شده با 4/0 درصد پودر زردچوبه در شرایط تنش گرمایی نسبت به 8/0 درصد بیشتر شد. همچنین عمق کریپت و نسبت ارتفاع پرز به عمق کریپت تحت تاثیر روابط متقابل روغن، زردچوبه و تفاله گوجه در جوجه های تحت تنش قرار گرفت. بنابراین افزودن روغن کانولا و ضداکسیدان های آلی می تواند باعث بهبود سیستم ایمنی و ریخت شناسی پرزهای روده جوجه های تحت تنش گرمایی گردد.
    کلیدواژگان: پودر زردچوبه، تفاله گوجه، چربی، تنش حرارتی، بافت شناسی روده و ایمنی
  • هادی نودهی*، حسن درمانی کوهی، محمد روستایی علی مهر، نریمان میراعلمی صفحه 53
    در این آزمایش از تعداد180 قطعه جوجه گوشتی (راس 308) در طی دوره ی زمانی 1 الی 42 روزگی به منظور بررسی اثر مکمل جیره ای اینولین و پودر خشک ریشه ی کاسنی روی عملکرد و میکروفلورای روده استفاده شد. تیمارهای آزمایشی (نوع جیره به عنوان تیمار) هر کدام در 3 تکرار و هر تکرار با 10 قطعه جوجه در قالب طرح کاملا تصادفی به واحدهای آزمایشی اختصاص یافتند. جیره های آزمایشی شامل: 1 و 2) جیره های شاهد به ترتیب با 2 و 4 درصد پرکننده (پوسته ی برنج به عنوان پرکننده)، 3 و 4) دو سطح 2 و 4 درصدی از پودر خشک ریشه ی کاسنی، 5) یک سطح از آنتی بیوتیک ویرجینیامایسین (1/0 درصد) و 6) یک سطح 1 درصدی از اینولین بودند. بیشترین و کمترین مقدار مصرف خوراک به ترتیب مربوط به جیره شاهد 2 و جیره حاوی آنتی بیوتیک بود (05/0>P). جیره حاوی اینولین دارای بیشترین و تیمار شاهد 1 دارای کمترین افزایش وزن بودند (05/0>P). در تمام دوره های پرورش، بهترین ضرایب تبدیل غذایی مربوط به جیره حاوی اینولین و آنتی بیوتیک بود (05/0>P). بازده لاشه و درصد اجزای آن تحت تاثیر جیره های آزمایشی قرار نگرفتند (05/0≤P). در سن کشتار (روز 42)، بالاترین شمار باکتری اشریشیا کولای مربوط به جیره شاهد 2 و کمترین آن مربوط به جیره حاوی 4 درصد کاسنی بود (05/0>P). جیره حاوی آنتی بیوتیک دارای بالاترین شمار باکتری لاکتوباسیلوس بود که علیرغم عدم تفاوت آن با تیمار حاوی2 درصد ریشه ی کاسنی (05/0≤P)، این تفاوت با تیمارهای دیگر معنی دار بود (05/0>P).
    کلیدواژگان: آنتی بیوتیک، کاسنی، اینولین، میکروفلور، عملکرد رشدی جوجه های گوشتی
  • علی اشرف حامدی اوغولبیک* صفحه 63
    هدف این پژوهش تعیین عوامل موثر بر میزان اثر بخشی دوره های آموزشی تلقیح مصنوعی دام دراستان زنجان و از نوع توصیفی و همبستگی است. ابزار تحقیق پرسشنامه و نمونه تحقیق 104 نفر از فراگیرنی بوده اند که دوره تلقیح مصنوعی دام را گذرانده بودند. متغیر مستقل تحقیق شامل متغیرهای فردی(تجربه، سن، علاقه)، اجتماعی(درآمد، شغل، تحصیلات) تکنیکی (نحوه تدریس، تنوع روش های آموزشی و...) و سازمانی (فضای آموزشی، ترکیب کار آموزان و...) و متغیر وابسته میزان اثربخشی دوره های آموزشی تلقیح مصنوعی دام بوده است. داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS تحت ویندوز مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج به دست آمده نشان می دهد متغیرهای فردی(شوق و علاقه و تجربه) با اطمینان 99 درصد دارای رابطه معنی داری با اثربخشی دوره های آموزشی بوده اند. متغیرهای اجتماعی (سواد وشغل و درآمد)با اطمینان95 درصد دارای رابطه معنی داری با اثربخشی دوره های آموزشی بوده اند. متغیرهای تکنیکی (شیوه های های آموزشی، نحوه تدریس و یادگیری و کلاس عملی وآموزش تیوری با اطمینان99 درصد،تنوع روش های آموزشی، رسانه ها و مواد آموزشی واضح وشفاف بودن مطالب آموزشی با اطمینان 95 درصد دارای رابطه معنی داری با اثر بخشی دوره های آموزشی بوده اند و متغیرهای سازمانی (ویژگی های مکان آموزشی، ترکیب فراگیران، شیوه برخورد کارکنان، نظم و مقررات و تسهیلات رفاهی با اطمینان 95 درصد دارای رابطه معنی داری با اثر بخشی دوره های آموزشی بوده اند.
    کلیدواژگان: تلقیح مصنوعی دام، فاکتورهای موثر، اثر بخشی، دوره آموزشی، استان زنجان
  • ابراهیم میرزامحمدی، امیر رشیدی* صفحه 70
    هدف از این پژوهش، مقایسه ی روند ژنتیکی صفات تولیدی گاوهای هلشتاین در اقلیم های مختلف ایران بود. بدین منظور به ترتیب از 301649، 268035 و151091 رکورد مقدار شیر، چربی و پروتئین مربوط به دوره ی شیردهی اول استفاده شد. در این پژوهش، ایران به چهار اقلیم سرد، نیمه سرد، معتدل و گرم تقسیم بندی شد. پارامترهای ژنتیکی با استفاده از روش حداکثر درستنمائی محدود شده با استفاده از الگوریتم میانگین اطلاعات (AIREML) به صورت تجزیه تک صفتی برآورد گردید. روندهای ژنتیکی از طریق تابعیت ارزش اصلاحی حیوانات بر سال تولد برآورد شدند. وراثت پذیری در اقلیم سرد، نیمه سرد، معتدل و گرم به ترتیب 01/0±25/0، 01/0±27/0، 01/0±27/0 و 01/0±21/0 برای مقدار شیر، 01/0±21/0، 08/0±19/0، 09/0±19/0، 02/0±15/0 برای مقدار چربی و 02/0±21/0، 01/0±20/0، 02/0±22/0 و 07/0±29/0 برای مقدار پروتئین برآورد شد. روند ژنتیکی در اقلیم های سرد، نیمه سرد، معتدل و گرم به ترتیب 57/1±55/28، 95/1±21/33، 86/1±40/33 و 83/0±90/10 کیلوگرم بر سال برای مقدار شیر، 04/0±56/0، 03/0±71/0، 06/0±62/0 و 03/0±22/0 کیلوگرم بر سال برای مقدار چربی و 04/0±77/0، 05/0±89/0، 06/0±79/0 و 02/0±04/0 کیلوگرم بر سال برای مقدار پروتئین برآورد شد. آزمون تفاوت روند ژنتیکی همه صفات در اقلیم گرم با سایر اقلیم ها از نظر آماری معنی دار بود (01/0> p).
    کلیدواژگان: روند ژنتیکی، صفات تولیدی، گاو هلشتاین، وراثت پذیری
|
  • Einollahi Peer. F.*, Okati. N., Ebrahimi, Meymand. F Page 2
    The aims of this study were survey of Cu concentration in soil and some pasture plants including, Lactuca serriola, Artemisia sieberi and Astragalus bisulcatus around the Khatoon Abad melting and compared the Cu concentration in samples with available standards. Samples of soil and plants were collected from 300, 600 and 1000m distances from melting area in April 2010. Samples were transferred to the laboratory, prepared and then digested with hot plate digester. Cu concentration was measured in samples with Konic Wonm 300 atomic absorption spectrophotometer. The Cu concentration in soil of near the Lactuca serriola, Artemisia sieber and Astragalus bisulcatus was 12.65-24.13, 10.75-20.19 and 12.67-22.17 µg/gdw respectively. The Cu concentration in Lactuca serriola, Artemisia sieber and Astragalus bisulcatus was measured 5.33-17.59, 5.17-19.46 and 5.47-12.73 µg/gdw respectively. In all samples, highest concentration of Cu was measured in 1000m and lowest concentration of Cu was calculated in 300m distance from melting area. Similarly, the highest and lowest concentrations of Copper in all samples were obtained in 1000m and 300m distance from melting area respectively. High concentration of Cu with increasing the distance from melting area could be due to wind direction, weight of particles containing of Copper, height of chimney and not absorbed of some smallest particles with filter was embedded in the chimney. According to some available standards, The Cu concentration was high in plants, but Cu concentration was low in soil. Consequently, the particles containing of Copper must reduced from the chimney of melting Copper mine.
    Keywords: Cu, soil, Lactuca serriola, Artemisia sieber, Astragalus bisulcatus, Khatoon Abad melting, Shahr Babak
  • Hosseini S.A.*, Mahdavi A., Meimandipour A., Lotfolahian H., Alemi F., Mahdizadeh, S.M., Naji A., Ghasemlo V. Page 9
    A 42 days in vivo trail was conducted to study the effect of different levels of an aromatic plant namely turmeric on broiler performance, carcass characteristics, and immunity. In this experiment 750 broilers were divided into five treatments of five replicates as follows: Control group (0 g/kg ground turmeric in diet); 2.5 g/kg diet; 0.5 g/kg diet; 0.75 g/kg; and 1 g/kg. In this experiment, body weight, feed intake, weight gain, feed conversion ratio, viability percentage and production index were measured. At the end of the experiment, from each cage four birds (two males and two females) were killed and carcass characteristics were determined. At 35 days of age, antibody production against sheep red blood cell (SRBC), IgG and IgM were also measured. Using different levels of turmeric in diet did numerically increase body weight in 14 days broiler as compared with the control group (P=0.065). Turmeric supplement also enhanced feed intake at 14 and 35 days of age. However, it did not have any effects on feed conversion ratio, viability percentage and production index and carcass characteristics over the course of the study. Treatment of 1 g/kg turmeric in diet significantly increased antibody production against SRBC and IgG, but IgM did not affected. In conclusion, feeding diet supplemented with ground turmeric profoundly improved immune system response to SRBC and IgG production.
    Keywords: Ground turmeric, Broiler, Performance, Carcass characteristics, Immunity
  • Parizadian Kavan. B.*, Jafari Ahangari. Y., Shams Shargh. M., Sardarzadehmajd. A Page 17
    To determine the effect of different levels of L-carnitine on meat quality, carcass characteristics and blood parameters of male Japanese quail, an experiment was carried out using 240 quail in a completely randomized design with four levels of L-carnitine (0, 125, 250 and 500 mg/kg). Four replicates with 15 quails were allocated to each experimental treatment and birds were reared for 35 days. At the end of experiment, two birds from each experimental unit were randomly selected and after slaughter and separation of carcasses, thigh and breast samples were transferred to the chiller to asses, meat quality parameters. The results showed that, adding of L-carnitine supplementation (125 mg/kg) significantly reduced the amount of abdominal fat (p<0.05), while using of L-carnitine had not effect on other carcass characteristics. The quails were fed with ration containing L-carnitine supplementation, had lower triglyceride and VLDL in comparison with control group (p<0.05). The effect of various storage times on the amount of malondialdehyde was significant (p<0.05). So that, with increment of storage times, increased the amount of malondialdehyde. The lowest amount of malondialdehyde was observed after slaughter and the highest amount of malondialdehyde was observed after storage for 10 days. The amounts of malondialdehyde in thigh samples were affected by L-carnitine. 125 mg/kg L-carnitine significantly reduced the amount of crude fat and malondialdehyde in thigh samples. Therefore, it can be concluded that the supplementation of diet with L-carnitine has positive effects on blood triglyceride and meat quality in Japanese quail.
    Keywords: Japanese quail, L, carnitine, Meat quality, Blood parameters, Carcass characteristics
  • Nobakht A. *, Nabizade, F. Page 26
    This experiment was conducted to evaluate the effects of using different levels (0, 0.05, 1, 1.5 and 2 percent) of Zizyphora (Zizyphora tenuior L.) powder on the performance, egg traits and blood metabolites of laying hens. In a completely randomized design, 180 laying hens (Hy- line W36 strain) in 5 treatments and 3 replicates (with 12 hens in each replicate) from 65 until 77 weeks of age were used. The results showed Zizyphora powder (ZP) has significant effects on the performance, egg traits, and blood triglyceride level in the laying hens (P<0.05). The highest amounts of egg production, egg mass, daily feed intake, egg specific gravity, yolk were obtained from 2 percent ZP diet. color index, and egg albumin percentages, the optimum feed conversion ratio and the lowest amount of feed cost per kilogram of egg yield resulted when the hens received 2 percent ZP diet. This supplement also reduced the blood triglyceride, but did not affect the blood cells levels. the lowest amount of blood triglyceride was resulted by using 1.5% of Zizyphora powder. Different levels of Zizyphora powder did not have any significant effects on blood cells levels. It was concluded that using of Zizyphora powder in the diets, could improve the laying hens performance.
    Keywords: Blood metabolites, Laying hens, Performance, Zizyphora
  • M. Fajri*, Gh Tahmasbi, S. Razzaghzadeh Page 34
    Considering the unclear subjects related with Alfalfa flowers pollination, this research was conducted at the North-West honey bee Research & Education station. The statistical procedure of this research was in split–plot from with completely randomized design base. Ghara–yonjeh and Hamedani as two cultivars of Alfalfa were select as main factor levels and pollination agents as sub factor levels and weight of thousand seed, germination percentage and the total produced seed weight were compared. The results show that there is a significant difference between the sub factor levels (pollination agents) considering the amount of seed produced (p≤0. 01) so that in the presence of honey bee and other pollinator insects the production of seed was 920. 316 gr. from each plot which the highest amount of production were. In the presence of honey bee alone the seed production rate was 576. 971 gr. From each plot and in absence of honey bee and other pollinator insects the production was 167. 234 gr. which was the least production. The cultivars of alfalfa and the interaction of the factors were not significant. From the point view of weight the thousand seed germination percentage were no significant differences considering the presence or absence of factors. In this research most important pollinator insects on alfalfa determined. Most of trapped insects were belong to Hymenoptera order and Apoidae super family. Most important determined genus of this was: Apis، Megachile، Halictus، Nomia، Anthophora، Anthidium، Andrena، Epeulus، Chelostomides، Callanthidum respectively.
    Keywords: Honey bee (A. mellifera L.), Alfalfa seed, Pollination, West Azerbaijan
  • Hosseini Vashan S.J.*., Golian A., Yaghobfar A., Raji A.R., Nasiri M.R., Esmilinasab P Page 42
    This experiment was conducted to evaluate the effects of turmeric powder (TRP), tomato pomace (TP), fat sources (canola oil, soybean oil and tallow) on immune system and jejunum morphometric parameters of heat stressed broiler chickens. Five hundred four one-d-old Ross broiler were randomly distributed to 36 experimental units and 12 dietary treatments (3 replicates with 12 birds in each). The completely randomized design with factorial arrangement 3× 2× 2 (3 oils: canola, soybean, tallow, 2 TRP levels involved 0.4, 0.8% and 2 TP levels 3, 5%) were used. A daily heat stressed schedule (33oC for 5 h) was applied from 29 to 42d. At 28 and 42 d of age, two birds were bled and slaughtered to take jejunum samples. The antibody production against SRBC, IgG and IgM were higher when canola oil, 0.8 % TRP or 5% TP diets fed. The canola oil increased villus height pre heat stressed birds. The villus width was increased when TP diets fed birds(P<0.05). The villus height, crypt depth and villus height: Crypt depth ratios were higher in canola and villus widths were higher in heat stressed broilers fed tallow. The birds fed 0.4% TRP had larger villus width than 0.8% TRP diet. The crypt depth and villus height: Crypt depth ratios were impacted by the interaction between oil, TRP and TP supplementation. Therefore, addition of canola oil, and natural antioxidant could improve the immune system and jejunum morphometric.
    Keywords: Turmeric powder, Tomato pomace, Fat, Heat stress, Intestine morphology, Immune
  • Nodehi H.*, Darmanikuhi H., Roustaeeali, Mehr M., Miraalami N Page 53
    One hundred eighty broiler chicks (Ross 308) from 1 to 42 days of age were used in this experiment in order to investigate the effect of dietary inulin and chicory root (Cichorium intybus L.) supplementation on the growth performance and intestinal microflora. Six dietary treatments with 3 replicates each (10 bird per replicate) were allocated to the chicks in a completely random design. The dietary treatments were: 1, 2) two control groups with 2 and 4% of filler (rice hulls as filler); 3, 4) two levels of dried chicory root (2 and 4% of the diets); 5) an antibiotic group (0.1% of virginiamycin) and 6) an inulin group (1% of the diet). Based on the results of this study, the highest and lowest weight gain were belong to inulin group and control group with 2% filler, respectively (P<0.05). Control group with 4% filler and antibiotic group had the highest and lowest amounts of feed intakes, respectively (P<0.05). Inulin and antibiotic supplemented groups had the lowest feed conversion ratio which was statistically significant compared to the other groups (P<0.05). The highest feed conversion ratio was related to the control group with 4% filler. On day 42, the relative weights of carcass and carcass components were not affected by the dietary treatments (P<0.05). At this age, the highest and lowest numbers of E. coli were related to the control group with 4% filler and 4% chicory group, respectively (P<0.05). There was no significant difference (p>0.05) between antibiotic and 2% chicory groups in the numbers of lactobacillus but the differences with the other groups were significant (P<0.05). The lowest numbers of lactobacillus was related to the control group with 4% filler.
    Keywords: Antibiotic, Chicory, Inulin, Microflora, Growth performance, Broiler chickens
  • Hamedi Oghulbeyk, A.A.* Page 63
    The aim of this study was to determine the factors affecting the efficacy of artificial insemination of livestock courses in the province of descriptive and correlational. Questionnaire and sample were done on 104 learners who had passed the artificial insemination of livestock. Independent variables included demographic variables (experience, age, interests), social (income, occupation, education), technical (how to teach a variety of teaching methods, etc.) and institutional (educational space, combining work and school. ..) dependent variable is the effectiveness of training for artificial insemination of livestock. Data was analyzed by SPSS Method. The results show that demographic variables (interest experience passion) (99%) have been correlated with effective training. Social variables (education, income, and job), with 95% having had a significant relationship with effectiveness of training.Variables techniques (methods of teaching, teaching and learning and classroom practice and education theory (99%), a variety of instructional methods, media and materials clear and transparent nature of educational materials and 95% had a significant relationship with effectiveness of training programs. And organizational variables (characteristics of the training location, the composition of learners, staff attitude, discipline and welfare facilities, with 95% having had a significant relationship with effectiveness of training.
    Keywords: Animal artificial insemination, Factors, Efficacy, Training Period, Zanjan
  • Mirzamohamadie., Rashidi, A.* Page 70
    The aims of this study were to estimate the genetic trend of production traits for Holstein dairy cows at different climates zone of Iran. For this purpose, 301649, 268035 and 151091 records of respectively milk, fat and protein yield of the first lactation were used, from cold, middle cold, temperate and hot climatic zones of the country. Genetic parameter was estimated using Average Information Restricted Maximum Likelihood (AIREML) based on univariate trait analysis. Genetic trends were computed as the regression of the animals predicted breeding values on birth years. The estimated heritabilities in the cold, middle cold, temperate and hot climates were 25±0.01, 0.27±0.01, 0.27±0.01and 0.21±0.01 for milk yield, 0.21±0.01, 0.19±0.08, 0.19±0.09 and 0.15±0.02 for fat yield and 0.21±0.02, 0.20±0.01, 0.22±0.02 and 0.29±0.07 for protein yield, respectively. The genetic trends for cold, middle cold, temperate and hot climates were 28.55±1.57, 33.21±1.95, 33.40±1.86 and 10.90±0.83 kg/year for milk yield and 0.56±0.04, 0.71±0.03, 0.62±0.06 and 0.22±0.03 kg/year for fat yield and 0.77±0.04, 0.89±0.05, 0.79±0.06 and 0.04±0.02 kg/year for protein yields, respectively. The genetic trends of all traits in hot climate was differed than those of the other climates (p<0.01).
    Keywords: Genetic trend, Production traits, Holstein cow, Heritability