فهرست مطالب

حکمت و فلسفه - سال نهم شماره 1 (بهار 1392)
  • سال نهم شماره 1 (بهار 1392)
  • 148 صفحه، بهای روی جلد: 36,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1392/03/25
  • تعداد عناوین: 7
|
  • نفیسه اهل سرمدی*، نصرالله حکمت صفحه 7
    یکی از شاخه های مهم در مسائل فلسفی، مباحث انسان شناسی است که در آن بحث از قوای ادراکی ظاهری و باطنی آدمی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. «خیال» و «متخیله» نام دو قوه ادراکی باطنی در انسان هستند. جمهور حکماء، خیال را به عنوان خزانه حس مشترک، پذیرنده و منفعل و متخیله را از آن جهت که به ترکیب و تفصیل صور می پردازد، فعال می دانند.
    «ابن عربی» با حفظ نقش منفعل خیال به عنوان مجمعی برای حواس، از خیال خلاق و فعال سخن می گوید. نزد او خیال، ارض حقیقت و موطن جمع اضداد است. او خیال را از آن جهت که خلاق است، شبیه ترین موجودات به خداوند می داند. او در بسیاری موارد نیز خیال و تخیل را به صورت مترادف به کار می برد، ولی این به معنای انکار تمایز میان این دو ادراک نخواهد بود. تشبیه تمایز میان خیال و تخیل به عصای «موسی» و کار ساحران، بحث از خطای در خیال و سخن از تخیل به عنوان امری غیرواقعی و موهوم از جمله مواردی است که در تمییز این دو عرصه کارآمد اند.
    کلیدواژگان: خیال متصل، خیال منفصل، تخیل، خطا
  • احمد عسگری* صفحه 23
    «ارسطو» در Θ (کتاب نهم مابعدالطبیعه) دو معنای دونامیس (قوه) را از هم متمایز می کند و می گوید معنای اول آن را با حرکت در ارتباط می داند. ارسطو از این معنای دونامیس (قوه) به تفصیل بحث می کند، اما تصریح دارد که هدف اصلی معنای دوم است و بحث نخست از باب مقدمه است. او در Θ 6 به معنای دوم دونامیس (قوه) باز می گردد. اما، بحث او به نحوی صورت گرفته است که دقیقا معلوم نیست منظورش از معنای دوم چیست، از این رو نظرات مختلفی درباره اینکه معنای دوم دونامیس(قوه) کدام است مطرح شده اند. از این میان، به نظر می رسد دو دیدگاه حائز اهمیت هستند. کسانی معتقدند معنای موردنظر ارسطو «وجود بالقوه» یا «بالقوه بودن» است و کسانی منظور او را «ماده» می دانند. نظری که در این مقاله ارئه شده چنین است: هدف ارسطو در Θ تحلیل و بررسی وجود بالقوه است، اما بررسی وجود بالقوه عبارتست از بررسی موارد و مصادیق مختلف قوه و یکی از موارد قوه، قوه ای است که در رابطه با حرکت است و مورد دوم آن، که مورد نظر ارسطو ست، «ماده» است که در ارتباط با «جوهر» قرار می گیرد و به همین خاطر ارسطو آن را در بحث حاضر «مفیدترین» می داند و منظورش مفیدترین مورد در تحلیل وجود بالقوه است. وجود بالقوه که هدف اصلی ارسطو در Θاست از قبل تحلیل معنای دوم قوه تبیین می شود.
    کلیدواژگان: دونامیس، قوه، فعل، ماده، جوهر
  • سیاوش اسدی*، محمد سعیدی مهر صفحه 43
    مفاهیم کلی (معقولات) به سه دسته اولی، ثانی فلسفی و ثانی منطقی تقسیم می شوند. «صدرالمتالهین»، انتزاع مفاهیم کلی از امور عینی و نیز نحوه وجود این مفاهیم در ذهن را ملاک تمایز معقولات قرار می دهد و «حاجی سبزواری»، معیار تمایز معقولات را در ذهنی یا عینی بودن ظرف عروض و اتصاف می داند. از طرفی، «مطهری» برمبنای نظریه وجود رابط و نفسی در دیدگاه صدرالمتالهین، معیار دیگری را مطرح می کند که ما از آن به معیار وجود شناختی تعبیر می کنیم و در آن ذهنی یا خارجی بودن وجود رابط و وجود نفسی معقولات، معیاری برای تمایز آن ها معرفی می شود. این مقاله ضمن تشریح معیارهای حاجی سبزواری و صدرالمتالهین در این زمینه، نشان می دهد که این معیارها درحقیقت به یک امر واحد دلالت دارند و معیار وجود شناختی نیز تلفیقی از دیدگاه های حاجی سبزواری و صدرالمتالهین است. همچنین این مقاله در تلاش است نقدهای مطهری را بر این معیارها بررسی کند و برای این نقدها، پاسخ هایی ارائه دهد و نشان دهد در غالب موارد، نقدهای مطهری بر آرای صدرالمتالهین و حاجی سبزواری وارد نیست.
    کلیدواژگان: معقول اول، معقول ثانی فلسفی، معقول ثانی منطقی، عروض، اتصال
  • سید محمد حکاک* صفحه 63
    بعضی مفاهیم هستند که از طریق حس وارد ذهن نشده اند، نظیر علت و معلول، جوهر و عرض، وجود و عدم، وحدت و کثرت، و وجوب و امکان و امتناع. فلاسفه بر سر این مفاهیم بحث بسیار و آرای متفاوت اظهار کرده اند. بعضی آن ها را فطری دانسته اند. جمعی سعی در توجیه حصول آن ها از راه حس نموده اند. گروهی منشا آن ها را طبیعت و روان آدمی و در نتیجه، آن ها را موهوم انگاشته اند. فیلسوفان مسلمان این مفاهیم را معقولات ثانیه و انتزاعات عقل از معقولات اولیه و درعین حال مفاهیمی حقیقی دانسته و از میان آن ها «علامه طباطبائی» ضمن بیان نظریه ای بدیع در باب حصول علم، نحوه حصول آن ها را نیز ارائه نموده است. یکی از نظریات درخصوص مفاهیم مورد بحث، نظریه «کانت» فیلسوف آلمانی است. وی براساس نظریه ای کلی که درباره معرفت دارد، این مفاهیم را مقولات ذهن یا صور پیشینی شناخت می داند. این مقاله بعد از بیان آنچه در بالا گفته شد و با استفاده از نظریه علامه طباطبائی، مساله وجود صور پیشینی معرفت – خواه کانتی و خواه غیر کانتی – را مورد بحث قرار داده و درنهایت وجود این صور را مطلقا منتفی دانسته است.
    کلیدواژگان: ماده، صورت، معقول ثانی، علم حصولی، علم حضوری، مقولات
  • مهدی معین زاده*، حمیدرضا آیت اللهی صفحه 75
    ماهیت فهم که دغدغه اصلی«گادامر» بود، لاجرم وی را به سوی توجه فهم ویژه علوم انسانی کرد. او هرچند در قول بهابتنای علومانسانی بر فهم همدلانه پدیدار ها به جای تبیین علی آن ها (که معمول علومطبیعی است) پیرو «دیلتای» بود، اما برآن بود که دیلتای هنوز مسحور اسطوره روش است. درحالی که خود، روش را به پرسش میکشید و حقیقت را الزاما در چارچوب روش جستجو نمی کرد. همین امر سبب گردید که مدعای دیلتائی: «هرمنوتیک بهمثابه شالوده علوم انسانی» در عین حفظ اعتبار کلی خود نزد گادامر، معنا و مدلولی یکسره متفاوت پیدا کند. زیبائی شناسی آن چیزی است که گادامر به ویژه با ارائه تاویلی نو از نقد سوم کانت (نقد حکم زیبائی شناسانه)، زیبائی شناسی را اصل راهنمای علوم انسانی قلمداد می کند.
    کلیدواژگان: گادامر، هرمنوتیک، فلسفه علوم انسانی، زیبائی شناسی، امتزاج افق ها
  • رضا گندمی نصرآبادی* صفحه 93
    «سعدیا گائون» نخستین فیلسوف یهودی است که درصدد تحکیم آموزه ها و باورهای یهودیت به صورت نظام مند برآمده است و همین امر وجه تمایز او با «فیلون اسکندرانی»، پیشگام تفکر یهودی، «اسحاق اسرائیلی» و «داود مقمص» است که به لحاظ زمانی مقدم بر او هستند. سعدیا در عین حالی که از کلام معتزلی تاثیر پذیرفته است، تابع و مقلد صرف متکلمان مسلمان نبود. در واقع، او از کلام معتزلی به منظور رفع تناقضات کتاب مقدس و توجیه باورهای یهودیت استفاده می کرد. از سعدیا گائون آثار متعددی بر جا مانده است که در این میان کتاب باورها و اعتقادات از جایگاه ویژه ای برخوردار است. در این مقاله، نخست زندگی و آثار سعدیا و سپس به اهمیت و جایگاه او در میان متفکران یهودی خواهیم پرداخت. دیدگاه سعدیا درباره شناخت و نسبت عقل و وحی، منابع آن و نیز دیدگاه او درباره خدا و جهان مورد بحث قرار خواهد گرفت. دیدگاه سعدیا درباره انسان و فرجام جهان در مجال دیگری مطرح خواهد شد.
    کلیدواژگان: نظریه و منابع شناخت شناسی، نسبت عقل و وحی، کلام یهودی، کلام معتزلی، خداشناسی و کیهان شناسی
  • علی اکبر نصیری*، امیر حمزه مرادی صفحه 113
    یکی از فروعات مبحث اسماء و صفات الهی، صفات خبری است. صفات خبری از نظر متکلمین، اصطلاحا به صفات الهی که از طریق خبر، یعنی قرآن و حدیث رسیده، اطلاق می شود. گرچه ذکر صفات خبری لزوما به معنای صدور از جانب وحی و یا مفسران معصوم الهی نیست، بلکه این صفات می تواند با مفاد فطری بشر و عقل مستقل، مطابقت داشته باشد. بعد از رحلت پیامبراکرم (ص)، جامعه مسلمین به دلیل تخطی از تفسیرهای معصومین [علیهم السلام] در فهم و گزارش از صفات خبری، چنددسته شدند: 1- تشبیه گرایان: اشاعره، کرامیه و اخباریون؛ که صفات الهی را بدون تاویل می پذیرفتند و دخالت عقل را در آن منع می کردند؛ 2- تشبیه در عین تنزیه: عرفا و بعضی فلاسفه نظیر «ملاصدرا»؛ معتقد بودند چون خداوند ذاتا واحد است، منزه و چون در قالب صفات مخلوقات متجلی می شود، مشبه است؛ 3- تاویل گرایان شیعه و معتزله؛ که معتقد بودند خداوند از همه شوون امکانی و نقصانی منزه است و صفات خبری را تاویل می کردند. همین معنا صحیح است؛ چون این نظریه از طریق وحی بیانی به پیامبر اکرم (ص) رسیده، و از طریق احادیث ایشان و اوصیاء طاهرین اشان به مردم ابلاغ شده است. از آنجاکه نظریه وحدت وجود در تعارض با «تنزیه مطلق حق» است و خود وحدت وجود از نتایج اصالت و تشکیک وجود است، بنابراین ابتدا اصالت وجود، سپس اشتراک معنوی، بعد تشکیک و در آخر وحدت وجود مورد بررسی و نقد قرار می گیرد. در پایان پژوهش نیز خاطر نشان خواهیم داد که نظریات وجودی حکمت متعالیه، در تعارض با «تنزیه مطلق حق» است. سپس پیشنهاد داده شد تا به جای نظریات وجودی ذکرشده، نظامی دیگر جایگزین شود تا بهتر بتواند معنای تنزیه مطلق را که برگرفته از معارف اهل بیت است، تبیین نماید.
    کلیدواژگان: اصالت وجود و ماهیت، اشتراک وجود، تشکیک، وحدت وجود، تنزیه مطلق، صدرالمتالهین
|
  • Nafiseh Ahl, E. Sarmadi*, Nasrollah Hekmat Page 7
    As one of the important branches of philosophy, anthropology mainly discusses mankind’s internal and external perceptions. Imagination (al-khyāl) and imagining (al-takhayyol) are part of mankind’s internal perceptions. The majority of philosophers consider imagination to be passive and imagining active. While believing in passive imagination as the nest of senses, Ibn Arabi puts forward the idea of active imagination as the homeland of truth and collection of paradoxes and, thus, the most similar being to God. In many cases, he uses imagination and imagining synonymously. However, this does not mean that they are not different. Comparing imagination to the cane of Moses and imagination to the magic of sorcerers, discussing the errors of imagination and believing in imagining as an illusory affair help one to distinguish between them.
    Keywords: contiguous imagination, discontiguous imagination, imagining, error
  • Ahmad Asgari* Page 23
    In Metaphysics (Book IX), Aristotle distinguishes between two senses of the word Dunamis (force) and states that the first sense is related to motion. While discussing Dunamis as force in detail, he declares that he does so to shed light on the second sense of the word. Later in the book, he vaguely explains the second sense. Thus, there are different interpretations of this sense among which two are of utmost significance. Some believe it to refer to potentiality while others interpret it to refer to substance. This article is an attempt to solve this enigma: Aristotle aims to study potentiality in his book. This, however, requires the study of different types of force, one of which is the force related to motion and the other is substance related to essence. Aristotle calls it “the most useful”, i.e. the most useful in analyzing the potentiality. Potentiality is, therefore, the main objective he seeks to attain through the analysis of the second sense of Dunamis.
    Keywords: Dunamis, force, action, substance, essence
  • Siavash Asadi*, Muhammad Saidi Mehr Page 43
    The intelligibles are divided into primary, secondary philosophical, and secondary logical intelligibles. Mulla Sadra differentiates between the three according to the process of abstraction of general concepts from particulars as well as their position in the mind. Hajji Sabzevari, however, distinguishes between them on the basis of objectivity or subjectivity of prosody and ascription. On the other hand, Motahhari introduces another distinguishing factor, an ontological one, on the basis of Mulla Sadra’s theory of copulative and non-copulative types of existence. Studying Mulla Sadra’s and Hajji Sabzevari’s factors, the authors of this article prove that they refer to a single fact, and the ontological factor is the combination of the two. They also seek to analyze Motahhari’s criticisms of Mulla Sadra’s and Hajji Sabzevari’s factors in order to demonstrate that they are often irrelevant.
    Keywords: primary intelligible, secondary philosophical intelligible, secondary logical intelligible, prosody, ascription
  • Seyyed Muhammad Hakkak* Page 63
    Cause and effect, essence and accident, existence and nonexistence, unity and plurality and necessity and contingency are among the concepts which do not enter the mind through senses. This has caused controversies among the philosophers. Some consider them to be innate. Others seek to justify their acquisition through senses. A third group believes them to be rooted in the nature and mankind’s soul and, thus, illusive. Muslim philosophers consider them to be secondary intelligibles and real concepts. As a Muslim philosopher, Allameh Tabataba’i holds a noble theory about the acquisition of knowledge. Moreover, Kant has a theory about the said concepts. He considers them to be mental categories or a priori forms of knowledge. This paper investigates the possibility of Kantian and non-Kantian a priori forms of knowledge and concludes that they do not exist at all.
    Keywords: substance, form, secondary intelligible, acquisitive knowledge, intuitive knowledge, categories
  • Mahdi Moinzadeh*, Hamid Reza Ayatollahi Page 75
    Gadamer’s preoccupation with the nature of understanding led him to devote special attention to human sciences. While believing in Dilthey’s verstehen, he claimed that Dilthey is captivated with the myth of method. Gadamer, thus, questioned the method and did not necessarily seek the truth in its framework. Therefore, Dilthey’s belief in “hermeneutics as the bedrock of all human sciences” was adopted but redefined by Gadamer who introduced aesthetics as the guiding principle of human sciences.
    Keywords: Gadamer, hermeneutics, philosophy of human sciences, aesthetics, fusion of horizons
  • Reza Gandomi Nasrabadi* Page 93
    Saadia Gaon is the first Jewish philosopher to systematize the Jewish teachings and beliefs. This makes him different from Philo of Alexandria, Isaac Israeli ben Solomon, and David ibn Merwān al-Mukkamas al-Rakki who preceded Gaon. He drew inspiration from Mu’tazilah school of Kalām; still, he did not follow the Muslim scholars blindly. In fact, he tapped Mu’tazilah doctrines to resolve the paradoxes of the Holy Scriptures and justify the Jewish beliefs. Among his numerous works, Kitāb al-Sharā’i (Book of the Commandments of Religion) is of critical importance. The present article covers his life and works and sheds some light on his status in Jewish philosophy. Gaon’s views about cognition and its sources, God and the universe and intellect and inspiration are also addressed. Moreover, his views about the mankind and the end of the world are discussed.
    Keywords: epistemology, the relationship between the intellect, revelation, Jewish Kalām, Mutazilah school of Kalām, theology, cosmology
  • Ali¬Akbar Nasiri*, Amir Hamzeh Moradi Page 113
    A large portion of discussions about God’s names and attributes is devoted to narrative attributes of God, i.e. divine attributes referred to in the Quran and Hadith. From the early days of Islam, Muslims asked questions as to whether God has limbs similar to other creatures. After the Holy Prophet of Islam passed away, the Ummah became divided into different groups holding different views about the narrative attributes of God: Ashā'irah, Karāmiah, and Ekhbāriah who accepted the divine attributes without interpretation and opposed the intervention of reasoning in that (supporters of tashbih); mystics and some philosophers, including Mulla Sadra who believed that God is essentially single and thus Munazzah; still, He reveals Himself through the attributes of creatures, and is, thus, Mushabbah (supporters of tashbih-tanzih) and finally Shiites and Mu’tazilah who interpreted the narrative attributes of God (supporters of ta’vil). The third group holds the right view. This article addresses the principality of existence, gradation and modulation of existence and unity of existence. It is recommended that a new system based on the principality of essence, rejection of congruity, spiritual commonality, and gradation and modulation of existence replace the existential theories of Transcendental Philosophy in order to better explain the theory of pure tanzih.
    Keywords: principality of existence, principality of essence, gradation, modulation of existence, unity of existence, pure tanzih, Mulla Sadra