فهرست مطالب

تحقیقات نظام سلامت - سال هشتم شماره 7 (1391)
  • سال هشتم شماره 7 (1391)
  • ویژه نامه
  • تاریخ انتشار: 1392/02/13
  • تعداد عناوین: 30
|
  • مقاله مروری
  • مهرداد چترایی عزیز آبادی صفحات 1107-1116
    امروزه در جهان پزشکی و با پیشرفت های فراوانی که در عرصه های گوناگون آن حاصل شده است، بسیاری از بیماری های لاعلاج را درمان کرده اند و یا راه های پیشگیری از آن را یافته اند. از آن جا که اساس این پیشرفت ها بر بهره گیری از داروهای شیمیایی مبتنی است، زیان های فراوانی نیز به دنبال آن عارض می شود و به همین جهت توجه به شیوه های سنتی و بهره گیری از دیدگاه های گذشتگان -که ضامن سلامت مطمئن تر انسان می باشد- رواج یافته است. از جمله این روش های سنتی، حجامت است که در فرهنگ پزشکی ایران جایگاه ویژه ای دارد و هر چند مخالفان و موافقان این شیوه در درستی یا نادرستی آن دلایل فراوان ارایه می کنند، بررسی جایگاه آن در نظام سلامت انسان و به عنوان موضوعی که در طول تاریخ پزشکی کشور ما اهمیت فراوانی داشته است، راهگشای دستیابی به عرصه های تازه تری در استفاده از تجارب گذشتگان و در پی آن روشنگر پژوهش های تازه تری در تحقیقات نظام سلامت می تواند باشد. نویسنده این مقاله کوشش کرده است تا با بررسی منابع و مآخذی که درباره حجامت و انواع و روش های آن مطلبی ارایه کرده اند، جایگاه و نقش این روش کهن در پژوهش های امروزی و تاثیرات مختلف آن بر سلامت انسان را نشان دهد و با مرور آن دیدگاه ها، مجالی برای تامل و بررسی بیشتر دیدگاه های صاحب نظران تحقیقات نظام سلامت دراین باره فراهم کند.
    کلیدواژگان: حجامت، سلامت، جرجانی، ابن سینا، رازی، اخوینی، پزشکی صفوی
  • مقاله پژوهشی اصیل
  • منصور حقیقتیان، مهتاب فتوحی صفحات 1117-1126
    مقدمه
    سالمندان در جوامع سنتی از قدرت و منزلت زیادی برخوردار بودند، اما شهری و صنعتی شدن جوامع معاصر و تغییر نوع خانواده، پایگاه اجتماعی سالمندان را دگرگون و آن ها را دچار مشکلات فراوانی کرده است. کاهش اساسی و مستمر مرگ و میر موجب رشد فزاینده جمعیت سالمند شده که این امر بر موقعیت و منزلت سالمندان و سوء رفتار با آن ها بی تاثیر نبوده است. هدف اصلی تحقیق حاضر، مطالعه تاثیر برخی از عوامل اجتماعی و فرهنگی بر پدیده سالمند آزاری در شهر اصفهان بود.
    روش ها
    تحقیق حاضر به روش پیمایشی و جامعه آماری آن را سالمندان بالای 60 سال که دچار آزار و اذیت عمدی شده و به مرکز پزشکی قانونی استان اصفهان مراجعه کرده بودند، تشکیل دادند که از بین آن ها 62 نفر به عنوان نمونه انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه محقق ساخته و جهت تحلیل داده ها از ضریب همبستگی Pearson و ANOVA بهره گرفته شد.
    یافته ها
    بین میزان تحصیلات سالمندان و میزان آزار دیدن آن ها (05/0 > P، 52/3 = f)، بین این که سالمند با چه کسی زندگی کند و میزان آزار دیدن آن ها (05/0 > P، 42/4 = f) و همچنین بین پایگاه اجتماعی- اقتصادی خانواده و میزان آزار دیدن سالمندان (05/0 > P، 592/0 = r) رابطه معنی دار وجود داشت، اما بین سبک زندگی سالمندان و میزان آزار دیدن آن ها رابطه ای دیده نشد (05/0 < P، 106/0 = r).
    نتیجه گیری
    سالمند آزاری فیزیکی در شهر اصفهان پایین است و بیشترین نوع آزار به سالمندان از نوع استفاده از اموال بدون رضایت سالمند می باشد. البته پیشگیری از شیوع آزارها به سالمندان ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: سالمند آزاری، خشونت، تحصیلات، پایگاه اجتماعی، اقتصادی، سبک زندگی
  • جهانشا محمدزاده، افرا خسروی صفحات 1127-1139
    مقدمه
    مجموعه آزمون های تشخیص بالینی و عصب شناختی Kaufman (ویرایش دوم) یک آزمون فردی است که برای سنجش توانایی های شناختی و پردازش کودکان و نوجوانان سنین 3 تا 18 سالگی ساخته شده است. این آزمون در زمینه ارزیابی روان شناختی، بالینی، روانی- تربیتی و عصب شناختی در همه سطوح پیش دبستانی و دبیرستانی به متخصصان کمک می کند. این مجموعه یک ابزار بالینی مبتنی بر نظریه است که یک سنجش ناوابسته به فرهنگ ارایه می کند که بسیار ارزشمند است. هدف این پژوهش هنجاریابی خرده آزمون های شناختی Kaufman (ویرایش دوم) بود.
    روش ها
    روش این پژوهش توصیفی بود که برای وضعیت موجود به کار رفت. جامعه آماری کلیه کودکان سن 7 تا 11 سال شهر ایلام بود. حجم نمونه با در نظر گرفتن درجه طمینان 95 درصد، حداکثر خطای 37/0 و انحراف معیار 3 (حداکثر انحراف معیار خرαده آزمون ها) که از یک نمونه مقدماتی برآورد شد، 250 نفر تعیین گردید. این نمونه به صورت تصادفی به روش طبقه بندی با تخصیص متناسب سهمی از مدارس ابتدایی شهر ایلام به صورت برابر از بین دختران و پسران گزینش شد. ابزار جمع آوری داده ها در این پژوهش خرده آزمون های تشخیص بالینی- عصب شناختی Kaufman بود که برای الگوی Luria ساخته شده بود. برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 19 استفاده گردید.
    یافته ها
    ضرایب α خرده آزمون ها، دامنه ای از 66/0 تا 76/0 داشت. ضریب α کل آزمون 73/0 بود. نتایج نشان داد که بین خرده آزمون های Kaufman و Wechsler همبستگی معنی داری وجود دارد (1/0 = P). میانگین نمرات هوش خرده آزمون ها برای کودکان طیف سنی 7 تا 11 سال نشان داد که هوش پدیده ای است که با سن افزایش می یابد و رشد هوش از یک روند سنی تبعیت می کند. نمرات هنجاری مقیاس ها مطابق با نمرات خام، رتبه درصدی آزمون ها و درصد افرادی که این نمرات را کسب کردند، محاسبه گردید.
    نتیجه گیری
    به کمک مجموعه آزمون های Kaufman ویرایش دوم می توان نیمرخ جامعی از نقاط ضعف و قوت فرد در جنبه های مختلف توانایی شناختی را ترسیم نمود. نتایج حاصل از آن می تواند در زمینه ارزیابی روان شناختی، بالینی، روانی- تربیتی و عصب شناختی مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: مجموعه آزمون های Kaufman، هنجاریابی، سنین 7 تا 11 سالگی، الگوی
  • رجب رشیدی، سیدغلامرضا موسوی، علی خوانین صفحات 1140-1150
    مقدمه
    ترکیب های آلی فرار (Volatile organic compounds یا VOCS) یکی از گروه های اصلی آلاینده های هوا هستند که آثار مخربی بر محیط زیست و سلامت انسان دارند. با توجه به سرطان زا بودن برخی از این ترکیب ها از جمله بنزن، امروزه چگونگی کنترل آن ها موضوعی مهم در پژوهش های زیست محیطی به حساب می آید. هدف از این مطالعه ارزیابی فرایند ترکیبی 3O/UV در حذف بنزن از جریان هوا بود.
    روش ها
    مطالعه حاضر از نوع تجربی و در مقیاس آزمایشگاهی انجام شد. در این تحقیق از سیستم آزمایشی شامل پمپ هوا، پمپ تزریق سرنگی، محفظه اختلاط، روتامتر، ژنراتور تولید ازن و راکتور استیل به طول cm 45 و حجم مفید 35/1 لیتر استفاده شد که در داخل آن یک لامپ 15 وات C-UV با طول موج 254 نانومتر بود. غلظت های مشخص بنزن به صورت مداوم در زمان ماندهای مختلف در معرض تابش اشعه C-UV، دوزهای مختلف ازن و 3O/UV قرار گرفتند. میزان غلظت بنزن قبل و بعد از در معرض قرارگیری با متغیرهای ذکر شده با هم مقایسه گردید. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی و به کارگیری آزمون Three way ANOVA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    در این مطالعه غلظت های 10، 20، 30، 50 و 80 ppm از بخارات بنزن از درون راکتور عبور داده شد. سپس در معرض تابش C-UV، دوزهای مختلف ازن و UV و ازن توام قرار گرفت. نتایج نشان داد که UV به تنهایی تا 2 درصد قادر به حذف بنزن از جریان هوا است، ولی ازن قادر است تا حدود 14 درصد بنزن را از هوا حذف نماید. این در حالی است که کاربرد همزمان 3O/UV می تواند تا 24 درصد غلظت بنزن را از جریان هوا کاهش دهد. تحلیل آزمون Three way ANOVA نشان داد که بین متغیرهای دوز ازن، اشعه UV و 3O/UV و میزان حذف بنزن از هوا رابطه معنی داری وجود دارد (002/0 P <).
    نتیجه گیری
    با توجه به تاثیر اندک UV به تنهایی در تجزیه بنزن از جریان هوا می توان چنین نتیجه گیری کرد که واکنش های (AOP یا Advanced oxidation process) که تولید رادیکال های فعال می کند، می تواند برای تجزیه بنزن به کار گرفته شود. یافته ها حاکی از آن بود که درصد حذف بنزن در هنگام استفاده توام از UV و ازن نسبت به کاربرد هر یک به تنهایی کاملا چشمگیر بود. آزمون تحلیل واریانس نیز نشان داد که کاربرد همزمان UV و 3O دارای اثر هم افزایی مثبت است (001/0 P <).
    کلیدواژگان: ترکیبات آلی فرار، بنزن، ازن، اشعه ماوراء بنفش
  • محمدحسین باقیانی مقدم، مسعود میرزایی، طاهره رحیم دل صفحات 1151-1158
    مقدمه
    در حال حاضر بیماری های قلبی- عروقی بیشترین سهم مرگ و میر ناشی از بیماری های غیرواگیر زیر 70 سال (39 درصد) را در بر می گیرد. در ایران نیز سهم بیماری های قلبی- عروقی، 45 درصد می باشد. بیماری های قلبی- عروقی بار عظیم بهداشتی، اجتماعی و اقتصادی بر جامعه تحمیل می کند و زمانی بیمار را گرفتار می نماید که از لحاظ اجتماعی و اقتصادی بیشترین بهره وری را داراست. در ابتلا به این دسته از بیماری ها، عوامل خطر قابل تعدیل شامل سیگار کشیدن، افزایش فشار خون و... و عوامل خطر غیر قابل تعدیل شامل سن بالا، سابقه خانوادگی و... دخالت دارند. این مطالعه با هدف نقش اعتقادات بهداشتی در انجام رفتارهای پیشگیری کننده در افراد در معرض خطر بیماری قلبی- عروقی اجرا شد.
    روش ها
    این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 100 نفر از افراد در معرض خطر بیماری قلبی- عروقی 65-30 ساله مراجعه کننده به کلینیک خاتم الانبیا یزد در سال 1390 انجام شد. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه طراحی شده بر اساس سازه های مدل اعتقاد بهداشتی، سوال های آگاهی، رفتارهای پیشگیری کننده از بیماری قلبی- عروقی و متغیرهای دموگرافیک بود. داده ها با ا استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 16 و آزمون های Mann-Whitney، Kruskal-Wallis و همبستگی Pearson تجزیه و تحلیل گردید.
    یافته ها
    میانگین سنی افراد شرکت کننده در مطالعه 6/9 ± 7/43 بود. 56 درصد از افراد مورد مطالعه زن، بیشتر خانه دار (43 درصد)، متاهل (93 درصد) و میزان تحصیلات اکثر آن ها زیر دیپلم (37 درصد) بود. میانگین نمرات شدت درک شده 4/2 ± 23، حساسیت درک شده 6/2 ± 15، موانع درک شده 4/4 ± 7/20، منافع درک شده 45/3 ± 05/27، آگاهی 8/4 ± 7/22 و رفتار پیشگیری کننده از بیماری قلبی- عروقی 71/3 ± 11/18 بود. آزمون آماری همبستگی Pearson بین سازه های منافع درک شده، موانع درک شده، خودکارامدی و آگاهی با رفتار پیشگیری کننده همبستگی معنی دار در سطح 05/0 نشان داد.
    نتیجه گیری
    نتایج به دست آمده مبنی بر عدم همبستگی بین حساسیت درک شده و شدت درک شده با رفتار پیشگیری کننده و وجود همبستگی بین منافع درک شده، موانع درک شده، خودکارامدی و آگاهی با رفتار بود. بنابراین لازم است که برنامه های آموزشی مناسب بر اساس مدل اعتقاد بهداشتی و با تاکید بر سازه هایی تدوین گردد که تاثیر بیشتری بر رفتارهای پیشگیری کننده از بیماری قلبی- عروقی دارند.
    کلیدواژگان: مدل اعتقاد بهداشتی، بیماری قلبی، عروقی، پیشگیری، افراد در معرض خطر
  • جهانشا محمدزاده، افرا خسروی، علی اصغر رضایی صفحات 1159-1165
    مقدمه
    اعتیاد یا سوء مصرف مواد موضوعی جدی است که جوامع انسانی را تهدید می کند. متغیرهای متعددی بر پیدایش، تداوم و درمان اعتیاد موثر هستند. دسته ای از این متغیرها به عنوان متغیرهای پیش بین در زمینه مصرف مواد بررسی شدند که از میان این متغیرها می توان به سبک های دلبستگی اشاره کرد. در روان شناسی تحول پیوند عاطفی بین نوزاد و مادر را دلبستگی می گویند. تجارب ناایمن در ارتباط با دلبستگی می تواند از عوامل زمینه ساز بعدی در جهت سوق به طرف مصرف مواد باشد. در این پژوهش ارتباط سبک های دلبستگی با وابستگی به مواد بررسی شد.
    روش ها
    افراد مورد مطالعه شامل 120 جوان دانشجو و 81 جوان معتاد بودند. در این پژوهش برای انتخاب نمونه معتاد از روش نمونه گیری در دسترس و با مراجعه به مراکز خودمعرف سازمان بهزیستی و برای انتخاب نمونه غیر معتاد از روش نمونه گیری خوشه ایچند مرحله ای و با مراجعه به دانشگاه های شهر ایلام استفاده شد. ابزار پژوهش مقیاس سبک های دلبستگی بزرگسالان (Revised adult attachment scale یا (RASS Colins و پرسش نامه محقق ساخته بود. جهت تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 19 استفاده شد.
    یافته ها
    تحلیل رگرسیون یافته ها نشان داد که وابستگی به مواد مخدر با سبک های دلبستگی (اجتنابی و اضطرابی) رابطه مستقیم، مثبت و معنی دار و با سبک دلبستگی ایمن رابطه معکوس، منفی و معنی دار داشت و آن را پیش بینی کرد (01/0 > P).
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج حاصل از این تحقیق می توان نتیجه گرفت که نبود تعامل مناسب بین کودک و مادر در دوران کودکی و محرومیت های عاطفی، کودکان را به سمت سوء مصرف سوق می دهد. همچنین والدین غیر پاسخگو و اعتماد کم به آن ها، فاصله زیاد بین مادر و فرزند، احساس خصومت و عدم مراقبت لازم در دوران کودکی، فرد را به سوی مصرف مواد هدایت می کند.
    کلیدواژگان: سبک های دلبستگی، اعتیاد، وابستگی به مواد
  • امیر حسین محوی، قاسم کیانی* صفحات 1166-1173
    مقدمه

    سیانید را می توان به روش های مختلفی از محیط های آبی حذف کرد، اما اغلب این روش ها هزینه بر می باشند. در این مطالعه از رزین تبادل کننده لیواتیت FO36 برای حذف سیانید استفاده شد.

    روش ها

    در این تحقیق حذف سیانید از محیط مایی توسط رزین تبادل کننده لیواتیت FO36 بررسی گردید و متغیرهای مختلف از جمله اثر میزان ماده جاذب، غلظت سیانید اولیه، زمان تماس و pH در فاز ناپیوسته مورد بررسی قرار گرفتند.

    یافته ها

    نتایج تحقیق حاضر که به صورت فرایند ناپیوسته انجام گرفت، نشان داد که pH محلول و همچنین زمان تماس نانو ذرات در شرایط اسیدی در دستیابی به حداکثر میزان حذف سیانید یک عامل مهم می باشد؛ به طوری که حداکثر راندمان حذف در 60 دقیقه تماس حاصل گردیده و با افزایش pH از 7 به 11 در زمان تماس 60 دقیقه، راندمان حذف از 74 به 42 درصد کاهش می یابد. همچنین نتایج تحقیق نشان داد که در میزان دوز 3 گرم بر لیتر رزین و زمان تماس 60 دقیقه و در شرایطی که 7= pH و غلظت سیانید 5/2 میلی گرم بر لیتر باشد، حداکثر راندمان حذف سیانید 81 درصد به دست می آید. لیواتیت FO36 قدرت باند شدن بالایی دارد و اثر تبادل یون سیانید بر روی رزین تبادل کننده کاتیونی از معادله واکنش درجه اول پیروی می کند.

    نتیجه گیری

    با توجه به یافته های این تحقیق، راندمان حذف سیانید در ابتدا به سرعت و با گذشت زمان به کندی صورت گرفت و راندمان حذف در pH خنثی و اسیدی بیشتر از شرایط قلیایی بود. با این حال، رزین لیواتیت Fo36 می تواند به عنوان یک گزینه مناسب با توجه به قابل احیا بودن آن، جهت کاهش میزان سیانید از پساب صنایع و به خصوص صنایع آبکاری که داری مشکل حضور سیانید در پساب می باشد، به کار رود.

    کلیدواژگان: سیانید، نانو ذرات آهن (لیواتیت FO36)، تعویض یون
  • کیارش زینت مطلق، مهدی جهانگیری، فاضل زینت مطلق، فرزاد جلیلیان صفحات 1174-1179
    مقدمه
    ایران از جمله کشورهایی است که بالاترین میزان مرگ و میر ناشی از حوادث را در دنیا دارد. از جمله گروه های آسیب پذیر در این حوادث موتورسواران می باشند که 42 درصد حوادث جاده ای را به خود اختصاص می دهند. این مطالعه با هدف بررسی عوامل موثر بر استفاده از کلاه ایمنی در بین موتورسواران شهر شیراز انجام شد.
    روش ها
    این مطالعه توصیفی مقطعی روی 400 نفر از موتورسواران 15 تا 60 ساله شهر شیراز صورت گرفت. افراد مورد مطالعه به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد و اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسش نامه جمع آوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 16 انجام شد. مقدار P کمتر از 05/0 به عنوان سطح معنی داری در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    از بین کلیه افراد مورد مطالعه فقط 2/11 درصد گزارش کردند که همیشه از کلاه ایمنی استفاده می کنند. اغلب افراد (5/62 درصد) عدم راحتی کلاه ایمنی را به عنوان اصلی ترین دلیل عدم استفاده از آن گزارش کردند. در این مطالعه ارتباط معنی داری بین استفاده از کلاه ایمنی با شغل و همچنین سطح تحصیلات مشاهده شد (05/0 > P).
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد که میزان استفاده از کلاه ایمنی در جامعه مورد بررسی پایین است. بنابراین ضروری است که اقدامات لازم جهت ارتقای میزان استفاده از کلاه ایمنی از طریق الزام پلیس به رعایت و نیز بهبود راحتی آن به عمل آید.
    کلیدواژگان: کلاه ایمنی، موتورسوران، شیراز
  • سیما اسماعیلی شهمیرزادی، داود شجاعی زاده، کمال اعظم، اذر طل صفحات 1180-1189
    مقدمه
    پوکی استخوان یکی از اختلال های متابولیکی شایع دوران سالمندانی است که کیفیت زندگی سالمندان را تحت تاثیر قرار می دهد. بنابراین این تحقیق با هدف بررسی و مقایسه کیفیت زندگی سالمندان مبتلا و غیر مبتلا به پوکی استخوان انجام شد.
    روش ها
    این پژوهش یک مطالعه توصیفی تحلیلی و از نوع مقطعی بود که روی 424 نفر از سالمندان 60 سال و بالاتر عضو خانه های سلامت تحت پوشش اداره سلامت شهرداری های مناطق شرق شهر تهران انجام گرفت. افراد به صورت تصادفی انتخاب شدند. روش جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه استاندارد کیفیت زندگی 36SF بود که به روش مصاحبه چهره به چهره تکمیل گردید. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون های ANOVA، t-test و ضریب همبستگی Spearman و Pearson در SPSS استفاده گردید.
    یافته ها
    در مطالعه حاضر 7/63 درصد از شرکت کنندگان را زنان و 3/36 درصد را مردان تشکیل می دادند. میانگین سنی شرکت کنندگان 34/67 با انحراف معیار 16/7 بود. از مجموع کل سالمندان شرکت کننده در مطالعه حاضر 145 نفر (معادل 2/34 درصد) ابتلا به پوکی استخوان را گزارش نمودند. ارتباط آماری معنی داری بین میانگین نمره کیفیت زندگی و ابتلا به پوکی استخوان مشاهده گردید.
    نتیجه گیری
    یافته های به دست آمده نشان داد که پوکی استخوان در سالمندان موجب کاهش سطح کیفیت زندگی می گردد. بنابراین به نظر می رسد که پیشگیری و درمان زود هنگام این بیماری کیفیت زندگی سالمندان را بهبود می بخشد.
    کلیدواژگان: کیفیت زندگی، سالمندان، پوکی استخوان
  • محسن رضاییان صفحات 1190-1196
    مقدمه
    سازمان های معدودی به انتشار آمار خودکشی در سطح کشور می پردازند. از آن جایی که انجام یک مطالعه کشوری مقایسه ای روی موارد خودکشی منتشر شده ضرورتی انکارناپذیر است، مطالعه حاضر با هدف مقایسه آمارهای خودکشی وزارت بهداشت با آمار خودکشی مرکز آمار ایران در سال 1383 انجام شد.
    روش ها
    در این بررسی مقطعی، کلیه آمار ارایه شده توسط وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی به همراه آمار ارایه شده توسط مرکز آمار ایران، به تفکیک استان وارد نرم افزار افزار آماری STATA گردید. در مرحله بعد، تعداد جمعیت هر استان نیز به مجموعه فوق اضافه شد. سپس با استفاده از مدل آماری Poisson میزان های خودکشی محاسبه گردید.
    یافته ها
    در مجموع 3170 مورد خودکشی توسط وزارت بهداشت و 2486 مورد خودکشی توسط مرکز آمار ایران ثبت شده بود. در تمامی استان ها به جز ایلام، زنجان، قم، مرکزی، همدان و یزد تعداد موارد خودکشی ثبت شده توسط وزارت بهداشت بیشتر از آمار گزارش شده توسط مرکز آمار ایران بود. استان ایلام دارای بالاترین میزان خودکشی بر اساس آمار مرکز آمار ایران بود؛ در حالی که بر اساس آمار وزارت بهداشت، استان لرستان داری بالاترین میزان خودکشی بود.
    نتیجه گیری
    بالا بودن میزان های خودکشی در استان های غربی کشور با سایر مطالعه های موجود در این زمینه همخوانی داشت. همچنین بخشی از عدم همخوانی مابین آمار ارایه شده توسط وزارت بهداشت و مرکز آمار ایران را می توان به شیوه جمع آوری اطلاعات توسط هر یک از این ارگان ها نسبت داد. تمامی این نکات نه تنها توجه خاص برای انجام برنامه ریزی های صحیح در جهت پیشگیری از خودکشی را مطالبه می نماید، بلکه ضرورت تدوین یک نظام جامع اطلاعات برای ثبت دقیق موارد خودکشی در ایران را نیز مطرح می سازد.
    کلیدواژگان: اپیدمیولوژی، خودکشی، ایران
  • علی ظفرزاده، الهه رضایی، فرزانه آقاحسینی، سامان چرم ساز صفحات 1197-1205
    مقدمه
    تصفیه فاضلاب شهرک های صنعتی برای رسیدن به استانداردهای مطلوب زیست محیطی و کنترل عملکرد آن ها یک ضرورت می باشد. بنابراین مطالعه حاضر با هدف، تعیین کارایی واحد تصفیه فاضلاب شهرک صنعتی آق قلا (دارای سیستم لجن فعال با هوادهی ممتد) در حذف ترکیبات ازت، فسفر و اندازه گیری اکسیژن مورد نیاز شیمیایی (Chemical oxygen demand یا COD) و مقایسه آن با استاندارد خروجی انجام گرفت.
    روش ها
    مطالعه توصیفی- مقطعی حاضر در سال 1390 به مدت 6 ماه انجام شد. در طول مدت مطالعه هر هفته دو بار از فاضلاب ورودی، حوض هوادهی و پساب خروجی نمونه برداری صورت گرفت. نمونه برداری از ورودی تصفیه خانه به صورت مرکب و از سایر واحدها به صورت لحظه ای انجام شد. به طور کلی 48 بار از فاضلاب و پساب نمونه برداری و آزمایش ها انجام شد که این کار بر اساس کتاب استاندارد متد صورت گرفت. در نهایت داده های مورد مطالعه توسط نرم افزار Excel تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    میانگین غلظت نیتروژن کل، فسفر و COD ورودی به ترتیب در دامنه 23/4 ± 36/7 میلی گرم نیتروژن بر لیتر، 4/26 ± 1/68 میلی گرم فسفر بر لیتر و 5/183 ± 2/294 میلی گرم بر لیتر بود. میانگین غلظت نیتروژن کل، فسفر و COD در پساب خروجی به ترتیب در محدوده 5/0 ± 1/1 میلی گرم نیتروژن بر لیتر، 3/8 ± 19 میلی گرم فسفر بر لیتر و 8/9 ± 7/14 میلی گرم بر لیتر محاسبه شد که با توجه به استاندارد کشور جهت تخلیه پساب های خروجی به آب های سطحی (به جز فسفر) در محدوده مجاز بود.
    نتیجه گیری
    کیفیت پساب خروجی تصفیه خانه شهرک صنعتی آق قلا به جز فسفر در سایر پارامترها مطابق استانداردهای زیست محیطی دفع پساب بود و کارایی این تصفیه خانه تحت فرایند سیستم لجن فعال در حذف آلاینده های ورودی مطلوب بود. اگر چه در مواردی غلظت فسفر در پساب خروجی بیش از حد استاندارد بود که شاید با مدیریت و نظارت دقیق، این نقیصه نیز قابل برطرف شدن باشد.
    کلیدواژگان: تصفیه فاضلاب، شهرک صنعتی، ازت، فسفر، COD
  • ریحانه حسن زاده، حسین سماواتیان، ابوالقاسم نوری، مهرداد حسینی صفحات 1206-1215
    مقدمه
    مساله ترک خدمت کارکنان و نیروهای متخصص یکی از معضلات سازمانی است که بر روند حرکت سازمان اختلال ایجاد می کند. همچنین این امر برای مدیر سازمان که در پی حفظ، نگهداری، بهبود و بهره وری نیروی انسانی خود است، به صورت یک مشکل مطرح است. به کارگیری روش های صحیح مدیریتی و همچنین ارتقای سطح توانمندی کارکنان، انگیزه آنان را برای ارتباط پایدار و طولانی با سازمان افزایش می دهد. هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین رفتارهای حمایتی مدیران و توانمندسازی روان شناختی با میل به ماندن در سازمان بود.
    روش ها
    این پژوهش در سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت اصفهان در پاییز سال 1390 انجام شد. از بین کلیه کارکنان سازمان مذکور (354 نفر)، 187 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس برای شرکت در پژوهش انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه های رفتارهای حمایتی مدیران (Rooney و Gottlieb)، توانمندسازی روان شناختی (Spreitzer) و میل به ماندن در سازمان (Hunt و همکاران) بود. برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از ضریب همبستگی Pearson و تحلیل رگرسیون چندگانه (به شیوه همزمان) و از نرم افزار SPSS نسخه 18 استفاده شد.
    یافته ها
    بین رفتارهای حمایتی مدیران و توانمندسازی روان شناختی با میل به ماندن در سازمان رابطه همبستگی ساده و چندگانه وجود داشت (01/0 > P)؛ به طوری که رفتارهای حمایتی و توانمندسازی روان شناختی توانستند 12 درصد واریانس متغیر میل به ماندن در سازمان را به طور معنی داری تبیین کنند (001/0 > P).
    نتیجه گیری
    روش های مدیریتی به ویژه رفتارهای حمایتی مدیران مکمل ایجاد یک محیط مناسب برای پرورش کارکنان و افزایش انگیزه آنان است. همچنین برداشت کارکنان از سطح توانمندی خود، انگیزه و احساس تعهدشان به سازمان را افزایش می دهد.
    کلیدواژگان: رفتارهای حمایتی مدیران، توانمندسازی روان شناختی، میل به ماندن در سازمان
  • محمد سلیمی، جمیل صادقی فر، هادی پیمان، لیدا شمس، مریم جندقیان، افرا خسروی، جواهر خواجوی خان، محمد عباسی صفحات 1216-1224
    مقدمه
    شناسایی و هدایت سبک های یادگیری مناسب نقش مهمی در انتخاب روش های یاددهی و انتقال مفاهیم و دانش به فراگیران و در نهایت اعتلای سطح آموزش ایفا می کند. هدف از مطالعه حاضر تعیین سبک های غالب یادگیری در دانشجویان سال اول دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بر اساس مدل VARK در سال 1389 می باشد.
    روش ها
    در یک مطالعه توصیفی- تحلیلی، 184 نفر از دانشجویان رشته های پزشکی، داروسازی، دندانپزشکی، پرستاری و مدیریت خدمات بهداشتی درمانی در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان مورد بررسی قرار گرفتند. جمع آوری داده ها با استفاده از پرسش نامه استاندارد (VARK) صورت گرفت. این پرسش نامه پس از ترجمه، روایی آن با استفاده از نظر متخصصین و پایایی آن با محاسبه ضریب Cronbach''s alpha (86/0 = α) تایید شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار VARK که در محیط Excel طراحی شده بود و نرم افزار SPSS نسخه 16 انجام شد.
    یافته ها
    در مجموع 122 نفر (3/66 درصد) از نمونه های مورد بررسی مونث و از نظر مقطع تحصیلی بیش از دو سوم آنان (5/68 درصد) در مقطع دکتری حرفه ای (رشته های پزشکی، دارو سازی و دندانپزشکی) و 5/31 درصد در مقطع کارشناسی (رشته مدیریت خدمات بهداشتی درمانی و پرستاری) بودند. 89 نفر از دانشجویان (4/48 درصد) استفاده از سبک یادگیری تک مدله (Single-modal) و 95 نفر نیز (6/51 درصد) استفاده از سبک های یادگیری چند مدله (Multi-modal) را ترجیح دادند. بین جنسیت دانشجویان و استفاده از سبک های یادگیری تک مدله (009/0 > P) و نیز بین مقطع تحصیلی و سبک های یادگیری (05/0 > P) ارتباط معنی داری مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    دانشجویان پسر استفاده از سبک یادگیری جنبشی/حرکتی و دانشجویان دختر استفاده از سبک یادگیری شنیداری را به میزان بیشتری ترجیح دادند. دانستن سبک یادگیری دانشجویان مهارت ارزشمندی در آموزش می باشد که به آموزش دهنده در حل مشکلات یادگیری دانشجویان کمک شایانی می کند. همچنین این امر به دانشجویان کمک می کند تا یادگیرنده های موثرتری باشند.
    کلیدواژگان: سبک های یادگیری، VARK، دانشجویان، اصفهان
  • سیما اسماعیلی شهمیرزادی، داود شجاعی زاده، منور مرادیان سرخکلایی، بهنام لشگرآرا، محمد جواد طراحی، گیتی طاهری صفحات 1225-1234
    مقدمه
    امروزه کیفیت خدمات و رضایت مشتری از بحث برانگیزترین جنبه های مدیریتی سازمان های خدماتی است و مشتری محوری، استراتژی اصلی تمام سازمان های جهان به شمار می رود. بنابراین تحقیق حاضر با هدف بررسی و مقایسه کیفیت خدمات بهداشتی و درمانی ارایه شده در پایگاه های بهداشتی مشارکتی و دولتی شهرستان ری از دیدگاه مراجعه کنندگان به این مراکز در سال 1390 انجام شد.
    روش ها
    این پژوهش یک مطالعه توصیفی تحلیلی از نوع مقطعی بود که از بین افراد مراجعه کننده به پایگاه های بهداشتی درمانی دولتی و مشارکتی به صورت تصادفی روی 400 نفر انجام شد. روش جمع آوری اطلاعات، ابزار پرسش نامه SERVQUAL بود که به روش مصاحبه چهره به چهره تکمیل گردید. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون های مقایسه میانگین ناپارامتریک Mann-Whitney، Kruskal-Wallis و Pearson در SPSS استفاده شد.
    یافته ها
    اختلاف آماری معنی داری بین شکاف میانگین ادراکات و انتظارات کیفیت خدمات در ابعاد ملموس و فیزیکی (001/0 P =)، تضمین خدمات تعهد شده (009/0 P =) و همدلی (007/0 P =) در بین دو پایگاه وجود داشت. شکاف میانگین ادراکات و انتظارات مراجعه کنندگان در ابعاد مذکور در پایگاه های بهداشتی دولتی در مقایسه با پایگاه های بهداشتی مشارکتی بیشتر بود.
    نتیجه گیری
    این مطالعه نشان داد که شکاف کیفیت خدمات در پایگاه های بهداشتی دولتی بیشتر از پایگاه های بهداشتی مشارکتی است. بهبود کیفیت خدمات ارایه شده در پایگاه های بهداشتی دولتی با اجرای مداخلاتی در راستای بهبود محیط فیزیکی، تضمین خدمات تعهد شده، افزایش همدلی کارکنان بهداشتی با مراجعه کنندگان و دریافت بازخورد در خصوص مسایل و نتایج درمان از مراجعه کنندگان ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: کیفیت خدمات بهداشتی، پایگاه های بهداشتی، ابزار SERVQUAL
  • فاطمه بیات، داود شجاعی زاده، سید مصطفی حسینی، رویا صادقی، آذر طل صفحات 1235-1244
    مقدمه
    هدف از انجام این مطالعه، تعیین اثربخشی برنامه آموزشی بر بهبود سبک زندگی بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 بود.
    روش ها
    پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی بود که 120 نفر از بیماران مبتلا به دیابت مراجعه کننده به بیمارستان های منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران (دکتر شریعتی، امیر اعلم، بهارلو) از طریق نمونه گیری تصادفی انتخاب و در دو گروه مداخله و مقایسه با تخصیص تصادفی قرار گرفتند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه ای مشتمل بر 2 بخش شامل اطلاعات دموگرافیک و پرسش نامه سبک زندگی شامل سنجش ابعاد آگاهی، نگرش و عملکرد در مورد رعایت رژیم غذایی و انجام فعالیت فیزیکی بود. برنامه آموزشی بر اساس محتوای پرسش نامه تنظیم و طی دو جلسه آموزشی به صورت چهره به چهره برای هر بیمار اجرا شد. داده ها در طی دو مرحله قبل از انجام مداخله و سه ماه پس از انجام آموزش در دو گروه جمع آوری گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار آماری SPSS نسخه 16 و با توجه به توزیع نرمال داده ها از آزمون های آماری پارامتریک استفاده شد. سطح معنی داری (05/0 > P) در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    تجزیه و تحلیل نتایج به دست آمده نشان داد که برنامه آموزشی تاثیر مثبتی بر افزایش میانگین نمره ابعاد آگاهی، نگرش و عملکرد در هر دو بعد (انجام فعالیت فیزیکی و رعایت رژیم غذایی) در گروه مداخله داشت که این افزایش از نظر آماری معنی دار می باشد (001/0> P).
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه اهمیت آموزش ابعاد مختلف سبک زندگی مانند رعایت رژیم غذایی مناسب و انجام فعالیت فیزیکی را در بهبود ابعاد آگاهی، نگرش و عملکرد بیماران که در مجموع منجر به بهبود سبک زندگی بیماران می شود را تایید می نماید.
    کلیدواژگان: برنامه آموزشی، سبک زندگی، دیابت نوع 2
  • ادریس حسین زاده، محمدرضا سمرقندی، فرشید قربانی شهنا، قدرت الله روشنایی، جواد جعفری صفحات 1245-1254
    مقدمه
    هدف این مطالعه اندازه گیری غلظت ذرات معلق کل، 10PM و 5/2PM در هوای ایستگاه های اتوبوس موجود در میدان مرکزی شهر همدان بود. در نهایت نمایه توزیع غلظت ذرات در ایستگاه ها تهیه شد و مخاطرات آن ها برای سلامتی افردی که روزانه مدتی از وقت روزانه خویش را در این گونه محیط ها سپری می کند، ارزیابی گردید.
    روش ها
    این مطالعه به ‎صورت مقطعی و توصیفی بود. نمونه‎برداری در 6 ایستگاه و در مقاطع مختلف زمانی به صورت سیستماتیک مکانی- زمانی انجام شد. نمونه های هوا به ‎وسیله یک سیستم نمونه‎برداری قابل حمل گرفته شد. نمونه‎برداری ذرات معلق Total suspended particles (TSP) و 10PM با دبی 10 لیتر در دقیقه و در ارتفاع یک متری از سطح زمین انجام شد. برای اندازه گیری ذرات معلق 5/2PM از سیستم نمونه‎برداری مجهز به سیکلون و دبی L/min 2 استفاده شد. ذرات معلق جمع شده روی فیلتر استر سلولزی مخلوط وزن شد و به صورت غلظت میکروگرم در متر مکعب بیان شد. دما، درصد رطوبت و سرعت وزش باد در موضع نمونه برداری اندازه گیری و میانگین آن ها ثبت شد. برای مقایسه غلظت ذرات معلق در ایستگاه های مختلف از روش One way ANOVA و برای تعیین رابطه بین متغیرها از ضریب همبستگی Pearson استفاده شد.
    یافته ها
    در طول نمونه برداری میانگین غلظت ذرات معلق کل، 10PM و 5/2PM به ترتیب μg/m3 52/1418 ± 94/1220، 56/217 ± 79/524 و 6/193 ± 386 بود. میانگین غلظت ذرات معلق کل، 10PM و 5/2PM به ترتیب 7/4، 72/7 و 16 برابر مقادیر استاندارد بود. میزان مواجهه به صورت میانگین وزنی زمانی برای این آلاینده ها به ترتیب 872/50، 87/21 و 08/16 μg/m3 به دست آمد که از استانداردهای تعیین شده از سوی سازمان های معتبر پایین تر بود. بین ذرات معلق با سرعت وزش باد و دمای هوا ارتباط معنی داری وجود نداشت (05/0 < P)، اما با رطوبت ارتباط معنی دار وجود داشت (05/0 ≥ P). همبستگی بین 5/2PM و 10PM با ذرات معلق کل به ترتیب 74/0 = r و 78/0 = r به دست آمد.
    نتیجه گیری
    یافته های حاصل از این تحقیق بیانگر این است که افرادی که زمان قابل ملاحظه ای را در ایستگاه های اتوبوس شهری یا مکان های نزدیک به آن مستقر هستند، پتانسیل بالایی برای ابتلا به مشکلات بهداشتی دارند. به نظر می رسد که عابرین پیاده و افرادی که دارای مشاغل خیابانی هستند، به دلیل زمان تماس بیشتر نسبت به زمان نمونه‎برداری در این مطالعه، با مقادیر بالایی از ذرات معلق مواجهه باشند.
    کلیدواژگان: ذرات معلق، ایستگاه اتوبوس، میزان مواجهه، همدان
  • شیوا پژمان خواه، شیدا پژمان خواه، امیرحسین میرحقی صفحات 1255-1262
    مقدمه
    یک حمله بیوتروریستی در غیاب تامین تدارکات خاص با استفاده از ویروس ها از جمله آبله و... و یا عوامل آلوده کننده آب و مواد غذایی، شالوده بهداشت و درمان ملی را به هم می ریزد و عده کثیری از بیماران و مردم عادی را به کام مرگ می کشد. مهم ترین راه مقابله با اقدامات بیوتروریستی در درجه اول تقویت آگاهی تیم پزشکی و بهداشتی جهت تشخیص و عکس العمل سریع در مقابله با این حوادث می باشد. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر آموزش بیوتروریسم از طریق دو روش سخنرانی و جزوه آموزشی بر آگاهی و نگرش کادر درمانی انجام شد.
    روش ها
    پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی است. 100 نفر از کادر درمانی جامعه پژوهش را تشکیل دادند که از طریق سرشماری انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه بود. یک گروه از طریق ارایه جزوه آموزشی و به گروه دیگر از طریق سخنرانی طی دو جلسه دو ساعته، آموزش داده شد. مرحله دوم پژوهش یک ماه بعد انجام شد. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزار SPSS و آمار توصیفی و استنباطی 2c، Mann-Whitney و Wilcoxon استفاده گردید.
    یافته ها
    بر اساس نتایج مطالعه، آگاهی کارکنان مراقبتی قبل از آموزش در هر دو گروه سخنرانی و جزوه آموزشی به ترتیب 54 درصد و 70 درصد در سطح پایین قرار داشت که بعد از آموزش در هر دو گروه به ترتیب 64 درصد و 62 درصد در سطح متوسط قرار گرفت. آزمون آماری Wilcoxon اختلاف معنی داری بین آگاهی قبل و بعد از آموزش در دو گروه سخنرانی و جزوه آموزشی نشان داد.
    نتیجه گیری
    آموزش از دو طریق کارگاه و جزوه آموزشی بر آگاهی کادر درمانی در مورد بیوتروریسم تاثیر مثبت داشت، اما میانگین آگاهی در گروه کارگاه آموزشی بیشتر از گروه جزوه آموزشی بود.
    کلیدواژگان: بیوتروریسم، سخنرانی، جزوه آموزشی، آگاهی، کادر درمانی
  • مهنوش صمدی، هاله صدرزاده یگانه، لیلا آزادبخت، کوروش جعفریان، عباس رحیمی صفحات 1263-1271
    مقدمه
    تعیین حساسیت و ویژگی نمایه توده بدن (Body mass index یا BMI) بر مبنای استاندارد (Center for disease control) 2000CDC در مقایسه با نمایه توده چربی بدن (Fat mass index یا FMI) به عنوان اضافه وزن واقعی مورد بررسی قرار گرفت.سپس وضعیت اضافه وزن کودکان بر اساس این دو نمایه مقایسه شد.
    روش ها
    این مطالعه مورد شاهدی روی دختران دبستانی 10-8 سال شهر اصفهان انجام شد. پس از تعیین گروه های مورد (103 نفر) و شاهد (307 نفر)، قد و وزن کودکان اندازه گیری شد و BMI با تقسیم وزن به مجذور قد محاسبه گردید. میزان توده چربی بدن نمونه ها با استفاده از دستگاه تجزیه و تحلیل کننده ترکیب بدن (Body composition assessment یا BCA) اندازه گیری شد. FMI با تقسیم توده چربی بدن بر مجذور قد محاسبه شد. مقادیر BMI بیشتر و مساوی صدک 95 استاندارد 2000CDC به عنوان اضافه وزن، مقادیر کمتر از صدک 95 به عنوان فاقد اضافه وزن، مقادیر FMI بیشتر و مساوی صدک 90 مقادیر مرجع به عنوان اضافه وزن واقعی و کمتر از صدک 90 به عنوان فاقد اضافه وزن در نظر گرفته شد. سپس وضعیت اضافه وزن بر اساس این دو معیار مقایسه گردید.
    یافته ها
    میانگین و انحراف معیار FMI و BMI در کل کودکان مورد مطالعه به ترتیب 1/2 ± 6 و3 ± 4/19 بود. حساسیت و ویژگی BMI در تعیین اضافه وزن در مقایسه با FMI به ترتیب 3/57 درصد و 4/98 درصد به دست آمد. 6/1 درصد از کودکانی که بر اساس FMI دارای اضافه وزن نبودند، بر اساس BMI دارای اضافه وزن تشخیص داده شدند. 3/57 درصد کودکانی که بر اساس FMI دارای اضافه وزن بودند، بر اساس BMI نیز دارای اضافه وزن تشخیص داده شدند.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد که FMI توانایی بیشتری نسبت به BMI در تشخیص افراد دارای اضافه وزن داشته باشد. انجام مطالعه های بیشتر در این زمینه پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: اضافه وزن، نمایه توده بدن، نمایه توده چربی بدن، کودکان
  • سید نادعلی علوی بختیاروند، ایمان پارسه، مهدی احمدی مقدم، نعمت الله جعفرزاده صفحات 1272-1279
    مقدمه
    خاک آلوده به هیدروکربن های نفتی یک مساله زیست محیطی است که سلامت انسان را تحت تاثیر قرار می دهد. گیاه پالایی یک روش مقرون به صرفه برای حذف آلاینده های نفتی از خاک می باشد. در این مطالعه، اثر گیاه و مواد مغذی بر میزان حذف TPH (Total petroleum hydrocarbons) از خاک در طی فرایند گیاه پالایی بررسی گردید.
    روش ها
    خاک مورد مطالعه از واحد نمک زدایی اهواز 2 جمع آوری و با غلظت 5/2 درصد وزنی- وزنی نفت خام آلوده شد. جمعیت میکروبی و TPH خاک گلدان های مورد مطالعه در شروع پژوهش و در پایان ماه سوم اندازه گرفته شد. TPH خاک به وسیله دستگاه GC و جمعیت میکروبی با استفاده از روش شمارش بشقابی هتروتروفیک اندازه گیری گردید. تحلیل داده ها و رسم نمودار نیز به ترتیب با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 17 و Excel صورت گرفت.
    یافته ها
    میانگین درصد حذف TPH در خاک کشت شده با گیاه (حدود 20 درصد) بیشتر از آن در خاک بدون گیاه (حدود 7 درصد) بود. به علاوه، میانگین جمعیت باکتریایی هتروتروفیک در خاک کشت شده با گیاه (CFU/g 14/7) بیشتر از آن در خاک بدون گیاه (CFU/g 16/6) بود. همچنین بر طبق نتایج، میانگین درصد حذف TPH و میانگین جمعیت میکروبی در خاک دریافت کننده مواد مغذی، بیشتر از آن ها در خاک بدون دریافت مواد مغذی بود.
    نتیجه گیری
    هر چند میزان بالای رس و شوری خاک مورد مطالعه تاثیر منفی بر کارایی گیاه پالایی داشت، اما نتایج نشان داد که گیاهان بومی حتی در شرایط نامناسب محیطی عمل گیاه پالایی را به خوبی انجام می دهند.
    کلیدواژگان: گیاه پالایی، هیدروکربن های نفتی، سورگوم هالپنس
  • سعید راثی نظامی، مهرداد نظری ها، اکبر باغوند، علی مریدی صفحات 1280-1292
    مقدمه
    گسترش شهرنشینی و فعالیت های صنعتی و کشاورزی در حاشیه رودخانه کرخه و به دنبال آن تخلیه پساب آن ها به منابع آب باعث آلودگی آب توسط آلاینده های فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی گردیده است. یکی از مسایل مهم در پایش کیفیت سیستم های منابع آب، تشخیص پارامترهای آلاینده اصلی و تفکیک پارامترهای فیزیکی و شیمیایی و رابطه بین آن ها می باشد. این امر از آن سبب مهم است که پارامترهای آلاینده فیزیکی به طور معمول ناشی از طبیعت و اقلیم حوضه می باشد، اما پارامترهای آلاینده شیمیایی از منابع آلاینده انسان ساخت منشا می گیرند. بنابراین اگر همبستگی بین این دو دسته از پارامترهای آلاینده زیاد باشد، می توانند به طور طبیعی از منبع یکسانی ناشی شوند. از طرفی یافتن این ارتباطات با روش های آزمایشگاهی (مانند روش تفکیک شیمیایی) ممکن است منجر به صرف وقت زیاد و هزینه های سنگین شود.
    روش ها
    در تحقیق حاضر، برای یافتن پارامترهای کیفی اصلی مسوول آلودگی آب رودخانه کرخه از روش آماری آنالیز فاکتور اصلی (Principal component analysis یا PCA) و برای یافتن ارتباط بین پارامترهای فیزیکی و شیمیایی از روش آماری تحلیل همبستگی کانونیک (Canonical correlation analysis یا CCA) استفاده شد. پارامترهای فیزیکی آب رودخانه کرخه شامل: دبی (Q)، کدورت (Turb)، دما (T)، اکسیژن محلول (Dissolved oxygen یا DO)، کل ذرات معلق (Total suspended solids یا TSS) و هدایت الکتریکی (Electerical conductivity یا EC) و پارامترهای شیمیایی آب شامل: pH، اکسیژن خواهی بیولوژیکی 5 روزه (Biological oxygen demand یا BOD5)، اکسیژن خواهی شیمیایی (Chemical oxygen demand یا COD)، فسفر کل (Total phosphor یا TP) و نیتروژن کل (Total nitrogen یا TN) در نمونه های جمع آوری شده از 18 ایستگاه در طول رودخانه کرخه بود که در چهار نوبت (در سال 1385) اندازه گیری شدند.
    یافته ها
    آنالیز PCA نشان داد که تمامی پارامترهای کیفی انتخاب شده برای بررسی کیفیت آب رودخانه کرخه مهم بودند. در آنالیز CCA، ضریب همبستگی برای سه متغیر استاندارد اول، به ترتیب 896/0، 848/0 و 593/0 بودند که نشانگر این بود که Turb، DO و TSS از بین پارامترهای فیزیکی و BOD5، COD، TP و TN از بین پارامترهای شیمیایی، دارای بیشترین امتیاز در کل متغیرهای کانونیک بودند.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج به دست آمده از تحلیل همبستگی کانونیک برای داده های کیفی مورد بررسی در این تحقیق، مشخص می شود که منشا هر دو دسته پارامترهای آلاینده شیمیایی و فیزیکی آب رودخانه، انسان ساخت می باشد. روش های آماری معرفی شده می توانند به عنوان ابزار پشتیبان، تصمیم گیری مناسبی جهت بررسی تغییرات کیفی منابع آب در دسترس در مواردی که حجم زیادی از داده های کیفی وجود داشته باشد، توسط تصمیم گیرندگان و مدیران آب کشور مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: رودخانه کرخه، آنالیز فاکتور اصلی، تحلیل همبستگی کانونیک، متغیرهای کانونیک
  • حامد اسدی اردلی، ابوذر سوری، امیر حسام حسنی، رضا عیدی صفحات 1293-1299
    مقدمه
    یکی از گزینه های مطرح دفع لجن، استفاده از آن در زمین های کشاورزی به عنوان کود می باشد که ممکن است به دلیل احتمال وجود انواع میکروارگانیزم های بیماری زا، باعث ایجاد طیف وسیعی از بیماری های میکروبی و انگلی در انسان و دام شود. هدف از انجام این تحقیق، بررسی وجود ارتباط آماری مناسب بین پارامترهای مختلف لجن خشک شده تصفیه خانه های فاضلاب استان چهارمحال و بختیاری بود که می توان از این پارامترها برای پیش بینی کیفیت لجن و ویژگی های استاندارد مربوط به آن استفاده نمود.
    روش ها
    در مطالعه توصیفی- تحلیلی حاضر، سه تصفیه خانه فاضلاب شهرهای شهرکرد، فارسان و بروجن در استان چهارمحال و بختیاری انتخاب شدند. دلیل انتخاب این تصفیه خانه ها، مشابهت هایی از نظر شرایط محلی و نیز فرایندی بود. با توجه به کوهستانی بودن منطقه و دارا بودن آب و هوای سرد و زمستانی و تابستان های همراه با آفتاب داغ و سوزان، دو فصل زمستان و تابستان انتخاب گردید تا وضعیت لجن در شرایط همراه با کمترین و بیشترین میزان تبخیر مورد بررسی قرار گیرد. در این تحقیق کلیفرم مدفوعی، کلیفرم کل و تعداد تخم انگل به عنوان شاخص های میکروبی لجن تعیین گردید و ارتباط آماری بین آن ها به وسیله ضرایب همبستگی Pearson و نمودار رگرسیون به دست آمد.
    یافته ها
    بهترین ارتباط آماری بین مقادیر تخم انگل و کلیفرم مدفوعی با ضریب همبستگی، 926/0 برقرار شده است و ارتباط آماری بین مقادیر تخم انگل و کلیفرم کل، برابر با 919/0 بود.
    نتیجه گیری
    با توجه به این که همه ضرایب همبستگی به دست آمده بیشتر از 9/0 بودند، پارامترهای ذکر شده دارای ارتباط آماری مناسبی با یکدیگر می باشند. از آن جایی که بهترین ارتباط آماری بین مقادیر کلیفرم مدفوعی و تخم انگل به دست آمد، تصفیه خانه هایی با شرایط آب و هوایی و فرایندی مشابه با تصفیه خانه های تحقیق موجود می توانند با استفاده و کمک گرفتن از ارتباطات آماری و نتایج تجزیه و تحلیل SPSS حاصل از این تحقیق، شرایط میکروبی و انگلی لجن های خشک شده تصفیه خانه های خود را پیش بینی کنند.
    کلیدواژگان: لجن خشک شده، ارتباط آماری، ضریب همبستگی، کلیفرم کل، کلیفرم مدفوعی، تخم انگل
  • حامد رضاخانی مقدم، داود شجاعی زاده، بهنام لشگرآرا، حسین صفری، محمد تقی سوادپور، رزاق صحبت زاده صفحات 1300-1310
    مقدمه
    در حال حاضر اعتیاد و مصرف مواد مخدر به عنوان یکی از چالش های مهم اجتماعی، بهداشتی و سیاسی در سراسر جهان مطرح می باشد. این مطالعه با هدف، مقایسه مصرف مواد و عوامل موثر بر آن در دو دانشگاه علوم پزشکی تهران و دانشگاه تهران انجام شد.
    روش ها
    مطالعه حاضر به روش مقطعی- توصیفی صورت گرفت. در این مطالعه 489 دانشجو از دانشگاه تهران و 488 دانشجو از دانشگاه علوم پزشکی تهران از طریق نمونه گیری تخصیص متناسب و خوشه ایانتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسش نامه محقق ساخته بود. داده های جمع آوری شده به وسیله نرم افزار آماری SPSS نسخه 18 و با بهره گیری از آزمون های آماری t، 2c و Regression analysis مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در این مطالعه سطح معنی داری 05/0 > P در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    شیوع مصرف مواد مخدر در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تهران، 33 درصد و در دانشجویان دانشگاه تهران 5/37 درصد بود. سن شروع اولین مصرف بسیاری از مواد در دوران دانشجویی بود. در هر دو دانشگاه بین مصرف مواد و جنسیت، اعتقادات مذهبی، سابقه مصرف مواد در خانواده، دانشکده ارتباط آماری معنی دار وجود داشت (001/0 > P). بیشترین روش ذکر شده در بررسی راه های اصلی مواجهه با مواد مخدر، دوستان بود.
    نتیجه گیری
    با توجه به نقش دانشگاه ها به عنوان مرکز تعلیم و تربیت، پیشنهاد می شود که برنامه های آموزش بهداشت در رابطه با پیشگیری از مصرف مواد مخدر در مدارس انجام شود و در دانشگاه ها تداوم یابد. جنسیت و سن شروع مصرف مواد مخدر باید هم چنان در برنامه های آموزش بهداشت در رابطه با پیشگیری ادامه پیدا کند. طراحی این برنامه ها از دوران مدرسه آغاز گردد و در دانشگاه ها نیز تداوم یابد.
    کلیدواژگان: اعتیاد، گرایش به مصرف مواد مخدر، دانشجویان، دانشگاه تهران، دانشگاه علوم پزشکی تهران
  • حمید جوینی، طاهره دهداری، محمودرضا گوهری، حسن غریب نواز صفحات 1311-1321
    مقدمه
    عادت قلیان کشیدن در بین جوانان رو به گسترش است و توجه بیشتر به این مساله ضرورت دارد. هدف مطالعه حاضر، تعیین نگرش، هنجارهای انتزاعی و کنترل رفتاری ادراک شده دانشجویان پسر در زمینه ترک استعمال قلیان در سال 1391 بود.
    روش ها
    مطالعه حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی و روش کار به این ترتیب بود که پس از تهیه پرسش نامه خودساخته و بررسی روایی و پایایی آن، 90 دانشجوی پسر مصرف کننده قلیان که ساکن در خوابگاه های دانشگاه علوم پزشکی تهران بودند، به صورت نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب شدند و پرسش نامه ها را تکمیل کردند. داده های جمع آوری شده توسط نرم افزار SPSS و آزمون های 2c و Independent t تحلیل گردیدند.
    یافته ها
    9/58 درصد دانشجویان برای ترک استعمال قلیان برنامه ریزی کرده بودند و 1/41 درصد برای ترک برنامه ریزی نداشتند. با این که دانشجویان اعتقاد داشتند که ترک قلیان می تواند از بسیاری از بیماری ها پیشگیری کند؛ اما اعتیادآور نبودن، رفع اضطراب و خستگی و محروم شدن از ارتباط با دوستان قلیانی، مهم ترین اعتقادات آنان برای ادامه مصرف قلیان بود. خانواده و سپس جامعه از دانشجویان انتظار داشتند که این عادت را ترک کنند. دانشجویان باور داشتند که موانعی مانند عدم توانایی نه گفتن به تعارف دوستان، ناتوانی در مقابله با وسوسه کشیدن قلیان و سختی صرف نظر کردن از قلیان در محیط های تفریحی دوستانه، ترک مصرف قلیان را مشکل می کند.
    نتیجه گیری
    در طراحی مداخلات جهت ترک قلیان باید بر حذف نگرش های مثبت به قلیان و پرورش مهارت های نه گفتن، آرام سازی و مقابله با وسوسه های کشیدن قلیان متمرکز شد.
    کلیدواژگان: قلیان، دانشجو، نگرش، کنترل رفتاری درک شده، هنجارهای انتزاعی
  • فیروز پوررشنو، شیوا محمد، حمیدرضا پورزمانی صفحات 1322-1330
    مقدمه
    یکی از گام های اساسی جهت سیاست گذاری و برنامه ریزی در بخش بهداشت و خدمات بهداشتی کشور، اطلاع از وضع موجود این خدمات در استان ها می باشد. هدف این مطالعه نیز تعیین درجه توسعه یافتگی و رتبه بندی استان های کشور در بخش بهداشت و خدمات بهداشتی به منظور مقایسه و همچنین شناسایی استان های توسعه نیافته در این بخش برای تدوین و طراحی برنامه ریزی بهتر بود.
    روش ها
    روش جمع آوری اطلاعات در تحقیق حاضر، کتابخانه ای و اسنادی بود و کلیه آمارها از مرکز آمار ایران و نشریات وابسته به آن جمع آوری گردید. جامعه آماری مورد مطالعه را نیز بخش بهداشت و خدمات بهداشتی 30 استان کشور در سال 1387 تشکیل می داد. این تحقیق با استفاده از روش های تجزیه به مولفه های اصلی و تاکسونومی عددی و با در نظر گرفتن 17 شاخص بهداشتی و دسترسی به خدمات بهداشتی به رتبه بندی استان های کشور در این بخش پرداخت.
    یافته ها
    با انجام محاسبات در روش تاکسونومی عددی فاصله همگنی مشخص گردید و بر اساس آن سه استان خراسان شمالی، خراسان جنوبی و هرمزگان خارج از فاصله همگنی قرار گرفتند، بنابراین از جمع استان ها حذف شدند و رتبه بندی بین 27 استان همگن باقی مانده صورت گرفت.
    نتیجه گیری
    با توجه به درجه توسعه یافتگی به دست آمده استان ها، مشخص شد که استان های ایلام، چهارمحال و بختیاری، اصفهان، یزد، مازندران، سمنان و گیلان نسبت به سایر استان های کشور در بخش بهداشت و خدمات بهداشتی وضعیت بسیار مناسبی داشتند و استان های سیستان و بلوچستان، قم، آذربایجان غربی، کهکیلویه و بویراحمد، تهران و کرمان وضعیت نامناسبی داشته اند. در همین سال استان های ایلام و سیستان و بلوچستان به ترتیب توسعه یافته ترین و توسعه نیافته ترین استان کشور در این بخش بوده اند.
    کلیدواژگان: درجه توسعه یافتگی، ضریب نابرابری، تاکسونومی عددی، بخش بهداشت و خدمات بهداشتی
  • محمد علیایی، مهدی جهانگیری، حسین ماری اوریاد، مسعود ریسمانچیان، علی کریمی صفحات 1331-1340
    مقدمه
    در سال های اخیر شکایات مربوط به کیفیت هوای داخل ساختمان، به علت تجمع آلوده کننده ها در محیط های داخل، افزایش یافته است. این مطالعه با هدف بررسی عوامل موثر بر کیفیت هوای داخل ساختمان در یک ساختمان اداری در شهر تهران انجام شد.
    روش کار
    در این مطالعه توصیفی – تحلیلی برای اندازه گیری عوامل محیطی موثر بر کیفیت هوای داخل ساختمان از دستگاه های قرائت مستقیم و به منظور بررسی نشانه های سندرم بیماری ساختمان از پرسشنامه کیفیت هوای داخل ساختمان استفاده شد.
    یافته ها
    9 درصد کارکنان مورد بررسی شرایط محیط کار را نامناسب گزارش کردند و بیشترین شکایت آنها به ترتیب مربوط به احساس سنگینی هوا، خستگی و سردرد بود. شاخص های مورد اندازه گیری شامل دی اکسید کربن، منوکسید کربن، ذرات معلق، ترکیبات آلی فرار، ازون، فرمالدئید، دما، رطوبت و صدا پائین تر از حدود توصیه شده بودند.
    نتیجه گیری
    با اینکه اکثر شاخص های کیفیت هوای اندازه گیری شده در مقایسه با مقادیر مرجع از وضعیت قابل قبولی برخوردار بودند، برخی از کارکنان از کیفیت هوای داخل ساختمان مورد بررسی شکایت داشتند. به نظر می رسد عوامل دیگری نظیر استرس شغلی، رضایت شغلی و... می تواند احساس کارکنان در مورد کیفیت هوای داخل را تحت تاثیر قرار دهد که می بایست مورد بررسی قرار گیرند.
    کلیدواژگان: کیفیت هوای داخل، سندرم ساختمان بیمار، ترکیبات آلی فرار
  • زهرا جباری، حسن هاشمی، سید عباس حقایق صفحات 1341-1347
    مقدمه
    امروزه مسایل زیادی زنان باردار را در معرض اضطراب و ناراحتی قرار می دهد. در اثر این امر با وجود پیشرفت های عظیم پزشکی تعداد قابل ملاحظه ای از پیامدهای منفی بارداری به وقوع می پیوند. مناسب ترین درمان ها به علت محدودیت های دوران بارداری، درمان روان شناختی می باشد. هدف از این مطالعه، بررسی اثربخشی مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری بر استرس، اضطراب و افسردگی زنان در دوران بارداری بود.
    روش ها
    بدین منظور از بین 80 نفر از زنان باردار که بالاترین نمره استرس، اضطراب و افسردگی را در پرسش نامه Depression anxiety stress scale (42-DASS) کسب کردند، 24 نفر انتخاب شدند. این افراد به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (12 نفر) و شاهد (12 نفر) قرار گرفتند. این طرح درمانی طی هشت جلسه هفتگی بر اساس راهنمای درمانی آنتون و همکاران در مرکز بهداشت درمانی شهید رجایی شهر شهرضا برای گروه آزمایش اجرا شد. پرسش نامه 42DASS- (خرده مقیاس های استرس، اضطراب و افسردگی) در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون تکمیل شد. داده های جمع آوری شده توسط نرم افزار SPSS نسخه 16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین نمرات وضعیت روانی (استرس، اضطراب و افسردگی) گروه آزمایش در مرحله پس آزمون به طور معنی داری کمتر از میانگین نمرات استرس در گروه شاهد بود (001/0 > P).
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج این پژوهش، درمان شناختی- رفتاری مدیریت استرس می تواند به عنوان شیوه درمانی انتخابی در جهت کاهش استرس، اضطراب و افسردگی دوران بارداری به کار گرفته شود. با این حال برای افزایش میزان اثربخشی مداخله باید علاوه بر توجه به افکار ناکارامد، توجه ویژه ای به باورهای هسته ای و فرض های زیربنایی افراد شود.
    کلیدواژگان: مدیریت استرس، شیوه شناختی، رفتاری، اضطراب، افسردگی، بارداری
  • منصوره دهقانی، اعظم سعیدی ابواسحاقی، زهرا زمانیان صفحات 1348-1355
    مقدمه
    در سال های اخیر غلظت ذرات معلق در هوا افزایش یافته است. این ذرات می توانند اثرات نامطلوبی بر سلامتی انسان بگذارند. مطالعه ها نشان دادند که کیفیت هوای داخل ساختمان متاثر از هوای بیرون است. از آن جایی که افراد قسمت قابل توجهی از وقت خود را در فضاهای بسته سپری می کنند و اندک مطالعه هایی در این زمینه موجود می باشد، هدف از این مطالعه اندازه گیری غلظت ذرات معلق در هوای خارج و هوای داخل بیمارستان حافظ و تعیین ارتباط بین آن ها بود.
    روش ها
    مطالعه مقطعی در بیمارستان آموزشی حافظ شیراز از مهر تا آذرماه 1390 انجام شد. نمونه برداری به صورت هفته ای دو بار از هوای داخل هر بخش بیمارستان و هوای خارج صورت گرفت. تعداد کل نمونه هایی که برای آنالیز جمع آوری شد، 144 نمونه بود که شامل 24 نمونه برای هر بخش و هوای خارج بود. نمونه برداری با استفاده از دستگاه Aerosol mass monitor مدل 331GT- ساخت SIBATA ژاپن برای اندازه گیری غلظت ذرات micron 10Particle matter less than (10PM) و micron 5/2 Particle matter less than (5/2PM) انجام شد. برای مقایسه غلظت ذرات معلق در بخش های مختلف بیمارستان با ذرات معلق هوای خارج اطراف بیمارستان از آزمون آماری آنالیز One way ANOVA استفاده شد. سپس داده ها وارد نرم افزار SPSS نسخه 5/11 (version 11.5، SPSS Inc.، Chicago، IL) شد و مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. سپس نتایج به دست آمده با غلظت 24 ساعته ذرات معلق رهنمودهای Environmental protection agency (EPA) و Word health organization (WHO) مقایسه شد.
    یافته ها
    وضعیت کیفی هوای داخل بخش های بیمارستان و خارج بیمارستان از لحاظ شاخص کیفیت هوا برای 5/2PM خوب، برای 10PM هوای داخل به میزان 2/95 درصد خوب و هوای خارج در 75 درصد شرایط ناسالم برای گروه های حساس را نشان داد. با استفاده از روش Pearson Correlation رابطه معنی داری برای 10PM و 5/2PM در هوای خارج و داخل تعدادی از بخش ها دیده شد (05/0 < P).
    نتیجه گیری
    میانگین نسبت 10PM و 5/2PM هوای داخل بخش های بیمارستان به هوای خارج (I/O) به ترتیب 41/1 و 61/0 بود. ارتباط معنی داری که بین غلظت ذرات معلق در هوای خارج و داخل بیمارستان وجود داشت، نشان دهنده نفوذ این ذرات از هوای خارج به داخل بیمارستان بود. از این رو برای بیمارستان هایی که در مناطق پر تردد قرار گرفتند، بهره گیری از سیستم های مناسب تهویه در کاهش میزان آلودگی هوای داخل بیمارستان موثر می باشد.
    کلیدواژگان: بیمارستان حافظ شیراز، ذرات معلق، هوای خارج، هوای داخل
  • جهانگیر کریمیان، تقی آقا حسینی، شهرام عروف زاد، سید مرتضی موسوی نافچی صفحات 1356-1364
    مقدمه
    از جمله مفاهیم نوینی که معنی واقعی خود را با پیدایش انواع تکنولوژی و صنعتی شدن جوامع در زندگی مردم پیدا نموده است، اوقات فراغت و نحوه گذران آن است. ورزش های تفریحی با فعالیت های مرتبط با اوقات فراغت از مناسب ترین و ضروری ترین گونه های گذران اوقات فراغت در عصر حاضر است. از این رو این پژوهش به بررسی نحوه گذران اوقات فراغت اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان با تاکید بر فعالیت های بدنی پرداخت.
    روش ها
    روش تحقیق از نوع توصیفی بود. جامعه آماری را کلیه اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان که 670 نفر بودند، تشکیل دادند. حجم نمونه با یک مطالعه مقدماتی و با استفاده از فرمول Cohen 150 نفر در نظر گرفته شد که به روش طبقه ای تصادفی با توجه به متغیر جنسیت و دانشکده انتخاب گردید. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسش نامه اوقات فراغت محقق ساخته بود که پایایی آن با استفاده از روش ضریب Cronbach''s alpha 82/0 به دست آمد.
    یافته ها
    فعالیت های پژوهشی با میانگین 37/3 اولویت اول، امور ورزشی با میانگین 49/2 اولویت دوم، امور فرهنگی و اجتماعی با میانگین 25/2 اولویت سوم و امور شخصی و خانوادگی با میانگین 89/1 اولویت چهارم افراد برای گذراندن اوقات فراغت در سطح 05/0 ≥ α به دست آمد. حفظ تندرستی با میانگین 94/3 مهم ترین ترین انگیزه پرداختن به فعالیت های بدنی در اوقات فراغت بود. همچنین تفاوت معنی داری بین فعالیت های فراغتی بر اساس جنسیت و سابقه خدمت وجود داشت.
    نتیجه گیری
    میزان اوقات فراغت اعضای هیات علمی در سطح پایینی قرار داشت (44/3 x =). به نظر می رسد که باید جامعه را از خصوصیات و شیوه های انجام ورزش های فراغتی و ضرورت ایجاد شرایط و امکانات مناسب با توجه به برنامه ریزی جدی و کار فرهنگی آگاه کرد. همچنین اقشار مختلف جامعه به خصوص قشر دانشگاهی را از تاثیرات مثبت اوقات فراغت و تفریحات سالم آگاه نمود و آن ها را هر چه بیشتر به سوی این گونه فعالیت ها سوق داد.
    کلیدواژگان: اوقات فراغت، ورزش، تفریحات سالم، دانشگاه علوم پزشکی، اعضای هیات علمی
  • مصطفی برزیده، علیرضا چوبینه، سید حمیدرضا طباطبایی صفحات 1365-1375
    مقدمه
    اطلاعات ناچیزی در مورد ابعاد استرس شغلی و ارتباط آن با اختلالات اسکلتی- عضلانی Musculoskeletal disorders (MSDs) در پرستاران ایرانی در دسترس است. این پژوهش با هدف بررسی ابعاد استرس شغلی و ارتباط آن با شیوع علایم MSDs در پرستاران شاغل در بیمارستان‎های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شیراز انجام شد.
    روش ها
    در این مطالعه مقطعی 385 نفر از پرستاران بیمارستان‎های دانشگاه علوم پزشکی شیراز شرکت نمودند. این افراد به روش نمونه‎گیری تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. نسخه‎ فارسی پرسش نامه محتوای شغلی و پرسش نامه Nordic برای جمع آوری داده ها استفاده شد. از آمار توصیفی و آزمون آماری Mann-Whitney U با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 5/11 (version 11.5، SPSS Inc.، Chicago، IL) برای تحلیل داده ها استفاده شد.
    یافته ها
    میانگین (انحراف استاندارد) ابعاد آزادی تصمیم گیری (50/6) 15/58، نیازهای روان شناختی (14/5) 19/38، حمایت اجتماعی (67/3) 67/22، نیازهای فیزیکی (58/2) 03/16 و عدم امنیت شغلی (85/3) 74/7 به دست آمد. بر این اساس ابعاد آزادی تصمیم گیری و حمایت اجتماعی در سطح پایین و ابعاد نیازهای روان شناختی، نیازهای فیزیکی و عدم امنیت شغلی در سطح بالا قرار داشتند. طی 12 ماه گذشته 9/89 درصد از پرستاران، علایم این اختلالات را در یک یا چند ناحیه از دستگاه اسکلتی- عضلانی بدن خود تجربه کرده بودند که در بین آن ها کمردرد شایع ترین ناراحتی گزارش شده بود (8/61 درصد). از میان ابعاد استرس شغلی فقط زیر مقیاس بار فیزیکی ایزومتریک با شیوع کلی MSDs ارتباط آماری معنی داری داشت. بعد نیازهای روان شناختی و نیازهای فیزیکی شغل با اختلالات ناحیه ستون فقرات، بعد نیازهای فیزیکی شغل با اختلالات ناحیه اندام فوقانی و بعد آزادی تصمیم گیری، نیازهای روان شناختی و نیازهای فیزیکی شغل با اختلالات ناحیه اندام تحتانی از لحاظ آماری ارتباط معنی داری داشتند.
    نتیجه گیری: شیوع MSDs در پرستاران مورد مطالعه بالاست. در اغلب پرستاران مورد مطالعه سطح استرس شغلی بالا به دست آمد. بر اساس نتایج به دست آمده، هر گونه برنامه مداخله ای جهت پیشگیری از MSDs در پرستاران می بایست به ترتیب بر کاهش نیازهای فیزیکی، کاهش فشارهای روان شناختی و افزایش آزادی تصمیم گیری متمرکز شود.
    کلیدواژگان: پرستار، پرسش نامه فارسی محتوای شغلی، ابعاد استرس شغلی، اختلالات اسکلتی، عضلانی، ایران
  • مهری حیدری، فاطمه الحانی، انوشیروان کاظم نژاد، آذر طل، فرزانه معزی صفحات 1376-1384
    مقدمه
    هدف نهایی کنترل بیماری دیابت بهبود شاخص HbA1c می باشد. با توجه به اهمیت موضوع هدف از انجام مطالعه حاضر تعیین اثربخشی الگوی توانمندسازی بر میزان HbA1C نوجوانان دیابتی نوع یک بود.
    روش ها
    پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی بود که در بین نوجوانان دیابتی نوع یک مراجعه کننده به مراکز بهداشتی شهر زنجان انجام پذیرفت. 47 نوجوان واجد شرایط به طور تصادفی به دو گروه مداخه و شاهد تقسیم شدند و به مدت 5/2 ماه مورد پیگیری قرار گرفتند. شرکت کنندگان ابزارهای پژوهش شامل اطلاعات دموگرافیکی، دانش، خودکارامدی و عزت نفس را تکمیل نمودند. همچنین میزان HbA1C آنان مورد سنجش قرار گرفت. مداخله آموزشی بر اساس گام های سه گانه الگوی توانمندسازی (درک تهدید، مشکل گشایی و ارزشیابی) اجرا شد. تجزیه و تحلیل داده ها به وسیله نرم افزار آماری SPSS ویرایش 5/11 صورت گرفت.
    یافته ها
    بعد از اجرای برنامه آموزشی اختلاف معنی داری برای افزایش میانگین نمره دانش، خودکارامدی و عزت نفس و همچنین کاهش میزان هموگلوبین A1C بین نوجوانان در گروه های مداخله و شاهد وجود داشت (05/0 > P).
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد که اجرای الگوی توانمندسازی بر ارتقای شاخص بالینی کنترل دیابت موثر است. از این رو پیشنهاد می شود که این الگو برای سایر رده های سنی در سطح وسیع تر و نیز برای سایر بیماری های مزمن به کار گرفته شود.
    کلیدواژگان: الگوی توانمندسازی، دیابت نوع یک، نوجوانان، HbA1C
|
  • Mehrdad Chatraee Azizabadi Pages 1107-1116
    Nowadays، improvements in the today’s medical world with many advances achieved in different areas caused many incurable diseases to becured or prevented. Since many of these developments have been based on utilization of chemical drugs، a large amount ofside effectsinevitably occurs. Therefore،the traditional methods and past views and experiencesthat guarantee safer human healthhaveincreasingly spread. Among these traditional methods،phlebotomy (bloodletting) is one of which with a special place in Iran''s medical culture. Opponents and proponentsof this approach have provided plenty of reasons for its accuracy or inaccuracy. However، reviewing its place on the human health system and as an issue with an important place throughout the medical history of our country will address the newer areas of access to the use of past experiences and consequently will enlighten newer researches on health system. The author of this paper has tried to show the place and the role of this ancient approach in the new researches and its effects on human health by reviewing the sources and references about the types and methods of blood cupping. Furthermore، reviewing those viewpoints can provide more opportunities for reflecting and reviewing the experts'' viewpoints in this regard.
    Keywords: Phlebotomy, Health, Jorjani, Ebne Sina, Akhavini, Old Medicine, Bloodletting
  • Mansour Haghighatian, Mahtab Fotouhi Pages 1117-1126
    Background
    In traditional societies the elderly enjoyed great power and social status. But their situation along with that of the family has changed dramatically in today''s urbanized and industrialized society، and this has created many problems for them. The substantial and continuous decline in mortality has increased the elderly population which in return has made them vulnerable to different types of abuses. The aim of the present study was to investigate the sociocultural factors affecting elderly abuse in Isfahan، Iran.
    Methods
    This research employed the survey method and the technique of data collection was a questionnaire. Research population consisted of all the elderly aged 60 years and above who were abused or mistreated and had contacted Isfahan''s legal medical authorities. The sample included 62 such individuals. The research instrument had face validity and Cronbach''s alpha (reliability) was 0. 78. Analysis of variance and Pearson correlation coefficients were used.
    Findings
    Physical abuse was at a minimum and economic and psychological abuses were more prevalent. There was a significant relation between elderly abuse and education (f = 3. 52، P = 0. 005)، person who resided with the elderly (f = 4. 42، P = 0. 002)، and socioeconomic status (r = 0. 592، P < 0. 001).
    Conclusion
    Physical abuse of the elderly in Isfahan was relatively low but using their property without their permission and psychological abuse was more frequent. Concerted efforts should be exerted to prevent any kind of abuse.
    Keywords: Elderly Abuse, Violence, Education, Social Economic Status, Lifestyle
  • Jahansha Mohammadzadeh, Afra Khosravi Pages 1127-1139
    Background
    The Kaufman assessment battery for children 2nd edition (KABC-II) is an individually administered measure of the processing and cognitive abilities of children and adolescents aged 3 through 18. It is for assessing neurological، psychoeducational، clinical and psychological aspects of all the pre-school and high-school levels. This is a theory-based clinical instrument that contributes to culturally fair assessment. The present study aimed to assess standardization of Kaufman''s cognitive neurological-clinical diagnostic subtests (KABC-II) on 7 to 11-year-old children of Ilam.
    Methods
    This was a descriptive-analytical study that applied for the current situation of the subtests standardized on 7 to 11-year-old children. The study population included all the children of Ilam aged 7 through 11. The sample size obtained 250 children، considering 95% confidence interval (CI) and the maximum standard error of 0. 37 and standard deviation of 3 (maximum standard error of the subtests) which was obtained from a pilot study. The subjects were selected through stratified random sampling method using proportional share allocation among elementary girls and boys. Data collection tool was Kaufman’s neurological and clinical diagnostics subtests، which has been developed based on Luria''s neurological-clinical model.
    Findings
    Cronbach’s alpha for the subtest was ranged from 0. 66 to 0. 77. The total Cronbach’s alpha was 0. 73. There was a significant correlation between Kaufman’s subtests and Wecsler''s test (P = 0. 01). The mean score of subtests for 7 to 11-year-old children showed that intelligence is a phenomenon which is increased with age and intelligence growth follows an age trend. Normative scores of the scales were calculated correspondent with raw scores، rank percentiles and percentage of those who obtained this score.
    Conclusion
    The profile of strengths and weaknesses of children can be plotted by Kaufman''s neurological-clinical diagnostic subtests، and these results can be used in assessing neurological، psychoeducational، clinical and psychological aspects.
    Keywords: Kaufman's Subtests, Standardization, Children, Luria Model
  • Rajab Rashidi, Seyed Gholamreza Mousavi, Ali Khavanin Pages 1140-1150
    Background
    Volatile organic compounds (VOCs) are among the main air pollutants which have destructive effects on the environment and human health. Considering the carcinogenic effects of some of these compounds including benzene، how to control and limit them is considered an important issue in environmental research. The aim of this study was to evaluate the use of the combined ultraviolet (UV) /O3 method in the removal of benzene from the airflow.
    Methods
    The present experimental study was conducted using laboratory methods. The laboratory equipment consisted of air pumps، injection pumps، mixing chamber، rotameter، ozone generator، and a steel reactor with 45 cm length and a usable volume of 1. 35 liters in which a 15-watt UV-C diode with a wave length of 254 nm had been placed. Then، the different concentrations of benzene were continuously exposed to UV-C rays، different ozone doses، and simultaneous UV/O3 with varying reaction times (and considering the speed of the input airflow into the reactor). The concentration levels of benzene before and after the exposures were compared with each other and with the above-mentioned variables. The data were analyzed using descriptive and inferential statistics and by three-way ANOVA.
    Findings
    Concentrations of benzene vapored with different values of 10، 20، 30، 50، and 80 ppm passed through the reactor and was exposed to UV-C rays، different ozone doses، and simultaneous UV/O3 in sequence. The findings demonstrated that UV alone can remove benzene from the airflow up to 2%. Ozone can remove 14% of benzene from the airflow، while the concurrent application of UV/O3 can reduce the benzene in the airflow by 24%. The three way ANOVA test showed that there was a significant relationship between the variables of ozone dose، UV rays، and UV/O3 in the one hand، and benzene removal rate from the airflow، on the other hand (P < 0. 002).
    Conclusion
    Given the small effect of UV alone in separating benzene from the airflow، it can be concluded that advanced osidation process (AOP) reactions which produce active radicals can be used in the filtration of benzene. The findings indicated that the removal rate of benzene during the simultaneous use of UV/O3 is much more considerable than during the use of either of them alone. Additionally، the analysis of variance test demonstrated that the simultaneous use of UV/O3 has a positive cumulative effect.
    Keywords: Volatile Organic Compounds, Benzene, Ozone, Ultraviolet Radiation
  • Mohammad Hossein Baghianimoghadam, Masoud Mirzaei, Tahereh Rahimdel Pages 1151-1158
    years of age worldwide (39%). Also in Iran it is the cause of 45% of deaths. Cardiovascular diseases place a huge social، economic and health burden on the society. Patients suffer from this disease when they are at their highest social and economic productivity. The risk of this disease is related to modifiable factors such as smoking and high blood pressure، and also non-modifiable factors such as age and family history. This study aimed to investigate the role of health beliefs in preventive behaviors of individuals at risk of cardiovascular diseases.
    Methods
    This descriptive and analytical study was conducted on 100 people with 30 to 65 years of age at risk of cardiovascular disease who attended to Yazd Khatamolanbiyae clinic، Iran in 2011. Data gathering tool was a questionnaire based on constructs of health belief model including knowledge questions and preventive behaviors.
    Findings
    Participants’ mean age was 43. 7 ± 9. 6 years. 56% were female، most of them were housewives (43%)، 93% of them were married and most of them (37%) did not complete secondary education. Mean score of perceived severity was 23 ± 2. 4 (out of 25)، perceived susceptibility was 15 ± 2. 6 (out of 20)، perceived barriers were 20. 7 ± 4. 4 (out of 30)، perceived benefits were 27. 05 ± 3. 45 (out of 30)، knowledge was 22. 7 ± 4. 9 (out of 33) and preventive behaviors of cardiovascular diseases were 18. 11 ± 3. 71 (out of 25). Pearson correlation showed statistically significant correlation (P < 0. 05) between perceived benefits، perceived barriers، self efficacy and knowledge with preventive behaviors.
    Conclusion
    Results indicated lack of correlation of perceived susceptibility and perceived severity with preventive behaviors and correlation of perceived benefit، perceived barriers، self-efficacy and knowledge with behaviors. Educational programs based on health belief model should be performed with emphasis on aspects which have more effectiveness on preventive behaviors. Keyword:
    Keywords: Health Belief Model, Cardiovascular Disease, Prevention, People at Risk
  • Jahansha Mohammadzaeh, Afra Khosravi, Aliasghar Rezaei Pages 1159-1165
    Background
    Addiction or substance abuse is a serious issue that threatens the human society. Several factors are effective on the emergence، persistence and treatment of addiction. Some probable predictors of substance abuse have been studied among which is attachment styles. Attachment is an affective bond between mother and infant in developmental psychology. Insecure experiences of attachment can develop a predisposition toward substance abuse.
    Methods
    Subjects included 120 students and 81 young drug addicts. Convenience sampling was used to select the addicted subjects by referring to the addicts’ welfare centers. Multistage cluster sampling method was used to choose the non addicts by referring to the universities in Ilam، Iran. The instrument for data gathering was adults’ attachment styles of Coolins and Reed.
    Findings
    The regression analysis showed that there was a significant relationship between attachment styles (avoidant and anxiety) and drug dependency، but there was a negative، invers significant relationship between secure attachment style and drug dependency (P < 0. 01).
    Conclusion
    Lack of appropriate interaction between child and mother during childhood and emotional deprivations leads to child’s addiction. Non responsive and low confidence parents، distance between mother and children، feeling of hostility and lack of child care can also result in drug abuse and addiction.
    Keywords: Attachment Styles, Addiction, Drug Dependency
  • Amir Hossein Mahvi, Ghasem Kiani Pages 1166-1173
    Background

    Cyanide can be removed from aqueous solutions using different but expensive methods. In this study، Lewatit FO36 exchange resin was used to remove cyanide.

    Methods

    Removing cyanide from the aqueous solutions with the Lewatit FO36 exchange resin was studied via considering the effects of absorbent dose، initial cyanide concentration، contact time and pH in batch phase.

    Findings

    In the batch ion exchange process، it was observed that the pH of solution and the contact time of nano particle resin in acidic conditions were very influential in obtaining the maximum removal. The optimum time was reached after 60 minutes of contact. In 60-minute contact time، the removal efficiency decreased from 74% to 42% by increasing pH from 7 to 11. The results showed that at the resin dose of 3 gr/L، contact time of 60 minutes، pH of 7 and cyanide concentration of 2. 5 mg/L، the cyanide maximum removal efficiency reached 81%. Lewatit FO36 showed high bonding constant and the ion exchange of cyanide on the cation exchange resin followed first order reversible kinetics.

    Conclusion

    The cyanide removal efficiency was initially fast but slowed down later and the removal efficiency was higher at neutral and acidic pH. However، due to its regeneration characteristic، Lewatit FO36 resin can be used as a convenient option to reduce the level of cyanide from the industrial waste water and specifically electroplating industries، where the problem of cyanide in sewage is ubiquitous.

    Keywords: Cyanide, Iron Nano Particle, Lewatit FO36, Ion Exchange
  • Kiyarash Zinat Motlagh, Mehdi Jahangiri, Fazel Zinat Motlagh, Farzad Jalilian Pages 1174-1179
    Background
    Iran is one of the countries with the highest rate of deaths due to accidents in the world. Motorcyclists are one of the most vulnerable groups in Iran that 42% of road accidents are attributed to them. The objective of this study was to determine the factors affecting the use of helmets among motorcyclists in Shiraz، Iran.
    Methods
    This cross-sectional study was conducted among 400 randomly selected motorcyclists between 15 to 60 years old in Shiraz، Iran. The level of significance was set at P < 0. 05.
    Findings
    Only 11. 2% of the participants reported that they always use their helmet. Most of the participants (62. 5%) declared that they do not use helmet mostly because it is not comfortable. There was a significant relation between using helmet with jobs and education (P < 0. 05).
    Conclusion
    Using motorcycle helmet was low in the studied population. To increase the prevalence of helmet use، it is necessary to focus not only on police enforcement but also initiatives to make helmets more convenient.
    Keywords: Helmet, Motorcyclist, Shiraz
  • Sima Esmaeili Shahmirzadi, Davoud Shojaeizadeh, Kamal Azam, Azar Tol Pages 1180-1189
    Background
    Osteoporosisisoneof themetabolicdisorderscommonlyfoundduringelderlyperiodwhichseverelyaffects thequalityoflife. Thereforethepresentstudyaimed to investigate and compare the quality of life inthe elderly with and without osteoporosis.
    Methods
    This analyticaldescriptivestudywas conducted on424participantsover60 years old who were membersofhealthclinicsunderthe supervisionofmunicipalityhealth office ofTehran East areas، Iran. Subjectswererandomly selected. 145 participantswithosteoporosisand279withoutanysymptoms were chosen. Informationwas gathered using quality of life SF36standardquestionnaireand was filledoutthroughfacetofaceinterviewing.
    Findings
    63. 7%of the particiants were womenand36. 3% weremen. Meanagewas67. 3withstandarddeviationof7. 16. Outofallthe participants145 (34. 2%) weresufferingfromosteoporosis. There was a significantrelationbetweenmeanqualityoflifescoreanddevelopmentofosteoporosissymptoms.
    Conclusion
    Osteoporosisinthe elderlyresultsinthe reductioninquality of life. Prevention and early treatment of this disease can improve the quality of life in the elderly.
    Keywords: QualityofLife, Elderly, Osteoporosis
  • Mohsen Rezaeian Pages 1190-1196
    Background
    AveryfeworganizationspublishsuicidedatainIran. Sinceanationalcomparativestudyonthepublishedsuicidedataisanimportantissue،thepresentstudyaimed to compareIranianMinistryofHealth (IMoH) datawithIranianStatisticalCenter (ISC) datain2004.
    Methods
    Inthiscross-sectionalstudy،allthe suicidedatafortheIranianprovincesthatoriginatedfromIMoHandISCwereenteredintoSTATAsoftware. Inthenextstep،thepopulationnumberofeachprovincewas alsoaddedtothedatabaseandthen the rate of suicide was calculated byapplyingthe Poissonmodel.
    Findings
    A total of3170and2486casesofsuicidewererecordedbyIMoHandISC،respectively. Inallthe provincesexceptIlam،Zanjan،Qom،Markazi،HamadanandYazd،therecordedsuicidesbyIMoHwerehigherthanthosebyISC. BasedonIMoHdata،IlamprovincehadthehighestrateofsuicidewhilstbasedonISCdata،Lorestanprovincehadthehighestrateofsuicide.
    Conclusion
    ThehighersuiciderateinwesternprovincesofIranisinaccordancewiththeresultsofotherstudiesinIran. Furthermore،thedifferencesbetweenIMoHwithISCdatacanbeattributedtothemethodseachorganizationused for collecting thesuicidedata. Thesefindingsnotonlyareimportantforimplementing thesuicidepreventionplan،butalsourgetodesignandimplementacomprehensivesurveillancesystemforsuicidedatainIran.
    Keywords: Epidemiology, Suicide, Iran
  • Ali Zafarzadeh, Elaheh Rezaei, Farzad Aghahossini, Saman Charmsaz Pages 1197-1205
    Background
    It is necessary to monitor the performance of the industrial wastewater treatment plants in order to achieve the desired environmental standards. This study was carried out to determine the efficiency of the nitrogen removal، phosphorus compounds and chemical oxygen demand (COD) and comparing the effluent standard with the effluent industrial wastewater treatment plant of Agh Ghala، Iran.
    Methods
    The present cross sectional study was conducted in 2011 during six months. Sampling was performed two times per week from the incoming wastewater، pond aeration and effluent. Composite sampling was conducted for the treatment plant input، and for the other units it was done momentarily. Overall، 48 times wastewater sampling and testing was performed.
    Findings
    The mean concentrations of total nitrogen، phosphorus and COD in influent were 7. 36 ± 4. 23 mg N/l، 68. 1 ± 26. 4 mg P/l and 5. 7 ± 3. 6 and 294. 2 ± 183. 5 mg/l. Total nitrogen، phosphorus and COD showed a removal of about 86%، 67% and 95%، respectively. According to the standard، discharge of effluent wastewater treatment to surface water was acceptable (except phosphorus).
    Conclusion
    The effluent quality of this treatment plant was according to the effluent disposal standards except for phosphorus. However، this problem is solvable by accurate management and supervision on wastewater treatment plant.
    Keywords: Wastewater Treatment, Industrial Estate, Nitrogen, Phosphorous, Chemical Oxygen Demand
  • Reihaneh Hassanzadeh, Hossein Samavatian, Aboulghasem Nouri, Merdad Hosseini Pages 1206-1215
    Background
    The issue of employee turnover is one of the organizational problems that affect organization development. For organization managers who want to save، protect and improve human resources، it is a problem and also requires special attention. Applying proper methods of management and also promoting empowerment of employees increase their motivation to continuously communicate with organization. The objective of this research was to study the relationship between managers’ supportive behaviors and psychological empowerment with intention to stay in the organization.
    Methods
    This research was done in Health Care Organization of Oil Industry of Isfahan، Iran، during the autumn of 2011. Among the employees of organization (in total 354 people)، 187 employees were selected by convenience sampling. The research tools included Supportive Managerial Behaviors Questionnaire، The Psychological Empowerment Questionnaire and Intention to Stay Questionnaire. The data was analyzed using Pearson’s correlation coefficient and multiple regression analysis (enter method).
    Findings
    There was a significant relationship between supportive managerial behaviors and empowerment and intention to stay. Supportive behavior and empowerment predicted 12% of the variance of intention to stay (P < 0. 001).
    Conclusion
    Managerial methods especially supportive behaviors of managers are complementary component to create a proper environment to educate employees and increase their motivation. Furthermore، employees’ realization of their empowerment levels، increases motivation and their organizational commitment.
    Keywords: Manager's Supportive Behaviors, Psychological Empowerment, Intention to Stay in Organization
  • Mohammad Salimi, Jamil Sadeghifar, Hadi Peyman, Lida Shams, Maryam Jandagheian, Afra Khosravi, Javaher Khajavikhan, Mohammad Abbasi Pages 1216-1224
    Background
    Identifying and employing appropriate learning styles can ultimately play an important role in selecting teaching styles in order to improve education. The current study was carried out to determine learning styles preferences of first year students at Isfahan University of Medical Sciences (2010).
    Methods
    A cross-sectional study employed visual، aural، read/write، and kinesthetic (VARK) learning style’s questionnaire which was done on 184 first year students of medicine، pharmacy، dentistry، nursing and health services management at Isfahan University of Medical Sciences in 2010. Validity of the questionnaire was assessed through experts’ views and its reliability was calculated using Cronbach’s alpha coefficients (α = 0. 86). Data were analyzed by VARK software designed in Excel and employing SPSS for Windows 16. 0 (SPSS Inc.، Chicago، IL، USA).
    Findings
    Out of 184 participants that responded and returned the questionnaire، 122 (66. 3%) were female، more than two-third (68. 5%) of the student were in professional doctorate status (medicine، pharmacy، dentistry) and 31. 5% were in undergraduate status (nursing and health services management). 89 students (48. 4%) preferred single-modal learning style and the rest of the students preferred multi-modal learning styles. A significant relationship (P < 0. 009) was between the gender and single-modal learning styles and also between course level and learning styles (P < 0. 05).
    Conclusion
    According to the result، male students more than female students preferred to use kinesthetic learning style، while female students preferred aural learning style more. Knowing the learning styles of students in education is a valuable skill that helps trainers to solve learning problems among students، and also helps students to be more effective learners.
    Keywords: Learning Styles, Visual, Aural, Read, Write, Kinesthetic, Students, Isfahan
  • Sima Esmaeli Shahmirzadi, Davoud Shojaeizadeh, Monavar Moradian Sorkhkalaei, Behnam Lashgarara, Mohammad Javad Tarahi, Giti Taheri Pages 1225-1234
    Background
    The quality of services and customers satisfaction is the most controversial aspects of today’s management service organizations. Customer orientation is the core strategy of all the organizations in the world. The aim of this study was to compare the quality of the presented services in public and collaborative health sites under the coverage of health network of Rey city، Iran in 2011-2012.
    Methods
    This cross-sectional descriptive study was performed randomly on 400 people who referred to public and collaborative health sites. Data gathering was conducted with SERVQUAL questionnaire by face to face interview.
    Findings
    There was a significant difference between the average gap of perception and service quality expectations of tangible and physical aspects (P = 0. 001)، service guarantee commitments (P = 0. 009) and sympathy (P = 0. 007) among the two sites. The gap between perception and expectations in the mentioned aspects was more in the public health sites compared to the collaborative health sites.
    Conclusion
    Service quality gap in public health sites was more compared to the collaborative health sites. It is necessary to improve the public health services by applying interventions to improve the physical environment، ensure service commitments، increase sympathy with the clients، and receive feedback on issues and treatment results from the clients.
    Keywords: Quality of Health Services, Public Health Sites, Collaborative Health Sites
  • Fatemeh Bayat, Davoud Shojaeizadeh, Seyyed Mostafa Hossaini, Roya Sadeghi, Azar Tol Pages 1235-1244
    Background
    This study aimed toassess the effectiveness of educational program on lifestyle modification among type IIdiabetic patients.
    Methods
    This was aquasi-experimental study which was conducted to determine the effectiveness of educational program on lifestyle modification among type IIdiabetes patients in 2011. Study population included120 people who suffered from type IIdiabetes and divided into two groups usingrandom allocation sampling method. In this study، the questionnaire included two parts; i. e. demographic and diabetes lifestyle scale that included assessment ofknowledge، attitude and performance on nutrition and physical activity. Educational program was based on face to face approach of the questionnaire. Data collection was conducted in two stages: before and 3 months after the program in the two groups. SPSS softwareand descriptive statistics were used for analyzing the collected data. The significant level was considered as 0. 05.
    Findings
    Study results revealed that educational program had apositive effect on enhancing knowledge، attitudes and practice regardingnutrition and physical activity in the intervention group. This increase was significant based on covariance test (P <0. 001).
    Conclusion
    It is necessaryto provide educational intervention on lifestyle modification in nutrition pattern and physical activity using health education and promotion by focusing on knowledge، attitude and performance among type IIdiabetes patients.
    Keywords: Physical Activity, Nutrition, Educational Program, Lifestyle, Type IIDiabetes
  • Edris Hoseinzadeh, Mohammad Reza Samarghandy, Farshid Ghorbani Shahna, Ghodratollah Roshanaei, Javad Jafari Pages 1245-1254
    Background
    The objective of this study was to measure the total suspended particulate (TSP)، PM10 and PM 2. 5 air particulates in the selected intercity bus stations located in the central square of Hamadan، to review the distribution concentration of the air particulates content and to evaluate its possible health risk to the people who spent little time of their daily time in those places.
    Methods
    This was a descriptive and cross-sectional study. Sampling was done systematically in six bus stations at different time intervals. A portable air sampler، sampled air at 10 liters per minute for suspended particulates (TSP and PM10) measured at 1 meter height above the ground. For measuring PM2. 5 after the cyclone، fine particles were collected at a flow rate of 2 liters per minute onto a filter. The suspended particulate was collected on 47 mm mixed cellulose ester (MCE) membrane filters، which must be weighed pre and post-exposure to determine the concentrations in micrograms/cubic meter. Temperature، humidity and wind speed was measured at the sampling locations، and their averages were recorded. To analyze the data، we used statistical analysis Pearson correlation coefficient using SPSS software to study the correlation between the concentration variation of the particulate distribution and humidity، temperature and wind speed as well.
    Findings
    The results obtained for TSP، PM10 and PM2. 5 during the sampling period were 1220. 9 ± 1418. 5، 524. 7 ± 217. 5 and 386 ± 193. 6 μg/m3، respectively. Exposure to these pollutants as time weighted average were 50. 872، 21. 87 and 16. 08 µg /m3، respectively that were lower than the standards set by the accredited organizations. There was no significant relationship between the concentration variation of the suspended particulate and wind speed and air temperature (P > 0. 05); however، there was a significant relationship between the concentration variation of the suspended particulate and humidity (P < 0. 05). PM2. 5 and PM10 with total suspended particles had correlation coefficient of r2 = 0. 74 and r2 = 0. 78، respectively.
    Conclusion
    Results of this study illustrated that there were particular concerns regarding potential human health impacts for people who spend considerable time at intercity bus stations or close to them. Pedestrians and unofficial business employees are expected to be exposed to high concentrations of suspended particulate pollution because of longer contact time that applied in this study.
    Keywords: Suspended Particulate Matter, Intercity Bus station, Exposure, Hamadan
  • Shiva Pejmankhah, Shida Pejmankhah, Amir Hossein Mirhaghi Pages 1255-1262
    Background
    In the absence of specific logistics supply، a bioterrorism attack using smallpox virus، including pollution of water and food can devastate the National Health Foundation، and many of the patients and ordinary people may die. One of the most important ways to deal with this issue for bioterrorism attack is enhancement of awareness and attitude of medical staff to identify and react quickly to deal with these events. This study assessed the effect of bioterrorism training through lectures and educational pamphlet on knowledge and attitudes of medical staff.
    Methods
    In a quasi-experimental study، 100 health personnel were selected through the census method. A questionnaire was used to collect the data. A group of participants was given educational pamphlets and the other group was provided with 2-hour lectures. Second step was done a month later.
    Findings
    The results of the study showed that the average scores of knowledge increased in both groups after the training which was statistically significant (P < 0. 05).
    Conclusion
    Bioterrorism training had a positive effect on knowledge and attitudes of medical staff in both methods but it was more effective in lecture group.
    Keywords: Bioterrorism, Lectures, Educational Pamphlets, Knowledge, Health Staff
  • Mehnoosh Samadi, Haleh Sadrzadeh-Yeganeh, Leila Azadbakht, Korosh Jafarian, Abbas Rahimi Pages 1263-1271
    Background
    The sensitivity and specificity of body mass index (BMI) percentiles of Centers for Disease Control 2000 (CDC2000) standard was compared with child actual overweight which was identified by fat mass index (FMI) and overweight status in these children based on BMI and FMI.
    Methods
    In this case-control study، elementary school girls (aged 8-10 years) were recruited from schools of Isfahan، Iran. Weight، height and fat mass were measured by body composition analyzer (BCA) and by calculating BMI (weight in kilogram divided by height in meters squared) and FMI (fat mass in kilogram divided by height in meters squared) and then the BMI and FMI were compared. BMI ≥ 95th and BMI < 95th percentile of the CDC2000 standards were used for overweight and non-overweight definition، respectively. FMI on or above the 90th percentile and FMI < 90th percentile based on the reference data were considered as criteria for actual overweight and actual non-overweight، respectively.
    Findings
    Mean (± standard deviation) of FMI and BMI in all children were 6 ± 2. 1 and 19. 4 ± 3، respectively. The sensitivity and specificity of 95th percentile of BMI to identify children as overweight in comparison with FMI were 57. 3% and 98. 4%، respectively. 1. 6% of the children، who were identified as non-overweight based on FMI، were overweight based BMI، and 57. 3 % of the children who were overweight based on FMI، were also overweight based on BMI.
    Conclusion
    It appears that FMI in comparison with BMI has more ability to determine overweight; however، further studies are required in this field.
    Keywords: Overweight, Body Mass Index, Fat Mass Index, Children
  • Seyed Nadali Alavi-Bakhtiarvand, Iman Parseh, Mehdi Ahmadimoghadam, Neamatollah Jafarzadeh Pages 1272-1279
    Background
    Petroleum contaminated soil is an environmental problem that affects human health. Phytoremediation is a cost-effective method for removal of petroleum from soil. This study evaluated the effects of the plant and nutrients on the removal of total petroleum hydrocarbons (TPHs) from the soil.
    Methods
    Soils were collected from Ahwaz desalting unit No. 2 and then polluted with 2. 5% w/w of crude oil. Microbial number and residual TPHs of the studied pot experiments were determined at day 0 and 90. TPHs and heterotrophic bacterial number were measured by gas chromatography (GC) and heterotrophic plate count (HPC) method، respectively.
    Findings
    The average percentage of TPH removal in the rhizosphere soil (≈ 20%) was higher than those in the non-rhizosphere soil (≈ 7%). In addition، the average number of heterotrophic bacteria in the rhizosphere soil (7. 14 CFU/g) was higher than in the non-rhizosphere soil (6. 16 CFU/g). Moreover، the TPH removal and microbial number in the soil that received nutrient were higher than in the free-nutrient soil.
    Conclusion
    Although high clay and salinity of the soil had an inhibitive effect on phytoremediation efficiency، results showed a native plants performed phytoremediation properly even in improper condition of environment.
    Keywords: Phytoremediation, Petroleum Hydrocarbon, Sorghum Halepense
  • Saeed Rasi Nezami, Mehrdad Nazariha, Akbar Baghvand, Ali Moridi Pages 1280-1292
    Background
    The spread of urbanization in floodplains as well as increase of industrial and agricultural activities in river discharges may lead to water pollution by physical، chemical and biological pollutants. One of the major concerns in monitoring the water resources system is indentifying major quality parameters and determining a relationship between physical and chemical parameters. This is important because the physical parameters are usually related to the natural characteristics of the river basin، while chemical parameters are associated with human-made pollution resources. Thus، if there is a high correlation between these two groups of parameters، it could be concluded that the source of both parameters are identical. However، to achieve this goal، costly and time consuming instrumental techniques and intensive laboratory efforts might be required.
    Methods
    To determine the major quality parameters that cause water pollution in Karkheh River، statistical principal components analysis (PCA) method was employed. Moreover، canonical correlation analysis (CCA) was used to find the relationships between physical and chemical parameters. In this study، discharge rate (Q)، turbidity (Turb)، temperature (T)، dissolved oxygen (DO)، total suspended solids (TSS) and electrical conductivity (EC) were selected as representative parameters for the physical characteristics of the river water quality. In addition، pH، 5-day biological oxygen demand (BOD5)، chemical oxygen demand (COD)، total phosphorous (TP) and total nitrogen (TN) were chosen as representatives of the river chemical attributes. These two groups of quality parameters were measured along the Karkheh River in 18 monitoring stations from March 2006 to March 2007.
    Findings
    Results of PCA analysis indicated that all the selected chemical and physical parameters of Karkheh River were of high importance. Further investigations indicated that in CCA analysis the first three canonical correlations were 0. 896، 0. 848 and 0. 593، respectively، suggesting that turbidity، DO and TSS were three dominant physical parameters in all the canonical variables، whilst BOD5، COD، TP and TN were highly scored among the chemical parameters.
    Conclusion
    According to the CCA results، it can be implied that human activities are the source of the physical and chemical parameters of the river. The utilized statistical methods in this study can be used as an appropriate decision support system for water sector managers regarding water quality management of the river basin when large complex water quality data are involved.
    Keywords: Karkheh River, Principle Component Analysis, Canonical Correlation Analysis, Multivariate Statistical Analysis
  • Hamed Asadi Ardali, Abozar Suri, Amir Hesam Hasani, Reza Eidi Pages 1293-1299
    Background
    Using the sludge as fertilizer on farms is one of the options to dispose it. Due to variety of pathogenic microorganisms of sludge، it may cause a wide range of bacterial and parasitic diseases in human and livestock. The purpose of this study was to investigate the relationships between several parameters of dried sludge produced in Sewage Treatment Plants to predict sludge quality and the corresponding standards.
    Methods
    In this analytical-descriptive study، three Sewage Treatment Plants of Chaharmahal and Bakhtiari Province including Shahrekord، Farsan، and Borujen were selected due to their similarity in the weather condition and the treatment process. In order to investigate the sludge in its lowest and the highest rate of evaporation in the freezing cold winter and burning hot summer، two winters and two summers were selected as the timeframe. In this study، fecal coliform and total coliform were determined as the sludge microbial indexes and statistical relationships between them were determined using Pearson’s correlation.
    Findings
    Strong statistical relationships were found between parasite eggs and fecal coliform of the samples with the Pearson’s correlation coefficient of 0. 926. Pearson’s correlation coefficient between parasite eggs and total coliform was 0. 919.
    Conclusion
    As all the correlation coefficients were more than 0. 9، these parameters had a proper statistical relationships. Since the best statistical relationships was found between parasite eggs and fecal coliform، other treatment plants with similar weather and process can predict microbial and parasite eggs condition in dried sludge using these relationships.
    Keywords: Dried Sludge, Statistical Relationship, Correlation, Total Coliform, Fecal Coliform, Parasite's Eggs
  • Hamed Rezakhani Moghadam, Davoud Shojaeizadeh, Behnam Lashgarara, Hossein Safari, Mohammad Taghi Savadpour, Razagh Sohbatzadeh Pages 1300-1310
    Background
    Nowadays drug abuse and addiction is one of the most important health concerns as well as social and political problems in the world. This study was done to compare substance abuse and its related factors between University of Tehran and Tehran University of Medical Sciences.
    Methods
    This study was cross-sectional. In this study، 489 students of Tehran University and 488 students of Tehran University of Medical Science were selected through stratified cluster sampling. The data collection tool was a researcher-made questionnaire. Collected data was analyzed by SPSS software version 18 using chi-square test، regression، and Student’s t-test. P < 0. 05 was considered significant.
    Findings
    The prevalence of drug abuse in students was 33% in Tehran University of Medical Science، and was 37. 5% in University of Tehran. First substance use was during student period. In both university، there were statistically significant relationship between drug abuse and gender، religious beliefs، family history of substance use، and school (P > 0. 001). The most mentioned way of exposure to substances was friends.
    Conclusion
    Regarding the role of universities as the centers of training and educating، it is proposed to conduct health education programs for prevention of substance abuse in high schools. These preventive programs should be continued at universities.
    Keywords: Substance Abuse, Students, Tendency to Substance Abuse, Tehran University of Medical Sciences, University of Tehran
  • Hamid Joveyni, Tahereh Dehdari, Mahmood Reza Gohari, Hasan Gharibnavaz Pages 1311-1321
    Background
    Smoking hookah habit among the young is rising and it is necessary to pay more attention to this problem. This study aimed to determine the attitude، subjective norms and perceived behavioral control of mail students about hookah smoking cessation in 2012.
    Methods
    This study was descriptive-analytical. After designing and assessing validity and reliability of questionnaires، 90 male hookah smoker students who were resident in the dormitories of Tehran University of Medical Sciences were selected by multistage sampling method. The students were asked to fill out questionnaires. The data were analyzed by SPSS software using chi-square test and independent sample t-test.
    Findings
    The results showed that %58. 9 of subjects planned to quit. Although students believed that hookah smoking cessation can prevent many diseases، beliefs such as being non-addictive، reducing anxiety and fatigue، and being worry about break off relation with friends who smoke hookah were their major reason for continuing hookah smoking. Family and community expected students to quit hookah smoking. Students expressed that barriers such as not being able to say ''no'' against their friends’ offers، being difficult to overcome hookah smoking temptations as well as not to smoke hookah in the recreational and friendly environments، make it more difficult to stop.
    Conclusion
    The design of interventions for smoking hookah cessation among college students can be focused on eliminating positive attitudes about hookah and developing skills to say ''no''، relaxation and coping with smoking hookah temptations.
    Keywords: Hookah, College Students, Attitude, Subjective Norms, Perceived Behavioral Control
  • Firouz Pourrashno, Shiva Mohammad, Hamidreza Pourzamani Pages 1322-1330
    Background
    One of the major steps for planning and making polices in Iranian health and health service sector is to gain information on the condition of such services in each province. Thus، the present study intended to determine the degree of development and ranking of provinces at this sector. It can identify the undeveloped provinces for better planning.
    Methods
    This study applied a library and documentary method for collecting the data which had been provided by the Iranian Statistical Center and its related journals. The study population included the health sector at thirty provinces in 2008. Using methods such as analysis of main components and numerical taxonomy as well as considering seventeen indexes of health and having access to health services، this study dealt with the ranking provinces.
    Findings
    Homogeneity gap was determined through estimation in numerical taxonomy method، based on which North Khorasan، South Khorasan and Hormozgan provinces did not fall within the homogeneity gap; therefore، they were excluded from the sum، and ranking was conducted for the remaining twenty-seven homogenous provinces.
    Conclusion
    Considering the degree of development of the provinces، it was revealed that Ilam، Chaharmahal-Bakhtiari، Isfahan، Yazd، Mazandaran، Semnan and Guilan had the best condition as compared with other provinces. However، Sistan-Baluchistan، Qom، West Azerbaijan، Kohkilouyeh-Boyerahmad، Tehran، and Kerman had an inappropriate condition. In the same year، Ilam and Sistan-Baluchistan were the most developed and the most undeveloped provinces in the health sector، respectively.
    Keywords: Degree of Development, Inequality Coefficient, Numerical Taxonomy, Health, Health Service Sector
  • Mohammad Oliaei, Mehdi Jahangiri, Hossein Mari Oriyad, Masoud Rismanchian, Ali Karimi Pages 1331-1340
    Background
    Due to the accumulation of pollutants in indoor environment، complaints about the indoor air quality has been increased in recent years. This study conducted in order to investigate the effective factors on indoor air quality in an office building in Tehran، Iran.
    Methods
    In this cross-sectional descriptive study، environmental factors effective on indoor air quality was measured using direct reading instruments. Symptoms of sick building syndrome were investigated using Indoor Air Quality questionnaire.
    Findings
    Nine percent of employees complained about their poor work conditions. The most complaints were related to air heaviness، fatigue and headache. Parameters measured included carbon dioxide، carbon monoxide، particulate matter، volatile organic compounds، ozone، formaldehyde، temperature، humidity، and noise were lower than the recommended limits.
    Conclusion
    While most of air quality indices were below the reference values، only some of employees complained about quality of indoor air in the studied building. It seems that some other factors such as job stress and job satisfaction influence the employees’ perception of indoor air quality which should be considered.
    Keywords: Indoor Air Quality, Sick Building Syndrome, Volatile Organic Compounds
  • Zahra Jabbari, Hassan Hashemi, Sayyed Abbas Haghayegh Pages 1341-1347
    Background
    Today many women are at risk of anxiety. Therefore، despite medical advances، a significant number of negative outcomes occur during pregnancy. Due to restrictions during pregnancy، psychological treatment is the most appropriate treatment method. The purpose of this study was to determine the effectiveness of cognitive behavioral stress management on the stress، anxiety، and depression of pregnant women.
    Methods
    From 80 pregnant women who had the highest score of stress، anxiety، and depression in the Depression Anxiety Stress Scale (DASS-42) 24 were selected and assigned to two experimented and control groups (12 in each group). The experimental group received 8 weekly sessions in the Shahid Rajaei Health Centre in Shahreza، Iran. DASS-42 inventory with subscales of depression، anxiety، and stress was used as pre-test and post-test. Data were analyzed by SPSS software (version 16).
    Findings
    The results of covariance analysis showed that the mean score of mental states (stress، anxiety، and depression) in the experimental group was significantly lower than the control group in the post-test.
    Conclusion
    It is concluded that cognitive behavioral stress management can be used، as an interventional method، to decrease stress، anxiety، and depression during pregnancy.
    Keywords: Cognitive Behavioral Stress Management Therapy, Stress Anxiety, Depression, Pregnancy
  • Mansoureh Dehghani, Azam Saeedi Aboueshaghi, Zahra Zamanian Pages 1348-1355
    Background
    The concentration of aerosols in the atmosphere has increased in recent years. These particles can adversely affect human health. Studies show that indoor air quality is affected by outdoor air. Moreover، people spend a significant portion of their time indoors، and few studies have been done in this area. Therefore، the purpose of this study was to measure the concentration of outdoor and indoor suspended particles in Hafez Hospital، Shiraz، Iran، and determine the relationship between these parameters.
    Methods
    A cross-sectional study was done in Hafez Educational Hospital in Shiraz from October to November 2011. Sampling was done twice a week. The outdoor and indoor air sampling was conducted in each ward of the hospital. 144 samples were collected for analysis; including 24 samples for each ward of the hospital and also for outdoor air. Sampling was performed by using a sampler Aerosol Mass Monitor (Model GT-331، Japan) to measure the particle concentrations of PM10 and PM2. 5. To compare the concentration of indoor suspended particles in different wards of the hospital with outdoor particles، one-way ANOVA was used. Then، the data were analyzed using SPSS version 11. 5. The results obtained were compared with 24-hour particulate matter concentrations of EPA and WHO guidelines.
    Findings
    Results showed that indoor and outdoor air quality of the hospital in terms of air quality index for PM2. 5 is in a good condition. The air quality index for PM10 for the indoor air showed that 95. 2% of wards were in good condition، and two obstetric wards were in average condition. Status of outdoor air quality for PM10 is unhealthy for sensitive groups in 75% of samples. To assess the relationship between suspended particles in outdoor and indoor air of hospital wards، Pearson correlation was used. Accordingly a significant relationship was observed in PM10 and PM2. 5 of outdoor and indoor air of a number of hospital wards (P > 0. 05).
    Conclusion
    The average ratio of PM10 and PM2. 5 of indoor to outdoor air (I/O) were، respectively، 1. 41 and 6. 10، which indicated the low ventilation and air exchange within the wards. The results also showed that there is a significant relationship between the concentration of suspended particles in the indoor air and outdoor air. This represented a penetration of outdoor particles into the indoor air of hospital wards. Thus، for hospitals that are located in high traffic areas، utilizing appropriate ventilation systems within the hospital is effective in reducing air pollution.
    Keywords: Hafez Hospital, Shiraz, Particulate Matter, Outdoor Air, Indoor Air
  • Jahangir Karimiyan, Taghi Agha Hoseini, Shahram Aroofzad, Sayyed Morteza Mousavi Nafchi Pages 1356-1364
    Background
    One of the new concepts that have found their true meaning with technological advancement and the industrialization of societies is leisure time and how it is spent. Recreational sports and frequent leisure activities are the most relevant and essential types of spending leisure time. Therefore، this study attempted to examine how faculty members of Isfahan University of Medical Sciences، Iran، spend their leisure time، with emphasis on physical activities.
    Methods
    This was a descriptive study. The study population included all faculty members of Isfahan University of Medical Sciences، which were 670 members. A sample size of 150 was calculated with a preliminary study and using Cochran''s formula. The subjects were chosen by the random stratified sampling method according to variables of gender and School. The data gathering tool was the researcher-made Leisure Questionnaire. The reliability of the questionnaire was 0. 82، which was obtained using Cronbach''s alpha coefficient.
    Findings
    Results showed that research activities with the average of 3. 37 was the first priority، physical activities with 2. 49 the second priority، social and cultural affairs with 2. 25 the third priority، and personal and family affairs with a mean of 1. 89 was the fourth priority of subjects for their pastime (α ≤ 0. 05). Health maintenance، with the average of 3. 94، was the most important motivation to engage in leisure time physical activities. Moreover، there was a significant difference between leisure activities based on gender and work experience.
    Conclusion
    The amount of leisure time of faculty members was low (x = 3. 44). It seems that society must be informed on the characteristics and methods of community sports and leisure facilities and the necessity to create the appropriate conditions through planning and cultural actions. Moreover، social groups especially the academics should be made aware of the positive effects of healthy leisure and recreational activities.
    Keywords: Leisure, Sports, Recreation, Medical University
  • Mostafa Barzideh, Alireza Choobineh, Sayed Hamidreza Tabatabaei Pages 1365-1375
    Background
    There is little data available on job stress dimensions and their relationship to musculoskeletal disorders (MSDs) among Iranian nurses. The aims of this study were to investigate job stress dimensions and examine their relationship to MSDs among nurses of hospital affiliated to Shiraz University of Medical Sciences (SUMS).
    Methods
    385 randomly selected nurses of SUMS participated in this cross-sectional study. The Persian version of Job Content Questionnaire (P-JCQ)، Nordic MSDs (NMQ)، and demographic questionnaires were used for data collection. Using SPSS (version 11. 5) software، descriptive statistics and Mann-Whitney test were applied for data analysis.
    Findings
    The mean ± SD of decision latitude، psychological job demands، social support، physical job demands، and job insecurity were found to be 58. 15 ± 6. 50، 38. 19 ± 5. 14، 22. 67 ± 3. 67، 16. 03 ± 2. 58، and 7. 74 ± 3. 85، respectively. The results revealed that decision latitude and social support dimensions had low levels، but psychological and physical job demands، and job insecurity dimensions had high levels among the study subjects. The results of NMQ showed that 89. 9% of the nurses had experienced some form of MSD during the previous 12 months. Lower back symptoms were found to be the most prevalent problem reported (61. 8%). Physical isometric loads was the only sub-scale of job stress dimensions that had significant relationship with MSDs. Psychological and physical job demands were found to have a statistically significant relationship with trunk region symptoms. Physical job demands were associated with upper extremities symptoms. However، decision latitude، and psychological and physical job demands had a significant relationship with lower extremities problems.
    Conclusion
    MSDs prevalence was high among the studied nurses. In the majority of cases، subjects were exposed to high levels of job stress. Based on the results، any interventional program for MSDs prevention should focus on reducing physical and psychological job demands، and increasing decision latitude among nurses.
    Keywords: Nurses, P, JCQ, Job Stress Dimensions, MSDs, Iran
  • Mehri Heidari, Fatemeh Alhani, Anoshiravan Kazemnejad, Azar Tol, Farzaneh Moezi Pages 1376-1384
    Background
    The ultimate goal of diabetes control is HbA1C improvement. The purpose of this study was to assess the effect of empowerment model on HbA1C among adolescents with type 1 diabetes.
    Methods
    The present semi-experimental study was carried out on some 47 diabetic adolescents in order to investigate the effect of an educational program based on the empowerment model on HbA1C among adolescents with type 1 diabetes. Samples were randomly divided into two groups of case and control. The study tools included the questionnaires of demographic information، knowledge، self-efficacy، and self-esteem. Moreover، the level of HbA1C of the adolescents was evaluated. The validity and reliability of the questionnaires were evaluated by content validity and α-test. After collecting the pre-intervention data and level of HbA1C of the adolescents، the group discussion meetings were performed on the subjects in the case group. Data and level of HbA1C of the adolescents were collected and analyzed 2. 5 months after the intervention. Data were analyzed using SPSS software version 11. 5.
    Findings
    Study results indicated that there were significant differences between the two groups in terms of the knowledge، self–efficacy، self-esteem، and HbA1C after the intervention (P < 0. 05).
    Conclusion
    Overwhelmingly، implementation of the empowerment based diabetes intervention has been highly effective on the HbA1C level of diabetic adolescents. It is suggested that this intervention be applied to other age groups in a wider range.
    Keywords: Empowerment Model, Type 1 Diabetes, Adolescents, HbA1C