فهرست مطالب

کاشان شناسی - سال یکم شماره 1 (پاییز و زمستان 1391)
  • سال یکم شماره 1 (پاییز و زمستان 1391)
  • 175 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1392/04/05
  • تعداد عناوین: 7
|
  • عزیز جوانپور هروی صفحه 5
    افضل الدین مرقی کاشانی، ادیب، شاعر و فیلسوفی ذو ابعاد در تاریخ فرهنگ ایران و اسلام به شمار می آید. تنوع کم نظیر آثار وی و تضلع وی در فنون مختلف ادبی و حکمی، این متفکر برجسته را شایسته هرگونه توجهی کرده است. یکی از وجوه بااهمیت اندیشه اصیل او، ورود او به حوزه فلسفه سیاسی و سنت سیاستنامه نویسی است.
    ساز و پیرایه پادشاهان پرمایه از بابا افضل کاشانی، رساله ای است مختصر در باب ماهیت حکومت و سیاست و شرایط حاکم. در این رساله، بابا افضل با نثری شیوا و منشیانه به مفهوم فلسفی حکومت پرداخته و با تکیه بر مبانی هستی شناختی عموما ارسطویی، شرایط حاکم و شیوه حکومت را به تصویر کشیده است.
    نگارنده مقاله حاضر در صدد آن است که بنیان های نظری اندیشه سیاسی بابا افضل را با تکیه و تاکید بر تفکرات ابونصر فارابی، نخستین فیلسوف جدی سیاست در فرهنگ اسلامی تبیین کند. تلاش او بر آن است که نشان دهد رویکرد افضل الدین به مقوله سیاست، ریشه در سنتی داشته است که از فارابی آغاز و به ابن مسکویه و عامری و ابن خلدون و نظام الملک و خواجه نصیر ختم شده است. نگارنده در این بررسی روشن می سازد که در فلسفه سیاسی بابا افضل و فارابی جمع هستی شناختی و روش-شناسانه بین فلسفه و دین در تجلی، مصداقی پیدا می کند و هردو به اقتضای سیاست زمانه خویش، در نگاه خود به سیاست، دیدگاهی هستی شناسانه دارند و با برشمردن مراتب و وجود، کار خود را آغاز می کنند.
    کلیدواژگان: فلسفه سیاسی مسلمانان، سنت سیاستنامه نویسی، بابا افضل کاشانی، ابونصر فارابی، مطالعه تطبیقی
  • محمد مشهدی نوش آبادی صفحه 30
    برزک، از جمله شهرهای باستانی و تاریخی منطقه کوهستانی کاشان است. این مقاله در دو بخش، به بررسی تاریخ و آثار تاریخی برزک با توجه به اسناد و مدارک بر جای مانده، پرداخته است. چون اسناد صریح و روشنی از تاریخ پیش از اسلام برزک در دست نیست، بر اساس شواهد تاریخی و فرهنگی مانند زبان، ادبیات عامیانه، باورها و آیین ها تصویری از گذشته آن فراهم آمده است. اهمیت تاریخی برزک در دوران اسلامی نیز با توجه به کتیبه های بر جای مانده از دوران ایلخانی و صفوی بررسی شده است. از وضعیت تاریخی دوره قاجاری، اطلاعات موثقی در دست است. اشاراتی که در کتب این دوره به برزک شده، قابل توجه است. از جمله شرح واقعه هجوم نایبیان به این خطه و دفاع جوانمردان برزکی از آبادی و قتل ناجوانمردانه برخی از آنان و مصایب وارد آمده بر شهروندان، واقعه ای نیست که از حافظه تاریخی منطقه پاک شود.
    در بخش دوم مقاله، آثار تاریخی مورد بررسی قرار گرفته اند؛ این آثار عبارت ا ند از: کتیبه ها و نقوش بر جای مانده از دوره ایلخانی و صفوی، آثار باستانی تپه قلعه، بافت تاریخی شهر، زیارتگاه های برزک از جمله زیارتگاه چهل دختران (امامزاده احمد) و امامزاده احمد از دوره صفوی، زیارتگاه سراج الدین، خانه های تاریخی موسوی، کاردان و قادری (موزه مردم شناسی). همچنین اسناد و کتیبه های موجود در موزه مردم-شناسی برزک که بازمانده ای از دوران ایلخانی، صفوی و قاجاری است، در این مقاله بازخوانی و معرفی شده است. بررسی های این مقاله نشان می دهد شهر برزک از جمله مناطق مهم تاریخی و فرهنگی منطقه و شایسته توجه و نگاه عمیق پژوهشگران است.
    کلیدواژگان: برزک، تاریخ، آثار تاریخی، کتیبه ها، اسناد
  • وحید سبزیان پور، فاروق نعمتی صفحه 54
    در اشعار بابا افضل، سایه پررنگ الفاظ و معانی قرآن کریم به وضوح دیده می شود؛ واژه هایی چون «سمعنا»، «اطعنا»، «ربنا ظلمنا»، و نیز عباراتی قرآنی مانند «کل من علی ها فان»، «کل شیء هالک»، «لا قوه إلا بالله» و...، رباعیات وی را در اوج اعتلا قرار داده است. همچنین مضامین بی نظیر قرآنی چون «بار امانت»، «هبوط انسان»، «شق القمر»، «تغییرناپذیری زمان مرگ» و... به رباعیات او حیات و جاودانگی بخشیده است. از نکته های قابل تامل در این مضامین، جهت گیری خاصی است که این آیات را در مسیر تزکیه، تربیت، اخلاق و عرفان هدایت کرده، و خالی از هرگونه وجوه تفنن شاعرانه، فضل فروشی و تکلف است. هدف نویسندگان این مقاله، نشان دادن گونه های تاثیرپذیری بابا افضل از قرآن کریم و ترسیم اهداف او از این گزینش های هدفمند در مسیر اخلاق، معرفت دینی و عرفان است که البته در دائره المعارف بزرگ اسلامی و در بحث از بابا افضل کاشانی، اشاره ای به تاثیر شاعر از مضامین قرآن کریم در رباعی های وی نشده است.
    کلیدواژگان: باباافضل کاشانی، قرآن کریم، وامگیری قرآنی، اقتباس، رباعیات
  • محسن نیازی، فهیمه استرکی صفحه 80
    در این مقاله، شعربافی به عنوان یکی از مهم ترین صنایع دستی ایران به ویژه در شهر کاشان مورد بررسی قرار گرفته است. شعربافی، جولایی یا پارچه بافی دارای قدمت تاریخی در ایران می باشد. در این میان، کاشان به عنوان مرکز بافت پارچه های ابریشمی و شعربافی معرفی گردیده و به موازات هنر قالیبافی و پس از آن، رایج ترین حرفه در کاشان بوده است.
    با توجه به اهمیت شعربافی در تاریخ صنایع دستی و پارچه-بافی ایران، در این مقاله، ضمن ارائه سابقه تاریخی شعربافی در شهر کاشان، ابتدا صنعت نوغان و تجارت ابریشم در کاشان قدیم تشریح گردیده و پس از آن، فعالیت های متعدد شعربافی از جمله چله دوانی، رنگرزی، تابندی، شومالی و طراحی مورد بحث قرار گرفته است. علاوه بر آن، مراحل بافت پارچه در شعربافی مانند ماسوره پیچی، تنظیم قلنبک ها، اشتی، موم مالی، پوش، عملیات بافت و آهارکشی توضیح داده شده است. پس از آن، انواع دست بافته های شعربافی شامل ترمه، زری، مخمل بافی و دارایی معرفی گردیده است. در بخش پایانی مقاله نیز، موقعیت شعربافی در شرایط امروزین بیان شده است.
    کلیدواژگان: شعربافی، ابریشم، بافندگی، مخمل بافی، دارایی، صنایع دستی
  • رضا شجری، سید محمد راستگو، صدیقه ناصحی صفحه 104
    اهلی خراسانی از شاعران شوریده و غزل پرداز و شیرین گفتار سده نهم و دهم هجری است که احساسات، عواطف و آرزوهای عاشقانه خویش را با شگردها و شیوه های گوناگون ادبی و هنری نسبت به گلرخان سیمین تن و مشکین مو، رندانه و ملامت گرایانه بیان کرده است. او در دو غزل از غزل های خویش، به ماه-رخساران و سیه چشمان کاشانی اشاره می کند و ضمن تعلق خاطر خود بدان ها، برتری حسن و کمال آن ها را از مهوشان چین و چگل و خوب رویان ملک تبریز بیان می کند. بعضی از محققان و فرهنگ-نویسان، با استناد به بیتی از مسعود سعد سلمان، مراد از کاشان را شهری حسن خیز در ماوراءالنهر دانسته اند و به صراحت اظهار داشته اند که هر کجا در شعر فارسی سخن از لعبت کاشانی است، مراد آنجاست. (فرهنگ اشارات، 2/982) نگارنده با استناد به متون تاریخی و ادبی و نقل شواهد و قرائن، نه تنها این نظر را نمی پذیرد، بلکه معتقد است به احتمال نزدیک به یقین، مراد از کاشان در شعر اهلی و بسیاری از شاعران و نویسندگانی که به ستایش خوب رویان کاشانی پرداخته اند، همین کاشان مشهور در استان اصفهان امروزی است که از دیرباز به خوب رویی و خوش گفتاری و علم و ادب زبانزد بوده است.
    کلیدواژگان: اهلی خراسانی، کاشان، زیبارویان، شعر، سفرنامه
  • امیرحسین چیت سازیان صفحه 116
    حضور رنگ در زندگی بشر، بیش از هر چیز برآمده از نوع نیاز روحی اوست. رنگ ها در زندگی معنوی و عاطفی انسان ها تاثیراتی انکار ناپذیر دارند. همچنین رنگ ها عاملی برای اندیشیدن مخاطب خود به منظور علت یابی آن هاست. هر رنگ ممکن است تاثیر فرح بخش یا غمناکی بر روان بیننده خود بگذارد.
    رنگ در فرش هم دارای اهمیت خاصی است؛ اولین چیزی است که توجه بیننده را به خود جلب می کند، تلفیق و هماهنگی یا تضاد بین رنگ هاست که این پدیده هنری را زیبایی می بخشد و آن را در بین سایر دست بافت های انسان ممتاز می کند. چه بسا یک طرح قالی با رنگ های متفاوت، آثار مختلف روحی و روانی بر افراد بگذارد.
    رنگ های گوناگونی که در فرش ها مشاهده می کنیم، حاصل مراحل فنی و هنری متعدد و نتیجه دسترنج هنرمندانه رنگرزان فرش این مرز و بوم است که با تحمل زحمات فراوان، آن را به عمل می آورند. نگارنده این مقاله با استفاده از روش های میدانی و کتابخانه ای و شیوه توصیفی، رنگرزی فرش در یکی از زادگاه های آن یعنی کاشان، را مورد بررسی قرار داده و ضمن معرفی آن، انواع رنگ ها و نیز روش های آن را در معرض آشنایی گذاشته است.
    کلیدواژگان: رنگ، رنگزا، رنگرزی فرش، قالی کاشان، هنرمندان رنگرز
  • حمیدرضا فهیمی تبار صفحه 136
    مرحوم آیت الله حاج شیخ علی آقا نجفی کاشانی، از نوادر علمایی است که در پنجاه سال اخیر در کاشان، مجدانه به تفسیر قرآن روی آورد و کل قرآن را دوبار طی سی سال برای مردم کاشان تفسیر کرد. او تحصیلات سطح و خارج را در حوزه نجف گذراند و در دو حوزه نجف و قم به تدریس پرداخت. وی علاوه بر تدریس تفسیر برای عموم مردم، به نوشتن تفسیر مبادرت کرد. از مجموعه آثار تفسیری وی، به عنوان میراث مکتوب منطقه کاشان، روش شناسی این مفسر را می توان جست وجو کرد. در این پژوهش، ابتدا به موضوع زندگی و معرفی آثارعلمی معظم له و در نهایت، به روش شناسی تفسیر او پرداخته شده است.
    کلیدواژگان: آیت الله نجفی، تفسیر قرآن، روش شناسی تفسیر
|
  • Aziz Javā, Npoor Heravi Page 5
    Afzal al-Din Kāshāni is considered to be a multi-dimensional scholar, poet and philosopher in Islamic and Iranian culture. The variety of his works and his profound perception of different philosophical and literary techniques make him outstanding among other scholars of his time. His approach to political philosophy and political writing is regarded to be a significant aspect of his life. “Sāz o pīrāya-ye šāhān-e pormāya”, written by Baba Afzal, seems to be a concise text on the nature of power, policy and government. Employing complex and technical writing style, this book eloquently describes the philosophical aspects of policy. Moreover, Bābā Afzal defines condition and method of governing through using Aristotle’s ontological ideologies. Applying Abu Nasr Al-Fārābi‘s attitudes which is supposed to be the primary political philosopher in Islamic countries, the present study aimed at elucidating the theoretical basis of Bābā Afzal’s political believes. This article is an attempt to indicate that Afzal al- Din’s approach to politics is rooted in a traditional ideology which is started from Fārābi and continued to Ibn Moskuyah, Āmeri, Ibn Khaldoun, Nizām al-Mulk, and Khāja Nasir. This study provides evidence that political philosophy of Baba Afzal and Fārābi includes a collection of ontology and methodology of philosophy and religion. Additionally, it is indicated that both Fārābi and Baba Afzal examine politics through ontological perspective. So, the onset of their work is appeared to be the origin of politics and its degrees.
    Keywords: Islāmic Political philosophy, political writing, Bābā Afzal Al din Kāshāni, Abu Nasr Al Fārābi, Comparative Study
  • Mohammad Mashhadi Nooshābādi Page 30
    Barzok is a historical and ancient city located in mountainous regions of Kāshān. Arranged in two section, this article is an investigation of ancient monument and history of Barzok through studying old documents. Due to the lack of precise and clear-cut pre- Islamic documents about Barzok, this research applied cultural and historical evidences such as language, folk literature, beliefs, and rituals to provide a holistic picture of Barzok's history. Considering inscriptions of Ilkhāni and Safavi era, Barzok's historical significance in Islāmic period is examined. There are authentic data about historical state of Qājār era. It is worthy to note that some books of Qājār period referred to Barzok. For instance, Nayebiān's attack on this city, Barzoki's courageous defense and their cruel homicide by Nāyebiān could not be removed from history's memory.The second section is aimed at scrutinizing ancient monuments such as inscriptions of Ilkhāni and Safavi era, ancient monuments of Tappe Ghale (means castle hill), the history of city's structures, Barzok's holy shrines such as Chehel Dokhtarān and Imāmzādeh Ahmad in Safavi era, along with Serāj Al-Din shrine and historical houses of Mousavi, Kardan and Ghāderi (anthropological museum). The present study introduces the inscriptions and documents in Barzok's anthropological museum which date back to Ilkhāni, Safavi, and Qājāri's era. A comprehensive review of these documents is also presented. The results indicate that Barzok is a significant cultural and historical state and investigators are needed to profoundly study and review it.
    Keywords: Barzok, History, Historical Monuments, Inscriptions, Documents
  • Vahid Sabziyānpoor, Fāroogh Neamati Page 54
    The effect of Qurānic expressions and meanings are vividly prominent in poems of Bābā Afzal. Words such as “Same’nā”(means we hear), “Ate’nā” (means we obey), “Rabbanā Zalamnā”(means we have wronged ourselves) and Qurānic expressions such as “everyone upon the earth will perish”, “everything will be destroyed”, and “there is no power except Allāh” have placed his quatrains high above. Furthermore, unique Qurānic concepts namely “the weight of trust”, “the falling of man”, “splitting of the moon”, and “permanency of the time of death” have immortalized his poems. It is noteworthy that poet directed this Qurānic verses and concepts to achieve special goals such as refinement, training, morality, mysticism. He assumed to avoid applying Qurānic expressions to display his poetic capability and knowledge. The present research aims at indicating the different types of Qurānic influences on Bābā Afzal. His intentions for the meaningful choices of Qurānic expressions and concepts are also elucidated. It is worth mentioning that great Islamic dictionaries don’t argue about the effect of Qurānic expressions on Bābā Afzal and his quatrains.
    Keywords: Bābā Afzal Kāshāni, he holy Qurān, Qurānic Borrowing, Adoptation, Quatrains
  • Mohsen Niyāzi, Fahimeh Estarki Page 80
    The present study is an investigation of wool weaving which is one of the most significant Iranian handicraft industry especially in Kāshān. Wool weaving or Textile weaving is an old traditional art in Iran. Kāshān is introduced as a center of silk cloths and Wool weaving. After carpet weaving wool weaving seems to be the most prevalent profession in Kāshān. With regard to the importance of wool weaving in the history of Iranian handicraft industry, this article presents a comprehensive review of the history of wool weaving. Then the industry of caterpillar and silk trade in old Kāshān is explained and various activities of wool weaving is argued. The different stage of textile weaving is also explained. Moreover, the different kinds of wool weaving such as termeh, brocade, and velvet are introduced. Finally, the status of wool weaving in modern society is stated.
    Keywords: Wool Weaving, Silk, Weaving, Velvet, Handicraft Industry
  • Rezā Shajari, Sayyed Mohammad Rāstgoo, Sadighe Nāsehi Page 104
    Ahli Al-khorāsāni was an articulate and passionate poet who wrote sonnet in the ninth and tenth centuries after Hegira. Applying various literary techniques and artistic methods, he unveiled his lovely sensation and affection, and also his dreams toward alluring, angelic, and black-haired mistresses. There are two sonnets, written by Khorāsāni, in which he pointed out to Kāshān’s appealing and blackeyed mistresses. In addition to admiring those magnificent creatures, he depicted them as more brilliant and stunning than sweethearts form China and Tabriz. Considering a verse written by Masa’ud Saa’d Salmān, some of the investigators and etymologists argue that Kāshān refers to an splendid city located in Transoxiana. They obviously discuss that “Loa’bate Kāshāni” in Persian poems represents the aforementioned city. This study is an attempt to reject this argument through using literary and historical texts and evidences. It is proposed that whenwriting about Kāshān, Ahli and many other poets and writers intend to refer to the well-known city in modern Isfahan entitled as Kāshān, which has always been remarkable in science and literature.
    Keywords: Ahli Al Khorāsāni, Kāshān, Mistresses, Poem, Travel literature
  • Amir Hossein Chitsāziān Page 116
    The presence of color in the life of human being is rooted in his spiritual need. Color has some undeniable effects on the spiritual and emotional life of man. Additionally, Colors make people to think about the logic behind them. Each color may have a positive or negative effect on souls of individuals and cause them to feel highspirited or depressed. Color constitutes an important part of carpets. It seems to be the first feature of carpet which may catch the viewers’ eyes. As a precious artistic image of beauty, carpet is considered to be a unique artifact. Its attraction is due to the combination of colors and their conformity or nonconformity. A carpet plan composed of different colors may touch individual's soul and bring about different spiritual states. Different colors in carpets are resulted from various artistic and technical processes along with Iranian dyer's aesthetic and elegant work. Applying field method, library research method and descriptive approach, the present article investigate carpet dyeing in one of its birthplace, Kāshān. In addition to introducing carpet dyeing, this study examines different colors and miscellaneous methods of dyeing.
    Keywords: Color, Dye, Carpet Dyeing, Kāshān's Carpet, Dyer Artists
  • Hamid Rezā Fahimitabār Page 136
    Ayatollāh Najafi Kāshāni is assumed to be an Islāmic scholar who hardly attempted to interpret Qurān in recent fifty years. During thirty years, he interpreted Qurān for two times for people of Kāshān. He attended in classes of masters of "Sath" (seminary lectures based on reading textbooks) and "Khārij" (seminary lectures not based on reading textbooks) in Najaf. Then he started teaching in Najaf and Qom. Along with writing an interpretation of Qurān, He start teaching the interpretation of Qurān to the public. His valuable collection of interpretations, composed of his methodology, is considered to be Kāshān’s written inheritance. The present study examines the life and works of Ayatollah Najafi along with his methodology of Qurānic interpretation.
    Keywords: Ayatollāh Najafi, Interpretation of Qurān, Methodology of Interpretation