فهرست مطالب

زمین شناسی اقتصادی - سال پنجم شماره 1 (بهار و تابستان 1392)
  • سال پنجم شماره 1 (بهار و تابستان 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/04/15
  • تعداد عناوین: 10
|
  • زهرا اعلمی نیا*، محمدحسن کریمپور، سید مسعود همام، فریتز فینگر، جی لنگ فارمر، چارلز استرن صفحه 1
    منطقه ارغش- قاسم آباد در شمال شرق ایران و در حاشیه زون ساختاری سبزوار قرار دارد. رخنمونهای ترشیری شامل گرانیت و کوارتز مونزودیوریت پورفیری همراه با سنگهای آتشفشانی از نوع داسیت و آندزیت هستند. در منطقه مورد مطالعه، دایک هایی از نوع کوارتز گابرو و کوارتز مونزودیوریت، سنگهای قدیمی تر را مورد نفوذ قرار داده اند. گرانیت ها و سنگهای آتشفشانی، میزبان رگه های کوارتز- کلسیت طلا و آنتیموان دار هستند. رگه های کانی سازی عمدتا در اطراف دایک ها و در نیمه جنوبی منطقه دیده می شوند. مطالعات ژئوشیمیایی حاصل از این پژوهش نشان می دهد که گرانیت ها ماهیت کالک آلکالن پتاسیم بالا داشته، و از نوع گرانیتوئیدهای انتقالی بین دو نوع A و I هستند. سنگهای آتشفشانی نیز با ترکیب آداکیتی، سرشار از استرانسیم و باریم می باشند. دایک های منطقه مورد مطالعه، ویژگی های سنگهای لامپروفیری را نشان می دهند. سن سنجی اورانیم- سرب بر روی زیرکن در گرانیت، سن 2/2 ± 4/55 میلیون سال (ائوسن زیرین) را نشان می دهد. نسبتهای 87Sr/86Sr و εNd اولیه در گرانیت ها به ترتیب 704142/0 و 84/5+ می-باشند. داده های نسبتهای ایزوتوپی 87Sr/86Sr اولیه، وجود ماگمایی با منشا گوشته تهی شده را تایید می کند. سن به دست آمده نشان می دهد کانی سازی طلا- آنتیموان از ائوسن زیرین جوانتر است. براساس شواهد صحرایی، ارتباط کانی سازی با دایک های لامپروفیری، بیش از ارتباط آن با سنگهای آداکیتی است.
    کلیدواژگان: گرانیتوئید نوع I، A، آداکیت، لامپروفیر، کانی سازی طلای رگه ای
  • سید رضامهرنیا صفحه 23
    نتایج مطالعات ایزوتوپی و بررسی های میکروترمومتری پیرامون اندیس مس– طلادار ناحیه شیخ درآباد از توابع شهرستان میانه در استان آذربایجان شرقی، بیانگر حضور ماگماتیسم تاخیری سنوزوئیک با رخساره غالب سریزیت آدولاریایی است که به دلیل وسعت رخساره های دگرسانی نئوژن، موجبات پیدایش رگه های سیلیسی با منشا اپی ترمال را فراهم نموده است. شواهد به دست آمده از تغییرات بافتی مناطق مینرالیزه، ضمن مطابقت با الگوی ناحیه بندی بافتی ذخایر کوئینزلند، دارای ارتباط مکانی نزدیک با سری کانیایی کوارتز- پیریت- کالکوپیریت است. لذا براساس نتایج این تحقیق، در روشی نوین و مبتنی بر اصول هندسه فرکتال، توزیع پذیری غیرخطی سیلیس مطالعه و رابطه آن با تغییرات بافتی رگه های مینرالیزه، به منظور شناسایی رگه های طلادار شیخ درآباد استنتاج گردیده است. در عمل، پس از دست یابی به سازوکار تحولات بافتی منطقه، تابع نمایی توزیع سیلیس افراز گردیده و مولفه های متناظر با تغییرات بافتی واحد مینرالیزه به دقت بررسی شده اند. بدین ترتیب با ارزیابی روند تحولات بافتی کانی های سیلیس و مقایسه آن با الگوی ناحیه بندی ذخایر ماگمایی- گرمابی، ملاک جدیدی برای پی جویی فلزات گرانبها معرفی گردیده که از آن به منظور تعیین اولویتهای اکتشافی طلا در منطقه شیخ درآباد استفاده شده است
    کلیدواژگان: فرکتال، اکتشاف طلا، توزیع سیلیس، سیال گرمابی، ناحیه بندی بافتی
  • علیرضا زراسوندی، محسن رضایی رضایی، هوشنگ پورکاسب، عادل ساکی صفحه 37
    کانسار منگنز نصیرآباد در استان فارس، در هشت کیلومتری جنوب غرب نیریز و در پنج کیلومتری جنوب نصیرآباد قرار دارد. این منطقه از لحاظ ساختاری در بخش جنوب شرقی زون زاگرس رانده شده واقع شده است. کانه زایی منگنز در این منطقه به صورت لایه های منگنزدار و نودول های منگنز است که به صورت بین لایه ای با نهشته های چرتی زون رادیولاریتی پیچکان قرار دارد. در این مطالعه، کانی شناسی و زمین شیمی اورانیم، توریم و ایزوتوپ های سرب به منظور بررسی فرآیندهای اولیه و ثانویه به کار گرفته شد. بدین منظور، علاوه بر مطالعات پتروگرافی و XRD، برای سنجش اورانیم، توریم و ایزوتوپ های سرب، از آنالیز ICP-MS استفاده شد. جدایش شدید فازهای آهن و منگنزدار و نبود فازهای کانیایی آهن دار در مطالعات XRD، حضور بلورهای تودوروکیت به صورت همزمان زایش با کوارتز، نسبتهای بالای U/Th در تعدادی از نمونه ها و نمودار توریم در مقابل اورانیم، نشان دهنده ورود سیالات گرمابی منگنزدار به حوضه رسوبی کانسار منگنز نصیرآباد است. وجود پیرولوزیت به صورت جانشینی در پوسته رادیولاریت ها، پرکننده حفرات سنگ میزبان، احاطه کننده باطله و پرکننده شکستگی ها در تعدادی از نمونه ها، اثبات کننده تاثیرگذاری فرآیندهای برون زاد ثانویه بر کانه زایی اولیه گرمابی است. وجود مقادیر غیریکنواخت 206Pb/Pb204، 207Pb/Pb204 و 208Pb/Pb204 نشان دهنده نبود فرآیندهای یکنواخت گرمابی در حوضه رسوبی است و حاکی از مخلوط شدگی ایزوتوپ های سرب سیال گرمابی با ایزوتوپ های سرب از منشا ثانویه می باشد. وجود ضرایب همبستگی قوی میان مقادیر مطلق ایزوتوپ های رادیوژنیک سرب و عناصر نامحلول با میدان پایداری بالا (HFSE) مانند 207Pb در مقابل Nb (81/0r=)، 207Pb در مقابل TiO2 (93/0r=)، 207Pb در مقابل Th (79/0r=) و همچنین همبستگی قوی این عناصر با پاره ای از اجزای مافیک مانند 208Pb در مقابل Fe2O3 (94/0r=) و Th در مقابل MgO (86/0r=) نشان دهنده ورود سرب رادیوژنیک همراه با مواد آواری مافیک به حوضه رسوبی است. وجود روند خطی مشابه میان نسبتهای 206Pb/Pb204 در مقابل 208Pb/Pb204 و 207Pb/Pb204 در نودول ها و لایه های منگنزدار، بیانگر وجود شرایط زمین شیمیایی یکسان در شکل گیری نودول ها و لایه های منگنزدار است و نشان می دهد فرآیند های شست و شو و نهشت دوباره منگنز، تاثیری در تغییر نسبتهای ایزوتوپی نداشته اند.
    کلیدواژگان: منگنز، نصیرآباد، کانی شناسی، زمین شیمی ایزوتوپ سرب
  • شاهرخ رجب پور، علی عابدینی، صمد علیپور، لیلا ذاکری صفحه 49
    منطقه چشمه کنان، در 15 کیلومتری شمال غرب تسوج، استان آذربایجان شرقی واقع می باشد. مهمترین واحدهای سنگی این منطقه، ماسه سنگهای قرمز، ماسه سنگهای سبز- خاکستری، شیل و مارن (میوسن) هستند. براساس شواهد صحرایی و بررسی های سنگ نگاری، رسوبات میزبان در یک محیط مجاور جزر و مدی که با محیط سبخایی همراه بوده، ته نشست شده اند. کانی سازی مس در این منطقه به صورت چینه سان در ماسه سنگهای درشت دانه سبز- خاکستری احیایی رخ داده و شامل کانی هایی نظیر کالکوسیت، کوولیت، بورنیت، کالکوپیریت، مالاکیت و آزوریت می شود. با توجه به یافته های به دست آمده، کنترل کانی سازی در این منطقه در ارتباط با رخساره رسوبی ماسه سنگی و تمرکز مواد ارگانیکی است. تلفیق نتایج حاصل از بررسی های صحرایی، سنگ-نگاری و کانه نگاری نشان دهنده آن است که عواملی چون دسترسی به لیگاندهای کلریدی، حضور مقادیر بالای تمرکزات مواد ارگانیکی، فرآیندهای دیاژنتیک، عملکرد مارن ها و شیل ها به عنوان سد زمین شیمیایی و وجود سیستم های گسلی، نقش اصلی را در رخداد کانی سازی مس در منطقه چشمه کنان ایفا نموده اند. نتایج به دست آمده، گویای آن است که کانی سازی مس در این منطقه شباهت زیادی به کانسارهای مس رسوبی تیپ طبقات قرمز دارد.
    کلیدواژگان: کانی سازی مس، چشمه کنان، دیاژنز، مواد ارگانیکی، چینه سان
  • ثمینه رجبی، قدرت ترابی صفحه 65
    سنگهای ولکانیک ائوسن جنوب غرب جندق (کوه گدارسیاه، خردقاره شرق ایران مرکزی) ترکیب بازالت آندزیتی و آندزیت دارند. این سنگها دارای زینولیت هایی با کانی شناسی گرانولیت می باشند. مجموعه کانیایی این زینولیت ها در شرایط اوج دگرگونی شامل پلاژیوکلاز+ فلوگوپیت+ کروندوم+ سلیمانیت+ اسپینل+ کلریت+ فنژیت با بافتهای گرانوبلاستیک، پوئیکلیوبلاستیک و جهت یافته است. میانگین نتایج دماسنجی فلوگوپیت موجود در این زینولیت ها دمای oC 782 را نشان می دهد. ویژگی های این سنگها با دگرگونی رسوبات پوسته ای غنی از Al و فقیر از Ca و Si در شرایط پوسته تحتانی در رخساره گرانولیت سازگار است. افزایش درجه دگرگونی و ذوب این گرانولیت ها، مذابی را تشکیل داده که گرانیتوئید تیپ S متبلور نموده است. تداوم تفریق و تبلور این مذاب می تواند به تشکیل گرانیت های تیپ S منجر گردد. از اینرو احتمال می رود گرانیت های تیپ S موجود در منطقه مورد بررسی، حاصل ذوب گرانولیت هایی باشد که بخشهایی از آن به صورت زینولیت توسط ماگماتیسم ائوسن جنوب جندق (کوه گدار سیاه) حمل و به سطح زمین رسیده اند. گرانیت های پرآلومین تیپ S در محدوده مورد بررسی در امتداد گسلهای درونه، چوپانان و آیرکان در مناطق آیرکان و افیولیت جندق رخنمون دارند. این گرانیت ها منشا عناصر رادیواکتیو اورانیم و توریم و کانه زایی اورانیم در جنوب غرب کوه آیرکان می باشند.
    کلیدواژگان: ولکانیسم ائوسن، زینولیت، گرانولیت، گرانیت تیپ S، پوسته قاره ای، خردقاره شرق ایران مرکزی
  • هوشنگ پورکاسب، کاظم دمیری، کاظم رنگزن، سعیده سعیدی صفحه 83
    این پژوهش سعی دارد با استفاده از تحلیل مولفه های اصلی، ویژگی های سنگ شناختی گنبد نمکی جهانی فیروزآباد را تحت بررسی قرار دهد. نمودارهای طیفی سنگهای منطقه مورد مطالعه نشان می دهد که سنگهای تبخیری دارای بیشترین میزان انعکاس در طول موج مشخص می باشند که از بین تبخیری ها، به ترتیب ژیپس و نمک سفید دارای بیشترین میزان درصد انعکاس و سنگهای آذرین منطقه دارای کمترین میزان انعکاس می باشند. نتایج به دست آمده نشان می دهد PCهای ابتدایی، میزان اطلاعات کمتری دارند و بدیهی است که PC1 در جهت بیشترین واریانس اطلاعات زیادی را دربر داشته و PC2 اطلاعات کمتری را داراست. کنترل های میدانی و نقشه زمین شناسی منطقه، سازگاری پهنه های بارز شده را با رخنمونهای صحرایی نشان می دهد.
    کلیدواژگان: گنبد نمکی جهانی، مولفه اصلی، بارزسازی واحدهای سنگی، فیروزآباد
  • محمدعلی رجب زاده، سهیلا اسماعیلی صفحه 93
    کانسار مس جیان در لبه شرقی زون دگرگونی سنندج- سیرجان و در فاصله 195 کیلومتری شمال شرق شیراز در مجموعه آتشفشانی- رسوبی دگرگون شده کمپلکس سوریان با سن پرموتریاس واقع شده است. واحدهای سنگی منطقه اغلب شامل متابازالت، کلریت- مسکویت شیست، کلریت- کوارتز شیست، میکاشیست و گرافیت شیست است. پیریت، مهمترین کانی سولفیدی و کالکوپیریت کانی اصلی مس در این کانسار است که به شکلهای افشان و رگه چه ای اغلب در سنگهای کلریت- کوارتز شیست و کلریت- مسکویت شیست کانه زایی شده اند. الگوی توزیع عناصر نادر خاکی در سنگهای آذرین دگرگون شده با نسبت 9/2N=(La/Lu)، نشانگر ماگمای بازالت تولئیتی با منشا گوشته ای است. داده های شیمیایی بر روی عناصر نامتحرک نظیر Ti و همچنین عناصر با شدت میدان بالا نظیر Zr، Nb و Y در سنگ متابازالت، نشانگر درجه ذوب بخشی پایین گوشته برای تشکیل ماگمای با ماهیت E-MORB می باشند. دگرسانی های کلریتی، سیلیسی و به میزان کمتری سریسیتی، عمده دگرسانی های محدوده کانسار مس جیان می باشند. مقادیر 5/32-09/29Y/Ho= در کانسنگ مس جیان، نشانگر حضور گسترده آب دریا در سیال گرمابی کانه زاست. داده های پتروگرافی و ژئوشیمیایی، نشانگر تشکیل کانسار مس جیان به صورت یک کانسار سولفید توده ای با سنگ میزبان آتشفشانی- رسوبی است و استفاده از میزان اندیس دگرسانی ایشی کاوا (Ishikawa AI) همراه با اندیس کلریت- کربنات- پیریت (CCP) به منظور پی جویی کانسارهای سولفید توده ای در منطقه مورد مطالعه سودمند می باشد.
    کلیدواژگان: کانه زایی، مس جیان، پتروگرافی، ژئوشیمی، استان فارس
  • ایمان ایوبی، رضا شمسی پوردهکردی، محمد شیوا صفحه 105
    در حین عملیات پی جویی در اکتشافات زمین شیمی، معمولا چندین عنصر با یکدیگر مطالعه می شوند و نقشه های توزیع آنها برای مشخص کردن ناهنجاری های احتمالی آماده می شود. در این پژوهش، در منطقه بیابانی مسگران تعداد 102 نمونه آب راهه ای مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت و در بررسی توزیع عناصر از روش عامل R استفاده شد. پس از بررسی های آماری و انتخاب تعداد عاملهای مختلف، نهایتا مدل چهار عامل انتخاب گردید که مجموعا 90/75% کل واریانس داده ها را در بر می گیرد و بیشترین مطابقت را با واحدهای سنگ شناسی و کانی سازی منطقه دارد. سپس برای شناسایی ناهنجاری ها، امتیازات عاملی برای کل نمونه های منطقه محاسبه شد. عامل کانی سازی، بار مثبت قوی بر روی عناصر مس، روی، طلا و گوگرد دارد و به روشنی مناطقی را که در آن کانی سازی رخ داده است مشخص می نماید.
    کلیدواژگان: رسوبات آب راهه ای، اکتشافات زمین شیمی، تحلیل عاملی
  • حسین حاجی میرزاجان، محمدحسن کریم پور، آزاده ملکزاده شفارودی، محمدرضا حیدریان شهری، سیدجواد هامونی صفحه 117

    منطقه اکتشافی رودگز، یک سیستم پلی متال مس، قلع، سرب، روی و طلای رگه ای است که در جنوب شرق گناباد و شمال شرق بلوک لوت قرار دارد. توده های نفوذی نیمه عمیق ترشیری با ترکیب مونزونیت تا مونزودیوریت پورفیری نوع اکسیدان در سنگهای دگرگونی به سن ژوراسیک میانی نفوذ نموده اند. اغلب توده های نفوذی تحت تاثیر آلتراسیون های کربناتی، آرژیلیک، سریسیتی و سیلیسی- تورمالینی قرار گرفته اند. کانی سازی در منطقه، کنترل گسلی داشته و به صورت رگه ای با روند عمدتا NW-SE و شیب 85 تا 90 درجه وجود دارد. کانی های اولیه شامل کوارتز، تورمالین، کالکوپیریت، پیریت و کانی های ثانویه مالاکیت، آزوریت و گوتیت است. نمونه برداری ژئوشیمیایی به روش خرده سنگی، ناهنجاری های بالایی (تا ppm 10000) از عناصر مس، قلع، سرب و آرسنیک، روی (تا ppm5527) و طلا (تا ppb 325) را نشان می دهد. زون گوسان وسیع در منطقه وجود دارد که در ارتباط با اکسید شدن کانی های سولفیدی است. برداشتهای IP/RS به منظور تعیین موقعیت و گسترش کانی سازی سولفیدی در عمق بر روی ناهنجارهای ژئوشیمی انجام شد. به طورکلی، در محل زون های گوسان، رگه ها، کنده کاری های قدیمی و در محل ناهنجاری های ژئوشیمی، شارژابیلیته افزایش می یابد. مقاومت ویژه بر روی واحد کوارتزیت و همچنین در مکانهایی که رگه کانی سازی با کوارتز همراه است، ناهنجاری بالا تا 425 اهم متر دارد. به دلیل ناهنجاری بالای ژئوشیمیایی عنصر قلع و ارتباط آن با توده های نفوذی احیایی، برداشتهای مغناطیس سنجی -زمینی به منظور شناسایی موقعیت توده های سری مگنتیت (اکسیدان) و ایلمنیت (احیایی) در عمق انجام شد. تغییرات شدت کل میدان مغناطیسی در نقشه TMI به میزان 1/335 گاما است. بالاترین ناهنجاری مغناطیسی در نقشه RTP در شمال منطقه برداشت قرار دارد که مرتبط با توده های سری مگنتیت (هورنبلند بیوتیت مونزودیوریت پورفیری) بوده و در عمق به سمت جنوب گسترش دارد. کمترین ناهنجاری مغناطیسی در مرکز محدوده (شرق روستای رودگز) قرار دارد که با محل بیشترین مقادیر ناهنجاری شارژابیلیته و ژئوشیمی منطبق است. براساس ناهنجاری ژئوشیمی و شارژابیلیته، دو گمانه در محل حفاری و 24 نمونه ژئوشیمیایی از مغزه ها برداشت گردید که بیشترین ناهنجاری ها همراه با آلتراسیون سیلیسی- کلریتی و مناطق با گسترش اکسیدهای آهن ثانویه است.

    کلیدواژگان: رودگز، بلوک لوت، کانی سازی رگه ای، شارژابیلیته، مقاومت ویژه، مغناطیس سنجی زمینی، چاه نگاری
  • علیرضا زراسوندی، اکرم فروغی نیا، هوشنگ پورکاسب، عباس چرچی، سمیه سلامب اللهی صفحه 137
    کانسارهای بوکسیتی منطقه دهدشت در 40 کیلومتری شمال شرقی دهدشت در استان کهگیلویه و بویر احمد واقع بوده و بخشی از کمربند بوکسیت کارستی ایران- هیمالیا محسوب می شوند که در فرورفتگی های کارستی واقع در بالای سنگهای آهکی سازند سروک به سن سنومانین تا تورونین زیرین، قرار دارند. هدف از این پژوهش، تعیین انواع زایش پیزولیت ها و فرآیندهای حاکم بر تشکیل بوکسیت است که در این زمینه، مطالعات آزمایشگاهی شامل بررسی کانی شناسی کیفی با استفاده از پراش پرتو ایکس (XRD)، کانی شناسی کمی و مطالعات میکروسکپی با استفاده از مقاطع نازک و صیقلی مد نظر قرار گرفت. فرآیندهای بوکسیتی شدن به تشکیل کانی های بوهمیت، دیاسپور، کلسیت، کائولینیت، آناتاز، روتیل، گوئتیت، هماتیت و کلریت در این نهشته ها منجر شده است. بوکسیتی شدن، با فرآیند تخریب کائولینیت و فرآیند آهن زدایی در کانسارهای منطقه توسعه پیدا کرده و موجب تمرکز آلومینیم شده است. تفاوت این کانسارها از لحاظ کانی شناسی، وجود پیریت در افق خاکستری بعضی از کانسارها مانند مندان است. کانی ها در این ذخایر، در مرحله هوازدگی، دیاژنتیک و اپی ژنتیک تشکیل شده اند. براساس نتایج کمی کانی ها از افقهای بوکسیتی، محیط دیاژنتیک/ رسوبی کانسارهای منطقه مورد مطالعه از ودوز تا فراتیک متغیر است. بررسی ریزریخت شناسی بوکسیت های منطقه، پیزولیت هایی با هسته های ساده، شیشه ای، کمپلکس و ااولیتی و همچنین پیزولیت های رنگ رفته و شکسته نشان می دهد که بر این اساس، نهشته ها به سه نوع برجازا، نیمه برجازا و نابرجا تقسیم می شوند. تشکیل اشکال انحلالی، فرآیند های آهن شویی، سیلیسی شدن مجدد و نهشت دیاسپور در شکستگی ها از جمله تغییرات دیاژنتیک و اپی ژنتیکی است که بعد از تشکیل این کانسارها روی داده است. بررسی فراوانی ذرات پوسته ای در این کانسارها نشان می دهد که ذراتی با قطر 50 تا 200 میکرون دارای بیشترین فراوانی هستند و ساختار ساده ااولیت ها مبین زمان کوتاه تشکیل است. با مقایسه فراوانی ذرات پوسته ای و بررسی پیزولیت ها و همچنین نمودار تغییراتTiO2/Al2O3 به نظر می رسد در بعضی کانسارها مانند مندان، زمان تشکیل بوکسیت طولانی تر بوده است.
    کلیدواژگان: ریزریخت شناسی، بوکسیت کارستی، پیزولیت، کانی شناسی کمی
|
  • Zahra Alaminia, Mohammad Hassan Karimpour, Seyed Masoud Homam, Fritz Finger Page 1
    Arghash – Ghasem-Abad area in NE Iran is located in the rim of the Sabzevar structural zone. Tertiary outcrops include granite and quartz monzodiorite porphyry associated with dacite and andesite volcanic rocks. In the study area، quartz gabbro and quartz monzodiorite dykes intruded the older rocks. Granite and volcanic rocks host Au-Sb-bearing quartz-calcite veins. Mineralized veins are mainly located around the dykes in the southern part of the area. According to geochemical studies، granites have high-K calc-alkaline affinity with transitional I/A-type features. The volcanic rocks with adakitic composition contain high abundances of Sr and Ba. The dykes in the area show characteristics of lamprophyric rocks. U-Pb zircon dating of granite yielded an age of 55. 4±2. 2 Ma (Lower Eocene). Initial 87Sr/86Sr and εNd values for the granites are 0. 704142 and +5. 84، respectively. Initial 87Sr/86Sr ratios strongly suggest a depleted mantle source for the magma. This dating demonstrates that the Au-Sb mineralization occurred later than Lower Eocene. Based on field observation، the mineralization is more related to the lamprophyric dykes than to the adakitic rocks.
    Keywords: I, A, type granite, Adakite, Lamprophyre, Gold, bearing mineralization
  • Seyed Reza Mehrnia Page 23
    Isotopic and microthermometry results from Sheikh-Darabad Cu-Au indices in Mianeh region, East-Azarbaijan province, indicate Cenozoic post-magmatic activities with developed adularia facies through an extended and Neogene related alteration that is given rise to occurring silica vein systems as the main hosting locations for epithermal mineralization. The research evidence also has been coincided with Queensland textural zoning conclusions which confirm a success case of silica textural variations associated with Sheikh-Darabad gold and copper bearing locations based on paragenesis of quartz-pyrite-chalcopyrite. As a new result, fractal-based geometry has been used for assessing the nonlinear distribution of siliceous components and subsequently for prognosis of gold mineralization potential in Sheikh-Darabad region. In practice, most of quartzitic occurrences and related textural variations have been precisely studied and realized by satisfying to silica power law statement in order to obtain the self-similar peculiarities of individual textures. Therefore, using a textural pattern for evaluating and correlating between silica zonal variations and its ordinary textural evolutions in post-magmatic environments, is a new criterion for prospecting precious metals with finally emphasizing on gold exploration priorities in Sheikh-Darabad region.
    Keywords: Fractal, Gold exploration, Hydrothermal solution, Silica distribution, Textural zoning
  • Ali Reza Zarasvandi, Mohsen Rezaei, Houshang Pourkaseb, Adel Saki Page 37
    The Nasirabad manganese deposit is located 5 km south of Nasirabad، 8 km SW of Neyriz in the Fars province. Structurally، the area is placed in the southeastern part of Zagros thrust belt. In this area، the manganese mineralization occurred as ore layers and nodules، interlayered with Pichakun radiolarite chert deposits. In this study، mineralogy and geochemistry of uranium، thorium and lead isotopes were used to investigate the primary and secondary processes. In this way، in addition to petrographic and XRD studies، ICP-MS analysis was carried out in order to measure the U، Th and Pb isotopes. The strong fractionation of Fe and Mn phases and also the absence of Fe-bearing minerals in the XRD results، presence of syngenetic todorokite and quartz crystals، high U/Th ratios in some samples and Th versus U diagrams، all indicate entrance of Mn-bearing hydrothermal fluids into the sedimentary basin of the Nasirabad manganese deposit. The pyrolusites in radiolarites tests as replacement textures، host rock space filling and fracture filling pyrolusites، indicates the influence of secondary exogenic processes on primary hydrothermal mineralization. Non-homogenous 206Pb/Pb204، 207Pb/Pb204 and 208Pb/Pb204 values show non-steady hydrothermal processes in the sedimentary basin and indicate mixing of hydrothermal lead isotopes with another secondary source. Strong positive correlation between absolute values of radiogenic lead isotopes and insoluble High Field Strength Elements (HFSE) such as 207Pb vs Nb (r=0. 81)، 207Pb vs TiO2 (r=0. 93)، 207Pb vs Th (r=0. 79) and strong correlation between these elements and some mafic components like 208Pb vs Fe2O3 (r=0. 94) and Th vs MgO (r=0. 86) represent entrance of radiogenic lead with mafic detrital materials into the sedimentary basin. Similar linear trend among 206Pb/Pb204 vs 208Pb/Pb204 and 207Pb/Pb204 ratios in nodules and manganese layers show the same geochemical condition in Mn-nodules and layers formation and indicate that isotopic ratios were unaffected by secondary processes including leaching and redeposition of manganese.
    Keywords: Manganese, Nasirabad, Mineralogy, Lead isotope geochemistry
  • Shahrokh Rajabpour, Ali Abedini, Samad Alipour, Leila Zakeri Page 49
    Cheshmeh-Konan area is located ~15 km northwest of Tasuj، East-Azarbaidjan province. The most important lithologic units of the area are red sandstones، green-gray sandstones، shale، and marl (Miocene). Based on field evidence and petrographical investigations، the host sediments were deposited in a peritidal setting associated with a sabkha-type environment. Copper mineralization in the area occurred as stratiform within the green-gray coarse-grained sandstones and includes minerals such as chalcocite، covellite، bornite، chalcopyrite، malachite، and azurite. Considering the obtained results، control of the mineralization in the area is in relation to sandstone sedimentary facies and concentration of organic matters. Combination of the obtained results from field، petrographical and mineralographical investigations indicate that factors such as accessibility to chloride ligands، presence of high quantities of organic matters، diagenetic processes، function of marls and shales as geochemical barriers، and the existence of fault systems have played a major role in copper mineralization at Chesmeh-Konan area. The obtained results show that copper mineralization in the area is mostly similar to Red Bed type sedimentary copper deposits.
    Keywords: Copper mineralization, Cheshmeh, Konan, Diagenesis, Organic materials, Stratiform
  • Samineh Rajabi, Ghodrat Torabi Page 65
    The Eocene volcanic rocks from the southwest of the Jandaq (Kuh-e-Godar-e-Siah، Central-East Iran micro-continent) are andesitic basalt and andesite in composition. These rocks contain xenoliths with granulitic mineralogy. Mineral assemblage of these xenoliths is plagioclase + phlogopite + corundum + sillimanite + chlorite + phengite with granublastic، poiklioblastic and foliated textures in the pick metamorphic condition. Thermometry of phlogopite in these xenoliths suggests the average temperature 782oC. The characteristics of the xenoliths are consistent with the granolitic facies metamorphism of the Al-saturated Si-undersaturated crustal sediments at the lower crust condition. Melting of these granulites forms the magma which crystallized the S-type granitoids. Differentiation and crystallization of this magma causes the S-type granite formation. Therefore، the S-type granites in the study area are probably generated from melting of the granulites parts of which brought to the surface as xenoliths by Eocene magmatism in south of the Jandaq (Kuh-e-Godar-e-Siah). S-type granites in the study area are located along the Doruneh، Chupanan and Aeirakan faults in the Aeirakan area and Jandaq ophiolite. These granites are the source of uranium، thorium and uranium ore in southwest of the Aeirakan mountain.
    Keywords: Eocene volcanism, Xenolith, Granulite, S, type granite, Continental crust, Central, East Iran micro, continent
  • Houshang Pourcaseb, Kazem Damiri, Kazem Rangzan, Saeedeh Saeedi Page 83
    In this study، principal components analysis was used to investigate lithological characteristics of Jahani salt dome، Firouzabad. The spectral curves of rocks in the study area show that the evaporate rocks have the highest reflectance at specified wavelengths. The highest reflection has been seen in gypsum and white salt، while minimal reflection can be observed in the igneous rocks from the region. The results show that PCs have significantly low information. It is clear that PC1 shows more information in the highest variance while PC2 has less information. Regional geological map and field controls show compatibility between the enhanced zones and outcrops in the field.
    Keywords: Jahani salt dome, Principal components, Enhancement of rock units, Firouzabad
  • Mohammad Ali Rajabzadeh, Soheila Esmaeili Page 93
    Jian Cu deposit is hosted by Surian volcano-sedimentary complex of Permo-Triassic age on the eastern edge of the Sanandaj-Sirjan metamorphic zone at a distance of 195 km from Shiraz، southwestern Iran. The complex consists mainly of metabasalt، chlorite-quartz schist، chlorite-muscovite schist، mica schist and graphite schist. Pyrite is the most important sulfide and chalcopyrite is the major Cu-bearing mineral occurring as disseminated grains and veinlets in host chlorite-quartz schist and chlorite-muscovite schist. Chondrite-normalized REE pattern of metabasalt with La/LuN=2/9 indicates mantle tholeiitic basalt as the source of metamorphosed igneous rocks. Geochemical data on the metabasalts، especially the content of immobile elements (e. g.، Ti) and High Field Strength Elements (HFSE) (e. g.، Zr، Nb and Y)، show low degree of partial melting for parental magma with E-MORB affinity. Chloritic، silicification and minor sericitic assemblages are the main alteration types associated with the Jian Cu deposit. The Y/Ho ratio of Cu ores varies from 29. 9 to 32. 5، indicating the important role of sea water in the mineralizing system. Petrographical and geochemical data indicate that the Jian Cu deposit was formed as volcano-sedimentary hosted massive sulfide. The Ishikawa alteration index (AI) in association with chlorite-carbonate-pyrite index (CCP) is useful for the geochemical exploration of Cu deposits in the study area.
    Keywords: Mineralization, Jian copper deposit, Petrography, Geochemistry, Fars province
  • Iman Ayoobi, Reza Shamsipur Dehkordi, Mohammad Shiva Page 105
    A combination of elements is usually used in reconnaissance geochemical exploration and distribution maps are drawn to identify probable anomalies. In this study، 102 stream sediment samples from the arid environment of Mesgaran area، eastern Iran، were investigated using R-mode factor analysis. A four-factor model with a cumulative variance of 75. 90% clearly indicated group associations of the elements coinciding precisely with the lithology and the mineralization present in the study area. Factor scores were calculated and mapped in order to evaluate the anomalous locations of the relevant associations across the whole area. Mineralization factor had strong positive loadings for the elements Au، Cu، Zn، and S and clearly delineated the known mineralization present in the study area.
    Keywords: Stream sediment, Geochemical exploration, Factor analysis
  • Hossein Hajimirzajan, Mohammad Hassan Karimpour, Azadeh Malekzadeh Shafaroudi, Mohammad Reza Haidarian Shahri, Seyed Javad Hamooni Page 117

    Roudgaz prospect area is a Cu، Sn، Pb، Zn، and Au polymetal vein system located to the southeast of Gonabad and in the northeast of Lut block. Oxidan subvolcanic Tertiary rocks with monzonite to monzodiorite porphyry composition intruded the metamorphic rocks of middle Jurassic. The majority of intrusive bodies are affected by carbonation، argillic، sericitic، and silicification-tourmaline alteration. Mineralization in the area is controlled by fault and is present as vein with domination of NW-SE direction and 85-90º dip. Primary minerals are quartz، tourmaline، chalcopyrite، pyrite، and secondary minerals are malachite، azurite، and goethite. Geochemical sampling using chip composite method indicated high anomalies of Cu، Sn، Pb، and As (up to 10000 ppm)، Zn (up to 5527 ppm)، and Au (up to 325 ppb). Broad gossan zone is present in the area and is related to the oxidation of sulfide minerals. IP/RS survey was performed over the geochemical anomalies for identification of the location and extension of sulfide mineralization at depth. Generally، chargeability increases in gossan zones، veins، old workings and geochemical anomalies. Resistivity over the quartzite unit and also in locations where mineralized vein is associated with quartz has a high anomaly of up to 425 ohm-m. Due to high geochemical anomaly of Sn and its relation with reduced subvolcanic intrusives، ground magnetic survey was performed to identify the location of magnetite (oxidant) and ilmenite (reduced) series at depth. Variation of Total Magnetic Intensity (TMI) is 335. 1 Gamma in the TMI map. The highest magnetic anomalies in the RTP map are located to the north of the survey area which is related to magnetite series (hornblende biotite monzodiorite porphyry) and extend to the south at depth. The lowest magnetic anomaly is located to the center of the survey area and particularly to the east of the Roudgaz village correlating the highest chargeability and geochemical anomaly. Based on coincidence of geochemical and chargeability anomalies، two holes were drilled in the area and 24 samples were collected from the core drills for geochemical analyses. The highest anomalies are accompanied by silicification and chlorite alteration and locations of extension of secondary Fe oxides.

    Keywords: Roudgaz, Lut block, Vein mineralization, Chargeability, Resistivity, Gground magnetic, Well, logging
  • Ali Reza Zarasvandi, Akram Foroughinia, Houshang Pourkaseb, Abbas Charchi, Somayeh Salamabellahi Page 137
    The Dehdasht bauxite deposits are located 40 km northeast of Dehdasht in Kohgilouye and Boyer-Ahmad Province. It is a part of the Irano-Hymalayan karstic bauxite belt located in the upper part of karstic depressions of Santonian-Turonian Sarvak carbonate formation. The aim of this study is to determine various geneses of pisoliths and prevalent processes in bauxitization. For this purpose، laboratory experiments were carried out including qualitative mineralogical investigation by X-Ray Diffraction (XRD) and petrographic study of thin section. Bauxitization processes led to the formation of bohemite، diaspore، calcite، kaolinite، anatase، rutile، goethite، hematite and chlorite in these deposits. Bauxitization was developed by destruction of kaolinite and deferruginization and caused aluminium concentration in the deposits. Mineralogically، these deposits vary based on the presence of pyrite in the gray horizon in some deposits such as Mandan. Minerals were formed due to three stages of weathering، diagenetic and epigenetic processes. Based on quantitative mineralogical results of the bauxite horizons، depositional/diagenetic environments of the study area vary from vadose to phreatic. Micromorphological investigations show pisoliths with simple، vitreous، complex and oolithic cores and also discolored and broken pisoliths. Therefore، the deposits can be divided into three types: autochthonous، allochthonous and para-autochtonous. Dissolution features and kaolinization، deferruginization and diaspore formation in fractures demonstrate diagenetic and epigenetic processes that occurred after the formation of the deposits. Investigation of encrust particles frequency shows that particles with 50-200 micron in diameter، have the most frequency and simple fabric of ooliths shows short-term formation. Comparison of the frequency of encrust particles as well as TiO2/Al2O3 variation diagrams، indicates that some deposits such as Mandan had lengthier bauxitization time.
    Keywords: Micromorphology, Karstic bauxite, Pisolith, Quantitative mineralogy