فهرست مطالب

مطالعات کاربردی علوم زیستی در ورزش - پیاپی 1 (بهار و تابستان 1392)
  • پیاپی 1 (بهار و تابستان 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/04/18
  • تعداد عناوین: 6
|
  • سعید میرزایی، ضیاء فلاح محمدی، علی یعقوبی صفحه 9
    زمینه و هدف
    هدف از اجرای این پژوهش بررسی اثر هشت هفته تمرین استقامتی با مدتهای مختلف بر سطوح پروتئین شوک گرمایی 27 پلاسما در موش های صحرایی نر نژاد ویستار بود.
    روش تحقیق: برای این منظور 40 سر موش نر هشت هفته ای با میانگین وزن 10 ± 189 گرم از انستیتو پاستور شمال ایران تهیه شدند و به طور تصادفی در گروه کنترل و سه گروه تمرینی تقسیم شدند. گروه های تمرینی به مدت هشت هفته، هر هفته پنج روز با شدت 20 متر بر دقیقه (معادل 50 تا 55 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی) با مدت های 30، 60 و 90 دقیقه و شیب صفر درجه روی نوار گردان ویژه جوندگان به تمرین پرداختند. برای اندازه گیری سطوح پروتئین شوک گرمایی 27 پلاسما پس از هشت هفته تمرین و 72 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین، موش ها بی هوش شدند. سطح پروتئین شوک گرمایی 27 پلاسما با استفاده از کیت EIA و به روش آنزیم لینک ایمنواسی (ELISA) اندازه گیری شد. داده ها به روش آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی LSD تجزیه و تحلیل شدند. مقادیر (05/0 p≤) به عنوان حداقل سطح معنی داری تفاوت میانگین ها مورد استفاده قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که سطوح پروتئین شوک گرمایی 27 پلاسما در گروه تمرینی 60 دقیقه به طور معناداری (05/0p<) بالاتر از سایر گروه ها است.
    نتیجه گیری
    نتایج این تحقیق نشان می دهد که تمرینات استقامتی با شدت و مدت متوسط (60 دقیقه) در مقایسه با مدت کوتاه تر و بلندتر باعث افزایش بیشتری در سطوح پروتئین شوک گرمایی 27 پلاسما می شود.
    کلیدواژگان: پروتئین شوک گرمایی 27 پلاسما، مدت فعالیت، موش های صحرایی
  • نیما قره داغی، محمدرضا کردی، عباسعلی گایینی صفحه 20
    زمینه و هدف
    هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر چهار هفته تمرین متناوب هوازی شدید ویژه فوتبال بر شاخص های عملکردی هوازی بازیکنان فوتبال می باشد.
    روش تحقیق: به این منظور 18 بازیکن فوتبال شرکت کننده در لیگ آزادگان ایران با میانگین سنی 24/2±88/21 سال، قد 33/5±22/174سانتی متر، وزن 7/5±77/67 کیلوگرم و درصد چربی 29/3 +38/12، در غالب دو گروه تمرین (12نفر) و کنترل (6نفر) برای شرکت در این پژوهش داوطلب شدند. برنامه چهار هفته ای تمرین متناوب هوازی شدید(هاف)، سه جلسه در هفته، شامل چهار دوره حرکت با توپ بود که در مسیر ویژه طراحی شده انجام شد. دوره های کاری فعالیت به صورت چهار دوره چهار دقیقه ای با شدت90-95 درصد حداکثر ضربان قلب بود که با سه دقیقه استراحت فعال، با 70 درصد حداکثر ضربان قلب، جدا شد. داده ها با استفاده از آزمون های آماری t مستقل و زوجی و آنووا با اندازه گیری مکرر تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که پس از چهار هفته تمرین، VO2max، زمان واماندگی بازیکنان افزایش اندک و سطوح هماتوکریت و هموگلوبین در بین دو گروه تمرینی و کنترل تغییر نکردند، ولی کاهش نشانگرهای آسیب عضلانی در خون قابل توجه بود.
    نتیجه گیری
    به طور کلی می توان عنوان کرد که چهار هفته تمرین به صورت هفته ای سه جلسه در هفته موجب کاهش کوفتگی و آسیب های ریز عضلانی پس از فعالیت شدید شد، ولی احتمالا نتوانست بر میزان آمادگی هوازی بازیکنان تاثیر قابل توجهی داشته باشد.
    کلیدواژگان: تمرین متناوب هوازی شدید، آمادگی هوازی، هاف، نشانگر آسیب، بازیکنان فوتبال
  • علی یعقوبی، ضیاء فلاح محمدی، حسین طاهری چادر نشین، رزیتا فتحی صفحه 34
    زمینه و هدف
    پروتئین شوک گرمایی 72 (HSP72) و ظرفیت آنتی اکسیدانی تام (TAC) دو شاخص مهم در دفاع درونی بدن می باشند. هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر یک جلسه فعالیت ورزشی تداومی روی نوارگردان بر میزان HSP72 و TAC پلاسمای موش های دیابتی شده توسط استرپتوزوتوسین بود.
    روش تحقیق: بدین منظور 40 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به وزن 1±165 گرم و سن 6 تا 8 هفته، به طور تصادفی در 4 گروه (هر گروه 10 سر)، کنترل دیابت، و 3 گروه دیابتی+تمرین حاد استقامتی (گروه های 1، 2 و 3 که به ترتیب 30 دقیقه، 4 ساعت و 24 ساعت پس از ورزش کشته شدند)، تقسیم شدند. موش های صحرایی با تزریق استروپتوزوتوسین (STZ) (mg/kg50) محلول در بافر سیترات 1/0 مول (4/5pH=) به صورت درون صفاقی، دیابتی شدند. پروتکل تمرینی با سرعت 10 متر در دقیقه آغاز شد و به تدریج به 18 متر در دقیقه رسید. مدت دویدن تقریبا 60 دقیقه بود. برای تعیین سطوح HSP72 و TAC به ترتیب از روش الایزا و رنگ سنجی استفاده شد.
    یافته ها
    به دنبال اجرای یک جلسه فعالیت در موش های دیابتی، میزان HSP72 پلاسمای تمام گروه ها افزایش یافت. افزایش Hsp72 در گروه 30 دقیقه پس از فعالیت، نسبت به گروه کنترل، غیر معنادار بود؛ اما سطوح این شاخص در گروه 2 (4 ساعت) نسبت به گروه کنترل (03/0=P) و در گروه 3 (24 ساعت) نسبت به گروه کنترل و گروه 30 دقیقه، افزایش معناداری را نشان داد (به ترتیب 001/0=P و 005/0=P). افزایش ظرفیت آنتی اکسیدانی تام (TAC) فقط در گروه 3 نسبت به گروه کنترل معنی دار بود (03/0=P).
    نتیجه گیری
    نتایج به دست آمده نشان دهنده اثرات مفید یک جلسه فعالیت استقامتی حاد بر سطوح HSP72 و ظرفیت آنتی اکسیدانی تام در بیماری دیابت می باشد. با توجه به این، احتمالا می توان فعالیت استقامتی حاد را به عنوان یک توصیه درمانی در مقابله با عوارض این بیماری به کار برد.
    کلیدواژگان: موش صحرایی، پروتئین شوک گرمایی 72، تمرین استقامتی حاد، ظرفیت آنتی اکسیدانی تام
  • محمداسماعیل افضل پور، رسول کاویانی نجف آبادی، علیرضا احسان بخش صفحه 44
    زمینه و هدف
    هدف تحقیق مقایسه تراکم و محتوای مواد معدنی استخوان اندام برتر و غیر برتر مردان نخبه کاراته کا استان خراسان جنوبی بود.
    روش تحقیق: آزمودنی های این پژوهش تعداد 27 مرد کاراته کا (میانگین سنی: 23/2 ± 6/23 سال) بودند. کاراته کاها از بین افرادی که حداقل 5 سال سابقه ورزشی مستمر یا عضویت در تیم ملی را داشتند و از سلامت بدنی و رژیم غذایی طبیعی برخوردار بودند، انتخاب شدند. با استفاده از روش DEXA، میزان تراکم و محتوای مواد معدنی استخوان ران (نواحی گردن، برجستگی بزرگ و انتهای نزدیک به تنه) و ساعد (3̷2 انتهای دور از تنه استخوان زند زیرین و زند زبرین و استخوان های مچ دست) شرکت کنندگان اندازه گیری شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون t مستقل در سطح معناداری 05/0P≤ بهره گرفته شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که میزان تراکم و محتوای استخوان ناحیه ساعد دست برتر از دست غیر برتر کاراته کاها به طور معنی دار (به ترتیب 001/0p= و 05/0p=) بالاتر است. همچنین تراکم مواد معدنی استخوان ران پای غیر برتر کاراته کاها در مقایسه با پای برتر، به طور معناداری (03/0p=) بالاتر بود.
    نتیجه گیری
    نتایج تحقیق حاضر حاکی از آن است که ورزش کاراته به طور موثر موجب بهبود وضعیت استخوانی ورزشکاران می شود؛ اما در مقایسه وضعیت استخوانی دو سمت بدن، به نظر می رسد ناحیه ساعد دست برتر و ران پای غیر برتر کاراته کاها به علت فشارهای مکانیکی وارد شده و استفاده بیشتر و کارآمدتر اندام یک طرف، وضعیت استخوانی بهتری دارد.
    کلیدواژگان: ورزش کاراته، وضعیت استخوانی، اندام برتر و غیر برتر
  • حمید اراضی، سیاوش رحمتی، مریم پهلوان زاده صفحه 58
    زمینه و هدف
    فعالیت های ورزشی احتمالا می تواند بر شاخص های خونی مرتبط با عملکرد اثر بگذارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر یک جلسه تمرین شبه رقابتی بر شاخص های هماتولوژیک اعضای تیم ملی ایروبیک ژیمناستیک انجام شد.
    روش تحقیق: در این مطالعه نیمه تجربی 7 نفر از اعضای تیم ملی ایروبیک ژیمناستیک مردان ایران با میانگین سنی72/1 ± 87/22 سال، وزن 50/3 ± 50/68 کیلوگرم و قد 08/4 ± 50/172 سانتی متر، به صورت داوطلبانه شرکت کردند. جلسه تمرینی حدود 32 دقیقه به طول انجامید که شامل: 10 دقیقه گرم کردن عمومی، 1دقیقه و 45 ثانیه انجام حرکات اختصاصی به صورت گروهی همراه با موزیک، 10 دقیقه گرم کردن اختصاصی، 6 دقیقه مرور حرکات، 4 دقیقه استراحت و تمرکز و در پایان برنامه اصلی، مسابقه به مدت 1 دقیقه و 45 ثانیه بود. پیش و بلافاصله پس از تمرینات ویژه، مقدار 10 میلی لیتر خون از ورید بازویی ورزشکاران اخذ گردید. از t همبسته جهت بررسی متغیرهای هماتولوژیکی در مراحل پیش و پس آزمون استفاده شد (05/0p<).
    یافته ها
    پس از جلسه تمرین شبه رقابتی ایروبیک ژیمناستیک تعداد گلبول های سفید خون (01/0=p)، درصد پلاکت های خون (02/0=p) و تعداد لنفوسیت ها (001/0=p) به طور معنی داری افزایش یافتند؛ اما سایر متغیرهای هماتولوژیک، تغییر معنی داری نکردند (05/0
    نتیجه گیری
    با توجه به عدم تغییر عمده شاخص های هماتولوژیک مورد بررسی در پژوهش حاضر، به نظر می رسد اجزاء برنامه فعالیت شبه رقابتی اختلالی در عوامل خونی به واسطه نوع فعالیت ایجاد نمی کند.
    کلیدواژگان: ایروبیک ژیمناستیک، گلبول قرمز، گلبول سفید، پلاکت
  • ضیاء فلاح محمدی، حسین نظری صفحه 70
    زمینه و هدف
    هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر چهار هفته تمرین پلیومتریک و مکمل امگا 3 بر غلظت سرمی فاکتور نروتروفیک مشتق از مغز و پروتئین واکنش گر Cمردان فعال بود.
    روش تحقیق: 24 دانشجوی مرد به طور تصادفی به چهار گروه (مکمل+تمرین، مکمل، تمرین، کنترل)، تقسیم شدند. آزمودنی های گروه مکمل امگا 3+تمرین (ترکیبی) و گروه تمرین به مدت 4 هفته برنامه تمرینات منتخب پلیومتریک را اجرا کردند. همچنین گروه ترکیب و گروه مکمل روزانه 2000 میلی گرم مکمل امگا 3 مصرف کردند. سطوح فاکتور نروتروفیک مشتق از مغز و پروتئین واکنش گر C به روش الایزا و ایمونوتوربیدیمتری اندازه گیری شدند. از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه برای بررسی تفاوت بین گروه ها و ضریب همبستگی پیرسون برای وجود ارتباط بین متغیرها استفاده شد. سطح معنی داری 05/0P< منظور گردید.
    یافته ها
    سطوح سرمی فاکتور نروتروفیک مشتق از مغز پس از 4 هفته تمرین پلیومتریک همراه با مصرف امگا 3 در مقایسه با گروه کنترل، افزایش معناداری یافت (04/0= P)، اما پروتئین واکنش گر Cتغییر معناداری نکرد (53/0= P). همچنین بین مقادیر فاکتور نروتروفیک مشتق از مغز و پروتئین واکنش گر Cگروه های مختلف پژوهش رابطه معنی داری مشاهده نشد (05/0P>).
    نتیجه گیری
    اجرای تمرینات پلیومتریک همراه با مصرف مکمل امگا 3 موجب افزایش سطح فاکتور نروتروفیک مشتق از مغز سرم آزمودنی ها شد. احتمالا پروتکل مورد استفاده در تحقیق حاضر می تواند بر سلامت مغز تاثیر بگذارد. اما بین فاکتور نروتروفیک مشتق از مغز و پروتئین واکنش گر Cبه عنوان شاخص التهابی رابطه معناداری مشاهده نشد. بنابراین برای نتیجه گیری در رابطه با نقش درمانی یا حفاظتی فاکتور نروتروفیک مشتق از مغز در مقابله با التهاب، به مطالعات بیشتری نیاز است.
    کلیدواژگان: فاکتور نروتروفیک مشتق از مغز، پروتئین واکنش گر C، تمرین پلیومتریک، مردان فعال
|
  • Saeed Mirzaei, Ziya Fallah Mohammadi, Ali Yaghoubi Page 9
    Background And Aim
    The aim of this study was to investigate the effect of eight weeks endurancetraining at different durations on plasma heat shock protein 27 in male rats. Materials and
    Methods
    Forty adult Wistar male rats (eight weeks old, 189 ± 10g weight) were used for this study.Animals were divided into 4 groups including control, 30 min/session training, 60 min/session,and 90 min/session training groups. The training was included of treadmill exercise at 20 m/min(0% grade) in five days/week for eight weeks. Subjects were sacrificed 72 h after the last sessionof exercise for measurement of heat shock protein 27 levels in the plasma. Heat shock protein 27content in the plasma was determined with EIA kit and ELISA system data were analyzed usingone-way ANOVA and LSD at P≤0/05.
    Results
    Findings showed that plasma concentrations of heatshock protein 27 were significantly (P < 0.05) higher in 60 min/session training group.
    Conclusion
    This study show that chronic mild-duration exercise could yield to greater levels in heat shockprotein 27 plasma concentrations compared to the less or more durations.
    Keywords: Heat Shock Protein 27, Duration of Training, Wistar Rats
  • Nima Gharahdaghi, Mohammad Reza Kordi, Abbas Ali Gaeini Page 20
    Background And Aim
    The aim of this study was to assess four weeks of high intensity aerobicinterval training on aerobic performance in soccer players.
    Materials And Methods
    18 soccerplayers (weight: 67.77±5.7 kg, height: 174.22±5.33 cm, age: 21.88±2.24 years, percent body fat:12.38±3.29 percent) were experienced in Azadegan competitions randomized and divided into twogroups (training: 12 players, control: 6 players). Four weeks of high intensity aerobic interval trainingwas performed three times a week at the end of the soccer training sessions. Training interventionconsisted of interval training, comprising four bouts of four minutes work periods dribbling asoccer ball. Working intensity was at 90–95% of each player’s HRmax, with work periods separatedby 3 min of jogging at 70% of HRmax. The values obtained before and after the training periodwere compared using Student’s paired and un-paired t –test and ANOVA Repeated Measure test.
    Results
    The results showed that a 4 week training period caused a little increases in the VO2maxand Tmax, but hematocrit and hemoglobin did not changed significantly. However, creatin phosphokinaseand lactate dehydrogenase decreased significantly after training protocol.
    Conclusion
    It is concluded that four weeks of high intensity aerobic interval training significantly affect musculardamage characteristics in soccer players.
    Keywords: High Interval Aerobic Training, Muscular Injury Characteristics, Soccer
  • Ali Yaghoubi, Ziya Fallah Mohammadi, Hossein Taheri Chador Neshin, Rozita Fathi Page 34
    Background And Aim
    HSP72 and TAC are two factors from internal defense of body. The purposeof this study was to investigate the effects of acute treadmill exercise on HSP72 in the plasmaof diabetic rats.
    Materials And Methods
    Forty male rats weight 165±1 were assigned randomlyinto 4 groups: diabetic control group, and 3 diabetic+acute training groups, (included groups 1and2, and 3 that were killed 30 minute, 4 hours and 24 hours postexercise respectively). Diabetes wasinduced with injecting streptozotocin (dissolved in 0.1 M citrate buffer, pH 4.5) into the abdominalcavity. Rats were subjected to treadmill exercise, and the speed of the treadmill was 10 m/min,and then gradually increased until 18 m/min (grade 0%). The duration of the treadmill exercise was60 minutes. For determination of HSP72 and TAC values, respectively sandwich Elisa and decolorizationwere used.
    Results
    Acute exercise training increased the plasma HSP72 in the groups2 and 3, but in group 1 no significant changes took place. HSP72 levels significantly increasedin the group 2 (P=0.03) and 3 in compared with groups 1 and 2 (P=0.001 and P=0.005 respectively).Increase in TAC levels only in group 3 compared to control group was significant (P=0.03).
    Conclusion
    These results show that acute treadmill exercise improved HSP72 levels and TACin diabetic’s subjects and have benefit effects. Therefore probably acute exercise treadmill couldrecommend as a therapeutic strategy for diabetes.
    Keywords: Rat, Heat Shock Protein72, Acute exercise training, Total Antioxidant Capacity
  • Mohammad Esmaeil Afzalpour, Rasool Kaviani Najafabadi, Ali Reza Ehsanbakhsh Page 44
    Background And Aim
    The purpose of this study was to comparison of the bone mineral densityand content between dominant & nondominant limb in elite males Karate practitioners of southernKhorasan.
    Materials And Methods
    Participants were 27 Karate practitioners (age 23.6±2.23 yr.)with minimally 5 years experience in karate sport, play in the national team level, healthy state, andnormal diet. The bone mineral density and content in thigh bone (neck, trochanteric and proximal)and forearm area (two third of distal of ulna & radius, and carpal bones) measured By DEXA method.It is applied the independent-samples T test for extraction of results and significant differenceswhere p≤0.05.
    Results
    Result showed that bone mineral density and content of the forearm area indominant hand was significantly higher (p=0.001 & p=0.05 respectively) than nondaminant hand ofKarate practitioners. In addition, the thigh bone mineral density of nondominant leg in karate practitionerswas significantly higher (p=0.03) than dominant leg.
    Conclusion
    Present results suggestthat Karate sport can efficiently improve bone condition; but in comparison of two sides of body, itseem that forearm area of dominant hand and thigh area of nondominant leg of Karate practitionershave a better bone mineral density or content than to opposite sides due to more mechanicalstresses and more utilization of one side of the body.
    Keywords: Karate, Bone Condition, Dominant, Non, dominant Limb
  • Hamid Arazi, Siavash Rahmati, Maryam Pahlevanzadeh Page 58
    Background And Aim
    Exercise can influence hematological parameters related to performance.The purpose of this study was to determine the acute effect of single session of competition likespecific exercise on hematological indices in members of Iranian national aerobic gymnasticsteam.
    Materials And Methods
    In this semi-experimental study, seven male members of Iraniannational aerobic gymnastics team (mean age 22.78 ± 1.72 years; weight, 68.50 ± 3.50kg; height,172.50 ± 4.07 cm) voluntarily participated. The exercise session was about 32 min consisting of 10min of general warm-up, 1 min and 45 seconds of specific group exercises with music, 10 min ofspecific warm-up, 6 min of reviewing the exercises, 4 min of relaxation and meditation, and 1 minand 45 seconds of the main competition at the end. 10 ml blood samples pre and post exercisewere taken from arm vena. To examine changes in the hematological variables, dependent t-testwas used at P<0.05.
    Results
    Significant increases were found in platelet percent (p=0.02), bloodcell count (p=0.01) and lymphocyte count (p=0.001); while other hematological parameters did notchange significantly (p>0.05) after a session of competition like specific exercise.
    Conclusions
    Based on many unchanged hematologic parameters in this study, it seems that details of exercisetraining program don’t disturb hematological factors induced by exercise mode in aerobic gymnasticathletes.
    Keywords: Aerobic Gymnastic, Red Blood Cells, White Blood Cells, Platelet
  • Ziya Fallah Mohammadi, Hossein Nazari Page 70
    Background And Aim
    The aim of the present study was to investigate the effects of 4 weeks plyometrictraining and omega 3 supplementation on serum brain derived neurotrophic factor (BDNF)and C reactive protein (CRP) concentration in active men.
    Materials And Methods
    28 physicaleducation students randomly divided into four groups including control (n=7), omega 3 (n=7),training (n=7), and training+ omega 3 (n=7) groups. The training and training+ omega 3 groupsperformed 4 weeks of selected plyometric training. Also supplementary and combination groupsconsumed 2000 mg omega 3 daily for 4 weeks. Blood samples were taken in fasting state beforeand after training in order to measurement of BDNF and CRP. Moreover, BDNF and CRP weremeasured using ELISA and immunoturbidimetric assay respectively. Data were analyzed usingone-way ANOVA and Pearson correlation coefficient and significant level was considered if p<0.05.
    Results
    Four weeks of plyometric training along with omega 3 supplementation increased serumBDNF concentration of active men significantly (P<0.04), but this treatment didn’t change CRPsignificantly (P<0.53). Also BDNF and CRP levels did not show any significant correlation (p<0.05).
    Conclusion
    Plyometric training along with omega 3 supplementation can increase serum level ofBDNF, suggesting that performed training protocol has positive effects on brain health. But BDNFand CRP as inflammatory markers had no significant relationship. So, more studies on the therapeuticand protective effects of BDNF against inflammation are required.
    Keywords: Brain Derived Neurotrophic Factor, C, reactive Protein, Plyometric, Omega 3