فهرست مطالب

تحقیقات دامپزشکی - سال شصت و هشتم شماره 2 (پیاپی 274، بهار 1392)
  • سال شصت و هشتم شماره 2 (پیاپی 274، بهار 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/04/19
  • تعداد عناوین: 13
|
  • نادی معاذی، عبدالعلی ملماسی، پرویز شایان، سید مهدی نصیری، تقی زهرایی صالحی، فتانه نادری نژاد صفحات 107-112
    زمینه مطالعه
    آلودگی به Ehrlichia canis که یک باکتری گرم منفی داخل سلولی اجباری با پراکندگی جهانی است منجر به ایجاد ارلیشیوز مونوسیتی سگ سانان می شود.
    هدف
    هدف از انجام این مطالعه بررسی شیوع آلودگی E. canis در سگهای ترومبوسیتوپنیک با استفاده از روش nested PCR و ارزیابی نقش تشخیصی ترومبوسیتوپنی در این آلودگی است.
    روش کار
    چهل نمونه خون جمع آوری شده از سگ های ارجاعی به بیمارستان آموزشی دامهای کوچک دانشگاه تهران، بر اساس تعداد پلاکتهایشان در سه گروه تقسیم بندی شدند: گروه الف (ترومبوسیتوپنیک:) تعداد پلاکت زیر Lμ /100000 (11 نمونه)، گروه ب (ترومبوسیتوپنیک:) تعداد پلاکت بین Lμ /200000-101000 (15 نمونه) و گروه ج (طبیعی:) تعداد پلاکت بیش از Lμ /201000 (14 نمونه.) سپس به روش nested PCR با استفاده از آغازگر اختصاصی گونه ای مورد بررسی قرار گرفتند.
    نتایج
    قطعه ای از ژن S rRNA16 ارلیشیا کنیس در پنج نمونه از گروه الف (5/45)%، سه نمونه از گروه ب (20)% و یک نمونه از گروه ج (1/7)% نمایان شد. شیوع ارلیشیا کنیس در گروه الف بطور معنی داری بیشتر از سایر گروه ها بود (02/0 p=. ) در مجموع تقریبا یک سوم از سگ های ترومبوسیتوپنیک دارای آلودگی قابل تشخیص به E. canis بودند (7/30.)% نتیجه گیری نهایی: نتایج این مطالعه نشان می دهد که ترومبوسیتوپنی برای تشخیص آلودگی E.canis اختصاصی نیست و نباید به تنهایی برای تایید تشخیص ارلیشیوز سگ سانان بکار رود ولی می تواند بعنوان تست غربالگری پیش از سایر تست های تشخیصی تکمیلی مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: ارلیشیا کنیس، nested PCR، ترومبوسیتوپنی، شمارش پلاکت، سگ
  • صدیقه جعفری، بهنام مشگی، فاطمه جالوسیان صفحات 113-129
    مقدمه
    استفاده از یک آزمون سریع و مقرون بصرفه برای تشخیص هیداتیدوز بعنوان بیماری مشترک بین انسان و حیوان می تواند بسیار مفید باشد.
    هدف
    هدف از بررسی حاضر طراحی و بکارگیری نوعی روش سریع در تشخیص هداتیدوز بوده است.
    روش کار
    دو نوع آنتی ژن مایع خام و آنتی ژن هموژنیزه پروتواسکولکس تهیه و الگوی الکتروفورتیک آنها توسط الکتروفورز با سدیم دودسیل سولفات تعیین شد. برای تهیه سرم هیپرایمیون از خرگوش بعنوان حیوان آزمایشگاهی استفاده گردید. سرم های ایمن بعد از تهیه توسط الایزا نقطه ای آزمایش شدند. جهت انجام روش Dipstick از کاغذ نیتروسلولز بعنوان بستر استقرار آنتی ژن ها استفاده شد و لکه گذاری آنتی ژن در بخش بالایی نوارهای کاغذی انجام گرفت. از فسفات بافرسالین و سرم خرگوش بترتیب بعنوان کنترل منفی و نرمال استفاده شد. هر نوار بطور مجزا در سرم تحت آزمایش (به نسبت 100/1) بمدت هفت دقیقه قرار گرفت و بعد از شست وشو برای هفت دقیقه به آنتی بادی گونژوکه انتقال یافت. در پایان نوار برای 2 دقیقه به سوبسترای دی آمینوبنزیدین منتقل شد و نتیجه با رنگی شدن محل استقرار آنتی ژن مشخص گردید.
    نتایج
    بررسی نتایج الگوی الکتروفورتیک دو آنتی ژن تهیه شده از کیست هیداتیک نشان داد در آنتی ژن مایع خام کیست 15 باند پروتئینی با وزن مولکولی kDa29 تا 130 و در الکتروفورز آنتی ژن پروتواسکولکس 9 باند با وزن مولکولی kDa25 تا 90 وجود دارد. در طراحی روش سریع برای شناسایی سرم های ایمن بهترین نتیجه با رقت سرمی 100/1 و از نظر آنتی ژن غلظت 10/1 برای آنتی ژن پروتواسکولکس و غلظت 20/1 برای آنتی ژن مایع دیده شد.
    نتیجه گیری نهایی: می توان از آزمون سریع Dipstick بعنوان یک روش ایمونولوژیک مناسب در تشخیص بیماری هیداتید استفاده کرد، با این وجود به منظور افزایش ویژگی آزمون تحقیقات بیشتری در مورد بهره گیری از آنتی ژن های اختصاصثی باید انجام پذیرد.
    کلیدواژگان: کیست هیداتیک، روش Dipstick، آنتی ژن مایع، آنتی ژن پروتواسکولکس
  • محمدرحیم حاجی حاجیکلایی، علیرضا سازمند، غلامرضا عبدالله پور، سید حسین حکمتی مقدم صفحات 121-125
    زمینه مطالعه
    لپتوسپیروزیس به عنوان بیماری مشترک دارای انتشار جهانی است.
    هدف
    بررسی آلودگی سرمی به لپتوسپیرا اینتروگانس در شترهای کشتار شده استان یزد.
    روش کار
    نمونه خون از 128 نفر شترجمع آوری گردید. سرم ها با استفاده از 6 سروتیپ زنده لپتوسپیرا اینتروگانس (گریپوتیفوزا، هارجو، ایکتروهموراژیه، پومونا، بالوم و کانیکولا) و با روش آگلوتیناسیون میکروسکوپی ابتدا با رقت 1:100 مورد آزمایش قرار گرفتند. نمونه هایی که در آنها آگلوتیناسیون بیش از 50% لپتوسپیراها در رقت 1:100 یا بیشتر صورت گرفت مثبت در نظر گرفته شدند. عیار سنجی نمونه های مثبت تا رقت 1:400 انجام گرفت.
    نتایج
    پادتن بر علیه حداقل یک سرووار در 30 نفر (4/32)% مشاهده شد. فراوانی آلودگی به پومونا 9/57%، کانیکولا (7/23)%، هارجو (5/10)%، گریپوتیفوزا (3/5)% و ایکتروهموراژیه(6/2)% بوده است. در 8 نمونه مثبت(6/26)% پادتن بر ضد بیش از یک سروتیپ مشاهده شد.
    نتیجه گیری نهایی: به نظر می رسد که عفونت لپتوسپیرایی در بین شترهای بخش مرکزی ایران شایع بوده و سروارهای متعددی می توانند باعث بروز آن گردند.
    کلیدواژگان: لیپتوسپیرا، سرولوژی، شتر
  • علی طاهری میرقائد، مهدی سلطانی، حسینعلی ابراهیم زاده موسوی، سمیرا محمدیان صفحات 127-133
    زمینه مطالعه
    لاکتوکوکوس گارویه یکی از عوامل اصلی بیماری استرپتوکوکوزیسTMلاکتوکوکوزیس در مزارع ماهیان به ویژه ماهی قزل آلا میباشد که هرساله خسارات زیادی را موجب می شود.
    هدف
    در این مطالعه تنوع ژنتیکی تعداد 44 جدایه لاکتوکوکوس گارویه بدست آمده از تلفات مزارع قزل آلای رنگین کمان در برخی استان های کشور به روش RAPD مورد مطالعه قرار گرفته است.
    روش کار
    پس از کشت از بافت کلیه ماهیان مرضی و جداسازی کوکسی های گرم مثبت روی ژلوز خون، با استفاده از روش(PCRتولید باند bp 1100) تائید تشخیص شدند.
    نتایج
    در مطالعات RAPD و با استفاده از شش پرایمر انتخابی)6-P1(P. نتایج حاصله نشان داد که تنها پرایمر 4P قادر به تولید حداکثر (5باند) بود. با استفاده از این پرایمر چهار الگوی باندی شامل bp 1330-560 با تعداد 5 باند، bp 1260-560 با تعداد 5 باند، bp 1260-560 با تعداد 4 باند و bp 1200-560 با تعداد 5 باند تولید شد.
    نتیجه گیری نهایی: نتایج ترسیم درخت فیلوژنی محصول RAPD با استفاده از UPGMA موجب تفکیک این جدایه ها در 3 کلاستر و در چهار گروه ژنتیکی شد. نتایج این مطالعه نشان می دهد که گرچه مشابهت هایی بین جدایه های منطقه شمالی کشور با منطقه جنوبی کشور وجود دارد ولی جدایه های این دو منطقه با همدیگر دارای تفاوت های ژنتیکی نیز هستند که بیانگر وجود تنوع ژنتیکی جدایه های لاکتوکوکوس گارویه عامل تلفات مزارع قزل آلا در ایران می باشد.
    کلیدواژگان: لاکتوکوکوس گارویه، استرپتوکوکوزیس، PCR، RAPD، تنوع ژنتیکی
  • مسعود هاشم زاده، وحید کریمی، شهین مسعودی، عبدالحمید شوشتری، آرش قلیان چی لنگرودی، رضا ممیز، محمدحسین ناظم شیرازی، حسین مقصودلو، رضا حسن زاده، فاطمه عشرت آبادی صفحات 135-141
    زمینه مطالعه
    برونشیت عفونی پرندگان بیماری حاد، بسیار مسری، با انتشار جهانی می باشد، جهش های نقطه ای و نوترکیبی ژنوم ویروس موجب تکامل مداوم آن شده و بنابراین ظهور واریته های ویروس برونشیت عفونی پرندگان کنترل این بیماری را پیچیده نموده است.
    هدف
    بررسی خصوصیات ژنی واریته های جدید ویروس برونشیت عفونی جدا شده در مرغداری های صنعتی ایران در نمونه هایی که بین سال های 1388 و 1389 جمع آوری گردیده است.
    روش کار
    قطعه ای از ژن پروتئین 1S، ناحیه پر تغییر و پایدار ویروس برونشیت را پوشش می دهد، با استفاده از روش RT-PCR متداول تکثیر و تعیین توالی گردید.
    نتایج
    تجزیه و تحلیل فیلوژنی چهار ویروس را نشان داد که به اسامی 891Razi-HKM، 892Razi-HKM، 893Razi-HKM و 894Razi-HKM نامیده شدند. مقایسه اسیدهای آمینه القایی آنها با سایر ژنوتیپ ها ویروس برونشیت عفونی پرندگان، انتشار یافته در پایگاه اطلاعات بانک ژن، دلالت دارد که جدایه 891Razi-HKM و 894Razi-HKM داخل سروتیپ بیماریزا /B793 قرار دارند، در حالیکه جدایه های 892Razi-HKM و 893Razi-HKM با جدایه هایی که قبلا در ایران شناخته شده بودند کاملا تفاوت داشتند. جدایه 893Razi-HKM با جدایه های کشورهای خاور میانه که اخیرا انتشار یافته است قرابت زیاد داشت و احتمالا جدایه جدید در ایران می باشد.
    نتیجه گیری نهایی: یافته های این مطالعه بهبود استراتژی های کنترل بیماری را ضرورت دانسته و لذا اهمیت برقراری سیستم پایش مستمر بیماری برونشیت عفونی پرندگان و به اشتراک گذاشتن اطلاعات در جوامع علمی جهانی را تاکید می نماید، این امر می تواند خلل اپیدمیولوژی بیماری در منطقه را پر کند و توانمندی تشخیص را معتبر سازد.
    کلیدواژگان: ویروس برونشیت عفونی پرندگان، توالی اسید آمینه های، جدایه، شجره شناسی
  • رضا یوسفی، مهدی وجگانی، فرامرز قراگوزلو، محمود بلورچی، علیرضا باهنر صفحات 143-150
    زمینه مطالعه
    جفت ماندگی کارایی تولید مثلی گاوهای شیری را کاهش می دهد.
    هدف
    هدف از انجام این مطالعه بررسی تاثیر برنامه همزمانی فحلی Presynch Ovsynch، بر کارایی تولیدمثلی گاوهای مبتلا به جفت ماندگی در یک دامپروری گاو شیری در ایران بود.
    روش کار
    این مطالعه بر روی 244 راCس گاو شیری هلشتاین در یک گاوداری صنعتی در تهران انجام گرفت. گاوها بر اساس ابتلا به جفت ماندگی در 24 ساعت پس از زایمان، به دو گروه جفت مانده و سالم و هر گروه به صورت تصادفی به دو دسته PO و کنترل تقسیم شدند. گاوها در گروه PO بین روز 23 تا 27 پس از زایمان با استفاده از برنامه PO همزمان و 60 تا 61 روز پس از زایمان تلقیح می شدند. در گروه کنترل گاوها براساس مشاهده فحلی پس از گذراندن دوره انتظار اختیاری تلقیح مصنوعی می شدند. داده ها با آزمون های آماری آنالیز واریانس و مربع کای مورد آنالیز قرار گرفت.
    نتایج
    روز اولین تلقیح در گاوهای همزمان شده کمتر از گاوهای گروه کنترل بود (5/61 در مقابل 5/105، 05/0p<. ) فاصله زایش تا آبستنی در گاوهای تحت درمان با PO با سابقه جفت ماندگی کمتر از گاوهای درمان نشده با سابقه جفت ماندگی بود (2/124 در مقابل 169، 007/0p=. ) نسبت گاوهای آبستن تا روز 200 شیردهی در گاوهای درمان نشده با سابقه جفت ماندگی کمتر از سایر گروه ها بود (64% در مقابل 3/83%، 007/0p=. ) نتیجه گیری نهایی: بطور خلاصه، استفاده از برنامه PO و تلقیح در زمان ثابت با کاهش فاصله زایش تا آبستنی باعث بهبود باروری و کارایی تولیدمثلی در گاوهای مبتلا به جفت ماندگی می گردد.
    کلیدواژگان: جفت ماندگی، همزمانی فحلی، عملکرد تولیدمثل، روزهای باز، Presynch، Ovsynch
  • صمد لطف الله زاده، محمدرضا محبی صفحات 151-158
    زمینه مطالعه
    بالانس منفی انرژی در طی روزهای ابتدایی پس از زایمان در گاوهای شیری به عنوان یکی از مهمترین عوامل چالش برانگیز محسوب می شود و بیشترین بیماری های متابولیک و تولید مثلی نیز تحت تاثیر رویدادهای همین زمان اتفاق می افتند.
    هدف
    تعیین میزان رخداد هایپرکتونمیا در گاوهای شیری تازه زا در قم و ارتباط آن با بیماری های حول و حوش زایمان.
    روش کار
    207 راس گاو شیری در طی 8 هفته ابتدایی پس از زایمان در گاوداری های شیری استان قم تحت بررسی قرار گرفتند، و عیار سرمی بتاهیدروکسی بوتیرات (BHBA) در آنها طی 2 تا 4 هفته ابتدایی پس از زایمان اندازه گیری شد. تمامی گاوها مورد معاینه بالینی قرار گرفته و هر گونه بیماری در آنها طی دو ماه ابتدایی پس از زایمان ثبت می گردید.
    نتایج
    بیماری های ثبت شده پس از زایمان در این گاوها شامل موارد زیر بود: جفت ماندگی 20 راس (56/9)%، متریت 2 راس (95/0)%، تب شیر 3 راس (44/1)%، لنگش 1 راس (47/0)%، کتوز بالینی 2 راس (95/0)%، ورم پستان 3 راس (44/1)%، لیپیدوز کبدی 1 راس (47/0)%، و جا به جایی شیردان 2 راس (95/0.)% تعداد زایمان، وزن گوساله های متولد شده و دوره باز قبلی در گاوهایی که غلظت بتاهیدروکسی بوتیرات خون آنها بیشتر از mmol/L 1 بود به طور معنی داری در مقایسه با گاوهایی که عیار خونی بتاهیدروکسی بوتیرات کمتر از mmol/L 1 داشتند متفاوت بود (05/0 p<. ) 17/55% از گاوهای با غلظت سرمی بالاتر از mmol/L 1 با بیماری های پس از زایمان درگیر بودند در مقایسه با 8/6% از گاوهای با عیار سرمی کمتر از mmol/L 1 و تفاوت بین دو گروه از نظر آماری معنی دار بود (05/0 p<. ) نتیجه گیری نهایی: نتایج حاصل از مطالعه فوق نشان می دهد که هایپر کتونمیا پس از زایمان در گاوهای شیری شهرستان قم وجود دارد که البته ارتباط معنی داری با بیماری های حول و حوش زایمان دارد.
    کلیدواژگان: کتوز تحت بالینی، بیماریهای حول و حوش زایمان، بتا هیدروکسی بوتیرات، گاو شیری
  • زهرا طوطیان، حسین لیمویی، محمدتقی شیبانی، سیمین فاضلی پور، جمیله سالار آملی صفحات 159-165
    زمینه مطالعه
    آسپارتام بعنوان یک شیرین کننده مصنوعی در طی چند دهه اخیر به طور گسترده ای در مواد غذایی مورد استفاده قرارگرفته است.
    هدف
    هدف مطالعه حاضر بررسی اثرات دوزهای متفاوت آسپارتام در تغییرات مورفومتریک و هیستومتریک کلیه در موش سوری بوده است.
    روش کار
    24 سر موش سوری ماده نژاد Balb/C به صورت تصادفی به سه گروه تیمار و یک گروه شاهد شامل شش موش در هر گروه تقسیم شدند. گروه های تیمار آسپارتام را به ترتیب به میزان mg100، 200 و 400 به ازای هر کیلوگرم وزن بدن و موش های گروه شاهد آب مقطر را به همان روش به مدت 21 روز دریافت نمودند. در پایان دوره آزمایش موش ها وزن گیری شده و بیهوش شدند. کلیه راست موش ها به روش H&E رنگ آمیزی گردیدند.
    نتایج
    تفاوت وزن بدن، در گروه های تیمار از mg100، 200 و 400 بر کیلو گرم وزن بدن (198/0 ±43/1، 281/0 ±64/1و 388/0 ±60/2) در مقایسه با گروه شاهد (139/0±65/4) کاهش معنی داری را نشان داد (05/0 p<. ) طول،عرض و قطر کلیه ها، کاهش معنی داری بین گروه های تیمار و شاهد داشت(05/0 p<. ) در مطالعه هیستومتریک، تغییرات قطر کلافه مویرگی، قطر جسمک کلیوی و ارتفاع سلولی بافت پوششی لوله های پیچیده دور و نزدیک، در گروه های تیمار نسبت به گروه شاهد دارای کاهش معنی داری بودند (05/0 p<. ) همچنین اندازه فضای ادراری، قطر دهانه داخلی لوله های پیچیده دور و نزدیک نیز در گروه های تیمار نسبت به گروه شاهد افزایش معنی داری را نشان دادند (05/0 p<. ) نتیجه گیری نهایی: چنین نتیجه گیری می شود که آسپارتام می تواند تغییرات مورفومتریک و هیستومتریک در کلیه ایجاد نماید.
    کلیدواژگان: شیرین کننده، بافت شناسی، حیوان، کلیه
  • مهدی راسخ، محمدرضا مخبر دزفولی، محمد نوری، داریوش سعادتی، عباس حاجی آخوندی، حمید توانایی منش، غلامرضا نیکبخت صفحات 167-173
    زمینه مطالعه
    موتیلید ها به خصوص اریترومایسین توانایی بسیاری در افزایش سرعت تخلیه شیردان دارند.
    هدف
    هدف از این مطالعه بررسی اثر اریترومایسین به عنوان افزایش دهنده سرعت تخلیه شیردان در جذب ایمنوگلوبولینهای G آغوز در گوساله های نوزاد بود. 12 راCس گوساله نوزاد در 2 گروه 6 تایی شامل گروه تیمار و گروه شاهد قرار گرفتند.
    روش کار
    یک ساعت پس از تولد به گوساله های گروه تیمار اریترومایسین(mg/kg 8/8) و به گوساله های گروه شاهد mL2 کلرید سدیم 9/0% در عضله گردن تزریق شد و 30 دقیقه بعد یک نمونه خون وریدی از دام گرفته شده و بلافاصله L3 آغوز توسط لوله مری خورانده شده و خونگیری در زمان های 1، 3، 6، 9، 12، 18، 24، 36 و 48 ساعت و 5 و 7 روز پس از تولد جهت اندازه گیری مقادیر IgG سرم انجام گردید.
    نتایج
    نتایج این مطالعه نشان داد که اریترومایسین توانست باعث افزایش معنی دار سطوح IgG سرم گوساله ها در گروه تیمار گرددmg/mL(394/20.) نتیجه گیری نهایی: بر اساس این مطالعه می توان بیان کرد که اریترومایسین با تسریع در تخلیه شیردان باعث افزایش سرعت تحویل آغوز به روده ها شده و با افزایش جذب IgG آغوز باعث افزایش سطوح سرمی آن در گوساله ها شده است.
    کلیدواژگان: تخلیه شیردان، اریترومایسین، ایمنوگلوبولین، گوساله
  • رضا طاعتی، مصطفی تاتینا، محمود بهمنی صفحات 175-182
    زمینه مطالعه
    محرک های ایمنی نقش مهمی در تقویت سیستم ایمنی ماهیان و پیشگیری از بروز انواع بیماری ها ایفا می کنند.
    هدف
    این مطالعه به منظور ارزیابی تاثیر سطوح متفاوت محرک های ایمنی ایمنواستر و ایمنووال بر شاخص های خونی، بیوشیمیایی و ایمنی فیل ماهیان جوان پرورشی (Huso huso) به مدت 8 هفته انجام گرفت.
    روش کار
    پس از یک ماه سازگاری با شرایط پرورشی و جیره پایه، 450 عدد فیل ماهی جوان پرورشی g(38/9 ± 58/95) در قالب یک طرح کاملا تصادفی و 5 تیمار (شاهد (0)%، ایمنواستر 1%، ایمنووال 1%، ایمنواستر 3% و ایمنووال 3)% با 3 تکرار و تراکم 30 عدد در هر تانک توزیع شدند. در پایان هفته هشتم نمونه برداری از خون ماهیان به طور تصادفی انجام گرفت (9 ماهی به ازای هر تیمار.)
    نتایج
    مقادیر هماتوکریت، هموگلوبین، MCH، MCV، MCHC، شمارش گلبول های قرمز و سفید، شمارش افتراقی، پروتئین کل، آلبومین، IgM و لیزوزیم تعیین شدند. هماتوکریت، هموگلوبین (به استثنای ایمنواستر 1)%، تعداد گلبول های سفید (به استثنای ایمنووال 3)%، MCH، MCV (05/0 (p< و درصد نوتروفیل در تیمارهای حاوی محرک های ایمنی افزایشی را نسبت به شاهد نشان دادند. بیشترین تعداد لنفوسیت در ایمنووال 3% رویت گردید. افزایشی در پروتئین کل، آلبومین (به استثنای ایمنواستر 3) % و لیزوزیم در تیمارهای حاوی محرک های ایمنی نسبت به شاهد مشاهده گردید.
    نتیجه گیری نهایی: محرک های ایمنی ایمنواستر و ایمنووال می توانند نقشی را در بهبود شاخص های خونی، بیوشیمیایی و ایمنی فیل ماهیان جوان پرورشی ایفا نمایند.
    کلیدواژگان: فیل ماهی (Huso huso)، بتاگلوکان، مانان اولیگوساکارید، خون، بیوشیمیایی
  • ابوالفضل کامکار، فهیمه توریان، افشین آخوندزاده بستی، علی میثاقی، نبی شریعتی فر صفحات 183-190
    مقدمه
    لذا تامین ذخایر آنتی اکسیدانی که بتواند بهداشت و ایمنی جامعه رادر برداشته باشد ضروری بنظر می رسد.
    هدف
    این تحقیق به منظور بررسی اثر آنتی اکسیدانی اسانس و عصاره های مختلف گیاه. Satureja hortensis L انجام شد.
    روش کار
    گیاه مرزه با استفاده از حلال های مختلف عصاره گیری شد و ترکیب شیمیایی اسانس گرفته شده از بخش های هوایی گیاه با GC/MS مورد آنالیز قرار گرفت، میزان دفاع آنتی اکسیدانی با استفاده از روش2و '' 2 دی فنیل–1 – پیکریل هیدرازیل DPPH() و تست بتا کاروتن – لینولئیک اسید، تعیین گردید.
    نتایج
    32 ترکیب در مجموع 92/98 % اسانس شناسایی شد و تیمول، کارواکرول، گاما ترپینن به ترتیب ترکیبات اصلی بودند. 50 IC در آزمون DPPH، در عصاره های آبی، متانولی و اتانولی و اسانس مرزه به ترتیب ترتیب mg/mL(12/0±46/38، 17/0±73/37، 63/0± 76/30 و 13/0±15/ 96) و در ممانعت از اکسیداسیون لینولئیک اسید در غلظت g/L 2عصاره آبی، اتانولی، متانولی واسانس به ترتیب 3/80، 25/76، 3/74 و 46/52%، اثر مهاری را نشان دادند. درمورد BHT، مقادیر 9/1± 9/4 و 88/88% در آزمایش DPPH و تست بتا کاروتن گزارش گردید. نتایج در این مطالعه نشان دادتمامی تیمارها در مقایسه با کنترل، خاصیت آنتی اکسیدانی و جذب رادیکالی قوی ای از خود نشان دادند. بالاترین اثر جذب رادیکال ها برای عصاره اتانولی مشاهده شد. برای خاصیت آنتی اکسیدانی، عصاره آبی مرزه بیشترین میزان ممانعت کنندگی را نسبت به سایرین نشان داد.نتایج ما نشان داد خاصیت آنتی اکسیدانی عصاره ها در هر دو روش به صورت معنی داری بیشتر از اسانس بود (05/0.)p< نتیجه گیری نهایی: به نظر می رسد اسانس وعصاره های آبی و الکلی مرزه، می تواند به عنوان یک منبع آنتی اکسیدان طبیعی ارزان، قابل دسترس و بالقوه برای اهداف غذایی و دارویی مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: . Satureja hortensis L، اسانس، عصاره، فعالیت آنتی اکسیدانی
  • نعیمه سلیمی خورشیدی، سعید کیوان شکوه، امیرپرویز سلاطی، محمد ذاکری، نعمت الله محمودی، احمد طهماسبی کهیانی صفحات 191-196
    زمینه مطالعه
    نوکلئوتیدها به عنوان ترکیبات درون سلولی با وزن مولکولی پایین، در بسیاری از اعمال سلولی نظیر رمزنگاری ژنتیکی و متابولیسم انرژی دارای نقش کلیدی هستند.
    هدف
    تاثیر سطوح مختلف نوکلئوتید جیره بر ترکیب اسیدهای چرب عضله ماهی قزل آلای رنگین کمان.
    روش کار
    آزمایش درون مخازن L 700 مدور با تراکم ذخیره سازی 40 عدد ماهی در هر تانک انجام شد. نوکلئوتید جیره در 5 سطح صفر، 05/0، 1/0، 15/0 و2/0% به جیره غذایی اضافه گردید. غذادهی به ماهیان با وزن متوسط g32/0±35/11 (به میزان 5-3% وزن توده زنده) 5 بار در روز و به مدت 8 هفته انجام شد.
    نتایج
    پس از 56 روز پرورش، نتایج نشان داد که میزان اسیدهای چرب اکوزاپنتائنوئیک (EPA) و اسید لینولنیک، در تیمار 2/0% نسبت به گروه شاهد افزایش معنی داری داشته است (05/0p<. ) در مقادیر اسیدهای چرب غیر اشباع زنجیره بلند)PUFA(، اسیدهای چرب غیر اشباع SFA()،)3PUFA (n-، )6PUFA(n-، 6/n3n و EPA+DHA، اختلاف معنی داری مشاهده نشد (05/0p>. ) نتیجه گیری نهایی: بطور خلاصه، این آزمایش نشان داد اضافه کردن نوکلئوتید به جیره ماهی قزل آلای رنگین کمان به میزان 2/0 % اثرات مثبتی بر اسیدهای چرب عضله دارد.
    کلیدواژگان: اسیدهای چرب، عضله، قزل آلای رنگین کمان)Oncorhynchus mykiss(، نوکلئوتیدهای خوراکی
  • احمد نگین تاجی، عبدالعلی موحدی نیا صفحات 197-202
    مقدمه
    پلاستیک های پلی کربناته، رزین های اپوکسی و بسیاری از تولیدات صنعتی دیگر مورد استفاده قرار می گیرد.
    هدف
    برای نشان دادن اثر BPA بر تغییرات هورمون های استروئیدی در معرض این ماده قرار داده شد.
    روش کار
    ماهی شانک زردباله (Acanthopagrus latus) به صورت تزریق درون صفاقی، غلظت های mg/g10، 50، 100 و 150 بر هفته از ماده بیس فنل آحل شده در روغن نارگیل را در دو هفته دریافت نمودند. نمونه های پلاسما در روزهای 0، 7 و 14 تهیه شد. سطوح هورمون های استروئیدی پلاسما (تستوسترون و 17بتا–استرادیول) به روش رادیوایمونواسی اندازه گیری شد.
    نتایج
    سطوح پلاسمایی هورمون 17بتا–استرادیول ماهیان تیمار شده با BPA در یک رفتار وابسته به غلظت، پس از 7 و 14 روز از در معرض گذاری افزایش معنی داری پیدا کرد (05/0.)p< سطوح تستوسترون پلاسما در پاسخ به غلظت های مختلف BPA کاهش یافت. البته این کاهش سطوح تستوسترون، از لحاظ آماری تنها در غلظت های mg/g100 و 150 از BPA معنی دار بود (05/0.)p< نتیجه گیری نهایی: مواجهه کوتاه مدت ماهی شانک زردباله (Acanthopagrus latus) با بیس فنل آمی تواند اثرات مخرب در سیستم تولیدمثلی ایجاد کند.
    کلیدواژگان: 17بتا- استرادیول، تستوسترون، بیس فنل آ، شانک زردباله، Acanthopagrus latus
|
  • Nadi Maazi, Abd-Al-Ali Malmasi, Parviz Shayan, Seyed Mahdi Nassiri, Taghi Zahraei Salehi, Fataneh Naderinejad Pages 107-112
    Background
    Infection with Ehrlichia canis، a gram negative obligatory intracellular bacterium، causes canine monocytic ehrlichiosis which is the worldwide disease in dogs.
    Objectives
    The objective of this study was to investigate the prevalence of E. canis in thrombocytopenic dogs using nested PCR and diagnostic role of thrombocytopenia in the infection.
    Methods
    Blood samples collected from 40 dogs attended in Teaching small animal hospital of Tehran University were classified as group A (platelet counts below 101. 000/µL، thrombocytopenic، n=11)، B (101. 000-200. 000/µL، thrombocytopenic، n=15) and C (platelet counts more than 201. 000/µL، non-thrombocytopenic، n=14) according to their platelet counts. 16S rRNA was analyzed by nested PCR using specific primers.
    Results
    16S rRNA gene fragment of E. canis were detected in five samples of group A (45. 5%)، three samples of group B (20%)، and one sample of group C (7. 1%). Prevalence rate of infection was statistically higher in group A than the other groups (p=0. 02). In total، approximately one third of thrombocytopenic dogs had demonstrable E. canis infection (30. 7%).
    Conclusions
    while thrombocytopenia cannot be considered as specific marker for detection of E. canis infection، it can be used as a surveillance test prior to other diagnostic methods.
    Keywords: Ehrlichia canis, nested PCR, thrombocytopenia, platelet count, dog
  • Sedigheh Jafari, Behnam Meshgi, Fatemeh Jalousian Pages 113-129
    Background
    Using a rapid and cost benefote test for diagnosing of hydatidosis، a zoonotic، can be beneficial as a diagnostic.
    Objectives
    The aim of the present study was to design and assess the performance of a dipstick method for diagnosting of cystic echinococcosis.
    Methods
    Hydatid cyst fluid antigens and homogenized antigens of protoscolex were prepared and its electrophoretic pattern was determined by SDS-PAGE. Afterthen، for providing the hyperimmune serum، rabbits were injected by hydatid cyst fluid and protoscolex antigens along with complete freund adjuant and then incomplete freund adjuant. The immune sera were evaluated by dot ELISA. Dipstick was prepared based on nitrocellulose paper as solid phase and coated with antigens which were dotted in the upper surface of the nitrocellulose strip. PBS was used as negative control and rabbit sera non-infected were used as positive control. As a negative control the lower part of the strip was coated by PBS. Each strip was floated in the serum (1:100 dilution) for 7min، washed for 7min and floated in the second antibody 7min. Afterthen، they were washed and incubated in chromogen/substrate diaminobenzidin for 2min to show the coloured band at the site of coated antigen.
    Results
    Our findings revealed 15 protein fractions in fluid antigens and 9 protein band in protoscolex antigens at the range of 29-130 kDa and 25-90 kDa، respectively. Meanwhile، the protoscolex antigens at in 1:10 dilution and fluid antigens at in 1:20 dilution showed the best results to diagnose hyper immune serum of 1:10 dilution.
    Conclusions
    This rapid Dipstick assay test can be considered as a suitable immunodiagnostic test for hydatid cyst disease; however further investigations should be done to improve its specificity through preparing highly purified antigens.
    Keywords: hydatid cyst, Dipstick, fluid antigen, protoscolex antigen
  • Mohammad Rahim Haji Hajikolaei, Ali Reza Sazmand, Gholam Reza Abdollahpour, Seyed Hossein Hekmati Moghadam Pages 121-125
    Background
    Leptospirosis as a common zoonotic diseases has a worldwide distribution.
    Objectives
    To Investigate of seroprevalence leptospiral infection in slaughtered camels (Camelus dromedarius) province of Yazd، Iran.
    Methods
    Blood samples were collected from 128 camels. Sera were initially screened at serum dilution of 1:100 against six live antigens of (Leptospira interrogans serovars pomona، canicola، hardjo، ballum، icterohaemorrhagiae، grippotyphosa) using microscopic agglutination test. The values ||“| 50% in a dilution l: 100 were considered as positive ones. Sera with positive values were titrated against reacting antigens in serial dilutions from l: 100 to 1:400.
    Results
    Antibodies against one or more serovars were shown in 30 (32. 4%) sera at dilution |“|1:100. Among the positive sera، pomona (57. 9%) canicola (23. 7%)، hardjo (10. 5%)، grippotyphosa (5. 3%) and icterohaemorrhagiae (2. 6%) were the most frequent serovars،respectively. Furthermore antibodies against more than one serovar were found in 8 (26. 6%) of positive sera.
    Conclusions
    It seems that leptospiral with various serovars could be considered as a prevalent infection in camels of the central part of Iran.
    Keywords: leptospirosis, seroprevalence, camel
  • Ali Taherimirghaed, Mahdi Soltani, Hosein Ali Ebrahimzadeh-Mousavi, Samira Mohammadian Pages 127-133
    Background
    Lactococcus garvieae is one of the main causative agents of Streptococ-cos is/Lactococcosis in farmed fish particularly in rainbow trout causing remarkable losses each year.
    Objectives
    To study the genetic diversity of Lactococcus garvieae strains recovered from the mortality of farmed rainbow trout in different provinces of Iran. METHODES: The Gram positive cocci were first obtained from the kidney tissues of diseased trout. The bacterial isolates were grown on blood agar and were then identified by PCR method. Their genetic diversities were then studied using RAPD.
    Results
    The recovered gram positive cocci strains were identified as L. garvieae producing a 1100bp in PCR procedure. In RAPD studies using 6 random primers (P1-P6)، only primer P4 was able to produce higher number of bands (five bands). Therefore، using this primer four profile patterns consisting of 560-1330 bp in 5 bands، 56–1260bp in 5 bands، 560-1260bp in 4 bands and 560-1200bp in 5 bands were obtained. The phylogenetic tree of the RAPD product using UPMGA software included these strains in three different clusters with four different genetic groups.
    Conclusions
    The results of this study clearly show that L. garvieae strains from the diseased rainbow trout in the north part of Iran are geneticly different from those in the west country، although there is some genetic similarity between some strains of these two regions of country.
    Keywords: genetic diversity, Lactococcus garvieae, rainbow trout, RAPD
  • Masoud Hashemzadeh, Vahid Karimi, Shahin Masoudi, Abdolhamid Shoushtary, Arash Ghalyanchi Langeroudi, Reza Momayez, Mohammad Hosein Nazem Shirazi, Hosein Maghsodloo, Reza Hasanzadeh, Fatemeh Eshratabadi Pages 135-141
    Background
    Infectious bronchitis is an acute، highly contagious، viral disease of poultry with worldwide distribution، and is continuously evolving through point mutation and recombination of their genome; subsequently the emergence of IBV variants complicates disease control.
    Objectives
    To investigate genetic characterization of new IBV variants isolated from commercial chicken flocks in Iran collected between 2009 and 2010. METHODES: The partial S1 gene of the spike protein، covering a hypervariable and constant regions، was amplified and sequenced using conventional RT-PCR.
    Results
    Phylogenetic analysis revealed four viruses designated as Razi-HKM891، Razi-HKM892، Razi-HKM893 and Razi-HKM894. Deduced amino acid sequence comparison with other IBV genotypes، published in the GenBank database، indicated that the isolates Razi-HKM891 and Razi-HKM894 were placed into the pathogenic 793/B serotype. However، the isolates Razi-HKM892 and Razi-HKM893 were different with previously described isolates in Iran. The Razi-HKM893 is closely related to recently published isolates from countries in Middle East and likely indigenous to Iran.
    Conclusions
    These findings is essential for improving the disease control strategies and thus emphasize the importance of continuous surveillance of the disease and of sharing the information to the global scientific community، which would help to fill the epidemiological gaps in the regions and to validate the robustness of diagnostic screening.
    Keywords: phylogenetic analysis, avian infectious bronchitis virus
  • Reza Youssefi, Mahdi Vojgani, Faramarz Gharegozloo, Mahmoud Blorchi, Ali Reza Bahonar Pages 143-150
    Background
    Retained fetal membrane decreases reproductive performance of dairy cows.
    Objectives
    The objective of this study was to evaluate the effect of Presynch Ovsynch protocol on reproductive performance of retained fetal membrane cows in Iranian dairy farm.
    Methods
    This experiment accomplished on 244 Holstein dairy cows of a commercial dairy herd in Tehran. At least 24 hour after calving، the cows with or without retained fetal membrane were allocated into Presynch-Ovsynch and control groups، randomly. Commencement of injection in Presynch-Ovsynch group was between 23 and 27 days post calving، and cows were inseminated at 60-61 days after calving. In control group، cows were inseminated based on observation of estrus after voluntary waiting period. Data were analyzed using ANOVA and Chi-square.
    Results
    Days of first service were lower in synchronized cows than the control ones (61. 5 vs. 105. 5; p<0. 05). Days open was lower in Presynch Ovsynch treated cows with history of retained fetal membrane than untreated cows with history of retained fetal membrane (124. 2 vs. 169; p=0. 007). Proportion of cows conceived by 200 days in milk was smaller in untreated cows with history of retained fetal membrane compared with cows in other groups (64% VS. 85. 3%; p=0. 007).
    Conclusions
    In conclusion، using Presynch-Ovsynch protocol and timed insemination improve fertility and reproductive performance in retained fetal membrane cows through decreasing days open.
    Keywords: retained fetal membrane, estrous synchronization, reproductive performance, days open, Presynch, Ovsynch
  • Samad Lotfollahzadeh, Mohammad Reza Mohebi Pages 151-158
    Background
    Negative energy balance (NEB) during first days of calving can cause metabolic and reproductive diseases in dairy cows.
    Objectives
    To evaluate the prevalence of hyperketonemis and its relationship with periparturient diseases in dairy cows of the Qom province، Iran.
    Methods
    Two hundred and seven cows were being investigated over 2- 4 weeks after parturition in dairy farms of Qom. Serum levels of b-hydroxy butyric acid (BHBA) concentrations of blood were measured to evaluate subclinical ketosis. All cows were clinically examined and any diseases which have been occurred during early two months after birth values were analyzed using Chi- square and Mann- Whitney U tests to compare mean values of serum BHBA concentrations in different groups and Pearson test for finding any relationship between groups.
    Results
    Cows showed retained placenta (n= 20، 9. 56%)، metritis (n= 2، 0. 95%)، milk fever (n= 3، 1. 44%)، laminitis (n= 1، 0. 47%)، clinical ketosis (n= 2، 0. 95%)، mastitis (n= 3، 1. 44%)، hepatic lipidosis (n= 1، 0. 47%) and left displacement of abomasums (LDA) (n= 2، 0. 95%). Parturition number، live bodyweight of newborn calves and previous open days in cows with higher than 1 mmol/L BHBA concentrations، were significantly greater than those cows with BHBA concentration lower than 1 mmol/L (p<0. 05). While 55. 17% of the cows with higher than 1 mmol/L BHBA concentration showed different post parturition diseases، 6. 8% cows with lower than 1mmol/L BHBA concentr-ations have been involved with such diseases. In this respect، two groups showed significant difference (p<0. 05).
    Conclusions
    Since periparturient diseases of dairy cows showes significant relationship with hyperketonemia، both condition should be cousidered in veterinary care.
    Keywords: negative energy balance, periparturient diseases, BHBA, dairy cow
  • Zahra Tootian, Hosein Limouei, Mohammad Taghi Sheibani, Simin Fazelipour, Jamileh Salaramoli Pages 159-165
    Background
    Aspartame، as a synthetic sweetener، has been widely used in food products during the recent decades and renal excretion of aspartame lasts several days.
    Objectives
    The aim of the present study was to investigate the dose-dependent effects of aspartame on morphometrical and histometrical changes of the kidney in immature mice.
    Methods
    24 immature female Balb/C mice، were randomly categorized to three experi-mental and one control groups of 6 mice each. Experimental and control groups received aspartame100، 200 and 400 mg/kg/bw respectively and distilled water with the same method for 21 days. At the end of the experiment، the mice were weighed and anesthetized their right kidneys were stained with Hematoxylin and Eosin.
    Results
    body weight difference showed significant decrease in experimental groups of 100، 200، 400 mg/kg/bw (1. 43±0. 198، 1. 64± 0. 281، 2. 60±0. 388) respectively compare to the control groups (4. 65±0. 139)، length، width، diameter and weight of kidneys had significant decrease between experimental and control groups (p<0. 05). In the case of histometrical changes، the diameter of glomeruli، diameter of renal corpuscles and the height of epithelium of proximal and distal convoluted tubules showed significant decrease in experimental groups compared to control group (p<0. 05). The diameter of urinary space and lumen of proximal and distal convoluted tubules، experimental groups showed significant increase compared to control group (p<0. 05).
    Conclusions
    This can be concluded that aspartame can induce morphometrical and histometrical changes in mice kidney.
    Keywords: sweetener, histology, animal, kidney
  • Mahdi Rasekh, Mohammad Reza Mokhber Dezfouli, Mohammad Nouri, Daryoush Saadati, Abbas Haji Akhondi, Hamid Tavanaeimanesh, Gholamreza Nikbakht Pages 167-173
    Background
    Motilides mainly erythromycin have a great ability to increase abomasal emptying rate.
    Objectives
    The aim of this study was to evaluate the effect of erythromycin as a prokinetic agent on abomasal emptying rate and Immunoglobulin G absorption in neonatal calves.
    Methods
    Twelve Holstein neonate calves were divided into two groups (treatment and control) of 6 Calves each. One hour after birth، treatment and control groups were injected by Erythromycine (8. 8 mg/kg; IM) and normal saline (IM). After 30 minutes، calves were fed by 3 liters of colostrum using esophageal tube. Venous blood samples for determination of plasma IgG were obtained at 1، 3، 6، 9، 12، 18، 24، 36، 48 hours and 5 and 7 days after birth.
    Results
    The results showed that administration of erythromycin caused a significant increase in the serum IgG level (20. 394 mg/mL)، compared to the control group (15. 021 mg/mL).
    Conclusions
    This study revealed that erythromycin increases the serum IgG level probably through abomasal emptying acceleration.
    Keywords: abomasal emptying, erythromycin, macrolide, immunoglobulin, calf
  • Reza Taati, Mostafa Tatina, Mahmoud Bahmani Pages 175-182
    Background
    Immunostimulants play an important role in strengthening the immune system of fishes and prevention of various diseases.
    Objectives
    This study was carried out to evaluate the effect of different levels of Immunoster (IS) and Immunowall (IW) immunostimulants on hematological، biochemical and immune indices in farmed juveniles great sturgeon (Huso huso) over 8 weeks.
    Methods
    After one month acclimatization period to rearing conditions and basal diet، 450 farmed juveniles great sturgeon (95. 58 ± 9. 38 g) were categorized as a completely randomized designing into five treatments (Control، IS 1%، IW 1%، IS 3% and IW 3%) in three replicates groups and kept at a density of 30 fish per tank. At the end of 8th week، blood samples were randomly collected (9 fish per treatment).
    Results
    The values of hematocrit، hemoglobin، mean corpuscular hemoglobin (MCH)، mean corpuscular value (MCV)، mean corpuscular hemoglobin concentration (MCHC)، WBC، RBC، cell differentiation، total protein، albumin، IgM and lysozyme were determined. Hematocrit، hemoglobin (except IS 1%)، WBC (except IW 3%)، MCH، MCV (p<0. 05) and percent of neutrophil showed an increase in both immunostimulant treated groups compared the control one. Meanwhile the maximum lymphocyte count was seen in IW 3%. It was also observed an increase in total protein، albumin (except IS 3%) and lysozyme concentrations of the treated groups compared the control one.
    Conclusions
    It can be concluded that Immunoster and Immunowall can improve hematological، biochemical and immune indices in juvenile farmed great sturgeons.
    Keywords: great sturgeon (Huso huso), b, glucan, mannan oligosaccharide, hematology, biochemistry
  • Abolfazl Kamkar, Fahimeh Tooryan, Afshin Akhondzadeh Basti, Ali Misaghi, Nabi Shariatifar Pages 183-190
    Background
    Reducing the detrimental effects of free radicals، in biological and food systems by antioxidants، is important، thus providing antioxidants is necessary issue in community health and food safety.
    Objectives
    The aim of the present study was to determine antioxidant properties of the essential oil and various extracts obtained from summer savory.
    Methods
    Summer savory were extracted using different type solvents and chemical composition of hydro-distilled volatile oil from the aerial part of the plant and analyzed by GC/MS. the antioxidant activities were measured by 2، 2''- diphenyl-1-picrylhydrazyl (DPPH°) free radical scavenging and b-carotene-linoleic acid assays.
    Results
    32 compounds، which representing 98/92% of the essential oil، were detected as major components: (thymol، carvacrol and terpinene، respectively). While IC50 for DPPH radical-scavenging activity were 38. 46± 0. 12، 37. 73 ±0. 17، 30. 76±0. 63 µg/mL for water، methanol، and ethanol extracts، respectively، it was 96. 15±0. 13 µg/ml for essential Oil. 80. 3، 76. 25، 74. 3 and، 52. 46 % inhibition were shown for water، ethanol، methanol extracts and essential oil in b-carotene/linoleic acid assay، respectively. These parameters for BHT were 4. 9±1. 9 µg/mL and 88. 88% for DPPH and b-carotene-linoleic acid tests، respectively. According to the results in this study، all treatments comparing with control، displayed strong antioxidant and radical_scavenging properties. The highest radical scavenging effect was observed in ethanol extract. The aqueous extract exhibited the greatest inhibition compared with others. Meanwhile، in both assays the extracts had more antioxidant activity than the essential oil (p<0. 05).
    Conclusions
    It seems the extracts (aqueous and alcoholic) and essential oil، could be considered as a cheap، easily accessible and potential source of natural antioxidants for food and pharmaceutical purposes.
    Keywords: Satureja hortensis L, antioxidant activity, essential oil, extract
  • Naimeh Salimi Khorshidi, Saeed Keyvanshokooh, Amir Parviz Salati, Mohammad Zakeri, Nemat Allah Mahmoudi, Ahmad Tahmasebi Kohyani Pages 191-196
    Background
    Nucleotides as low molecular weight intracellular compounds play key roles in diverse physiological and biochemical functions including encoding genetic in-formation and mediating energy metabolism.
    Objectives
    To determine effects of different levels of dietary nucleotides (NT) on fatty acid profile in rainbow trout.
    Methods
    This experiment was carried out in 700 L circular tanks with 40 fish per tank. NT was added to the diet at a rate of 0. 0، 0. 05، 0. 1، 0. 15 and 0. 2 percent. Fish with average weight of 11. 35±0. 32 g were fed 5 times a day (3-5% of body weight) over 8 weeks.
    Results
    After 56 days of feeding، Eicosapentaenoic acid and Linolenic acid levels increased in fish fed on 0. 2% NT compared to the control group. No significant difference (p>0. 05) was in polyunsaturated fatty acids (PUFA)، n-3، n-6، n3/n6 and saturated fatty acids (SFA) among groups.
    Conclusions
    It can be concluded that dietary nucleotides exerted positive effects on fatty acid composition in rainbow trout.
  • Ahmad Negintaji, Abdolali Movahedinia Pages 197-202
    Background
    Bisphenol A (BPA)، an industrially chemical compound، is abundantly used as a primary raw material for production of polycarbonate plastics، epoxy resins and many industrial productions.
    Objectives
    To show the effect of BPA on plasma steroid hormone variations، male Yellowfin Seabream were subjected to this compound.
    Methods
    Fish were intraperitonealy injected by dissolved BPA in coconut oil (10، 50، 100 and 150 µg/g-1 week-1) of over 2weeks. Plasma samples were collected on days 0، 7 and 14. Plasma levels of steroid hormones (testosterone and 17b-estradiol) were determined by radioimmunoassay.
    Results
    Plasma levels of 17b-estradiol hormone in BPA treated fish was significantly increased in a dose dependent manner، after 7 and 14 days of exposure (p<0. 05). Plasma levels of testosterone showed decrease in response to different concentrations of BPA. However this decrease in testosterone levels was significant only in response to 100 and 150 micrograms per gram of BPA.
    Conclusions
    It can be concluded that short term exposure of Yellowfin Seabream (Acanthopagrus latus) to BPA can make destructive effects in reproductive system.
    Keywords: 17b, estradiol, bisphenol A, testosterone, yellowfin seabream (Acanthopagrus latus)