فهرست مطالب

  • سال نهم شماره 1 (فروردین 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/02/20
  • تعداد عناوین: 12
|
  • مقاله مروری
  • طیبه متقی، لیلا آزادبخت صفحات 1-12
    از شایع ترین سرطان های شناخته شده در امریکا، کانادا و ششمین سرطان شناخته شده در جهان، سرطان پروستات می باشد. فاکتورهای غذایی نقش مهمی در پیشرفت سرطان پروستات دارد. یکی از آن ها، دریافت چربی ها به ویژه دریافت اسیدهای چرب غیر اشباع با چند پیوند دوگانه (Polyunsaturated fatty acid یا PUFA) می باشد. از این رو هدف از این بررسی، مروری بر پژوهش های انجام شده در زمینه ارتباط دریافت PUFA با سرطان پروستات بود. با جستجو در PubMed مقالات با طراحی های مورد شاهدی، کوهورت، کوهورت آینده نگر و آینده نگر انتخاب شد. بنابر نتایج مطالعه های حیوانی، ارتباط مستقیم بین اسیدهای چرب امگا 6 با رشد تومور و ارتباط معکوس بین اسیدهای چرب امگا 3 با رشد تومور پروستات مشاهده گردید. اسیدهای چرب امگا 3 سوبسترا برای تولید ایکوزانوئیدهای ضد التهابی هستند. در مقابل اسیدهای چرب امگا 6 سوبسترا برای تولید ایکوزانوئیدهای پیش التهابی می باشند. در اکثر مطالعه های انسانی ارتباط معکوس بین مصرف ماهی با سرطان پروستات و ارتباط مستقیم بین آلفا لینولنیک اسید با سرطان پروستات مشاهده گردید. مطالعه های انسانی نتایج متفاوتی در زمینه ارتباط PUFA با سرطان پروستات بیان کردند. اسیدهای چرب امگا 3 از منابع دریایی و گیاهی اثرات متفاوتی روی سرطان پروستات داشتند. در اکثر مطالعه ها آلفا لینولنیک اسید مرتبط با افزایش خطر سرطان پروستات بود. از این رو نیاز به مطالعه های بیشتر در زمینه ارتباط PUFA با سرطان پروستات می باشد.
    کلیدواژگان: اسیدهای چرب غیر اشباع با چند پیوند دوگانه، سرطان، پروستات
  • محتشم غفاری، ساناز نصیری اصفهانی، سکینه رخشنده رو، غلامرضا شریفی راد صفحات 13-19
    به دلیل خطرات و عدم اطمینان ها در ارتباط با تحقیق ها و مداخلات پزشکی، ملاحظات اخلاقی اغلب برای تحقیق های پزشکی ضروری می باشند. متاسفانه در حوزه آموزش بهداشت و ارتقای سلامت به این ملاحظات اخلاقی به طور معمول پرداخته نشده است. در ایران منابع و متون مربوط به اخلاق و آموزش بهداشت بسیار محدود است و امید می رود که مقاله حاضر گامی کوچک در راستای پر کردن گوشه ای از این فقدان بزرگ و جدی باشد. این مقاله به صورت مروری (Review article) به منابع و متون مربوط به اخلاق در حرفه تخصصی آموزش بهداشت پرداخته است. در این مقاله ابتدا کلیاتی در خصوص اخلاق، منشا پیدایش آن، رویکردها و نظریه های حاکم در خصوص اخلاق آورده شده است. پس از آن در بخش دیگری برای اولین بار نسخه فارسی مربوط به کدهای اخلاقی حرفه آموزش بهداشت (در 6 بند و 47 بخش) آورده شده است که توسط (CNHEO) Coalition of national health education organizations تصویب گردیده است. به طور کلی یکی از عمده ترین مسوولیت های آموزش دهندگان بهداشت کمک به افراد در جهت اتخاذ تصمیمات عاقلانه مرتبط با سلامتشان می باشد. آموزش دهندگان بهداشت در عملکرد حرفه ای خود با طیفی از موقعیت های دشوار و بلاتکلیفی ها مواجه می شوند. از طرف دیگر آموزش دهندگان بهداشت و ارتقادهندگان سلامت خواسته یا ناخواسته به صورت یک الگوی نقش (Role model) برای دیگران عمل می کنند. نویسندگان این مقاله آموزش های تخصصی و کاربردی را در خصوص موضوعات اخلاقی در آموزش بهداشت برای متخصصان، پژوهشگران، دانشجویان و سایر فعالان در حوزه آموزش بهداشت و ارتقای سلامت توصیه می کنند.
    کلیدواژگان: آموزش بهداشت، ارتقای سلامت، اخلاق
  • مقاله پژوهشی اصیل
  • فاطمه فلاح مدواری، الهه محقق نژاد، سحر صراف بانک، ریحانه سیدقلعه، لیلا آزادبخت صفحات 20-31
    مقدمه
    در حال حاضر، چاقی به یک مشکل جهانی تبدیل شده است. مطالعه های زیادی در مورد چاقی و چاقی شکمی انجام شده است. از این رو در این تحقیق ارتباط دریافت Poly unsaturated fatty acid (PUFA) با شیوع چاقی و چاقی شکمی در دختران دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان مورد بررسی قرار گرفت.
    روش ها
    این تحقیق روی 160 نفر دانشجوی دختر 30-18 سال و به روش مقطعی انجام شد. دانشجویان به روش تصادفی انتخاب شدند. از افراد فرم بسامد خوراک نیمه کمی اعتبارسنجی شده گرفته شد. فعالیت بدنی با استفاده از پرسش نامه استاندارد فعالیت بدنی ارزیابی شد. جهت بررسی ارتباط PUFA با شاخص های آنتروپومتریک از Linear regression، Logistic regression و آزمون همبستگی استفاده شد. آنالیزها با استفاده از نرم افزار SPSS (SPSS Inc.، Chicago، IL) انجام شد.
    یافته ها
    نتایج این مطالعه حاکی از آن بود که شیوع چاقی 5/2 درصد، چاقی شکمی 3/1 درصد و اضافه وزن 4/9 درصد است. میانگین وزن، Body mass index (BMI) و دور کمر به ترتیب برابر 21/56 کیلوگرم، 88/21 کیلوگرم بر متر مربع و 94/70 سانتی متر بود. همچنین میانگین دریافت چربی و PUFA به ترتیب 11/74 و 54/17 گرم در روز بود.
    نتیجه گیری
    ارتباط معنی داری بین مصرف PUFA با وزن، دور کمر، اضافه وزن، چاقی و چاقی شکمی در دانشجویان دختر مشاهده نشد (05/0 P >).
    کلیدواژگان: PUFA (اسیدهای چرب چند غیر اشباع)، چاقی، چاقی شکمی، BMI
  • سیمین نوابخش، پروانه صانعی، حسین خسروی بروجنی، محمد سعادت نیا، فروغ شاکری، عمار حسن زاده کشتلی، احمد اسماعیل زاده ترجمه: _سیب زمینی_نمایه گلایسمیک_سکته_پرسش نامه بسامد خوراک_رژیم غذایی_ صفحات 32-41
    مقدمه
    مطالعه های قبلی در ارتباط با دریافت های غذایی سیب زمینی و سکته مغزی، بیشتر روی نمایه گلایسمیک متمرکز بودند و اطلاعاتی چندانی در مورد رابطه مصرف سیب زمینی و خطر سکته مغزی عنوان نمی کردند. هدف از این مطالعه ارزیابی ارتباط میان مصرف سیب زمینی و خطر سکته مغزی در جامعه بزرگسال ایرانی بود.
    روش ها
    195 بیمار مبتلا به سکته بستری در بخش نورولوژی بیمارستان الزهرا (س) و 195 فرد شاهد از سایر بخش ها با نمونه گیری آسان غیر تصادفی انتخاب و در دو گروه از نظر جنس و سن همسان شدند. دریافت های غذایی شرکت کنندگان از طریق پرسش نامه بسامد خوراک جمع آوری شد. اطلاعات دیگر توسط پرسش نامه جمع آوری شد.
    یافته ها
    میانگین مصرف سیب زمینی در دو گروه مورد و شاهد به ترتیب 4/3 ± 1/31 و 3/1 ± 4/23 بود. مصرف بیشتر سیب زمینی در افرادی که جوان تر بودند و فعالیت فیزیکی بیشتری داشتند، مشاهده شد. مصرف بالاتر سیب زمینی با دریافت بیشتر انرژی، میوه ها، سبزیجات، حبوبات و غلات در ارتباط بود. پس از تعدیل از نظر سن، جنس و کل انرژی دریافتی، افرادی که مصرف سیب زمینی بیشتری داشتند، بیشتر در معرض ابتلا به سکته مغزی بودند (9/1 OR:؛ 6/3 و 0/1 CI:). حتی پس از تعدیل بیشتر برای استعمال سیگار و میزان فعالیت فیزیکی ارتباط همچنان معنی دار بود (9/1: OR؛ 6/3 و 0/1: CI). تعدیل بیشتر برای دریافت های غذایی موجب شد تا ارتباط از حالت معنی دار خارج شود (1/1: OR؛ 5/2 و 5/0: CI). با این وجود با در نظر گرفتن شاخص توده بدنی در مدل نهایی مشخص شد که افرادی که در چارک سوم مصرف سیب زمینی قرار داشتند، به طور معنی داری بیشتر در معرض خطر سکته مغزی بودند (2/2: OR؛ 7/4 و 0/1: CI).
    نتیجه گیری
    ارتباط مستقل معنی دار مرزی میان مصرف سیب زمینی و خطر سکته وجود داشت. جهت تایید این یافته، مطالعه های بیشتری نیاز است.
  • هادی دانشمندی، علیرضا چوبینه، عبدالرضا رجایی فرد صفحات 42-49
    مقدمه
    برای ایجاد تناسب فیزیولوژیک بین کار و شاغلان و همچنین انتخاب افراد مناسب برای انجام کارهای مختلف می توان از پارامترهای گوناگون از جمله بیشترین ظرفیت هوازی (VO2-max) بهره جست. این مطالعه با هدف ایجاد بانک اطلاعاتی برآورد VO2-max در کارگران مرد بخش صنعت صورت گرفت.
    روش ها
    در این مطالعه مقطعی به تعداد 500 نفر از کارگران مرد کارخانجات مختلف شهر شیراز با گستره سنی20 تا 59 سال که از سلامتی برخوردار بودند، داوطلبانه شرکت نمودند. این کارگران به وسیله دوچرخه ارگومتر بر اساس پروتکل آستراند به مدت 6 دقیقه مورد ارزیابی قرار گرفتند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسش نامه ویژگی های فردی بود که خود از دو قسمت تشکیل شده بود. بخش اول ویژگی های دموگرافیک و بخش دوم ویژگی های آنترپومتریک و فیزیولوژیک فرد را شامل می شد.
    یافته ها
    صدک پنجم، پنجاهم و نود و پنجم بیشترین ظرفیت هوازی در کارگران مورد مطالعه به ترتیب برابر با 07/2، 72/2 و 02/3 لیتر در دقیقه برآورد شد. نتایج این مطالعه نشان داد که بیشترین ظرفیت هوازی جامعه مورد مطالعه به ازای هر دهه تقریبا به میزان 10 درصد کاهش می یابد.
    نتیجه گیری
    وجود چنین بانک اطلاعاتی می تواند به استخدام افراد در کارهای مناسب و همچنین ارزیابی تناسب فیزیولوژیک کار با شاغلان کمک شایان توجهی کند.
    کلیدواژگان: VO2، max، دوچرخه ارگومتر، پروتکل آستراند، بانک اطلاعاتی ظرفیت هوازی
  • پرستو گلشیری، سیامک پورعبدیان، آرش نجیمی، حمیده موسی زاده، جواد هاشمی نیا صفحات 50-56
    مقدمه
    پرستاری یکی از حرفه های پر استرس است. عوامل استرس زای فراوان موجود در این حرفه تاثیرات زیادی را در کارکنان آن به جای می گذارد. این مطالعه با هدف شناسایی علل ایجاد کننده استرس شغلی در پرستاران بخش فوریت ها پزشکی انجام شده است.
    روش تحقیق:در این مطالعه مقطعی 84 نفر از کارکنان شاغل در بیمارستان در دو گروه پرستاران زن شاغل در بخش فوریت های پزشکی و کارکنان زن شاغل در بخش های مختلف اداری بیمارستان انتخاب شدند (42 نفر در هر گروه). ابزار جمع آوری اطلاعات نسخه فارسی و خلاصه پرسشنامه استرس شغلی سازمان بین المللی ایمنی و سلامت کار بود. پس از جمع آوری داده ها، به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات و از آزمون های آزمون های آماری تی مستقل، تحلیل واریانس و همبستگی پیرسون استفاده شد.
    یافته ها
    میانگین نمره استرس شغلی در پرستاران 29/9±30/97 و در کارمندان 91/10±85/91 بود (016/0=P). نتایج اختلاف معناداری بین دو گروه مورد مطالعه در میانگین نمره بار نقش (005/0=P)، کنترل نقش(02/0=P) و حمایت اجتماعی (004/0=P) نشان می دهد.
    نتیجه گیری
    حاضر پرستاران بخش فوریت های پزشکی استرس شغلی بالایی را در مقایسه با کارمندان بیمارستان تجربه می نمایند. ضمن آنکه بار نقش، کنترل نقش و حمایت اجتماعی به عنوان مهمترین عوامل در استرس شغلی پرستاران مطرح می باشند.
  • وحید غریبی، جواد ملکوتی، شهرام ارسنگ جنگ، عبدالله غلامی صفحات 57-65
    مقدمه
    استرس شغلی امروزه یکی از پدیده های مهم در زندگی اجتماعی و تهدیدی جدی برای سلامتی نیروی کار در جهان می باشد. این مطالعه با هدف بررسی میزان شیوع استرس شغلی و تعیین ارتباط آن با ویژگی های فردی کارگران در یکی از صنایع انجام شد.
    روش ها
    این مطالعه توصیفی تحلیلی به صورت مقطعی در سال 1390 روی 145 نفر از مجموع 450 نفر از کارکنان شاغل در یک پروژه تونل سازی واقع در شهرستان کرج انجام شد. جهت تعیین استرس شغلی از پرسش نامه استاندارد استرس شغلی موسسه Health and safety executive (HSE) انگلستان استفاده گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 16 و آزمون های آماری 2c، Independent t و تحلیل One Way ANOVA صورت گرفت.
    یافته ها
    از نظر آماری ارتباط معنی داری بین استرس شغلی با متغیرهای ورزش، تحصیلات مرتبط با شغل و سابقه شغلی وجود داشت (05/0 > P)؛ به طوری که افراد دارای تحصیلات مرتبط شغلی، بدون سابقه شغلی و افرادی که عادت به ورزش کردن داشتند، میانگین استرس شغلی کمتری داشتند. همچنین بین استرس شغلی با متغیرهای سن، تاهل، سطح تحصیلات، مصرف دخانیات، بیماری های مزمن و شاخص توده بدنی ارتباط آماری معنی داری دیده نشد (05/0 < P).
    نتیجه گیری
    توجه به استرس شغلی در صنایع ساختمانی ضروری است. اقدامات کنترلی نظیر آموزش کارگران و طراحی و اجرای برنامه های ورزشی در محیط های شغلی می تواند در کاهش میزان استرس شغلی موثر واقع گردد.
    کلیدواژگان: استرس شغلی، ویژگی های فردی، صنعت عمرانی
  • مهناز مستاجران، اکبر حسن زاده، آذر طل، فرشته مجلسی، مامک شریعت، پژمان عقدک صفحات 66-75
    مقدمه
    این مطالعه با هدف بررسی شیوع آنمی در زنان باردار با بارداری های ناخواسته و پرخطر و عوامل موثر بر آن در استان اصفهان انجام شد.
    روش ها
    این مطالعه توصیفی تحلیلی بود. 7233 مادر باردار متناسب با تعداد زنان باردار هر شهرستان و بر حسب مناطق شهری و روستایی با نمونه گیری تصادفی تسهیم به سهم شد. میزان هموگلوبین و سایر اطلاعات با استفاده از فرم ثبت اطلاعات از طریق مراجعه به پرونده خانوار مادر باردار جمع آوری گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 5/11 با استفاده از آمار توصیفی استنباطی تجزیه و تحلیل گردید.
    یافته ها
    شیوع آنمی در استان 4/9 درصد بود که دامنه آن بین 2/27-6/2 در شهرستان ها متغیر بود. این شیوع در شهرستان های تابعه استان از نظر آماری معنی دار بود (001/0 < P)، ولی بین شیوع آنمی در مناطق شهری و روستایی تفاوت آماری معنی داری مشاهده نشد. بین شیوع آنمی و گروه های سنی (006/0 = P)، تعداد باروری (022/0 = P)، مراقبت قبل از بارداری (016/0 = P) و سن بارداری (001/0 > P) و بین بارداری ناخواسته و سن مادر (001/0 > P) تفاوت آماری معنی داری وجود داشت. ارتباط معکوس و معنی داری بین شیوع آنمی با تحصیلات مادر مشاهده گردید (001/0 < P). نتایج آنالیز رگرسیون نشان داد که سن بارداری، سن مادر، ناخواسته بودن بارداری، فواصل بارداری و تحصیلات مادر اثر معنی داری بر ابتلا به آنمی داشت.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه ضرورت توجه به گسترش مراقبت های قبل از بارداری در زمینه الگوی صحیح غذایی و مصرف منظم مکمل آهن، ترویج برنامه مکمل یاری آهن و اسید فولیک در دوران قبل، حین و پس از بارداری و همچنین پیشگیری از بارداری در سنین بالا و بارداری های ناخواسته را نمایان می سازد.
    کلیدواژگان: بارداری، زنان باردار، بارداری ناخواسته، بارداری پرخطر، آنمی فقر آهن
  • امیر موسی رضایی، طاهره مومنی قلعه قاسمی، علی ضرغام بروجنی، الهام حاج صالحی صفحات 76-85
    مقدمه
    خطاهای دارویی به عنوان یک مشکل جهانی می تواند منجر به صدمات جدی و حتی مرگ بیماران شود. نتیجه اولیه و طبیعی اشتباهات دارویی، افزایش مدت بستری بیمار در بیمارستان و نیز افزایش سرسام آور هزینه ها خواهد بود. به طور کلی خطاهای دارویی روی بیماران، پرستاران و سازمان ها تاثیرات منفی دارد و منجر به کاهش کیفیت مراقبت های ارایه شده می گردد. هدف از این مطالعه بررسی میزان بروز خطاهای دارویی و تعیین علل گزارش نکردن این اشتباهات در پرستاران بود.
    روش ها
    این پژوهش یک مطالعه توصیفی- تحلیلی بود که در سال 1390 انجام شد. جامعه آن متشکل از 280 نفر از پرستاران کلیه بیمارستان های آموزشی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بود. واحدهای مورد پژوهش به صورت تصادفی و روش نمونه گیری خوشه ایوارد مطالعه شدند. جهت جمع آوری داده ها از یک پرسش نامه خود ساخته سه بخشی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از برنامه آماری SPSS نسخه 18 (version 18، SPSS Inc.، Chicago، IL) انجام شد.
    یافته ها
    بیشتر نمونه های مورد پژوهش زن (85 درصد) و سابقه کار کمتر از 5 سال (65 درصد) داشتند. در 20 درصد از واحدهای مورد پژوهش اشتباه دارویی اتفاق افتاده بود. میانگین خطاهای دارویی پرستارا ن در عرض سه ماه 11 مورد برای هر پرسنل برآورد گردید. این در حالی بود که میانگین گزارش خطای دارویی 5/1 مورد برای هر پرسنل در همین دوره زمانی بود. شایع ترین نوع اشتباهات گزارش شده شامل سرعت انفوزیون اشتباه با 19 درصد و دوز اشتباه با 12 درصد بود. پرستاران تخمین زدند که 6/13 درصد از اشتباهات دارویی طی فرایند خودگزارش دهی گزارش می شود. در این بین حیطه «ترس از عواقب گزارش دهی» به عنوان شایع ترین علت گزارش ننمودن اشباهات دارویی عنوان گردید. از هفت گویه موجود در حیطه ترس از پیامدهای گزارش دهی عبارت «ترس از مسایل قضایی» بالاترین علت گزارش نکردن اشتباهات دارویی بود.
    نتیجه گیری
    با توجه به اهمیت و تاثیر انکار نشدنی مبحث ایمنی بیماران، لزوم ایجاد یک سیستم کارامد گزارش دهی و ثبت خطا همراه با به حداقل رساندن موانع گزارش دهی جهت کاهش اشباهات دارویی ضروری به نظر می رسد. همچنین پیشنهاد می شود که مدیران و مربیان پرستاری با هر چه غنی تر ساختن برنامه های آموزش ضمن خدمت، زمینه اعتلای دانش و مهارت پرستاران را در این حیطه میسر سازند. همچنین با توجه به این که بر اساس یافته های مطالعه حاضر ترس از پیامدهای گزارش دهی یکی از علل مهم گزارش نکردن اشتباهات دارویی بود، بنابراین مدیران باید یک واکنش مثبت در قبال گزارش دهی اشتباهات دارویی در پرستاران داشته باشند.
    کلیدواژگان: اشتباهات دارویی، گزارش کردن، پرستار
  • بهزاد مهکی، یدالله محرابی، امیر کاوسی، یوخابه محمدیان، سهیلا خداکریم صفحات 86-95
    مقدمه
    نقشه بندی بیماری ها شامل مجموعه ای از روش های آماری است که به تهیه نقشه های دقیق بر اساس برآوردهایی از میزان های بروز، شیوع و مرگ و میر منجر می شود. مدل های بیزی از مهم ترین مدل ها در این حوزه به شمار می آید که اطلاعات پیشین تغییرات میزان های بیماری در نقشه کلی و الگوی فضایی بیماری را در نظر می گیرد. این مدل ها دامنه گسترده ای را شامل می شوند که هر کدام دارای فرمول بندی، ویژگی ها، نقاط ضعف و قوت مخصوص به خود هستند. در مطالعه حاضر به تشریح و مقایسه مدل های بیزی مهم و پرکاربرد گاما-پوآسون، Lognormal و BYM (Besag، York and Mollie) در بررسی خطر نسبی خودکشی در شهرستان های استان ایلام پرداخته شد.
    روش ها
    پژوهش از نوع کاربردی- اکولوژیک بود. در این پژوهش داده های خودکشی استان ایلام در سال 1386 و نیمه نخست سال 1387 مورد تحلیل قرار گرفت. جهت تحلیل داده ها از مدل های بیزی، گاما-پوآسون، Lognormal و BYM استفاده گردید. برازش مدل ها به داده ها با استفاده از نرم افزار WinBUGS صورت گرفت.
    یافته ها
    بر اساس برآوردهای به دست آمده از برازش این سه مدل، شهرستان های دره شهر و شیروان- چرداول به ترتیب بیشترین و کمترین خطر نسبی خودکشی را به خود اختصاص دادند.
    نتیجه گیری
    با وجود تفاوت برآورد خطر نسبی در سه مدل، رتبه خطر نسبی شهرستان ها در هر سه مدل مشابه به دست آمد. شهرستان های استان ایلام از بیشترین تا کمترین خطر نسبی خودکشی به ترتیب دره شهر، ایلام، دهلران، ایوان، آبدانان، مهران، ملکشاهی و شیروان- چرداول بود. همچنین فواصل اطمینان و انحراف معیار به دست آمده از برازش این سه مدل نیز تفاوت اندکی داشتند.
    کلیدواژگان: نقشه بندی بیماری، خودکشی، بیزی تجربی، BYM، خطر نسبی
  • سمیرا برکات، حبیب الله دهقان، حسینعلی یوسفی، مهرداد جوان، فهیمه ابرام، مسعود امیری صفحات 96-103
    مقدمه
    انسان بیشترین اطلاعات و آموخته های خود را از طریق سیستم بینایی به دست می آورد. سالن های مطالعه مکان هایی هستند که دانشجویان زمان زیادی را در آن ها به مطالعه می پردازند. روشنایی مناسب و توزیع بهینه آن می تواند خستگی چشم را به تاخیر اندازد و دقت و زمان مطالعه مفید را افزایش دهد. هدف این مطالعه بررسی میزان روشنایی سالن های مطالعه در خوابگاه های دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بود.
    روش ها
    مطالعه حاضر از نوع مقطعی بود که روی 24 سالن مطالعه در خوابگاه های دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال 1389 انجام شد. پس از تهیه نقشه ساده از سالن ها و اندازه گیری ابعاد (طول، عرض و ارتفاع)، برای ارزیابی شدت روشنایی از روش شبکه ای استفاده شد. برای اندازه گیری شدت روشنایی از دستگاه نورسنج مدل HAGNER و در ارتفاع 60 سانتیمتر از زمین استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار 16SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین شدت روشنایی کلی، طبیعی و مصنوعی به ترتیب در 21، 9 و 2 سالن از کل سالن های مطالعه بیشتر از 300 لوکس استاندارد Illuminating engineering society of north america (IESNA) بود. میانگین نسبت مساحت پنجره به مساحت کف در خوابگاه دختران و پسران به ترتیب 12/0 و 14/0 بود.
    نتیجه گیری
    روشنایی روز سالن های مطالعه با میانگین 567 لوکس در حد استاندارد بودند، اما روشنایی در شب به دلیل حذف منابع طبیعی و استفاده از منابع مصنوعی با میانگین 229 لوکس وضعیت مناسبی نداشتند.
    کلیدواژگان: روشنایی، شدت روشنایی، روشنایی مصنوعی داخلی، سالن مطالعه
  • سیدحامد میر حسینی، مهدی بیرجندی، محمدرضا زارع، علی فاتحی زاده صفحات 104-109
    مقدمه
    ذرات معلق یکی از مهم ترین آلاینده های هوا هستند و به ازای افزایش هر 10 میکروگرم بر متر مکعب از ذرات در هوا، میزان مرگ و میر 1 تا 3 درصد افزایش می یابد. ذرات معلق دارای بیشترین تنوع و پیچیدگی و از انتشار گسترده ای برخوردار هستند. اندازه، غلظت و ترکیب شیمیایی ذرات معلق در هوا، مهم ترین ویژگی های آن ها است. مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان آلودگی ذرات معلق (10PM و 5/2PM) در هوای شهر خرم آباد انجام گردید.
    مواد و روش ها
    این مطالعه به صورت مقطعی و از نوع توصیفی بود که در فاصله زمانی یک سال (از فروردین تا اسفند 1389) انجام شد. نتایج با استفاده از آزمون آنالیز، واریانس و مقایسه زوجی شفه (Paired comparison) و آزمون One-sample t-test تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که در طول دوره اندازه گیری، حداکثر غلظت 24 ساعته ذرات معلق مربوط به ایستگاه شمشیرآباد با میانگین غلظت 10PM و 5/2PM به ترتیب برابر 9/120 و 09/101 میکروگرم بر متر مکعب بوده است. مقایسه میانگین غلظت ذرات 10PM و 5/2PM در فصول مختلف نشان داد که بین میانگین غلظت ذرات فوق در فصول مختلف اختلاف معنی داری وجود داشته است (001/0 > P).
    نتیجه گیری
    مقایسه سالانه میانگین غلظت 10PM و 5/2PM با مقدار استاندارد نشان می دهد که با وجود بالاتر بودن میانگین غلظت ذرات معلق در فصل تابستان، در مجموع میانگین غلظت ذرات فوق پایین تر از حد استاندارد بوده است.
    کلیدواژگان: آلودگی هوا، ذرات معلق، خرم آباد
|
  • Tayebeh Mottaghi, Leila Azadbakhat Pages 1-12
    Prostate cancer is the most common cancer in America and Canada، and is the sixth most common cancer worldwide. Dietary factors play an important role in prostate cancer development; one of them is dietary fat، particularly PUFA intake. Thus، this study aimed to review the current articles on the correlation between PUFA and prostate cancer. We searched the PubMed database، and selected articles with the designs of case-control، cohort، prospective cohort، and prospective. In animal studies، a direct relationship was observed between omega-6 fatty acid intake and tumor growth، and an inverse relationship between omega-3 fatty acid consumption and prostate tumor growth. Omega-3 fatty acids are substrate for the synthesis of anti-inflammatory eicosanoids، but omega-6 fatty acids are substrate for the synthesis of pre-inflammatory eicosanoids. In most human studies، an inverse relationship was observed between fish consumption and prostate cancer، and a direct relationship between alpha-linolenic acid and prostate cancer. The results of human studies are conflicting on the relationship between PUFA and prostate cancer. Marin- and plant-derived omega-3 fatty acids have different effects on prostate cancer. In most studies، alpha-linolenic acid was associated with increased risk of prostate cancer. Thus، further studies are needed on the relationship between PUFA intake and prostate cancer.
    Keywords: Cancer, Prostate, Polyunsaturated Fatty Acids
  • Mohtasham Ghafari, Sanaz Nasiri Isfahani, Sakineh Rakhshandero, Gholamreza Sharifirad Pages 13-19
    Because of risks and uncertainties associated with research and medical interventions، ethical considerations are often necessary for medical research. Unfortunately، these ethical considerations have not been addressed extensively in the field of health education and health promotion. In Iran، sources and texts related to ethics and health education/health promotion are very limited. Therefore، we hoped the present paper would be a small step toward filling a corner of this great gap. This paper is a review of literature and resources related to ethics in the health education/health promotion profession. In the first part of this article، generalities about ethics، and approaches and theories of the origin and emergence of morality are given. Then، in another part of this paper، the Persian version of the ethical codes for the health education/health promotion profession (6 sections and 47 articles)، which has been approved by the coalition of national health education organizations (CNHEO)، has been presented for the first time. In general، one of the main responsibilities of health educators is to help individuals make wise decisions related to their health. Health educators in their professional practices encounter a range of difficult and uncertain situations. On the other hand، health educators act as a role model for others. The authors of this paper recommend specialized and practical training on ethical issues in health education for professionals، researchers، students، and other activists in the field of health education and health promotion.
    Keywords: Health Education, Health Promotion, Ethics
  • Fatemeh Falah Medvari, Elaheh Mohagheghnezhad, Sahar Saraf Bank, Reihaneh Seyed Ghaleh, Leila Azadbakht Pages 20-31
    Background
    Nowadays obesity has become a universal problem. Many studies have been done on obesity and abdominal adiposity. The aim of this study was to investigate the association between polyunsaturated fatty acid (PUFA) intake، and obesity and abdominal adiposity in female students of Isfahan University of Medical Sciences.
    Methods
    This cross–sectional study was conducted on 160 female university students in the age range of 18-30 years. All participants were randomly selected. Validated semi-quantitative FFQ was used to assess the entire dietary component intake. Physical activity was assessed by the standard physical activity questionnaire. The relationship between PUFA intake and anthropometric indices was evaluated by linear and logistic regression، and correlation test. All analysis was performed by SPSS version 10.
    Findings
    The prevalence of obesity، abdominal adiposity، and overweight was 2. 5%، 1. 3%، and 9. 4%، respectively. The mean values of weight، BMI and waist circumference (WC) were 56. 21 kg، 21. 88 kg/m2، and 70. 94 cm، respectively. The mean daily intake of fat and PUFA were 74. 11 and 17. 54 gr، respectively.
    Conclusion
    The current study indicated that there was no significant correlation between PUFA intake and weight، waist circumference، obesity and abdominal adiposity، and overweight among female students (P > 0. 05).
    Keywords: Polyunsaturated Fatty Acids (PUFA), Obesity, Abdominal Adiposity, Body Mass Index (BMI))
  • Simin Navabakhsh, Parvaneh Saneei, Hossein Khosravi Boroujeni, Mohammad Saadatnia, Foroug Shakeri, Ammar Hassanzadeh Keshteli, Ahmad Esmaillzadeh Pages 32-41
    Background
    Previous studies on the correlation between dietary intakes and stroke have mostly focused on the dietary glycemic index (GI) of potatoes and there is no information regarding the correlation between potato consumption and risk of stroke. Therefore، the aim of this study was to evaluate the correlation between potato consumption and risk of stroke in an Iranian population.
    Methods
    195 patients، who had had a stroke and were hospitalized in the neurology ward of Alzahra University Hospital، and 195 control patients from other wards of the hospital were selected by convenience non-random sampling method. Data on dietary intake were collected by the help of food frequency questionnaire. Other information was collected by the use of questionnaires.
    Findings
    Mean potato consumption was 31. 1 ± 3. 4 and 23. 4 ± 1. 3 g/d for cases and controls، respectively. Participants with the highest potato consumption were younger and more likely to be physically active. High potato consumption was associated with higher intakes of energy، fruits، vegetables، beans، and grains. After adjustment for age، sex، and total energy intake، we found that individuals with the highest potato consumption were more likely to have a stroke as compared with those with the lowest consumption (OR: 1. 9; 95% CI: 1. 0-3. 6). Even after additional control for smoking and physical activity، the correlation remained significant (OR: 1. 9; 95% CI: 1. 0-3. 6). Further adjustment for dietary intakes made the correlation non-significant (OR: 1. 1; 95% CI: 0. 5-2. 5). However، when BMI was taken into account in the final model، we found that individuals in the third quartile of potato consumption were significantly more likely to have a stroke (OR: 2. 2; 95% CI: 1. 0-4. 7).
    Conclusion
    We found evidence indicating a marginally significant independent correlation between potato consumption and risk of stroke. More studies are required to confirm this finding.
    Keywords: Potato, Glycemic Index, Stroke, Food Frequency Questionnaire, Diet
  • Hadi Daneshmandi, Alireza Choobineh, Abdolreza Rajaei Fard Pages 42-49
    Background
    In order to match workers physiological characteristics with job demands and personnel to perform different jobs، maximum aerobic capacity (VO2-max) can be used. This study was conducted to develop a data bank of VO2-max among male workers of the industrial sector in Shiraz، Iran.
    Methods
    In this cross-sectional study، 500 healthy male workers employed in industries in the city of Shiraz participated voluntarily (20 to 59 years of age). Subjects were assessed by ergocycle test according to Astrand protocol for 6 minutes. A questionnaire consisting of two parts was used as data collecting tool. In the first part، demographic، and in the second part anthropometric and physiological characteristics were included.
    Findings
    5th، 50th، and 95th percentiles of VO2-max of workers were 2. 07، 2. 72، and 3. 02 L. min-1، respectively. The results showed that aerobic capacity decreases at a rate of ~10% per decade.
    Conclusion
    Developing such a data bank can be useful for personnel selection and assessment of workers’ physiological characteristics and job demand relevance.
    Keywords: VO2, max, Ergocycle Test, Astrand Protocol, Data Bank of Aerobic Capacity
  • Parastoo Golshiri, Siyamak Pourabdian, Arash Najimi, Hamideh Mosa Zadeh, Javad Hasheminia Pages 50-56
    Backgrounds
    Nursing، is one the stressful professions. The stressful factors in this job have affected nurses in a serious way. The purpose of the present study was to identify causes of job stress in nurses working in emergency wards.
    Methods
    In this analytical study، 84 female nurses of emergency wards were selected by stratified sampling، and female clerks of hospitals by quota sampling (42 individuals in each group). The data collection tool was the Persian short version of generic job stress questionnaire of the National Institute for Occupational Safety and Health (NIOSH). After collecting information، data were analyzed using Student’s t-test، ANOVA، and Pearson correlation tests. For all tests، P = 0. 05 was considered as the level of significance.
    Findings
    The mean score of job stress was 97. 30 ± 9. 29 and 91. 85 ± 10. 91 in nurses and clerks، respectively (P = 0. 01). The results show a significant difference between the two groups with regard to the scores obtained for workload (P = 0. 005)، role control (P = 0. 02)، and social support (P = 0. 004).
    Conclusion
    Nurses working in emergency wards are exposed to more stressing factors. Moreover، work load، role control، and social support are of great importance in determination of job stress in nurses working in emergency wards.
    Keywords: Job Stress, Nurses, Hospitals
  • Vahid Gharibi, Javad Malakouti, Shahram Arsang Jang, Abdolah Gholami Pages 57-65
    Background
    Today job stress is one of the important phenomena of social life and a serious threat to the health of the workforce in the world. This study has been done with the aim of assess the prevalence of occupational stress and its relationship with the individual characteristics of workers in these industries.
    Methods
    This descriptive، cross-sectional study has been done in winter 2011; on 145 of the 450 employees working on a tunneling project located in the city of Karaj. In order to determine job stress the Health and Safety Executive (HSE) standard questionnaire has been used. For data analysis SPSS software Version 16 has been used and chi-square tests، Student’s t-test، and one-way analysis of variance were performed.
    Findings
    There was a significant relationship between job stress، and exercise، job-related education، and job experience (P < 0. 05). Therefore، people with job-related education، no job experience، and people who were accustomed to exercise had lower mean job stress. There was a significant correlation between job stress، and age، marital status، educational level، smoking، chronic disease، and body mass index (P > 0. 05).
    Conclusion
    Paying attention to job stress in the construction industry is essential. Training and exercise in construction projects can reduced job stress
    Keywords: Job Stress, Individual Characteristics, Construction Industries
  • Mahnaz Mostajeran, Akbar Hassanzadeh, Azar Tol, Fereshteh Majlessi, Mamak Shariat, Pejman Aghdak Pages 66-75
    Background
    This study aimed to assess the prevalence of anemia in unwanted and high risk pregnancies in the Isfahan Province، Iran.
    Methods
    This was a cross-sectional study. The sampling method used was multistage random sampling. The study population included all pregnant women referred to health centers، affiliated with Isfahan University of Medical Sciences، which had health records. In total، 7233 pregnant women were studied. Data was collected using the registration form and information obtained through maternal family documents. Their hemoglobin level was measured during pregnancy. SPSS software version 11. 5 was used. Descriptive and analytical statistics were performed.
    Findings
    The prevalence of anemia in the Isfahan Province was 9. 4%. The range of anemia was 2. 6% to 27. 2% and a significant difference between the prevalence of anemia was observed in different districts (P < 0. 001). There was a significant inverse relationship between the prevalence of anemia and maternal education (P < 0. 001). Moreover، there was a significant difference between the prevalence of anemia and age groups (P = 0. 006)، unwanted pregnancy and mothers age (P < 0. 001)، number of pregnancy (P = 0. 022)، prenatal care (P = 0. 016)، and pregnancy age (P < 0. 001). There was an indirect significant relation between prevalence of anemia and the mothers’ education (P < 0. 001). Logistic regression model revealed that pregnancy age، age of mother، unwanted pregnancy، pregnancy interval، and mothers’ education had significant effects on anemia.
    Conclusion
    Results of the present study highlighted the necessity of expanding prenatal care regarding appropriate dietary patterns and regular consumption of iron supplements، programs to promote iron supplements and folic acid before، during، and after pregnancy، and the importance of contraception in older women، and unwanted pregnancies
    Keywords: Pregnancy, Pregnant Women, Unwanted Pregnancy, High Risk Pregnancy, Iron Deficiency Anemia
  • Amir Musarezaie, Tahereh Momeni Ghale Ghasemi, Ali Zargham-Boroujeni, Elham Haj-Salhehi Pages 76-85
    Background
    Medication errors as a universal challenge may lead to severe damages or even death of patients. Initial and natural results of medical errors increase duration of hospitalization and costs. Overall، medical errors have negative effects on patients، nurses، and organizations and lead to decline in the quality of care provided. The purpose of this study was to determine the incidence of medication errors، and provide reasons for nurses’ refusal to report these errors.
    Methods
    This was a descriptive-correlation study conducted in nurses with cluster sampling methodology in 2012. A total number of 280 nurses from hospitals affiliated with Isfahan University of Medical Sciences، Iran، were enrolled. A questionnaire consisting of 3 parts was used for data collection. The data were analyzed using SPSS software version18.
    Findings
    The majority of subjects were females (85%) with work experience of less than 5 years (65%). Medication errors happened in 20% of subjects. Mean score of medication errors for each nurse was 11 in 3 months، whereas mean score of medication errors reported for each nurse were 1. 5 during the same time. The most common medication errors which were reported included the wrong infusion speed (19%) and wrong dosage (12%). Nurses estimated that 13. 6% of medication errors were reported by them. Among all causes under investigation، «fear of reporting consequences» had the highest score. From the 7 existing items in the domain of «fear of reporting consequences»، «fear of Legal Issues»، was the main cause for refusing to report medication errors.
    Conclusion
    Due to the importance of patient safety، it is essential to develop an efficient system to document and report errors in order to decrease medication errors. Moreover، it is recommended that administrators and nursing instructors improve academic ability and knowledge of nurses in this field by enriching training courses. Moreover، since fear of reporting consequences was one of the main factors for refusing to report medication errors، nursing managers should react positively towards the reports of medication errors by nursing.
    Keywords: Medication Error, Report, Nurse
  • Behzad Mahaki, Yadollah Mehrabi, Amir Kavousi, Youkhabeh Mohammadian, Soheila Khodakarim Pages 86-95
    Background
    Disease mapping includes a set of statistical techniques that provide detailed maps of rates based on estimated incidence، prevalence، and mortality. Bayesian models are the most important models in this field. They consider prior information on changes in the disease rates in the overall map and spatial pattern of the disease. These include a broad range of models with their own formulation، characteristics، strengths، and weaknesses. In the present study we explain and compare three important and widely-used models (Gamma-Poisson and lognormal as empirical Bayesian models، and Besag، York and Mollie (BYM) as a full Bayesian model) with regard to the relative risk of suicide in the Ilam Province، Iran.
    Methods
    In this applied، ecological research، suicide information of the Ilam Province for 2007 and first half of 2008 was analyzed using Gamma-Poisson، lognormal، and BYM Bayesian models. Models were fitted to data using WinBUGS software.
    Findings
    Fitting the three models showed that Darrehshahr and Shirvan-Chrdavol had the highest and the lowest relative risk of suicide، respectively.
    Conclusion
    Despite some differences in estimates، the ranks of relative risks in all three models are similar for all provinces. This result was in accordance with the results of the study by Clayton and Kaldor. The provinces from the highest to lowest relative risk of suicide are: Darrehshahr، Ilam، Dehloran، Eyvan، Abdanan، Mehran، Malekshahi، and Shirvan-Chrdavol.
    Keywords: Disease Mapping, Suicide, Empirical Bayes Method, BYM, Relative Risk
  • Samira Barakat, Habibollah Dehghan, Hossein Ali Yosefi, Mehrdad Javan, Fahimeh Abram, Masoud Amiri Pages 96-103
    Background
    Human beings mostly acquire their information and knowledge through vision. Moreover، a good vision requires appropriate light. Study saloons are places where people، particularly students، spend a lot of time for writing and studying. Desirable illumination and its optimum distribution can postpone eye fatigue، and hence، can boost the accuracy and time of useful study. A great number of studies have been carried out aiming to identify the rate of illumination in industries and factories. The purpose of the present study was to examine the illumination intensity in study saloons of dormitories of Isfahan University of Medical Sciences، Iran.
    Methods
    This is a cross-sectional study which has been conducted on 24 study halls in Isfahan University of Medical Sciences’ dormitories in 2011. After gaining the simple map of saloons and measuring their dimensions (length، width، and height)، the networked method was used for measuring the illumination intensity. Following the identification of stations for measuring the illumination intensity، the photometer apparatus (Hagner Universal Photometer) was used 60 cm above the ground. The collected data were analyzed by SPSS software.
    Findings
    The average intensity of total illumination، daylight illumination، and artificial illumination were higher than 300 Lux (IESNA recommended) in 21، 9، and 2 study halls. The average ratio of window area to floor area for studies halls of girls’ and boys’ dormitories was 0. 12 and 0. 14، respectively.
    Conclusion
    The total illumination intensity of study halls with the average of 567 Lux was acceptable. However، lighting intensity at night، due to the elimination of day light and use artificial of sources، with an average of 229 Lux was unsuitable.
    Keywords: Illumination Intensity, Artificial Lighting, Study Hall
  • Seyed Hamed Mirhossieni, Mehdi Birjandi, Mohammad Reza Zare, Ali Fatehizadeh Pages 104-109
    Background
    Particle matter is a major air pollutant and an increase of 10 µg/m3 in its concentration may cause an increase of 1-3% in the mortality rate. The aim of this study was to determine the concentration of the PM10 air pollutant in the city of Khorramabad.
    Methods
    This is a cross-sectional study. The experiments were conducted during one year، from April 2010 to March 2011، using a dust track analyzer. The data were analyzed by conducting one-way ANOVA، and Scheffé''s multiple comparison method، and then compared with the Environment Protection Organization’s standard rates.
    Findings
    The results revealed that the maximum concentrations of PM10 and PM2. 5 were، respectively، 120. 9 and 101. 09 µ/m3 at Shamshirabad station. There was a significant difference between the mean values of PM10 and PM2. 5 concentrations (µg/m3) during the different seasons. In addition، the mean concentrations of PM10 exceeded the maximum permissible concentration in warmer months.
    Conclusion
    An annual comparison of PM10 and PM2. 5 concentrations with the standard revealed that particle matter concentration was higher than the standard during the summer season. However، the total mean of particle matter was less than the standard concentration.
    Keywords: Air pollution, Khorramabad, Particulate Matters