فهرست مطالب

پژوهش های چینه نگاری و رسوب شناسی - سال بیست و هشتم شماره 4 (پیاپی 49، زمستان 1391)
  • سال بیست و هشتم شماره 4 (پیاپی 49، زمستان 1391)
  • تاریخ انتشار: 1391/12/11
  • تعداد عناوین: 6
|
  • میرحسن موسوی، سحر عبدل زاده، امین احمدی، ایوب کعبی مفرد صفحات 1-24
    هدف از انجام این مطالعه بررسی پارامترهای حاصل از پیرولیز راک-ایول جهت بررسی خصوصیات سازندهای گورپی (کرتاسه بالایی) و پابده (پالئوژن) در میدان نفتی پرسیاه می باشد، که بعنوان سنگ های منشاء احتمالی در این میدان مطرح هستند. این بررسی شامل ارزیابی پتانسیل هیدروکربنی (کمیت)، نوع کروژن (کیفیت) و بلوغ حرارتی است. مقدار TOC در سازند گورپی 23/1-35/0 (میانگین 67/0) و در سازند پابده 13/1-31/0 (میانگین 74/0) درصد وزنی می باشد. همچنین مقدار پارامتر S2 در سازند گورپی 72/2-3/0 (میانگین 24/1) و در سازند پابده 32/4-67/0 (میانگین 25/2) میلیگرم هیدروکربن بر گرم سنگ است. که این مقادیر بیانگر پتانسیل ضعیف تا خوب برای این سازندها می باشد. نمودار HI در برابر OI و نمودار S2 در برابر TOC نشان دهنده آنست که سازند های گورپی و پابده عمدتا دارای کروژن مخلوط از نوع II/III بوده، در محیط حدواسط دلتایی نهشته شده و توانایی زایش نفت/گاز را دارند. رخساره های آلی تعیین شده برای سازند گورپی محدوده C (بطور عمده) تا D و برای سازند گورپی محدوده BC و C را نشان می دهد. پارامترهای Tmax و PI بیانگر بلوغ نسبتا بالای سازند های گورپی و پایده بوده و نشان دهنده ورود آنها به پنجره نفتی است. قطع کردن محور TOC در جهت مثبت توسط خط رگرسیون در نمودار S2 در مقابل TOC نشان دهنده تاثیر کم ماتریکس سنگ است.
    کلیدواژگان: ژئوشیمی آلی، سنگ منشاء، پتانسیل هیدروکربورزایی، کروژن، بلوغ حرارتی، میدان پرسیاه
  • فاطمه واعظ جوادی صفحات 25-34
    عضو قدیر از بالایی ترین بخش سازند نایبند به سن رتین (تریاس بالایی) دارای برونزدگی بسیار خوبی در منطقه معادن پروده، جنوب غرب شهر طبس می باشد. دو نمونه جدید از ماکروفسیل های گیاهی این سازند متعلق به بازدانگان برای اولین بار از عضو قدیر سازند نایبند مورد شناسایی قرارگرفت که در این مقاله معرفی می شوند. این گونه ها عبارتند از: Williamsonia iranica sp. nov. متعلق به راسته بنتیتال ها (Order Bennettitales) و Ginkgoites persica sp. nov. متعلق به راسته ژنکوآل ها یا گینکگوآل ها (Order Ginkgoales).
    کلیدواژگان: ویلیامسونیا، ژنکیوئیتس، بنتیتال ها، ژنکوآل ها، رتین، سازند نایبند، طبس
  • محمد قویدل سیوکی، مریم خندابی صفحات 35-58
    تعداد 102 نمونه از رسوبات اردویسین (سازندهای لشکرک و قلی) ناحیه ابرسج واقع در 25 کیلومتری شمال غرب شاهرود جهت بررسی پالینولوژیکی و تعیین سن سکانس رسوبی اردویسین انتخاب شد. ضخامت رسوبات مورد مطالعه 679 متر اندازه گیری شد که از این ضخامت 234 متر آن را سازند لشکرک و 445 متر بقیه آن را سازند قلی تشکیل می دهد. در این مطالعه 65 گونه پالینومورف شناسایی گردید که از میان آنها 56 گونه آکریتارش (25 جنس) و 2 گونه کیتینوزوآ (2 جنس) می باشد. بر اساس ظهور و انقراض گونه های پالینومورف، 11 بایوزون تجمعی در رسوبات اردویسین ایجاد گردید. بایوزون های I تا VII در سازند لشکرک وجود دارند و زمان اردویسین پیشین ((Tremadocian-Floian را برای این سازند پیشنهاد می کند. بایوزون های VIII تا XI در سازند قلی گسترش دارند و سن اردویسین میانی و پسین (Darriwilian-Katian) را برای این بخش از ضخامت رسوبات ناحیه مورد مطالعه پیشنهاد می کند. بر اساس وجود گونه های مختلف کیتینوزوآ و آکریتارش ها و محاسبه ضریب نسبت عناصر خشکی به عناصر دریائی (K= C.E./M.E.) این دو سازند در محیط دریائی کم عمق ته نشین شده اند که در مقایسه با مدل های رخساره ای پالینولوژی با رخساره های 1 و 3 مدل استاپلین همخوانی دارد. جنس ها و گونه های پالینومورف ناحیه مورد مطالعه با نمونه های همزمان آن از سایر کشورهای جهان مقایسه گردید. این مقایسه شباهت زیاد پالینومورف های ناحیه مورد مطالعه را با اقلیم دیرینه پری گندوانا یا مدیترانه (، or Mediterranian palaeoprovince palaeoprovince peri –Gondwanan) نشان می دهد. رنگ پالینومورف ها خاکستری تا تیره است که معرف دگرگونی خفیف تا متوسط رسوبات اردویسین در ناحیه مورد مطالعه بوده و احتمالا با دگرگونی شیست های گرگان در زمان بسته شدن اقیانوس پالئوتتیس در اواخر تریاس مطابقت دارد.
    کلیدواژگان: پالینواستراتیگرافی، پالئوژئوگرافی، آکریتارش ها، کیتینوزوآ، رسوبات اردویسین
  • علی بهرامی، مهدی یزدی صفحات 59-80
    در این تحقیق به بررسی های زیست چینه نگاری و رخساره های زیستی کنودونت های برش های مورد مطالعه ایران مرکزی (برش های قلعه کلاغو، حوض دوراه 1 و 2 در حوضه طبس) و مقایسه آنها با برش های حوضه آلپ در اروپا پرداخته شده است. مطالعه 56 گونه و 15 جنس کنودونتی وتعیین رخساره های زیستی کنودونت های مربوطه در برش های ایران مرکزی حاکی از استقرار این برش ها در حاشیه جنوبی و کم عمق پالئوتتیس می باشند در حالیکه رخساره های شیلی این زمان از حوضه آلپ اروپا بدلیل استقرار در مناطق Outer shelf پالئوتتیس از رخساره های زیستی عمیق برخوردار بوده اند. مطالعه زیست زون های کنودونتی برش های مورد مطالعه منجر به شناسایی ناپیوستگی در این مرز و نبود دو زیست زون کنودونتی (M. praesulcata Zone و U. praesulcata Zone) از آخرین زیست زون های فامنین پسین گردید. همچنین با مقایسه الگوهای وزش بادهای دائمی ناشی از نیروی کوریولیس در عرض های جغرافیایی نزدیک به استوا و ایجاد نواحی کم فشار و پر فشار اتمسفری این باد ها سبب تقویت نیروهای بالارونده و حرکت این سلول های ایجاد شده به سمت غرب و گسترش زون آنوکسیک (فاقد اکسیژن) در حاشیه های شمالی و جنوب نواحی پلت فرمی پالئوتتیس و نهایتا سبب بروز انقراض زیستی و حادثه هنگنبرگ در این فاصله زمانی گردیده است.
    کلیدواژگان: ایران مرکزی، بیوفاسیس، دونین، کربونیفر
  • مژده فریدانی، سید ناصر رئیس السادات، محمود رضا مجیدی فر، سید احمد بابازاده صفحات 81-94
    رشته کوه های بینالو د در شمال شرق ایران با روندی شمال غربی – جنوب شرقی، در بین پلیت مستحکم توران و خرد قاره ایران مرکزی قرار دارد. برش قرونه در بخش غربی رشته کوه های بینالود (شمال غرب نیشابور) واقع شده است. در این پژوهش تغییرات سطح دریا و تاثیر آن بر فونای آمونیتی در نهشته های ژوراسیک میانی - بالایی شمال غرب نیشابور بررسی شده است. در این برش، نهشته های ژوراسیک میانی - پسین، با ستبرای 590 متر، شامل تناوبی از مارن، سنگ آهک مارنی وماسه سنگ می باشند. از جمله آمونیت های شناسایی شده در این برش میتوان به جنس های زیر اشاره نمود:Holcophylloceras، Ptychophylloceras، Sowerbyceras، Hecticoceras، Macrocephalites، Choffatia، Homoeoplanulites، Indosphinctes، Perisphinctes، Orthosphinctes، Subdiscosphinctes، Parawedekindia، Aspidoceras نهشته های ژوراسیک میانی- بالایی شمال غرب نیشابور از دو سکانس رسوبی تشکیل شده اند. بالا آمدن نسبی سطح آب دریا در کالووین پیشین، موجب نهشته شدن مارنها و سنگ آهک های مارنی (سازند دلیچای)، به طور هم شیب بر روی لایه های شیل و ماسه سنگی گروه شمشک گشته است. این پیشروی با ظهور تعدادی از جنس ها و گونه های آمونیتی همراه است. پسروی دریا در انتهای بخش زیرین سبب انقراض تعدادی از جنس ها و گونه های فونای آمونیتی منطقه شده و با بالا آمدن مجدد آب دریا در بخش فوقانی، جنس ها و گونه های جدیدی وارد حوضه شده اند.
    کلیدواژگان: تغییرات سطح آب دریا، آمونیت، ژوراسیک، بینالود
  • هدی عبدی زاده، علی کدخدایی، مسعود شایسته صفحات 95-110
    یکی از پارامترهای مهم ژئوشیمیایی، مقدار کل کربن آلی (TOC) می باشد که جهت ارزیابی پتانسیل هیدروکربن زائی سنگ منشاء استفاده می شود. اندازه گیری این پارامتر مستلزم انجام آزمایشات ژئوشیمی بر روی کنده های حفاری می باشد که پرهزینه و وقت گیر بوده و انجام آن بر روی تعداد محدودی نمونه صورت می گیرد. در این مطالعه از فن آوری الگوریتم های ژنتیک که مبتنی بر مفاهیم زیست شناسی هستند جهت تخمین TOC از داده های پتروفیزیکی استفاده شده است. از عملگرهای زیستی (operator) مانند تقاطع (crossover) و جهش (mutation) جهت تولید مثل نسل های جدید داده و انتخاب فرزندان نابغه (elite child) استفاده شده است. برای هر کدام از راه حل های مساله یک کروموزوم تعریف شده و جواب های مساله (ژن ها) در سیر تکاملی (رسیدن به جواب های بهینه مساله) قرار گرفته اند. این مطالعه بر روی داده های مربوط به سه چاه از میدان نفتی اهواز انجام گرفته است. الگوریتم ژنتیک ضرائب وزنی را برای داده های پتروفیزیکی محاسبه کرده که با استفاده از این ضرائب و داشتن داده های چاه پیمایی، می توان TOC را برای سایر چاه های موجود در میدان تخمین زد. دو نوع مدل الگوریتم ژنتیک جهت تخمین TOC طراحی شد: خطی و غیر خطی. نتایج نشان می دهد که از مدل خطی نسبت به مدل غیرخطی نتایج صحیح تری حاصل می شود. میانگین مربعات خطای شبکه (MSE) در مدل بهینه سازی الگوریتم ژنتیک خطی برای داده های تست 0096/0 می باشد که این مرتبط با مقدار ضریب همبستگی (R2) 7635/0 است.
    کلیدواژگان: جهش، کروموزم، الگوریتم های ژنتیک، پیرولیز راک، ایول، محتوای کل کربن ارگانیکی